آقای دادستان! شاه یکبار این کار را کرد ننگش هنوز پاک نشده
چکیده :خداوندا تو خود شاهد باش که در سرزمین مادری به نام اسلام و با ادعای مسلمانی چه ظلم ها که بر ما و عزیزانمان می رود. تو خود شاهد باش و نظاره کن طغیان بندگانت را بر روی زمینت. تبختر و تفرعن آنان سرهاشان را به آسمان برده و یادشان رفته که هنوز پاها بر روی زمین است و یادشان رفته که روز واقعه نزدیک...
فخرالسادات محتشمی پور در نامه جدید خود به دادستان به بازداشت های جدید پرداخته است.
متن عریضه سی و نه به دادستان تهران پیش روی شماست.
به : دادستان تهران
از : یکی از ستم دیدگان عصر عاشورای 89،همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباعبدالله. اشهد انک قد اقمت الصلوة و اتیت الزکوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و اطعت الله و رسوله حتی اتاک الیقین.
سلام آقای دادستان
رسیدیم به روز بیست و هشتم آذرماه. این ماه پر شروشور بالاخره دارد تمام می شود. دارد جایش را می دهد به ماه نخست زمستان فصل سرما. این آذر را برای ما به یاد ماندنی کردید نه با خاطراتی خوش و شیرین نه. بلکه با تلخی ها و سختی هایی که بعضا باورکردنی نبوده و نیست مثل همین بازداشت بچه های معصوم مردم که داشتند زندگیشان را می کردند و عده ای حکمی گرفتند دستشان و ریختند به خانه آنان یا دفاتر روزنامه شان و بردندشان برای آب خنک خوری. گفتم آب خنک یادم آمد که در آن عصرعاشورایی که ننگینش کردند نیروهای امنیتی در حیاط اداره منکرات وقتی می خواستم وضوی نماز مغرب را بگیرم سردی آب، سوزی را به جانم نشاند که بلافاصله یاد دخترانم افتبه ادم که در سلول انفرادی اسیرند: نازنین و ساجده و ریحانه و فرزانه خانم روستایی و بقیه بچه ها که هنوز لباس گرم به ایشان نرسیده و لابد سرما بدجور رخنه می کند در جانشان. امروز که رفتم برای ملاقات همسرجان و گفتند ممنوع الملاقات است پی گیر این نامردی شدم که چرا لباس گرم را قبول نکرده اند برای زندانیان انفرادی و پاسخ شنیدم که گرم است آن جا نگران نباشید. ولی مادر که نمی تواند نگران نباشد. این بچه ها ضعیف اند، بی بنیه اند، بی قوه اند. همین فاطمه خانم عرب سرخی که از بس بابا بابا کرد عاقبت بردندش داخل اوین نزدیک بابا تا بوی او را استشمام کند و آرام بگیرد تازه از بیمارستان مرخص شده و کودک خردسالش هنوز به دوری از او عادت ندارد. این بچه طاقت انفرادی و آزار و اذیت ندارد که. واقعا بلبل زبانی این دخترک باعث زندانی شدنش شده؟ یادم می آید ما که بچه بودیم و نوجوان و جوان بودیم بلبل زبانی یک مزیت بود و باعث افتخار و کسی از بلبل زبانی ما امنیتش به خطر نمی افتاد و دلخور و دلگیر نمی شد چه رسد که بخواهد تلافی کند. قبلا گفته ام به گمانم ما را حتی وقتی درمدرسه عکس اعلیحضرت و علیا حضرت و والاحضرت ها را می کشیدیم پایین یا قاب هایش را می شکستیم، سعی می کردند نبینند تا رویمان به هم باز نشود و تا به قول خودشان جری تر نشویم. چه شده آقای دادستان این شیوه ها خیلی عجیب است. در زمان شاه یک مورد دختر خانم طاهره دباغ را برای فشار روی مادرش بردند زندان هنوز ما داریم از قبح و کراهتش می گوییم و لکه ننگش مانده بر پیشانی ساواک شاه حالا نوبت به خودمان که رسیده داریم کپی برداری می کنیم و تولید انبوه؟!!!
این محیا کوچولو مادر می خواهد آقای دادستان. شما نوه ندارید؟ اگر داشته باشید می دانید که مادربزرگ و پدربزرگ بیش از پدر و مادر دلشان از رنجش نوه به درد می آید. مبادا بگذارید برای آزار روانی آقا فیض الله به او بگویند امشب محیا باید در آغوش مادربزرگ بوی مادرش را استشمام کند. خوبیت ندارد آقای دادستان.
از محیا گفتم نمی شود از باران نگویم. از باران هادی که هنوز صدای صوت قرآن پدر را در گوش دارد و هنوز در نقاشی هایش خود را وسط پدرومادر می کشد و از رنگ های شاد استفاده می کند.
آقای دادستان!
عکس های باران را در آغوش پدر بازداشت شده در مراسم کمیل سبز را دیده اید هنگامی که به خانه بازگشته بود؟ وای وای نمی دانید چه عکسی است ببینیدش واقعا سخت ترین دل ها نرم می شود با نگاه کردن به آن. من همه معصومیت و پاکی و زلالی را در چهره این پدر و دختر دیدم و اشک ها ریختم. تا کی باید این جدایی ها را شاهد بود و تاب آورد آقای دادستان. عکس در آغوش گرفتن های آزادگان سبزمان را ببینید چندباره تا عشق و دلدادگی یادتان بیاید. زوج های جوانی که آشیانه عشقشان بدون حضور زوج یا زوجه می رفت که سرد شود و خدا نخواست و گرم ماند و … خیلی تصویرها را شما باید خوب ببینید و همکارانتان که دارند فراموش می کنند بعضی چیزها را براثر سختی و زمختی کار و حرفه شان. می دانم پاسخ شما به این تذکارهای من چیست. شما دوست ندارید ما وکیل مدافع زندانیان سیاسی و خانواده هایشان باشیم. شما که خود ما را اعضای یک خانواده کرده اید. ولی دیگر کار از کار گذشته است. خواه ناخواه ما یک خانواده ایم. لازم نیست بازجوها یک به یک خانواده ها را احضار کنند و در مورد فلانی سوال کنند. فلانی را شما کرده اید عضو خانوده همه زندانیان سیاسی. فلانی خوابش نمی رود قبل از این که از احوال بچه های خردسال و نوجوانان و جوانان خانواده بزرگش مطلع شود. خواب را شما از ما گرفته اید و خوراک را طرح های اقتصادی دولت به سلامتی می گیرد از ما. مهم نیست ما به روزه گرفتن عادت داریم و این بار در هم بستگی با زندانیان معترض سیاسی مان به ویژه آنان که در اعتراض به ستم معمول برخود اعتصاب غذا کرده اند.
آقای دادستان!
شما حالتان خوب است؟ امشب اما حال محیا و باران و ناهید و همه ماها خوب نیست. ماها امشب باز هم در بستر گرم خود از سرما می لرزیم به یاد سرمای سلول انفرادی عزیزانمان. خداوندا تو خود شاهد باش که در سرزمین مادری به نام اسلام و با ادعای مسلمانی چه ظلم ها که بر ما و عزیزانمان می رود. تو خود شاهد باش و نظاره کن طغیان بندگانت را بر روی زمینت. تبختر و تفرعن آنان سرهاشان را به آسمان برده و یادشان رفته که هنوز پاها بر روی زمین است و یادشان رفته که روز واقعه نزدیک است.
امنّا بالله و بالرسول و بما جئت به و دلّلت علیه فاکتبنا مع الشاهدین.
سیزدهم محرم الحرام 1432 برابر با بیست و هشتم آذرماه 1389
فخرالسادات محتشمی پور














سلام
سرکار خانم محتشمي پور
يک روز همسر جنابعالي جناب آقاي تاج زاده را در مسجد ملاقات کردم. دور ادور ايشان را مي شناختم و به ايشان ارادت داشتم. ولي ايشان من را نمي شناسد. در ميان جمعيت نشسته بود و کسي او را نمي شناخت وقتي او را ديدم خيلي خوشحال شدم و خودم را از لابلاي جمعيت به او رساندم که عرض ارادتي کنم . خوشبه حال شما که همچنين مردي همسرتان است.
اما نکته بعدي که مي خواستم عرض کنم اين است که جنابعالي و ما بقي عزيزان زجر کشيده و دلسوز حقوق مردم مي بايست يک مديريتي براي رسيدن به خواسته هايمان انجام دهيد. مبادا دلسرد شويد. من به عنوان شخصي که يک فرد نه تند رو و نه کندرو هستم نمونه اي از مردمي هستم اخبار زندانيان سياسي را دنبال مي کنم و هميشه از درون براي آنان و خانواده هايشان ناراحت و خود و جامعه را مديون و بدهکار مي دانم. شغلم آزاد است . برادر شهيد بسيجي هستم. در تهران زندگي مي کنم . به شدت براي جامعه نگرانم. و و و اما هيچ کاري از دستم بر نمي آيد. مانند من در شهر ها و روستا ها بسيارند . با توجه به اينکه شغلم تبليغات است مي دانم با روشهاي علمي و برنامه هاي استراتژيک مي توان مردم را هم سو و يکپارچه کرد. اما کسي که مي بايست اين کار را بکند متفکران جنبش و سران اصلاح طلب است. اما متاسفانه سران و بدنه اصلاح طلب ما بيشتر از اينکه سياستمدار باشند خبر نگار و نويسنده و روزنامه نگار هستند. براي رسيدن به اهداف جنبش و حقوق حقه مردم مي بايست سياست را به کار برد و آن روشها و برنامه هاي خود را مي طلبد.
خواهشمند است شما و تمامي دست اندرکاران با کمي تامل و آرامش و به دور از هياهو برنامه اي استراتژيک براي دستيابي به اهداف تهيه و اجرا نماييد.
درود بر شیرزنانی چون تو ، همسر سالار نوری زاد، مادر سهراب واشکان و ندا و سایر شهدا و درود بر شهامت و آزادگی شما و همسران و فرزندانتان، تاسف بر من و دیگر خوف زدگان ملت ایران
راه پیروزی مردم را شما روشن می کنید
خدا صبرت بده…( واقعا نمي دونم چي بگم)
ياحسين ميرحسين
آهني را که موريانه بخورد
نتوان برد ازو به صيقل زنگ
به سيه دل چه سود خواندن وعظ
” نرود ميخ آهني بر سنگ”
درود بر تاجزاده قهرمان و همسر زینب گونه اش .درود بر همه سبز اندیشان ایران زمین وتمام زندانیان سیاسی ایران اسرای حکومت جور .
سرکار خانم محتشمی پور سلام ودورود برشما وهمسر قهرمانتان که اسوه شجاعت وپاکی است.
وباز هم سلام برشما که رهرو راستین حضرت زینب کبری هستید. ایکاش میتوانستیم برای کاری برای شما وخانواده محترم وبزرگوار زندانیان سیاسی انجام دهیم.
درود بر همه دلاوران راه ازادی.من با دیدگاه اقای محمد کاملا موافق هستم در روزهای اول اعتراض ها به نتایج انتخابات خبر رسانی مثل امروز نبود تنها تفاوتی که وجود داشت تعیین خط و مشی سیاسی توسط سران جنبش بود و مردم خودشون شعار هر شهروند یک رسانه را به عرصه عمل در می اوردند و ما دیدیم که حکومت چقدر در برابر ملت ناتوان بود.اکنون زمانی است که جبهه حق در مقابل خدعه های معاویه ای تفکر کنه و چاره ای بیندیشه.
مادرم اندکی صبر سحر نزدیک است خواندم گریه امانم را برید و عهد کردم تا روز آزادی و سلامتی تمام زندانیان آزاده روزه دار باشم اما مادرم بدان روزه بهانه ای برای ادامه جهاد حقم نخواهد شد و در آخر به عنوان فرزند کوچکت دست مادر عزیزم را می بوسم.
با سلام خدمث خانم محتشمي پو ر ما را همدر دخود دررنج از جورو ظلم ظالمان زمان بدانيد ايه قران است خدا با صابران است خداي مهربان ناظر اعمال ظا لمين است پيروزي با صابران است خدا يار و ياورتان
سرکار خانم محتشمی پور
خدا صبرتان دهد و اجری مثل خانواده ابوذر که تبعیدی حاکم اسلامی بود و سلمان و …
ظلم پایدار نخواهد ماند
دلهای ما باشماست همشهری عزیز
یا حسین
میر حسین…
پدر در زندان – دخترش در زندان – طفل خردسال این دختر زندانی هم بدلیل جدائی از مادر در مجازات ( خانواده شهید هم هستند )
دو طفل نسرین ستوده همین وضع را دارند ، شدید چوب دو سر فلان اگر این اطفال را از مادرشان جدا کنید که کردید خدا دودمانتان را به باد میدهد اگر هم این اطفال را به زندان پیش مادرانشان ببرید که به جرم زندانی نوزادان نفرین ابدی همراتون .
…این دخترها در بیرون چه خواهند کرد که اینقدر میترسید اگر اینها تبدیل به آتش هم شوند فقط 1 نقطه را که آنجا هستند میسوزانند چقدر … که اینهمه دردسر و مخمصه و ناله و نفرین برای خودتان و دودمانتان درست کرده اید.
روی ساواک را که سفید کردید با این کارهای اخیرتون …
شیطان چقدر در این 2 سال اخیر پر کار بوده و موفق ! … فقط بخاطر اینکه یکی رئیس جمهور بشه و بعد هم تحویلتون نگیره شدید …تازه اگر همه تان را وزیر کند که امکان ندارد آخرش با تحقیر دو تا میزنه تو سرتون و مثل ده ها وزیری که زده تو سرشون و اخراجشون کرده میشید. چقدر خوشحالم جای دادستان و وزیر و بازجو و … چوب دو سر فلان نیستم. اگر هم برم جهنم لااقل برای کارهای خودم میرم نه برای خوشی و صفای دیگری که قطعآ با کارهای شما جای ما آنجا نیست .
دیری نمی تابد همین زینب(س) خانم های امروز در تلویزیون ملت ایران رنجنامه ها را برای تاریخ بازبان رسا مرور می کنند
یاحسین میرحسین
خوشا به حال آن مردی که چون تویی دارد گویی آن بزرگ مرد هزار سال پیش این شعررا فقط برای این سروده است که امروز با شنیدنش به تو بیافتیم :بهارش تویی غمگسارش تو باش درآن تنگ زندان زوارش تو باش
با سلام و احترام
همسر گرامی شما اسوه مقاومت و ايثار هستند.بهتون تبريک میگم.
در این شب یلدای به یاد ماندنی جای همسرتون خالی نباشه.
به نام خداوند همه مهر مهربان
خواهر گرانقدرم سرکار خانم محتشمی پور سلام نسل جگر سوخته سبز اندیش بر شما و تمام مادران و بانوان داغ دیده و مصیبت کشیده باد
خواستم جملاتی برای تسکین دل شما پیدا کنم دیدم شما خود ، با صبر و استقامت بر مدار حق مرهمی بر دلهای رنجیده ما هستید…
زینب وار ایستاده اید و زینب وار رسوا می کنید و زینب وار صبر جمیل را به نمایش گذارده اید…
ما هم از زینب و شما آموخته ایم و می آموزیم و…
خواهر ایمانیم خداوند هم ما را به صبر و شکیبایی دعوت می کند و خداوند با ما است و این بهترین یاوری است که ما به آن امید داریم……..
” پیروزی از آن صابران و شکیبایان است…….. ”
” آنانکه عاشقند می فهمند که ماندن نیز در ، رفتن است…….. ”
” در قمار عاشقی مغبون تر از پروانه ام ؛ او پرش آتش زد و من فکر خود آتش زدم…….. ”
” از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش زده ام فالی و فریاد رسی می آید…….. ”
” شکیبایی پیشه کن و شکیبایی تو جز به توفیق الهی نیست و بر آنان!؟ اندوه مخور و از مکری که می ورزند دلتنگ مباش ” (127)
” بیگمان خداوند با پرهیزکاران و نیکوکاران است ” (128)سوره نحل
خواهر عزیز به کی نامه میدهید؟ به دادستان ؟ اینها روح خود را فروختند به شیطان و مقام کسب کرده اند . روح اینها مرده و سخن حق دیگر به اینها کارگر نیست.