شیوه ائمه (ع) در برخورد با مخالف
چکیده :امام علی(ع) در بحبوحه جنگ صفین به برخی از اصحابش به لشكر معاویه دشنام میدهند، میفرماید: من خوش ندارم كه شما فحش دهنده باشید. او در جنگها به لشكریان خود توصیههایی میكرده، از جمله اینكه صدای خود را بلند نكنند و زیاد سخن نگویند و كسی از دشمن كه به آنان سلام كند جواب دهند و ... امام صادق به مخالف، حتی اگر كافر باشد، ناسزا نمیگوید و پاسخ علمی میدهد و راه حلی كه به طرفدار خود ارائه میكند، كلاس درس است، چرا كه پاسخ مخالف را تنها با استدلال علمی میتوان داد. شهید مطهری در نوشتهها و گفتههای خود مكرر و با صراحت بیان میكند كه جواب مخالف را، حتی اگر اصول بنیادین اسلام را رد كند، تنها باید با استدلال و قلم...
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی *
بدون تردید هر نظام و هر مكتب و هر شخص، مخالفانی دارد كه به گونهای دیگر میاندیشند. تاكنون هیچ نظام حكومتی بر روی زمین نبوده است كه مخالفانی، كم یا زیاد، نداشته باشد و هیچ مكتب فكری یا دینی روی زمین پیدا نشده كه همه انسانها آن را بپذیرند و هیچ انسانی نباشد كه به گونهای متفاوت بیندیشد. هر انسانی نیز برای خود اندیشه یا دینی دارد و طرفدار یك نظام حكومتی است، اما انسانهای دیگر با او موافق نیستند.
حال سؤال اساسی و مهم این است كه این نظامها و مكاتب و ادیان با مخالفان خود چه برخوردی را باید داشته باشند؟ چه روشی را باید در پیش گرفت تا جامعهای سالم و انسانی و اخلاقی داشته باشیم؟ از سخنان و سیره بزرگان اسلام و ائمه معصومین (ع) میتوان منطق و روش روشنی را برداشت كرد. مطابق این منطق برخورد با مخالف باید محترمانه و اخلاقی باشد.
به كاربردن الفاظ ركیك و ناسزا حتی برای مخالفی كه به ناحق دست به شمشیر برده و به قتل و غارت پرداخته است، روا نیست. امام علی(ع) در بحبوحه جنگ صفین میشنود كه برخی از اصحاب او به لشكر معاویه دشنام میدهند. امام میفرماید من خوش ندارم كه شما فحش دهنده باشید. اگر شما برای آنان اعمالشان را توصیف كنید و وضعیتشان را بیان كنید، سخن درستتری گفتهاید و معذورتر هستید. به جای فحش و ناسزا برای حفظ خود ما و آنان و صلح و هدایت آنان دعا كنید. این روش باعث میشود كه جاهلان حق را بشناسند و عنودان دست از ستیزه بردارند. (نهجالبلاغه، خ206)
آن حضرت در میان اصحاب خود نشسته است. امام (ع) مسألهای را بیان میكند. یكی از خوارج كه در آنجا حضور داشت با لحنی بسیار زشت گفت: «خدا این كافر [علی(ع)] را بكشد، چقدر دانا و فقیه است!» اصحاب خشمگین شده به سمت او حمله میكنند. امام میفرماید: آرام! او ناسزایی گفته و دشنامی داده، كه در پاسخ او یا باید مقابله به مثل كرد و یا اینكه از گناه او درگذشت [و معلوم است كه امام میخواهد بفرماید كه راه دوم را باید در پیش گرفت، و به هر حال برخورد خشن نباید كرد.] (نهجالبلاغه، حكمت420)
در احادیثی آمده است كه امام علی(ع) در جنگها به لشكریان خود توصیههایی میكرده، از جمله اینكه صدای خود را بلند نكنند و زیاد سخن نگویند و كسی از دشمن كه به آنان سلام كند جواب دهند و … (وسائل الشیعه، ج11، كتاب الجهاد، باب34)
یكی از اصحاب امام صادق(ع) به نام مفضل ابن عمر به مسجد مدینه میرود و در گوشهای مینشیند. در نزدیكی او برخی از ملحدان از جمله ملحد معروفی به نام ابنابی العوجاء نشسته بودند و اصول اساسی اسلام را رد میكردند. مفضل عصبانی شده و به آنان ناسزا میگوید. آنان به او میگویند كه اگر تو طرفدار جعفرین محمد هستی روش او اینگونه نیست. او عصبانی نمیشود و ناسزا نمیگوید و سخن را با متانت گوش میدهد و پاسخ علمی میدهد. مفضل بر میخیزد و خدمت امام صادق(ع) میرسد و ماجرا را تعریف میكند. امام میفرماید ناراحت نباش و فردا به كلاس درس بیا. مفضل در درس آن حضرت شركت میكند كه نتیجه این كلاس كتاب معروف «توحید مفضل» است. (مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی، ص130-131)
آری! امام صادق به مخالف، حتی اگر كافر باشد، ناسزا نمیگوید و پاسخ علمی میدهد و راه حلی كه به طرفدار خود ارائه میكند، كلاس درس است، چرا كه پاسخ مخالف را تنها با استدلال علمی میتوان داد.
همین ابن ابی العوجای ملحد خدمت امام صادق(ع) میرسد و به بدترین شكل به امام و مسلمانان توهین میكند. او در مراسم حج و در رابطه با طواف به امام میگوید: «تا كی شما میخواهید مثل گاو دور این خرمن بچرخید؟» با این حال امام بدون اینكه خشمگین شود و كلمه ناشایستی به او بگوید، با او وارد بحث میشود و جواب شبهات علمی او را میدهد. (همان، ص131)
مرحوم شهید مطهری(ره) یكی از شاگردان مكتب امام صادق(ع) است. این شهید بزرگوار در نوشتهها و گفتههای خود مكرر و با صراحت بیان میكند كه جواب مخالف را، حتی اگر اصول بنیادین اسلام را رد كند، تنها باید با استدلال و قلم داد و هر برخورد دیگری راه به بیراهه میبرد و به زیان اسلام است. (برای نمونه به منبع فوق مراجعه شود)
شاگرد دیگر این مكتب مرحوم آیتالله منتظری(قدس سره) است. ایشان پس از اینكه جناب آقای دكتر سروش نظریهای را در باب «كیفیت وحی» مطرح میكند، با وجود كهولت سن و سنگینی زخمهای روزگار، قلم به دست میگیرد و كتابی مینویسد و نظریه جناب دكتر سروش را رد میكند. اما سخن ایشان در مقدمه كتاب بسیار درسآموز است:
«چندی پیش در یكی از رسانههای خارجی مصاحبهای از طرف دانشمند محترم جناب آقای دكتر عبدالكریم سروش (وفقه الله تعالی) در باب وحی و قرآن، مبنی بر اینكه مضمون وحی از ناحیه خداوند و صورت و قالب آن از خود پیامبر(ص) میباشد، منتشر شد و به دنبال آن سؤالها و پاسخهای گوناگونی مطرح گردید. این نظر … درباره قرآن كه به اجماع اهل اسلام، معنا و مضمون و همچنین الفاظ و صورت آن از سوی مبدأ غیبی وحی بوده … به هیچ وجه پیش عموم دانشمندان مسلمان مقبول نمیافتد و بار عام نمییابد. البته اظهار آن نظر زمینه میمون بازنگری حقیقت وحی و تحلیل معنای آن و جستجوی مجدد از ادله نقلی و عقلی آن را فراهم نمود و موجب جنب و جوش گروهی از دانشمندان و جهش در معرفت دینی گردید و به خاطر همین امر نیز باید محافل علمی از اظهار آن استقبال كرده و اندیشمندانه و اندیشورانه به آن بنگرند و آن را محققانه همراه با نزاكت و رعایت روش و ادب مناظره و عاری از كینهتوزی و اغراض سیاسی مورد بررسی و تحقیق و نقد قرار دهند و از تكفیر و تفسیق كه به حقیقت، جهد عاجز است به شدت بگریزند.» (سفیر حق و صفیر وحی، ص14-15)
آری! این روشی است كه این دو شاگرد مكتب امام صادق داشتهاند و به دیگران نیز توصیه كردهاند (رحمة الله علیهما و اعلی الله مقامهما و كثر الله امثالهما). اما گویا جامعه ما از این روش و منش بسیار فاصله گرفته است. برخی از مطبوعات ما كه با هزینه بیتالمال مردم اداره میشوند، روشی عكس این را در پیش گرفتهاند و ادبیات تخریب و ناسزا و فحاشی و تهمت را نه تنها در رابطه با غیر همدینان و سران كشورهای دیگر، بلكه در رابطه با شخصیتهای شناخته شده خود ما روا میدارند.
از یك شخصیت عالم شناخته شده (جناب حجت الاسلام فاضل میبدی) مقالهای منتشر میشود و در آن سیره و روش معصومین در موضوعی بیان میشود. اما این مقاله به مذاق روزنامه ای (كیهان، 28/7/89) خوش نمیآید و آن را نمیپسندد. ولی جالب است كه آن روزنامه كه مدعی دفاع از دین و سنت است، به جای اینكه استدلال نویسنده را پاسخ دهد، شخص نویسنده را مورد آماج ناسزا و تهمت قرار میدهد و در این راه از به كار بردن هیچ لفظی كوتاهی نمیكند.
فحاشی و ناسزاگویی روش معمول روزنامه فوق است و در واقع هیچ انسان باشخصیتی از ناسزاگویی این روزنامه ناراحت نمیشود، چرا كه مشی و روش آن «ناسزاگویی به شایستگان» است.
اما جالب است كه روزنامه فوق به بهانه این مقاله، به تشكلی كه نویسنده فوق عضو آن است نیز میتازد و آن را «گروهك جعلی مجمع محققین و مدرسین» میخواند. ابتدا گمان كردم كه این هم فحش و ناسزایی است از سنخ آنچه روزنامه فوق هر آن كس را كه با آن روزنامه موافق نباشد، بی نصیب نمیگذارد. اما باكی نیست. همانطور كه در نگاشته «ادب سخن» نیز بیان كردم، این روزنامه مدرك اجتهاد عالمان حوزه علمیه قم را تایید یا رد میكند. سالهاست كه این روزنامه مرجع تقلید معتبر و جعلی، مجتهد معتبر و جعلی، محقق معتبر و جعلی و مدرس معتبر و جعلی را بیان میكند و در واقع مرجع تشخیص این امور شده است. پس «مجمع محققین و مدرسین» یك عنوان جعلی است، چرا كه محقق و مدرس بودن اعضای آن هرگز مورد تایید آن روزنامه نبوده است. ولی این رد و انكار كیهان جای خوشحالی دارد، چرا كه مردودین این نشریه هتاك مقبول مردم فهیم این آب و خاكاند. بگذریم از مجوز رسمی مجمع و ثبت آن در مراجع قانونی و احكام متعددی كه بسیاری از اعضای آن از امام راحل(قدس سره) دارند و سوابق جهاد و مبارزه و تالیفات و تحقیقات آنان.
به هر حال سخن ناروا و ناسزا در رابطه با كسانی كه با اندیشه رایج همراه نیستند، امری بسیار متداول شده است، و البته در فضایی كه سیاستمداران و روحانیون مشهور، مخالفان خود و مخالفان اندیشه و جریان سیاسی خود را بزغاله، خس و خاشاك، گوساله، بوزینه و موجودات پایینتر میخوانند، از دیگران چه انتظاری میتوان داشت.
سخن را با سه حدیث از امام باقر(ع) پایان میدهم:
– «بهترین چیزی را كه دوست دارید به شما گفته شود، به مردم بگویید؛ زیرا خداوند از شخص لعنت كننده دشنامده بدگوی از مؤمنان و ناسزاگوی بددهن نفرت دارد.» (بحار الانوار، ج78، ص181)
– «خداوند شخص ناسزاگوی بد دهن را دشمن دارد.» (الكافی، ج2، ص324)
– «حربه فرو مایگان، زشت گویی است.» (بحار الانوار، ج78، ص185)
* عضو هیات علمی دانشگاه مفید، عضو شورای مرکزی مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
منبع: وبلاگ شخصی نویسنده














مطالب را خواندم. برایم یک چیز جالب بود. اگر اینطور است و باید با منتقدان بحث کرد و از خشونت و ناسزا پرهیز کرد پس چرا فداییان اسلام … را به جرم ارتداد کشتند. برای …. که البته من با عقایدش موافق نیستم حکم ارتداد و قتل بریدند. …. را که با متانت بحث می کرد و نظر می داد دستگیر کرده و به زندان انداختند. (شاید هم روزی سر به نیستنش کنند). و هزاران نفر را به جرم ارتداد و حرب تعقیب کردند و عده ی زیادی را به زندان انداحتند و یا اعدام کردند.
کاش نویسنده ی گرامی در مورد ستم هایی را که بر اهل قلم رفته است هم توضیحی می داد .
Aghaye Ardestani, bande ra az gomrahi nejat dadid, va az in be bad bejaye inke Jameee emrooz ra bebinam, ektefa be goftehaye shoma khaham kard, kami tamrin lazemast, ,,,,,, Vay che ,R.j, kobi darim, che Vozara mardomi hastand, Che shekanje garane mehrabani, Che Azadie, mokhalefane nezam darand, na mellat, dar har hal besiar doshvare amma bad nist
وقتی دین به حکومت برسد برای بقای خود هر کاری را انجام میدهد.
وقتی مطالب را خواندم نا خود اگاه بیاد مسئولین مسلمان و ولایی کشورمان افتادم.دقیقا مثل همین امروز.از صدر تا ذیل.خس و خاشاک-گوساله-بزغاله-ویروس و میکروب الفاظی است که به مردم کشور خودمان نسبت داده شد و …لولو برد-پشم و پیلشان ریخته-اب بریزند همانجایشان که سوخته-امریکاییها مثل سگ دروغ میگویند برخی الفاظی است که از دهان رهبر حکومت-رییس دولت و برخی مقامات در امده.یکی از تفاوتهای تشیع علوی با تشیع صفوی در همین است.
رطب خورده منع رطب نکنید.نحوه برخورد روزنامه های اصلاح طلب با مخالفانشان چگونه بود؟آقای هاشمی رفسنجانی را در انتخابات مجلس ششم چنان … که مجبور به استعفاشد و نشان دادید شعار زنده باد مخالف من یک شعار تبلیغاتی بیش نیست
سلام
حق با شماست.عده ای در ان دوران با تاخت و تاز علیه هاشمی گرد و خاک زیادی کردند از جمله اکبر گنجی که خاتمی در اخرین روزهای ریاست جمهوریش از خون دل خوردن خود از او گفت و بقول سید ابراهیم نبوی گنجی همیشه از زمان خود عقب است.اما یک سوال؟ایا در ان زمان از خاتمی-میر حسین یا کروبی علیه هاشمی چیزی شنیدی؟فرق ان دوران با این دوران در همین است که رهبران اصلاحات اعتقاد به این رفتارها نداشتند.
خمینی عزیزم چه کردن نا اهلان به ظاهر مسلمان با انقلابت که بنایش بر اخلاق بود!!!!!! صد حیف !!!
…
لعنت بر یاوران …
درود بر فرزندان خمینی کبیر موسوی خاتمی کروبی
لعنت ابدی ملائک الهی و انبیاء و اولیاء به دجال آخرالزمان ….
لعنت بر گردانندگان(سپاه و بسیج) گوانتاناموی ایران
کورشن مزد بگیران دنیا پرست مقدس نما از محبوبیت موسوی خاتمی کروبی
تمام اشتباه اینها این است که دیانتشان عین سیاستشان است نه سیاستشان عین دینشان،وقتی میگوییم سیاست ما عین دین ماست یعنی اینکه همانگونه که در دین دروغ جایز نیست در مملکت داری و کشورداری هم دروغ نمیگوییم ،همانطور که در دین زور و اجبار نیست در سیاستمان هم زور و اجبار نیست ،این بود که مملکت داری مولا علی عین دینش بود ،سیاستش عین دینش بود .اما این آقایان پر مدعی امروزی دیانتشان عین سیاستشان است،یعنی به خاطر سیاست دین را هم تحریف میکنند ،اخلاق را هم تغییر میدهند از دیوار دین بالا میروند تا سیاستشان شکل گیرد.
آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند . من تو دهن این دولت میزنم
آیا می دانید که مفضل ابن عمر پس از درگذشت امام صادق تبلیغ گر امامت اسماعیل و محمد ابن اسماعیل شد؟
آیا می دانید که مفضل ابن عمر امامت موسا الکاظم را انکار کرد؟
آیا می دانید که مفضل ابن عمر شیعۀ اسماعیلی شد؟
آیا می دانید که مفضل ابن عمر هر مدعی امامتی جز محمد ابن اسماعیل را تکفیر کرد؟