سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
» به همراه حکم دادگاه مصطفی تاج‌زاده و گزارش قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران درباره وی

جنبش سبز و تجربه زندان

چکیده :من پیروزی جنبش سبز را در زندان دیدم، هم در بعد سلبی و هم در بعد ایجابی آن. در بعد سلبی همه اتهامات علیه ما عملاً پس گرفته شد. اگر متن کیفرخواست علیه متهمان فعالیت های انتخاباتی که حکم بازداشت آن‌ها در 19خرداد 88 صادر شد و در فردای انتخابات بازداشت شدند با حکم دادگاه مقایسه شود، به وضوح شاهد عقب نشینی فاحش از اتهامات نخستین خواهیم بود. یعنی در حالی که "محاربه"، "براندازی" و «برپایی انقلاب مخملی» یا به تعبیر تصحیح شده بعدی «کودتای مخملی» محور اصلی متن کیفرخواست را تشکیل می دهد، در رأی دادگاه آقایان بهزاد نبوی، میردامادی، صفایی فراهانی، رمضان‌زاده، امین‌زاده، عرب‌سرخی و من اتهامی تحت عنوان "معاونت درمحاربه و افساد فی الارض" و"فتنه و توطئه عظیم که در راستای براندازی نظام" و به اصطلاح «کودتای مخملی» به میان نیامده است. به علاوه در حکم محکومیت من، جنبش اعتراضی مردم ایران به نام خود یعنی «جنبش سبز» آمده...


مصطفی تاج زاده

تقدیم به احمد بورقانی که یادش درزندان همواره با ما بود

من پیروزی جنبش سبز را در زندان دیدم، هم در بعد سلبی و هم در بعد ایجابی آن. در بعد سلبی همه اتهامات علیه ما عملاً پس گرفته شد. اگر متن کیفرخواست علیه متهمان فعالیت های انتخاباتی که حکم بازداشت آن‌ها در 19خرداد 88 صادر شد و در فردای انتخابات بازداشت شدند با حکم دادگاه مقایسه شود، به وضوح شاهد عقب نشینی فاحش از اتهامات نخستین خواهیم بود. یعنی در حالی که “محاربه”، “براندازی” و «برپایی انقلاب مخملی» یا به تعبیر تصحیح شده بعدی «کودتای مخملی» محور اصلی متن کیفرخواست را تشکیل می دهد، در رأی دادگاه آقایان بهزاد نبوی، میردامادی، صفایی فراهانی، رمضان‌زاده، امین‌زاده، عرب‌سرخی و من اتهامی تحت عنوان “معاونت درمحاربه و افساد فی الارض” و”فتنه و توطئه عظیم که در راستای براندازی نظام” و به اصطلاح «کودتای مخملی» به میان نیامده است. به علاوه در حکم محکومیت من، جنبش اعتراضی مردم ایران به نام خود یعنی «جنبش سبز» آمده است. من این را یک پیروزی ، نه برای خویش، که برای ملت ایران محسوب می کنم که اتهام زنندگان، نامگذاری خود را که براساس آن ما را بازداشت کردند پس گرفتند و ناچار شدند بعد از آن همه سرمایه گذاری های گزاف و به پا کردن جنگ روانی پرهزینه با مشارکت جویان در انتخابات و پس از آن‌همه سرکوب های اعتبارسوز، اتهام انقلاب صربستانی و گرجستانی را کنار گذارند و اصالت ایرانی جنبش سبز را اعتراف کنند. البته گذار و عبور از متن پرمدعای کیفرخواست به متن رأی دادگاه درخصوص جنبش سبز به نحو خاموش و بی سر و صدا صورت گرفته است. یعنی در حالی که دوربین «رسانه میلی» با آن طمطراق و جنجال، درباره دادگاه نمایشی اثبات «کودتای مخملی» به روی صحنه آمد و به آن حالت سریالی بخشید، دفاعیات روشنگر محکومان سرافراز و نیز عدم ارائه دفاعیه من به عنوان اعتراض به “آپارتاید قضایی” موجود و همچنین رأی دادگاه من و دوستانم، به سکوت برگزار شد و اعتراف نامه دادگاه درباره اصالت ایرانی جنبش سبز دوربینی و نمایشی نشد.

در بعد اثباتی قضیه نیز همگان دیدند که اکثر قریب به اتفاق کادرهای دولت اصلاحات جزو پاک ترین و امین ترین فرزندان این مرز و بوم هستند و دستگاه‌های امنیتی، اطلاعاتی و نظامی به رغم همه فشارهایی که علیه ما اعمال کردند، نتوانستند حتی یک سند برای مدعای خود عرضه کنند. آنان به رغم اینکه در طول همه سال های اصلاحات و پس از آن، حرکات و سکنات برگزیدگان ملت را زیر ذره بین اطلاعاتی، امنیتی، شنودی و بازجویی قرار دادند، و به رغم بهره گیری از همه امکانات، تهدیدات و احکام سنگین و ظالمانه قضایی، نتوانستند اتهامات خود را ثابت کنند و ناکام ماندند. متن کیفرخواست دادستانی و متن رأی دادگاه درخصوص اینجانب و دیگر دوستانم سند آن تلاش بی‌حاصل است. به این ترتیب مردم در زیر بمباران آن اتهامات دروغ به وضوح مشاهده کردند که اصلاح اندیشان این دیار نه فقط امین رأی ملت بودند بلکه امانت دار صدیق بیت المال نیز بودند و اگر کوچک ترین خدشه ای در این امانت وجود داشت، بی تردید در صدا و سیما به ابعاد مضاعف در معرض بزرگ نمایی قرار می گرفت. در واقع خلاء اسنادی و فقدان کمترین دلیل محکمه پسند باعث شد تا کمبودهای حقوقی و قضایی کیفرخواست عمومی با انبوهی از مدعیات گزاف و شبیه سازی های بی محتوا بین ایران و صربستان پر شود. اکنون مردم ایران می توانند گزارش تلاش‌های سه بازجوی اولم را که بیست و هفت روز پس از بازداشت اینجانب تهیه کرده و به عنوان گردش کار ماموران قرارگاه ثارا… سپاه پاسداران برای تمدید قرار بازداشتم من تحویل مقام قضایی دادند و در پرونده اینجانب ثبت است (پیوست 1) و نیز متن کیفرخواست علیه ما را که در دادگاه نمایشی قرائت و در رسانه‌ها منتشر شد، در مقایسه با رأی دادگاه من بخوانند (پیوست 2) و این سه متن سیاسی (گردشکار، کیفرخواست دادستانی تهران و حکم دادگاه) را با یکدیگر مقایسه کنند تا به وضوح شاهد اعتراف اعتراف سازان به شکست خود باشند، بدون آنکه در سلول های انفرادی و تحت فشارهای گوناگون مجبوربه پذیرش شکست شده باشند.

به این ترتیب کسانی که اصلاح اندیشان و فعالان جنبش سبز را به تغذیه مادی و معنوی از آمریکا متهم می‌کردند، اکنون باید پاسخگوی حاتم‌بخشی‌ها و سفره‌پروری های ایام فعالیت های انتخاباتی از یک سو و به هرز دادن طلایی ترین فرصت های سیاسی و اقتصادی ملی از سوی دیگر باشند. درحقیقت در زندان‌ها سلامت مالی، اخلاقی و سیاسی بازداشت‌شدگان در معرض رؤیت دستگیرکنندگان قرار گرفت و معلوم شد که نه فقط اتهام فسادهای سه گانه مالی، اخلاقی و سیاسی علیه اصلاح‌طلبان بی اساس بود، بلکه در واقع این «طبقه جدید» سیاسی و اقتصادی حاکم است که هم بابت بی کفایتی در اداره کشور و هرز دادن فرصت ها باید به ملت حساب پس دهد و هم باید پاسخگوی بیت المال و رانت های عظیم نفتی و غیرنفتی باشد.

سرانجام آنکه در دوران انفرادی و بازجویی های بعدی شاهد دگرگونی در مواضع بعضی بازجویان بودم. یعنی اگر در روزها و مراحل نخستین، علاوه بر اتهام محاربه و براندازی و آشوبگری، متهم به آن می شدم که چرا دغدغه سازگاری ولایت فقیه و دموکراسی را دارم و به فرمول «ولایت فقیه به اضافه حقوق شهروندی» معتقدم و چرا خواهان داخل نمودن یک عنصر «ناسازگار»، «غربی» و «بیرونی» به نام دموکراسی در ولایت فقیه هستم و می خواهم خلوص و اصالت اسلامی – شیعی آن را به حقوق شهروندی و دموکراسی آلوده کنم، در مراحل بعد قضیه کاملاً برعکس شد. این بازجوها بودند که مدعای دموکرات بودن خود و دیکتاتور بودن ما را فریاد می کردند! اگر بازجویی ما با گفتمان و ادبیات کیهان آغاز شد، در پایان این «روش کیهان» بود که مورد نقد بعضی بازجوها قرار گرفت که تک‌صدایی را نفی و از تعامل دو جناح دفاع می کردند و به ضرورت حضور دو بال پا می فشردند.

هنگامی که از زندان بیرون آمدم و به تدریج در جریان تحولات شگرف اجتماعی- فرهنگی و سیاسی یک‌سال اخیرقرار گرفتم، «دموکراسی» خواهی بازجوها برایم معنای اصلی خود را آشکارکرد. اکنون به خوبی می‌توانم بفهمم که چگونه فریاد دموکراسی خواهی اکثریت قاطع ملت ایران و مخالفتشان با هر نوع دیکتاتوری، از دیوارهای اوین عبور کرده و طنین خاص خود را در مدعیات بازجوها یافته است. هنگامی که بازداشت‌کنندگان ما زیر فشار سنگین جنبش سبز اکثریت ملت ایران مدعای خود را در زمینه عدم سازگاری اندیشه امام با دموکراسی تغییر دادند و از دموکراسی با لحن مثبت سخن گفتند، احساس کردم همه کوشش‌های فکری آقای مصباح و شاگردانش درباره سرشت غربی و غیردینی دموکراسی و همه آن هزینه های گزاف رسانه ها و تریبون های رسمی دود شد وبه هوا رفت!

من در سالگرد بازداشت خود، ابتدا مقاله «پدر، مادر، ما باز هم متهمیم!» را منتشر کردم. اکنون به یاری خداوند متن گردش کار قرارگاه ثارا… سپاه پاسداران (مورخ 19/4/88) را که بیانگر روحیه حاکم بر اوین و سلول هایش در ماه اول بازداشت ها بود، به همراه متن کامل حکم دادگاه، بدون هیچ گونه توضیحی برای استحضار ملت ایران منتشر می کنم.

پیشاپیش از بذل توجه هم میهنان خود به این مقالات و نقد و ارزیابی آنها سپاسگزارم.

سید مصطفی تاج زاده
18 مرداد

گردش کار قرارگاه ثارا… سپاه پاسداران درباره آقای تاج زاده
(27 روز بعد از بازداشت، در تاریخ 19/4/1388)

جرائم منتسب به آمرین و محرکین این خیانت عظیم عبارتند از :
1- مباشرت در اجتماع و تبانی در ارتکاب جرائم بر ضد امنیت داخلی و خارجی کشور موضوع ماده 610 قانون مجازات اسلامی .
2- تشویق افراد وگروه ها به تجمعات غیر قانونی و انجام اعمال غیر متعارف و ایجاد اغتشاش و بلوا موضوع ماده 618 ق.م.ا.
3- معاونت در محاربه و افساد فی الارض از طریق تشویق گروهها و افراد به انجام اقدامات مذکور موضوع ماده 687 ق.م.ا.و تخریب و تحریق و اتلاف وسایل و تاسیسات مورد استفاده عموم و اخلال در نظم و امنیت جامعه موضوع مواد 671 الی 675 ق.م.ا.
4- تبلیغ علیه نظام از طریق ایراد الفاظ رکیک و مطالب سخیف نسبت به نظام اسلامی و بیانیه های مجرمانه و انتساب موضوعات کذب و آلوده به افترا نسبت به ارکان رسمی کشور و فراهم نمودن خوراک تبلیغاتی کذب برای شبکه های خبری بیگانه و رسانه های معاند نظام اسلامی موضوع ماده 500 ق.م.ا .
5- ایراد تهمت و افترا و توهین و اهانت و انتساب مطالب مجرمانه و کذب نسبت به مسوولین نهادهای رسمی کشور از جمله اعضای شورای نگهبان و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با تهیه و انتشار نامه های محجول به منظور مخدوش نمودن نتیجه انتخابات و القای شبهه جعل وتقلب در جریان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری موضوع مواد 697 ، 698 ، 609 ق.م.ا.
در این پرونده سید مصطفی تاج زاده فرزند سید مظفر متولد 1335 کارمند ریاست جمهوری که در مورخ 23/3/88 دستگیر شده است و در راستای جرائم مذکور و اقدامات مجرمانه فوق الذکر فعالیت موثر داشته و تا این مرحله از تحقیق به پاره ای از موارد مذکور اعتراف نموده که برخی ازدلایل انتساب بزه بشرح ذیل می باشد .
1- ایراد سخنرانی های تحریک آمیز قبل از برگزاری انتخابات در بین مردم آذری زبان و بوشهر و القای شبهه جعل و تقلب و تلاش در جهت ایجاد بدبینی و بی اعتمادی عمومی نسبت به مسوولین برگزاری انتخابات . برگ شماره پرونده 11، 36 ، 37 ، 51.
2- شرکت مستقیم در صدور بیانیه تحریک آمیز بخصوص نحوه برگزاری انتخابات و نتایج آن و عنوان نمودن کودتای انتخاباتی در ایران.برگ شماره پرونده صص 3 ، 26 ، 25 ، 18 ، 88 ، 200 ، 201 ، 202 .
3- تبلیغ علیه نظام از طریق به کار بردن الفاظ وهن آلود نسبت به نظام و مسوولین و نهاد های رسمی کشور و زیر سوال بردن اقدامات قوه قضایه و دولت،ص 19 پرونده.
4- توهین، اهانت، نشر اکاذیب و ایراد افترا بر علیه مسوولین شورای نگهبان، صص 33 ، 199 .
5- تشویش اذهان عمومی، القا وجود فساد و دروغ گوییهایی فراوان دولت نهم، صص 21 ، 48 ، 97 .
6- نگهداری غیر مجاز اسناد طبقه بندی شده وزارت کشور در منزل صص، 22 ، 46.
7- کشف اسناد، توزیع و تکثیر شب نامه در جهت تخریب دولت نهم در منزل متهم که تقاضای تکثیر شب نامه در آن ذکر شده است، ص 47 .
8- تشکیل ستاد گروه 88 و سازمان رای و سوء استفاده از آن در جهت اخلال در نظم و امینت کشور، صص207 ،206 ، 54.
9- پذیرش مسوولیت خود در تدوین جزوه تاملات راهبردی در حزب مشارکت و تدوین 2 بحث از چند بحث جزوه مذکور ص 141،140.
10- اقرار به اشتباه و خطا درچند مورد در تدوین جزوه تاملات راهبردی از قبیل موضوع عزل رهبری پس از رسیدگی به شکایت در قوه قضاییه، ص 160 .
11- پذیرش مسوولیت حقوقی کلیه بیانیه های حزب مشارکت ایران اسلامی، ص 25 .
12- پذیرش مسوولیت حقوقی کلیه بیانیه های سازمان مجاهدین، ص 25 .
13- کسب خبر از درون سپاه از طریق یکی از اعضای سابق سپاه به نام ترکاشوند و سوء استفاده از آن در سخنرانی ها و نوشته ها به منظور تشویش اذهان عمومی، صص 148 ،149 .
14- طرح اخبار خیلی محرمانه بیت رهبری در جلسات شورای مرکزی حزب مشارکت که متهم اذعان می دارد از بهزاد نبوی گرفته است و سوء استفاده از آن، ص 144 .
15- شرکت در جلسه بعد از ظهر ستاد قیطریه که در آن طرح تجمع در پارک لاله توسط گروه 88 مطرح که عده ای موافق لیکن متهم طرح تجمع را منوط به تصمیم میر حسین موسوی برای روز شنبه موکول می کند ،صص 224 ، 225 ، 226 .
16- متهم شرکت فعال خود در جلسات شورای مرکزی حزب مشارکت که بمنظور تهیه و تدوین استراتژی حزب مشارکت در حوزه سیاست تحت عنوان تاملات راهبردی برگزار می گردید را پذیرفته است .
تاملات راهبردی حزب به شرح پیوست،مطالبی به شرح ذیل می باشد :
وضعیت گذار جمهوری اسلامی به یک نظام سلطانی
تدوین راهبردهای اساسی برای این گذار از طریق تحریک بخشی و توانمند سازی اجتماع ، جنبش ها و پویش ها در ایران ، محدود کردن اختیارات رهبری و ..
توجه : نتایج منطقی و قطعی جزوه تاملات راهبردی جبهه مشارکت این است :
تحریک و اغوا و انحراف در جامعه پیرامون وضعیت موجود از طریق سخنرانیها و مقالات در پوشش فعالیت های انتخاباتی .
فراهم شدن شرایط اجرایی انقلاب رنگی از طریق مقاومت مدنی ، اغتشاشات و نا آرامی های اجتماعی و نهایتاً کسب مقبولیت و مدیریت بحران پس از دگرگونی اساسی .
بنا به مراتب مذکور و اهمیت جرایم ارتکابی و خسارات سنگین مادی و معنوی نسبت به حیثیت و امنیت داخلی و خارجی کشور و با لحاظ اینکه جرائم فوق به صورت سازماندهی شده و گروهی ارتکاب یافته، تقاضای استمرار باز داشت موقت و جلوگیری از تبانی با سایر متهمین تا زمان تکمیل تحقیقات و کشف این فتنه و توطئه عظیم که در راستای بر اندازی نظام و به اصطلاح کودتای مخملی تدارک گردیده مورد استدعا است .

حکم شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران درباره آقای سید مصطفی تاج‌زاده

بسم الله الرحمن الرحیم
شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران بر اساس ابلاغ شماره 100/19232/9000 مورخ 10/4/88 ریاست محترم قوه قضائیه و مستنداً به ماده 212 ق.آ.د.ک. در مورخ 25/1/89 جهت رسیدگی به پرونده کلاسه 88/1542/ط د اتهامی آقای سید مصطفی تاج‌زاده فرزند سید مظفر تشکیل شده است. با عنایت به تحقیقات به عمل آمده و اخذ آخرین دفاع از متهم ختم دادرسی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال به شرح ذیل مبادرت به صدور رأی می نماید.
رأی دادگاه

در خصوص اتهام آقای سید مصطفی تاج‌زاده فرزند سید مظفر به شماره شناسنامه 3109 صادره از اصفهان متولد 1335 دارای سابقه محکومیت، متأهل، کارمند ریاست جمهوری، باز داشت موقت از تاریخ 24/3/88 حسب کیفر خواست صادره دائر بر:
1( اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت داخلی کشور از طریق شرکت در جلسات حزبی و صدور بیانیه های تحریک آمیز.
2)توهین به مسئولین حکومتی به مناسبت انجام وظیفه
3) فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی
4) نگهداری اسناد طبقه بندی شده
در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری که خلق حماسه ای بی نظیر را در پی داشت و برگ زرین دیگری به سابقه مردم سالاری دینی در تاریخ پر افتخار ایران افزود، مشارکت 85 درصدی مردم در این انتخابات و رأی 40 میلیونی آنان موجب عظمت و مایه مباهات انقلاب اسلامی نزد جهانیان گردید، در این حماسه جاوید سران و اعضای فعال برخی از گروه های سیاسی با زیر پا نهادن بدیهی‌ترین اصول اخلاقی و قانونی از طریق اقدامات مجرمانه به تحریص و تحریک مردم و هوادارانشان پرداختند که به تجمعات غیر قانونی و تظاهرات خیابانی منتهی به خسارات جبران ناپذیر مالی ،جانی و حیثیتی به کشور گردیده و با القای شبهه جعل و تقلب در انتخابات و ایراد خدشه به نتیجه آن به وسیله اوراق جعلی و تهیه و توزیع نامه های مجعول و منتسب به وزارت کشور که القای جعل و تقلب را در انتخابات می نمود، نسبت به تشویق افراد و اغوای آنان و تحریک احساسات طرفداران کاندیدای ناکام به شورش و اغتشاش جمعی پرداخته که با سؤ استفاده برخی افراد فرصت طلب و اراذل و اوباش منتهی به تخریب اموال عمومی و خصوصی و ضرب و جرح و قتل مردم بی گناه گردید.
متهم عضو مشترک و یکی از اعضاء اصلی و تأثیر گزار در سیاست ها و مواضع حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب می باشد که نقش مؤثر و مستقیم در صدور بیانیه های تحریک آمیز بخصوص نحوه برگزاری انتخابات و نتایج آن و عنوان کودتای انتخاباتی ،جعل و تقلب گسترده و تشویق به آشوب و اقدامات علیه امنیت کشور و بلوا و شرکت در تجمعات غیر قانونی و استمرار آن تا حصول نتیجه انتخابات داشته است.
مهمترین محورهای اقدامات و فعالیت های غیر قانونی مشار الیه در جریان انتخابات که منجر به درگیری آشوب و اغتشاش و … گردیده است عبارت است از:
-ایراد سخنرانی های تحریک آمیز قبل از برگزاری انتخابات در بین مردم آذری زبان و بوشهر و القای شبهه جعل و تقلب و تلاش در جهت ایجاد بدبینی و بی اعتمادی عمومی نسبت به مسئولین برگزاری انتخابات.
– ارائه ایده های محرک در جنبش سبز در راستای وحدت آفرینی به منظور مقابله با نظام جمهوری اسلامی.
-تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق به کاربردن الفاظ وهن آلود نسبت به نظام و مسئولین و نهادهای رسمی کشور و زیر سؤال بردن اقدامات قوای سه گانه.
– تشکیل ستاد گروه 88 و سازمان رأی و سوء استفاده از آن در جهت اخلال در امنیت.
– شرکت در جلسه بعد از ظهر ستاد قیطریه که در آن تجمع در پارک لاله توسط گروه 88 مطرح گردیده است.
ایشان به عنوان عضو فعال و اصلی تاثیر گذار هر دوحزب در مصاحبه ها و سخنرانی ها و مقالات خود با طرح مسائلی علیه امنیت کشور از طریق تشویق افراد و گروه ها به تجمعات غیر قانونی و ارتکاب جرائمی بر ضد امنیت داخلی و خارجی کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام با القای شبهه جعل و تقلب و تلاش در جهت ایجاد بدبینی و بی اعتمادی عمومی نسبت به فرایند قانونی انتخابات داشته که به برخی از آنها اشاره می گردد.
– عده ای در صدد حاکم کردن مناسبات حاکم بر حکومت شاه به نام اسلام هستند .ملت بار دیگر خواهد دید که هنگام رسیدگی به صلاحیت ها ، مشکل شورای نگهبان ساواکی هاست یا انقلابیون واقعی؟ شجاع ترین و صالح ترین فرزندان ملت رد صلاحیت خواهند شد.
– در یک نظام استبدادی اولین کاری که صورت می گیرد محدود کردن حقوق سیاسی و در مرحله بعد حذف نیروهایی است که در درون قدرت هستند … به دنبال خانه نشین کردن سیاسیون هستند … شاید مجامع بین المللی بیایند و مشکل را حل کنند.
– امروز بعد از 20 سال تلاش محافظه کاران بر این مبناست که انتخابات را دو مرحله ای کنند و در انحصار عده ای خاص قرار دهند. البته به نام دین و روحانیت است اما به کام مافیای قدرت و ثروت است … بنابراین تصور اینکه حکم عادلانه ای درباره رد صلاحیت این افراد صادر شود شوخی است… اگر این ملت فریب خوردنی بود از شما حرفه ای تر چه کسی بود.
– این نظارت استصوابی به معنای آن است که ما پذیرفته ایم که این ملت عقیم است و نمی تواند کار کند … اگر کاندیداهای ما در انتخابات رد صلاحیت شوند عدم شرکت،رأی سفید،رأی سیاه،تحریم و مشابه آنرا انجام خواهیم داد.
– باشروع مشروطیت کسانی امثال شیخ فضل الله نوری برخاستند و گفتند حکومت باید مشروعه باشد که باعث نزاع شد.شیخ فضل الله می گفت اساس اسلام تبعیض است نه عدالت… حکومت اسلامی استبدادی است… پیروان کنونی شیخ فضل‌ا… چون شجاعت ندارند بگویند اسلام معادل استبداد است می‌گویند دموکراسی با اسلام سازگار نیست … بنام بسیج هر کاری می کنند وهر بلایی بر سر مردم می آورند.
– آیا سیاست ورزی در جمهوری اسلامی ممکن است یا نه؟ آیا ما می توانیم به دموکراسی برسیم یا نه؟عده ای می گویند اگر اصلاح پذیر است که هیچ ،اگر اصلاح پذیر نیست باید حساب خودمان را از نظام جدا و شفاف کنیم و برویم جامعه مدنی را تقویت کنیم که اگر اتفاقی افتاد یک نیروی آلترناتیوی که تشکیلات و برنامه حرفه ای داشته باشد وجود داشته باشد.
– ما یک بحث نظری داریم در دموکراسی که آیا ولایت فقیه و قانون اساسی با آنها می خواند یا نه، روشن است که با تفسیر اقتدارگراها با اینها نخواهد خواند .اگر دموکراسی می خواهیم از نگاه نظری روی چه مولفه هایی باید تکیه کنیم.عده ای می گویند آیا این نظام اصلاح پذیر هست یا نه؟ اصلاح پذیر از دید ما یعنی توسعه دموکراتیک در این چارچوب … اینکه سیاست ورزی ممکن است یا نه.
– اولین قدم ،گفتن یک نه بزرگ به مدیریت فعلی حاکم بر کشور است.
– گروه های سازماندهی شده در صیانت از آرا در این انتخابات اگر مطمئن می شدند که در انتخابات تقلب شده است علی القاعده رسماً و علناً مردم را به انجام یک اجتماع بزرگ مسالمت آمیز اما اعتراضی دعوت می کردند.
– انشاءالله مردم بیدار باشند و در صحنه باشند تا هیچ کسی نتواند به آرای مردم خیانت کند. مهمترین راه مبارزه با تقلب حضور گسترده مردم در پای صندوق های رأی است.
– آن زمان احتمال تقلب افزایش می یابد که ناظر و مجری رویکرد یکسانی داشته باشند… در نتیجه برای برخورد با هر گونه تقلب در انتخابات باید در انتخابات حضور گسترده داشت.
– عدم تلاش برای این کار و حتی کار شکنی و عصبانیت در برابر تشکیل کمیته صیانت از آراء بیانگر این است که انتخابات سالم نیست یا حداقل دولتی ها قصد ندارند انتخابات سالمی را برگزار کنند.
– فلسفه وجودی ولایت فقیه اقتدارگراها صد سال عقب ماندگی و تکرار سلطنت رضاخان پهلوی است. ولایت فقیهی که امام خمینی می گفت تصورش موجب تصدیق بود اما ولایت فقیهی که اقتدارگرایان می گویند تصورش موجب تکذیب و انکار است . ولایت فقیه آنان با عقل سلیم سازگار نیست زیرا تعریف اینان یعنی نهادهای استصوابی و صد سال عقب ماندن است.
– ما اگر بتوانیم تلاش کنیم یک مقدار حکومت را دموکراتیک تر و پاسخ گو بکنیم این حرکت اصلاحی است و این را به جامعه اعلام می کنیم. ما باید به این استراتژی برگردیم.
– راه چهارم هم شد سلاح آمریکا و انقلابی مخملی که من موافقم که این راه چهارم باشد… مدلی که کشورهای مخملی بود و دوتا کار می کنند ،لکن اینکه شما در جامعه چکار کنید و چطوری NGO و اینها بزنید… دوم اینکه آمریکا چه کمک هایی می تواند برای گسترش روند دموکراسی به شما بکند.
– راه حل ها یک خرده چیز است باید تکلیف با روحانیت یک خرده روشن بشود و این راه حل ها خیلی در نمی آید.
– معتقدم این باید جایگزین سلطانیزم و اینها بشود یعنی بگوئیم ساخت قدرت و جامعه مدنی در ایران چگونه است.
– انتخابات در این جامعه یک پتانسیلی دارد. در این جامعه می توانیم تحصن برای انتخابات کنیم که مجلس کرد ولو مردم نیامدند. در این جامعه برای رد صلاحیت خاتمی مردم به تظاهرات می آیند و من دفاع می کنم از اینکه مردم را باید دعوت کرد در میدان آزادی و گر نه هیچ کار دیگری نمی توان کرد . برای اولین بار 50 نفر اسم بنویسیم و رسماً از دانشگاهیان دعوت کنیم که اگر جنتی صلاحیت خاتمی را رد کرد ،دانشگاه ها تحصن بکنند و سر کلاس نروند . می خواهیم یک روز دانشگاه را در اعتراض به اقدام غیر قانونی آقای جنتی تعطیل کنند.
– در این قسمت به بخش هایی از مصادیق سخنرانی های تحریک آمیز و القای شبهه جعل و تقلب در زمان قبل از برگزاری انتخابات و به قصد تشویش اذهان عمومی،که از سوی متهم صورت گرفته اشاره می گردد:
آقای تاج زاده طی اظهاراتی فضا را برای اتخاذ سیاست تهاجمی در برابر سیاست های نظام مناسب دانسته می گوید:
– این قدرت بسیار ضعیف شده است و ما باید کم کم شروع کنیم و حرفهایی را بزنیم تا طرف مقابل مجبور به موضع گیری شده و ما را از موضع تدافعی خارج کند…<< باید در دوجهت به صورت تبلیغاتی کار را شروع کنیم و در سخنرانی ها و مصاحبه ها شروع به انتقاد کردن کنیم… ماباید تک تک شروع به صحبت کردن کنیم و هر وقت گرفت می فهمیم خط قرمز آنجاست اگر نگرفت از خط قرمز هم عبور می کنیم…>>
تاج زاده در همین راستا طی مقاله ای راه کارهایی را برای مقابله با آنچه که وی از آن بعنوان ساختار شکنی استصوابیون نام می برد ارائه نموده و می نویسد:
– اتخاذ سیاست صبر و انتظار تا بی کفایتی مدیریتی و اختلافات داخلی اصولگراها آنقدر زیاد و آشکار شود که احتمال بروز بحران برای میهن و ملت همه را نگران کند. در آن صورت مراکز قدرت از اصلاح طلبان برای ورود به عرصه انتخابات دعوت و سلامت انتخابات را نیز تضمین خواهد کرد.
تاج زاده در ادامه ارائه راه کار های خود از ایجاد جنبش های سبز اجتماعی سخن گفته و می نویسد:
– تلاش برای ایجاد جنبش اجتماعی در تقابل با کانون قدرت و عند الزوم بر پائی انقلاب مخملی در صورت رد صلاحیت نامزد اصلاح طلبان یا انجام تقلب وسیع انتخابات. اتخاذ مشی فوق زمانی موجه خواهد بود که بسیج و سازماندهی اکثریت شهروندان ممکن باشد و حکومت نتواند در برابر خواست آنها مقاومت کند.
نامبرده در قسمت دیگری از مقاله خود با نگاهی تهدید گونه می نویسد:
– در صورت وقوع، جز هرج و مرج و نا امنی نخواهد بود، کنار بگذاریم و بکوشیم بازی برد-برد انتخابات آزاد را همه از جمله اقتدارگراها به اضطرار یا به مصلحت بپذیرند تا از وقوع نزاع های طاقت فرسا و خدای ناکرده خونین پیشگیری کنیم.
مصطفی تاج زاده در جمع فرهنگیان حامی موسوی در تبریز می گوید:
– هیچ کس نمی تواند رأی مردم و حق ملت ایران و آذربایجان را نادیده بگیرد زیرا مردم آذربایجان و تبریز از گذشته ناجی ایران بوده اند و امیدواریم با حضور گسترده مردم ایران و آذربایجان هر چه سریعتر عمر دولت دروغ به پایان برسد… آذربایجان و تبریز نه فقط باید رأی اول را به موسوی بدهند بلکه باید ایران را به چالش بکشند و همچون زمان مشروطه ایران را نجات دهند. اگر مردم آذربایجان با تمام قوا به صحنه بیایند پشت استبداد طلبان می لرزد وبه وحشت می افتند.
مصطفی تاج زاده در جمع شاخه جوانان حزب مشارکت با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در انتخابات گذشته که دو جناح را به دو بال یک پرنده تشبیه کرده بودند، می گوید:
– در گذشته جمهوری اسلامی به پرنده ای تشبیه می شد که دوبال دارد که یک بال اصلاح طلبان و بال دیگر اصول گرایان بودند اما در شرایط حاضر برای اولین بار این تشبیه متفاوت شده و پرنده جای خود را به اتوبوس داده است. اتوبوس یک راننده دارد و بقیه هم در اتوبوس می نشینند و به میزانی که مسیر جاده خطرناک باشد باید سکوت بیشتری داشته باشند.شرایط هر چه خطیرتر باشد بیشتر خفه شوند برای اینکه راننده حواسش جمع باشد و ما را به مقصد برساند .حداکثر اتوبوس یک شاگرد می خواهد که چای و چیزی بدهد که راننده خوابش نبرد .اینها در حال گذار از جمهوری اسلامی به دولت اسلامی هستند.دردولت اسلامی انتخابات نقشی ندارد. بیعت است .فقط یک راننده هست که مسیر را می رود و دیگران نقشی ندارند.
آقای تاج زاده در جلسه ای رسمی تغییر در ساختار حاکمیت را تنها راه برون رفت از وضعیت فعلی خوانده و انتخابات را وسیله ای برای رسیدن به این مهم می داند و می گوید:
– یک را ه باقی مانده برای اینکه این قدرت بی شاخ و دم را مهار کند و آن هم تغییر در ساختار حاکمیت است… در این کشور هرکس که بیاید برای دیکتاتور شدن وسوسه می شود. بنابراین باید یک راه دراز مدت را بپیمائیم.
مصطفی تاج زاده طی اظهاراتی با اشاره به این که مردم تا اوایل مشروطه باید بین استبداد و یا جنگ داخلی یکی را انتخاب می کردند می گوید:
– اگر ما صد سال پیش بودیم استبداد را انتخاب می کردیم و به همین دلیل 2400 سال در ایران استبداد حاکم بود. حال اتفاق مهمی که حادث شده این است که در انتخابات آتی مردم باید بین هرج و مرج و دموکراسی یکی را انتخاب کنند.
وی سپس در یک نظریه پرداری سکولاریستی برای توجیه ضرورت جدایی دین از سیاست گفت:
– در کشورهائی که کلیسا در آن با سلطنت هماهنگ و توأم بود می بینیم که کلیسا آسیب دیده زیرا افراد فحش و شعارشان را اول نثار کلیسا کردند بعداً به سلطنت نفرین کردند… ولی در کشوری همچون انگلیس که کلیسا حساب خود را از سلطنت و حکومت جدا کرده می بینیم که دین و کلیسا آسیبی ندیده است و احترامشان کاملاً محفوظ مانده است .
مصطفی تاج زاده در جمع گروهی از اصلاح طلبان در شهرستان سقز می گوید:
– 30 سال گذشته گاهی جریانی که به سمت ایجاد انسداد پیش می رفته حاکم شده است … من اسم اینها را شاهنشاهی اسلامی گذاشته ام همان نگاه احیاء مناسبات شاهنشاهی است بدون مشروبات الکلی … تبار ما تبار مشروطه طلبان است و فکر می کنیم اگر ما در دوره مشروطه بودیم در صف مشروطه طلبان می بودیم . همچنان که فکر می کنیم اگر مشروطه طلبان اکنون زنده بودند در صف اصلاح طلبان می بودند.
در ادامه با توجه به حجم بالای سخنرانی های نامبرده در مرا کز مختلف بصورت تیتر و برگزیده ای از مطالب مطرح شده بیان می گردد.
– مردم شریف ایران باید توجه کنند تنها 30 سال طول کشید تا خلافت پس از رحلت پیامبر اکرم به سلطنت مطلقه و موروثی تبدیل شد.اگر جامعه ی ما هوشیار نباشد هیچ بعید نیست که اصولگرایان بنام دولت اسلامی استبداد دینی ایجاد و اساساً برگزاری انتخابات را منتفی کنند.اگر دولت به ارائه آمار دروغ ادامه دهد دولت نهم را دولت دروغ نامگذاری می کنیم.
– در نظام قضائی جمهوری اسلامی نوعی آپارتاید و مصونیت مطلق برای عده ای وجود دارد . به نظر من یکی از شعارهای مهم و تأمل برانگیز مردم شعار “جمهوری اسلامی آزاد باید گردد” است که نشان دهنده این امر است که وضعیت موجود از نظر بسیاری از مردم جمهوری اسلامی نیست و باید برای رسیدن به آن تلاش کرد. واژه انتخابات نمایشی و مجلس فرمایشی که مربوط به رژیم شاه بود ،بعد از رحلت امام در ادبیات سیاسی ما دوباره مطرح شد.
– معتقدم کسانی مردم را به ایجاد آشوب و تنش دعوت می کنند که اعتقاد دارند با بهانه قرار دادن این مسئله فضای سیاسی کشور را امنیتی و نظامی کنند و به این بهانه منتقدین مسلمان خود را حذف کنند.
متهم در روزنامه توسعه مقاله ای با عنوان <<به ناامیدی کامل نرسیده ایم>> اعلام می کند در جامعه به دلیل جدایی جامعه و دولت ازهم، وقتی جامعه منفعل می شود، دولت همچنان به کار خود ادامه می دهد. همین مسئله باعث استبدادی شدن جامعه می شود. به نظر می آید که در حال حاضر ما به نا امیدی کامل نرسیده ایم. ما دچار نوعی خود زنی و انفعال شده ایم که سود آن برای تفکرات استبدادی است.
متهم در مطلبی دیگر بیان می کند آن سال توطئه ای شکل گرفت که شکست خورد و به نظر می رسد این توطئه دوباره شکل گرفته است و اینکه توطئه پیروز شود یا نه، به عملکرد شما نمایندگان و ملت بستگی دارد.این فتنه خوابیده ،ولی امروز بعد از بیست سال ،تلاش محافظه کاران بر این مبناست که انتخابات را دومرحله ای کنند و در انحصار عده ای خاص قرار دهند.البته به نام دین و روحانیت است ،اما به کام مافیای قدرت و ثروت است.وی در ادامه بیان می کند به نظر می رسد عده ای مصمّم هستند در آستانه 25 امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی این نظام را از جمهوریت تهی سازند.
متهم سید مصطفی تاج زاده در تهیه و تنظیم و انتشار بیانیه های حزب و سازمان که همگی دلالت بر پیش داوری در برگزاری و نتایج انتخابات و تشویش اذهان عمومی و به صحنه کشاندن افراد نقش موثری داشته که قسمتی از بیانیه ها بشرح ذیل می باشند:
در بیانیه 21/1/88 سازمان مجاهدین انقلاب پیشاپیش نسبت به سلامت انتخابات ایجاد تردید شده و تصریح گردیده که <<دیگر تقریباً اعتمادی به آمارهای انتخابات از جمعیت واجد حق رأی نیست>> با استفاده از عبارتهایی چون حاکمان کنونی وجریان حاکم کنونی، حاکمیت نظام جمهوری اسلامی ایران مورد خدشه و سیاه نمائی قرار می گیرد و اقرار بر غیر دموکراتیک بودن ساختار قدرت و حاکمیت در جمهوری اسلامی ایران و عدم پاسخ گو بودن قدرت می باشد.
همچنین در بیانیه فوق نظام به تحجر ،قشریگری ،ترویج بدعت و خرافه و رویکردهای فرقه ای متهم گردیده است. دربیانیه مورخ 28 /2/88 با عنوان هشدار مجاهدین انقلاب نسبت به خرید رأی در انتخابات ریاست جمهوری دهم تلاش شده است که انتخابات در سالهای پس از رحلت امام غیر واقعی نشان داده شود:
با این همه در سالهای پس از رحلت امام ،در کنار تلاش برخی جریانهای سیاسی برای محدود کردن قدرت انتخابات مردم و تبدیل انتخابات به انتخاباتی دو درجه ای که د ر آن گروهی خود را محق می دانند قبل از مردم ،فهرست داوطلبان را بر اساس معیارها و سلایق فردی و جناحی غربال کنند و با کمال تأسف باید اذعان نمود این تلاش در برخی ادوار اخیر منجر به ایجاد انحراف درمسیر تحقق انتخابات واقعی در کشور شده است.
در بیانیه 30 ام شهریور 1387 سازمان مجاهدین انقلاب بحث عدم اعتماد به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را آغاز و اعلام می دارند:
حضور پر رنگ و معنی دار عناصر نظامی و اطلاعاتی در تمامی سطوح مدیریت وزارت کشور از جمله معاونت های سیاسی و … و سپردن امر انتخابات کشور به احزاب پادگانی به روشنی بیانگر رویکرد منفی و ناسازگاری حاکمیت کنونی به مردم سالاری و آزادی های سیاسی است.
در پنجمین بیانیه سازمان که در مورخ 3/3/88 با عنوان دخالت نیروهای مسلحی در امور سیاسی و انتخاباتی منتشر شد . بدون ارائه سند و مدرکی سخن از دخالت نظامیان در عرصه رقابت سیاسی به میان آمده است.
در بیانیه 25/3/88 حزب مشارکت (*) آمده :
حضور با شکوه دوران ساز شما در انتخابات نشانه عزمی ملی برای ایجاد تغییر و نجات ایران از پرتگاهی بود که دولت نهم پیش روی کشور، قرار داده بود ولی با کمال تأسف اعلام نتیجه شگفتی آور انتخابات حکایت از سناریوئی از پیش طراحی شده است که به هیچ وجه برای مردم قابل تصور نبود و کودتائی انتخاباتی را نشان می داد… جبهه مشارکت از آن جهت که علیرغم همه تمهیدات به سبب قانون شکنی های دست اندرکاران انتخابات نتوانست از رأی شما صیانت و حفاظت کند اعلام می دارد از نظر این حزب انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری تماماً مخدوش و غیر قابل دفاع است و لذا از متصدیان امر خواستار ابطال انتخابات، برخورد قانونی با متخلفان و … داریم.
لذا با عنایت به گزارشات معاونت اطلاعات قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و اقاریر صریح و ضمنی متهم در سپاه پاسداران و دادسرا و محتویات پرونده بیانیه های صادره از حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دیگر شواهد و قرائن موجود بزهکاریش محرز است و با رعایت ماده 47 ق.م.ا. مستنداً به مواد 610 و 500 ق.م.ا. نامبرده را در مورد اتهام ردیف اول (اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت داخلی کشور ) به تحمل 5 سال حبس و در مورد اتهام ردیف سوم (فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی) به یک سال حبس محکوم می نماید. در مورد اتهام ردیف 2 (توهین به مسئولین حکومتی به مناسبت انجام وظیفه) باتوجه به محتویات پرونده و فقد ادله کافی و به استناد ماده37 ق.اساسی رأی برائت صادر می نماید و پرونده در مورد اتهام ردیف 4 (نگهداری اسناد طبقه بندی شده ،مفتوح است و به استناد ماده 19 ق.م. ا. به عنوان تتمیم حکم تعزیری نامبرده 10 سال از فعالیت در احزاب و مطبوعات ممنوع می گردد، ایام بازداشت به استناد تبصره 295 ق .آ.د.ک کسر و محاسبه گردد. حکم صادره حضوری و ظرف 20 روز قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر تهران است.)

رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی و دادسرای دادگاه عمومی تهران
صلواتی 25/1/1389

* این بیانیه بعد از دستگیری من (تاج زاده) تهیه و منتشر شده است و به علت انتشار آن محاکمه می شوم!


13 پاسخ به “جنبش سبز و تجربه زندان”

  1. زهره گفت:

    معنی این حرف چیست ? این چه پیغامی برای ما دارد ؟
    کاملن روشن هست. مبارزه مردم در بیرون فشار را از روی اسیران در بند کاملن کم میکند .
    زهره

  2. lمحمد قدسي گفت:

    من متن بيانات و گزارشات وديدگاههاي اقاي مصطفي تاجزاده را با دقت کامل خواندم وکيفر خواست ايشان را هم با مداقه کامل خواندم . به نظرم جمهوري اسلامي ومردم ايران از داشتن چنين ايدولوگيستهايي بايد بر خود ببالد وهمين پيوستهايي که ايشان منتشر نموده براي روشنگري جوانان ومردم ايران نقش بسزايي بازي خواهد کرد.

  3. sima گفت:

    delaa nv aasheghi saabet ghadam baash ke dar in rah nabaasad kaar bi ajr
    man az rendi nakhaaham tobe kardan valo aazaitani bel hejr …….

  4. ناشناس گفت:

    جناب تاجزاده عزیز!

    کیست که در بی اعتبار بودن این اتهامات واهی ذره ای تردید داشته باشد! ما سبزها که به خوبی به سلامت مالی، فکری و اعتقادی شما و امثال شما واقف بوده و هستیم. خود این نو کیسه گان هم که به این موارد اطمینان دارند، چه آنکه به همه اسناد و مدارک دسترسی دارند و در صورت یافتن کوچکترین حتی شبهه (!!!) تا کنون در بوق و کرنا کرده بودند!!!

    این مذخرفات را برای سینه چاکان ذوب شده … می نویسند که بالحمدالله از نعمت خرد به کل بی بهره اند!!! تا بلکه بتوانند تیغ آنان را چند صباحی بیش تیز نگه دارند تا در رستاخیز ملت مظلوم ایران در ماه های آتی باز هم گرداب خون به راه اندازند! این دسته برادران ارزشی عاشق … نیز با نصایح من و شما اصلاح نمی شوند…

    زنده باد جنبش سبز ایران،
    به امید ایرانی آزاد برای همه ایرانیان…

  5. ميرحسين گفت:

    ما همه با هم هستيم

  6. ناشناس گفت:

    آقای تاج زاده هر چه تلاش کردم احساسم را نسبت به نوشته های شما و عقاید شما با ادبیات بهتر بگویم نشد پس میگم:
    عاشقتم

  7. محمود سبز گفت:

    بسیاری از نکات مطرح شده از سوی آقای تاج زاده و اصلاح طلبان ، انتقادات دقیق، فکورانه و دلسوزانه نسبت به حاکمیت است (به غیر از بخشی از جملات که تحریک آمیز و اغراق آمیز در زمان قبل از انتخابات مطرح شده و با توجه به شور انتخاباتی آن روزها قابل اغماض است) و عاقلان حاکمیت نباید از این نکات غفلت کنند و خود را به خواب خرگوشی بزنند. اصلاح طلبان با شخص خاصی دشمنی ندارند بلکه به دنبال اصلاح سیستم حکومتی هستند به نفع مردم و به نفع نظام. مقایسه بین گزارش اولیه سپاه ثارا… و حکم صادره دادگاه ، نتایج بسیار مهمی دارد. اول اینکه اطلاعات سپاه دچار برداشت کودکانه، بدبینی اغراق آمیز و دشمنی جاهلانه با اصلاح طلبان و افکار اصلاحات بوده است. ثانیاً اینکه سپاه به دنبال حذف فیزیکی تمامی رهبران اصلاحات بوده است. متن گزارش اولیه سپاه ثارا… در حدی غلیظ است که می توان در فضای قضایی فعلی حاکمیت ، به استناد آن ده ها بار یک مجرم سیاسی را اعدام کرد.
    ثالثاً اینکه ندای جنبش سبز مردم منتقد ایران به گوش حاکمیت رسیده و ازمواضع تند قبلی شان عقب نشینی کرده اند. خدا را شکر.
    نتایج مهم دیگر را خوانندگان عزیز حتماً اشاره خواهند کرد.
    خدایا چنان کن که فرجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار

  8. نويد گفت:

    جالب بود ، مهمترين قسمت مبارزه بالا بردن شعور و اگاهي است. در اين صورت بازجوها و باتوم به دستها هم ، رشد مي كنند و چشمشان رو به حقيقت باز مي شود.

  9. بنده خدا گفت:

    ندای سبز زندانیان آزادیخواه تبدیل به گفتمان سبز ملی شده است…

  10. سارا گفت:

    او پيشرفت را فرا ميگيرد و همچون مردان مدرن فکر و عمل ميکند. آنجا که به اشتباهات خود اعتراف کرد و بابت همه ي آنها از مردم معذرت خواست به ديگر دوستانش راه درست رفتار سياسي را آموزش داد. چرا که با اعتراف به اشتباهاتش نزد ما محبوبتر گرديد. کاش ديگران مانند او هم ياد مي گرفتند.

  11. سعید گفت:

    زنده باشي تاجزاده عزيز!
    زنده باشي برادر!
    زنده باشيد برادران سبزم نوريزاد، آرام نژاد و…
    خيلي ببخشيد اين لحن طنزآميز منو
    خود پدر پدر پدر سوخته شان هم ميدانند که کودتا کرده اند. ولي بايد براي اينکه برادران ارزشي خودشان را توجيه کنند و به رنگ و صداي سکه ها بخرند بايد مزخرفاتي بهم ببافند ديگر!!!!!!!!!!!
    آدم وقتي اين مطالب را ميخواند ميخواهد با فريادي «رسا» بگويد
    ياحسييييييييييييييييييييييييييييييييين
    ميرحسييييييييييييييييييييييييييييييين

  12. اختیاری گفت:

    بهترین کار برای این زمان آموزش همه افراد و روشن سازی آنها است. هیچ وقت نباید در این خصوص نا امید بشیم.
    از پیشگامان اصلاحات و اصولگرایان معتدل (و در یک کلام مخالفان اقتدار گرایان) نباید بصورت هفته ای یا دو هفته ای خبر ساز شوند. با جو سانسوری که در اطلاع رسانی هست این خبرها به ترتیب در 1 ماه و یا دو ماه به گوش مردم خواهد رسید.
    باید این واقعیت تلخ را در مورد مردم عزیز کشورمان قبول کنیم و آن اینکه در صد افراد با آگاهی کامل (به دور از توجه به جو سازی های تبلیغاتی) درصد ناچیزی است و در صورت خلق نشدن جو شدید تبلیغاتی از سوی دوستداران کشور، اکثریت مردم به سمت تنها منبع خبری (حکومتی) گرایش پیدا می کنند.
    برای شروع می توان (همانند روزهای پس از انتخابات) از طریق سایتهای خبرساز اجتماعی (مثلاً فیس بوک) به انتشار اخباری با تیتر مناسب (تاکید: تیتر مناسب) پرداخت. تیترها باید انگیزه فرد را در پیگیری خبر چند برابر کند. در صورت ادامه این روند، در روزهای آتی خبرگزاریهای داخلی و حکومتی مجبور به جوابیه خواهند بود که این مهمترین و بهترین فرصت برای رشد خبررسانی است.
    با تشکر
    امیدوارم همه زندانیان آزاد شوند
    آقای تاجزاده واقعاً که خیلی مردی