قاضی پرونده میگوید میترسد پرونده را به سرانجام برساند
چکیده :وقتی میروم و میپرسم «قاتل پسرم را پیدا کردید یا نه؟» رو به من میگویند: «میخواست از خانه بیرون نرود!ي حتی میگویند: «کیانشهر کجا و خیابان ولی عصر کجا؟ چرا پسرت از خیابان کیانشهر رفته بود خیابان ولی عصر!» بچهی من و امثال او چرا کشته شدند مگر چه میخواستند؟ چند بار هم از قول من خبرگزاریهای دولتی مطالبی را دربارهی آقای موسوی و کروبی منتشر کردند که همه دروغ بودند. من از آنها شکایت کردم و شکایتم را پیگیری هم کردم، اما در نهایت گفتند کسی که این مطالب را نوشته، انتقالی گرفته و رفته است. اما همینجا دوباره میگویم که آن حرفها دروغ محض بوده...
کلمه: میثم عبادی از نخستین شهدای جنبش سبز به حساب میآید. میثم 16 ساله در روز 24 خرداد ماه مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. او کارگر یک کارگاه خیاطی بود و روزهایش را در این کارگاه سپری میکرد تا کمک خرج خانواده و به خصوص پدرش باشد که دیگر نمیتوانست کار کند. میثم که به قول خانوادهاش اصلا اهل سیاست نبود، روز 24 خرداد تصمیم گرفت از شهرک کیانشهر، جایی در جنوب شرقی شهر تهران، به میدان ولی عصر برود و ببیند در شهر چه خبر است و محمود احمدی نژاد در سخنرانی آن روزش چه خواهد گفت. خانواده میثم به او توصیه کردند که در روزهایی که شهر آنقدر شلوغ است، از خانه خارج نشود. اما میثم این گفتهی آنها را نپذیرفت و به همراه دو نفر از دوستانش از خانه خارج شد. میدان ولی عصر بسته بود و کسی به میثم و دوستانش اجازه نداد در سخنرانی رییس دولت دهم شرکت کنند. تا سرانجام او در چهارراه پارکوی با اصابت گلولهی یک بسیجی از پای درآمد. در چهارراه پارکوی، مامور لباسشخصی دختری را بر زمین می کشید و او را کتک میزد. میثم به این صحنه اعتراض کرد و پاسخش تنها گلوله بود. ساعت ده و نیم شب همان روز، زنگ تلفن خانهی آقای عبادی به صدا درآمد؛ تماسی که خبر از گلوله خوردن پسری جوان در منطقهی پارکوی می داد. میثم از ناحیهی شکم تیر خورده بود و در بیمارستانی در چهارراه قلهک بستری شده بود. در همانجا بود که میثم برای همیشه چشم بر جهان فرو بست. خانواده وقتی بر بالینش حاضر شدند که هنوز تنش گرم بود. او رفته بود و برای همیشه در اوج جوانی جهان را ترک گفته بود.
خبرنگار کلمه دربارهی آخرین وضعیت پروندهی میثم و شکایت خانوادهاش از قاتل یا قاتلان او، با پدر این شهید جنبش سبز به گفتوگو نشسته است:
آقای عبادی، شکایتتان از قاتل یا قاتلان میثم به کجا رسید؟ میخواهم از آخرین پیگیریهایتان باخبر شوم.
به تازگی شکایتنامهای را خطاب به دادستان تهران تنظیم کردهام و این شکایتنامه هم به دادگاه جنایی ارجاع شده است. الان هم شکایت در شعبهی یک دادگاه جنایی ثبت شده است. اسم قاضی پرونده هم آقای شاملو است. اما این ثبت شکایت فایده ای ندارد. من میخواهم رییس قوه قضاییه را ببینم و از او بپرسم چرا پسر بیگناهم را کشتهاند؟
چرا شکایت به مراجع قانونی فایدهای ندارد؟ وقتی برای پیگیری پرونده میروید، به شما چه میگویند؟
وقتی میروم و میپرسم «قاتل پسرم را پیدا کردید یا نه؟» رو به من میگویند: «میخواست از خانه بیرون نرود!ي حتی میگویند: «کیانشهر کجا و خیابان ولی عصر کجا؟ چرا پسرت از خیابان کیانشهر رفته بود خیابان ولی عصر!» من خیلی از شنیدن این جملات ناراحت میشوم. حتی بارها گریه کردم. میدانید وقتی این حرفها را میشنوم، آنقدر حالم گرفته میشود که اصلا نمیتوانم حرفی بزنم و اصلا از آمدنم برای پیگیری پشیمان میشوم. یک بار که برای پیگیری به دفتر ریاستجمهوری رفتم، کارمندی در آنجا گفت: «پسرت اغتشاشگر بوده، چرا پسر من را نکشتند؟» یعنی آن روزها که نصف جمعیت تهران بیرون بودند و برای اعتراض هم رفته بودند، باید همه را می کشتند؟ یعنی پسر من حق نداشته به خیابان ولی عصر برود؟
برای پیگیری دیگر به کجاها سر زدید؟
به هر کجا که فکرش را بکنید. دفتر رهبری، دفتر ریاست جمهوری، دادستانی و دادگاه جنایی و … اما هیچ جا جواب درستی به من ندادند.
ضارب را هنوز پیدا نکردهاند؟
هر بار چیزی میگویند. دفعهی آخر که برای پیگیری رفتم، گفتند: «ما نمیدانیم قاتل کیست، شما بگویید که کیست تا ما دستگیرش کنیم.»
البته همان اوایل یک بسیجی را دستگیر کردند و گفتند «قاتل پسرت است»، اما بعد او را آزاد کردند. قاضی خودش رو به من گفت: «من نمیتوانم این بسیجیها را دستگیر کنم و با اینکه پروندهی شما سه سال باز میماند، من نمیتوانم کاری کنم.» او با زبان خودش به من گفت که نمیتواند بسیجیها را بازداشت کند. گفت که خانواده دارم و نمیتوانم. یعنی قاضی هم از یک بچهی 15 ساله حساب میبرد. حالا نمیدانم باید برای پیگیری چه کنم.
آقای عبادی خواستهی اصلی شما از مسئولان قضایی چیست؟
من فقط میخواهم قاتل فرزندم را معرفی و محاکمه کنند. باید به من بگویند فرزند من چرا کشته شد و گناهش چیست. یعنی هر کس گفت «رای من کو» باید کشته شود؟ البته پسر من حق رای هم نداشت و رای نداده بود، اما همراه با بقیهی مردم و به خاطر رای آنها این شعار را فریاد میزد. یعنی اگر کسی این شعار را میگفت، باید کشته میشد؟ میخواهم بدانم به چه گناهی پسر 16 ساله را در روز روشن در خیابان کشتهاند.
تا حالا کسی از مراجع قانونی یا دولتی به شما سر زده است؟
بله، یک بار از شورای شهر و یک بار هم از هلال احمر آمدند. یک بار هم از بنیاد شهید آمدند و یک کارت برایم آوردند، یک کارت به جای پسرم. آخر این کارت به چه کارم میآید؟ پسر من فقط چند ساعتی از خانه بیرون رفته بود؛ باید جنازهاش را شب به من تحویل میدادند؟
میثم دقیقا چگونه کشته شد؟
دوستانش بعدا برای ما ماجرا را گفتند که وقتی میثم و دو دوستش را به میدان ولی عصر راه نمیدهند، آنها سوار اتوبوس میشوند و در چهارراه پارکوی پیاده میشوند؛ جایی که زد و خوردهایی بین معترضان به نتایج انتخابات و نیروهای بسیج و لباس شخصی در جریان بوده است. در آن محدوده ظاهرا یک بسیجی دختری را به شدت با باتوم کتک زده و بعد هم روی زمین میکشیده است. میثم که این صحنه را میبیند، به شدت عصبانی میشود و اعتراض میکند و جواب اعتراضش هم گلولهای بود که به شکمش اصابت میکند. میثم رو به آن شخص گفته بود: «چرا با دختر مردم اینطور میکنی؟ مگر خودت ناموس نداری؟» که بعد از آن صدایش برای همیشه خاموش میشود. خب، او همیشه به این مسایل حساس بود.
آقای عبادی، به پیگیریهایتان ادامه میدهید؟
بله، با همهی برخوردهای بدی که با من میشود، تا پیدا شدن قاتل پسرم پیگیریهایم را ادامه میدهم. ولی این رسمش نیست که با یک پدر داغدار اینطور رفتار کنند و هر بار او را با گریه به خانه بفرستند. مگر پسرم چه گناهی داشته؟ حتی اگر اعتراض کرده که جوابش گلوله نیست.
حرف آخرتان؟
از مسئولان می خواهم قاتل فرزندم را پیدا کنند. در جنگ همهی ما رفتیم و برای دفاع از خاکمان جنگیدیم و حتی کشته هم دادیم. اما نمیفهمم بچهی من و امثال او چرا کشته شدند مگر چه میخواستند؟ چند بار هم از قول من خبرگزاریهای دولتی مطالبی را دربارهی آقای موسوی و کروبی منتشر کردند که همه دروغ بودند. من از آنها شکایت کردم و شکایتم را پیگیری هم کردم، اما در نهایت گفتند کسی که این مطالب را نوشته، انتقالی گرفته و رفته است. اما همینجا دوباره میگویم که آن حرفها دروغ محض بوده است.

















هرگز نمیرد آنکه برای حق کشته شد
کشته آن ظالمان نامردم و پلید
صبر کن برادرم که روزی خواهد رست
زخون شهیدانمان هزار لاله سرخ
سبز است راهشان مباش ملول
می رود شب میشود سحر نزدیک………………….
مپندارید آنان که در راه خدا کشته شدنه اند مرده اند بلکه زنده و ناظر در درگاه خداوند اجر می برند
پدرم مادرم اندکی صبر سحر نزدیک است.
فقط خدا … اونه که یه روز جوابه همه سوالای ما رو می ده ./../ روز قیامت … می بینم همتون ر و … همه اونایی که کشتینو و رفتین ..
بهتره خودمونو گول نزنیم. همین جا باید حق رو پس بگیریم. اون دنیا دیگه فایده ای نداره که…
فاجعه ي بزرگي است وقتي يک مرد گريه مي کند !
این مسولان کشور خجالت نمیکشند…آدم وقتی نگاهی به این خانواده شهدا میکند دلش کباب میشود…
تا وقتی این اقایان سردمداری میکنند این شکایتها به هیج جایی نمیرسد..
“یک بار که برای پیگیری به دفتر ریاستجمهوری رفتم، کارمندی در آنجا گفت: «پسرت اغتشاشگر بوده، چرا پسر من را نکشتند؟»”
عجب کارمندان ابلهی دارد دفتر ریاست جمهوری. از کجا می دانی که پسرت خیلی زود به همین سرنوشت دچار نشود؟ شما جاهلان با خدا چه نسبتی دارید که اینقدر از آینده ی خود و خانواده تان مطمئن هستید؟
من درد در رگانم/ حسرت در استخوانم…
کاش لختی می اندیشیدند که از هزاران سفاک خونریز ظالم کدامشان زنده است؟ و کدامشان موفق شد با خونریزی حکومتش را حفظ کند؟
پدر عزیز؛ فرزندت بزرگ بود و از اهالی امروز… و او نمرده است، بلکه زنده است و در نزد پروردگارمان روزی می خورد و به حال ما مردگان می نگرد!
خدا لعنتشون کنه که دارند با این مردم چیکار میکنند.
پدر جان،انشاا..زودتر به حق خود میرسیم.آه مظلوم گیراست.
.
.
.
روزگارمان را سیاه کرده اند،می گویند شب است!!!
آقا تو رو خدا يه بستري فراهم كنيد كه به اين خانواده آزاده كمك مردمي شود. اقاي عبادي بدان كه راه فرزند شهيدت ادامه دارد
ای خدا، ای خالق، ای عادل، ای جبار و ای منتقم، پاسخ منطقی به یک پرسش چه میتواند باشد؟
او پرسیدهبود: «چرا با دختر مردم اینطور میکنی؟ مگر خودت ناموس نداری؟»
و … ناگهان صدایی و رنجی و … و سکوتِ مرگ! هدیه بسیجی به شهروند!
خدایا، همهی وجود کبریاییات را، همهی قدرت و داناییات را و همهی توانایی و اسمائت را به شهادت میگیریم بر این گفتار و رفتار. خدایا، آنچه در ایران امروز ما میگذرد، اسلام توست؟ آیین توست؟ رفتار و اخلاق مورد پسند توست؟
چرا اکنون، آنانکه به ید قدرت تو وجود یافتهاند و به یاری این مردم، منصب، به جای حکم به عدل، به جای توجه به من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین، بهجای قولوا للناس حسنا، بهجای ادفع بالتی هی احسن، و به جای انی بعثت لاتمم مکارمالاخلاق، با مردم با باتوم، گلوله، بطری، و با تهمت، فحاشی، بدنامکردن و دسیسهچینی و اینک نیز به پدر چنین پاسخ میدهند:
1) «میخواست از خانه بیرون نرود!ی حتی میگویند: «کیانشهر کجا و خیابان ولی عصر کجا؟ چرا پسرت از خیابان کیانشهر رفته بود خیابان ولی عصر!»
2) «پسرت اغتشاشگر بوده، چرا پسر من را نکشتند؟»
3) «من نمیتوانم این بسیجیها را دستگیر کنم و با اینکه پروندهی شما سه سال باز میماند، من نمیتوانم کاری کنم.»
ای تاریخ، ای بشر، ای پیامبران الهی، ای آنچه در زمین و آسمانها قدرت درایت و اندیشیدن و پاسخ گفتن دارد، آیا این است دین اسلام؟ آیا این است فرهنگ تشیع، آیا این است انسانیت؟ آیا این رسم جوانمردی است؟ آیا این حضیض اخلاق است؟ یا اوج اقتدار!؟
ای خدا، کفی بالله شهیدا
افوض امری الی الله و الله بصیر بالعباد
“در چهارراه پارکوی، مامور لباسشخصی دختری را بر زمین می کشید و او را کتک میزد. میثم به این صحنه اعتراض کرد و پاسخش تنها گلوله بود.”
براستی دوستان میدانید میثم یکی از شهیدان واقی امر به معروف ونهی از منکر است؟
خداوند به همه خانواده های رنج دیده صبر دهد.
پدری بدنبال قاتل فرزندش می گردد و تنها جوابی که می گیرد نه مرهمی است بر زخمش بلکه نمکی است بر زخمش . کاش این اقایان لجظاتی خود را فارق از منافع مالی شغلشان ، خود را پدری میدیدند اینچنین شکسته . مگر این بی دینان خود فرزند ندارند . آیا به همین راحتی از این جوابها را در مورد فرزندشان می پذیرفتند . ……… اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید .. . . . . .
.
.
.
وای برما
خدا بشما صبر و به روح پسر شما شادی عطا کند
anvaght barkhi az zolme va jenayate sarbazan harejiha dar moghabele kodakan nojavanan va afrade bee defa sohbat mikonan va sokhan saraee
حلناق که نیست همینطور ببافید
بعد از یک سال این سناریو رو کدامیک از هنرمندان متعهد بافدند ،والله اعلم
مطمئن باش یادت نرود از دل ما مگر آنروز که در خاک شود منزل ما
بسیج مردمی عنوانی بود که برای انسانهایی متعهد و آگاه که در راستای اهداف ملی و شرعی خود از سر و جان می گذرند و از متن جامعه و از دل مردم برخواسته بودند قرار داده شده بود ،
اما اینانی که اکنون دست بر ناموس مردم دراز می کنند و سلاح خود را بر روی هم وطن، آن هم نوجوانی 16 ساله آتش می کنند و …. نامشان « بسیج حکومتی » است نه مردمی.
و این در حالی است که از اینان اتظار می رود که از همه دیندار تر و انسان تر باشند
جالبه اين اغتشاشگران سبز همه شان در بالاي شهر زندگي مي کنند و يک مشت بچه سوسول بودند. يکيش همين ميثم عبادي
بی گمان هر مرگ اشارتیس به حیاطی دیگر
روحت شاد میثم.
روحت شاد بزرگ مرد کوچک.
از آنروز که پر کشیدی تا امروز و تاهمیشه یکایک ما به تو و خانواده ات و آنان که چون تو از جانشان گذشتند مدیون خواهیم بود.
ببین قدرت چه میکند.ببین مثلث زر و زور وتزویر چه میکند با انهائی خود در زمانی مبارز بودند،دوستانی همچون شهید شریعتی داشتند .یا ال احمد و دیگران. الان نزدیکترین یارانشان احمد خاتمی.جنتی. مصباح یزدی.حسینیان است.کو ان انسانی که در زندان های شاه با دیگر مبارزان صحبتهای زیبائی میکرد.
روحت شاد..
خدا وند باعث وبانی این کار را لعنت کند اقایانی که مردم را به خیا بان ریختند تا انقلاب مخملی کنند در این میان جوان بی گناهی باید فدا شود مگر ان مادر دختر در میدان ازادی گناهی داشتند که توسط اغتشاشگران کشته شدند ارزو می کنم قاتل این جوان بسزای اعمال خود برسد سران فتنه هم به سزای اعمال ننگین خود برسند که خون این جوان هم گردن انهاست
خدا به شما هم شفا عنایت کناد.
==== در چهارراه پارکوی، مامور لباسشخصی دختری را بر زمین می کشید و او را کتک میزد. میثم به این صحنه اعتراض کرد و پاسخش تنها گلوله بود. ====
خدا وند لعنت کند تو ناشناس را که یا وافعا نادان هستی یا خودتو میزنی به نا دانی.؟
خدایا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!چرا ظلم اینها رو ریشه کن نمیکنی؟اینقدر این سوگنامه ها رو خوندم دارم دیوونه میشم .برادران و خواهران ارزشی!!!!کجا تشریف دارن که بیان و کامنتهای دفاعیه از این حکومت …بذارن؟
خدا میثم رو بیامرزه. فک کنم باید لقب جوون ترین شهید جنبش سبز رو بهش داد. شهیدترین و مردترین. امیدوارم فراموششون نکنیم و بتونیم راهشون رو ادامه بدیم
این پسر 16 ساله گناه نکرده بود ، به ندای وجدانش گوش داده بود ،برعکس خیلی از ماها که باتوم خوردن مردم را دیدیم و از کنارش گذشتیم.
حاشا به غیرت ما !!!
روحش شاد
دیدم به اسیب دیدگان انتخابات علاقه دارید گفتم این مطلب رو هم بگذارم اینجا
ببینم مگه اینها ادم نیستند که هیچ وقت خبری ازشون منتشر نمیکنید؟؟
.
پدر يكي ا ز شهداي پس از انتخابات: هتك حرمت عاشوراي 88 سنگين تر از داغ فرزندم بود
پدر شهيد محمدحسين فيض با تجليل از حماسه 9 دي گفت: بي حرمتي فتنه گران به روز عاشورا سنگين تر از داغ فرزندم بود.
غلامرضا فيض كه سال گذشته فرزندش در جريان فتنه گري آشوبگران به شهادت رسيد در گفت وگو با فارس اظهار داشت: متاسفانه در روز عاشورا 88 اتفاقي ناباورانه رخ داد: فتنه گران كه ادعاي قانون گرايي مي كردند، پاي خود را فراتر از حد و مرز خود گذاشتند؛ حركتي هماهنگ با دشمن انجام دادند و به ولايت، روز عاشورا و ارزش هاي ملت ايران هتك حركت كردند.
وي بيان داشت: با اين حركت پرده از چهره دشمنان داخلي و منافقان برداشته شد؛ مردم آگاه شدند كه فتنه گران قصد براندازي نظام را دارند، توطئه حساب شده اي را دنبال مي كنند لذا از آنها بريدند و براي اينكه به دشمنان ثابت كنند، سكوتشان تا آن زمان فقط به دليل فرمان مقام معظم رهبري بود تا كار با روش قانون پيش برود، با يك حضور جانانه و حماسي به صحنه آمدند و ثابت كردند كه ما نظام مقدس جمهوري اسلامي را دوست داريم و تابع ولي فقيه هستيم.
فيض با بيان اينكه كساني كه بخواهند در مقابل نظام بايستند يا عليه نظام مخالفت كنند، مانند كف روي آب هستند و دوام ندارند، گفت: مردم با حضور خود در حماسه 9 دي يك بار ديگر نشان دادند كه انقلاب را دوست دارند و حاضرند اگر رهبري فرمان دهد يك روزه بساط فتنه گران را جمع كنند.
آره دیدم … 9 دی عجب راه پیمایی فرمایشی برگزار کردن . جوون 4 تا ساندیس خور توی خیابون آوردن که اینهمه جنجال نداره . راهپیمایی هایی از این دست بیشتر برای حفظ تولید کارخونه های ساندیس سازی هستش دیگه همه می دونن . ملت می فهمن عزیز من … ملت شعور دارن … پاینده باد جنبش سبز و دلیر مردان آن مخصوصن رییس جمهور موسوی و جناب آقای کروبی …
منم میام تو رو میکشم خونت گردن سران فتنه
راستی انقلاب مخملی یعنی انقلاب مردمی که بر علیه استبداد و دیکتاتوری صورت میگیره خوشم میاد خودتونم قبول دارید که دیکتاتوری دارین.
فقط گریه کردم خدا لعنت کند ظلمان را
چه مرگ زیبایی!
پدر بزرگوار
ای کاش من هم د مانند فرزند رشید شما در لحظه ای که در مقابل ظلمی به خلق الله ایستاده ام آزاده وار و مردانه بمیرم نه آنکه در بستر بیماری و رنج و سکوت با بغضی خشک شده و چهره ای هراسناک!
پد بزرگ مرحومم که از معممین بود همیشه وقتی نقلی از ستمگری شخص یا اشخاصی می شد با تعجب می گفت آن فرد ستمگر جواب شب اول قبر را چه می دهد؟
باشد که آن قاتل…در آخرت پاسخگوی این خون ها باشند.
گوی زمین چوگان عدل اوست…
پروردگار یکتا اگر وجود دارد ، که دارد ، با زبان خود در قرآن آورده که همین دنیا دار مکافات است
همانطوریکه ماموران ساواک رِژیم سابق مجازات شدند … “به یاد بیاورید..و و منتظر باشید..دور نخواهد بود ..روز انتقام
آقای نا شناس پس اگر دعوت کردن سران فتنه به اغتشاش آنها مقصرند با این تفسیر امام خمینی (ره) هم سالهای قبل از انقلاب یکی از بزرگترین فتنه های زمان خویش بوده چون بسیاری از مردم را دعوت به خیابانها می کرد و بسیاری هم کشته می شدند یا بهتر بگوییم یکی دیگر از مقصرین فتنه نعوذبالله خود پیامبر در بیشتر جنگها مردمو دعوت می کرد… آخه این از چه منطقی بر گرفته شده؟؟!! تو رو خدا بیدار شین…!!!
با نگاهی به تاریخ آدم مطمئن میشه که اینا هم میرن
ولی اگر جنبش قراره فرق کنه پس یه راهی رو بیندیشید و اعلام کنید که اونایی که هستن و توانشو دارن بتونن به این عزیزها کمکی کند البته این خانواده ها بزرگوارنند ولی باید این جنبش مردمی بتونه قدرت حمایتشو از همقطارها به دولت ظالم نشون بده اینجوری کسانی که هستن وقتی همدلی رو ببینند خاطرجم میشند و گرنه حداقل 30 سال دیگه این استبداد حکومت میکنه.
ghayrat ham ghayrat madomeman sal 1357 nasl emrozi na ghayrat va na mardanegi va morevat khak bar sar ma melat az seeb zamini bi ragtar.
وقتی روز موعود فرا رسد کجا پنهان خواهند شد؟
یا حسین میرحسین
لعنت
رفیق مجید خودت بهتر میدونی جریان چی؟ از روشهای رفیق استالین هم استفاده نکن که رنگ باخته………………
مردم بیگناه را وحشیانه کشتید ماست مالی کردن خون هم شدنی نیست پس اینجور باید جواب خون انقلاب 57 را هم سران انقلاب بدهند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خون بی گناه که ریخت خشم خدا رو در پی داره از خدا بترس ……..
اقا عبادی خدا برای شما و خانواده ،بااین داغ کم نظیر صبری عنایت فرماید که تحملش فرمائید .متاسفانه انچنان فرهنگ دین و ایران را خراب کردند که جز نامردمی از نوکران جیره خوار حکومت دیده نمیشود . مطمئن باشید که روح میثم ارام و با صلحا محشور است .
خدا رحمتش کند ای پدر مهریان
خدا رحمتش کند.
شهدا زنده اند و نزد خدا روزی می گیرند.
میثم یک شهید کوچک است،اما در اصل، یک قهرمان بزرگ بود.
درود به روان پاکش،وسلام به شرفش،و نور ایزدی برای همیشه بر مزارش.
حكومت با كفر پايدار ميماند اما با ظلم نه اين وعده خداوند بزرگ است پدر جان از شهادت ميثم ملول نباش كه از خون ميثم هزاران ميثم روييده
اي آقا مجيد هي 9 دي 9 دي نکنيد با هزار نيرنگ و تبليغ چند هزار نفر آدم رو جمع کردين اسمشم حماسه ميذارين ، 25 خرداد مردم خود جوش و خسته از ديکتاتوري ميليون ها به خيابان آمدند ولي اين را بدان که راه ميثم ادامه دارد گرگ ها خوب بدانند که اگر ميثم شهيد شد به جاي او صدها ميثم در گهواره است
فقط خدا به اين خانواده ها صبر عطا دهد به زودي شاهد آزادي و از بين رفتن ظالمان خواهيم بود
از چهره ی مرد , درد میباره
این چه مملکتیه
خدایا کمکمون کن
مادر و پدر میثم : با صبر و صلات راه میثم رو ادامه میدیم
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون
اجدادمان میگفتند : خداوند ایران را از شر دروغ و دشمن و خشکسالی دور نگاهدارد – که متاسفانه دوچار هر سه آن هستیم – این خشم خدا از جهت ظلم جابرین و جانیان حکومتی مردمفریب است و بس!
عکس هارو ببینید
واقعا پدر شکسته میثم رو ببینید
معلوم هست زندگی خیلی معمولی و حتی وضع مالی ضعیفی دارن
اینه جوابه جمهوری اسلامی به این خانواده ؟ اینه جواب به یه رزمنده زمان جنگ ؟؟
روزی میرسه که ما هم انتقام میگیریم ….
قلبم به درد آمد از این همه ظلم و وقاحت این قوم
خدا لعنتشان کند
پدر بزرگوار میثم ! پایان شب سیه سپید است
خدا به شما صبر عطا کند .
یه چند تا نظر ….را هم بذارید ببینیم اونا چی مگن
یا واقعاً آنقدر خجالت می کشن که حرف هم نمی زنند
اگر اینطور باشد ، جای امید واری است که این سنگدلان هم دارند یواش یواش می فهمند ، چه گندی زده اند
واقعاً اینها از تانک های زمان شاه هم که در خیابانها می آمدند سخت تر هستند
تانک ها که کوتاه آمدند در برابر حق
ان شاءالله قدرت حق آنقدر است که سخت تر از تانک را هم به کرنش وادارد
هرگز نمیرد انکه دلش زنده شد به عشق
نقش بر جریده عالم دوام ما
شکفته چون گل سرخ – بر سينه هاي ياران………….عشقي به نام مردم – قلبي به شکل ايران
آنک قيام خورشيد – با دستهاي مردم …………… از موجهاي دريا – تا دشت و کوه و گندم
آلوده گشته گرچه دست جلادهاي دشمن ………… به خون همسر تو به خون کودک من
اگرچه مانده خيل نعش شهيد بر خاک ……….. کاوه هنوزم با ماست بگو بگو به ضحاک
روحش شاد
ياحسين…….. ميرحسين
روحش شاد خوشا به سعادتش مرگ برای همه هست چه پیر چه جوان راه سبزش را ادامه میدهیم