محمدرضا خاتمی: دروغ می گویند چون سیاستهایشان شکست خورده است
چکیده :می خواهند به نیروهای خودشان امید و نیرو بدهند که البته کار سختی نیز هست. آنان به خوبی متوجه شده اند که بدنه شان از حوادث اخیر مایوس شده است و ناکارآمدی آنها نیز پیش از گذشته مشخص گشته و شیوه های آنان برای اداره کشور کارآمد نیست و در بیشتر حوزه ها چون سیاست داخلی، خارجی، اقتصاد و فرهنگ شکست خورده اند. در نتیجه با این فرافکنی ها می خواهند این احساس را الغاء کنند که اصلاح طلبان احساس یاس و ناامیدی کرده اند و می خواهند با انجام مذاکره و گفتگو خود را نجات دهند که این نیز دروغ...
کلمه: محمد رضا خاتمی در باره ادعای رسانه های مدعی اخلاق و اصول درمورد دیدارش با ناطق نوری توضیح داد. به گزارش کلمه اینبار دروغ پراکنی در سایتهای وابسته به برخی مراکز امنیتی خاص که رشد قارچ گونه ای هم داشته اند آقایان ناطق نوری و محمد رضا خاتمی را هدف قرار گرفت. خاتمی در تبیین علل دروغ پراکنی اقتدارگرایان می گوید: آنان به خوبی متوجه شده اند که بدنه شان از حوادث اخیر مایوس شده است و ناکارآمدی آنها نیز پیش از گذشته مشخص گشته و شیوه های آنان برای اداره کشور کارآمد نیست و در بیشتر حوزه ها چون سیاست داخلی، خارجی، اقتصاد و فرهنگ شکست خورده اند و برای دلایل است که به دروغ پناه می برند.
گفت و گوی کلمه با سید محمدرضا خاتمی پیش روی شماست:
اخیرا اظهاراتی شده است در خصوص آنکه شما با اقای ناطق نوری دیدار داشته اید و گفتگوهایی در این بین رد و بدل شده است نظرتان در باره این دیدار چیست؟
متاسفانه تمامی این اظهارات دروغ هایی است که از سوی منابع آگاه منتشر می شود و معلوم هم نیست این منابع آگاه چه کسانی هستند و از کجا خبرهایشان را می آورند. من از عید نوروز که با جمع زیادی برای دید و بازدید نوروزی خدمت آقای ناطق نوری رفتیم دیگر با ایشان دیداری نداشته ام و نمی دانم که این خبرها از کجا آمده است؟ همچنین گفته شده من دیدارهایی نیز با آقای محمد هاشمی داشته ام که می توانم بگویم مدت طولانی است که ایشان را ندیده ام و یا با حسن اقا خمینی که چند ماهی نیز می شود که ایشان را ندیده ام و خبرهایی که در باره این دیدارها و سخنان رد و بدل شده می شود همگی کذب محض است. البته ما از دیدار با آقای ناطق نوری و هرچهره معتدل و موجه نداریم و اگر شرایط ایجاب کند دیدار نیز خواهیم داشت.
پس این شایعات و اظهارات پیرامون این دیدارها ازکجا می آید و چه هدفی را دنبال می کند؟
گاه گداری شاهد هستیم که در رسانه های منتصب به محافل خاص امنیتی و اطلاعاتی از قول منابع آگاه و موثق مطالبی که عموما دروغ است منتصب به اصلاح طلبان پخش می شود که عموما نیز چند هدف را دنبال می کنند. نخست اینکه آنان تلاش می کنند با انتشاراین اخبار کذب بین گروه های مختلف در بین اصلاح طلبان اختلاف ایجاد کنند و به طور مثال بگوییند که فلان حزب و گروه سیاسی رایزنی کرده، گفتگو کرده و وارد مذاکره شده تا قدرت خود را مستحکم کند و شما دیگر احزاب اصلاح طلب از آن بی خبر هستید و در جریان امور نیستید. دوم آنکه می خواهند از این طریق به نیروهای خودشان امید و نیرو بدهند که البته کار سختی نیز هست. آنان به خوبی متوجه شده اند که بدنه شان از حوادث اخیر مایوس شده است و ناکارآمدی آنها نیز پیش از گذشته مشخص گشته و شیوه های آنان برای اداره کشور کارآمد نیست و در بیشتر حوزه ها چون سیاست داخلی، خارجی، اقتصاد و فرهنگ شکست خورده اند. در نتیجه با این فرافکنی ها می خواهند این احساس را الغاء کنند که اصلاح طلبان احساس یاس و ناامیدی کرده اند و می خواهند با انجام مذاکره و گفتگو خود را نجات دهند که این نیز دروغ است. به نظر من در حال حاضر اصلاح طلبان از جایگاه خوبی برخوردار هستند و با وجود انواع فشارهای فیزیکی، امنیتی، روانی و اطلاعاتی نه تنها از محبوبیت و توانایی های آنان کاسته نشده که بر ارزش آنان در نزد ملت افزوده شده است. در حال حاضر این مخالفان اصلاحات هستند که پایگاه خود را در میان مردم از دست داه اند و اتفاقا می خواهند عکس این موضوع را نیز بیان کنند و بگویند که اصلاح طلبان هستند که شکست خورده اند. سومین دلیل نیز به این بر می گردد که بخشی از برنامه ریزان و مخالفان اصلاحات به این راه حل رسیده اند که برای نجات دادن خود از تنگناها و چالش های موجود باید اصلاح طلبان را به صحنه برگردانند. آنان به طور مستقیم رویشان نمی شود که این مساله را بیان کنند و بگویند که ما به اصلاح طلبان نیاز داریم و اگر اصلاح طلبان در جریان نباشند اعتبار و آبرویی نه تنها برای ما باقی نمی ماند. در نتیجه آروزی بازگشت اصلاح طلبان به معالات طبیعی سیاسی را خواهانند اما این مساله را بر عکس عنوان می کنند. آنان می کوشند تا با شایعه پراکنی و دروغ سازی و فضا سازی این مساله را القا کنند که اصلاح طلبان به دنبال ایجاد آشتی ملی و مصالحه با جریان مقابل هستند و می خواهند که سازش کنند. البته به خودی خود اصلاح طلبان مساله گفتگو را رد نمی کنند و مردود نمی دانند اما ابتکار این عمل را نیز خود در دست می گیرند و با القای طرف مقابل منفعلانه وارد صحنه نمی شوندو خصوصا که در حال حاضر هیچ کدام از نیروهای اصلاح طلب حاضر نیستند که در این شرایط و با توجه به معادله نا برابر وارد صحنه شوند و با نیروهای که مردم را فریب داده اند و در طی یک سال گذشته حوادثی را مرتکب شده اند وارد گفتگو شوند. نخست باید تکلیف مسببین حوادث یک سال گذشته معلوم گردد و تا آن موقع امکان گفتگو و آشتی ملی وجود نخواهد داشت. البته باید به این نکته نیز توجه کرد که محافظه کاران دلسوز و علاقه مند به حل مشکلات نیز در حال حاضر در معادلات قدرت محلی از اعراب ندارند و آنها نیز دل پرخونی از حوادث اخیر دارند. با این رفتار اقتدارگریان و شرایط پیش آمده نمی توان انتظار داشت که راه حل های ریش سفیدی دیگر جواب نمی دهد خصوصا که جامعه نیز آگاه تر شده و رو به رشد است. در شرایط فعلی اقتدارگرایان روز به روز بیشتر تضعیف می شوند و در بن بست قرار می گیرند و با توجه به تمامی فشارهایی که به اصلاح طلبان وارد شده است روزهای بهتری در انتظار آنان است.
یکی از مواردی نیز که اخیرا مورد توجه قرار گرفته مساله دیدار اصلاح طلبان و اصول گرایان منتقد است وحتی گفته شده که می تواند بین این دو بخش اتحاد و ائتلاف نیز صورت گیرد که با واکنش تندی از سوی بخشی از اصول گرایان مواجه شد نظر شما در این باره چیست؟
جریان اقتدارگرایی منزوی و نامحبوب شده است و از این رو تمامی تلاش خود را می کند که از بوجود آمدن کوچکترین فضای تعامل جلو گیری کند و مانع هرگونه گفتگو بین نیروهای سیاسی و دلسوز کشور شود. از طرف دیگر مشکل محافظه کاران نیز در این است که نیروهای عاقل و دلسوز آنان هیچ گاه جرات بیان حقایق و نظرات خود را به صورت علنی ندارند و فقط در جلسات خصوصی از دل پرخون خود سخن می گویند و از شرایط کنونی انتقاد می کنند. البته نمی دانم که این سکوت به دلیل ترس و نداشتن جرات است و یا اینکه منافع و مصالح گروهی و حزبی به آنان اجازه نمی دهد که حقایق را بیان کنند. از این رو اعلام هرگونه گفتگو و دیدار با واکنش های اینچنین و دروغ پراکنی همراه می شود. در این میان تکلیف نیز روشن است آنانی که کشور را به سراشیبی کشانده اند در گفتگو ها جایی ندارند و اتفاقا از بوجود آمدن این فضا نیز احساس ضرر و خطر می کنند و منفعتی برای آنان تامین نمی شود. این جریان اقتدار گرایی با این شتابی که به خود داده و در سراشیبی سقوط افتاده آینده روشنی برایش متصور نیست.














vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv duorod bar mohamad khatami vvvvvvvvvvvvvvvvvvvv
منطق در گفتگو و درود بر مخالف من شعار اصلاح طلبان در اوج قدرت بود پس حالا اگر بخاطر منافع ملی با احمدی نژاد هم گفتگو کنند من آن گامی به جلو می دانم و نشان از بلوغ سیاسی اصلاح طلبان.
On the contrary! The only discussion to be held is to inform AN and his allies of where to resettle: Saudi Arabia, South Lebanon or Afghanistan. We have nothing else to discuss with bunch of murderers and torturers. Tamoom
آقای دکتر خاتمی تحلیل شما کاملا درست است. یکی از مشکلات جدی نظامیان حاکم این است که سبزها آنهارا به عنوان طرف سیاسی مقابل به رسمیت نمیشناسند در حالیکه همه میبیننند روزی نیست که در مطبوعات و رسانههای آنها اکثر مقالات و اخبار علیه سبزها تنظیم نشده باشد. حتی میبینیم که …. نیز از این موضوع به سطوح آمده و چون دیگر به رسمیت شناخته نمیشود برای تحریک سبزها به کلمات وقیح متوسل شده است. همه باید هوشیار باشند که مرحله بعد فشار بیشتر همراه با نشان دادن درب باغ سبز برای فعالیتهای سیاسی به سبزها خواهد بود تا اثر بسیار ناگوار سیاستهای ۶ ساله گذشته بین همه تقسیم شود تا بت پرستان بتوانند از نظر سیاسی جان سالم بدر آورند.
برای محو ابدی استبداد باید صبر کرد تا نتیجه همه سیاستهای غلطش برای همه روشن شود هرچند مردم عزیز سختیها خواهند کشید ولی مسئولیت همه این خسارتها بر گردن مستبد بزرگ است که غیر از خود هیچ نیروی دیگری را قبول ندارد
با این دیدگاه موافقم. امیدوارم همان طور که تا بحال پیش آمده ایم از این به بعد نیز ادامه دهیم. به یاد داشته باشیم که انحصار طلبان بخاطر گندی که پارسال زدند انتخابات شوراها را در سال 89 به تعویق انداختند. سال آینده انتخابات مجلس است و دو سال بعدش دوباره ریاست جمهوری.
.
.
دوست دارم رهبر جنبش سبز ، آن میر بزرگ، در آن سال نیز هم چون یک سال اخیر باقدرت هر چه بیشتر موضع گیری کند و تحریم و به رسمیت نشناختن و به هیچ انگاشتن را برای آنان که همه چیز را برای خود میخواهند به ارمغان آورد. ما نیز باید کمتر دیازپام بخوریم و سعی کنیم حافظه تاریخی مان و انچه در این سه چهار سال بر ما گذشته و میگذرد را از یاد نبریم.
جناب خاتمی دروغ برای اقایان شده ایه ای مجسم و در این باره همه در صدا و سیمای این حکومت و در این چند ماهه به کرات شنیده و یا هم دیده و هم شنیده اند که برای ریختن قبح دروغ اقایانی که لباس روحانی پوشیده اند اعلام و میفرمودند که میشود در چندین مورد دروغ گفت و واجب میشمردند دروغ های این چنینی را و حال بنده بی علم و اطلاع که بار ها و بارها از همین اقایان و خصوصا اقایان روحانی شنیدهام و جایی هم از قول پیامبر به علی که به هر نوعی از دروغ را گناه ی بزرگ میفرمو ده اند و بنده بی سواذ از علم بزرگان تا این جا فهم نموده ام که دروغ دروغ است و دروغ مصلحت امیز از کشفیات قدرت طلبان و دنیا پرستان و با علم به قبح دروغ از دروغ قبایی دوخته و پرداخته از رنگ و لعاب مذهبی که خود شان هم از گفته خود بیزارند ولی چه کنند که زر و زور و تزویر برایشان حکم کیمیا را دارد واز کیمیا دل کندن دل شیر میخواهد که شیر این جماعت پاستو ریزه فرد اعلا میباشد و در اخر این اقایان راارجاع میدهم به ثانیه های اخر عمر که انجا بد جاییست و دست ادمی بس کوتاه و رنج بسیار و پشیمانی سودی نخواهد داشت و پایان سخن این که ایا دروغ گویان به خدا و معاد و…اعتقادی ذارند من که نفهمیده ام و نمیدانم و شما جه طور والسلام
واقعا حیف که چنین افرادی مثل آقای خاتمی هیچ پست ومقامی در کشور ندارند .
goftogo ba ghatelan melat hargezzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzz.
با سلام!
آقای رئس جمهور ادعا میکنند که وضع ارزی مملکت توپ توپ است. طبق خبر ذیل به نقل از خبر گزاری ایسن و به نقل از اکونومیست میگوید، دولت 12،6 میلیارد دلار بدهی خارجی دارد . اولین سئول اینست که چرا دولتی که اینقدر وضع ارزی اش خوبست، باید بدهی خارجی(دلاری) داشته باشد؟
دومین سئول اینجا مطرح میشود که این، بدهی خود دولت است . بدهی ناشی از تعهدات ارزی بخش خصوصی به خارج، که بخش اعظم آن به موسسات تحت پوشش سپاه است، چقدر و چند برابر این است؟
سومین سئوال اینست که دولتی که وضع ارزیش اینقدر خوب است چرا باید مبلغ 1،5 میلیارد اوراق قرضه ارزی پخش کند و به ملت هم گزارش ندهد که دنیا و سرمایه داران ایرانی خارج نشین چقدر به این دولت اطمینان کردند و چقدر از این اوراق قرضه های ارزی ررا خریدند. توضیح اینکه این قرضه ها قریب سه و یا 4 ماه پیش برای فروش انتشار یافت و آنهم با بهره نا متناسب با نرخ بهره روز در دنیا.
چهارمن سئوال اینست که اگر وضع ارزی آقای احمدنژاد اینقدر خوب است، ایشان چه احتباجی دارند که تعدادی ایرانی امریکا و اروپانشین را با دوز و کلک به ایران دعوت کرده و خارج از رسوم معمول در جمهوری اسلامی، از آنها پذایرئی کنند و ازآنها تقاضا کنند که بیایند و در ایران سرمایه گذاری کنند؟
پنجمین سئوال از دولت و شخص اقای احمدی نژاد اینست که تا کی قدرت اطلاع رسانی انترنتی و سایبری را میخواهند نا دیده گرفته، ملت را نادان حساب کرده و شعار های پوچ بدهند؟َ
پيشبيني اکونوميست درباره بدهيهاي خارجي
واحد اطلاعات اكونوميست در تازهترين گزارش خود از افزايش 200 ميليون دلاري بدهيهاي خارجي ايران در سال جاري خبر داد.
به گزارش ايسنا، واحد اطلاعات اقتصادي اكونوميست در گزارش ماه اکتبر 2010 خود بدهيهاي خارجي ايران در سال گذشته را 12 ميليارد و 600 ميليون دلار(3.4 درصد توليد ناخالص داخلي) برآورد و پيشبيني كرد كه اين ميزان با 200 ميليون دلار افزايش در سال جاري به 12 ميليارد و 800 ميليون دلار برسد كه 3.1 درصد توليد ناخالص داخلي خواهد بود.اكونوميست انتظار دارد طي سالهاي آينده بدهيهاي خارجي ايران نوساناتي داشته باشد بهطوري كه طي سال 1390 بدهي 13 ميليارد دلاري و طي سال 1391 بدهي 12 ميليارد و 700 ميليون دلاري براي كشور به ثبت خواهد رسيد كه به ترتيب 2.7 و 2.3 درصد توليد ناخالص داخلي خواهند بود.
Dooste aziz, You are absolutely correct about your observations, notably the increase in sovereign debt. Normally, a high risk country such as Iran issues bonds in order to decrease sovereign risks. The investors subscribe to such bonds knowing too well that the impending cash flows are highly attractive. But, the costs to the issuer is way above market prices. Even if there’s a change of regime, the bondholders will receive their principal upon maturity, along with any interests accrued. The issuer in this case is not at all interested in reducing risks and will bear the periodic repayments knowing too well that their time in office is short and hence will be able to walk away with the loan money, leaving the next regime/government to foot the costs. Bebakhshid ama angizehe AN va rofaqa ro niaz be tozih didam.
پیشنهاد می کنم بگویییم رییس دولت نه رییس جمهور.
جناب اقای دکتر خاطمی عزیز تحلیل شما کاملا درست و بجا میباشد محافظه کارانی که وجدان دارند میدانند که هرگز این راه به پیروزی نخواهد رسید.تاریخ را یک روز و دو روز نمینویسند و تاریخ نشان خواهد داد که کودتای انتخاباتی را تحت هیچ عنوانی نمیتوانند اثرات مخرب انرا از بین ببرند. حال هرچه فریادکنند و دلیل بیاورند بجز خراب کردن و به ضد خود تبدیل کردن ان نتیجه ای نخواهد داشت.!!!!!!!!!!!!!!!
شايد بهتر بود جاي ديگري اين موضوع را ياداوري ميكردم و آن اينكه متاسفانه در نام بردن از زندانيان سياسي هيچ اسمي از خبرنگار مظلوم بسيجي نادر كريمي جوني كه در اواخر سال 1387به علت مخالفت با جريان تماميت خواه و طرفداري از دمكراسي و كرامت انساني ايرانيان به 10 سال حبس محكوم شده برده نميشود. لطفا اين روزنامه نگار گمنام زنداني را كه جانباز جنگ است فراموش نكنيد. درهرجايي كه صلاح ميدانيد به يادش باشيد ويراي رهايي اش تلاش كنيد.
درود و سلام به شما
می دانید امیدوارم کشور را به سقوط نبرند
خودشان زیاد مهم نیستند
جناب آقای خاتمی
فرمایشا تتان کاملاً درست و بجا است. ولی به نظر من تصمیم در مورد همکاری با آقایان و یا حتا شرکت در انتخابات یک دفعه برای همیشه با در نظر گرفتن اینکه اصلاح طلبان در یک دوره طلائی با در داشتن قوه مقننه و اجرایی به دلیل صدور احکام حکومتی و یا فرا قانونی نتوانستند حتا قانون مطبوعات را به تصویب برسانند چه بماند اصلاح قانون اساسی و حذف دیکتاتوری.
در حال حاضر هیچ کدام از نیروهای اصلاح طلب حاضر نیستند که در این شرایط و با توجه به معادله نا برابر وارد صحنه شوند و با نیروهای که مردم را فریب داده اند و در طی یک سال گذشته حوادثی را مرتکب شده اند وارد گفتگو شوند(محمدرضا خاتمي)
درود بر رضا خاتمی داماد امام
ابتکار عمل و اقتدار واقعی در اختیار جنبس سبز میباشد زیرا در قلوب ملت ایران در حال گسترش است.
خشونت , سرکوب , جنایت , دروغ , تهدید و تهمت نشانه های اقتدار کذایی میباشد.
اقتدار واقعی متعلق به جنبش سبز میباشد زیرا در قلوب ملت ایران جای دارد.
عشق من فقط احمدی نژاد چون به داد ما فقرا رسید کوچه ها اسفالت شد جاده ها اتوبان شد شهر ما هم اباد شد گاز کشی کردند تحریم سرمایه گذاری که هاشمی و خاتمی گذاشته بودند برداشت خدا حفظش کند که برای مدت کوتاهی مقداری از حق مان را از این ÷ایتخت نشینان گرفت که با پول نفت و گاز ما داماد میشوند و راضی نیستند همین که به همه در و دهاتها سر میزنه خودش به کل 8 سال خاتمی می ارزه امیدوارم نظرم حذف نکنید و نگید یارو … اینه حرف دل منه و خیلی های دیگه با روزنامه شکم سیر نمیشه مملکت هم آباد نمیشه آدم باید کار کنه که قبلیها نکردن اینها دارند کارمیکنن بالاخره داریم میبینیم ممد از بندرعباس
یادتون رفت از گونی های سیب زمینی هم یادی کنید!!!!!
ملتی که سرنوشت نسل خودش و آیندگان رو با یک گونی سیب زمینی و یک تراول 50 هزار تومنی رقم میزنه بی شک هم لایق خیلی چیزاست….
وقتی این نظرات و می خوانیم متوجه می شویم ازادی چقدر زیباست/؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برادر عزیز
امیدوارم اوضاع براتون به همین خوبی که می فرمایین باشه, من هم مثل شما پایتخت نشین نیستم ولی چشمم بازه , همه این کارهاای که میگین حتی اگه بی نقص و کامل انجام شده باشه هم در مقابل افزایش درآمد چند صد درصدی دولت فعلی نسبت به دولت آقای خاتمی چندان چشمگیر نیست , وزارت راهی که نقشش در اجرای یه اتوبان فقط پز دادنِ (چون نه سرمایه گذاره نه مجری) با تبلیغ سراسری از جیب من و شما طوری القاء میکنه که انگار کاره ای بوده و فریب همینجاست که تاثیر گذار میشه, در زمان دولت آقای خاتمی سردمداران دولت های غربی بیشتر به اشرار شبیه بودن و امروز به اطفال در زمان ایشون نفت به 9 دلار رسید اما در این دولت حتی به بیش از 100 دلار رسید .حالا خودتون مقایسه کنید آیا خدمات هم همینقدر رشد داشت؟
فی امان الله
ممد جون همین احمدی نژاد پارسال اومد شهر شما و قول داد پالایشگاه ستاره نفت خلیج فارس رو اوایل سال 90 راه اندازی میکنه. شاید این یکی از بزرگترین دروغهایی بود که به شما گفت. من که خودم مهندس این طرح بودم و الان اخراج شده میدونم که این طرح با این وضعیت تا 10 سال دیگه هم ازش خبری نیست فقط یه عده ای به این بهانه صدها میلیون دلار از جیب من و شما کشیدن بیرون و دارن به ریش منو شما میخندن.
ممد جون دلتو به یه راه روستایی و یه گونی سیب زمینی خوش نکن صدها میلیارد دلار پول مملکت به چپاول رفته واقعا معلوم نیست در ماههای آینده چی پیش بیاد.
زمینه های آبادی وتوسعه شهرهای کوچک بعلت حاکمیت شوراها میباشد که در زمان دولت اصلاحات اجرا شد. زیرا شوراها بعنوان یک نهاد منتخب مردمی نقش فراوانی د ر پیگیری و رفع مشکلات وهمچنین بهبودی و پیشرفت شهرها ومناطق خود داشته اند.
عشق به خاتمي عشق به همه خوبيهاست
عشق به احدينژاد عشق به …..
تا کی می خواهيد از خواب اصحاب کهف بيرون ائيد . شما ها چی رو می خواهيد اصلاح کنيد. اقاي خاتمی هشت قدرت را دردست داشت ومجلس هم همراه او ولی ايشان فرمودند من يک تدارکچی بودم . نکند که 18 تير 78 زمان اقای خاتمی نبود ويا قتلهای زنجيرهاي.بابا بی خيال بذاريد به درد خودمان بميريم . فکر نمی کنم که چاپ کنيد
با سلام خدمت آقاي ابراهيم كه هم نام بنده است.
جناب آقاي ابراهيم شما راست ميگوييد كه در زمان آقاي خاتمي خيلي از اتفاقات تاريخ ايران به وقوع پيوست ولي هيچ كدام از اين اتفاقات گريبان سيد پاك و مظلوم را نگرفت و نميتواند بگيرد شما بگوئيد كه ترور آقاي حجاريان به دستور كه بود و چه شد خيلي از وقايع كه دلم از پس خون است نميتوانم تكرار كنم خدا كند سيد پاك مظلوم دوباره بر اين خاك حكم براند تا همگان ببينيد كه فرق بين صبح و شب چقدر است.
بابا تو را به خدا یک مقدار بصیرتتون رو زیاد کنید . قتلهای زنجیره ای جناح چپی حساب میشدند یا راستی.کشتنشان به نفع کی تمام شد…..خدا بیدارتان کند(ما که چشممان آب نمیخورد)
آقای خاتمی که از همان روز اول شروع سنگ اندازی جلوی پای ایشان بود و اصلا نگداشتند کاری بکنند . اگر مجلس همراه بود ولی شخص اول و دوم و نهادهای مربوطه شان مخالف ایشان بودند طرح اقتصادی پیشنهادی خاتمی یادت نیست که به دستور رهبر به مجمع سپرده شد و جراحی شد یادت هست.
به امید وصال
به نام خدا
باسلام خدمت محمد رضا خا تمی
ضمن تائید سخن شما بایدامکان گفتگو با تمامی نیروها فراهم شود خود کلمه گفت گو حامل یک ارزش میباشد .نیاز به حل مشکل
طرف گفتگو مجبور است طرف مقابل خودرا به رسمیت بشناسد
یادمان نرود چه کسانی خون ندا ها را بر زمین ریختند.باید تاوان 8 سال بدبختی وفقر ودزدی بیت المال و عقب ماندگی را بدهند. مردم
درک کرده اند که در لوای اصولگرایی و زیر چتر… چه جنایت ها میتوان کرد.صبح نزدیک است.هرگز با ستمگر مذاکره نکنید
دریک روزکه دیرنیست هزاران سندمتقن روشن ترازافتاب مسایل پشت پرده شمارادریک سایت به مردم عرضه خواهدکرد..وان روزچه روزی خواهدبود.شاید روز واقعه!!!
با سلام ترا بخدا بس كنيد دل مردم از اين نوع تحليلها درد ميايد وقتي بلوغ سياسي نباشد رجالش هم اينگونه ميشوندكشور ضعيف بدرد هيچكس نميخوردچرا كمر همت براي از بين بردن همديگر بسته ايد نيايد روزي كه ملت خسته از اين بازيهاي شما همه چيز را منكر شود