جامعیت علمی آیتالله منتظری
چکیده :آیت الله منتظرى فقيهى جامع در همه ابواب فقه و نوآور و آگاه به زمان و نیازهای روز بود. همه تلاش خود را به كار می بست تا فقه را كاربردى نماید. او افزون بر شخصيت مبارز و اجتماعى، دیدگاه های فقهی را با زبان و تقریری جدید بیان می کرد. از ویژگی های روش تدریسی او توجه به سیر تاریخی و تطور آن است، هر گاه که به موضوعی از مسائل فقه می پرداخت، سخن از صاحبانِ آن اندیشه و آغازگران آن به میان می آورد و نشان می داد که چگونه این بحث شکل گرفته و در چه بستری بالندگی یافته و ناظر به چه نیازی و مسئله ای در میان مذاهب دیگر بوده است....
سیدمحمدعلی ایازی
یک سال از فقدان شخصیت بزرگ و کم نظیر دوران ما گذشت. دانشمندی از ميان ما رفت که از سنين جوانی به درجه اجتهاد در فقه و اصول و فلسفه نايل گشت و خلاصهای از فقه ، اصول ، فلسفه ، عرفانِ و تفسیر اساتيد بزرگوارش آيات عظام بروجردی و امام خمينی و علامه طباطبايی (ره) بود که با حافظهای بیمانند و استعدادی بینظير و با سختکوشی و پشتکار، نمونه يک اسلامشناس جامع و عميق و صاحب نظر و گزینش گر بود. وزانت علمی و مقام شامخ فقاهت و جامعيت حوزوی کمنظير آن شخصیت فرزانه، بر هيچ يک از دانشمندان و فقهای معاصر خود پوشيده نبود و نيست؛ آن بزرگمرد که استوانه دانش، تقوی، زهد، مجاهدت و اخلاق بود، سراسر عمر شريفش را در ترويج معارف قرآن و اهلبيت (صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين) و نماياندن چهره اسلام ناب سپری نمود و همواره بر استيفای حقوق حقه مردم پافشاری کرد. نوای دلنشين تفسير نهجالبلاغهاش همواره فرياد امام علی بن ابيطالب (عليه السلام) را در گوش انسانها طنین انداز می کرد که چگونه باید در برابر ستم ها ایستادگی کرد و حق مظلومان را از ستم کاران گرفت. ميراث ماندگار ايشان در حوزههای مختلف علوم اسلامی، ابداع راههای جدید در اندیشه دینی و گشودن افق های جدید در تحقیق و تدریس، و تربیت انبوه شاگردان مبرّزی است که در مکتب او به اجتهاد دست يافتند.مجموعه این امور به خوبی بر گستردگی دانش و تبحّر آن استاد فرزانه گواهی می دهند و بر غم جانکاه فقدان آن مرد بزرگ پس از گذشت یک سال از درگذشت او می افزایند.
دوران تحصیل
در زندگی نامه علمی آن فقیه والامقام میتوان به تحصیل علوم اسلامی، دانش فقهی، فلسفی، اندیشه و رویکرد علمی و اجتماعی و آثار علمی ایشان اشاره کرد: در بخش نخست، تحصيلات ایشان از حوزه علميه نجف آباد و شهر بزرگ اصفهان آغاز میشود. ايشان تحصيلات مقدماتی را در این دو شهر در پیش اساتید مبرز و مشهور و وارسته گذرانيد و پس از طی مدارج علمی به قم مهاجرت کرد و از محضر استادان بزرگ بویژه آيتاللّه العظمی بروجردی بهره فراوان برد، به گونه ای که در حيات آن فقیه بزرگ به عنوان مجتهدی مسلم دارای صلاحيت فتوا شناخته می شد. بخش عمده ديدگاههای فقهی آيتاللّه بروجردی توسط ایشان به رشته تقرير درآمد، که ایشان علاوه بر تقریر درس استاد حاشيهها و نظرات خود را نیز آورده است. از جمله میتوان به «نهاية الاصول»، «البدرالزاهر»، «الغصب والاجارة والوصية» اشاره کرد، همچنین ایشان تقریراتی از استاد دیگر خود یعنی امام خمینی ارائه داده که اخیراً با عنوان محاضرات فی الاصول، توسط موسسه تنظیم و نشر آثار استاد نشر یافته است وشامل مباحث استصحاب، تعادل و تراجیح ، اجتهاد و تقلید می باشد.
دانش فقهی
آیت الله منتظری فقيهی جامع در همه ابواب فقه و نوآور و آگاه به زمان و نیازهای روز بود. همه تلاش خود را به کار می بست تا فقه را کاربردی نماید. او افزون بر شخصيت مبارز و اجتماعی، دیدگاه های فقهی را با زبان و تقریری جدید بیان می کرد. از ویژگی های روش تدریسی او توجه به سیر تاریخی و تطور آن است، هر گاه که به موضوعی از مسائل فقه می پرداخت، سخن از صاحبانِ آن اندیشه و آغازگران آن به میان می آورد و نشان می داد که چگونه این بحث شکل گرفته و در چه بستری بالندگی یافته و ناظر به چه نیازی و مسئله ای در میان مذاهب دیگر بوده است. او همواره این سخن را از استاد خود تکرار می کرد که فقه شیعه ناظر به فقه اهل سنت است و کسی که می خواهد این فقه را به خوبی بشناسد، باید فقه آنان را بشناسد و خود در این جهت احاطه کامل داشت. همچنین ایشان در احاطه بر احاديث و نقد و بررسی روايات پيامبر و اهل البيت (ع) عمری را سر کرده بود، لذا هم در «علم الحديث» و هم در «درايت حديث»، يعنی هم در بحث شناخت روايات از نظر سند، و هم در بحث فهم معنای روايات، عالمی متبحّر بود. به هنگام تدریس، برای نقد آرا به نقد حدیث و رجال و شناسایی طبقات می پرداخت و همواره به این نکات اشاره می کرد. اهتمام ایشان به حدیث تنها در فقه نبود. او علاوه بر بهرهگيری در استنباط احکام شريعت، کوشيد تا حديث را وارد زنگی مردم کند، و افزون بر شرح و تفسير نهجالبلاغه، به شرح و تفسير احاديث اصول کافی همت گماشت و در سخنرانی های مردمی خود کوشش داشت که برای مردم حدیثی را بخواند و نکات آموزنده آن را برای مخاطبان بیان کند.
این تسلط در فقه، حدیث، رجال تا جایی بود که برخی از مراجع بزرگ گذشته ايشان را افقه الفقهای عصر خويش بنامد. و در نتيجه ايشان، حتی در تئوریها، سرآمد بسياری از فقهای حوزه بود. آیت الله منتظری به دلیل احاطه داشتن بر احکام اجتماعی دین، فقهی واقع گرا و ناظر به واقعیتهای جامعه داشت که در سطح کلی می توانست کمک زيادی به حل مشکلات عملی مردم بنماید و احکام دین را در حوزه های اجتماعی و مدنی اجراپذیر گرداند، آن چنان که، امام (ره) برای گشودن گرهها و مشکلات فقهی جامعه و حکومت، مسائل را به ايشان ارجاع میداد تا به فتوای ایشان عمل شود.
از سوی دیگر ايشان تأثير بسزايی در توسعه فقه سياسی و گشودن بابهای جديد در حکومت اسلامی و احکام مدنی و توسعه سیاسی و جمهوريت نظام داشتند و با نوشتن کتب مهمی در حوزه فقه حکومتی سبب رشد فقه سياسی و حکومتی شدند، زيرا فقه شيعه در دورههای طولانی در جريان حکومت قرار نداشت و فتاوای فقهای شيعه بیشتر شکل فردی داشت و در حوزه خصوصی بود. بنابراين بخشهايی از فقه که به امر حکومت و حقوق جامعه و نقش مردم در حکومت و حقوق متقابل مردم با حکومت مربوط میشد، مورد توجه فقها قرار نگرفته بود، اما پس از پيروزی انقلاب اسلامی و با شکلگيری نظام جمهوری اسلامی که براساس جمهوریت و شعار رجوع به آرای مردم تشکیل یافته بود و امید می رفت که چنین نظامی برپا شود، تعارض آن اندیشه با فقه اجتماعی و تأکید بر حقوق به جای تکلیف، مشکلاتی را در حوزه فقه حکومتی برجای گذاشت. ايشان با نوشتن کتابهايی ارزشمند در اين حوزه توانست بابهای جديدی در فقه حکومتی و نظامی مبتنی بر آرای مردم ارائه دهند و با طرح آن بحثها برای فقه سیاسی شيعه خدمات گستردهای انجام دهند.
آيتاللّه منتظری از يک سو با فتاوی و نوآوریهای فقهی که در حوزه احکام اقتصادی، حقوقی، سیاسی، مانند ضرورت آزادی بیان و اندیشه، حقوق مخالفان، حقوق بشر و روابط میان ملل میدادند، موجب گشايش درپژوهشهای جدید در اجرای احکام اسلامی میشدند و از سويی ديگر در حوزه علميه اين بحثها را در ميان شاگردان و نواندیشان دینی و فقها باز کرده و در معرض تلاشهای علمی آنان قرار دادند.
فلسفه
بی گمان آیت الله منتظری يک فيلسوف و متکلم عصر خود بود که پس از سالها تحصیل و تدریس کتابهای گوناگون شفای بوعلی سینا و اسفار ملاصدرا و اصحاب مکتب او، فلسفه مشاء و حکمت متعالیه را به خوبی تحلیل و تقریر می کرد و بر این اساس، به تبیین نکات اعتقادی و تثبیت مسائل بحث انگیز آن در الهیات، همچون توحید، وحی، و مبدء و معاد می پرداخت و دانش فلسفی وی در آثار و نوشته هایش و یا در شرح نهج البلاغه نمود پیدا کرده است. اما با این همه هيچ وقت نمی خواست که با اصطلاحات فلسفی يا کلامی بازی کند و از این ناحیه مخاطب خود را با عبارت های مبهم سردرگم سازد.
درس فلسفه او شگفت انگیز بود، هم سهل و آسان بود و هم ممتنع، که در لابلای آن به بیان دشوار ترین مباحث فلسفی و قواعد و اصول مهم آن می پرداخت و نکات مهم عقلی را با زبان ساده تحلیل و تبیین می کرد. درس های شرح منظومه ایشان همچنان شاهدی است بر احاطه، توانایی در بیان و آسان کردن مطالب و تقریری جدید از مهم ترین مباحث الهیات فلسفی. نمونه روشن این ساده سازی مطالب عمیق را می توان در شرح خطبه اول نهج البلاغه مشاهده کرد. در حوزه اعتقادات فلسفی و کلامی، مانند بیان حقیقت وحی و پاسخ به شبهات آن چندين مقاله و رساله تأليف کرد تا بهره فلسفه و کلامش را به مردم رسانده باشد. او در دفاع استدلالی از معتقدات شيعه و با متانت تمام، به رد شبهات علمای اهل سنت، و برخی وهابيون، اقدام کرد و دامن شيعه و پيروان اهل بيت (ع) را از اتهامات بیپايه و اساس آنها پاک کرد.
روش علمی
روش آیت الله منتظری در امتداد روش تطبیقی استاد بزرگوارش آیت الله بروجردی و سنت فقهی مکتب قم بود. در فقه تطبيقی و بهره گیری از منابع گوناگون و بررسی اقوال، از شیوه علمی و منصفانه استاد خویش بهره می برد و همواره در درس خود از نظريات فقهای بزرگ اهل سنت هم استفاده میکرد. در مراجعه به منابع، احادیث و اقوال بر خواندن عین مطالب کتاب ها به صورت مستقیم اصرار داشت و به منابع اهل سنت به کتابهای خودشان به صورت مستقیم مراجعه می کرد. به همین دلیل در آثار ایشان ما شاهد حجم انبوهی از منابع، بویژه کتابهای فقهی، تفسيری و آيات الاحکام اهل سنت و مذاهب و فرقه های دیگر هستیم.
يکی ديگر از ويژگیهای ايشان اهتمام به درس و تحقیق و تدریس در طول زندگی پرفراز و نشیب خود بود به گونه ای که در سخت ترین شرایط از کار علمی دست بر نمی داشت. به همین دلیل در طول دوران مبارزه هيچگاه تدريس را رها نکرد. حتی زمانی که در زندان به سر میبرد، نيز دست از تدريس برنداشت. یکی از مراجع بزرگ معاصر در جلسه ای که برای تسلیت خانواده ایشان آمده بود، می گفت، در این پنجاه سالی که ایشان را می شناختم در کنار مبارزه همواره در جلسات علمی خود از بحث و طرح مسائل غافل نبود. به همين دليل به دیگران نیز این توصیه را می کرد و طلاب را به جدیت در درس و مردم را به شناخت بیشتر علوم تشویق می نمود. از نکات درس آموز روش علمی ایشان، داشتن روش در تدریس و تحقیق و بیان دیدگاه ها و نظرات دیگران بود. سبک ایشان آن بود که در آغاز اقوال دیگران را به درستی و دقت و امانت به ترتیب تاریخی نقل کند و آنگاه به نقد و بررسی آن بپردازد. زبان نقد بسیار مودبانه و همراه با اشاره به جایگاه و منزلت علمی صاحب آن اندیشه بود.
رویکرد علمی اجتماعی
بخشی از حیات فقیهانه آيتاللّه منتظری به رویکرد اجتماعی و نظر داشتن به عینیت های جامعه و رنج و مصیبت مردم کوچه و بازار و مشکلات معیشت اختصاص یافته بود. به همین دلیل چه در آن هنگام که در موقعیت مسئولیت بود و چه پس از آن به حقوق و نیازهای طبقات محروم، روستائیان، افراد مخالف که در فشار حکومت هستند، تأکید می ورزید و نمی خواست فقیهی باشد که تمام اهتمام او مسائل جزیی و خرده گیری هایی متنسکانه باشد. او به آزادی انديشه و آزادی بيان عقيده بسیار داشت و آن را ضرورت جامعه و نقد و مهار قدرت می دانست. مشکل استبداد را یکی از مهم ترین آفات جامعه دینی می دانست و در بیان مسائل اجتماعی هميشه آن را در سخنرانی ها و نوشته های خود با ذکر مسائل و نمونه ها بیان می نمود. حقوق بشر یکی دیگر از مباحثی بود که بر آن اهتمام داشت و در اين راستا نيز کتابی تحت عنوان رساله حقوق تدوين کرد. ایشان در واکنش بر بحث کنوانسیون حقوق زن معتقد بود که ما باید در جلسات آن شرکت کنیم و با دفاع از حقوق زن موارد اختلافی و چالش برانگیز را به بحث و بررسی بگذاریم. ايشان به آزادی احزاب و آزادی روزنامهها، نیز به شدت معتقد و نوشته هایی در این زمینه ارائه داده است ایشان این امور را برای مبارزه با آسیب های قدرت ضروری می دانست چرا که این آزادی ها بستری مناسب را برای فعاليتهای سياسی اجتماعی فراهم می سازد. ایشان همواره بر اين باور خود استوار بود که همه بايد بتوانند در جامعه اظهار نظر کنند و جامعه نيز بايد پذيرای اندیشه مخالفان خود باشد.
در حوزه علميه نيز ايشان به عنوان يک عالم، فقيه بزرگ و برجسته همگان را به نوآوری های کلامی و اجتماعی با نظریه پردازی های مستدل تشویق می کرد و طلاب جوان را به آن راهنمایی می نمود. آيتاللّه منتظری در برخورد با ديگران و حتی منتقدان و مخالفان خود بسيار متواضعانه رفتار میکرد به گونه ای که سادگی و بی پیرایگی ایشان باعث می شد که همگان به راحتی با ایشان به گفتگو بنشینند.
آثار و تألیفات
از نخستین آثار علمی آیت الله منتظری تقریر ديدگاههای فقهی آيتاللّه بروجردی است که میتوان به «نهاية الاصول»، «البدرالزاهر»، «الغصب والاجارة والوصية» اشاره کرد. اما آثار علمی دیگر ایشان به تقريرات این دروس خلاصه نمیشود. تأليفات فقهی ايشان بهترين مدرک عمق تفکر فقهی و پايه مراتب علمی آن فقيه مجاهد است. کتاب «دراسات فی ولاية الفقيه و فقه الدولة الاسلاميه» که در چهار جلد عربی چاپ شده و ترجمه فارسی آن از مهمترين کتب فقهی سیاسی تاريخ تشيع بویژه در حوزه حقوق عمومی است. اين کتاب که ابتدا به صورت درس خارج در حوزه ارائه شده، در حدود 250 جلسه درس اختصاصی و بیشتر از آن جلسات جنبی، به بررسی و تحليل دروس گذاشته شده است. در میان فقهای اهل سنت در حوزه حقوق عمومی هرچند کارهايی مانند: «الاحکام السلطانيه» ماوردی و ابويعلی قاضی تأليف شده، و در فقه شيعه خلا چنين مباحثی احساس میشد، و فقها در ضمن احکام معاملات، يا مسائلی چون زکات و …، به اين مباحث اشاره میکنند، و حضرت امام خمينی نيز در حوزه ولايت فقيه در جلسات درس خارج خود به اين مباحث پرداختند که با همين عنوان به زبان فارسی چاپ هم شد. اما به طور گسترده و اختصاصاً در حوزه حکومت و حقوق عمومی، کتاب چهار جلدی آيتاللّه منتظری بزرگترين منبع علمی حوزه تشیع است.
ساير آثار علمی ايشان از قبيل «دراسات فی المکاسب المحرمة»، «کتاب الحدود» و «کتاب الخمس والانفال» به زبان عربی و امثال آنها نمايانگر تسلط ايشان در حوزه فقه اسلامی اعم از شيعه و سنی است. در کنار کارهای فقهی مزبور، اين فقيه به شرح مباحث اصول کافی، شرح خطبههای حضرت زهرا (سلاماللّه عليها) و تأليف رساله فارسی و بيان مسائل مورد نياز کشور و جامعه علمی در حوزه پزشکی، نوجوانان، بانوان و امثال آن پرداخته که هر يک در حوزه خود بخشی از نيازهای جامعه را تأمين کرده و جوابگوی نيازهای جامعه فعلی ماست. در کتاب «اسلام دين فطرت» ایشان به جای رساله های عملیه که مردم عادی کمتر آن را مطالعه می کنند، یکدوره از اصول عقاید و اخلاق و احکام را به زبان ساده بیان کرده است. و همچنین در رساله ها و پاسخ به نامه هایی نيز بسياری از مسائلی که امروزه محل بحث و نظراست، به زبان فارسی ساده به شرح و بسط مسائل کلامی، فلسفی و فقهی به گونه ای که قابل فهم عمومی باشد، پرداخته است.
منبع: وبلاگ نگاشتهها














روح رهبر عزیزم شاد
خدایش بیامرزد
متن زیر بخشی از یادداشت حضرت آیت الله حاج شیخ یوسف صانعی در توصیف موسوعه “دراسات فی ولایه الفقیه” اثر ارزشمند فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری است که با رعایت فن “براعت استهلال نگاشته شده است:
”كتاب ارزشمند “دراسات فى ولاية الفقيه ” در راستاى آثار گرانقدر فقه شيعه از جايگاهى بلند و اهميتى فراوان برخوردار است؛ اين اثر درياى موج خيزى را مانند است كه اگر حوزه هاى علميه به شيوه استنباط، روش تحقيق و حوصله شگفت انگيز به كار گرفته شده در آن توجه كنند و آن را سرمشق قرار دهند، قطعا راهى نيكوتر و تحولى مطلوبتر در تفقه و اجتهاد به وجود خواهد آورد…
تتبع وسيع مولف بزرگوار و فقيه عاليقدر از منابع و ادله … دست مايه هائى است كه در مسير اجتهاد از استادش مرحوم آيت الله العظمى بروجردى قدس سره بهره برده است ، و در تعمق كتاب و سنت و جداسازى مسائل شرعى از غير آن از امام امت روحى فداه سود جسته است . اين كتاب يادآور روش “جواهر” و تعمق هاى شيخ اعظم و بالاخره شيوه عالى اجتهاد شيعه است .
خلاصه كلام اينكه : معظم له آنچنان “وسائل شيعه ” را در “مبسوط” نمودن بحث ولايت فقيه و خارج كردن آن از بحث جنبى ، در مثل كتاب ”البيع ” با دقت در “بحار” علوم اهل بيت عليهم السلام به كار گرفته ، و ابعاد مسأله را “مهذب ” ساخته ، و در راه پيراستن بحثها شيوه “تهذيب ” و ”تنقيح ” را پيشه كرده ، كه فقيهان را “كافى ” و اهل “استبصار” و رهروان فقه حتى “من لا يحضره الفقيه ” را “جامع الشتات “ى “وافى ” است .
فقيه عاليقدر با “تحرير وسيله ” و جمع “مدارك ” و طى “مسالك “، ”لمعه “ها و “جواهر”ها استخراج كرده و در “مستند”سازى مسائل از هيچ ”مستمسك ” روائى و عقلانى چشم نپوشيده است؛ و لذا “شرايع ” دين را در مسأله ولايت فقيه با بيانى “مختصر و نافع ” و ادله اى “معتبر” چنان تعليم فرموده كه براى حوزه ها “مفتاح كرامت ” و براى “ارشاد اذهان ” به ”فقه قرآن ” و آثار اهل البيت عليهم السلام “زبدة البيان ” و “نهاية الاحكام “ است …”.