سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آقای دادستان!بیش از یک سال و نیم زنان و مردانی در بندند که جرمشان نقد، اعتراض و نه گ...

آقای دادستان!بیش از یک سال و نیم زنان و مردانی در بندند که جرمشان نقد، اعتراض و نه گفتن به قدرت است

چکیده :باری جناب دادستان! داشتیم از دعای کمیل می گفتیم و از علی (ع) می گفتیم که آرزویمان استقرار عدالتش بود و الگوبرداری از زمامداریش. هیهات که نام او را کسانی برزبان آوردند که شایستگی نداشتند و عدالتش را کسانی مدعی شدند که کوچکترین بهره از آن نبرده بودند و سیره و مرامش را به فراموشی سپردند و دنیاطلبی و قدرت پرستی مجال علوی شدن را از آنان...


فخرالسادات محتشمی پور در پنجاهمین عریضه خود به دادستان تهران که همراه با عطر دعا هست نوشت:آقای دادستان شما نباید جوابگوی همه آن چه که سناریو نویسان و مخملی خوانان و فتنه انگیزان کردند باشید اما سهمتان در همراهی آنان و در اثبات فرضیات از بن بی اساسشان محفوظ است و دانشجویان آینده حقوق و تاریخ و همه پژوهندگان امروز و فردا سهم شما را خواهند دید و در موردتان داوری حق را خواهند کرد.

متن کامل این عریضه که نسخه ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

به : دادستان تهران

از : یکی از ستم دیدگان عصر عاشورای ۸۹،همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین

بسم الله الرحمن الرحیم

فبعزّتک استجب لی دعائی و بلّغنی منای ولاتقطع من فضلک رجائی واکفنی شرّ الجنّ و الانس من اعدائی.

سلام آقای دادستان!

به یک شب جمعه محرمی دیگر رسیدیم و شب استجابت دعا. من دلم می خواهد در این شب جمعه در دعاهایم یادی از بازجوها و خانواده هایشان بکنم که این روزها بیش از پیش احتیاج به دعا دارند و برای قاضی ها و خانواده هایشان و برای همه مسند نشینان که فردا باید در پیشگاه عدل الهی پاسخ گوی همه کج روی ها و بی عدالتی ها و حق کشی ها و ناروایی هایی باشند که در این سرزمینی که امام زمانی اش خواندند، به بندگان خدا روا داشته اند.

راستش را بخواهید این عبارت «مأمورِمعذور» را من هیچ گاه ته دلم قبول نداشته ام. خیلی سعی کرده ام البته که خودم را توجیه کنم و راضی کنم که زن و بچه بالاخره نان و قوت و غذا می خواهند و زندگی خرج دارد و شکم گرسنه خدا پیغمبر سرش نمی شود و فقر از هر دری وارد شود ایمان از همان در خارج می شود. ولی خوب وقتی می بینم عده ای دیگر از بندگان خدا همه هستی شان را در راه خدا داده اند بی مزد و منت و حاضر نشدند انسانیت و شرف و دیانتشان را به دو روز قدرت و مسندی پلید و ثروتی کثیف بفروشند حجت را تمام شده می دانم برای همه بنی بشر که منزّه زیست کنند و لقمه حلال و پاک بخورند و به خورد زن و بچه و اهل و عیالشان بدهند.

می شود کمتر خورد یا نخورد ولی حرام خوری توجیه ندارد و چرا لقمه ای که از حقی را ناحق کردن به دست می آید حلال تلقی شود؟ حالا که مراجع عالم و اعلم نظرات فقهی شان به صورت شفاف اعلام می کنند که اعتراف گیری در زندان و تحت فشار هیچ گونه مشروعیتی ندارد و البته این نظرات تازگی هم ندارد و در قانون اساسی هم آمده است، کسانی که تربیت شده اند و مأموریت یافته اند که سناریوی کیهان نویسان متوهم را تکمیل کنند و فرضیات برخاسته از نهادهای ناپاک و اذهان سیاه بین را ثابت کنند، چه حکمی پیدا می کنند؟ و عجب آن که بعضی فک و فامیل طفلکی ما هنوز دارند براساس همان نوع اعترافاتی که اساسا وهن نظام اسلامی است، صغری کبری چیده نتیجه گیری می کنند و حکم صادر می کنند. البته آن بنده خداها حکمشان را قبل از انتخابات صادر کرده بودند و یک دادستان تاریخ مصرف گذشته فلک زده را هم مأمور امضاء نموده بودند برای خالی نبودن عریضه و دجّال تبلیغاتی ارتزاق شده از بیت المال نیز گزارش های کذب را داده بود تا فردایش صدق شود. شما این فرمایشات ما را خوب می فهمید آقای دادستان چون برخلاف آن خانم دکتر که در بدو مسئولیت به معاونت برگزیدید و بعد او را مأمور تهیه گزارش از پرونده های به قول خودتان امنیتی و به واقع سیاسی و پاسخ گویی به خانواده ها کردید که می گفت من اصلا از اخبار مطلع نیستم و از سیاست سر درنمی آورم، شما از سیاست خیلی سردر می آوردید و اخبار و اطلاعات با تحلیل و تفسیر آن به آن دراختیارتان قرار می گرفت و می گیرد.

شما معنی صدور حکم جلب همسرعزیزم و بعضی دوستانش چند روز قبل از انتخابات ۸۸ را می فهمید همان طور که رؤسایتان هم خوب می فهمند و اعلام دستگیری این عزیزان را توسط خبرگزاری دولتی وروزنامه دولتی تحت مدیریت فک و فامیل ما در روز قبل وقتی هنوز نتیجه انتخابات اعلام نشده بود و پس از حمله به ستاد کاندیدای مردمی را هم خوب می فهمید. آقایان حکم را داده بودند دکترجان و قصاص را کرده بودند پیشاپیش قبل از ورود غیرقانونی به منزل و دزدی اموالمان، با انداختن سید ما در سلول انفرادی و اهانت ها و اسائه ادب ها و همه اقدامات غیرقانونی دیگر و شما که با ادعای اجرای مرّ قانون سر کار آمدید، تا مدت ها قدرت پذیرش ما را نداشتید و آن معاون که در حقش جفا کردید با دادن مسئولیت در آن بزنگاه و آن شرایطی که خودتان اجازه ملاقات با ما را نداشتید و پیغام می دادید که تحت فشارید، اختیاری نداشت.

آقای دادستان! روزی آن بنده خدا به من گفت احکام براساس اعترافات خود متهمین است و من گفتم کاش شما که هم جنس مایید و نرمید و ملایمید و منصفید و سواد حقوقی دارید می رفتید و بررسی می کردید که این اعترافات تحت چه شرایطی گرفته شده از این بندگان خدا و ایشان بلافاصله پرسید پس چرا شوهر شما اعتراف نکرده؟!!! فکر کنم دیگر ایشان دستگیرشان شده باشد این مسائل را و یحتمل توجیه شده اند و برای همین طبق روایت خانواده های دردمند دیگر از آن نرمی و همراهی و هم دردی اوائل مسئولیتشان خبری نیست. هم از این رو عرض می کنم که در حق ایشان و در حق جامعه زنان جفا کردید چون نگاه عمومی را نسبت به مدیریت زنانه و مادرانه و عطوفانه زنان تغییر دادید آقای دکتر.

باری جناب دادستان! داشتیم از دعای کمیل می گفتیم و از علی (ع) می گفتیم که آرزویمان استقرار عدالتش بود و الگوبرداری از زمامداریش. هیهات که نام او را کسانی برزبان آوردند که شایستگی نداشتند و عدالتش را کسانی مدعی شدند که کوچکترین بهره از آن نبرده بودند و سیره و مرامش را به فراموشی سپردند و دنیاطلبی و قدرت پرستی مجال علوی شدن را از آنان گرفت.

و حالا بیش از یک سال و نیم است که زنان و مردانی در بندند که تنها جرمشان نقد است و اعتراض است و نه گفتن به قدرت است. و بیش از یک سال و نیم است که هزینه های مادی و معنوی بسیار صرف اعتراف گیری و اقرار گیری علیه خود زندانیان و دیگران می شود و حاصل آن فقط و فقط بی اعتباری احکام فله ای صادره و بی اعتباری دادگاه های نمایشی و نهایتاً لطمه و آسیب به نظام قضائی کشور بوده است.

نه آقای دادستان شما نباید جوابگوی همه آن چه که سناریو نویسان و مخملی خوانان و فتنه انگیزان کردند باشید اما سهمتان در همراهی آنان و در اثبات فرضیات از بن بی اساسشان محفوظ است و دانشجویان آینده حقوق و تاریخ و همه پژوهندگان امروز و فردا سهم شما را خواهند دید و در موردتان داوری حق را خواهند کرد. پس بی سبب نیست که من در دعای این شب جمعه علاوه بر بازجوها و قاضی ها و مسندنشینان و صاحبان زر و زور و تزویر و دشمنان خدا و پیامبر و امام زمان (ع)شما را هم به یاد داشته باشم.

اللهم اجعل عاقبة امورنا خیراً

فخرالسادات محتشمی پور

بیست و چهارم محرم الحرام ۱۴۳۲ برابر با نهم دی ماه ۱۳۸۹


4 پاسخ به “آقای دادستان!بیش از یک سال و نیم زنان و مردانی در بندند که جرمشان نقد، اعتراض و نه گفتن به قدرت است”

  1. حجت گفت:

    زنده باد زنان آزاده عالم و از جمله خانم محتشمی پور

  2. مسعود گفت:

    انگار پس از 1369 سال از عاشورا هنوز خطبه قراء زینب کبری بر ضد یزیدیان در فضای عصرمان طنین انداز است و ایندفعه از حنجره فرزند برادرش به گوش میرسد

  3. حسین گفت:

    خواهرم واقعا زینب زمانی انچنان حکومتیان را اچمز کرده ای که هیچ حرکتی نمیتوانند از خود نشان دهند دست بهر مهره ای که بزنند کیش ومات را بدنبال خواهد داشت …بدیهی است سرانجام ناچار بحرکتند ویا قبول تساوی ….

  4. مسلم گفت:

    دادستان …من که شرمنده شدم تو چطوری از روز جزا نمیهراسی