خانوارها بدهکارتر میشوند
چکیده :در هفته گذشته رئیس مرکز آمار ایران طی مصاحبه ای از کسری بودجه خانوارهای ایرانی طی سال 88 و 87 خبر داد. بر اساس اظهارات عادل آذر میزان کسری بودجه خانوارهای شهر نشین ایرانی سالانه معادل 558 هزار تومان رسیده است. آمار منتشره از سوی بانک مرکزی البته تفاوت فاحشی با این ارقام دارد، بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی بانک مرکزی میزان کسری بودجه خانوارهای شهر نشین ایرانی در سال 88 معادل390 هزار تومان بوده است رقمی که در مقایسه با سال 87معادل 40 درصد رشد داشته...
اگر مصرف خانوارهای ایرانی بر خلاف محاسبات قبلی، مصرف غیرضروری نباشد و با آزادسازی قیمتها، در الگوی مصرف مردم تغییری صورت نگیرد تراز بودجه منفیتر و خانوادههای ایرانی بدهکارتر خواهند شد.
به گزارش فرارو، باز هم ناهمخوانی آمار بانک مرکزی و مرکز آمار البته این بار با یک تفاوت اساسی، این آمار ناهمخوان کم و بیش مشکل یکسانی را نشان میدهند: «دخل و خرج ناهمخوان خانوارهای ایرانی». بر اساس آمار منتشره مراکز رسمی تنها در سه استان خراسان رضوی، مازندران و سیستان و بلوچستان دخل مردم از خرج آنها پیشی میگیرد. امری که تحلیلهای گوناگونی را در پی داشته است.
در هفته گذشته رئیس مرکز آمار ایران طی مصاحبه ای از کسری بودجه خانوارهای ایرانی طی سال 88 و 87 خبر داد. بر اساس اظهارات عادل آذر میزان کسری بودجه خانوارهای شهر نشین ایرانی سالانه معادل 558 هزار تومان رسیده است. آمار منتشره از سوی بانک مرکزی البته تفاوت فاحشی با این ارقام دارد، بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی بانک مرکزی میزان کسری بودجه خانوارهای شهر نشین ایرانی در سال 88 معادل390 هزار تومان بوده است رقمی که در مقایسه با سال 87معادل 40 درصد رشد داشته است.
کارشناسان اعتقاد دارند دو روش متفاوت از ارزیابی هزینه و درآمد خانوارهای ایرانی از سوی مرکز امار ایران به دو نتیجه متفاوت از نظر میزان درآمد و هزینه ها منجر شده است و به این ترتیب میزان کسری بودجه خانوارهای ایرانی به طور متوسط سالانه بین 390 تا 558 هزار تومان است ولی آنچه در نهایت هر دو گزارش بر آن تاکید شده است رشد کسری بودجه خانوارها در سالهای اخیر است.
اعلام این خبر در حالی صورت میگیرد که عادل آذر، رئیس مرکز آمار ایران در نماز جمعه هفته گذشته با بیان این که درآمد سرانه هر ایرانی 5 میلیون تومان است، با یادآوری رشد برخی شاخصها بر این امر تاکید نموده بود که «از اين آمار ميتوان نتيجه گرفت كه سطح رفاه زندگي در كشور بيش از پيش افزايش يافته است».
در حالی که آذر اعتقاد دارد سطح رفاه مردم افزایش یافته، آمارها حکایت از آن دارد که تراز بودجه خانوارهای ایرانی از سال 1361 تا کنون منفی بوده است. کارشناسان درباره این وضعیت نظرهای گوناگونی دارند. مهدی تقوی، استاد دانشگاه علامه از این وضعیت تعبیر به پسانداز منفی میکند و در توضیح آن به خبر میگوید: «طی سالهای گذشته آنچه در اقتصاد ایران باعث جلوگیری از ورشکستگی اقتصادی مردم شده است درآمدهای نفتی است که توسط دولت به اقتصاد تزریق شده است و این امارها نشان می دهد در عمل بخش عمده ای از خانوارهای ایرانی هیچ نقش واقعی در ایجاد ثروت در کشورنداشته اند».
وی میافزاید: «خانوارهای ایرانی برای آنکه بتوانند تراز خود را متعادل کنند مجبور به هزینه کردن داراییهای خود بوده و می توان گفت در این سالها فقیرتر شده اند و از سوی دیگر برای جبران هزینههای خود مجبور به قروضی شده اند که به امید افزایش درآمد در سالهای آتی گرفته اند و در عمل هیچ نقش واقعی در انباشت سرمایه در کشور بازی نکرده اند».
اما برخی از کارشناسان نظرات متفاوتی دارند و اصل صحت دادههای آماری را زیر سوال میبرند. به اعتقاد ابراهیم رزاقی منفی بودن تراز بودجه خانوارها طی این همه سال امری طبیعی به نظر نمیرسد و احتمالا یا مردم بدون این که درک صحیحی از مفاهیم اقتصادی داشته باشند، اطلاعات خود را ارائه میدهند یا جمعآوری اطلاعات غلط است.
وی اعتقاد دارد: «مثلاً برخی از مردم با استفاده از وام اقدام به خرید خانه می کنند و اقساط این وام در واقع نوعی سرمایه گذاری و پس انداز است در حالی که وقتی از انها سئوال می کنید این ارقام را در جمع هزینه های خود وارد می کنند و این اشتباه می تواند نتیجه جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوارها را تحت تاثیر قرار دهد».
این استاد بازنشسته دانشگاه تهران معضل آمار ارائهشده را فرهنگی میداند و معتقد است: «بسیاری از ما عادت داریم در مورد هزینه های خو د اغراق کنیم و در عوض درمورد درامدهای خود انرا پایین نشان بدهیم و همین مسئله باعث می شود برآوردهای انجام شده نیز به خطا برود که البته من نمی توانم در مورد این مسئله اظهار نظر قطعی کنم زیرا باید یک کارشناس امار در این مورد نظر بدهد ولی انچه مسلم است امکان ادامه وضعیت نشان داده شده در امارهای سی سال گذشت از نظر اقتصادی غیر ممکن به نظر می رسد».
البته وی به بالا رفتن اشتهای مصرف خانوارهای ایرانی نیز اشاره کرده بود. وجه دیگر این آمار را نیز نباید نادیده گرفت که بر اساس آن اگرچه خانوارهای شهری طی دهههای گذشته فقیرتر شده اند، اما وضعیت خانوارهای روستایی بهبود یافته است. اینک که هدفمندسازی در پیش است، این اتفاق چه تاثیری بر منفی بودن تراز بودجه خانوارهای ایرانی خواهد گذاشت؟
مسئولین معتقدند با اجرای هدفمندسازی مردم باید الگوی مصرف خود را اصلاح کنند، تا بتوانند از پس افزایش هزینهها برآیند. کارشناسان اقتصادی نیز اصلاح الگوی مصرف مردم با آزاد شدن قیمتها را یک رفتار اقتصادی ناگزیر میدانند. هر دو معتقدند این افزایش هزینهها نهایتاً کیفیت زندگی را کاهش میدهد.
اما میتوان این نکته را طرح نمود که اگر مصرف خانوارهای ایرانی بر خلاف محاسبات قبلی، مصرف غیرضروری نباشد و با آزادسازی قیمتها، در الگوی مصرف مردم تغییری صورت نگیرد تراز بودجه منفیتر و خانوادههای ایرانی بدهکارتر خواهند شد.














خب اگه آقای خاتمی تون می تونست انجام می داد!! حالا که یکی پیدا شده میخواد یه کاری بکنه باز شما خودتونو نخود کردین که چی؟؟؟؟
اقای خاتمی خیلی کارا میتونست بکنه اما نکرد.مثل دزدی رای مردم ساختن کهریزک فرستادن چمدانهای چول به افغانستان هنوز هم میخوای بگم.رو نیست که…
اگه انجام نداد چون نمی خواست مردم بدهکار تر و فقیرتر بشن
قاسم به اینها بگو آخه حالا وقت اجرای این برنامه هاست؟ این نقشه انگلیسی هاست. میدانم اینها برای لج بازی بامن هم شده میخواهند این ملت را به خاک سیاه بنشانند. اینها دارند با این برنامه یارانه ها ازمن انتقام می گیرند. برو به این عکاس که نوکراین انگلیسی هاست بگو به اربابش خبردهد که بیایند مرا دستگیرکنند وبا این برنامه ها با ملت ما کاری نداشته باشند. آنها اگرمیخواهند مرا تنبیه کنند، گناه این مردم چیست. بروقاسم اینقدر به من نگاه نکن برو من مثل یک فرمانده بتو دستورمیدهم که بروی واین ماموریت را انجام دهی. ای خدا جان مرا زودتربگیر که شاهد اجرای این برنامه یارانه ها نشوم برو قاسم وانسا برو ماموریتت را انجام بده.
يه نكته براي من خيلي جالبه.اقاي خاتمي. اقاي خاتمي، رايي كه اورد ، حمايتي كه ازش برخوردار بود هميشه مثل استخون تو گلوي بعضي ها بوده. اصلا يكي از علتهاي راي 24 ميليوني اقاي احمدي نژاد مربوط به راي اقاي خاتمي بود وگرنه اگه اقاي خاتمي مثلا 16 ميليون راي اورده بودن خوب زحمت كمتري براي آقايون فراهم ميشد.
بي دليل نيست كه ” تعصب ” تو هر زمينه اي مذموم هست . با ديدن كامنت افرادي مثل افشين ، سلمان و مجيد براي خودمون خيلي متاسف ميشم . براي اونها متاسف نيستم . چون وقتي با وجود اين براهن اين افراد هنوز هم تو توهمات خودشون سير ميكنن معلومه كه اميدي به معقول شدنشون نيست .متاسفم براي خودمون كه بخاطر اين افراد راههاي طولاني تري رو به سوي عقلانيت مردم سالاري و ازاد انديشي خواهيم داشت . متاسفانه اين نوع افراد كه تو اين سايتها كامنت ميذارن در اصطلاح باسوادهاشون هستن. سعي ميكنم از حد انصاف دورنباشم ولي اقاي احمدي نژاد عمدتا رو افراد نااگاه حساب باز كرده . البته سواد خيلي مرتبط اين موضوع نيست ولي من به عينه ديدم كه خيلي هاشون بعضا از افراد كم سواد و بي سواد هستن. بنده هاي خدا يه چيزهايي رو بهشون گفتن و اونها هم تكرار ميكنن ولي وقتي دو تا سوال ازشون ميپرسي متوجه ميشي چقدر از همه جا بي خبر هستن.
نمونه اش همين اقاي افشين كه مثلا اومده با اسم بردن از دولت خاتمي اين كار رو نوعي ” فتح خيبر ” جلوه بده
اقاي محترم در پاسخ به شما فقط ميتونم بهتون توصيه كنم كمي مطالعه كنيد در مورد قميت نفت در زمان خاتمي و در زمان احمدي نژاد ، يك مقايسه سر انگشتي ( كه فشار زيادي هم به ذهنتون نياد ) و ميزان در امد دولت در پنج سال گذشته و مقايسه با زمان خاتمي بلكه با سي و يك سال گذشته – به قول معروف گر در خانه كس است يه حرف بس است .يادم مياد يكي از استادهامون بهمون گفت معني اين ضرب المثل اينه كه اگه عقل و تدبير درست و حسابي داشته باشي با يه ا شاره بايد متوجه حقيقت بشي
به نظر من دولت به هیچ عنوان یارانه ای به مردم پرداخت نمیکنه از خوانندگان و گردانندگان سایت میخوام اگر در محاسبات زیر ایرادی رو می بینند کامنت بگذارند
خودرو سمند را به عنوان متوسط در نظر بگیریم. این خودرو در کشور بلاروس 4000 دلار فروخته می شه این در حالیست که این خودرو در ایران حدود 14000 دلار فروخته میشه . حالا بر اساس استاندارد های شرکت سازنده اگر این خودرو در سال 20000 کیلومتر راه بره و هر 100 کیلومتر 8 لیتر بنزین مصرف کنه در سال میشه 1600 لیتر بنزین . از این مقدار 360 لیتر رو یارانه ای میگیره و 1440 لیتر رو آزاد (تازگیها میگن نیمه یارانه ای ) حالا اگر بر اساس آمار دولت قیمت هر لیتر بنزین 60 سنت باشه یعنی 360*50+1440*20 سنت یعنی 468 دلار در سال یارانه بنزین . یعنی بابا این خودرو پول 22 سال بنزینش رو همون اول به دولت خدمت گذار گذار گذار یه جا داده و داده و داده !!!!!!!!!!!
راستی میخوام یه محاسبه ساده دیگه هم بگم . اقتصاد ایران 80 % دولتیه یعنی 80% شاغلین بطور مستقیم یا >> غیر مستقیم <<< برای دولت کار میکنند. در کشورهای حوزه خلیج فارس دستمزد کارگران ساده 1500 دلار در ماهه (((خودم پرسیدم و رفتم و با چشمم دیدم ))) حالا اگه 15 میلیون نفر ما شاغل داشته باشیم یعنی کارفرمای 12 میلیون نفر اون دولته یعنی در ماه 12000000*1000 دلار معادل 12 میلیارد دلار در ماه حق این مردم بی گناه یهو یواشکی توسط دولت گذار گذار گذار !!!! گم میشه ! بعد دولت چاق میشه ! قوی میشه ! زورگو میشه ! بعدش میاد مردمو تو خیابون یارانه نظامی میده
بازم بگم ! بگم ؟ بگم ؟ <<< اگه موسوی بزاره بازم میگم !!!!!!!!
درودبراین رییس جمهورکه تمام کارهای زمین مانده راچون علی(ع)انجام میدهد