سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

وزارت خارجه، هیچ‌کاره شده

چکیده :در حال حاضر می‌توان گفت اصلی‌ترین مسائل مطرح در سیاست خارجی در بیرون از وزارت خارجه رقم می‌خورد. دیپلمات‌ها و کارشناسان وزارت خارجه در این وضعیت ضرر شخصی نمی‌کنند چرا که آنها در حال انجام کار روزانه خود هستند. وقتی تصمیمی ‌از بیرون به آنها ابلاغ می‌شود آن را اجرا می‌کنند و متوجه اشکالات نیز می‌شوند اما چون محلی برای ابراز این نظرات نمی‌یابند همان سیاست را اجرا می‌کنند و ممکن است آن سیاست چندان به نفع نظام...


علی خرم *

تقریبا در همه سیستم‌های سیاسی دنیا، وزیر خارجه بعد از رئیس جمهور از بیشترین اعتبار و اهمیت برخوردار است. در واقع در تمامی‌ نظام‌های سیاسی وزیر خارجه مهمترین وزیر محسوب می‌شود و مقام او از نظر شان و پرستیژ بالاتر از بقیه وزرا است. به این دلیل که تمام سیاست خارجی و امنیت ملی کشور که به فراتر از مرزهای کشور مربوط می‌شود از زیر دست این شخص می‌گذرد. از این رو وزیر خارجه باید تحصیلکرده، کاردان، پخته و با سابقه و تجربه باشد و کسی باشد که به عنوان ویترین آن کشور بتواند با جامعه بین المللی تعامل و دوستی کند.

با این حال متاسفانه بعضی مواقع در ایران نقش وزیر خارجه با نهادهای دیگر اشتباه گرفته می‌شود. مثلا تصور می‌شود که وزیر خارجه باید در حکم خطیب نماز جمعه رفتار کند و باید سخنان آتشین بیان کند و مواضع ایدئولوژیک و اصولی اتخاذ کند. در حالی که وزیر خارجه همواره و در هر شرایطی باید به دنبال تعامل و دوستی باشد، حتی زمانی که دو کشور در حال جنگ با یکدیگر هستند وزیر خارجه باید به دنبال گفتگو و مذاکره باشد. در زمانی که ایران و عراق در حال جنگ بودند وزیر خارجه ایران و وزیر خارجه عراق وقتی با همتای کشور متخاصمش روبرو می‌شد بسیار آرام و متین برخورد می‌کرد این طور نبود که چون دو کشور در حال جنگند وزراء خارجه برای همدیگر شمشیر بکشند. یا به عنوان مثال زمانی که آمریکا در پایان جنگ جهانی قصد حمله به ژاپن را داشت سفیر ژاپن در واشنگتن را دعوت کرد و با او مذاکره کردند و او را مطلع کردند که اگر ژاپن تسلیم نشود آمریکا مجبور است به این کشور حمله کند. همچنین در سال 1990 وزیر خارجه آمریکا، طارق عزیز وزیر خارجه عراق را به ژنو دعوت کرد و در عین حال که خوش و بش کردند در ضمن مذاکرات به او گفت که «ما به اندازه کافی به شما وقت و اولتیماتوم داده ایم و 6 ژانویه 1991 در ساعت 2.5 صبح به عراق حمله می‌کنیم». طرفین با احترام هم از هم جدا شدند. پس حتی زمانی که دو کشور در حال رویارویی نظامی ‌هستند، وزیر خارجه کشور که ویترین آن کشور محسوب می‌شود باید آرام و متین برخورد کند. نباید انتظار داشته باشیم که وزیر خارجه به عنوان مثال نقش وزیر دفاع و یا نیروی زمینی را بر عهده بگیرد و رفتار تند و پرخاشگرانه نشان دهد. کار وزارت خارجه حل مشکلات و تشنجات است و نه تشنج آفرینی و یا گسترش تشنج.

اگر نگاهی به دیگر نظام‌های سیاسی جهان بیندازیم متوجه می‌شویم که چه قدر برای وزیر خارجه شان و اعتبار قائل هستند. به عنوان مثال دیدیم که در آمریکا که باراک اوباما و هیلاری کلینتون دو رقیب انتخاباتی برای کسب مقام ریاست جمهوری بودند، زمانی که اوباما به ریاست جمهوری انتخاب شد کاندیدای رقیب هم حزبی خود را به وزارت خارجه منصوب کرد. این به این معنا است که بالاترین مقام ممکن را به خانم کلینتون داد. پس در این کشور وزیر خارجه بعد از رئیس جمهور از بالاترین مقام برخوردار است چرا که می‌تواند کشور را به سمت جنگ یا صلح ببرد یا می‌تواند کشوررا با مشکلات اساسی مواجه و یا از آن برهاند.

در جمهوری اسلامی ‌ایران، تا اواخر وزارت آقای ولایتی نیز چنین نقشی را برای وزیر خارجه قائل بودند. در زمان جنگ و در کابینه مهندس موسوی، وزیر خارجه، بعد از نخست وزیر از بالاترین مقام برخوردار بود و در هیئت دولت نفر دوم پس از نخست وزیر محسوب می‌شد.

بعد از پایان جنگ، کم کم شورای امنیت ملی و دیگر ارگان‌ها نقش‌های وزرات خارجه را یکی پس از دیگری به خود اختصاص دادند. مسئله عراق، لبنان، فلسطین، افغانستان، آمریکا، بحث هسته‌ای و … به مرور از کنترل وزارت خارجه خارج شدند. در دوره وزرای بعدی، وزارت خارجه به تدریج نقش خود را از دست داد و می‌توان گفت امروز وزارت خارجه در مسائل اساسی سیاست خارجی نقش آفرینی کمی‌ دارد و در مورد مسائل مهم، بیرون از وزرات تصمیم گیری می‌شود و وزارت خارجه صرفا مجری آن سیاست‌هاست و تاثیر زیادی در سیاست‌گذاری ندارد و از ابراز استعداد‌ها و ابتکارهای دیپلمات‌های خود محروم است و جایی برای انجام ابتکارات دیپلماتیک و بروز استعدادهای دیپلمات‌ها وجود ندارد.

وقتی به اسناد وزارت خارجه مراجعه می‌کنیم می‌بینیم که پیش از انقلاب، وزیر خارجه همه تلکس‌های مهمی ‌را که از سفارتخانه‌های ایران در سراسر جهان دریافت می‌کرد به نزد شاه می‌برد و عین تلکس را برای او می‌خواند و دستور او را پای تلکس می‌نوشت و سپس تلکس را به بخش مربوطه و سفرا بر می‌گرداند و به این ترتیب سفرا می‌دانستند باید چه کننند. یعنی دیپلمات ضمن اطلاع از نظر بالاترین مقام کشور می‌توانست ابتکار به خرج دهد.

مسئله مهم این است که کار وزارت خارجه تخصصی است و دیپلماتی که سال‌ها کار کرده، تجربه اندوخته، نظام سیاسی جهان را شناخته، سال‌ها در مورد مسائل بین المللی مذاکره کرده تا تخصصی پیدا کند و به تجربه دست یابد باید بتواند تجربه خود را در راستای اهداف نظام به کار ببندد. اگر مسائل مربوط به وزارت خارجه را به بیرون از وزات خارجه منتقل کنند و در مورد آن تصمیم گیری کنند اولین ضررش را نظام می‌بیند چرا که افراد بیرون از وزازت خارجه تجربه دیپلمات‌ها و کارشناسان وزارت خارجه را ندارند. چرا که به طور مستقیم با موضوع و مذاکرات مربوط به آن درگیر نبوده‌اند. پس خارج کردن مسائل از وزارت خارجه، ظلم به وزارت خارجه در وهله اول و بعد از آن ظلم به نظام و مردم است.

همه مسائل سیاست خارجی اعم از سیاست‌گذاری، ابتکار و اجرا باید از مجرای وزات خارجه صورت گیرد. بنده 11 سال در دوره دکتر ولایتی مسئول استراتژی در وزارت خارجه بودم. در آن زمان ما پیش نویس استراتژی‌های وزارت امور خارجه را می‌نوشتیم سپس در شورای معاونین در مورد آن بحث می‌شد و به تصویب وزارت خارجه می‌رسید سپس به تصویب شورای عالی امنیت ملی می‌رسید و پس از تایید مقام معظم رهبری برای اجرا به وزارت خارجه باز می‌گشت. در واقع وزارت خارجه چیزی را اجرا می‌کرد که خودش نقش اصلی را در تدوین و تصمیم گیری آن داشت. بنابراین آنهایی که در صحنه اجرای سیاست خارجی هستند باید مبنای سیاست گذاری‌ها نیز باشند. چرا که آنها با شرایط بین الملی و واقعیت‌های سیاست خارجی آشنایی بیشتری دارند. اگر دیگر نهادها نظیر شورای امنیت ملی، رئیس جمهور و … نظری در مورد سیاست خارجی دارند باید پس از این که وزارت خارجه نظر و پیشنهاد خود را اعلام کرد با استفاده از اهل فن و متخصصین سیاست خارجی بر پیشنهاد وزارت خارجه نظر اصلاحی بدهند.

در حال حاضر می‌توان گفت اصلی‌ترین مسائل مطرح در سیاست خارجی در بیرون از وزارت خارجه رقم می‌خورد. دیپلمات‌ها و کارشناسان وزارت خارجه در این وضعیت ضرر شخصی نمی‌کنند چرا که آنها در حال انجام کار روزانه خود هستند. وقتی تصمیمی ‌از بیرون به آنها ابلاغ می‌شود آن را اجرا می‌کنند و متوجه اشکالات نیز می‌شوند اما چون محلی برای ابراز این نظرات نمی‌یابند همان سیاست را اجرا می‌کنند و ممکن است آن سیاست چندان به نفع نظام نباشد.

* کارشناس سیاست خارجی , نماینده سابق ایران در سازمان ملل

منبع: دیپلماسی ایرانی


10 پاسخ به “وزارت خارجه، هیچ‌کاره شده”

  1. ناشناس گفت:

    چطوره سیاست خارجی رو بدیم قصاب محله‏ی ما بنویسه، آخه وقتی گوشت می‏خریم، حرفای قشنگی می‏زنه!!…

  2. ناشناس گفت:

    جناب خرم، اینکه فرمودید وزیر امور خارجه نقش بسیار مهم و برجسته در هر دولتی دارد، بسیار صحیح و درست است، اما این به معنای اهمیت وزارت خارجه نیست. چون از امریکا مثلا آوردید بنده بر اساس همین امریکا پاسخ می دهم. در امریکا نقش وزیر امورخارجه بسیار مهم و حیاتی است ولی نقش وزارت خارجه در زمانهای مختلف فرق دارد. گاهی مثل دوران کارتر وزیر خارجه، سایروس ونس، در ساختار وزارت خارجه رشد کرده و بعد به وزارت می‌رسد، در این مواقع نقش وزارت خارجه بسیار مهم می شود و کارشناسان این وزارت خانه در تصمیم گیری دولت موثرند. اما در مواقع بسیاری نیز وزیر خارجه از ساختار وزارت خارجه به این پست دست پیدا نمی کند، مثل دوران وزارت خارجه کسینجر در دولت نیکسون و همین اخیر، وزارت خانم کلینتون در دولت اوباما. در این مواقع این وزرا اهمیت زیادی برای کارشناسان وزارت خارجه قائل نیستد و بیشتر به مشاوران خاص خود در شورای امنیت و مراکز دیگر مثل شورای سیاست خارجه اتکا دارند. ظاهرا رییس دولت کنونی در ایران نیز به ساختار و کارشناسان وزارت خارجه اعتماد ندارد و بیشتر به مشاوران خود در بیرون وزارت متکی است.  

  3. اشکان گفت:

    این هم از خاصیت حکومتهای توتالیتر است

  4. سید گفت:

    به نظر من الان هیچکدام از پرسنل وزارت خارجه برایشان فرقی نخواهد کرد که چه به سر کشور میاید و قتی که آنها به این نتیجه رسیده اند که وقتی نمی تواند که در تصمیم گیرهای نقشی بازی کننده و جای برای کارشناسی مسائل نیز وجود نادر و فقط باید دستوراتی که به آنها میرسد باید بدون چون و چرا باید اجرا کننده . پس هرچه بادا باد وبی خیال منافع کشور و فقط حقوق دریافتی را عشقست. وسلام

  5. ناشناس گفت:

    و دقیقا به خاطر همین کارهاست که در جهان امروز ، ایران برای کشور های دیگه فقط مثل یه جوک میمونه که هیچ کس جدیش نمیگیره

  6. بهرام گفت:

    “اگر دردم یکی بودی چه بودی”

  7. ناشناس گفت:

    به شتر گفتند پشتت کج است گفت بگوئید کجایم راست است !!!!!

  8. سمیه گفت:

    مملکت گل وبلبله دیگه .همه چیز باید انتظار داشته باشی

  9. هادی گفت:

    برادر محترم
    کجای کاری وزارت خارجه را لجن مال کرده اند. یکی از سفرای تحمیلی(سهرابی) در قطر هندوانه وخربزه به قطریها می فروشد. خود سفیر خاک ممکلت را قاچاق می کند و به جیب می زند. خودرو بدون گمرک وارد می کند. شرکت صوری زده و برای خودش کار می کند.اصلا نه به کارشناسان بلکه ه اصول اولیه نظام اهمیتی نمی دهند. به تمامی مسولین قطری گفته است من منتخب احمدی نژاد هستم وکاری به وزارت خارجه ندارم همه کسانی که تابحال به این کشور سفر کرده اند یا از دوستان کاری و یا از دوستان تجاری و شرکایش بوده اند. روز وشب کارش این شده از مسوولین قطری بخواهد تا کسانیکه در داخل آبروی ندارند به خاطرمسائل تبلیغابی به این کشور سفر کنند. شما دنبال چی می گردی

  10. ابرقدرت ایران (مرکز جهان) گفت:

    ادمین چرا کامنت های بنده را سانسور میکنید.اگر از حضور بنده احساس ناخوشایندی دارید بفرمایید رفع زحمت بنمایم
    انقلاب خودجوش (alireza)
    کلمه: دوست عزیز ما همیشه از نظرات شما استفاده می کنیم. در این مورد یا اشتباهی صورت گرفته یا به ما کامنت شما نرسیده است.