سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آقای دادستان! چرا شاکی کودتاگران باید زندانی، در قرنطینه و ممنوع‌الملاقات باشد؟...

آقای دادستان! چرا شاکی کودتاگران باید زندانی، در قرنطینه و ممنوع‌الملاقات باشد؟

چکیده :از خدا می خواهم که مرا مددی رساند تا با پی گیری های مجدانه پاسخ سوالم را به زودی از زبان شما که دادستانید و باید داد مظلوم بستانید دریافت کنم: « شاکی از آقای جنتی و کودتاگران انتخاباتی چرا باید دربند باشد و از آن بدتر چرا باید در قرنطینه باشد و بدتر از بدتر چرا باید ممنوع التماس و ممنوع الملاقات...


فخرالسادات محتشمی پور، همسر مصطفی تاج زاده، در چهل و پنجمین عریضه خود خطاب دادستان تهران نوشته است: از خدا می خواهم که مرا مددی رساند تا با پی گیری های مجدانه پاسخ سوالم را به زودی از زبان شما که دادستانید و باید داد مظلوم بستانید دریافت کنم: « شاکی از آقای جنتی و کودتاگران انتخاباتی چرا باید دربند باشد و از آن بدتر چرا باید در قرنطینه باشد و بدتر از بدتر چرا باید ممنوع التماس و ممنوع الملاقات باشد؟»

متن این عریضه را که در اختیار کلمه قرار گرفته، بخوانید:

به: دادستان تهران

از: ستم دیده عصر عاشورای ۸۹ و همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی و زندانی ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم فاجعل نفسی مطمئنةً بقدرک راضیةً بقضائک مولعةً بذکرک و دعائک محبةً لصفوة اولیائک محبوبةً فی ارضک و سمائک صابرةً علی نزول بلائک.

سلام آقای دادستان!

یک هفته محرمی دیگر را آغاز کردیم و زیارت نامه ها می خوانیم ما این روزها و روضه ها می خوانیم برای حسین (ع) و اولادش. برای علی اکبر و علی اصغر. و برای اصحابش و برای همه قهرمانان کربلا که نامشان با دلاوری هایی سترگ آمیخته و انسان را به معنی واقعی ایثار و عشق و ارادت می رساند. زیارت نامه ها می خوانیم و روضه ها برای بازماندگان کربلا که قیام مقتدای آزادگان را معنی و تفسیر کردند. برای سید الساجدین که گریه های دائمی اش چونان سیلی کاخ ستم را از بن پایه برکند ومناجات ها و ادعیه اش چون ماه تابان تا هم امروز راه گشای مؤمنان شد و آنان را تنها وابسته به خدایی ساخت که همه کاره اوست و حقیران جلال طلب زیاده خواه را مجال فراخ می دهد برای عرض اندام و خودنمایی تا در زمان خود عبرتی باشند برای همه دل های عبرت بین!

آقای دادستان!

من نشسته ام این جا روبروی ضریح و چشم دوخته ام به پشت آن شبکه نقره فام و دارم به دعاهای زنانی گوش می کنم که با دنیایی از امید به سرای مهربانی امام زاده ای آمده اند که نسبت برادری با میهمان قوم ایرانی دارد و ولیعهد اجباری هارون. زیارت می خوانند و روضه می خوانند و دعا می خوانند و اشک می ریزند و خدا را صدا می زنند و احمدبن موسی را که سلام خدا بر او باد، واسطه استجابت دعای خویش قرار می دهند و من به مقام وی احترام می کنم و خدایم را بی واسطه مخاطب قرار می دهم و می گویمش: خدایا تو چه مهربانی که برای بندگانت در تمام اعصار تکیه گاه و پناه گاهی از جنس خودشان قرار داده ای. کسانی که بتوانند واسطه شوند برای نزدیکی مردمانت به تو و برای ترجمه همه حاجات و خواسته های آنان به زبانی که آن را رساتر می دانند. می گویمش: خدایا خواهش می کنم به حرف های این پیرزن که این طور متضرعانه به این ضریح نقره فام چسبیده و حوائجش را با مردی نجوا می کند که او را لایق شنیدن رازهایش برای واگویی در محضر تو دانسته برآورده کن. من نمی دانم که گرفتاری اش چیست ولی تو خود خوب می دانی که درد و درمان هردو از توست. درمان کن دردش را هرچه که هست و راحت را بر قلبش سزاوار بدار و روا کن حاجات همه این زن ها را که دور و بر من هر یک به نحوی تقاضایی دارند و روا کن همه حاجات بندگانت را در سرزمین من که در این روزهای پر رنج در هر گوشه و کناری تو را صدا می زنند به حق اولیا و مقربین درگاهت و به حق پیامبرانت و به حق مولود آسمانی این روزها و فرزند مریم پاک که مصائبش به اندازه مصائب همه دردهای بشریت بزرگ بود و قلبش به وسعت همه مهربانی ها و نیکی های عالم بود.

آقای دادستان!

من همسر آزاده ای دربند و همسر سیدی مظلوم هم این جا در فضایی سرشار از ناله ها و شکوه ها و تمناهای بندگان خدا، او را به خدایی خودش و به مقام عالی ستم دیدگان عاشورا سوگند می دهم که دل های قسی و شقی را نرم و رام و آرام گرداند تا جایگاه مهر خداوندی گردند و مجال تابیدن نور ایمان در آن ها فراهم آید.

و خدا را به صبر زینب(س) و سجده زینت عبادت کنندگانش سوگند می دهم که توان و ظرفیت تحمل بلاهایی که بر ما نازل شده به ما موهبت نماید و از او طلب می کنم که عاقبتمان را با صبر و پایداری به خیر دارد و با او پیمان می بندم که تا توانی هست و بیانی زبان از حق گویی نبندم و تا همسر بی گناهم گرفتار ستم ظالمین دوران است، با سکوت و بی عملی در گناه بزرگ ستمگران شریک نشوم. از خدا می خواهم که به شما عدالت و به کودتائیان مروت و به مأموران کودتا بصیرت و به همه ما استقامت عطا نماید و از خدا می خواهم که مرا مددی رساند تا با پی گیری های مجدانه پاسخ سوالم را به زودی از زبان شما که دادستانید و باید داد مظلوم بستانید دریافت کنم: « شاکی از آقای جنتی و کودتاگران انتخاباتی چرا باید دربند باشد و از آن بدتر چرا باید در قرنطینه باشد و بدتر از بدتر چرا باید ممنوع التماس و ممنوع الملاقات باشد؟»

رب نجنّی من القوم الظالمین

فخرالسادات محتشمی پور

نوزدهم محرم الحرام ۱۴۳۲ برابر با چهارم دی ماه ۱۳۸۹


7 پاسخ به “آقای دادستان! چرا شاکی کودتاگران باید زندانی، در قرنطینه و ممنوع‌الملاقات باشد؟”

  1. یاسر گفت:

    اگر کسی میخواهد در مورد رینب و پیام آشورایی او تصور عینی پیدا کند به نوشته های این بانوی شجاع مراجعه نماید .این خانم نماینده واقعی جنبش برابری طلبی زنان ایران است زیرا در هیچ زمینه ای از مردان کمتر ندارد.

  2. SABERE GHAVAMI گفت:

    MA HAMEH AHALIE JEBHEYE SABZE OMID BA SHOMA BANUYE SABUR O MOGHAVEM VA HAMSARE DARBANDETAN KEH BE NAHAGH ASIRE KUDETAGARAN AST; VA HAMEYE ZENDANIYANE SIASIE DIGAR TA BE AKHAR HAMRAHIM.

  3. فرهاد علوی گفت:

    آنانکه رفتند کاری حسینی کردند آنها که مانده اند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی اند.
    سلام بر زینب های عصر ما
    و ذلیل باد یزیدیان زمان

  4. رضا مولائی گفت:

    100 ها سلام بر شما زنان مسلمان و شجاع ایران بدون شک شما در این جدال نا برابر برنده رو سپید هستید و باید ایران بشما افتخار کند

    با ارادت برادرانه

  5. ناشناس گفت:

    واقعا که از نسل بنی هاشمی وفخر سادات

  6. پیر سبز گفت:

    درود خدا بر تاجزاده مقاوم و گرامی میهن ، ودرود بیکران به همسر صبور و زینب گونه اش ( که همه ماموران جیره خوار حکومتی را دعا میکند تا بخود ایند و باز گشت بسوی خدا کنند ) . درود بر خاتمی و کروبی و میرحسین .

  7. رزمنده گفت:

    سلام بر حسين سلام بر زينب و سلام بر رهروان راستين زينب(س) خواهرم به سيد مصطفي افتخار كن او بت شكن دوران سياه و ظلماني ماست .
    بجاي نوشتن به حكام جور به ملت بنويس بنويس كه ” ان الله لايغير و ما بقوم …..” بنويس كه سكوت شما ملت سيد مصطفي را زنداني كرد نه دادستان و بزرگتر از او .