وخامت وضع جسماني عيسي سحرخيز، روزنامه نگار زنداني
چکیده :سحر خيز بايد هر چه زودتر درمان و تحت عمل جراحي قرار گيرد. اما مسوولان زندان رجایی شهر به بهانه پر هزینه بودن جراحی وي از آن خودداری مي كنند . اين در حالي است كه سحر خيز و خانواده اش پذيرفته اند كه هزينه عمل جراحي را خود بپردازند اما مسوولان زندان از پذيرش اين موضوع نيز سر باز مي زنند...
عیسی سحرخیز ، روزنامه نگار زنداني وضعيت جسماني مناسبي ندارد . او كه هم اكنون در زندان رجايي شهر به همراه تعدادي ديگر ازروزنامه نگاران و فعالان سياسي زنداني است طي هفته گذشته چندین بار ، دچارخونریزی داخلی و افت شدید فشار خون شده است.
براساس گزارش های رسیده از زندان رجایی شهر به کلمه، طبق تشخيص پزشكان ،سحر خيز بايد هر چه زودتر درمان و تحت عمل جراحي قرار گيرد. اما مسوولان زندان رجایی شهر به بهانه پر هزینه بودن جراحی وي از آن خودداری مي كنند . اين در حالي است كه سحر خيز و خانواده اش پذيرفته اند كه هزينه عمل جراحي را خود بپردازند اما مسوولان زندان از پذيرش اين موضوع نيز سر باز مي زنند .
خانواده اين روزنامه نگار زنداني بعد از مطلع شدن از وخامت حال وي خواستار مرخصي درماني براي او شده اند اما مسوولان وزارت اطلاعات و دادستان تهران حتي با اين خواسته نيز مخالفت مي كنند .
سحر خیز تا کنون چندین بار به دلیل شدت خونریزی و کاهش شدید فشار خون، در بند زندانيان سياسي بيهوش شده که این موضوع سبب افزايش نگرانی خانواده و هم بندی های او شده است.
اين روزنامه نگار كه در دوران اصلاحات سمت مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را داشت و همچنين از بنیانگذاران انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران محسوب مي شود. تیر ماه سال گذشته بازداشت شد و تاكنون نيز بدون مرخصي در زندان به سر مي برد .سحر خيز به سه سال حبس قطعي محكوم شده است .














Roozname neghari, hamcho Esa Saharkhiz ke mitavanest, baraye keshvar, cheghadr mosmere samar bashad, bayad dar goshe zendan roozo halash in bashad, akhar KHIANAT be yek keshvar be yak mellat ta che had. agar roozname negharan, mesle tamamie keshvarhaye motemadden, azadi ghalam dashtand, in DOOZDIHA nemishod, ke vazee BANKHA be in rooz bioftad. ya ,R.J, poshte teriboon be doroogh begoyad begam, begam, man in afrad ra nameshan ra eelam mikonam. hame DOROOGH hame KHIANAT. in vazife amsale Saharkhiz ha bod na To DOROGHGO
يک خبر:
حمله قلبی و فوت مادر آرش صادقی در اثرحمله ماموران امنیتی
در اثر حمله ماموران امنیتی به منزل آرش صادقی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه علامه، مادر این فعال دانشجویی دچار حمله قلبی شده و پس از چهار روز دربیمارستان فوت میکند.
به گزارش ندای سبز آزادی، صادقی که پس از انتخابات سال گذشته بازداشت شده بود، پس گذشت حدود یک سال و نیم برای مرخصی به منزل بازمیگردد، اما پس از گذشت چند روز بدون هیچگونه احضار نامهای برای بازگشت و یا تماس تلفنی از سوی ضابطین قضایی، مامورین امنیتی جهت بازداشت مجدد آرش در ساعت چهار صبح به منزل مسکونی آنها یورش میبرند، که همین مسئله منجر به حمله قلبی و فوت مادر آرش میشود.
لازم به ذکر است که در حین بازجوییهایی که از این دانشجو به عمل آمده دو بار کتف وی در رفته و یک دندان او نیز شکسته است.
آرش صادقی، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه علامه و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی آن دانشگاه و از اعضای جبهه مشارکت، در دادگاه بدوی به شش سال حبس تعزیری و سه سال حبس تعلیقی محکوم شده است.
طاقت بياور رفيق دلاور! تو نور چشم مايي، سحرخيز عزيز!
این آقایون به دلیله اینکه آقای سحرخیز به مجامع بین المللی نامه نوشتند و از آقایان …..شکایت کردند از ایشون عقده دارند،ولی غافلند از اینکه بالاخره خدایی هم هست.
و خون هابیل از زمین به سوی خدا فریاد کشید…….
یا حسین میرحسین
پيشنهاد مي كنم دوستان در دفاع از اين زندانيان قهرمان سايت كلمه و حتي روزنامه كلمه را هر روز يا هر هفته به نام يكي از اين عزيزان مزين كند تا همواره مردم بيادشان باشد و بدانند كه چه مردان و زناني براي نجات كشور از دست فاشيست هاي مذهبي در زندان هاي استبداد رنج مي برند.
پشتيباني از خانواده هاي انان وظيفه تك تك ما مردم است
اينم از اون حرفاست حضرات
زندون رجايي شهر كه مث هتل چن ستارست ( حتي دوستان اونوري نتونستن تعدادش و بشمرن انقده زياد بوده!!!!!!!!!! )
به طور قطع هتل هايي با اون تعداد ستاره دكتراي سطح بالا و امكانات خيلي پيشرفته اي دارن پس نيازي نيست كسي بخواد با ننه من غريبم بازي از اونجا بياد بيرون!!!!!!!!!!!!
حالا گيريم تو دولت كافر هفتم و هشتم اين بابا يه سمتي چيزي داشته شما فكر ميكنين اين بابا داش رامينه كه بخوان محلش بذارن و حال اساسي بهش بدن ؟ چرا اون موقعي كه اون رابندون 25 خرداد و با دوستاي ديگش تو تهران را انداخت بعدش نرفت خودش و به راهور معرفي كنه عوضش رفت تو يكي از روستاهاي بابل مخفي شد كه برادران اطلاعاتي مجبور شن با انواع وسايل جاسوسي كه دوستان در قبال دريافت مبلغي ناچيز تقديمشون كرده بودن زاغش و بزنن و محترمانه بگيرنش!!!!!!!!! ببرن اوين يا رجايي شهر ، چرا اون موقع شما و دوستان نگفتين و نپرسيدين چرا اينكارو كرده حالا انتظار دارين دادستان عزيز و محترم به همچين آدم خطرناكي اجازه بده بره بيرون چه تضمينيه كه سر از خونه و سفره ي دشمن درنياره؟
یادته چقد … با اون روزنامه های کذایی ات اذیت کردی تا مجبور شدهمه اشون یه جا ببنده بعدم حکم حکومتی بده.بکش حقته تا تو باشی … رو اذیت نکنی