اسیر کردن انسانها، روش پیامبران نیست
چکیده :حرمت انسان در قرآن کریم بسیار فراتر از حفظ و اثبات قدرت است. حتی اگر قدرت پیامبری با صفت رحمت للعالمین باشد. سلطه بر انسان ها روش پیامبر نبوده و نیست. قرآن میگوید: هيچ پيامبري حق ندارد اسيراني (از دشمن) بگيرد تا كاملا بر آنها پيروز گردد...
معصومه ابتکار
امروزه یکی از مباحثی که در جوامع اسلامی مطرح و بعضا مورد مناقشه قرار می گیرد نحوه برداشت و تفسیر قرآن کریم و احکام الهی است. چالش و مناقشه در این است که بسیاری معتقدند هر کسی از ظن خویش و برای اثبات تفاسیر و تثبیت موقعیت خود، از قرآن کریم سخن می گوید و کلام الهی مورد بهره برداری های شخصی یا گروهی قرار می گیرد.
این، البته سخنی بیراه نیست. خداوند نیز در کتابش به این گونه برخوردها اشاره دارد:
الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ، فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ، عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ – همانان که قرآن را جزء جزء کردند (به برخی از آن عمل کردند و بعضی را رها نمودند)، پس سوگند به پروردگارت که از همه آنان خواهیم پرسید، از آنچه انجام می دادند – سوره حجر، آیات 91 تا 93
این آیات به کسانی می پردازد که آیات خدا را براساس منافع خویش پشت سر می گذارند. مانند آیه 150 سوره نساء:
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا – كسانى كه به خدا و پيامبرانش كفر مىورزند و مىخواهند ميان خدا و پيامبران او جدايى اندازند و مىگويند ما به بعضى ايمان داريم و بعضى را انكار مىكنيم و مىخواهند ميان اين [دو] راهى براى خود اختيار كنند.
واقعیت اینست که اگر جامعیت و روح قرآن درک نشود، جوامع مسلمان با آسیب های فراوانی روبرو خواهند شد. از جمله مناقشاتی که از منظر چالش های عصر معاصر مطرح می شود و محل آسیب پذیری بشر امروز است، مسئله آزادی انسان و حدود و ثغور حقوق اوست.
در این زمینه آیه 67 سوره انفال به صراحت پیامبر را از به اسارت گرفتن انسان ها نهی کرده است. به خصوص اینکه چنین کاری برای سخت گیری بر طرف مقابل باشد:
مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ – هيچ پيامبري حق ندارد اسيراني (از دشمن) بگيرد تا كاملا بر آنها پيروز گردد (و جاي پاي خود را در زمين محكم كند) شما متاع ناپايدار دنيا را ميخواهيد ولي خداوند سراي ديگر را (براي شما) ميخواهد و خداوند قادر و حكيم است.
در این آیه بر «یثخن فی الارض تریدون» تاکید دارد؛ برای اینکه تسلط خود را در زمین اثبات کنید نمی توانید انسان ها را به اسارت گیرید. این آیه همچنین با تاکید بر عزت و حکمت خداوند پایان می یابد. چرا که موضوع با عزت و حکمت ارتباط دارد و نباید تسلط بر دنیا به قیمت حذف آزادی و به اسارت رفتن انسان ها باشد.
پس حرمت انسان در قرآن کریم بسیار فراتر از حفظ و اثبات قدرت است. حتی اگر قدرت پیامبری با صفت رحمت للعالمین باشد. سلطه بر انسان ها روش پیامبر نبوده و نیست.
منبع: وبلاگ ابتکار سبز














احسنت!
از حال میر حسین وخانم رهنورد چه خبر .جویای حال سلامتی ایشان هستیم
Agar payband be ghavanine emrooze jahan,, va ya inke motaghed be ghavanine Iran,, mibodim behtar nabood. befarz vaghti dolatmardan jenayat,, ya khianat,, mikonand be ghavanin hkianat shode,, dar gheyre in sorat,, be bavarha be din shode,,, kama inke be name din tajavozat sorat migirad,, vaghean rahehaal chist,,
چه شیرین و شیوا قرآن جواب اقتدارگرایان را میدهد.
مممنون از شما خانوم سبز اندیش ایران زمین
پیغمبران که سهل است، والله روش همان معاویه هم نبود. البته او حسابی عقل داشت. دیگر درعقل معاویه که شک نداریم. …. ما هی میگوییم نر است میگوید بدوش.
كو گوش شنوا خدمت گذاران مردم بد جوري با يك عده برخورد ميكنند و حالا حالا ها به فكر قيامت نيستند
به اسارت کشیدن مردم نشا نه حکومت اموی است.
یه مدت از میرحسین خبر ندین واسه خبر گرفتن تشنه باشیم . همین درسته
BA SALAM DAR RAHE SABZE KE DAR PIGEREFTE,VA MASIRE GHORANI BARAYE HAME AREZOYE MOVAFAGHIYAT MINEMAYAM OMID KE OFOGHE DIDEMAN HAMISHE SABZ .
از این آیات واحادیث که زیاد است
یک نمونه اش کلمات قصار حضرت امیر(ع) شماره 37
خانم ابتکار واقعا متعجب شدم که در پُستی که تثبیت نظر خود با [سوء]استفاده از قرآن را تقبیح نمودهاید، خودتان دچار همین عارضه گشته اید. شما آیه ۶۷ سوره انفال را چنین معنا کرده اید که “هيچ پيامبري حق ندارد اسيراني (از دشمن) بگيرد تا كاملا بر آنها پيروز گردد(و جاي پاي خود را در زمين محكم كند)” و این «تا» را به معنای «برای اینکه» گرفته اید، در صورتی که به معنای «تا زمانی که» است، و این مورد انفاق همه مترجمین و مفسرین است. آیه میگوید تا زمانی که جاپایتان در زمین محکم نشده است، کفار را در جنگ به اسارت نگیرید تا اینکه با فدیه(پول) گرفتن آزادشان کنید. ادامه آیه که میگوید «تریدون عرض الحیوة الدنیا» اشاره به همین فدیه گرفتن است. فهم شما از آیه با آیه ۴ سوره محمد متعارض است، که میگوید «وقتی با کافران[در جنگ] روبرو شدید، گردنهایشان را بزنید، و وقتی جاپایتان را در زمین محکم کردید، آنگاه [اسیر بگیرید و] آنها را محکم ببندید، و سپس یا بر آنان منت گذاشته آزادشان کنید، و یا برای آزادیشان فدیه بگیرید» که این آیه هم همان اصطلاح «ثخن» که در آیه اول استفاده شده بود را به کار برده است. لطفا در صورت درک اشتباهتان در معنی کردن آیه، توبه نموده و اشکال خود را علنا تصحیح کنید«الا الذین تابوا و اصلحوا و بیّنوا، فأولئک اتوب علیهم(بقره/۱۶۰)»؛ و الّا -خدایناکرده- دچار همان انذار و عذابی میشوید که در آیات ابتدای پُست به آن اشاره کردید.