حقشناس: باید اعتماد اصلاح طلبان به انتخابات و مسئولان برگزاری آن جلب شود
چکیده :در شرايط فعلي بايد اعتماد اصلاحطلبان نسبت به انتخابات و مسوولان برگزاري انتخابات جلب شود. البته نياز به عزم جدي از سوي طرفين احساس ميشود، هم تلاش اصلاحطلبان و هم رفع نقاط ابهام و علامتهاي سوالهايشان از سوي...
يك عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي گفت: از نظر برخي گروههاي اصلاحطلب، حضور در انتخابات يك گزينه جدي است و بخشي از بدنه اصلاحطلبي نيز نظر موافقي در اين زمينه ندارند.
محمدجواد حقشناس در گفتوگو با ايسنا، افزود: رسيدن به انسجام و وحدتنظر منوط به كار و تلاش و روشن شدن فضاي فعاليت سياسي در يك سال آينده است.
وي با بيان اينكه «يكي از حوزههاي تاثيرگذار در تحقق خواستههاي مردم، صندوق راي و انتخابات است» اظهار كرد: از مباحث پيشروي اصلاحطلبان پيگيري خواستههاي مردم و توجه به حقوق اساسي آنها با رويكرد اصلاحطلبي است.
وي افزود: رويكرد اصلاحطلبان از زماني كه تحت اين عنوان در كشور فعاليت سياسي داشتهاند، توجه به صندوق راي و انتخابات بوده است و اين امر پايههاي اصولي حركت آنها را شكل داده است.
اين فعال سياسي تاكيد كرد: در شرايط فعلي بايد اعتماد اصلاحطلبان نسبت به انتخابات و مسوولان برگزاري انتخابات جلب شود. البته نياز به عزم جدي از سوي طرفين احساس ميشود، هم تلاش اصلاحطلبان و هم رفع نقاط ابهام و علامتهاي سوالهايشان از سوي مسوولان.
وي خاطرنشان كرد: رفع ابهام، شفاف كردن قانون و اجراي آن و گرفتن تضمينهاي لازم از دستاندركاران انتخابات شرط حضور حداكثري اصلاحطلبان پاي صندوقهاي انتخابات مجلس پيشرو است.














==== در شرایط فعلی باید اعتماد اصلاحطلبان نسبت به انتخابات و مسوولان برگزاری انتخابات جلب شود ====
به نظر شما چطوز میتونه جلب بشه ؟
رای من کجاست ؟
سلام علیکم
در این باب برخی از خبرگزاریها و سایتهای سبز قبول زحمت نموده ، مقاله ای با عنوان “انتخابات آتی مجلس و یک پیش بینی ساده “را از بنده منتشر کردند که با توجه به همگرایی آن با موضوع این خبر، عین مقاله را جهت مطالعه بزرگواران مخاطب کلمه در ذیل قرار داده ام .
انتخابات آتی مجلس ویک پیش بینی ساده
حوادث انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری بدون هیچ تردیدی باعث شده است تا بخش وسیعی از جامعه که آگاهانه در هر دوره انتخابات (ریاست جمهوری،مجلس،شوراها و….) شرکت می کنند نسبت به صیانت از آراء شان دچار بدبینی شوند.این گروه اگر تا پیش از این شبهه ای داشتند اینک مصمم به عدم شرکت در انتخابات های آتی هستند مگر آنکه تغییر را احساس کرده و به نحوی اطمینان یابند که از رای آنها پاسداری خواهد شد و رای آنها تعیین کننده منتخب بوده و تنها خاصیت حضورشان زمینه سازی برای تبلیغات و موید مقبولیت نمی باشد.
تاخیر در انتخابات شوراها یکی از دلایلی است که ثابت می کند دست اندرکاران نظام نیز خود از شرایط مذکور آگاهند و تاخیر مذکور بدون هیچ شک درست به معنای خریدن وقت برای چاره یابی بود، لیکن متاسفانه باید پذیرفت که هنوز هم نه تنها خواسته های رای دهندگان تامین نشده ، بلکه جو غالب همچنان جوّ نا امیدی است.در ضمن انکار، چاره ساز نیست و تصویر سازی بجای نمایش واقعیات ، فیلمی است که دیگر مخاطبی ندارد.
اگرچه می دانیم که متاسفانه در شهرستانهای کوچکتر و در مورد رای دهندگان بزرگوار بخش و روستانشین هنوز تا حدی راهکار های پاپولیستی ممکن است حداقل هایی را برای شمارندگان آراء فراهم آورد اما روند پر سرعت آگاه سازی بواسطه توسعه منابع خبری و ابزار گردش اطلاعات و اخبار، هر روز بیشتر از پیش منافذ ضد دمکراسی را مسدود می کند لذا چنانچه آینده نگریی وجود داشته باشد اتکال بر بی خبری مردم ،عین ورود خود خواسته به سراشیبی سقوطی دردناک است.
وقتی به طور اخص شرایط پیشرو را برای انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی زیر ذره بین دقت قرار می دهیم داده های ذیل را مشاهده می کنیم :
شکّ حاصل از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری به هیچ وجه برطرف نشده است و زیر توده این خاکستر سکوت ، آتش اعتراض و نارضایتی همچنان پر حرارت و سوزان است.
امکان فعال سازی آرای خاموش که در انتخابات هشتاد و هشت به میدان آمدند با شرایط حاضر و روند مشهود فعلی ممکن نیست.
بخش مهم و قابل توجهی از آرای مشارکت روتین، متعلق به جناحی بوده است که منزوی و طرد شده اند .
در زمان برگزاری انتخابات نظام ناچار خواهد بود که جوّ امنیتی – پلیسی را تشدید کند که این خود در افزایش سطح تردید در صیانت از آراء دخیل خواهد شد.
بسیاری از کاندیداهایی که رای آور هستند و صرف حضورشان به میدان آوردنده بخش قابل توجهی از آراء است شرکت نخواهند کرد.
بواسطه مجموع علل فوق و دلایلی دیگر که مجال نام بردن از همه آنها نیست شرایط حاکم و روند حاضر نوید بخش انتخاباتی سرشار در انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی نیست .در واقع باید گفت انتخابات آتی مجلس به نوعی تاوان انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری را پس خواهد داد مگر و تنها مگر: مجموعه نظام و جناح در قدرت به این باور برسد که راه رفته از بنیاد خطا بوده است و سپس به جبران خطاها بپردازند.
اولین و مهمترین کاری که پس از این باور ضروری است ترمیم نگاه عمومی نسبت به عملکرد بانیان انتخابات است.باید باور کرد که بالضروره یا به خطا اسلحه و باتوم کشیدن بر روی مردم و زندان و تبعید کردن آنها ، دقیقا به معنای ایستادن مقابل آنهاست و از این واقعیت گریزی نیست لذا نمی توان انتظار داشت همان مردم در حالی کنار صندوق رای صف بکشند که عزادار عزیزان یا چشم به راه آزادی نورچشمان شان هستند.از آنجا که استفاده ابزاری از آزادی های موردی ، دیگر داستان نخ نمایی شده است و تفسیر واقعی و دقیق اینگونه عملکردها را براحتی می توان حتی در تاکسی و اتوبوس و مترو شنید لذا دلسوزان باید وقت را غنیمت بشمرند و پیش از آنکه آزادی ها و دلجویی ها رنگ و بوی ریا برای تکدی آراء به خود بگیرد با کمال شجاعت امروز را برای این کنش به فردا واگذار نکنند.
از سویی جلب اطمینان کاندیداهای محبوبی که رای آور هستند اما به خود اجازه ابزار شدن نمی دهند نیز وقتی مناسب دارد که به سرعت در حال گذر است.بخوبی می دانیم که حداقل در مورد آنها کنش های پاپولیستی کارساز نیست لذا باید با تامل و آنگاه شجاعت به سراغ آنها رفت و با منطق این گروه فرهیختگان را به این باور رساند که خطاهای گذشته هرگز تکرار نخواهد شد.
در این میان نباید از جامعه ذاتا مذهبی کشور عزیزمان ایران و تاثیر جایگاه مرجعیت نزد ایرانیان شیعه غافل بمانیم .عملکرد صرفا غلط توتالیترها موجبات رنجش مراجعی را فراهم آورده است که هر یک به تنهایی می توانست با یک خواهش ساده جمعیت قابل توجهی را در صفوف رای گیری جای دهد و اما امروز ، هم آنانی که می توانستند مشوق و مهیج حضور پر رنگ باشند اگر فرمان به بایکوت دهند حقیقتا جای نعجب ندارد.
شما مخاطب فرهیخته بهتر از هرکسی می دانید که شنیدن این پیشنهادات برای تامین شروط فوق نزد باورمندان به اتوکراسی آنهم توسط به ظاهر تئوکراتهایی که تحصیل هدف را توجیه گر هر وسیله ای می دانند مانند بلعیدن زقّوم است تا چه رسد به پذیرفتن و عمل کردن به آنها، لذا اصلا جای شگفتی نیست که عبور از این راه باریک مشرف به دره شکست همچنان با عینک دودی در شب ظلمانی صورت یابد.
پیش بینی منطقی:
مجموع واقعیات فوق اتوکراتهای در قدرت را به سوی اتخاذ متدهای پاپولیستیک هدایت خواهد کرد و قشر هدف که مجموعه ای از تئوسنتریستهای معمولی و روشنگری نشده هستند متاسفانه مجددا طعمه خواهند بود.
از سویی عدم دسترسی به قدرت رسانه ای برای روشنگران و انحصار جریان مسیر بخشی به اخبار و اطلاعات در دست توتالیترها در آن جامعه هدف که ضریب موثره رسانه رادیو تلوزیون برای آنها تعیین کننده است حداقل در حد تامین رپورتاژهای دستوری کارساز خواهد بود.
اینجاست که بار دیگر باید به نقش مراجع توجه کرد که از قضا خود از آسیب دیدگان اصلی جریانات توتالیتری اخیر بوده اند.
بدون هیچ تعارف هدف از این مقال شیوه یابی برای بایکوت انتخابات آتی نیست بلکه برعکس، انذاری برای اصلاح و نجات کشور و نظام است.
با توجه به خبرهای جسته گریخته ای که از هوس تمامیت خواهان جهت اعمال تغییرات نهایی مدّ نظر در قانون اساسی و خصوصا سناریو نویسی برای حذف نهاد شورای مصلحت به گوش می رسد هر کسی که بویی از انصاف و عدالت برده است تایید می کند تسامح در قبال جریان تمامییت خواه موجب خواهد شد تا در آینده ای نه چندان دور آخرین امیدهای دمکراسی ، عدالت و حتی مدنیت به نفع جریان فوق الذکر جرح ، تعدیل و حتی حذف شده و حاکمیتی را که با شعار استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی برقرار شد را بطور قانونی و رسمی به یک نظام تک صدایی دگردیسی دهد که در اینصورت سقوط قطعی است.
ای کاش جریان سرمست از روزگار مساعد ,داستان های عبرت آموز پیشینیان در تاریخ را مروری می کردند تا خود و جامعه ای هفتاد و چند میلیونی را بخاطر امیال کنترل نشده نفسانی شان بسوی ورطه هلاک رهنمون نمی شدند.
مهرداد نصرتی مهرشاعر
jalb etemad Eslahtalaban msaaleh SALBE ETEMADE MARDOM ra haall nemikonad! fahahmidane in masaale doshvar ast? mardom ra dar eslahtalab va oosoolgra kkolase kardan, yani nafahmindan HICHYEK AZ ANDO
salam
jenabe aghaye haghshenas
ba ınke shakhsan nesbat be shoma eradat daram va ın eradat az zamane dıdar ba shoma dar vezarate keshvar dar sale78 sad chandan shod valı nokatı ra be shoma yadavarı mıkonam
gooya jenabalı az yad bordeıd ke khoonhaye rıkhteh shode va hatke hormatha va shekanjehha va tajavozha hamegı dar peye hozoure bınazıre ı mardom dar entekhabat ettefagh oftad
aya mazalemı ke dar bıdadgahha bar doostane khode shoma raft be shoma nahıb nemızanad ke dar ın mored ba ehteyate bıshtarı sokhan begooyıd
aya mazalemı ke emrooze bar khnevadeye doostane khodetan mıravad ra dar nazar nemıgırıd
dar payan yadavarı mıkonam ke aghab neshını dolate berme va azadsazı rahbare mokhalefan tanha bedalıle adame sherkate mardome berme dar entekhabate bad az taghallobe 20sale ghabl soorat gereft
payande va pırooz bashıd
ya hagh
گیلانی ها مثل معروفی به این مضمون دارند و احتمالا کثیری از بزرگ سالان ان را شنیده اند که معنی فارسی ان بدین گونه میباشد جناب ملخ یک بار از دستم در رفتی و بار دوم نیز هکذا ولی در اخر در دست منی و داستان رای و رای دادن تمثیل بال را تداعی میکند البته به عکس و بنا بر سفارش اقایان که ما را ملخ و خود از تبار ددت فرض و به مراد دل رسیدند ولی این بار این تو بمیری از ان تو بمیری ها نیست که بخواهند با جار و جنجال و هو چی گری و اوردن هر رطب و یابس مردم را گول بزنند مطمیا باشید که دو دیگر نمیتوانند از 40000000رای حتی در خواب هم ببینند شخصیت تمام کسانی که به دانایی اعتقاد داشته و دارند دگر باره گزیده نخواهند شد و بد جوری ملت را به بازی گرفتند و با هیچ ترفند و با هیچ تر دستی و دراز دستی این مردم دو باره به راه نخواهند امد و تنها یک راه دارد که ان هم به تریج قبای بزرگان بر خواهد خورد و چون عمل نخواهند کرد پس بی فایده است اگر نوشته ایدو ان راه این است واز علاقمندان تمنا دارم ان یک راه را قلمی و اعلام دارند و اما پیشنهاد بنده این است که از بیخ و بن اخرین رای و ارا باطل گردد شما راه دیگر و بهتری سراغ دارید بسم اله والسلام
رای من کجاست