سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » محمد جواد لاریجانی، ننه قمر و سیاستِ شتر مرغی...
» به بهانه ی اظهارات مشاور صادق لاریجانی در خصوص نسرین ستوده و حقوق بشر

محمد جواد لاریجانی، ننه قمر و سیاستِ شتر مرغی

چکیده :مواجهه سیاسی دبیر حقوق بشر رسمی در ایران! با مقوله ی حقوق بشر، در این تعبیر خوبی پیداست و مهمتر از آن میزان شناخت نامبرده از مفهوم حقوق بشر هویدا. محمدجواد لاریجانی باید بداند که وقتی در مورد حقوق بشر سخن می گوید، من و ننه قمر و محمد جواد لاریجانی یکی هستیم. همه بشریم. بشر بودن نه به مال است و نه به منال. بر نایب قوه ی قضا پسندیده نیست که در یک تریبون یک طرفه به اسیران و زندانیان و فعالان حقوق بشر تهمت بزند و در سایه ی قدرت هر چه دلش می خواهد بگوید. محمد جواد لاریجانی، تنها کسی است که با تحکم کامل، شهادت ندا آقاسلطان را به سرویس جاسوسی انگلستان نسبت داده و در یک سخنرانی رسمی گفته است که قاتل را می شناسد. آیا نامبرده ارتباطات خاصی در انگلیس دارد که به مدارکی از سرویس جاسوسی MI6 دست یافته است که دست هیچ کدام از دولتمردان به آن نرسیده است؟ ... آقای محمدجواد لاریجانی تا کجا و تا کی! به سیاست شترمرغی اعتقاد...


کلمه – سارا زرتشت: محمد جواد لاریجانی، در حین سخنرانی در سمینار «حقوق بشر در جهان معاصر» به فعالان حقوق بشر در ایران حمله کرده و به صورت خاص خانم نسرین ستوده را به سوء استفاده از حرفه ی وکالت متهم ساخته و گفته است: «هر ننه قمری در حال دفاع و سخن گفتن از حقوق بشر است.» (نقل به مضمون) فارغ از آن که این تعبیر تا چه اندازه در خصوص گوینده مصداق می یابد، مواجهه سیاسی دبیر حقوق بشر رسمی در ایران! با مقوله ی حقوق بشر، در این تعبیر خوبی پیداست و مهمتر از آن میزان شناخت نامبرده از مفهوم حقوق بشر هویدا.

محمدجواد لاریجانی باید بداند که وقتی در مورد حقوق بشر سخن می گوید، من و ننه قمر و محمد جواد لاریجانی یکی هستیم. همه بشریم. بشر بودن نه به مال است و نه به منال. حقوق بشر یعنی کسی که یک وجب از خاک این کره ی زمین به نام او نیست با یک زمین دار و زمین خوار بزرگ از حقوق اولیه ی یکسانی برخوردارند، هر دو بشرند و البته هر دو حق دارند در مورد حقوق بشر سخن بگویند. محمد جواد لاریجانی باید بداند حقوق بشر یعنی سیاه ها را «کاکا سیا» نخوانیم و به زن زندانی بی رمقی که امکان دفاع از خود را ندارد «ننه قمر» نگوئیم. محمد جواد لاریجانی باید درس هایش را از حقوق بشر مرور کند که حقوق بشر جولانگاه هیچ رنگ و آیین و زبان و مرام و «خانواده ای!» نیست. محمد جواد لاریجانی لازم است مشق مسلمانی اش را هم از نو بنویسد که گویی فرمواش کرده است «خلقناکم من ذَکَرٍ و اُنثی و جَعلناکُم شعوباً و قبائلَ لِتعارفوا اِن اَکرَمَکُم عندالله اَتقکُم.»

محمد جواد لاریجانی حتما می داند – حتی اگر تجاهل العارف کند – که هر کسی یک طرفه به قاضی برود راضی بر می گردد. بر نایب قوه ی قضا پسندیده نیست که در یک تریبون یک طرفه به اسیران و زندانیان و فعالان حقوق بشر تهمت بزند و در سایه ی قدرت هر چه دلش می خواهد بگوید. ایشان اگر اندک حرمت و اعتباری برای استدلال ها و سخنان خود – حقوق بشر پیش کش – قائل اند، باید شرایط را برای سخن گفتن همه ی کسانی که از آن ها در مصاحبه ها و سخنرانی های اخیرش نام برده است، فراهم کند و یا مستندات خود را به اطلاع افکار عمومی برساند که هیچ وجدان بیداری این گونه سخن گفتن در خصوص زندانی آزاده نسرین ستوده را تحسین نخواهد کرد، ولو تمام اظهارات گوینده درست باشند!

محمد جواد لاریجانی، تنها کسی است که با تحکم کامل، شهادت ندا آقاسلطان را به سرویس جاسوسی انگلستان نسبت داده و در یک سخنرانی رسمی گفته است که قاتل را می شناسد. در حالی که در یک سال و نیم اخیر، هیچکدام از عوامل امنیتی و انتظامی کشور با این تحکم در این خصوص سخن نگفته اند و به جز تحلیل و گمانه زنی، سخنی از مدارک و مستندات از زبان هیچ کدام از دولتمردان جاری نشده است، با این حال این گونه اظهار نظر صریح توسط محمدجواد لاریجانی، سوالاتی از این دست را متوجه ایشان می سازد که: آیا نامبرده ارتباطات خاصی در انگلیس دارد که به مدارکی از سرویس جاسوسی MI6 دست یافته است که دست هیچ کدام از دولتمردان به آن نرسیده است؟ آیا این ارتباطات احتمالی، نسبتی با اظهارات و دیدارهای ایشان درآستانه ی انتخابات 76 با سیاستمداران انگلیسی دارد؟ مدارکی که محمد جواد از قاتل مرحوم ندا آقا سلطان دارد، چرا در اختیار قوه ی قضائیه قرار نمی گیرد و چرا متولی رسمی! حقوق بشر در قوه ی قضائیه، برای برگزاری دادگاه شهادت آن مرحوم اقدامی نمی کند و مادامی که قاتل را می شناسد، «شخصاً» در دادگاه شهادت نمی دهد؟ در حالی که مدارک شهادت ندا، می تواند بسیاری از ابهامات را بزداید و لابد آبی بر آتش فتنه!! بریزد، چرا محمدجواد لاریجانی در این خصوص کوتاهی می کند؟ آیا او نیز فتنه گر است و یا از دور دستی بر فتنه دارد؟! و … آیا آقای لاریجانی – حداقل! – در یکی از تریبون های مهیا و یک طرفه ی خود به این سوالات پاسخ خواهد داد؟

محمد جواد لاریجانی یک سالی است حضورش را در عرصه ی سیاست با سخنرانی ها و مصاحبه های شاذ تجدید کرده است. فلسفه ی حضور پرغوغای ایشان بر آگاهان پوشیده نیست ،که آنها به شیوه ی سیاست ورزی و سابقه ی حضور ایشان در عرصه ی سیاست آگاه اند. اما محمد جواد که کسوت قضایی و شخصیت دانشگاهی اش – علی القاعده! – مانعی منطقی برای حضور سیاسی اوست، بهتر است پیش از هر چیز، «راز» حضور فعال خود را در «زمین» این «بازی» اعلام کند و در دلایل خود، تنها به «دفاع از کیان نظام و ولایت فقیه» بسنده نکند که رئیس IPM به ضرورت منطقی ِ « احترام به هوش و دانش مخاطب» آگاه است و می داند شأن او باید به دور از ادبیات چارواداری و اظهارت عوام فریبانه ای باشد که این روزها میان دولتمردان رونق یافته است.

و سؤال آخر را در باب تلطیف فضا و اشارتی گویا می پرسم: در ضرب المثل هایمان آمده است که «به شتر مرغ گفتند بپر، گفت شترم، گفتند بار ببر، گفت مرغم.» سؤال اصلی از آقای محمدجواد لاریجانی این است: او تا کجا و تا کی! به سیاست شترمرغی اعتقاد دارد؟


26 پاسخ به “محمد جواد لاریجانی، ننه قمر و سیاستِ شتر مرغی”

  1. ناشناس گفت:

    هر دم از باغ بری میرسد,با سلام حضور جواد لاریجانی. از گرفتن لقب جدید “ننه قمر “متشکریم .از کودتای ۸۸ به این طرف خیلی لقب ها گرفته بودیم اولین روز غصب قدرت “خس و خاشاک “نامیده شدیم و بعد از مدتی “فتنه گر “بعد گذشت چند ماهی که نتوانستند اقنایمان کنند ،به گرفتن لقب موریانه (شخصا از این لقب بیشتر خوشم می آید )مستفیذ شدیم و در سالگرد جمع کردن بساط “فتنه “میکرب لقب گرفتیم .حالا هم نوبت ننه قمر شدن ما است.

  2. فتنه سبز زنده گفت:

    == هر ننه قمری در حال دفاع و سخن گفتن از حقوق بشر است. ===

    امیدوارم ببینم روزی که ننه قمری هم از حقوق بشر دفاع ِ و سخن میګه !

    این نشون دهنده این خواهد بود که واقعا به جامعه ای رسیدیم که همه اقشارش به اون حد رفاه مالی و امنیت فکری رسیده اند که میتونند اعتماد به نفس برای دفاع از حقوق جهانی بشر را داشته باشند.

    و برای همین هست که کسانی چون خانم نسرین ستوده از جان خود مایه میګذارند که هر ننه قمری حق یک زندګی آبرومندانه رو داشته باشه.

    روزی که قمر ها و ننه هاشون تبدیل به آدمهای با احترامی بشوند شاید زیاد هم دور نباشد !؟ ولی روزی که لاریجانی ها تبدیل به آدمهای نرمال بشند خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی دورتر هست.

  3. تهرانی گفت:

    از کسی که به پرورش شترمرغ مشهور است سیاست شترمرغی اصلا بعید نیست . کیست که نداند….
    هر بار که احمدی نژاد از زمین خواری می گوید منظورش من که نیستم ، معلوم است منظورش کیست . … همه کسانی که لاریجانی را از نزدیک می شناسند می دانند که کمترین اعتقادی به چیزهایی که می گوید ندارد . به تعبیر نویسنده او یک سیاستمدار ستر مرغی است .

  4. عمارلویی گفت:

    نیک براون و نیک براون ها را از قلم انداختید و فعلا حساب و کتابی در کار نیست و نبوده و به همین دلیل جوابی در کار نیست ایشان یک طرفه به قاضی رفته اند و وقتی قلم و رسانه زر و زور و تفنگ باشد و به دلیلی بی بدیل کسی نمیتواند از ایشان اشکال بگیرد چون همزمان با اشکال سر از نا کجا اباد در خواهد اورد و شتر مرغی و ننه قمری به امار جناب لاریجانی اضافه خواهد گردید و برای پرورش این مدلی از شنر مرغان زمین های ورامین به غایت جا و مکان دارد و ثبت ان زمین ها با اسناد من در اوری ایشان هم خوانی داردو این جناب حد اقل از سه طایفه دو طایفه در تیول دارد و به همین مبنا ترکستان را هم رای سوشه میباشد والسلام

  5. م- صداقت گفت:

    در آغاز سخن امیددارم چون چند کلامی که داشتم به تیغ و تقطیع دچار نشود این کلام.اما بعد:باز خوانی نقش محمدجواد لاریجانی یکی از کارهای مهم اهل پژوهش تاریخ معاصر می باشد.بی پرده و گاهی به دور از حیای ایرانی سخن گفتن از مواردی است که مکررا در سخن این عضو ارشد خانواده ذی نفوذ و برادران لاریجانی به چشم آمده.قیاس قرائات مختلف از دین با پخت قورمه سبزی و یا استفاده از واژه … سیاسی و نیز جست و جو در ارتباطاتی که به گپ ایشان با نیک براون انجامید.و در دست نوشته مذاکره به وضوح بود که خود را لیبرال خوانده بود.امیدوارم فقط بسان مرداد 32 ملت ما تاوان برادران دیگری را -رشیدیان-پس ندهند.روزی پژوهش در مورد نقش و نفوذ و ارتباطات بسیاری کسان از جمله محمدلاریجانی گره گشایی نقاط تاریک بسیاری خواهد بود.

  6. خود ننه قمر شعله‌پز گفت:

    پرداختن به حرف‌های این آدم زیاد ضرورتی نداره! مگر این کیه! یک ننه قمری که از ننه‌اش قهر کرده … چکار کنیم که دکتره؟ چکار کنیم که ریاضی دانه؟ اگر نشناسیمش فکر می‌کنیم این هم یکی مثل آن محموده که از توی خیابان یکدفعه افتاده جلو بلندگو و دوربین و اصلاً نمی داند که حرف‌هایش را غیر از خودش دو نفر دیگر هم که عقلشان می‌رسد می شنوند. قدیم آدم‌هایی که احساس می‌کردند برجستگان اجتماعند سعی می‌کردند سطح فکر اراذل و اوباش را تغییر دهند و آن‌ها را بالا بکشند. الان کسانی که این احساس را دارند سعی می‌کنند عین…. و اینها حرف بزنند تا اجامر و لات و لوت‌ها خود را به دلیل سطح پایین فرهنگشان سرزنش نکنند. مرحوم گل‌آقا یک روز آگهی داد که برادر لاریجانی مدتیه کنفرانس ندادی و ما چیزی نداریم بهش بخندیم و مسخره اش کنیم و نانمان را درآوریم لطفا یک تحلیلی، سخنرانی، چیزی بفرما!

  7. ایرانی زجرکشیده اما امیدوار گفت:

    زنده باد سارا زرتشت کاش از خدا آرزوی آزادی خانم ستوده را کرده بودم به خدا قسم از دیشب که سخنان بی ادبانه و حق به جانبانه ی لاریجانی را در بیست و سی دیدم تا الان اروز می کنم یکی جوابش رو بده و بگه مردحسابی از عنوان و پست و بردارات حداقل خجالت بکش . این درسته که دو قوه و نصفی از مملکت رو بدست داشته باشین و اون وقت این طوری از یک زن زندانی اسم ببرین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    شرم نمی کنید خدا و پیغمبر که حالیتون نیست به قول امام حسین حداقل ازاده باشید . جناب دکتر دکترا از افتادن متکی درس بگیر و کم من و من کنید دو گردون دائم یکسان نیست به خدا به قول مولانا
    نردبان این جهان ما و منی است
    عاقبت این نردبان افتادنی است
    لاجرم هر کس که بالاتر نشست
    استخوانش سخت تر خواهد شکست
    قلم شیرین وشیوایت را می بوسم خانم زردشت .دلم را شاد کردی خداوند دلت را شاد کند .

  8. رضا گفت:

    یا رب منه به سفره ی ما تا که زنده ایم/ نانی که آبرو برود در بهای آن

  9. بسیجی خمینی گفت:

    ، عقل کل ، ببین کی به ننه قمر شباهت بیشتری داره ؟ تحصیلات سیاسی داری یا حقوق خوندی که اینقدر ادعات میشه ! هزار تا پیش بینی کردی یکیش تحقق پیدا نکرد . بلافاصله پس از عملیات طوفان صحرا در سال 1990، پیش بینی کردی که صدام تا شش ماه دیگر سقوط می کنه و چقدر هم اصرار داشتی . اما تا 13 سال بعد ، صدام ماند و هیچ نشد . هر بار هم که اسمت از یادها میره ، شلوغ میکنی که باز هم اسمت مطرح بشه . اما در نهایت ننه قمر عرصه سیاستی . به قول سعدی ، چونان طبل غازی بلند آواز و میان تهی .

  10. یک ادم معمولی گفت:

    اگر نسرین ستوده با ان تحصیلات حقوقی دانشگاهی .و شغل مهم وکالت ان هم در این حکومت ننه قمر است ؛ پس ما ادم های عادی و معمولی از نظر لاریجانی ها چه هستیم ؟

  11. minoo- ghahreman گفت:

    tafsire mardomi nane ghamar ke dar khore khanome sotodh ast

    nane ghamar = madare mah = khorshid taban = khnome sotodh ke isar kardh
    malate mosalman iran az vazhe ha bar hasbe maarefe arfani bahrh mibarand va afradi ke be fekre bandegie miz o andali hastand sokhananeshan bi maghz o don – har kasi az zane khod shod yare man

  12. mehdi گفت:

    به نظر من پست ها و سمت هایی که به ایشان و برادرانشان اعطا می شود از روی شایستگیشان نیست و نباید دچار این اشتباه شد که مثلا جواد لاریجانی مدتی در دانشگاه بوده پس لابد انسانیت را فدای مقام و منصب نمی کند. شما به رفتار برادرش، علی لاریجانی، نگاه کنید، شخصا به میرحسین تبریک گفته و یقینا به تمام وقایع پشت پرده انتخابات واقف است و منطقا طرفداری از کودتاچیان هیچ سودی برایش ندارد و بلکه به ضررش است اما وی با تمام این اوصاف مردم معترض و میرحسین و کروبی را با لفظ فتنه خطاب می کند علت تنها در یک کلمه می گنجد و آن علاقه به سمتهای بالای کشور است، چند بار کاربرد کلمه فتنه شاید این امکان بدهد که او حتی به جایی بالاتر از ریاست مجلس دست یابد.

  13. زمین خوار گفت:

    مخلص آقا جواد لاریجانی هم هستیم. برادر دست مارو هم بگیر.

  14. Ali گفت:

    Hamin zoodiah in nane ghamar ham be zendone Evin khahad raft.

  15. مهدی گفت:

    چرا دو تا از سه قوه ی کشور ، دست دو تا داداش باشه ؟؟؟؟
    تو هفتاد هشتاد میلیون ایرانی ، این دو نفر از همه شایسته تر بودند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  16. ع.ر.ق گفت:

    این حقیر تا بحال چندین بار در همین سایت نوشته ام که تمام کسانی که در حال حاضر در مقابل مردم سبز اندیش و رهبرانش ایستاده اند دقیقا همان کسانی هستند که رو در روی امام (ره) ایستاده بودند . آن زمان جرات نمی کردند خودی نشان دهند ولی گاهی اوقات جسارتهایی انجام می دادند ، بطور مثال همین آقای محمد جواد لاریجانی در اوایل ده شصت ماجرایی را بر سر ریاست سازمان صدا و سیما خلق کردند و از آن طرف رفتند انگلیس ؟ …. چرا که در آن زمان ایشان با آقای محمد هاشمی موفق نبودند و از طرف دیگر امام (ره) به آقای هاشمی بعنوان ریاست سازمان حکم داده بودند .

    • دمحم گفت:

      جناب اقای ع.ر.ق با گفته شما نه تنها موافقم بلکه برخورد با یاران امام را بحساب همان دفاع حضرت امام از این بزرگان میدانم کاملا بیاد دارم هنگامیکه در مجلس سوم در جبهه بودم و برای رای دادن از کارت جنگی استفاده میکردیم . یکی از فحشهای سیاسی که همردیف با منافقین بود کلمه رسالتی بود . اینو دیگه همراه رزمندگان و خط امامیهای انروز می دانند . در استعفای مهندس موسوی
      کار بجایی رسید که با پا در میانی اقای هاشمی بعضیها از صحنه سیاسی کشور برای همیشه حذف نشدند. نمی خواهم با نام بردن
      کار بجایی برسد که سره ها از ناسره ها مشخص شود . اما احساس می کنم کینه رسالتیها از منافقین نسبت به امام و یاران و خاندانش بیشتر است . و احمدی نزاد و دارو دستهاش نیز با استفاده از همین کینه سوار مملکت شده و از گرده اقایان پائین نمیایند . کار به جایی رسیده از منابع معبتر بعضا صحبتهای خاصی از کنار زدن سنگر به سنگر اقا نیز صحبت میشود
      خدایا ظالمین را به ظالمین واگذار کن

  17. نیماه گفت:

    چرا انقدر همه ناراحت شدند بیچاره خودش رو ګفته ننه قمر! تا اونجایی که من می دونم اینا خانوادتا همه آدم های بسیار مومن و باخدا و با ایمان هستند و دنیا رو به آخرت نمی فروشند!!! مطمان باشید منظورش از ننه قمر خودش بوده! آخه انسان های عارف خیلی هم متواضع هستند!

  18. سارا گفت:

    محمدجواد لاریجانی باید بداند که وقتی در مورد حقوق بشر سخن می گوید، من و ننه قمر و محمد جواد لاریجانی یکی هستیم. همه بشریم. بشر بودن نه به مال است و نه به منال. حقوق بشر یعنی کسی که یک وجب از خاک این کره ی زمین به نام او نیست با یک زمین دار و زمین خوار بزرگ از حقوق اولیه ی یکسانی برخوردارند!!!!!

  19. ناشناس گفت:

    این آقا نه بشر را می شناسد و نه حقوقش را و نه حقش را. او ضد همه ی اینهاست. اگر با من موافق نیستید سخنانش را یکبار دیگر بخوانید تا بفهمید واقعا ایران ما از نظر شرافت انسانی و حتا از نظر کشورداری در کجاست و سقوطش در کدام چاه است.
    فقط انقلاب سبز و با اینهمه بیشماری!

  20. مرسی گفت:

    عالی بود! این آقا و آنهایی که در پشت او پنهان شده اند، هراسناک هستند که بگویند نسرین ستوده تنها به خاطر مصاحبه در مورد موکلانش زندانی است، جرات ندارد واقعیت را بگوید که جرم وی آزادی بیان است؛ به همین خاطر اتهامات واهی مطرح می کند، دروغ می گوید تا ترس خود را از قضاوت جهانیان مخفی کند

  21. رزمنده دفاع مقدس گفت:

    بنام خدای خمینی(س)
    به جرات میتوان گفت اکثر کسانی که در مخالف با امام(س) گاها «رگ گردنشان» باد می کرد مقابل موسوی قد علم کرده اند!آقای محمد جواد لاریجانی را همه میشناسند و علت اخراج وی از وزارت خارجه سید بزرگوار موسوی که این اواخر نیر مورد مناقشه لاریجانی و ولایتی بودمیدانند! من به دوستان میگویم تحقیق کنند: ماجرای مخالفت این آقای با حکم سلمان رشدی و ماجرای نیگ براون چیست!؟

  22. نوا گفت:

    سابق براین نوشته ها و اظهار نظرات شما را به دقت می خواندم و از تحلیل های شما بهره می بردم چون برکناره ی قدرت ایستاده و بد ون چشم داشت پیدا و پنهان از تعریف ها و تمجید ها ومحسنا ت پست و القاب هاری موقتی ، نقدهای وزینی بر توسن قلم می راندید تا تشنگانی چند از جمله خودم ازآبشخور زلال داشته های شما بنوشم و می نوشیدم ولی :
    امیدوارم طایفه روشنفکران و کسانی که بنوعی قلم و قدمشان نمایندگی دانشگاهیان را دار د همیشه خودشان باشند و براساس علم و ایده هایی مستقل اما مبتنی بر تامل و تعقل دینی حرف بزنند
    امروزه دوگروه کمر به قتل انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن گرفته اند که با توجه به اظهارات مهندس موسوی حاصل حداقل صد سال مبارزه گروه ها و جناح های فکری دینی ،ملی و مملکتی ایران است
    گروه اول سرکوبگر ها و قدرت مداران : گرو ه هایی که تنها راه را در ندید ن و تحمل نکردن دیگر ایده ها و… وسرکوب آنان دانسته و می دانند این گروه غالبا افرادی فرمانبرو یا گاها دارای منافع مالی چه حکومتی و چه غیر حکومتی ( چه در خدمتنیروهای امنیتی بنام ….. و چه در خدمت جناح ها و احزاب سرمایه داری سنتی ( بازار مبنا )، این افراد غالبا ابن الوقتی و دارای بار علمی .تئوریکی کم می باشند اگر چه بعضی هاشان سبقه و تعصب دینی قابل احترام دارند .
    و گروه دوم طرفداران براندازی :عوامل و انصار رژیم و یا نظام گذشته کسانی که منافع خود را برباد رفته دیده و ایضا کسانی که در حال حاضر منافع شان سمپاتی دیگر کشور ها بعلت خودباختگی مالی ، فرهنگی و یا .. می باشد و یا که برای مبارزه برعلیه نظام گذشته خواب و خیال های انحصار طلبی و خودگامگی های آنچنانی می دیده اند که بعد از انقلاب دنیا بکامشان فکر نبوده و حال می خواهند به هرقیمتی حتی با استعانت از بیگانه به قدرت برسند و یا دوست دارند دیگی که برای آنان نمی جوشد برای هیچکس نجوشد (کسانی که نسبت به جنگ تحمیلی بی تفاوت بوده و یا با دشمن متجاوز همکاری کرده اند .)
    قدر مسلم موسوی و درصد قابل توجهی از طرفدارانش در زمره ی این دو گروه نبوده و نیستند یعنی نه سرکوبگر اند و نه برانداز
    اینان کسانی هستند که در چارچوبه ی حاکمیت و اصطلاحا قانون اساسی کنونی جور دیگری می اندیشند و سلایق دیگر را به حال اسلام و انقلاب و مردم ایران مفید تر می دانند
    که این افراد را اصطلاحا رفرمیست یا اصلاح طلب می نامند
    اینان با ولایت فقیه مشگل ندارند (تا آنجا که مردم بعنوان صاحبان اصلی انقلاب و کسانی که اگر لایق و شایق حکومت های دینی باشند از آن بشکل کنونی طرفداری می کنند ) لذا این افراد در چنین مواقعه ای دم فرو بسته و حرف و نقدشان بعنوان یک روشنفکر: پیش بینی کمبود ها و خطرات و یا تبلیغ داشته ها و نقاط قوت است، اینان چه برحق باشند و یانباشد چه اعلام خطرآنان درست باشد و یا نه ، در هرحال خلوص نیت داشته لذا می باید مورد احترام باشند و قابل تحمل . بسیاری از اینان با نوع ، نقش و یا تعریف کنونی ولایت فقیه و اعمال قدرت فراقانونی وابر انسانی مشگل دارند این افراد با مقدس کردن مقام و مقامات دولتی که می تواند خطا داشته باشند مخالف هستند
    اینها به شعار استقلال آزادی و جمهوری اسلامی عقیده دارند و اینکه جمهوری اسلامی یکی از سه اصل اصیل و اصلی شعار انقلاب است واصل سوم شعار مذبورکه دارای دو اصل جمهوری و اسلامی است در رابطه با وزن دو پارامتر اسلامی و جمهوری اختلاف نظراتی وجودارد نکته مهم این است که برای من نوعی اسلام بالاتر و والاتر از هرچیزی است اینکه در اینجا اینگونه بحث می شود بخاطر خواست و خواسته و لیاقت مردم در رابطه با مقوله ی اصول اسلامی و بهره گیری از آن برای اهداف حکومتی است ،
    اما م علی ع علی رغم داشتن ماموریت الهی حتی برای به قدرت رسیدن خود میزان را نظر و رای مردم تشخیص دانسته و به رای مردم زمانه اش چه در شکل شورای تعیین خلافت و یا چه در مواقع مصالحه تحمیلی با لشگر شکست خورده ی معاویه علی رغم میلش که مطابق با حقیقت بود گردن نهادند و این نه به معنای خواست علی ع که بر مبنای هشدار قرآن است اگر مردم نخواهند یا شرایط انجام کاری را به هردلیل نداشته باشندامامان ما سعی در انجام رسالت الهی در شکل داشه و در این کار رسالت خود را انجام داده اند ان الله لا یغیر مابقوم حتی یغیر ماباانفسهم به رفتار اما م علی ع و تصمیمات سایر امامان بنگرید که چگونه در شرایط مختلف شرط اصلی را مردم و رای آنان دانسته اند
    امامام بزرگوار نه تنها خود رابرحکومت تحمیل نمی کردند بلکه در مواردی که حکومت کردن بر انها تحمیل شده (البته خواسته های دنیوی حکومت را ) آنرا از چرک دست هم بی ارزش تر دانسته و برای صلاح مردم و معرفی اصول صحیح دین قبول مسئولیت می کرده اند و حال بیا و رفتار امثال ماها راببین برسر مسند و حاکمیت ! چه ها که نمی کنیم و به چه راه و روش هایی که متوسل نمی شویم اصول اسلامی تکلیف / امر به معروف در صورت اثربخش / نهی از منکر بصورت ظریف و روانشناسانه / و .. همگی براین اصل استوار است که اگر ما داعیه حکومت و یا حتی اجرایی کردن دستورات اسلامی داریم می بایست اسباب و ابزار کار آن فراهم باشد
    دراین چندین و چند ساله انقلاب کجا دیدید مسئولی قلم بردارد و به رهبری یا که به مسئول بالاترش نامه بنویسد که فلانی به این دلایل برمن ارجح تر است و سزاوار این پست و جاه و مقام /
    کجا دیدید که یکی از ماها بخاطر اسلام سکان کار و مسندی را که در دست داریم در طبق اخلاص گذاشته و به دیگری تقدیم کنیم
    در هر حال از بحث خارج نشویم موضوع جمهوری اسلامی است و بررسی نقش و اثربخشی اصول اسلامی در حاکمیت کنونی براساس خواست مردم و شرایط علمی /اجتماعی زمانه است
    دوست عزیز آقای لاریجانی اشتباه نکنید انقلاب اسلامی با حکومت اسلامی فرق می کند
    در مرحله انقلاب وزن رهبری بالاست به اقتضای مبارزه
    در مرحله انقلاب قانون کم رنگ است یا خیلی اوقات به عمد نادیده گرفته می شود
    اما در مرحله حکومت کردن اینگونه نیست
    در مراحل انقلاب ایده آل خواهی و ایده های ناب می تواند موتور حرکت و عامل انگیزه باشد ، اما در مرحله حکومت ما با واقعیت ها مواجه ایم ، با خوب و بد شرایط ، با بود و نبودهایی که محققا در کار ما موثر استدر این مرحله طرف خودمانیم یعنی حاکمیت خودی است و اینکه این خودی چه دارد و چه می تواند انجام دهد خیلی مهم است در اینجاست که نقش امام ره در گذار از حالت انقلاب به حالت حکومت مشخص می شود
    اینکه امام اصرار بر رفراندم و اعلام نوع حکومت در اوایل انقلاب داشتند
    اینکه امام سعی در ارتباط مستمر با جهانیان داشته و در اصول خود برای دیگر کشور ها و نقش و نظر مردم ارزش بسیار قائل بودند( به رفتار ایشان در نوفل نوشاتو با همسایگان مسیحی توجه کنید)
    حال برادر عزیز بعضی ها هستند که علی رغم اینکه در مراحل انقلاب وزن چندانی نداشته و دوآتشه نبوده اند و یا اصلا نبوده اند حالا کاتولیک تر از پاپ شده سعی دارند با اعلام تداوم انقلاب و با تراشاندن رقیب و اعلام ایده و ایده آل های بالا وناب وضعیت را از حکومت به انقلاب تغییر داده و باتوجه به شرایط بحرانی (خود ساخته) هرکاری را مباح دانسته و در مواقع لوزم قانون را دور زده ویا فراقانونی عمل کنند (چیزی که مهندس موسوی بشدت مخالف آن بود) بحث بر سر خوب یا بودن اهداف نیست بحث بر سر واقعیات است بحث بر سر خواست ویا توان مردم است اینان نوع رهبری کنونی حتی برتر از امام دانسته اندیعنی نوع برخوردش با مثلا مشکلات در صورتی خود رهبری همیشه حق حرمت استاد و شاگرد ی را ادا نموده و در همه سخنرانی ها یشان از امام یاد نموده و می نمایند
    بحث را کوتاه کرده و به اطلاع شما می رسانم بحث اصلاحات بحث دیدن واقعیت هاست که می تواند بنوعی ضامن و پشتیبان حکومت جمهوری اسلامی باشد یعنی پرهیز از تند روی و داشتن خوی و خصلت مطابق با شرایط داخلی و خارجی
    لذا به شما یادآور می شوم اگر رای مهندس موسوی را سیزده میلیون بدانیم و اگر باور داشته باشیم که اکثریتی از اینان کسانی هستند که بنوعی از سطوح میانی جامعه و عمدتا دانشگاهیان . هنرمندان و جوانانی با خواست و خواسته ای متفاوت اند باید بصورت منطقی زمینه را به این افکار و عقاید بدهیم تا خودی نشان داده و خود راه درست را بیازمایند و بیاموزند
    باید بگذاریم نماینده و نمایندگان اینان برحسب تعداد شان (سیزده میلیون نفر حداقل )در مجلس و در دولت نفر داشته باشند چیزی که امروزه نه تنهادر دنیای صاحب دموکراسی که حتی در کشورهای جهان سومی که چند جناحی هستند جاری و ساری است و نتیجه داده است ، اینکه بگویید خوب شما نبردید خدا حافظ و اگر میلمان بود با نامه و یا بی نامه شخص نماینده قشر یا اقشار مذکور را بکاری گماشته و جریان را فیصله یافته بدانیم خیالی ابتدایی و خام است این نوع برخوردیا باعث گریز و یاس اینگونه نیرو ها شده و یا با ایجاد عقده باعث فعالیت های پیدا و پنهان آنچنانی آنان شویم ، دراینجاست که قصور می تواند از حاکمیت هم باشد و اگر بقول جناب عالی که کلمه فتنه خوب توی دهنت مزه داده ومی دهد این فتنه دو طرفه است و دو دست می خواهد یک دستش صدا ندارد کسانی که شما آنرا را ننه قمر نامیدید و دیگر کسانی راکه با تیغ تیز نظارت از نماینده شدن نمایندگان فکری شان از مردم جلوگیری کرده و یا با داشتن پست و مقام مرتبط با انتخابات چپ و راست اظهار نظر کرده و ایجاد شبهه نمودند هم جزء فتنه گران هستند بی گناه بدانیم بی انصافی است . گیریم امروز یه طوری قضیه را یکطر فه تعبیر و تفسیر کنیم فردا .در پیشگاه حق چگونه باید پاسخ گو باشیم
    خیلی می شود حرف زد و نوشت اگر خواست خدا بود می نویسم نه برای تضعیف حکومت که برای تقویت آن البته اگر خدا بخواهد !

  23. سعيد گفت:

    اين جماعت هر کاري هم که بکنند آخرش آبروي نداشته شان را با اراجيفي که بقول خودشان ناشي از بصيرتشان است مي برند کشوري که دست اينها باشد حال و روزش اين است که مي بينيد.

  24. محمدی از قم گفت:

    تا وقتی که نیروی اجتماعی مردم سازماندهی نشده باشد و در نتیجه قدرت اجتماعی در مقابل قدرت سیاسی (حکومت) نا توان باشد هر ننه قمری بخودش اجازه می دهد هرچه بر زبانش می آید را بدون مزه مزه کردن برزبان آورد و آب هم از آب تکان نخورد. اینگونه بی ادبانه صحبت کردن در کشورهای متمدن و توسط یک مقام مثلا مسئول برابر با برکناری فوری او و حتی روسای او و عذر خواهی از ملت است. چرا؟ چون قدرت اصلی مردم هستند و در سر صندوقهای رای قدرت و اراده خود را نشان میدهند. اما در کشور ما رای گیری به یک لطیفه بی مزه تبدیل شده و اعتراض به آن مصادف با کهریزک و… می شود. آقایان اگر فکر می کنند این وضع تداوم خواهد داشت سخت در اشتباهند! فقط امیدوار باشند زمانیکه صبر مردم لبریز شد سرنوشتشان بدست جنبش سبز بیافتد که با روش انسانی با آنها رفتار شود!