بزرگداشت 16 آذر در گذر ایام
چکیده :16 آذر در اين ميان بيش از 13 آبان اين دوگانگي را به منصه ظهور ميرساند. به همين دليل در سالهاي اخير برخي تشكلهاي دانشجويي، سعي كردهاند پيشتاز گراميداشت اين روز باشند و برنامههايي را براي آن تدارك ببينند. هويت دوگانه اين روز موجب شده هر جناحي از منظر خود آن را گرامي بدارد و كسي با آن مخالفت نكند....
علی شکوری راد
از سال 32 كه 16 آذر خلق شد و در تاريخ اين مرز و بوم ثبت شد، سالروزش. همواره داستانهايي داشته است و هنوز هم دارد. اين روز اولين اعلام موجوديت (مبارزه) عليه رژيم دستنشانده شاه پس از كودتاي امريكايي 28 مرداد بود كه توسط دانشجويان دانشگاه تهران رقم خورد. در يك سوي اين روز امريكا و رژيم ديكتاتوري پهلوي بودند و در سوي ديگر دانشجويان مبارز كه از آن زمان تاكنون بر سر هويت آنان بحث و گفتوگو است. حزب توده مدعي بودند دو نفر از آن سه آذر اهورايي، بزرگنيا و قندچي هوادار آن حزب بودهاند و شريعترضوي يعني برادرخانم معلم شهيد دكتر شريعتي را براي مذهبيها باقي گذاشتند.
از قرائن برميآيد همين هويت ايدئولوژيك را بايد براي اين سه شهيد پذيرفت. پيش از انقلاب اسلامي اگرچه اين روز توسط همه دانشجويان، بزرگ داشته ميشد اما چپها (ماركسيستها) بيش از همه خود را صاحب اين روز ميدانستند. پس از پيروزي انقلاب بهرغم اينكه اين روز در تقويم رسمي كشور روز دانشجو ناميده شد اما چون در دل خود، هم مبارزه با امريكا را داشت هم مبارزه با نظام حاكم، چپها بيش از گذشته به بزرگداشت آن همت ميكردند چرا كه با نظام اسلامي حاكم نيز سر سازگاري نداشتند.
16 آذر به خصوص پس از تسخير لانه جاسوسي امريكا توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و خلق 13 آبان كه جهتگيري مبارزاتي دانشجويان به سمت امريكا را بيش از 16 آذر نمايش ميداد، به محاق رفت و تا سالها دوقطبي 13 آبان- 16 آذر داراي وجه مشترك مبارزه با امريكا در سطح بينالملل بودند اما داراي دو تفاوت اساسي نيز بودند؛ يكي در هويت ايدئولوژيك قهرمانان و ديگري در وجه مبارزه داخلي. 13 آبان برخلاف 16 آذر داراي پيام مبارزاتي با قدرت حاكم در داخل نبود بلكه در جهت تقويت و تثبيت آن بود.
تا پايان جنگ گفتمان 13 آبان گفتمان غالب در جهتگيريهاي دانشجويان بود اما پس از پايان جنگ و رحلت حضرت امام الهامبخش دانشجويان پيرو خط امام در جهتگيري ضدامريكايي آنان بودند و بيمهريهايي كه نسبت به اين دانشجويان آغاز شد و به دنبال آن، 13 آبان هر سال كمرنگ و كمرنگتر شد، 16 آذر دوباره رنگ گرفت و از محاق بيرون آمد. به ياد دارم آن زمان ما در دفتر تحكيم وحدت هر سال شاهد محدوديتهاي بيشتري از سوي سازمان تبليغات اسلامي كه برگزاركننده مناسبتها در كشور بود، بوديم به طوري كه چند سال بين دفتر تحكيم وحدت و شوراي هماهنگي تبليغات بر سر اينكه چه كسي مراسم اين روز را برگزار كند، دعوا و چالش جدي وجود داشت. البته هر بار دفتر تحكيم وحدت غلبه ميكرد، چون جمعيت دانشجويان با آنها بود. اما شوراي هماهنگي تبليغات نيز با گسيل دانشجويان مراسم ديگري برگزار ميكرد تا آنكه حتي يك بار سخنران دعوت شده از سوي اين شورا در مراسم 13 آبان اعلام كرد دانشجويان مسلمان پيرو خط امام اكثراً شهيد شدهاند و ديگر وجود خارجي ندارند.
به هر حال بزرگداشت 13 آبان پس از چند سال دولتي شد و دانشجويان نيز از آن كنار گذاشته شدند. و بيشتر دانشآموزي شد. به همين دليل 16 آذر بار ديگر مورد توجه دانشجويان انجمنهاي اسلامي كه عمدهترين تشكل رسمي در دانشگاهها بودند قرار گرفت. اينك كه دانشجويان مورد بيمهري قرار گرفته بودند، 16 آذر علاوه بر نماد مبارزه با امريكا براي آنان، نماد انتقادهاي داخلي نيز بود. در اين برهه تلاش شد سالروز شهداي هويزه در جنگ تحميلي را كه شهيد حسين علمالهدي و تعداد ديگري از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام بودند، جايگزين 16 آذر كنند اما اين تلاش نيز به جايي نرسيد و 16 آذر به همت انجمنهاي اسلامي دانشجويان زنده ماند. تلاشهايي نيز توسط برخي از جريانات دانشجويي صورت گرفت تا وجه ضدامريكايي اين روز را تحـتالشعاع وجه ديگري قرار دهند كه اين تلاش نيز حاصل چنداني نداشت.
دردسر رسانههاي رسمي اين است كه از سويي ميخواهند در مبارزهاي كه با امريكا دارند، از اين روز استفاده كنند ولي قهرمانان اين روزها نسبتي با آنها ندارند. شهداي روز 16 آذر از نظر اعتقادي با آنها همساز نيستند. دانشجويان مسلمان پيرو خط امام نيز كه 13 آبان را خلق كردند، عمدتاً در زمره منتقدين وضع موجود هستند. به همين دليل در تبليغات رسمي صدا و سيما ياد و نامي از قهرمانان اين دو روز مشاهده نميكنيم.
16 آذر در اين ميان بيش از 13 آبان اين دوگانگي را به منصه ظهور ميرساند. به همين دليل در سالهاي اخير برخي تشكلهاي دانشجويي، سعي كردهاند پيشتاز گراميداشت اين روز باشند و برنامههايي را براي آن تدارك ببينند. هويت دوگانه اين روز موجب شده هر جناحي از منظر خود آن را گرامي بدارد و كسي با آن مخالفت نكند. به هر حال 16 آذر را گرامي ميداريم.
منبع: شرق














متأسفم که بگویم تفکر انتقادی هنوز در بین برخی فرهیختگان سیاسی ما راه نیافته است و چنان برای خود، ادعای خود، شجره و قبیله سیاسی خود حقانیت تاریخی بی چون چرا قائلند که کمترین مجالی برای شّکی تاریخی و منطقی در مفروضات خود باقی نمیگذارند و البته تا هنگامی که استبداد یکه تاز میدان است، گفتمان هائی نیز که در این فضای بسته شکل گرفته اند میتوانند خوراک دهنده انحصاری به تقاضای بازار سیاست باشند ولی این مونوپل تاریخ نگاری سیاسی تا چه حد به وفاق سیاسی بین نیروهای ملی و آزادی دوست کمک میکند قابل تأمل است.
لحظه ائی نباید فراموش کرد که دولت و حاکمیت کنونی، انصار حزب الله و قمه کشان خیابانی ولایت گرا، شریعتگرایان سنتی، مؤتلفه و فدائیان اسلام، استالین پرستان توده ائی و مائوئیست های ضد روسی، ملی گرایان مصدقی و پان اسلامیست ها و روشنفکران دینی و ملی مذهبی ها و….. بخشی جدائی ناپذیر از خانواده آن گفتمان ضد امریکائی، ضد غربی، ضد پهلوی بوده است که نتیجه وحدت عمل تاریخی اشان آفریننده انقلابی بود که ما امروز میراث دار برکات آن بوده و لاجرم در خوب و بد آن انقلاب مستقیم و غیر مستقیم شریک بوده و پاسخگوی آن هستیم. حتی آنها که بهای این هم خانودگی و خویشاوندی را با جان خویش و بخاک رفتن در کفرآباد ها پرداختند بی هیچ تردیدی بخشی از این خانواده انقلاب بوده وهستند.
لحظه ایی نباید فراموش کرد و اجازه داد تا فراموش شود که بخش عمده ای از نیروهای جنبش سبز امروز ما، برآمده از انقلاب اسلامی هستند که، «فقط» با کودتای انتخاباتی، پس از آن و پس از سکوتی سی ساله در مورد قتل عامها، شکنجه ها ، بگیر و ببیندها، ویران سازی کشور و دربدر کردن صدها هزار نفر از ایرانیانی که قاعدتاً باید مشمول شعار « ایران برای همه ی ایرانیان » میشدند و… از خواب سنگین بیدار گشته و متوجه حق و ناحق در این دیار افسانه سازی های سیاسی شدند.
عالی مفید
کوتاه و پر نکته
دست مریزاد
و این چنین است که ماهیت ضد استکباری و ضد آمریکایی روز 16 آذر، هدفش توسط گروه های اصلاح طلب و سبز لد مال می شود و تا حدی سقوط می کند که امروز تیتر یک رسانه های آمریکایی و اسراییلی اخبار 16 آذر ایران است و زورگویان دنیا در این روز حساب ویژه ای برای خود باز می کنند.
ماهیت ضد استکباری روز دانشجو رو به محاق برده اید،و خائن تر از شما به جنبش دانشجویی وجود ندارد….
چه فرقي ميكند قرباني چه باشي زير پاي معاون رئيس جمهور امريكا باشد يا دانشجويي كه در كهريزك از شكنجه شهيد شده باشد.هر دو قرباني زير پاي استبداد هستند. 16 آذر ياد آور سه خون اهورايي است كه در مقابل مستبدان ريخته است كه انگار سنت تاريخ شده است كه اين خونهاي پاك ادامه دهنده گراميداشت روز دانشجو باشند و حالا كيانوش آسا و ….
ماهيت ضد استكباري 16 آذر را كساني بايد به نمايش بگذارند كه بايد دست از شو هاي تلويزيوني بردارند و اعتراض دانشجويان را خون هاي به نا حق ريخته شده نمايش دهند.اين رسالت 16 آذر است كه خون ها را هميشه زنده نگه دارد. اعتراض شما به اين است كه چرا به قتل دانشجويان اعتراض مي شود!!!
به رسانه ميلي اعتراض كنيد كه چرا اعتراضات را نمايش نمي دهد كه تیتر یک رسانه های آمریکایی و اسراییلی قرار نگيرد.
جوان عزیز چه ربطی دارد.آنها وظیفه خود را هرچند ظاهری بر مبنای اطلاع رسانی آزاد گذاشته اند.در هواپیمای حامل امام (57) حداقل نصف سرنشینان خبرنگار خارجی بودند.
متاسفانه دگر گونه نشان دائن حقایق بعد از انقلاب همچون مرضی همه را فرا گرفته …آقای شریعت رضوی برادر خانم دکتر شریعتی
از جوانان مصدقی و از همراهان جبهه ملی بود ,البته در مسلمانی ایشان شکی نیست.