هشدار نسبت به تخلیه آرام کشور از ذخایر انسانی
چکیده :به عنوان مثال اگر نگاهی به فهرست مهارت هایی که کشور مهاجرپذیری مانند کانادا بدان نیاز دارد و صاحبان این مهارت ها را دعوت به مهاجرت و شهروندی می کند بیندازید، خواهید دید که تنها نخبگان خاص علمی نیستند که درهای این کشور، به رویشان باز است بلکه از تکنسین برق و جوشکار گرفته تا پرستار و فیزیوتراپیست و لوله کش ها نیز دعوت می کنند به این کشور مهاجرت نمایند و البته نظایر این وضعیت درباره بسیاری از کشورهای مهاجر پذیر نیز صادق...
نیروی انسانی متفکر و کارآمد، مهم ترین نیاز جوامع امروز برای پیشرفت و توسعه است؛ این نکته ای است که کشورهای غربی، از سالها پیش بدان وقوف کامل یافته و از این رو، همواره در صدد جذب نخبگان سایر ممالک بوده اند و هستند.
این موضوع، درباره ایران نیز به طور ملموس قابل بحث است. ایران، از سالها پیش در زمره کشورهای مهاجر فرست قرار داشته است و بسیاری از دانشمندان و متخصصان ایرانی هم اکنون در آمریکا، اروپا و استرالیا مشغول تولید علم و خدمت به مردم کشورهای میزبان و در مقیاس وسیع تر، در حال خدمت به بشریت هستند.
البته ذکر این که در ایران مشکلی داریم به نام فرار یا مهاجرت مغزها چیزی جز تکرار مکررات نیست و اساسا قصد نداریم در این باب تکراری و تکدرزا قلم بزنیم ، بلکه این نوشتار نگاهی به موج جدید مهاجرت ها دارد که از سوی ایران به سمت کشورهای توسعه یافته صنعتی در حال جریان است.
اگر تا پیش از این، تنها نخبگان علمی و متخصصان زبده رشته های خاص دانشگاهی هدف جذب کشورهای دیگر بودند و مدام می شنیدیم که فلان پزشک، فلان برنده مسابقات علمی، فلان مخترع و… از کشور رفت ، اینک، علاوه بر اینکه همان روند مهاجرت نخبگان برتر علمی همچنان ادامه دارد – و حتی در مواردی تشدید نیز شده است – شاهد خروج مستمر تکنسین ها و افراد دارای مهارت های کاری هستیم.
به عنوان مثال اگر نگاهی به فهرست مهارت هایی که کشور مهاجرپذیری مانند کانادا بدان نیاز دارد و صاحبان این مهارت ها را دعوت به مهاجرت و شهروندی می کند بیندازید، خواهید دید که تنها نخبگان خاص علمی نیستند که درهای این کشور، به رویشان باز است بلکه از تکنسین برق و جوشکار گرفته تا پرستار و فیزیوتراپیست و لوله کش ها نیز دعوت می کنند به این کشور مهاجرت نمایند و البته نظایر این وضعیت درباره بسیاری از کشورهای مهاجر پذیر نیز صادق است.
از این رو ، با توجه به شرایط مهاجرفرستی ایران- که همگان بر علل آن وقوف دارند- وضعیت حاضر را به طور مختصر می توان چنین تشریح نمود که تا دیروز، فقط مهاجرت مغزها را داشتیم و امروز مهاجرت دست ها نیز بدان افزوده شده است.
بدیهی است استمرار این روند به تهی شدن تدریجی کشور از ذخایر انسانی اش منجر می شود و البته منظور از ذخایر انسانی در اینجا، مغزهای متفکر به علاوه نیروهای کارآمد و ماهر است. طبیعی است وقتی توانمندی های فکری و عملی یک کشور با چنین چالشی مواجه شود، جای خالی متفکران و متبحران را نیروهای کم دانش و بی مهارت پر می کنند و نتیجه فاجعه بار چنین وضعی نیز کاملا قابل پیش بینی است.
البته بدیهی است که ایجاد محدودیت ها و ممانعت های فیزیکی و قانونی برای جلوگیری از مهاجرت نیروهای کارآمد کشور، چاره کار نیست بلکه باید زیرساخت های جامعه به گونه ای اصلاح شوند که یک دانشمند یا یک تکنسین و نیروی مهارتی اساسا نیازی به مهاجرت احساس نکند که البته رسیدن به چنین نقطه ای عزمی راسخ و برنامه ریزی مبتنی بر واقع گرایی می خواهد.
“استمرار خروج مغزهای متفکر از کشور و افزوده شدن مهاجرت دستهای ماهر بر آن”، زنگ خطری است که به عنوان یک رسانه میهن دوست به صدایش درمی آوریم تا شاید گوش شنوایی برای آن پیدا شود … شاید!
جعفر محمدی، مدیرمسئول عصر ایران














خوب دین خدا میگه که در مقابل ظلم جهاد کن واگر امکان نداشت هجرت کن وبا ظالم همراهی نکن. خوب این ادمها هم به همین کار را میکنند چرا ناراحت میشوند ویا واقعا انقدر ظلم دیدهاند که اشباع شدهاند وبرایشان بی معنی شده ومعنی ظلم را متوجه نمی شوند ویا دین خدا را فقط برای حکومت میخواهند .شاید هم از اینکه ممکن ادم بدرد خوری پیدا نشه که به ان ظلم کنند نارا حتند .
دین خدا میگه که در مقابل ظلم جهاد کن واگر امکان نداشت هجرت کن وبا با ظالم همراهی نکن.
این یک ابرانی مسلمان است که دین را به بهترین شکل فهم کرده
اگر قدرت مبارزه نداری حداقل ان را تائید نکنید
لعنت خدا برکسانی که بر فرزندان ما ظلم کردند
لعنت خدا برکسانی که انان را بقتل رسانند
لعنت خدا برکسانی که این طلمها رادیدند و شیدند و به ان راضی بشدند
فرازی از زیازت عاشورای تهران
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.
امیدوارم اقایا ن خشم ملت در انقلاب 57 را فراموش نکرده باشند
تا دیر نشده با توبه به درگاه خدا و عذر خواهی از ملت ایران به دامان اسلام رسول الله باز گردید
حاكميت ضد مردمي مستقيم و غير مستقيم باعث فرار سرمايه هاي گشور ميشود
به نظر من متخصصان کاملا حق دارند که از کشور خارج شوند. خود من یک مهندس معدن فارغ التحصیل از دانشگاه دولتی هستم. از سال 85 که خدمت را تمام کردم به دنبال کار گشتم و پس از مدتی آن هم با پارتی یکی از اساتید دانشگاه بطور روزمزد و بدون بیمه مشغول کار نمونه برداری صحرایی شدم که بطور عادی کار یک فوق دیپلم زمین شناسی است. در دو سالی که مشغول اینکار بودم حتی 100 روز کار نداشتیم و در نتیجه درآمد من و بقیه همکارانم در این 2 سال زیر 3 میلیون تومان بود. از سال 87 هم به برکت سیاستگذاریهای دولت و نظام پروژه های اکتشافی انجام نشد و همه ما تا کنون بیکار هستیم. حتی اگر همین امروز دولت احمدینژاد برکنار و یک دولت توانمند و مدیر بر سر کار بیاد فکر نمیکنم این کشور حداقل تا 10 سال آینده درست بشه. به همه جوانان به خصوص متخصصان فارغ التحصیل توصیه میکنم اگر میخواهند به گدایی نیفتند زودتر از ایران خارج شوند.
من سال 82 فارغ التحصیل شدم کارشناس روانشناسی با معدل 18 و بعد از یکسال نلاش برای کار دررشته تخصصی مجبور شدم بروم سازمان مدیریت صنعتی و با گذراندن دوره های ادرای منشی یک شرکت باشم و هرروز افسوس رشته مورد علاقه ام را بخورم اگر شرایط داشتم حتما از ایران می رفتم تا در رشته خودم کار و تحقیق کنم و دانشم را بروز کنم .
ضرب المثل معروفی است که میگوید: خر چه داند قیمت نقل و نبات قدری گاه اش ده و گوشه ای گنج موات. حال روز این دولت و این رژیم کمتر از این مثل نیست.
من هم به زودی میرم.
“…زنگ خطری است که {…} به صدایش درمی آوریم تا شاید گوش شنوایی برای آن پیدا شود … شاید!”
تا وقنی پول نفت مفتکی به جیب یه عده میره و تبدیل به پاساژ توی کانادا و جزیره ء اختصاصی و قص علی هذا میشه …
“شاید” که هیچی بهتره بگیم عمرا” اگه گوش شنوائی پیدا بشه ، اون گوشای شنوائی که هستن هم کاری ازشون ساخته نیست متاسفانه
فرض كن بگشوري كه رفتي اگر انها هم بيرون كنند جوابي نداري انها كه ميروند عالي ترين كمك را به حاكميت ميكنند
حق هر کسی است که بخواهد طعم زندگی را بچشد.
اما چه خوب است خودمان با سرطانی که کشور را می بلعد مبارزه کنیم و زندگانی را اگر برای خودمان نشد برای آیندگان این آب و خاک و برای فرزندانمان به ارمغان بیاوریم.