آیتالله دستغیب: فرعون و نمرود، چون معنویت را درک نمیکردند، پیامبران را دروغگو خواندند
چکیده :بشر چون از ابتداى عمر، با حواس مادى خود، جز ماده و ماديات را نديده و نشنيده و لمس نكرده، نمىتواند ماوراء ماده را درك كند. به همين جهت اگر از معنويات چيزى بشنود، بلافاصله آن را با ماديات مقايسه مىكند و مىگويد اگر چيزى در پشت پرده باشد، بايد بتوان آن را ديد، لذا در تاريخ وارد شده كه فرعون و نمرود پس از آنكه دعوت پيامبران الهى، موسى و ابراهيم را شنيدند، اسبابى را مهيا ساختند تا به آسمان روند و از احوال آن اطلاع يابند؛ يكى برجى بسيار بلند ساخت و بر فراز آن رفت و ديگرى كركسهايى را به سبدى بست و به وسيله آن به پرواز در آمد، اما هيچكدام هيچ چيز عايدشان نشد. و چون با دست خالى بازگشتند، گفتند چيزى در آسمانها نيست و ادعاى پيامبران دروغ...
آیت الله علیمحمد دستغیب، مرجع تقلید مقیم شیراز، ضمن اشاره ی به عدم درک معنویت از سوی برخی صاحبان قدرت، گفت: در تاريخ وارد شده كه فرعون و نمرود پس از آنكه دعوت پيامبران الهى، موسى و ابراهيم را شنيدند، اسبابى را مهيا ساختند تا به آسمان روند و از احوال آن اطلاع يابند؛ يكى برجى بسيار بلند ساخت و بر فراز آن رفت و ديگرى كركسهايى را به سبدى بست و به وسيله آن به پرواز در آمد، اما هيچكدام هيچ چيز عايدشان نشد. و چون با دست خالى بازگشتند، گفتند چيزى در آسمانها نيست و ادعاى پيامبران دروغ است.
به گزارش کلمه، این مرجع تقلید در جلسه تفسیر قرآن خود در مسجد قبا به تفسیر آیات 14 و 15 سوره حجر پرداخت و روایتی را به نقل از پیامبر اسلام بازگو کرد که بر اساس آن، كسى كه در مقابل خواستههاى نفس امّاره سر تسليم فرود آورد و آنچه نفسش از شهوات از او بخواهد به او بدهد، عاقبتش آتش دوزخ خواهد بود.
این مرجع تقلید در جلسه تفسیر قرآن خود همچنین به نکاتی درباره مکاشفات و دریافتهای معنوی اشاره کرده است. متن اظهارات را که در سایت حدیث سرو منتشر شده، در ادامه میخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فيهِ يَعْرُجُونَ(14) لَقالُوا إنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ (15)
«اگر درى از آسمان به روى آنها مىگشوديم كه مرتب از آن بالا مىرفتند. باز مىگفتند ما را چشم بندى كردهاند، بلكه ما مردمى افسون شدهايم.»
همواره تبعيت از هواى نفس راحت و خوش آيند است و پا گذاشتن بر آن و «نه» گفتن به هوس، كارى سخت و دشوار، لذا آدمى معمولاً ترجيح مىدهد كه با نفس و هوس خويش كنار آيد تا با او به دشمنى و مجاهده برخيزد. قال رسولاللَّهصلى الله عليه وآله:
«حُفَّت الجنّة بالمكاره و حُفَّتِ النّارُ بالشّهوات».
«سختيها اطراف بهشت را گرفتهاند و شهوات و اميال گرداگرد جهنم را». (بحار الانوارف ج68، ص72، باب62)
عامّه و خاصّه از رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم روايت كردهاند كه آن حضرت فرمود:
الْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَكَارِهِ وَ الصَّبْرِ، فَمَنْ صَبَرَ عَلَي الْمَكَارِهِ فِي الدُّنْيَا دَخَلَ الْجَنَّةَ؛ وَ جَهَنَّمُ مَحْفُوفَةٌ بِاللَذَّاتِ وَ الشَّهَوَاتِ، فَمَنْ أَعْطَي نَفْسَهُ لَذَّتَهَا وَ شَهْوَتَهَا دَخَلَ النَّارَ.
«راه بهشت مشحون و مملوّ است از ناگواريها و شكيبائى در برابر آنها، كسى كه در دنيا بر مشكلات راه خدا صبر كند و با نفس خود مجاهده كند و در مقابل ناملايمات شكيبائى ورزد داخل بهشت مىشود؛ ولى راه جهنّم پر است از شهوات و لذّات، كسى كه در مقابل خواستههاى نفس أمّاره سر تسليم فرود آورد و آنچه نفسش از شهوات از او بخواهد به او بدهد عاقبتش آتش دوزخ خواهد بود.»
مصباح الفلاح، تأليف آخوند ملاّ محمّد جواد صافي گلپايگانى، ص 30 و 31
وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فيهِ يَعْرُجُونَ؛ پس از آنكه در چند آيه قبل كافران از رسول خدا خواستند تا براى اثبات نبوت خويش ملائكه را بر آنان نازل كند، خداى تعالى در اينجا پاسخ مىدهد: اگر ما درى از آسمان به روى آنها بگشاييم و آنها بارها و بارها از آن بالا روند و عوالم بالا را مشاهده كنند مىگويند ما را چشم بندى يا سحر كردهاند و باز هم ايمان نمىآورند.
حقيقت اين است كه بشر چون از ابتداى عمر، با حواس مادى خود، جز ماده و ماديات را نديده و نشنيده و لمس نكرده، نمىتواند ماوراء ماده را درك كند. به همين جهت اگر از معنويات چيزى بشنود، بلافاصله آن را با ماديات مقايسه مىكند و مىگويد اگر چيزى در پشت پرده باشد، بايد بتوان آن را ديد، لذا در تاريخ وارد شده كه فرعون و نمرود پس از آنكه دعوت پيامبران الهى، موسى و ابراهيم را شنيدند، اسبابى را مهيا ساختند تا به آسمان روند و از احوال آن اطلاع يابند؛ يكى برجى بسيار بلند ساخت و بر فراز آن رفت و ديگرى كركسهايى را به سبدى بست و به وسيله آن به پرواز در آمد، اما هيچكدام هيچ چيز عايدشان نشد. و چون با دست خالى بازگشتند، گفتند چيزى در آسمانها نيست و ادعاى پيامبران دروغ است؛ در حالي كه نه تنها آنها، بلكه بشر امروزى نيز با تيز بينترين تلسكوپها و پيشرفتهترين سفينهها، هرچه از اين آسمان بالا رود و عمق بيشترى از آن را مورد كاوش و كنكاش قرار دهد، باز هم چيزى از معنويات نخواهد يافت، چرا كه تمام اين فضاى لايتناهى با همه طول و عرضش، عالم ماده و آسمان اول است و هيچ سنخيتى با عالم معنا ندارد. بنابراين منظور خداى تعالى از باز كردن درى به سوى آسمان، نه اين آسمان مادى، بلكه آسمان معناست. در آسمان معنوى است كه ملائكه و ارواح حضور دارند و مىتوان با چشم معنا بين آنها را ديد.
به عبارت ديگر به وسيله روح مىتوان روح را ديد نه با چشم مادي، لذا منخلع شدن از ماده و عالم مادى، موجب مىشود انسان چيزهاى ديگر را ببيند، مثل خواب. در خواب همه اعضا و جوارح از كار مىافتند و شعاع تعلق بدن به اين عالم كم مىشود، لذا ارواح مردگان را مىبيند و با آنها سخن مىگويد و آنها نيز با زبانى كه گاه نياز به تعبير دارد با او سخن مىگويد؛ اين روح است نه بدن. همين وضع را انسان در هنگام مرگ دارد. البته در آن زمان تعلق بدن به دنيا كاملاً قطع مىشود، لذا نبايد گمان كرد كه روح چيزى مثل بدن است. روح نه گوش دارد، نه چشم، نه زبان و نه اجزاء تشكيل دهنده، اما در عين حال مىبيند، مىشنود، حركت مىكند و حرف مىزند. گاه روحى را كه انسان در خواب مىبيند، بدنى مانند بدن مادى دنيوى دارد، در حاليكه اين جسم برزخى و مجرد است و از جنس ماده نيست. آن بدن خاك شده، از بين رفته.
در حقيقت، عالمى را كه انسان در پيش رو دارد، در فضاهاى مادى نيست. مىتوان گفت عالم ماوراء، از نفس و روح انسان خارج نيست، بلكه همراه روح است، اما همچنانكه گفته شد براى ديدن آن بايد از وضع مادى خارج شد و شخص مشرك و كافر چون از وضع مادى منخلع نيست و تمام حواس و قلب و همّ و غمّش متوجه لوازم مادى و جهات حيوانى است و كاملاً وابسته به ماديات است، نمىتواند ملائكه را ببيند يا از خصوصيات روح سر در آورد يا از عالم معنا چيزى بفهمد، اما اين نديدن و نفهميدن دليل بر نبودن نيست. حال اين سؤال مطرح مىشود كه آيا پيامبر يا ائمه اطهارعليهم السلام مىتوانند با قدرت باطنى خود چيزى از عوالم معنا را به اشخاص بى ايمان و افراد چسبيده به ماديات نشان دهند يا خير؟ قطعاً اگر اراده خداى تعالى باشد مىتوان چنين كارى كرد، اما سخن اينجاست كه در صورت نشان دادن اين امور به اين افراد، به دليل عدم اهليتشان، يا ديوانه مىشوند و عقل از سرشان ربوده مىشود يا آنكه باور نمىكنند و گمان مىبرند سحر زده و مست گشتهاند؛ «لَقالُوا إنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ».
در مقابل، كسانى كه اهل ايمان هستند و با خداى تعالى قرار دارند و بنايشان بر انجام واجبات و ترك محرمات است، اگر از خدا بخواهند، ممكن است خداوند به اندازه طاقت و ظرفيتشان در خواب يا بيدارى چيزهايى را نشانشان دهد.
داستان مشاهده افراد با صور ملكوتيّه، براى يكى از اهل مراقبه
يكى از دوستان روشن ضمير ما نقل كرد كه: شخصى از اهل تفكّر و مراقبه در گوشهاى از صحن حضرت رضا عليه السّلام نشسته و در دريائى از تفكّر فرو رفته بود، يكمرتبه حالى به او دست داد و صورت ملكوتى افرادى را كه در صحن مطهّر بودند مشاهده كرد؛ ديد خيلى عجيب و غريب است.
صورتهاى مختلف زننده و ناراحت كننده از اقسام صور حيوانات، و بعضى از آنها صورتهائى بود كه از صورت چند حيوان حكايت ميكرد. درست مردم را تماشا كرد؛ در بين اين جمعيّت كسى نيست كه صورتش سيماى انسان باشد، مگر يك نفر سلمانى كه در گوشه صحن كيف خود را باز كرده و مشغول اصلاح و تراشيدن سر كسى است؛ ديد فقط او به شكل و صورت انسان است.
از بين جمعيّت با عجله خود را به او كه نزديك در صحن بود رسانيد و سلام كرد و گفت: آقا ميدانيد چه خبر است؟
سلمانى خنديد و گفت: آقا تعجّب مكن، آئينه را بگير و خودت را نگاه كن!
خودش را در آئينه نگاه كرد؛ ديد صورت خود او هم به شكل حيوانى است؛ عصبانى شده آئينه را بر زمين زد.
سلمانى گفت: آقا برو خودت را اصلاح كن، آئينه كه گناهى ندارد.
معاد علامه طهرانى، جلد 2، صفحه 292 و 293
اين چنين ديدن افراد به خاطر آن است كه در ميان مؤمنين نيز بسيار اندك هستند كسانى كه در اثر تهذيب نفس از تمام صفات حيوانى خارج گشته در ظاهر و باطن انسان باشند و هيچ جهت حيوانى نداشته باشند، لذا بسيارى از مؤمنين نيز نفسشان نفس حيوانى است و متناسب با صفات بدى كه از خود ظاهر مىكنند، شكل برزخيشان متفاوت مىشود. حتى برخى افراد ممكن است در طول شبانه روز چندين بار تغيير حالت دهند و ساعتى سگ باشند، ساعتى خوك، ساعتى خرس و… البته خداى تعالى در عالم برزخ اين سيّئات را به حسنات تبديل مىكند؛
«يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ».
«خداوند بديهايشان را به نيكى تبديل مىكند». (فرقان / 70)
البته اصرار زياد، بدون طاقت كافى براى ديدن امور معنوى خطرناك است. يكى از شاگردان حضرت آيتاللَّه نجابت اصرار زيادى به ايشان مىكرد تا چيزهايى از عوالم معنا را نشانش دهند. هرچه حضرت آقا او را به صبر مىخواندند، او بيشتر اصرار مىكرد تا سرانجام گفتند: فلان زمان منتظر باش. او نيز چيزها را ديد اما مدتها اختلال حواس پيدا كرد و از وضع مادى خارج شد. هرچند بعد از خوب شدن، مقدارى از آن حالات برايش باقى ماند.
به هر حال خداى تعالى براى مؤمنين نخواسته درجات معنوى و نورانيت روح خويش را ببيند، چه بسا كسانى كه ظرفيت ندارند، با ديدن روحى به درخشندگى خورشيد يا شكل زيبايى از حورالعين غش كنند و از دنيا بروند. حضرت آيتاللَّه نجابت با دو نفر از دوستانشان به زيارت حضرت على بن حمزه رفتند و هر سه مشغول نماز شدند. يكى از آنها به حضرت آقا گفت: در حال نماز روح حضرت على بن حمزه را مشاهده كردم و ديدم كه با شما بسيار مأنوس هستند. بعد پرسيد: چرا آن يكى اين منظره را نديد؟ حضرت آقا پاسخ دادند: او اگر مىديد مىمرد.
بنابراين كفار و مشركين چون هيچ ايمانى ندارند و چشم معنوي شان – به خاطر آنكه خود خواستهاند – كور است، ديگر نمىتوانند چيزى از عالم معنا را ببينند و بفهمند. اگر هم به زور چيزى مقابل چشمشان بياورند، اگر ديوانه نشوند گمان مىكند افسون يا سحر شدهاند.














پس شماهم كه اين حكومت ودولت رادروغگو ميخوانيد مانند فرعونيان هستيد.
مردم شده اند فرعون و موسوی شده پیامبر؟!