علی اکبر صالحی: فرار مغزها یک حقیقت است
چکیده :اگر به اين مساله را به عنوان يك حقيقت بپنداريم، بحث اين خواهد بود كه چگونه بايد اين سرمايه را به بهره مندي از اين مغزها تبديل...
برخلاف سخنان پیشین وزیر علوم در انکار فرار مغزها، علي اكبر صالحي دراولين نشست تخصصي بررسي دستاوردهاي دومين همايش ايرانيان خارج از كشور به مساله فرار مغزها اشاره كردو گفت: اگر به اين مساله را به عنوان يك حقيقت بپنداريم، بحث اين خواهد بود كه چگونه بايد اين سرمايه را به بهره مندي از اين مغزها تبديل كنيم.
به گزارش ايلنا، رييس كارگروه كنسولي در نشست تخصصي بررسي دستاوردهاي دومين همايش خارج از كشور ادامه داد: با توجه به تحولات جهاني با در نظر گرفتن موقعيتهاي روز بايد اين فرار مغزها را به گونهاي مديريت و نگاه كرد تا با ايجاد شرايطي حداكثر بهره مندي را از ايرانيان خارج از كشور انجام دهيم.
سرپرست وزارت امور خارجه خاطرنشان كرد : اگر به آنها به ديده اندوختههاي خود نگاه كنيم شايد يك راه همراهي براي انتقال علم و تكنولوژي براي كشور به وجود بيايد.
صالحي با بيان اينكه ايران كشوري آزاد بوده و مساله مهاجرت يك امر ارادي است كه نميتوان مقابل آن را گرفت اظهار كرد: مسائل اجتماعي، سياسي و فرهنگي از موجبات مهاجرت انسان است و اساس مهاجرت يك امر سلبي نيست.
صالحي در ادامه افزود : هرچند در سالهاي اخير پيشرفتهاي علمي در ايران صورت گرفته است اما اگر استادي را در دانشگاه بين المللي از جمله هاروارد داريم ، چرا بايد او را به ايران بياوريم ؟ اگر بگوييم امكانات و شرايط تحصيلاتي آمريكا را در ايران داريم ، قطعا به گزاف و غلو سخن گفته ايم .
وي سپس باطرح اين پرسش كه چگونه ميتوانيم از فرار مغزها بهره برداري لازم را كنيم ، گفت: در زماني كه در وزارت علوم بودم در خصوص اساتيد ايراني خارج ازكشور طرحي ارائه و حتي اجرا شد و بر اين اساس اساتيد كه در دانشگاههاي خارجي مشغول به تدريس هستند طي ضوابطي ساليانه يك ماه الي دو ماه به كشور آمده و در داخل از آنها استفاده كنيم.
رييس كارگروه كنسولي بر طبقه بندي ايرانيان خارج ازكشور تاكيدكرد و گفت: اگر ايرانيان خارج از كشور رابه صورت اساتيد، دانش آموزان، تجار، هنرمندان و جوانان طبقه بندي كنيم ميتوانيم شيوههايي را براي آنها اتخاذ كنيم و يا پيشنهاداتي را مقابل آنها بگذاريم تا اتصال آنها به كشور بيشتر شود كه در اين صورت ما برنده هستيم.
وي در ادامه به حضور هنرمندان ايراني در خارج از كشور اشاره كرد و گفت: هنرمندان ايراني در خارج ازكشور وجود دارد استعدادهاي بالاي خدادادي دارند اما از ديدگاه ما رها هستند. اگر بتوانيم شيوههايي را بيانديشيم كه طبقه هنرمند خارج ازكشور را به صورت مطلوب و عقلاني مديريت كنيم رسما در اين زمينه ميتوانيم بهرههاي بسياري ببريم.
سرپرست وزارت خارجه به جوانان ايراني خارج از كشوراشاره كردوگفت: نبايد به گونهاي عمل كنيم كه در داخل كشور اين تصور پيش بيايد كه جو اناني كه به خارج از كشور ميروند از احترام بيشتري برخوردارند. اگر جوانان داخل بايد به خدمت سربازي بروند به اين معنا نيست كه جوانان خارج ازكشور هم به خدمت بروند اما بهتر است كه با طراحي و برنامهريزي شرايطي به وجود بيايد كه جوانان ايراني خارج از كشور حداقل چند ماهي را به ايران آمده و دردرون دستگاه دولتي آموزشهاي لازم را ببيند تا اين تصور پيش نيايد كه آنها از خدمت سربازي معاف هستند.
صالحي خاطرنشان كرد: در سالهاي اوليه بعد از انقلاب تصور اين بود كه كساني كه به خارج از كشوركردند شايد همه آنها همراه انقلاب نباشند اما در سالهاي اخير تصور خوبي از اين قشر در داخل كشور به وجود آمده است.
وي تاكيد كرد: مقابل دگرگوني و تحول را نميتوان گرفت اما بايد از اين مسائل چنان پيش افتاد كه چالشهاي بينالمللي را مديريت وآنها را به فرصت تبديل كنيم.
ريس كارگروه كنسولي نيز شناسايي و جذب نخبگان ايراني در خارج از كشور ومعرفي آنها به نهادهاي زير بط، ايجاد مجتمع قضايي ويژه ايرانيان خارج از كشور، برگزاري 26 همايش در نقاط مختلف جهان، ايجادتسهيلات ويژه دانشجويان براي سفر به كشور را ازخدمات وزارت خارجه در ارتباط با ايرانيان خارج ازكشورعنوان كرد.
صالحي در پايان گفت: وزارت خارجه در حد وزارت خود در ارتباط با ايرانيان خارج از كشور همه وظيفه و هم تكليف دارد و اميدوارم در آينده به طرحهايي بيانديشيم تا با عملياتي كردن آنها بتوانيم علاقه آنان را نسبت به گذشته بيشتر كنيم.














به نام خدا
سلام
آقای سرپرست ! شما چند روز بر سر کار هستید ؟ با این حال چون از باب جنبش سبز و خیرخواهی خواهم گفت این مطلب را به یاد داشته باشید : 1- فرار مغزها یک حقیقت است ؟ نه.فرار مغزها یک واقعیت است ولی سئوال این نیست. سئوال این است که چطور این واقعیت بوجود می آید ؟ این مبحث را یکی از جامعه شناسان وطنی مورد بررسی قرار داده است که من اعتقاد ندارم باید آنرا شرح بدهم چرا که دولت فعلی خرابکار است و صرفا به این موضوع نگاه میکنم که خدمت سربازی یک واقعیت تلخ در بروز این واقعه نیست بلکه عدم ثبات قانون و وجود سربازی از عوامل این قضیه است. من به نوبه خودم از دغدغه سربازی خلاصی یافته ام ولی یقین دارم که در …. آینده قانون سربازی عمومی(اجباری) از بین خواهد رفت.
با سلام
به آقای صالحی بگویم که راه حل این مساله برکناری دولتی است که خود ایشان عضوی از آن هستند و به طور اولی مسول اصلی این مشکلات .تا وقتی که دولت ها دستچین شده و انتصابی باشند و غیر جوابگو این مشکل و مشکلات بزرگ تر ماندگار است و افراد صالح نیز کاری نمیتوانند از پیش ببرند .از خلوص جنبش سبز برای حل مشکلات عدیده که”آقایان” به وجود آورده اند ،باید استفاده شود.
با صبر و استقامت و در کنار رهبران جنبش ،امیدوار به بهار سبز.
به نوشته رجانيوز (شنبه 89/10/4) جواب رهبري به نمايندگان كانديداهاي معترض به انتخابات خرداد 88 در ديداري با ايشان، اين بوده است:
شما از بنده می خواهید بدون در نظر گرفتن شورای نگهبان و چارچوب های قانونی، شورایی را فراتر از آنچه در قانون اساسی آمده، جهت حکمیت شکل دهم. نخیر بنده نظرم این است که بر اساس همان چیزی که خودتان مدام در ایام انتخاباتهای مختلف تبلیغ می کنید، عمل شود و بايد همه گروهها در چهارچوب قانون عمل كنند. راه حل مساله رجوع معترضین به شورای نگهبان است و بنده حرکت در چارچوب قانون را راه حل نهایی می دانم.
به نظر بنده، نطفه فتنه در اين پاسخ «تهخير» ايشان است. سئوال از رهبري اين است كه:
1. شوراي نگهباني كه در انتخابات بيطرف نبود و با وزارت كشور نيز همسو بود، چگونه ميتوانست به نزاع طرفين خاتمه دهد!؟
2. چگونه است كه ايشان به حكميت شورايي فراتر از قانون اساسي در حل نزاع انتخابات، رضايت نميدهد، در حالي كه سال جاري در حداقل دو مورد، اقدامي فراتر از قانون اساسي در موراد مشابه انجام داده است: الف) ارجاع حل اختلاف مجلس و دولت به شوراي نگهبان بجاي مجمع تشخيص مصلحت، كه نتيجه نامطلوب آن را همگان ديديم. ب) تشكيل جمعي از نخبگان براي تدوين الگوي اسلامي ايراني پيشرفت بجاي مجمع تشخيص مصلحت كه نتيجه آن از مباحث عوامانه نشست اول آن پيشاپيش روشن است.
3. اگر قانون، اين همه براي رهبري مهم است، چرا 5سال و نيم به دولتي كه قانونشكني، شيوه رايج اوست، اعتراضي نميكند، و از اعمال قانون سئوال و استيضاح مجلس از چنين دولتي، جلوگيري ميكند؟ چرا به صدها دستگيري و بازداشت و احكام دادگاههاي غيرقانوني توسط وزارت اطلاعات و قوه قضاييه اعتراضي نميكند؟ چرا به نقض حقوق مردم توسط حاكميت و تعطيلي بخش مهمي از قانون اساسي، معترض نيست؟ چرا به سپاه و بسيج كه دخالت غيرقانونيشان انتخابات را به رسوايي كشاند، انتقاد نميكند؟ و صدها چراي بي پاسخ ديگر
بر اين اساس، سهم رهبري در ايجاد فتنه، مخصوصا آن روز كه گفت: احمدينژاد از هاشمي به من نزديكتر است، ممتاز و درجه اول است. او بايد پاسخ اين سئوالات را بدهد. آيا قانون اساسي، فقط اصل «ولايت فقيه» است!؟ و آن اصل هم براي نابودي سايراصول!؟
کی گفته ؟ همش دروغه ! این شایعات را استکبار جهانی و وابستگانش درست کردند . اقای صالحی هم نادانسته در معرض شایعات قرار گرفته اند و باید با افزایش ” بصیرت ” خود ، کاری کنند که دیگه “همچی” نشه ! مغزها آلان صحیح و ” صالم ” – ببخشید سالم بعد از کتک خوردن این شکلی شده – در زندانهای کشور زندگی می کنند . مفت می خورند و مفت اعتصاب می کنند . ان شاء الله با هدفمند شدن یارانه ها ، زبان بقیه هم باز میشه و اونها را هم راهی زندان می کنیم . این اقدام درراستای شعار نظام برای تبدیل زندان به دانشگاه صورت گرفته است و تا حالا دلیل دیگری به ما مخابره نشده …. است !
حاکمیت بی عقلها هم یک حقیقت است
ایشان گفته اند : اگر به این مساله … ؛ صداقت داشته باشید و درست تیتر بزنید.
به این اقای صالح بگویم که شما خودشو ناراحت نکنه.این سخنان گلگون ایشان را هم بنده شخصا به عنوان لنگی در مقابل ایرانیان خارج از کشور میبینم.اما دیگر دیر شده جناب!خیلی خیلی دیر شده!ما وقتی دیدیم که فرزندانمان چگونه توسط شما از روی پل پرت میشوند،یا ماشین نیروی انتظامی شما برای اینکه مطمعن شود تظاهر کننده جوان شهید شده،حتی دوبار از روی جنازه اش میگذرد،وقتی ما صحنه های دلخراش حمله به کوی دانشگاه را دیدیم،نه میخواهیم، و نه میتوانیم گفته های مامانی شما را در مورد استفاده از مغزهای ایرانیان خارج از کشور قبول کنیم.
در ثانی،اگر شما واقعا میخواهی چیزی را مدیریت کنی،که البته من درش واقعا شک دارم.یه سری به امار وزارت اطلاعاتت بزن و در انجا بخوان که از زمانی که شما و امثال شما هدفمند جوانان دانشگاهی بدبخت این مملکت را زیر باد چک و مشت و لگد گرفتید،خیلی از انان برای همیشه به شما پشت کرده اند،و حتی حاضرند به عنوان پناهنده در کشتی ماقبل ساحل استرالیا غرق شوند،و یا در بدترین شرایط ممکن در شهر وان ترکیه به کمیساریای سازمان ملل تقاضای پناهند گی بدهند،اما دیگر توسط شما و امثال شما مدیریت نشوند!
مطمعن باشید که ما ایرانیان خارج از کشور فراموش نخواهیم کرد که حکومت کودتای شما چه بلای به سر مردم کشورمان اورد!
با تشکر از مطلب بجا و اساسی جناب اقای علی علوی .ابتدا باید به عرض دوستان و همفکران عزیز برسانم موضوع مطرح کردن تقلب باید همه روزه در دستور کار همه نیروهای اپوزسیون قرار گیرد و بدون اینکه از این تکرار احساس خستگی کنیم به وجود ان اشاره و اعتراض جدی کنیم . صرف نظر از مقایسه اقای احمدی نژاد با دیگر نامزدها نفس وجود و ضرورت ازادی که نقطه اغازین ان همان حق تعین سرنوشت سیاسی و اقتصادی و نظامی کشور توسط عموم مردم در پدیده ای به نام انتخابات تبلور میابد مورد نظر میباشد . اقای ولی فقیه طبق همان نظریه خودشان که نظارت شورای نگهبان بر درستی یا نا درستی انتخابات انجام شده میباشد قانون شکنی کردند ایشان پیش از تحقیق و تائید شورای نگهبان به عنوان قدرت اول کشور اعلام و القاء نظر کردند . ایشان با این کار به شورای نگهبان هم دستور تایید انتخابات و نتیجه اعلام شده توسط وزیر کشور اقای احمدی نژاد را دادند . بدون تحقیق و رسیدگی به شکایت شاکیان که دست بر قضاء و قدر حاکم بر سیر تاریخی جنبشهای ضد استبدادی در این دوره به میلیونها معترض از همه اقشار ملت رسیده بود ولی فقیه عملا برنامه و به عبارتی مهندسی تقلب را به خود نسبت دادند و همچنان که با حکم حکومتی غیر قانونی در مقابل نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی دوران اصلاحات جمهوریت نظام را نا دیده گرفته بودند این بار نیز مستقیما به مردم اعلام کردند در کشوری که ولایت فقیه وجود دارد از امامت مردم نباید اثری باشد . با توجه به تقابل نا محدود ولی فقیه و مردم که از ابتدایی ترین ازادیهای اجتماعی از قبیل تعین فرم و رنگ لباس گرفته و تا انتخاب مصنوعی وکلای تمام نهادهای شورایی و نوع انتخاب و چگونگی رئیس جمهور و وزرایش ادامه یافته ایا زمان امامت مردم به جای ولایت فقیه فرا نرسیده است ؟چرا باید یک شخص با عنوان رهبر و با وجود یک رای از حق اشتباه و تجربه اندوزی بر خوردار باشد و در همان حال 46 میلیون واجد شرایط رای دادن از این حق محروم ؟ و حال اینکه با توجه به کثرت مردم و اندیشه های گوناگون و نظریات متنوع امکان اجماع متکامل یک به 46 میلیون میباشد . به عبارتی امکان اشتباه ولی فقیه نسبت به امامت مردم 46 میلیون در صد بیشتر است . پیامبر اسلام پیام اور شکوه و عظمت مردم در مقابل جاهلان با شرف اما بی مردم و ضد مردم ان روزگاران بود . قران کتاب همه انسانهایی است که میاندیشند و با اندیشه خود راه و رسم پاک و خوب و عالی زیستن را بر میگزینند . اقای ولی فقیه بیایید و این تناسبی را که از دوران جاهلیت و بربریت بجا مانده با پذیرش امامت مردم به زباله دان تاریخ بریزید .اینک در قرن 15 سخن از اعمال سیاست پادشاهان با هر فرم و شکل و لباس و عنوانی و با دست اویز قرار دادن هر شعار و مکتب و تفکری محکوم است و ناچار به شکست . از امامت مردم مطمئن باشید و نترسید این امامت همان امامتی است که به سلسله مرتجع پادشا هان خاتمه داد و اقای خمینی را امام خویش قرار داد و نظام جمهوری اسلامی را جایگزین ان نظام شاه که در ان عموم ملت نوکران فرمانروا بودند قرار داد . اقای خمینی بر عکس شاه که ملت را نوکر و خود را ارباب انان میدانست به همه دوست و دشمن گفت ما میخواهیم شما اقا باشید و نوکر نباشید . او در مسیر حرکت خلق برای اقایی توسط مردم به امامت بر گزیده شد و اصل ولایت فقیه را برای وصل به این هدف ارزشمند به مردم پیشنهاد کرد و مردم به او اطمینان کردند و لباس ولایت را بر قامت ایشان دوختند . اینک سالهاست که او در میان ما نیست و شما لباس او را بدون هیچ نظر سنجی از ما به تن کرده اید شاید بگویید مرا مجلس خبرگان بر گزیده است . جواب شما این است که همان مجلس خبرگان با ارای کمتر از یک سوم واجدان شرایط ان روز مجلس شده بود و شما هم رهبر همان اقلیت ان روزگارید که اکنون با نابسامانیهای مدیریتی موجود به حداکثر ترین دوران خود رسیده است . اقای ولی فقیه ما پس از سرنگون کردن نظام عقب مانده سلطنت ازادانه به نظام جمهوری اسلامی رای دادیم و ازادانه قانون اصل ولایت فقیه را بنا به ضرورتهای موجود تایید کردیم . واینک پس از گذشت 32 سال میخواهیم یک بار دیگر جمهوری اسلامی را تجربه کنیم این بار میخواهیم به جای اصل ولایت فقیه اصل امامت مردم را تجربه کنیم . و امید و باورمان این است که این مکتب الهی ظرفیت و توانایی مدیریت سعادتمند بشری را دارد مشروط بر انکه به حقیقت وجودی ان عمل شود و یکی از حقایق ممتاز این مکتب برتر و عالی همان حق انتخاب ازادانه میباشد . ما برای این کار خدا و مردم پسندانه ضروری از شما اجازه نمیگیریم بلکه شما را دعوت به این معروف ضروری مینماییم و هدف از این دعوت را ابتداء عمل به یک وظیفه دینی میدانیم و سپس از هزینه مخالفت شما که متوجه تعدادی از هموطنان مستخدم شما خواهد شد اجتناب مینماییم . سبحان الله