یک سوم مساحت دریاچه ارومیه شورهزار شده است
چکیده :دریاچه ارومیه دومین دریاچه آب شور جهان بوده است که با این شوری هایی که در حال حاضر به شوری حد اشباع، بیش از 330 گرم در لیتر رسیده است، متاسفانه حدس می زنیم شاید به مقام اول رسیده باشیم. میزان شوری که در دریاچه ارومیه اتفاق افتاده است 330 گرم در لیتر به بالا است در حالی که متوسط آن در بلند مدت بین 150 تا 170 گرم در لیتر بوده است.و در حال حاضر حدود یک سوم دریاچه خشک شده است و اطراف آن به شوره زار تبدیل شده...
مدیر طرح محافظت از تالاب های ایران با اشاره به اینکه درحال حاضر یک سوم دریاچه ارومیه به شوره زار تبدیل شده است، گفت: میزان شوری که در دریاچه ارومیه اتفاق افتاده است 330 گرم در لیتر به بالا است در حالی که متوسط آن در بلند مدت بین 150 تا 170 گرم در لیتر بوده است.و در حال حاضر حدود یک سوم دریاچه خشک شده است و اطراف آن به شوره زار تبدیل شده است.
مشروح گفت و گوی مدیر طرح محافظت از تالاب های ایران با سایت الف بدین شرح است:
علت اصلی روند خشک شدن دریاچه ارومیه در سالهای اخیر چیست و بفرمایید که آیا دلیل آن ناشی از تغییرات زیست محیطی کره زمین است یا دلایل غیر طبیعی باعث ایجاد مشکل شده است؟
چند عامل اصلی در این رابطه وجود دارد، یکی بحث یک دهه خشک سالی مستمر که در حوزه داشتیم که این عامل میزان آبهای سطحی حوزه را به شدت کاهش داده است و طبق بررسی های انجام شده حدود 60 درصد عامل در نتیجه این مسئله بوده است و مابقی، عوامل انسانی بوده است، عواملی نظیر ساخت و ساز آبی سدها در سطح حوزه، بهره برداری های مستقیم از سطح حوزه ،برداشتهای مجاز و غیر مستقیم از سطح حوزه. بنابر این فقط یک عامل به تنهایی نبوده است و مجموعه ای از عوامل باعث ایجاد خشک شدن بخشی از دریاچه ارومیه شدند که 60 درصد آن مربوط به عوامل خشکسالی بوده و بقیه آن هم عوامل انسانی سطح حوزه بوده است که قسمتی از آن مربوط به بهره برداری ها و قسمتی هم مربوط به سازه ها و سدهایی که آب را کنترل می کردند بوده است، البته صحن سدها طبق بررسی مشترکی که با وزارت نیرو انجام شده بسیار کم بوده است در حد 5 الی 6 درصد ولی بهره برداری یکی از عوامل اصلی و تاثیرگذار بوده است.
از جمله زیان های روند خشک شدن این دریاچه برای محیط زیست منطقه چیست؟
یک نوع از زیان ها، زیانهای تنوع زیستی است، به هر حال پرنده هایی که به منطقه می آمدند و زاد آوری می کردند ،الان تعداد جمعیت آنها کاهش پیدا کرده است.همچنین به دلیل شور شدن دریاچه و افزایش شوری آن جمعیت آرتمیا هم به شدت کاهش پیدا کرده است.دریاچه ارومیه دومین دریاچه آب شور جهان بوده است که با این شوری هایی که در حال حاضر به شوری حد اشباع، بیش از 330 گرم در لیتر رسیده است، متاسفانه حدس می زنیم شاید به مقام اول رسیده باشیم.و نوع دیگر زیانها اقتصادی است. به هر حال پهنه های نمکی که در اطراف دریاچه ایجاد می شود به تدریج با خشک شدن و با وزش بادی که وجود دارد باعث پخش شدن نمک در منطقه می شود و پخش شدن نمک هم باعث شور شدن خاک های حاصلخیز کشاورزی منطقه می شود و از آنجا که استانهای آذربایجان شرقی و غربی، استانهای کشاورزی محسوب می شوند و تولیدات گیاهی زیادی دارند این خطر وجود دارد که اگر این روند ادامه پیدا کند و در بلند مدت باقی بماند بر روی محصولات کشاورزی و گیاهان تاثیر گذار باشد که در نتیجه باعث تهدید معیشت مردم خواهد بود.
هم اکنون چه مقدار از دریاچه ارومیه به شوره زار تبدیل شده و این مقدار چند درصد کل مساحت دریاچه را شامل می شود؟
میزان شوری که در دریاچه ارومیه اتفاق افتاده است 330 گرم در لیتر به بالا است در حالی که متوسط آن در بلند مدت بین 150 تا 170 گرم در لیتر بوده است.و در حال حاضر حدود یک سوم دریاچه خشک شده است و اطراف آن به شوره زار تبدیل شده است.
به نظر شما راهکار اصلی برای بازگشت حالت عادی به دریاچه ارومیه چیست؟ و از جمله اقدامات صورت گرفته برای این کار را توضیح دهید؟
یکی از راهکارهای اصلی، بحث مدیریت آب در سطح حوزه است، اینکه ما آب را به گونه ای مدیریت کنیم و آبی که دریاچه نیاز دارد و مشخص شده است، دریاچه به آن برسد.نیاز آبی که برای دریاچه ارومیه محاسبه شده و در هیات دولت به تصویب رسیده است سالانه سه و یک دهم میلیارد متر مکعب است و این تصمیم به عنوان یک مصوبه وجود دارد.
راهکارهای برون رفت از شرایط کنونی در غالب برنامه جامع مدیریت دریاچه ارومیه تشکیل شده است که توسط سازمان محیط زیست و با همکاری سایر دستگاهها در غالب طرح حفاظت از تالاب های ایران نوشته شده است و در حال حاضر یک ستاد ملی برای اجرای برنامه مدیریت وجود دارد که به تصویب هیات دولت نیز رسیده است.














با ازدیاد مصرف، و هدایت آب به سدها، و کاهش بارش، برای دریاچه ارومیه، چه امید؟! البته اگر درایت و مدیریت صحیح کلان، و محلی را با هم توام کنیم و کمی از سطح شعار و دیگر دشمنپنداری، به نقد منصفانه و ادب و تعامل بین گروههای صاحب اندیشه و درایت واقف باشیم؛ خطرات کمتری محیط زیست ما را تهدید میکند و کار به دست اهلش، مدیریت میشود. اما برخی وقتی میبینند که قدرت دست من باشد، نان او آجر شده و درایت من، (با سهم او در مدیریتی که فقط نانش و نامش برای وی است؛ نه اداره و تمشیت امور) برایش رقیب میشود؛ مجبور است مرا حذف کند. با هر حیلتی.
دریاچه ارومیه را به چشم میبینیم – چه خبر از دریاچه اخلاق و فرهنگ ملی ایران؟ چند درصد از آن به شوره زار دروغ و دو روئی و خرافه و عرب خواهی تبدیل شده است؟ یادمان نرود که بیابانهای کویر مرکزی ایران روزی روزگاری دریائی عظیم بود و به تدریج در طول زمان به خشکی گرائید. عین همین فاجعه در سطح فرهنگی و بینش و جهان بینی در ایران ما به وقوع پیوسته است به نوعی که ما را از هویت ملی و ریشه تاریخی خودمان به طور کامل منقطع کرده است. به جای شناختن و ستودن “ایرانیان” سرافراز و غرور آفرین و پاسداران سرزمین پدری مان افسوس که ما را وادار به شناختن و ستودن اعراب و بیگانگان کرده است. شادی و نشاط و کار و سازندگی و پیشرفت و غرور ملی را از ما ایرانیان بر گرفته و به جای آن گرد خاکستری یاس و افسردگی و تنبلی و سیاهی را نشانده است. کاش روزی از این کابوس بس عمیق و دهشت آور بیدار میشدیم و هر باوری را تا درستی آن اثبات نشده باطل میشمردیم. کاش این مقاله “تبار شناسی” را جور دیگری مینوشتند و میخواندیم. وای بر ما که اینگونه “خود خویش” باخته ایم به همسایگان زیرک.