یازده کلیدواژه هیاهوسالاران و معنای واقعی آنها
چکیده :بصیرت در اصطلاح فرهنگ علوی به معنای قوه تشخیص حق ازباطل است ولی در واژگان كارخانه هیاهو، بصیرت یعنی ندیدن وقایع واقعی به نفع باند و تیمی خاص. / فتنه در متون اسلامی تشیع به معنای رفتارهای عوام فریبانه تعمدی جریان قدرت و نفاق درنقاب ارزش و دین را شامل می شود كه قصد سوء استفاده از دین برای مقاصد دنیوی دارند، ولی فتنه ازنگاه جریان هیاهو یعنی ابزاری برای عوام فریبی وزیرسئوال بردن اركان نظام اسلامی. / ارزشی بودن و مكتبی بودن در متون اسلامی به معنای رعایت اصول دینی است به شكلی كه به عزت عمومی و تكریم انسانها شود ولی از نگاه جریان هیاهو، ارزشی بودن یعنی نقابی از ظاهر دینی برای ویرانگریهای نفس اماره به صورتی كه با ظاهر دین، تهمتها رواج یابد و هر كسی علیه موج هیاهو باشد، سركوب...
سایت آینده در یادداشتی به قلم حسن فاتحی با عنوان “معنای 11 واژه كلیدی هیاهوسالاران” نوشت:
هدف از این یادداشت، تمییز قائل شدن بین مفاهیم باندگرایانه غیرواقعی بامفاهیم اصیل سیاسی دینی می باشد تا بدین طریق جریان هیاهو متوجه شود كه باتشكیك حق و باطل به هیچ وجه نخواهد توانست من شهروند را فریب دهد.
1- بصیرت : دراصطلاح فرهنگ علوی به معنای قوه تشخیص حق ازباطل می باشد به شكلی كه طرف حق واجد ویژگی اخلاق اسلامی باشد ولی در واژگان كارخانه هیاهو بصیرت یعنی ندیدن وقایع واقعی به نفع باند وتیمی خاص را شامل می شود به شكلی كه گناهان كبیره جریان هیاهو بانگاه خودی دیده نشود ولی رفتارهای دفاع از حریم قانونی دیگران چون هویت هیاهو را زیر سئوال می برد برجسته وبا برچسبهای غیرواقعی زیر سئوال رود.
2- فتنه : در متون اسلامی تشیع به معنای رفتارهای عوام فریبانه تعمدی جریان قدرت ونفاق درنقاب ارزش ودین را شامل می شود كه قصد سوء استفاده از دین برای مقاصد دنیوی دارند كه با ابزارهای زروزور وتزویر تلاش درجهت زیرسئوال بردن اصول واقعی می نمایند ولی فتنه ازنگاه جریان هیاهو یعنی ابزاری برای عوام فریبی وزیرسئوال بردن اركان نظام اسلامی به شكلی كه ازشعارهای ارزشی شروع ودرنهایت به سكولاریسم منتهی شود .
3- حاكمیت اسلامی: دراصطلاح قانونی خودش یعنی مردم سالاری دینی به شكلی كه اسلام ومردم وایران اركان آن باشد ومردم وایرانی بودن نیز تابعی ازاسلام ناب محمدی (ص) باشد ولی جریان هیاهو به حاكمیت وحكومت اسلامی اعتقاد ندارد وبراساس القائات حجتیه ها درزمان غیبت ولی عصر(عج) حكومت اسلامی مفهومی ندارد فلذا حاكمیت اسلامی ازنگاه جریان هیاهو یعنی جاه طلبیهای باندگرایانه.
4- خودی وغیرخودی: دراصطلاح علوی خودی یعنی هركه تقوای بیشتری دارد وبه خدا نزدیك تراست ولی در فرهنگ هیاهو خودی یعنی هم تیمی سودسالار وشریك در عرصه قدرت طلبی وغیرخودی یعنی كسی كه حق را بگوید چراكه جریان هیاهو برمدار حقانیت نمی چرخد.
5- براندازی نرم: دراصطلاح واقعی سیاسی یعنی فراهم آوردن تدریجی شرایط بحران درجوامع مورد هدف به شكلی كه باشناسایی ضعفهای مدیریتی وكار روی ناتوانیهای مشهود چنین القاء می شود كه حاكمیت غیرمردمی است . ودراصطلاح هیاهو براندازی نرم یعنی ابزاری برای سرپوش گذاشتن به فسادها وسوء مدیریتهای جریان هیاهو به شكلی كه برای صباحی مدیریت وسلطه دراندك مدتی كل حاكمیت اسلامی را به تاراج می برد.
6- ارزشی بودن ومكتبی بودن: در متون اسلامی به معنای رعایت اصول دینی در حكومت اسلامی می باشد به شكلی كه به عزت عمومی وتكریم انسانها منتهی شود ولی ازنگاه جریان هیاهو ارزشی بودن یعنی نقابی ازظاهر دینی برای ویرانگریهای نفس اماره می باشد به صورتی كه باظاهر دین تهمتها رواج گردد وهركسی بر علیه موج هیاهو باشد سركوب شود.
7- مردم سالاری دینی: در متون اسلامی به معنای تكریم انسانها می باشد به شكلی كه پیرزنی ضعیف توان شكوه از كارگزاری نالایق را داشته باشد ولی در اصطلاح جریان هیاهو مردم سالاری دینی یعنی سیاست گذاریهای نامشروع تیمی والقا ء آن به عنوان خواسته ملت با تز تكرار سناریو باطل.
8- عدالت : در مفاهیم علوی عدالت یعنی تعیین معیارهای عملی برای بهره مندی امت مسلمان ازبیت المال وبهره مند شدن آنها ازحقوق شهروندی با شاخصه برابری وبرادری وعدم تبعیض بین افراد دربهره مندی از امكانات. ولی در اصلاح هیاهو سالارانه عدالت یعنی شعاری برای حذف وقلع وقمع منتقدین ومخالفین به شكلی كه برای اثبات خود تهمت فساد ثابت نشده ای به مومنین داده شودوتیم رسانه ای هیاهو وبرچسب به مومنین راه اندازی شود.
9- قانون گرایی: در معانی واقعی یعنی تبعیت از اصول قانون اساسی وقوانین مصوب مجلس شورای اسلامی ولی در اصطلاح هیاهوسالارانه قانون گرایی یعنی اجرای گزینشی قوانین به نفع تیم وباند خویش وبر علیه جریانات دیگرودرنهایت قانون ازنگاه هیاهو حاكمیت افراد مشكل مدار برجامعه.
10- سیاست درونی وبیرونی : دراصطلاح واقعی یعنی شیوه های درست مردم داری دردرون جامعه كه درنهایت به امنیت روانی آحاد جامعه منجر شود ودرقسمت تعامل بیرونی نیز روابط سازنده با ملل دیگر به شكلی كه به صدور انقلاب اسلامی منجر شود بخصوص از طریق ساستهای ابتكاری. ولی سیاست درونی ازنگاه هیاهو یعنی تفرقه ومدیریت والتهاب وموج سواری برای مقاصد تیمی وسیاست خارجی هم یعنی عوام فریبی درون باتز مدیریت جهانی ولی انزوای عملی درواقعیت .
11- اقتصاد اسلامی : درمعانی واقعی یعنی فرمولهای پردازش به معیشت واشتغال وپویایی مادی ومعنوی مومنین ولی ازنگاه هیاهو اقتصاد اسلامی یعنی نگاه امنیتی به شهروندان، سرمایه داران، تولیدكنندگان و…. یعنی كنترل فیزیكی دیگران ولی ندیدن معایب آشكار هم تیمیها.














هنگامی که لشکر مسلم علیه ابن زیاد قیام کرد لشکر ابن زیاد به روشهای زیر با مسلم به مقابله پرداخت
1- ایجارد رعب و وحشت در بین مردم
به یاد بیاورید حوادث سال قبل را که تلویزیون از کشته شدن هست نفر از معترضیت خبر داد و بعد تهدیدات نیروی محترم انتظامی علیه آشوبگران را
2- پرداخت سکه
این حرکت انقدر در ایران تکرار شد که پس از مدتی مخالفین جنبش سبز به ساندیس خور مشهور شدند
3- ایجاد تفرقه و شبهه:
به یاد بیاورید عوامل امروزین قدرت ، در برهه ای از زمان حامی آیت الله منتظری شدند و از جفای کروبی بر او نوشتند
4- استفاده از مذهب و جایگاه امیری مومنین
و ….
بسیارعالی بود موثرترین کار در این روزها روشنگری است موفق باشید
واقعا مطلب جالبي بود، سايت آينده گاهي اوقات مطالبي را منتشر مي كند كه آه از نهاد اقتدارگراين در مي آورد.
این که آبروی …. رو برد……چرا فیلتر نشده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا به انجمن حجتیه چی کار دارین؟
هر چند وقت یک بار یه تهمتی به این بندگان خدا می زنید!!!!!!!!!!
به خدا از شما توقع این رفتار رو ندارم.
بصیرت=بستن چشم بر روی واقعیت
فتنه= بصیرت واقعی
خودی وغیر خودی=رهبری و بقیه
براندازی نرم=انتخابات
ارزشی بودن و مکتبی بودن= دیکتاتوری و خود رای
مردم سالاری دینی= مخالف دیکتاتوری
عدالت= وزیر میلیاردر
قانون گرای= شورای نگهبان!!!!!!!!!!!!!!!
سیاست درونی وبیرونی=مدیریت جهانی واخم کردن به فرانسه
اقتصاد اسلامی=نمودار کشیدن
بنام خدای خمینی(س)
دقت کنید:
در کنار هم قرار دادن این آیتمها یعنی ظهور «اسلام»ی جدید!!اسلام مصباح و ماندن به شرط فریب و دروغ و …..!
چقدر در فراز اول هر بخش این اصطلاحات را خوب معنی کردهاید و چقدر هم در تعریف اقدامات شما گویاست. مخصوصاً قانونگرایی را خیلی خوب معنی کردهاید بویژه بخش تبعیت از قانون اساسی که شما آن را لگدمال کردید.