سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » محتشمی پور خطاب به دادستان تهران:تکلیف ما از روی سرمشق ستاد کودتاست...

محتشمی پور خطاب به دادستان تهران:تکلیف ما از روی سرمشق ستاد کودتاست

چکیده :امروز ما همه با هم هستیم فارغ از رنگ و نژاد و جنسیت و سن و دین و آئین. امروز گوهر انسانی ماست که از کالبد ما بیرون می تراود و زبان ما را به سلام وامی دارد و لبخندمان را برای هر انسانی که صبح تا شام با او رودررو می شویم هدیه می کند. خلق محمدی در دیار خسروان دارد کاری می کند کارستان آقای جعفری!ما دیرزمانی است که شمشیرها را در عوض سنبله های گندم و گل های سرخ و شاخه های زیتون غلاف کرده...


فخرالسادات محتشمی پور در سی و سومین عریضه خود به دادستان تهران از اقدامات روزانه خود و همرانش در سرکشی به خانواده های زندانیان سیاسی که هر روز لیست آن بلند تر می شود خبر داد و نوشت:« ما صبح که از خواب بیدار می شویم یادمان می آید که: «من اصبح ولم یهتمّ بامورالمسلمین فلیس بمسلم» بعد یک لیست می گذاریم جلوی رویمان که ماشاء الله به لطف شما و همکارانتان روز به روز طولانی تر می شود.به لطف شما و بیشتر از شما که هنوز ذره ای امید به مسلمان بودنتان داریم، آمرین و صحنه گردانان کودتا که همه تریبون های رسمی را و همه ابزار تزویر را و کل بیت المال مسلمین را در اختیار دارند و درعوض قلوب مسلمین و شهروندانی که قرار است بر آنان حکومت کنند در سیطره ندارند و نخواهند داشت. یک نگاه می اندازیم به این سیاهه ای که برایمان درست کرده اید و تکلیف روزانه مان را مرور می کنیم به قدر وسع و طاقت.»

متن این عریضه که نسخه ای از آن نیز در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

به : دادستان تهران

از : همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین

بسم الله الرحمن الرحیم

یا اباعبدالله انّی اتقرب الی الله و الی رسوله و الی امیرالؤمنین و الی فاطمة و الحسن و الیک بموالاتک

سلام آقای دادستان!

اجرک الله انشاء الله. خداوند بندگانش را که به امور مسلمین اهتمام می ورزند، دوست دارد. ما زیاد خوانده ایم که عبادت به جز خدمت خلق نیست. از شما چه پنهان وقتی یکی از این بچه های معصوم و بی گناه میهن در یورشی وحشیانه و یا حتی محترمانه به خانه اش یا محل کارش با حکم دادستانی بازداشت می شود و محل زندگی یا کارش در مقابل چشم متعجب همکاران یا خانواده اش تفتیش می شود و اسناد گرانبهای جاسوسی و مزدوری و ضد امنیتی از نگاه رفقای اطلاعاتی یا خدای ناکرده همکاران قضائی شما، کشف و ضبط و یا لوازم ضارّه اطلاعاتی مثل تلفن همراه و هارد کامپیوتر و لب تاپ های موجود کلّهم به غنیمت گرفته می شود تا خوراک اطلاعاتی لازم برای بازجویی ها و اعتراف ها و اقرارها به ذنوب و معاصی کبیره اکتشاف گردد، حسی مادرانه ناخودآگاه ما را می کشاند به سمت خانه اش تا همه تجارب یک و سال و نیمه خود را بی مزد و منت در اختیار خانواده اش قرار دهیم و با تمام وجود بگوییم که در کنارشان می مانیم و ورودشان را به خانواده بزرگ زندانیان سیاسی دردمندانه و با کمال تأثر تبریک می گوییم. می دانم که این استقبال از نظر شما جرم بزرگی است مستقیم و غیرمستقیم فرموده اید. کما این که یاوری خانواده ها و همسران و فرزندان زندانیان سیاسی از نظرتان جرم است و گناهی نابخشودنی. اما شرمنده آقای دادستان! ما دینمان را از شما عاریت نگرفته ایم که فرامین الهی را از زبان شما و طبق دستورالعمل نانوشته نیروهای امنیتی اطاعت کنیم. ما صبح که از خواب بیدار می شویم یادمان می آید که: «من اصبح ولم یهتمّ بامورالمسلمین فلیس بمسلم» بعد یک لیست می گذاریم جلوی رویمان که ماشاء الله به لطف شما و همکارانتان روز به روز طولانی تر می شود.به لطف شما و بیشتر از شما که هنوز ذره ای امید به مسلمان بودنتان داریم، آمرین و صحنه گردانان کودتا که همه تریبون های رسمی را و همه ابزار تزویر را و کل بیت المال مسلمین را در اختیار دارند و درعوض قلوب مسلمین و شهروندانی که قرار است بر آنان حکومت کنند در سیطره ندارند و نخواهند داشت. یک نگاه می اندازیم به این سیاهه ای که برایمان درست کرده اید و تکلیف روزانه مان را مرور می کنیم به قدر وسع و طاقت. دروغ چرا ما آدمیم و ترکیبی از گوشت و پوست واستخوان و اگر از آهن چیزی در ما باشد مربوط به اراده و عزممان است برای افشای ظلم ظالم که آموزه دیرین ماست از خانه پدری تا مدرسه رجایی که نامش را اهل دروغ به یغما برده اند و مرامش را نمی توانند چون عاریتی نبوده و نیست! و از مدرسه رجایی تا مکتب امام راحل که نااهلان و نامحرمان نامش را به یغما بردند و مرامش را سیاه نمودند تا بتوانند با پاک کردن واقعیت ها خود را خلف صالح او معرفی کنند. به که؟؟؟ به رزمندگان دیروز که امروز به بندشان کشیده اند؟ یا به فرزندان آنان که اگر همه شبهه ای داشتند با اعمال کودتایی برطرف شده و اینک پاسخ بسیاری از سؤالات خود را با کنار رفتن نقاب مخملین طالبانیسم از چهره مروّجان ملاحسینی اش و با دیدن دست های خون آلود که براساس فطرت الهی هرگز پوشانده نمی ماند، یافته اند.

آقای دادستان!

بر ما خرده مگیرید. تکلیف روزانه ما را شما و ستاد کودتا تعیین می کنید. هر صبح که با نام خدا از خواب برمی خیزیم و اخبار تازه همراه با آلودگی هوا جاری می شود در وجودمان: دستگیری های جدید، هتاکی های نو، افتراهای تکراری، دروغ های عجیب تر از دیروز، شاخ و شانه کشیدن های از سر ضعف برای رهبران مردمی و مؤمنمان، تودهنی زدن های قلدرمآبانه همراه با مقدار معتنابهی خرخره جویدن و نازشست نشان دادن های حقیرانه به پشتوانه سلاح هایی که معلوم نیست کی و از کجا و برای چه مجتمع شد در این سرای مهر که مردمانش در همیشه تاریخ رنگ سپید دوستی و مهربانی را با رنگ سبز بهار پیوند زدند و به سرو و سپیده وفادار ماندند هرچند یورشگرانی از اقوام گوناگون به قصد مقام کردن در این خاک پاک آمدند و زدند و کشتند وخوردند وبردند اما نعمت های خداداده این سرزمین بیش از آن بود که شراهریمن، خاکمان را سترون کند و اندیشه های سبز را در آن بخشکاند.

ما یک تاریخ پاییده ایم آقای دکتر! یک تاریخ. و این خاک پاینده می ماند چون اهلش، نه زمامداران برخاسته از کودتایش، تاریخ می خوانند و تاریخ را آیینه عبرت کرده اند و جواب خشونت را با خشونت نداده و نمی دهند. بی شک دیری نخواهد پایید که کودتاگران امروز هم مانند یورشگران دیروز در این فرهنگ سترگ و تمدن زرین هضم خواهند شد و همه وجودشان و پلیدی ها و پلشتی های تراوش شده از آن می شود چند سطری افزون بر تاریخ ملتی بزرگ و نام آور و صلح طلب و آزادی خواه.

باری ما هر صبح تکلیفمان را از روی سرمشقی که ستاد کودتا برایمان تعیین کرده انجام می دهیم. به خانه هایی سر می کشیم که تا دیروز باورمان نمی آمد جایی برای ما داشته باشند، چون این گونه با هم بودن را هنوز تصور نمی کردیم. به خانواده هایی سر می زنیم که تا دیروز سلیقه ها چون خط فاصلی عبوسانه ما را از هم جدا می کرد و عزیزانی را فرزند خویش می خوانیم که تا دیروز به دلیل داوری های ظاهربینانه هیچ نسبتی بین خودمان و آنان نمی دیدیم. تکلیف سختی نیست آقای دادستان! سختی اش به ناتوانی ما مربوط است که به جبران از خدایمان عاجزانه بیشتر شدن ظرفیت هایمان را طلب می کنیم. ما خدا را این روزها و شب ها نزدیک تر می بینیم چون به بندگانش که جمله نزد او عزیزند، نزدیک تر شده ایم. ما باید سپاسگزار همه شما باشیم. همه شمایی که مرزهای خودی و غیرخودی را ناخواسته برای ما شکستید. امروز ما همه با هم هستیم فارغ از رنگ و نژاد و جنسیت و سن و دین و آئین. امروز گوهر انسانی ماست که از کالبد ما بیرون می تراود و زبان ما را به سلام وامی دارد و لبخندمان را برای هر انسانی که صبح تا شام با او رودررو می شویم هدیه می کند. خلق محمدی در دیار خسروان دارد کاری می کند کارستان آقای جعفری!ما دیرزمانی است که شمشیرها را در عوض سنبله های گندم و گل های سرخ و شاخه های زیتون غلاف کرده ایم.

آقای دادستان!

اجازه بدهید من در روز بیست و دوم آذرماه و هفتمین روز از ماه عزای حسینی و سومین روز اعتصاب غذای راوی فتح دیروز و مزدور امروز از نظر کودتاگران یغماگر همه ارزش های والای شهیدان، از شما تشکر کنم برای این همه موهبت که به ما ارزانی داشتید. شما به واقع وسیله خیر شدید. و خدای را سپاسگزارم که ما را لایق این شرح صدر دانست و امید که همه پیچیدگی ها را نیز از زبان و بیان ما بگشاید تا پیام نورانی صلح و دوستی بیش از گذشته بر آن جاری شود.

رب اشرح لی صدری و یسّر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقه قولی. اللهم اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم والضالّین.

آمین رب العالمین

فخرالسادات محتشمی پور

هفتم محرم الحرام 1432 برابر با بیست و دوم آذرماه 1389


4 پاسخ به “محتشمی پور خطاب به دادستان تهران:تکلیف ما از روی سرمشق ستاد کودتاست”

  1. minoo- ghahreman گفت:

    anhaii ke jaie mohr bar pishani darand tazahor be mosalmani mikonand ” bayad jaie mohr bar delha bashad ta delha narm shavad ” a vali baraie riyast dovomi baraie rezaye khoda ” avali be donbale donyast dovomi del az donya shoste ahghaie dolat abadi az bozorg mardane kochak pirovi makon ‘ ik ya ali mola bego o khateri ra shad kon

  2. محمد گفت:

    خدایا چنان کن سرانجام کار،که تو خشنود باشی و ما رستگار

  3. سحاب 21 گفت:

    خوا بحالتان که اینچنین شیرزنی هستید چونان زینب کبرا دهانتانگرم و دتانتان همیشه پرتوان

  4. سلیمانی گفت:

    وجود با ارزش همین شیرزنان ایران زمین است که خواب از چشم خفاشان ربوده است آفرین و تبریک به پهلوان تاجزاده برای اینچنین همسر گرامی و البته خواهری برای ما.