نامه مادر مهدی محمودیان به رئیس قوه قضاییه: آقای لاریجانی! دادگاه دیگری هم هست
چکیده :من مادر مهدی محمودیان که در 25 شهریور 88 بازداشت و به زندان اوین منتقل شد، هستم. فرزندم حدود سه ماه تحت شکنجههای بسیار سخت و بازجوییهای فراوان و طولانی مدت قرار داشت. فرزندم مدت سه ماه در سلول انفرادی نگهداری شد و طی این مدت از بسیاری از حقوق اولیه و انسانیاش محروم بود. / آقای لاریجانی! دادگاه دیگری هم هست. اگر در این دنیا مشکل ما حل نشود، منتظر دادگاه عدل الهی میشویم، آنجا ما دامنتان را خواهیم گرفت که به چه گناهی باید عذاب دوری فرزندمان را تحمل کنیم. اگر حقگویی این اندازه مشکل دارد و جرم است، ما دیگر حرف حق نخواهیم گفت....
مادر مهدی محمودیان، روزنامهنگار دربند و عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی در نامهای خطاب به صادق لاریجانی، رییس قوهقضاییه نوشته است: اگر در این دنیا مشکل ما حل نشود، منتظر دادگاه عدل الهی میشویم، آنجا ما دامنتان را خواهیم گرفت که به چه گناهی باید عذاب دوری فرزندمان را تحمل کنیم. اگر حقگویی این اندازه مشکل دارد و جرم است، ما دیگر حرف حق نخواهیم گفت.
مهدی محمودیان از شهریور سال گذشته در زندان به سر میبرد و علیرغم بیماریهای گوناگون نظیر آسم و نفس تنگی با مرخصی وی موافقت نشده است. وی در دادگاه بدوی به 5 سال زندان محکوم و این حکم عینا در دادگاه تجدیدنظر تایید شد.
متن نامه مادر این روزنامهنگار زندانی که در سایت “تا آزادی روزنامهنگاران زندانی” منتشر شده، به شرح زیر است:
بسم الله الرحمان الرحیم
ریاست محترم قوه قضاییه
جناب آقای آملی لاریجانی
با سلام
من مادر مهدی محمودیان که در 25 شهریور 88 بازداشت و به زندان اوین منتقل شد، هستم. فرزندم حدود سه ماه تحت شکنجههای بسیار سخت و بازجوییهای فراوان و طولانی مدت قرار داشت. فرزندم مدت سه ماه در سلول انفرادی نگهداری شد و طی این مدت از بسیاری از حقوق اولیه و انسانیاش محروم بود. برای مثال در طول این سه ماه که در سلول انفرادی به سر میبرد، در صورت احتیاج به سرویس بهداشتی، برادران عزیز هر 6 ساعت یکبار به او اجازه استفاده از سرویس بهداشتی میدادند.
لازم است بدانید در دی ماه سال گذشته که او زودتر از وقت تعیین شده احتیاج به استفاده از سرویس بهداشتی داشت، سه تن از برادران مهربان تا آنجا که میتوانستند او را ضرب و شتم کردند و سپس با چشمبند و دستبند و به صورت عریان او را به مدت 8 ساعت در حیاط و در سرما نگه داشتند.
از همان جا فرزندم دچار آنفولانزای شدید و مریض شد و هرچقدر تلاش کردیم او را معالجه کنیم، به ما اجازه این کار را ندادند و با دادن داروهای موقت و بی اثر از معالجه او سر باز زدند.
تا اسفند ماه همان سال فرزندم چهار بار دیگر به شدت بیمار شد. من مادر او هستم و طبیعی است که نگران حال پسرم باشم، به هرجا که فکر میکردم شاید به سوالات من پاسخ دهند، رفتم. به گفته زندانیان محبوس در بند 350 و 209 زندان اوین بارها فرزندم به دلیل تنگی نفس بیهوش شده است و به درمان فوری خارج از زندان احتیاج دارد اما تا کنون برای درمان او پاسخی به ما ندادهاند.
با پیگیریهای بسیار و هر روزه من بالاخره یک بار پزشک قانونی او را معاینه کرد و گواهی داد که باید در خارج از زندان و در بیمارستان بستری شود.
آقای لاریجانی
با وجود بیماری شدید فرزندم، او را به جای اینکه در بیمارستان بستری کنند، از زندان اوین به زندان کچوئی و پس از یک یا دوماه به زندان رجاییشهر منتقل کردند.
تا کنون فرزندم در این مدت به مرخصی نیامده است. در این یک سال و اندی دختر او بسیار بیقراری و بیتابی میکند.
نگرانیهای ما برای مهدی کم بود، نگرانی برای سلامت دختر او هم افزوده شده است. دختر هشت ساله هر روز از پدرش میپرسد که چرا به خانه نمیآید. هرگاه مهدی تلفن میزند میگوید میخواهم با پدرم درد و دل کنم و همیشه در حین صحبت اشک می ریزد اما میگوید: “گریه نمیکنم فقط اشکهایم میآید.”
رییس قوه قضاییه
به داد ما برسید. خانواده فرزندم از هم پاشیدهاند و من نیز به شدت بیمار هستم و بیش از این یک مادر پیر بیمار را آزار ندهید، من در انتظار مرخصی یا آزادی فرزندم هستم تا سپس به درمان خودم بپردازم.
آقای لاریجانی
دادگاه دیگری هم هست. اگر در این دنیا مشکل ما حل نشود، منتظر دادگاه عدل الهی میشویم، آنجا ما دامنتان را خواهیم گرفت که به چه گناهی باید عذاب دوری فرزندمان را تحمل کنیم. اگر حقگویی این اندازه مشکل دارد و جرم است، ما دیگر حرف حق نخواهیم گفت. قضاوت با شما.
با تشکر
مادر مهدی محمودیان
روزنامهنگار دربند














مادر مهربانم با تو هستم من را بعنوان خاک پای فرزندت بپذیر .دادگاه این اقایان این دنیا هست .فردا از ان ماست
چراغ ظلم ظالم تا شب محشر نمیسوزد
اگر سوزد شبی سوزد شب دیگر نمیسوزد.
الهم عجل لولیک الفرج
خداوندا تورا به ناله های حضرت رقیه (س) قسمت میدم فرج مولایمان را نزدیک بگردان دیگه تاب اینهمه ظلم و ستم رو نداریم
اگر حقگویی این اندازه مشکل دارد و جرم است، ما دیگر حرف حق نخواهیم گفت. قضاوت با شما.
قربونت برم مادر حتما جهان دیگری هم هست حتما این مست های قدرت رو خدا وعده سخت و بدی بهشون داده اندکی صبر سحر نزدیک است انشالله
مادر عزیز آرام باش نام مهدی در تاریخ و در قلب ما باقی میماند
با شم میمانیم
اقای املی لاریجانی با چه وجدانی سرت رو بر روی بالش میگذاری در حالی که آه این همه مادر آه این همه کودک پشت سرته .ای کاش کمی دین داشتی .حالا که دین نداری ای کاش کمی غیرت داشتی.
قطعا همین طور که این مادر عزیز بیان کردند ولی مکافات ظلم در همین دنیاست
ناصر
خواستم به آقای لاریجانی چیزی بگم حیفم اومد جائیکه تو مادر قهرمان هستی اسمشو بیارم .و اما تو ای سرفراز مادر: کاش افتخار اینو داشتم که جای پاتو میبوسیدم، مادرم تو بجای مهدی عزیز که خودش و همه مارو سرافراز کرده به اینکه هموطنش هستیم ۲۰۰۰۰۰۰۰ فرزند دیگه داری که همشون خاک پی تو و مهدی رو سرمه چشم میکنن ،حساب ما با اینا بمونه برا اون دنیا
هی،اندکی صبر-سحر نزدیک است.
مادرم میدونم که امیدوارید،ما هم همینطور،همگی دعا کنیم.انشاا..پیروزی نزدیکه
یاحسین،میرحسین
be kodamin gonah,madar shoma yki hasti az hezaran madar del khon ey kash man jan midadam va shoma madaran in ghadr khone del nemikhordid.omid be ajad ke harche zodtar in zaleman ro be khedmate khodeshoon bebarnd
مادر گرامی آقای لاریجانی گوئیا از آن دست افرادی میباشد که حافظ قران راجع به آنها گفته است: واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند – چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند، گوئیا باور نمیدارند به روز داوری – کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند.
madar
hamishe hamintoreh bavar befarmayeed ageh dadgah dige ham basheh ina parti bazi mikonan wa ma shekanjeh mishim
مادرم به خدا هرشب وقت خواب به یاد جوانمردان گرفتار در زندان …هستم تنها نیستی.
یعنی این لاریجانی نمیدونه داد گاه دیگری هم هست،خوب هم میدونه منتهی ترس بر وجدانش غلبه کرده ،مطمئن باشید هرشب که میخواد به رخت خوابش بره کلی آیه و حدیث در جواب وجدانش ردیف میکنه ،هی وجدان بهش میگه چه کردی و نفس جواب میده فلان حدیث این رو گفت ،فلان مرشد چنین گفت و باز فردا شب دوباره… اینها در جنگ بین نفس و وجدانشون اسیرند این همه حرفهای جورواجور ،اینهمه تصمیمهایی که تغییر میکنه همه نشان از جدال وجدانشون با نفسشون هست.
این همه ظلم وستم به اسم حفظ نظام بر ملت ما می رود و اقتدارگرایان مست قدرت با چنین توجیه مضحکی به خفه کردن ندای سبز آزادی ادامه میدهند.
ولی مادرم بدان اگر تمام کارهایی که در طول عمر نظام جمهوری اسلامی انجام شده است صحیح و بر مدار عدالت بوده باشد فقط و فقط این ناله مظلومانه شما از دوری فرزندت برای ویرانی این نظام کافی است و شک ندارم امشب خدا برای هزارمین بار بر مظلومیت این ملت گریه کرده است.
امان از روزی که صبر خدا بر مشاهده ظلم اقتدارگرایان پایان یابد.
مادرم طلوع فجر نزدیک است چرا که صبر خداوند را ناله مادران مظلوم به انتها خواهد رساند.