وزیر علوم: هرکس مصوبه ما را اجرا نکند، باید برود
چکیده :به روساي دانشگاهها اعلام شده است كه هر كس مصوباتي را كه از وزارت علوم ابلاغ ميشود اجرا نكند، بايد برود. اجرايي نشدن مصوبات وزارت علوم به اعتقاد من ترفندي است كه دانشگاهها از حيطه حاكميت خارج...
وزير علوم دولت احمدی نژاد گفت: «همواره به روساي دانشگاهها اعلام شده است كه هر كس مصوباتي را كه از وزارت علوم ابلاغ ميشود اجرا نكند، بايد برود.»
به گزارش فارس، كامران دانشجو افزود: «اجرايي نشدن مصوبات وزارت علوم به اعتقاد من ترفندي است كه دانشگاهها از حيطه حاكميت خارج شوند اما بايد توجه داشت كه ما قبول داريم كه دانشگاهها مستقل هستند اما جزيرهاي جدا از حاكميت نيستند.»
وي افزود: «بعيد ميدانم از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون، شخص ديگري در خصوص مسائل دانشگاه، با شفافيتي كه ما اقدام كردهايم، شفافيت به خرج داده باشد.»
دانشجو تاكيد كرد: «توسعه از ديد ما زماني معنا پيدا ميكند كه در مسير انتظار حركت كند و در مسير جهان موعود حركت داشته باشد.»
وزير علوم با بيان اينكه مقام معظم رهبري روحيه مطالبهگري را تشويق ميكنند، خاطرنشان كرد: «دانشجويان فقط بايد مراقب باشند تا آرمانهاي انقلاب اسلامي را نگاه كنند و در كنار آن واقعيتها را نيز ببينند.»














ای عجبا
اقای کامران دانشجو هم بلدند از آرمانهای انقلاب 57 و واقعیت های موجود سخن بگویند ؟! بابا انصافا خیلی پیشرفت کرده این رفیق …./
میگما:
آقا کامران ! شما که فایملتون دانشجو هست (اشتباه شد ببخشید فامیلی تون دانشجو هست) از واقعیت های توی دانشگاه هم خبر دارین که؟! نه؟! توی دانشگاه دانشجویان در تلاش هستند کامپیوتری بسازند که بتواند تعداد رقمهای حساب شما را محاسبه کند (که البته تکنولوژی روز دنیا تا بحال به اونجا نرسیده ) از سوی دیگه یادمه که یکی از آرمانهای انقلاب 57 این بود که مستضعفین عنان کارهای مهم جامعه را بدست بگیرند و صد البته مستضف از لحاظ فکری و هوشی مد نظر نبوده /حالا شما اگه بخوای از اون آرمانها حرف بزنی ممکنه یه وقت به یکی از حسابهات بربخوره ها ! ولش کن دادا بیخیال ! همین آرمانهای دولت دهم بهتره /آرمانهای انقلاب 57 هم مثل بقیه حرفهای امام (ره) تاریخ مصرف داشت(بقول رئیست) که گذشت و expireشد و رفت.
کاش جناب آقای وزیر اعلام میکردند که اینهائی که مصوبه ایشان را اجرا نمیکنند دقیقا ” کجا ” باید بروند؟ و اگر بروند تا کجا باید بروند؟ و اگر نروند کی را باید ببینند؟ چه انتظاری باید داشته باشند؟ گریبان که را باید بگیرند؟ این بازی که دیگر مضحک هم نیست تا چند باید ادامه پیدا کند؟ نامه نگاری تا کی؟ ته این چاه بی آب تا کی؟ گریه و زاری تا کی؟ خفت و خواری تا کی؟ خرافه و خیمه شب بازی تا کی؟ شب بی ستاره تا کی؟ شلاق بر تن اسب مرده تا کی؟ چشم دوخته بر جاده بی سوار تا کی؟ با خدا نام دیگری خواندن تا کی؟ حبس بی کران تا کی؟ شرم از ابراهیم و این همه بت پرستی تا کی؟ شرم از موسی و این همه سامری پروی تا کی؟ شرم از محمد شاهد و وقاحت این همه معلق بازی تا کی؟ چشم و دل بیدار و خیرگی این همه ظلالت و گمراهی تا کی؟ هشدار که سایه ساطور به دیوار میبینم ای آقای وزیر! به خود آئید.