پیام میرحسین موسوی به مناسبت آذر، ماه دانشجو
چکیده :مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم...
نسخه موبایل و فایل پی دی اف ویژه نامه پیام میرحسین موسوی به مناسبت آذر، ماه دانشجو برای تکثیر
کلمه: میرحسین موسوی، در پیامی که به مناسبت فرارسیدن ماه آذر خطاب به دانشجویان نوشته، آنها را همراهان پرمهر و شجاع جنبش سبز نامیده و گفته است که با توجه به ایجاد محدودیتها برای دیدار مستقیم وی با دانشجویان، لازم دیده که به عنوان قدردانی این پیام را برای آنها بفرستد. موسوی آذر را ماه دانشجو نامیده و تلاش کرده است در این پیام به بخشی از سوالات و دغدغه هایی که در این مدت از سوی دانشجویان مطرح شده، پاسخ گوید.
میرحسین در این پیام که شامل یک مقدمه و پنج بند است، 16 آذرماه را یادآور حادثه ای دانسته که در آن دانشجویان هوشیار و پیشتاز ایران، به خاطر اعتراض به استبداد داخلی و استعمار خارجی، به خاک و خون کشیده شدند؛ روزی که نشان داد سرکوب برای بقای بیشتر تکیه گاه بدی است. میرحسین در تجلیل از دانشجویان، آنها را «دیده بان بیدار مخاطرات جامعه ایران» خوانده و به مستبدان یادآوری کرده است که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، و آنها را به کنج خلوتکده امن تخیلی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است تا بلکه تألم ناشی از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
وی در بند نخست پیام خود «شیوه خریدن فرصت» توسط دولتمداران را مورد نقد قرار داده و گفته است: «همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند. صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.»
میرحسین سپس از دولتمداران پرسیده است:
«چرا این همه اصرار برچشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل 43 قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید که با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم با توزیع بخشی از پولی که ازدست آنان ربوده اید می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت برسر سفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟»
موسوی پس از طرح این سوالات اطمینان داده است که سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته، حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کارگرفته شود، می توانند با پراکندن سوالها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند.
وی در همین پیام، ضمن یادآوری تجربه کهریزک، کوی دانشگاه و عاشورای تهران و با تاکید بر این که اقتدارگرایان خروش مردم را در راهپیمائیهای 25 و28 و30 خرداد و دیگر روزها ندیده و به تجمع های مهندسی شده دلخوش کرده اند، نتیجه گرفته که نشانی از بصیرت برای برگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
موسوی با اشاره به این پرسش مهم بسیاری از همراهان جنبش سبز که در این روزها که امکان بیان اعتراض ها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، چه باید کرد؟ گفته است که پاسخ به این پرسش باید محصول عقل جمعی باشد و همه همراهان راه سبز امید باید راهکار ارائه کنند. وی با تاکید بر اینکه «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است»، گسترش آگاهی در میان مردم را یکی از مهمترین راهکارها در شرایط موجود دانسته است.
میرحسین در پایان ضمن تجلیل از مبارزان در بند از زن و مرد، به ویژه دانشجویان در بندی که نشان داده اند راه سه آذر اهورایی ۱۶ آذر فراموش نشده است، رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جنبش سبز را جزو وظایف همه ما دانسته است.
به گزارش کلمه متن کامل پیام میرحسین موسوی به مناسبت ماه دانشجو به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دانشجویان همراه جنبش سبز،
دوستان جوان و پرمهر و شجاع هموطن،
سلام و درود بر شما باد
در آستانه ماه آذر -ماه دانشجو- در یادآوری ایستادگی ها و مبارزات شما برای پاسداری از حقوق ملت ایران و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، لازم دیدم چند کلمه از باب قدردانی و احترام برای شما عزیزان بنویسم، به ویژه آنکه امکان دیدار مستقیم با شما کم شده است.
در دوسال اخیر، در ملاقات هایی که با شما داشته ام و یا در نامه ها و یادداشت هایی که فرستاده اید، همواره شاهد دغدغه های شما درباره آینده ایران عزیز و جنبش سبز آزادیخواهانه مردم ایران بوده ام. و البته از شما نیز جز این انتظار نیست، چرا که در سرزمین ما، دانشجو همواره ی تاریخ دیده بان بیدار مخاطراتی بوده است که جامعه ایرانی را تهدید می کرده است و در این راه خود نیز، به گواهی تاریخ، از خطرهای بزرگ در راه دفاع از مردم و ملت استقبال کرده است. و مگر نه این است که 16 آذرماه هرسال یادآور حادثه تلخی است که در آن، دانشجویان هوشیار و پیشتاز این دیار، که در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی حامی آن دهان به اعتراض گشوده بودند، به خاک و خون کشیده شدند؟ در آن روز مستبدان و خودکامگان تصور می کردند که بعد از آن سرکوب و کشتار، دهان انتقاد و اعتراض برای همیشه بسته خواهد ماند؛ خطایی که همه کسانی که به پیروزی برپایه ارعاب تکیه می کنند مرتکب می شوند، و چه بد تکیه گاهی است ابزارسرکوب برای بقای چند روز بیشتر.
مستبدان نمی دانند که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، وآنها را به کنج خلوتکده تخیلی به ظاهر امنی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است، تا بلکه تألم ناشی از از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
مستبدان، روز به روز تنهاتر می شوند و به همه چیز و همه کس گمان بد می برند، دوستان دیروزشان را از خود می رانند، و هر انتقاد و نصیحتی را توطئه ای برای نابودی خویش می پندارند. و بدتر آنکه منافع خودشان را مساوی با منافع ملی می گیرند و در چنین وضعی ناچار به سلاح داران تکیه می کنند، و به دنبال کسانی می گردند که چشم و گوش بسته از آنها فرمان برند و سایه شک و تردید نسبت به افکار و اعمال آنها را حتی برای لحظه ای از دل نگذرانند.
مستبدان در دایره تنگی که برای خود فراهم کرده اند، آنقدر گرد خویش می چرخند که از شنیدن همهمه سقوط کاخ خودکامگی و خودرایی باز می مانند و زمانی بیدار می شوند که بسیار دیر است برای بازگشت به آغوش مردم.
آنان نمی دانند که دهان و گوش و چشمان مردمان را شاید بتوان از گفتن و شنیدن و دیدن بازداشت، اما اندیشیدن موهبتی الهی است که دروازه های خلوتگاه آن به روی زورمندان بسته است. راز این همه احساس خطر از دانش و دانشجو و دانشمند، این همه اضطراب از آزادی چرخش اطلاعات، این همه ترس از رسانه های آزاد، این همه واهمه از تجمع حتی آرام و مسالمت جویانه منتقدان و معترضان، و نیز این همه تلاش برای بیگانه نمایی دوستان مردم و انقلاب، و روند مستمر پایان ناپذیر ناخودی کردن فرزندان ایران، این همه هراس از هرآنچه با عقلانیت جمعی پیوند دارد و این همه پرهیز از هر آنچه با برنامه ریزی و مدیریت دانش محور مرتبط است آیا درهمین نیست؟ و سرانجام، مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم الاعلی». و این آخری به گواهی تاریخ بدترین جنبه جباریت است. یعنی واجب است که اطاعت کنید و سوال نکنید و ما برتر از آن هستیم که مورد سوال قرار گیریم. آیا قانون گریزیهای گسترده و حساسیت در برابر خواست بازگشت بدون تنازل به قانون اساسی وعدم تمکین در مقابل رای مردم و گریز از انتخابات های آزاد و رقابتی غیرگزینشی و بستن روزنامه ها جز این معنی می دهد که عده ای خود را برتر از قانون و مستغنی از آرا و نظرات مردم می دانند؟
مگر امام رحمت الله علیه در سال 59 نگفت «همه روی قانون عمل بکنند. این قانونی که ملت برایش رای داده است. همین رای نداده است که توی طاقچه بگذارید و کاری به آن نداشته باشید. بروید مشغول کار خودتان بشوید.»
ودر سال 60 نیز فرمودند:
«البته دزدها از قانون بدشان میاید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید»
وهم ایشان بودند که در جواب نامه صریح نمایندگان مجلس در مورد انحراف نظام از حدود قانون اساسی گفتند که همه باید به قانون برگردیم.
1- چنین است دوستان عزیز که امروز، به واسطه به کارگیری شیوه غلط خریدن فرصت های زودگذر از طریق ایجاد بحران های پیاپی، هزینه های سنگینی بر مردم ما تحمیل می شود، تا با تمسک به شیوه از پیش شکست خورده فرار به جلو، تحکیم مناسبات فرقه ای با الگوی «اطاعت محض یا اخراج»، برانگیختن کینه های ناشی از شکاف عمیق تر شده میان فقرا و اغنیا، این قدرت چندروزه چند روزی بیشتر در دست قدرتمندان باقی بماند.
روندی که می بایست در بستر اعتمادسازی گسترده مردم -مردمی که به دولتمردان به دلیل انتخابات پر از تخلف و تقلب و دستکاری رایانه ای آرا بدبین شده بودند- و با تکیه بر خرد جمعی واستفاده از صاحبنظران خداترس و بیطرف صورت می گرفت، اینک جراحی دردناکی نامیده می شود که جان اقتصاد بیمار ناشی از سیاستهای من در آوردی و فساد عمیق را بیش از پیش در مخاطره قرار داده است. همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند.
صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.
پرسش بزرگ مردم ما از آنها این است که اگر به راستی بر این حقایق آگاهید و می شنوید نظر کارشناسان را که متفق اند اجرای این طرح به شکلی که شما تهیه کرده و اجرا می کنید جز خسارت های مادی و انسانی و تشدید بی عدالتی، دستاوردی در بر ندارد، چرا این همه اصرار بر چشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل 43 قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم، با توزیع بخشی از پولی که از دست آنان ربوده اید، می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت بر سرسفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟ نمی اندیشید که حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی را آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کار بگیرید، سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته می توانند با پراکندن پرسشها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند؟
2- شاید قرار است که به این بهانه، باز هم آب گل آلود شود و کسانی باز هم به جای پاسخگویی، راهبرد فرار به جلو و از بین بردن فرصت ها تا مرز نابودی نظام و ایجاد بحران های شدید در این کشور را دنبال کنند. امروز بیش از همیشه شاهد دشمن دشمن کردن دست اندر کاران، به عنوان جزئی از استراتژی پیروزی از طریق ترساندن هستیم. پیش از این شاهد بوده ایم که به گواه تصاویری که ضبط شده است، مأموران امنیتی و افراد موسوم به لباس شخصی، خودروها و موتورسیکلت ها را می سوزانند، شیشه ها را خرد و ساختمان ها را تخریب می کنند، و با بی شرمی، معترضان را متهم به انجام آن می کنند. آیا برای آنهایی که به راحتی کارناوال راه می اندازند و برای مأموران دولتی کلاه گیس و آرایش ها و لباس های جنس مخالف فراهم می کنند، دشوار است که این بار هم تحت عنوان فتنه سبز یا سرخ یا هر عنوان دیگری، آشوب های ساختگی بر پا کنند و آن را وسیله ای برای فریب افکار عمومی و انحراف نهادهای نظارتی و تسویه حساب های جدید سیاسی قرار دهند؟
متاسفانه تجربه کهریزک و کوی دانشگاه و زیر گرفتن بی پناهان با اتومبیل پلیس و از پل پائین انداختن و سر زندانیان را به چاه توالت فروکردن و خروش مردم را در راهپیمائیهای 25 و28 و30 خرداد و دیگر روزها ندیدن و دل بستن به تجمعهای مهندسی شده و فرمایشی، جلوی روی ماست و نشانی از بصیرت برای بازگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
3- همراهان جنبش سبز همچنان درخواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی، پرهیز از خشونت، التزام به اخلاق و روش های اخلاقی را خط مشی اصولی خود می دانند و با هر کس که به هر عنوان و بهانه آشوب کور بیافریند، مخالفند و آن را به ضرر مصالح و منافع ملی ایرانیان و اهداف جنبش سبز می دانند. باید به دیگران نیز توصیه شود که به سیره عقلا متعهد باشند و اگر تشخیص می دهند حرکتی مخرب است، آن را متوقف کنند.
هزینه ناکارآمدی های دولتمردان را مردم کوچه و بازار نباید پرداخت کنند، و نباید بر زخم های عمیق نابسامانی هایشان نمک پاشید. برعکس، چنانچه این همراه کوچک بارها درخواست کرده ام، باید با دستگیری از کسانی که این روزها بر اثر انبوه مشکلات به زمین می خورند کمک شود تا، به دور از روش هایی که کرامت انسانی آنان را از میان ببرد، به زندگی آبرومندانه شان ادامه دهند. چهره زندگی برای بسیاری از مردم زشت شده است، آن را زشت تر نکنیم، بلکه در حد توانمان، در زیبا کردن آن بکوشیم.
4- دوستان گرامی، پرسیده اید که این روزها که امکان بیان اعتراض ها و انتقادها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، همراهان جنبش سبز چه باید بکنند؟ حقیقت این است که پاسخ به این پرسش هم باید محصول عقل جمعی باشد و شایسته است که همه همراهان و علاقه مندان به راه سبز امید در ارائه راهکارهای مناسب مشارکت داشته باشند.
به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است». گسترش آگاهی به دایره کسانی که به فضای مجازی دسترسی ندارند، تماس های چهره به چهره، بالابردن توانمندی ها در تحلیل آنچه پیرامون ما در جریان است، با مطالعه و بحث و گفتگو در جمع های کوچک حقیقی یا مجازی و با توسعه شبکه های اجتماعی که از آسیب فضای امنیتی موجود در امان باشند، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران و به ویژه حوادث جنبش های مردم این سرزمین از مشروطه تا کنون، می توانند بخشی از تلاش های ما و نه همه آن باشد.
می توان با معرفی نظری و عملی اسلام رحمانی و تبری از افکار و اعمالی که به نام دین رواج یافته و با سرچشمه های وحیانی و سیره پیشوایان دینی بیگانه است، جلوی نهادینه شدن رفتارهای نابهنجاری را که دولتمردان و صاحب منصبان برای بقای قدرت خود استخدام کرده اند، گرفت.
یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع» در روزهای پرشکوه پیش از انتخابات، چگونه از جان مردم خسته از دروغ های پیاپی قدرتمندان برخاست و فضای این دیار را فراگرفت. یادمان باشد که تا یکایک ما، خود را از آلودگی ها و نقایص اخلاقی پاک نسازیم، انتظار داشتن جامعه اخلاق بنیادی که در آن همه انسانها بتوانند به قله های شکوفایی انسانی خود برسند، بیهوده است. و یادمان باشد که در این راه، شکست نیست، اما صبر و استقامت فراوان، و عدم ترس از پرونده سازی و سایر اقدامات سرکوبگرانه ضروری است. یادمان نرود که همه باهم می گفتیم نترسید نترسید ما همه با هم هستیم.
5- یاد و یادآوری مبارزان در بند از زن و مرد و آگاه کردن مردم از ایستادگی زندانیان سیاسی و رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جزو وظایف همه ماست. در این میان جا دارد در ماه آذر، «ماه دانشجو»، از دانشجویان در بند یاد شود؛ دانشجویانی که راه سه شهید اهورائی 16 آذر را فراموش نکرده و نشان داده اند که در راه نیل به جامعه ای عادلانه و آزاد و متعلق به همه ایرانیان، از هیچ خطری نمی هراسند و دلیرانه مقاومت می کنند.
و سرانجام آن که چه کسی است که نداند سه میلیون دانشجوی آگاه کشور بزرگترین سرمایه جنبش سبز است؟ جنبشی که همراهان آن بی شمارند و هریک به نوعی رهبر این جریان عظیم مردمی هستند.














Ey kash in payam ra mikhandid, ke mane SABZ, shoma ra faghat be dalile shakhsiyato, kheradet, setyeshat mikonam, na be dalile masoliyati ke dar ghebale ayandeye Iran, darid va khanome Rahnavard, fereshte siratist, ke baese yeka yeke Iranian aziztarin mibashad, ey kash SUU SHI ra be Iran davat konid, ya har tori ke khodetan tashkhis midahid. PIROUZI AZ ANE MELLATHAST
اولا خدمت تمام دوستان جنبش سبز سلام عرض میکنم.
در مرد کاربر بسیجی من کاری با اول جملشون ندارم و این مسایل به اعتقادات و جنبه شخصی برمیگرده. دوست عزیز بسیجی چند نکته میخواستم بهتون بگم.
ایا ارگان بسیج فقط برای یک قشر خاص میباشد یا به عموم مردم طعلق دارد اگه دارد پس چرا اینجور شاهد رفتار بسیار خشن بودیم ایا این جوانانی که کشتند و زدند و به زمین کشاندن از مردم نبودند ایا من و شما جدا از اعتقاداتمون ایرانی نیستیم هردومون برای این اب و خاک جونمونو فدا نمیکنیم؟ ایا در ان نماز جمه به اقامت رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای ایشان نگفتند که عواقب این لشگر کشیهای خیابانی بعهده خودشان(منظور خودشان میر حسین موسوی عزیز و کروبی عزیز بوده است)است ایا کشتن جوانان ولو اینکه به گفته شما فریب خوردن و بازداشتشون و زندان انداختن و کهریزکو و……………..باید فقط گفت به عده میرحسین میباشد و رهبری و بسیج و سپاه و نیروی انتظامی و……… مقصر نیستند؟ نمیشود که با گفتن اینکه مقصر خودشونن اینچنان مردم ایران را بزنند و دستگیر کنند و بکشند
اگر این ها رو نوشتم چون در کامنتهای شما فرق های دیدم نسبت به دیگر بسیجیان و اینکه شما نه فحش دادین و نه تهدید کردین و گفتین نظر مخالفامون رو ببینین کاش همه حداقل کمی این طرز فکر شما رو داشتند نه اینکه خودی و غیر خودی درست کنند از بین مردم ایرن زمین.
بدرود
به آقایانی که با عصبانیت اظهار نظر می نمایند عرض میکنم: خشونت مانند ماده ای است که اول در ظرفی که قرار دارد، آن را ازبین می برد. چرا عصبانی می شوید در مسلخ عشق جز نکو را نکشند مگر اما علی به دست جاهلان به شهادت نرسیدند مگر امام حسین با پول خزانه ی یزید به شهادت نرسید امروز واقعاً از سیاست های معاویه استفاده می شود یا از صداقت امام علی؟! این شمایید که با مزدوری از جیب مردم به مردم خیانت می کنید اگر امروز منتظر به مسلخ رفتن عزیز ما هستید باشید تا روزی که در دادگاه الهی شما جواب گو خواهید بود که اگر نتوانستید…
ميرحسين موسوي خاري در چشم خودكامگان اسن پس هر جا كه ميتوانيم وامكانش هست جمله درود بر ميرحسين موسوي را حك كنيم از جمله همين جا: درود بر ميرحسين موسوي
حالا یکی نیست به این بسیجی عزیز بفرماید که مگر قبول داشتن ولایت فقیه زوریه
من قبول دارم ولی ولایتی فقیهی که توی قانون اساسی بیان شده
در ضمن اگه هر کسی که قبول نداشته باشه و شما بخواین اونو کافر و مرتد و به زندان بیندازید که مملکت نشد
در صدر اسلام امیرمومنان علی ع 25 سال خونه نشین بود وقتی مردم ایشون رو قبول نداشتند خوب شمشیر نکشیدند
بنام خدای خمینی(س)
برادر گرامی: مگر چه اشکالی دارد که این برادر بسیجی ما کامنت بگذارد؟ از کجا معلوم شاید ایشان خیلی هم گرفتار باشد ولی فکر میکند مسئولیت دارد که دیگران را ارشاد کند!بنده خودم با مشغله بسیار زیادی که دارم در خیلی از خبرهای سایت کلمه و گاها جاهای دیگر خیلی زیاد و با متنهای بلند کامنت میگذارم علتش هم کاملا واضح است اولا:اینرا بر خود تکلیف شرعی میدانم که موارد مهمی را که میدانم در اختیار دیگران قرار دهم و ثانیا: نسل امروز رو نسبت به دیروز کاملا مطلع کنم!اتفاقا یکی از صفات بسیار خوب این برادر بسیجی صبر و پاسخگویی است و بنظر من انشاء الله با سوال و جوابهایی که میشود سره از ناسره مشخص میشود!
برادر عزیز. کاش شما هم به شیوه همان برادر بسیجی عمل نمی کردی و نام خداوند را وابسته به نام شخصی نمی ساختی. از آنجایی که بسیاری از عزیزان به بسیجی تذکر دادند در این رابطه بنده به حق دیدم که حالا که این اشتباه از جانب دوست داران موسوی اتفاق می افتد، انصاف را رعایت کرده و تذکر دهم.
در هیچ کجای تاریخ اسلام مومنان از الفاظی نظیر “خدای محمد”، “خدای علی” و “خدای حسین” استفاده نکرده اند. زیرا وجود خداوند مستقل از تمام این بزرگان است و برای شناختش نیازی به نام بردن از کسی نیست. تنها آنهایی که در وحدانیت خدا دچار تردیدند برای تمایز قائل شدن بین خدایان از چنین الفاظی استفاده می کنند.
بنام خدای خمینی(س)
برادر گلم: فکر میکردم که بلاخره یکی از بچه ها این تذکر را هم به بنده هم بدهند، دقت کنید: بنام خدای خمینی(س) کاملا استعاره ای است ادبی از بزرگی خداوندی که به بندگان بسیار پاک و بزرگش و یا به نعمتهای طبیعی ش ستوده میشود همانند بنام خدای علی(ع) یا بنام خدای شهدا و در وصف طبیعت مثلا بنام خدای آسمانها و زمین و….!مفهوم کاملا واضح است یعنی بنام اویی(رب ی)که، شناخت میشود به آفرینش نعمتهای بزرگ و تاثیرگذارش چه آن نعمت، نعمت انسانهای بزرگ و معنوی باشند یا عظمت یک نعمت طبیعی مثلا منظومه شمسی که با این جمله در واقع بزرگی یا زیبایی تاثیرگذار آن نعمت تایید و تاکید میشود! حتی جمله برادر بسیجی ما هم خالی از اشکال است چرا که او با این جمله در واقع بزرگی شخص مورد نظر خویش را مورد تایید مجدد قرار میدهد که در اینجا بنده فقط با مصداق آن از اساس مشکل دارم چرا که متاسفانه مدتی است با القاب و…سعی دارند نه تنها جلوه معصومیت به ایشان اهداء کنند(منظور این آقای بسیجی نیست و سران راست مد نظر است!) و از اینراه هر مخالفتی را سرکوب کنند بلکه متاسفانه پا را از این فراتر گذاشته و با پیش کشیدن بسیار شدیدتر علائم ظهور از جمله بحث سید خراسانی و ….متاسفانه ریزشهای بسیار شدیدتری را در عرصه اعتقادی و سیاسی شیعه باعث شوند که این یکی بسیار بسیار خطرناک است هرچند که هرکس با کمی دقت در شیوه و رفتار این باند بخوبی خط فکری حجتیه را در آنان بسیار پررنگ خواهد یافت و اصلا این تفکرات حجتیه است که متاسفانه بر «عقلانیت سیاسی و اقتصادی کشور» حکم میراند!!
دوست عزیز
خداوند بزرګ آفریننده یکتای همګی ما هست .
همګی ما در مفابل او یکسان هستیم .
اګر شخصی توا نست از حد معمول یک زندګی در طول عمرش فرانر رود .!
از این شخص را به عنوان آدمی بزرګ که توانست قدمی برای بهتر کردن زندګی دیګران بردارد یاد میشه.
این شخص میتواند یک عالم دینی باشد …. میتواند یک دانشمند باشد ….. میتواند یک معلم فداکار باشد …… میتواند یک کارګر کنجکاو باشد « نیوتون – کارګر آلمانی کاشف باظری » …. میتواند یک سرباز از خود ګذشته باشد …..
اصل یک زندګی این است که اګر نمیتونیم سودی برای دیګران بیاوریم لاقل ضرر نباشیم !
حاضرم دستم را بګذارم روی قران که دادن صفت « خدای خمینی(س) » او را در پیشګاه خداوند معضب میکند تا بزرګ.
هدف از فرستادن پیامبران رسیدن به : —- به نام خداوند بخشنده مهربان —– بود نه چیز دیګری
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام عليكم
با اداي احترام به همرزم خودم و عليرغم توضيح شما ذكر چند نكته را ضروري ميدانم :
بنده با عبارت به نام خداي فلان شخص مهم و حتي بسيار پاك ،مشكلم از اينجا نشات ميگيرد كه نيت پشت آن چيست ؟
متاسفانه اينگونه عبارات ،ناخودآگاه نوعي تقدس گرائي و بت سازي است كه اينروزه و حتي از ساليان قبل بوجود آمده است،
همانطور كه ميدانيد غيراز پيامبر اسلام و ائمه معصومين و ساير پيامبران الهي ، هيچ كس معصوم نبوده و باري از خطا نميباشد
استعاره فوق به نظر بنده استعاره اي كاملا غلط بويژه در اين ايام است
در رابطه با خداي آسمانها و زمين نيز بحث فراواني است و تفاوتهايي است كه بين كلمه رب و الله از حيث رب النوع بودن وجود دارد
همچنين اين به نام خدا نوعي مالكيت عام را در ذهن شنونده ميسازد ولي آن به نام خدا ، مالكيت خاص يك عده و گروهي است كه اعتقاد به آن فرد غير معصوم دارند و مابقي را دور ميسازد
موفق و مويد باشيد
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام عليكم
سروران و دوستان گرامي
بنده به عنوان عضو كوچكي از شما سروران ذكر چند نكته را ضروري ميدانم
1- پيشنهاد ميكنم سعي نمائيد همواره سعه صدر را حفظ كنيد بگذاريد تمام القاب را به ما بدهند ، مطمئن باشيد آيندگان و تاريخ
هيچ چيز را فراموش نخواهد كرد
2- رئوفت و مهرباني را با تمام بسيجياني كه با شما مخالفند در هرجا داشته باشيد ، بسياري از آنها انسانهايي وارسته هستند ولي
متاسفانه بدليل عدم آگاهي آنچنان ذوب ولايت شده اند كه هيچ چيز را فعلا نميبينند ولي به خدا قسم آگاه خواهند شد
وقتي ببينند كه روزي خودشان و يا دوستانشان بي دليل و بي گناه مهره سوخته شوند آنگاه همه چيز برايشان روشن ميشود
بنده اين درس را در پيش شيخ بزرگوارم حاج آقاي شهيد ابوترابي يادگرفتم ، ايشان در دوره اسارت چنان رفتاري داشتند كه حتي بسياري از بعثيان مجذوب رفتار ايشان شده بودند(روحش شاد)
مطمئن باشيد اين بسيجيان بدتر از آن بعثيان نيستند و من به اين موضوع ايمان دارم
3- هيچ وقت نا اميد نشويد و به خدا توكل داشته باشيد ، تاريخ خود گواه اين موضوع ميباشد كه هيچ ظلمي پايدار نبوده است و امام راحل و نخست وزير برگزيده اش نيز نمونه بارزي از اين صبر و استقامت بوده و ميباشند
موفق و مويد باشيد
درود بر مير صبور ايران مير حسين موسوي . هميشه با تو هستيم و رسالت دانشجويي خود را به نحو احسن در اين برهه ي زمني تنگ و تاريك انجام ميدهيم . يا حسين مير حسين
یا حسین میر حسین
من خودم قسم خوردم رو تمام اسكناس هام اسم زيباي ميرحسين موسوي را حك كنم تا از عصبانيت بميرند
دستت درد نكنه .تخم مرغ را هم پر رنگ سبزكن بزن به ديوار .خودش گوياست .
عید غدیر بر تمامی طرفداران آزاداندیش جنبش سبز مبارک باد. ما تا آخرین نفس در کنار رییس جمهور منتخبمان میرحسین ایستاده ایم. درود بر موسوی خاتمی و کروبی . یاحسین میرحسین.
سید بزرگوار عیدت مبارک
ميرحسين موسوي در قلب ملت است وخاري در چشم ديكتاتور
از دوستان عزیزی که در زمینۀ تاریخ فعالیت دارند یا به آن علاقه دارند خواهش می کنم در مورد تاریخ هندوستان و مبارزات مردم هند برای آزادی تحقیق و مقالاتی آموزنده به نسبت جنبش سبز آماده کنند.
مسئلۀ بسیار مهمی که در هند وجود داشت، تفرق مذاهب و اختلافات این چنینی بود. هندوها و مسلمانان در هند، اختلاف آنها، و حرکتی که از قرون شانزده و هفده برای نزدیک کردن این دو مذهب کاملا ناهمجنس و متفاوت صورت گرفت و در خیلی مقاطع باعث وقوع اتفاقاتی افتخار آفرین برای این کشور شد برای ما درس عبرت بزرگی است.
این ما را به یاد اختلافات مذهبیون و غیر مذهبیون و روشنفکران و غیرروشنفکران! می اندازد. در جایی از دنیا بین دو مذهبی که یکی دیگری را کفر می شمرد، نزدیکی به وجود آمد. حالا در این جا که اختلافات بر سر تفسیر یک مذهب است، چطور باید این همه اختلاف وجود داشته باشد؟ چنین شکافی! چنین سیاهی و عدم اتحادی؟
هند درسهای بزرگی برای تمام تاریخ دارد. رواداری چیزی است که هر کجا در تاریخ هند وجود داشته باعث رشد و بالندگی شده، و هر کجا که جای خود را به تعصبات داده ـ تعصباتی که امروزه رنگ مدرن هم به خود گرفته اند! ـ باعث حوادثی تاریک و سیاه شده. تجربۀ اختلافات بین این مذاهب و تجزیۀ هند به پاکستان مسلمان و هند هندو، تجربه ای تلخ بود که پس از شصت سال هنوز به آن اتحاد پس از جدایی که محمد علی جناح از آن سخن می گفت منجر نشده است.
کمی تاریخ بخوانیم. کمی فکر کنیم. و جور دیگر نگاه کنیم.
از دوستان عزیزی که در زمینۀ تاریخ فعالیت دارند یا به آن علاقه دارند خواهش می کنم در مورد تاریخ هندوستان و مبارزات مردم هند برای آزادی تحقیق و مقالاتی آموزنده به نسبت جنبش سبز آماده کنند.
مسئلۀ بسیار مهمی که در هند وجود داشت، تفرق مذاهب و اختلافات این چنینی بود. هندوها و مسلمانان در هند، اختلاف آنها، و حرکتی که از قرون شانزده و هفده برای نزدیک کردن این دو مذهب کاملا ناهمجنس و متفاوت صورت گرفت و در خیلی مقاطع باعث وقوع اتفاقاتی افتخار آفرین برای این کشور شد برای ما درس عبرت بزرگی است.
این ما را به یاد اختلافات مذهبیون و غیر مذهبیون و روشنفکران و غیرروشنفکران! می اندازد. در جایی از دنیا بین دو مذهبی که یکی دیگری را کفر می شمرد، نزدیکی به وجود آمد. حالا در این جا که اختلافات بر سر تفسیر یک مذهب است، چطور باید این همه اختلاف وجود داشته باشد؟ چنین شکافی! چنین سیاهی و عدم اتحادی؟
هند درسهای بزرگی برای تمام تاریخ دارد. رواداری چیزی است که هر کجا در تاریخ هند وجود داشته باعث رشد و بالندگی شده، و هر کجا که جای خود را به تعصبات داده ـ تعصباتی که امروزه رنگ مدرن هم به خود گرفته اند! ـ باعث حوادثی تاریک و سیاه شده. تجربۀ اختلافات بین این مذاهب و تجزیۀ هند به پاکستان مسلمان و هند هندو، تجربه ای تلخ بود که پس از شصت سال هنوز به آن اتحاد پس از جدایی که محمد علی جناح از آن سخن می گفت منجر نشده است.
این اتفاقی نیست که اقتدارگرایان انگشت روی حساسیت های مذهبی مردم گذاشته اند تا از پس سیر کنترل ناپذیر اعتراضات بر آیند.
کمی تاریخ بخوانیم. کمی فکر کنیم. و جور دیگر نگاه کنیم.
اسم ميرحسين موسوي لرزه بر اندام همه خودكامگان مي اندازد
عيدبرسيدحقيقي ورئيس جمهورايران مير دلهاميرحسين وبرشيعيان سبزانديش مبارك
ما حامي ميرحسين موسوي عزيز خواهيم بود
عيد “ولايت حقيقي” بر رهرو حقيقي مولا يعني ميرحسين عزيز و خانواده مكرمش مبارك باد.
هر موقع سخنی از میرحسین و شیخ مهدی می شنوم، امید دوباره ای در دل غمگینم پدیدار می شود.
فقط خواستم از این طریق صدایم به گوش آن دو عزیز و تمام مبارزان راه آزادی ایران برسد.
ایمان دارم که با یاری پروردگار بزرگ، پیروزی نزدیک و از آنِ مردم سبز ایران است.
به امید آزادی هر چه سریعتر اسیران در بند دیکتاتوری.
یا حسین – میرحسین
فتنه ای دیگر
وقتی شهر شلوغ میشه قورباغه هفت تیر میکشه
فکر می کنم دیروز به اندازه ی کافی تو دهن همتون خورد
انفدر بسیجی داریم که سیصد تا سایت و شبکه هم که بزنین فایده ای نداره
صاحب این مملکت امام زمان(عج) است
شما ها با کی در افتادین
یه عده تون که خوارجید
یه عده تون هم که منافقید
یا علی
دوست عزیز اگر شما بسیجیها اقدامی کنید مسولیت آور میشود و دردسر ساز
پس اجازه بدید تا این کارها را لباس شخصیها انجام بدهند تا به کسی پاسخگو نباشیم:)
یا حجت ابن الحسن* ریشه لباس شخصی را بکن
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام عليرغم(كلمه اصلاحات انجام شد تا تائيد فرمائيد)
هموطن و برادر/خواهر بسيجي ، اينكه بسيجي هستيد و عنواني را بدوش ميكشيد كه امام راحل بنيانگذارش بودند ، بسي جاي افتخار است
ولي اين سئوالات را اگر پاسخ دهيد بسيار ممنون ميشوم
1- اگر رهبر شما برحق است و در همه جا مصادره به مطلوب فرمويد و گفتيد امام برحق ، چرا پس نميگذارند مخالفي حرفي بزند
چرا تمامي سايتها فيلتر ميشوند،روزنامه ها بسته ميشوند ، چرا بزور چماق و اسلحه و زندان ميخواهند مردم را اصلاح كنند
كجاي دين اسلام ديدي كه شخصي بخاطر بيان مخالفتش با شخصي به زندان بيافتند و حتي كشته شود
2- جريان اين وامهايي كه موسسات مالي و اعتباري و صندوقها به بسيجيان براحتي ميدهد ، چيست ؟ (نگوئيد مدرك بياورم مردم ميتوانند بروند بپرسند) چرا بايست اينهمه به بسيجيان خدمات ارائه دهند در صورتيكه پوست يك فرد و شهروند عادي بايست كنده شود تا وامي بگيرد
3- آن هاله نور رئيس جمهور محبوبتان چه شد ؟ چرا اول گفت و بعد تكذيب كرد كه من نگفتم (مداركش در اينترنت بسيار است )
اگر دروغ گفته ، كه منظور اين شخص از مقدس سازي خود چيست ؟
4- ميدانيد در بسياري از برجهاي تهران ، چه كساني آنجا زندگي ميكنند(متاسفانه نام برده بودم ولي كلمه پيام بنده را تائيد نكرد) ، آيا زندگي علي وار اينگونه است كه در حال حاضر بسياري از سپاهيان و بسيجيان زندگي ميكنند
شما را بخدا قسم ، كمي فكر كنيد
بنده و امثال بنده سالها از عمرمان را در اسارت بعثيان از خدا بي خبر نبوديم كه الان سپاه اينگونه دست به چپاول بزند
و در جواب بسيجي امروزي ديگر كه گفته اين مملكت را امام زمان اداره ميكنه بايست عرض كنم از كي تا حالا امام زمان از دزدها و
دروغگويان حمايت كرده البته شايد تعريف شما از امام زمان (عج) چيز ديگري باشد.
البته اين را فراموش نكنم كه همين الان در سپاه و بسيج هم افراد بسيار وارسته و خدا ترس وجود دارند كه تعداشان كم نيست ولي اجبار بد چيزي است
موفق و مويد باشيد
جناب بسيجي عزيز همه ما خوارج و منافق هستيم اما شما و دكتر احمدي نژاد و صادق محصولي سعيد مرتضوي رحيمي و رحيم مشايي با بصيرتيد؟ يا حسين ميرحسين
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام سروران و دوستان گرامي
بنده به عنوان عضو كوچكي از شما سروران ذكر چند نكته را ضروري ميدانم
1- پيشنهاد ميكنم سعي نمائيد همواره سعه صدر را حفظ كنيد بگذاريد تمام القاب را به ما بدهند ، مطمئن باشيد آيندگان و تاريخ
هيچ چيز را فراموش نخواهد كرد
2- رئوفت و مهرباني را با تمام بسيجياني كه با شما مخالفند در هرجا داشته باشيد ، بسياري از آنها انسانهايي وارسته هستند ولي
متاسفانه بدليل عدم آگاهي آنچنان ذوب ولايت شده اند كه هيچ چيز را فعلا نميبينند ولي به خدا قسم آگاه خواهند شد
وقتي ببينند كه روزي خودشان و يا دوستانشان بي دليل و بي گناه مهره سوخته شوند آنگاه همه چيز برايشان روشن ميشود
بنده اين درس را در پيش شيخ بزرگوارم حاج آقاي شهيد ابوترابي يادگرفتم ، ايشان در دوره اسارت چنان رفتاري داشتند كه حتي بسياري از بعثيان مجذوب رفتار ايشان شده بودند(روحش شاد)
مطمئن باشيد اين بسيجيان بدتر از آن بعثيان نيستند و من به اين موضوع ايمان دارم
3- هيچ وقت نا اميد نشويد و به خدا توكل داشته باشيد ، تاريخ خود گواه اين موضوع ميباشد كه هيچ ظلمي پايدار نبوده است و امام راحل و نخست وزير برگزيده اش نيز نمونه بارزي از اين صبر و استقامت بوده و ميباشند
موفق و مويد باشيد
بنام خدای خمینی(س)
درود خدا و شهدا و امام(س) شهدا بر شما رزمنده غیور و آزاده سرفراز ما که با لحنی «لین» راه صحیح برخورد کردن با اینگونه مسائل را، در شرایطی که مسلما برخوردها در بسیار از موارد خشن و از روی عصبیت شکل میگیرد نشان داداید!باور کنید خود من از کلام توآم با آرامش شما احساس آرامش و صبر کردم و حس خوبی بخود من منتقل شد مطمئنا از شخصیتی چون شما همین انتظار است و در زمانی که هیچ چیز در جای خودش نیست سخنان زیبا و آرامبخش شما امید را در دل زنده میکند!خدا انشاء الله شما را با شهدا و امام(س) شهدا محشور گرداند!برای بنده حقیر سرتا پا تقصیر هم دعا بفرمایید!
سلام.
یک سالی هست که یه سوال برام پیش اومده و هیچ کسی نتونسته جوابش رو بهم بده، اونم اینه که آقایونی که قبل از انتخابات بر طبل تقلب و صیانت از آرای مردم می کوبیدن و به خاطر اون 60 هزار نفر رو از طرف خودشون در محل های جمع آوری رای مستقر کرده بودن چه جور نتونستن جلوی تقلب رو بگیرن؟
اونایی که نمی تونن از آرای مردم دفاع کنن چگونه در برابر دشمنان ابر قدرت از مردم خود دفاع خواهند کرد؟؟
نکند آنوقت هم می خواهند گوشه ای بشینن و بگن که حق مردم ایران رو پس بدید!!!
دوستان عزيز كلمه سلام آيكن contact us فعال نيست بنده ميخواهم اين فايل PDF را برايتان ارسال كنم كه نتوانستم. شما e-mail بنده را داريد لطفا تماس بگيريد.
کلمه: دوست عزیز لطفا با آدرس info@kaleme.com مکاتبه کنید… سپاس فراوان
به نامخدای عدالتخواهان سید امیدوارو جدت یاریت کند
امیدوارم یاران میر حسین در عمل وضعیت موجود را دریابند
تقدیم به مهندس میر حسین موسوی
بی تو ای روشنگر شب های من
بوسه میزد ناله بر لب های من
در بلور اشک من یاد تو بود
در سکوت سینه ام فریاد تو بود
مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت
پرده های ساز آهنگ تو داشت ….
وای اگر موسوی حکم جهادم دهد …
مثل همیشه پر از حقیقت و امیدواری
جناب حسين با سلام اولا اگه منظورت از 60 هزار نفر همون ناظرين روي صندوق ميرحسين موسويه كه عرض كنم جناب حسين طلا فرماندار تهران يك روز قبل از انتخابات با يه برنامه حساب شده فقط برا 3 هزار نفر اون هم با جابجايي محل هايي كه قبلا تعيين شده بود كارت فرستاد كه خيلي ها هم به دليل تغيير جا بي خيال شدند بعدشم شالوده كار ناظرين انتخاباتي كه خود من هم عضو كوچكي از ان بودم بر اساس سيستم پيامكي بود كه مختل شد. در مورد قسمت دوم مطلب شما كه فرموده بوديد نتونستن از حقوق مردم دفاع كنن بايد گفت مثلا بايد ميرحسين موسوي چيكار ميكرد؟ اعلان جنگ مسلحانه ميداد ؟ خانم سان سوكي از رهبران اعتراضي ميانمار بعد از 25 سال زندان همچنان بر كار تدريجي تاكيد ميكند. حسين جان مردم اگاه شده اند و اين از ثمرات جنبش سبز است
“3هزار” جان ما این دروغ را از کجا اوردی؟ جان ما؟
به امید موفقیت جنبش سبز مردم ایران . ما میمانیم ظلم پایدار نخواهد ماند
شما كه ميگين جنبش سبز طرفدار نداره
اگه زحمت نميشه يه بار(تاكيد ميكنم فقط يه بار) مجوز بدين طرفداراي موسوي و كروبي حتي توي خارج از شهر جمع بشن بدون اينكه باتوم بخورن
اون وقت بگيد كه واقعآ خجالت نمیکشه
ممنون
بازم حرافی های تازه!
واقعآ خجالت نمیکشه،با دیدن این همه مردم در استقبال از حضرت آقا در قم هنوز هم بیدار نشده اند.
واقعآ!
انشاالله جدشان کمکشان کند.
وی در همین پیام، ضمن یادآوری تجربه کهریزک، کوی دانشگاه و عاشورای تهران و با تاکید بر این که اقتدارگرایان خروش مردم را در راهپیمائیهای ۲۵ و۲۸ و۳۰ خرداد و دیگر روزها ندیده و به تجمع های مهندسی شده دلخوش کرده اند، نتیجه گرفته که نشانی از بصیرت برای برگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
قابیلیان عالم با چشم دل ببینید
هابیل دیگر آمد
مردم؟!؟!؟!؟!؟
نام یک مشت مواجب بگیر که کاملا برنامه ریزی شده و با پول بیت المال جمعشان کرده اند را می گذاری مردم؟!!!!!
لابد حرکتشان هم خودجوش بود آن هم از نوع قهوه تلخیش!
دوست عزیز سنگتراش بنده خودم چند روز قبل سفر آقا به قم برای کاری رفته بودم قم شاهد بدم که تمام خیابان ها یکطرفه شده بود یک لاین بیشتر ماشین نمیرفت تمام پیاده رو ها با داربست بسته بودند و فقط از یک جای مشخصی میشد رفت چندین تیپ سپاه برای خوشامدگویی در قم مستقر بودند شبها نیز با دادن کیک و ابمیوه در سر خیابانها پذیرایی میکردند تمام مهندسی شده بود .دیگر بس است این بازیهایی که صدا سیما با نشان دادن جمعیت به صورت مهندسی می خواهد جمعیت را زیاد نشان دهد.عقل انسان فقط در چشم و دیدن نیست.
Doroud bar to ei Mosadeg zaman,
يا حسين مير حسين
انقدر بیانیه دادی موهات سفید شد مهندس …
وقت مارو نگیر وقت خودت رو هم نگیر…
انقلاب همینه شما هم خودت رو خسته نکن…
پس بهتره ضد انقلاب باشی
درود بر میرحسین
افسران جنگ نرم لطف کنن برن تو جبهه خودشون. سایت کلمه فیلتره آزادی بیان هم گذاشته از چی میترسین آخه؟ آیا در سایت های فارس و رجانیوز و … هم کامنت ها آزاده؟!!!
سلام بدی ما ایرانیها اینه که همیشه منتظر رسیدن یک قهرمان هستیم در حالیکه تا هر کدوم ما یک قهرمان نباشیم هیچ اتفاقی نمیفته
یک دست صدا نداره باید مشت شویم!!!
ميرحسين موسوي خاري در چشم خودكامگان
جنبش سبز جنبش آزادی است
زنده باد موسوی
زنده باد خاتمی
زنده باد کروبی
زنده باد صانعی
زنده باد زید ابادی
زنده باد صفائی
زنده باد تاج زاده
زنده باد عرب سرخی
زنده باد تمامی عاشقان آزادی
.
.
.
یه روز خوب میاد….
ميرحسين را دوست داريم چون با مردم صادقه
يوسف گم گشته بازآيد به كنعان غم مخور كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور
دور گردون گر دو روزي بر مراد ما نگشت دايما يكسان نباشد حال دوران غم مخور
مگر در شهادت حضرت علي (ع) و شهادت امام حسين (ع) در عاشورا چگونه شد؟! نگفتند علي مگر نماز ميخوانده؟! نگفتند حسين در مقابل حكومت اسلامي ايستاده است ؟!
يا حق
درود
فقط داره اشکام میریزه
دارم از ته دل گریه میکنم
چی شده؟چه بلایی داره به سرمون میاد
کاش یه روز همه یکپارچه باشیم
کاش
درود بر سیدخدا
سلام به همه
من قبل از انتخابات طرفدار مير حسين بودم ولي كو آن مير حسيني كه ما مي شناختيم؟؟؟؟
اين مير حسين را يا ما نمي شناختيم يا اينكه عوضش كردند..
جناب مير حسين لطفا به خودتان برگرديد.
آفربن به پرچمدار آزادی به امید روزی که دروغ و استبداد از این کشور رخت بربندد
با سلام
تهییج دانشجویانی که همیشه سپر بلای مردم میشوند ودر پایان به خاطر عقیده شان به دست جوخه های مرگ سپرده میشوند,خواهش میکنم این بیگناهان را سپر نسازید که به گمان این حقیر زیبنده نیست.که ما وشما اگر آرام باشیم در سکوت و خاموشی از حق نیز نگوییم آنها تاب ندارند.همانطور که در پیام اشاره شد بحث پول است وقدرت……
درود بر ازادی این بهترین هدیه خداوند به ادم یا حسین میر حسین یاد روزهای انتخابات بخیر
شما میگویید از رهبر استقبال عظیم شد قبول اما اگر معتقد هستین که مهندس موسوی طرفداری ندارد و جمعیت سبزی وجود ندارد چرا
یک بار هم به ما اجازه ی تجمع و به موسوی اجازه سخن رانی نمیدهید؟
نوبت ما هم میشود.