صدا وسیمایی برای فرانسوی ها و بلژیکی ها
چکیده :معترضانی که اگر فرانسوی باشند مسئولان تلویزیون به اوجشان میبرند و اگر ایرانی باشند در گفتار رسمی «اغتشاشگر» خوانده میشوند؛ مارکسیستها و کمونیستهایی که قصد مقابله با عاشورا و امام حسین و دین و مذهب دارند. فتنهگرانی که به جان و مال مردم افتادهاند. تصاویر آنها قابل بازنمایی نیست. شعارهای آنها قابلیت شنیدن ندارد. چرا که آنها فرانسوی نیستند تا بتوان از اعتراضشان بهرهبرداری تبلیغاتی و سیاسی کرد. آنها ایرانیهاییاند که پرسیدهاند رأیشان چه شد. بنابراین نمیتوانند به صدا و سیمای به اصطلاح ملی راه یابند. چرا که صدا و سیمای ملی متعلق است به فرانسویها، بلژیکیها، انگلیسیها، آمریکاییها، و هر آن ملتهایی که در هر کشور صرفاً «غربی» اعتراضی کنند، بدون آنکه خاستگاه این اعتراضها مشخص...
کلمه- مسعود شریف: فرانسه بار دیگر به صدر اخبار صدا و سیما بازگشته است. ماشینهای آتشگرفته، پمپبنزینهای بستهشده، فروشگاههای تعطیل، مردم خشمگین و ناراضی که حاضر به عقبنشینی نیستند. حتی یکی از این موارد نیز سوژه مناسبی برای صدا و سیما به نظر میرسد، چه رسد به اینکه همه اینها با هم یکجا جمع شود.
فرانسویان معترضاند. به چه چیز؟ ظاهراً افزایش سن بازنشستگی از 60 سال به 62 سال. این اما همه ماجرا نیست. خشم تلنبارشده فرانسویان از سیاستهای سارکوزی به این بهانه سر باز کرده. معترضان خواهان آنند که حقوقشان به رسمیت شناخته شود. خواهان اینکه دولت عقبنشینی کند. اما سارکوزی اعلام کرده به هیچوجه کوتاه نمیآید و دستور تشدید برخورد با تظاهرکنندگان را صادر کرده است. ظاهرا همه چیز به یک بحران بدل شده است. دولت مجبور است از ذخیره سوخت خود استفاده کند تا لااقل جوابگوی بخشی از صفهای طویل بنزین باشد. کارگران و کارمندان در اعتصاب بسر میبرند. روزی یک اتحادیه به صف اعتصابکنندگان میپیوندد. سارکوزی که می خواهد با اعتصاب کنندگان مقابله کند جرات ندارد حق شهروندان برای تظاهرات و اعتصاب را نادیده بگیرد و مکرر تاکید می کند اعتصاب و تظاهرات از حقوق بنیادین شهروندان است و ما مخالفتی با آن نداریم. همه کس حتی کارمندان دولت و پلیس حق اعتصاب دارند . در برخی مناطق دانشآموزان و دانشجویان نیز به اعتصابکنندگان پیوستهاند. آیا واقعاً افزایش دو ساله سن بازنشستگی اینقدر مهم است؟ یا در حکم جرقهای است که بر انبار باروتِ نارضایتی مردم فرانسه زده شده؟ باید به عقب برگشت.
بیش از چهارسال پیش فرانسه یک بار به آتش کشیده شد. البته هیچ کس برای این کار اعدام و یا مجازات سنگین نشد و همه آنهایی که دستگیر شدند پس از چندی آزاد شدند. هیچ کس برای سنگ پرانی مفسد فی الارض اعلام نشد و اعدام نشد. هیچ مامور پلیسی به خانه شهروندان حمله نکرد و یا ماشین آنها را تخریب نکرد. هیچ خبرنگاری از هیچ کجای دنیا حتی خبر نگار دولتی ایران بازداشت نشد. اعتراض آنان به قانونی بود که در آن زمان با عنوان «قانون استخدام اول» (cpe) تصویب شد. قانونی که به تمام کارفرمایانی که زیر 20 نفر کارمند یا شاغل داشتند اجازه میداد در دو سال نخست استخدام بدون اینکه مجبور باشند دلیل قانعکنندهای بیاورند کارگران زیر 25 سال خود را اخراج کنند. از سوی دیگر فرانسویان به کاهش مقررات حفاظت از تحصیل رایگان برای دانشآموزان زیر 14 سال و همچنین کاهش سن مجاز کار شبانه از 16 سالگی به 15 سالگی اعتراض داشتند. بحران بالا گرفت. حاشیهنشینان و مهاجران نیز از تبعیضهای موجود به تنگ آمده بودند. ژاک شیراک رئیسجمهور وقت معترضین و اتحادیههای کارگری را به قصد رفع اختلاف به مذاکره و گفتوگو دعوت کرد. در مقابل نیکلا سارکوزی، وزیر کشور آن زمان، سیاست سرکوب را در پیش گرفت و نیروهای پلیس بیشتری را بر ضد تظاهرکنندگان ارسال داشت. نیروهای پلیس یک جوان فقیر را با شلیک گلوله کشتند و همین امر موجب تشدید اعتراضات شد. سارکوزی جوانان حاشیهنشین را مشتی «کثافت» [خس و خاشاک] نامید. تا چندین هفته فرانسه تمامی اخبار کانالهای تلویزیونی جهان را به خود اختصاص داد. صد البته صدا و سیمای ما نیز با شوقی وصفناپذیر جزءبهجزء تظاهرات و اتفاقات رخداده را بازگو کرد. چهارسال بعد؛ فرانسویها باز هم اعتراض دارند، باز هم به سارکوزی و سیاستهای او. صدا و سیما نیز بار دیگر دست به کار شده. گزارشگر تلویزیون به میان جمعیت میرود. پشت سر او دود غلیظی دیده میشود. با لحن تعجببرانگیزی میپرسد: «به چه چیز اعتراض دارید؟» آن طرفِ تصویر، عکاسان و خبرنگاران دیگری هم مشغول تهیه عکس و خبرند، درست در فاصله چند قدمی نیروهای پلیس و مأموران انتظامی. اما کسی کاری با آنها ندارد. گزارشگر اخبار تمایز آمارهای رسمی و غیررسمی را به رخ میکشد: «دولت میگوید یک میلیون نفر اما بیش از 3 میلیون در خیابانها هستند». از زبان او میشنویم: «. . . اتحادیه کامیونرانی نیز اعتصاب کرده. کامیونها در سطح شهر آهسته میروند تا بر حجم ترافیک بیفزایند. شبکه حمل و نقل مختل شده، نیمی از پروازهای داخلی لغو گردیده. سیاستهای سارکوزی به چالش کشیده میشود. ناظران داخلی و خارجی معتقدند دولت وی حتی اگر بتواند این بحران را پشتسر بگذارد برای کسب رأی در انتخابات بعدی با مشکل روبرو خواهد بود» . . .
این همه در حالی صورت میگیرد که بزرگترین راهپیمایی مسالمتآمیز در سیسال اخیر کوچکترین ردپایی در تلویزیون از خود بهجا نمیگذارد. در بازنماییِ دولتی ما تظاهرات سکوت 25 خرداد کوچکترین جایی ندارد. اثری از انبوه مردم ناراضی دیده نمیشود. آنها که به خیابان آمدهاند مشتی اراذل و اوباش، خس و خاشاک، گوساله و بزغاله، میکروب و انگل، غیره و غیره خوانده میشوند که قصد براندازی دارند. در بهترین حالت جوانان شکمسیری هستند که خوشی زیر دلشان زده. معترضانی که اگر فرانسوی باشند مسئولان تلویزیون به اوجشان میبرند و اگر ایرانی باشند در گفتار رسمی «اغتشاشگر» خوانده میشوند؛ مارکسیستها و کمونیستهایی که قصد مقابله با عاشورا و امام حسین و دین و مذهب دارند. فتنهگرانی که به جان و مال مردم افتادهاند. تصاویر آنها قابل بازنمایی نیست. شعارهای آنها قابلیت شنیدن ندارد. چرا که آنها فرانسوی نیستند تا بتوان از اعتراضشان بهرهبرداری تبلیغاتی و سیاسی کرد. آنها ایرانیهاییاند که پرسیدهاند رأیشان چه شد. بنابراین نمیتوانند به صدا و سیمای به اصطلاح ملی راه یابند. چرا که صدا و سیمای ملی متعلق است به فرانسویها، بلژیکیها، انگلیسیها، آمریکاییها، و هر آن ملتهایی که در هر کشور صرفاً «غربی» اعتراضی کنند، بدون آنکه خاستگاه این اعتراضها مشخص شود. بدون اینکه معلوم شود بالاخره فرانسویها به چیز معترضاند؟
فرانسویها به چه چیز معترضاند؟ آیا افزایش دوساله سن بازنشستگی ارزش این همه خسارت و تخریب و اعتصاب و تظاهرات را دارد؟ حدود چهارسال پیش، پس از اعتراضات علیه قانون استخدام اول (cpe)، سازمان جوانان جنبش همدردی بورژوازی در فرانسه اعلامیهای صادر کرد مبنی بر اینکه مسأله صرفاً قانون استخدام اول نیست: «مسأله اصلی قانون cpe به تنهایی نیست، بلکه ساختار جامعه کاری جدیدی است که این قانون و قوانین جانبی آن میخواهند بر ضد کارگر و کارمند تحمیل کنند». امروز نیز مسأله تنها رسیدن سن بازنشستگی به 62 سال نیست.
خلاصه کنیم: آنها به افزایش بیکاری، فقر، بحران اقتصادی، کاهش سن کار، عدم توانایی خانوادهها در گذران زندگی، سیاستهای تبعیضآمیز نسبت به اقلیتها، مهاجران، حومهنشینان و امثال اینها معترضاند. به گفتار رئیسجمهورشان اعتراض دارند، به نحوه برخورد او با اعتراضات، به تشدید سرکوب، به سیاستهای اصلاحات اقتصادی که لقب «ریاضتی» بر خود گرفته. افزایش سن بازنشستگی جرقه این اعتراض را زده است. جرقهای برای آنکه تمامی این اعتراضات به سطح بیاید و خودی نشان دهد. اعتراضات آنها دقیقاً و عیناً به همان چیزهایی است که در گوشه دیگری از جهان توسط همان تلویزیون و همان مسئولین «سیاهنمایی» و «فتنه» (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی) نامید میشود: بالارفتن قیمتها، افزایش بیکاری، فقر، محرومیت، فساد اداری، رواج دروغ، تبعیضهای قومی، جنسیتی، فرهنگی، آزادسازی قیمتها، هدفدمندیِ شبهریاضتی، سرکوب مخالفان و معترضان، زندانیان سیاسی.
سردار جزایری معاون فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح درباره اعتراضات کنونی فرانسویها میگوید: «مشکلات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و امنیتی فرانسه هر روز که میگذرد بیشتر میشود و دولت سارکوزی توان مهار این سقوط و سراشیبی را ندارد و یکی از راههای کند کردن این حرکت ساقطکردن سارکوزی است. مردم فرانسه و بهخصوص دانشگاهیان و نخبگان اجازه ندهند آوازه فرانسه با دلالبازیهای امثال سارکوزی بیش از این تخریب شود». بد نیست یاد آور شویم که اگر مقامات فرانسوی در مورد ایران چنین اظهار نظری کنند دخالت در امور داخلی کش.ر و حمایت از فتنه و … تلقی می شود ولی اظهارات سردار جزایری دفاع از مظلومان فرانسوی تلقی می شود. اگر آقای جزایری چنین حقی را برای مردم خود می شناخت حق داشت برای مردم فرانسه هم نسخه تجویز کند.
آیا مردم و بهخصوص دانشگاهیان و نخبگان ایران نیز حق دارند اجازه ندهند آبروی ایران با رانتخواری و عوامفریبی بیش از این به بازی گرفته نشود؟ آیا حق دارند اجازه ندهند اقتصاد کشور از بیبرنامگی و بیسامانی رنج نبرد، زندگی مردم بازیچه جاهطلبی و تمامیتخواهی عدهای نشود، سیاست خارجی و دیپلماسی با «هل من مزید»طلبی اشتباه گرفته نشود، ماجراجویی و سهمخواهی بینالمللی کنار گذاشته شود، مداخلهجویی در امور خاورمیانه، کشورهای دیگر، روند صلح در فلسطین و نظایر آن متوقف شود، ادبیات چاله میدانی از صحنه سیاسی حذف شود، دست نظامیان در امور سیاسی و اقتصادی کوتاه شود، مطبوعات آزاد و منتقد به رسمیت شناخته شوند، زندانیان سیاسی آزاد شوند، مهمتر از همه، دروغ و وارونهنمایی برچیده شود. و آیاها و اگرهای دیگری که بیش از یکسال است مردم ایران از خود میپرسند.
دولتمردان فرانسه نمیتوانند آمارهای اقتصادی را کم و زیاد کنند، نمودارها را تغییر دهند، نرخ بیکاری را پس و پیش کنند. فرانسویها لااقل از این شانس برخوردارند که رسانهها و مطبوعات آزاد داشته باشند، اتحادیههای کارگری تشکیل دهند، تحصن و اعتصاب کنند، داد بزنند، فریاد بکشند، شعار بدهند، اعتراض کنند، مخالفت کنند. بد نیست در میان گزارشهای رنگارنگ صدا و سیما از این اعتراضات بپرسیم ما کجای کاریم. آیا همانگونه که خبرنگاران ایرانی از پاریس و بروکسل و لندن و در بحبوحة تظاهرات و شانه به شانة نیروهای ضد شورش مشغول تهیه عکس و گزارش و مصاحبهاند، خبرنگاران ایرانی خودمان (گزارشگران خارجی پیشکش) اجازه دارند کوچکترین اشارهای به اعتراضها و مخالفتهای موجود کنند، آیا روزنامههای ما حق دارند نامی از سران جنبش سبز ببرند؟ نگاهی به آمار روزنامهنگاران، خبرنگاران، عکاسان، و نویسندگان مطبوعات ایران که پشت میلههای اوین شب را سحر میکنند و دم بر نمیآورند تناقضات موجود را بر ملا میکند.
فرانسویها احمدینژاد خود را دارند و میدانند چگونه مخالفت خود را با او علنی کنند، کما اینکه چهارسال پیش کردند. احمدی نژاد آنها حق ندارد حق اعتصاب و تظاهرات مردم را انکار کند و هر روز بابت کوچکترین اعمال پلیسی و امنیتی در مقابل مردم پاسخگوست. آیا ما نیز حق داریم اعتراض داشته باشیم، یا به محض اینکه حرفی از اعتراض و انتقاد به میان میآید «فتنهگر» (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی) نامیده میشویم؟














سارکوزی که با تقلب سر کار نیومده! ساکوزی با پنجاه و یک در صد آرا سر کار اومده. مردم از سرکوزی نه بلکه از دستگاه مقننه می خوان که قوانین بازنشستگی را به نفع طبقه زحمتکش برنامه بریزد و نه به نفع سرمایه داران. همین. حالا اگر عده ای هم خواهان استعفای او هستند این عده نباید تعدادشان خیلی زیاد باشد. در اظهار نظر در مورد فرانسه و اعتصابات فرنگ قدری صبور باشید.
مرگ بر یزید
زنده باد امام حسین
مسعود جان شما مثل اینکه بدت نیومد دکتر به بعضی اراذل اوباش شب اول بعد از انتخابات خس و خاشاک گفته تا حالا که خیلی به خودتون گرفته اید هی مثل بچه ها لباتون و هم چیدیت و ننه من غریبم بازی درمیارید :کسانی که رای دادن همه تاج سرن حالا یک سری هم پیدا می شن که میخوان مثل شبون بی مخها برای به کرسی نشو ندن حرفشون اروده کشی کنند خوب حتما برای باب نشدن این قضیه باید این زشتی های جامعه رو لاپوشونی کرد که یک موقع محق جلوه نکنند ولی ما با فرانسه تو جنگ رسانه ای هستیم توخودتو ناراحت نکن اونجا هم اگر کسی رو به قصد بمب گذاری بگیرند نه تنها پدر خودشو در میارن بلکه مملکتشو هم اشغال می کنند
سلام به همه ملت سبز ایران
به نظر من بهتره اصلا جواب بعضیا که ازادبیاتشون معلومه که درک وشعورشون در چه حدیه ندین،یا به قول شاعر:
بحث با ناقص خیالان شیوه ی استاد نیست
علم افلاطون، حریف جهل مادر زاد نیست
این شعر زیبا رو در فیس بوک دیدم گفتم بزارم ( با ذکر نام شاعر ) که دوستان شاید خوششون بیاد
راحت باش
به هر نامی که میخواهی صدایم کن
من از آشفته گویی های بسیارت نمی رنجم
نمی ترسم، نمی لرزم
که در رسم الخط افتان و خیزان تو و بعض مریدانت در این مدت
گهی خس بودم و خاشاک
گهی ناپخته و ناپاک
گهی هم قد بزغاله
گهی مزدور بیگانه
و اینک عامل تب های یکساله
که بر جان دروغین هیبت شاهانه افتاده
نمیگویم که خوبم من
نمیگویم که در اوج ستیغ قله حلم و نجابت تکیه دارم من
ولی باور بفرما حضرت آقا
که من آنقدرها هم بد نبودستم
که من آنقدرها هم مرزهای شرم و حجب و معرفت را
با زبان تیز و دستار عریض خویش نشکستم
درست است از حریم خانه ببریدم
ولی چون پرده دار چشم خونین شماری از ندیمانت
نبوده در کفم شمشیر
نبوده قلب یک مادر
بدست من
اسیر داغ یک زنجیر
دل درمانده ای از خشم عریان نگاه من نرنجیده
و چشمی، زار زار و های های از حکم و فتوایم نخوابیده
خداوندا تو شاهد باش
که من پرهای رنجور و نحیف و خسته ام را
جز برای سینه رنجیده و
تهمینه غمدیده سهراب نگشودم
خداوندا تو ناظر بوده و هستی
که من از اینهمه فریاد بی اکراه
نه نامی را
نه نانی را طلب کردم
خدایا قسمتم گردان
که سر را در صراط خلق بسپارم
خدایا مرحمت فرما
که مرگ سرخ را
در راه سبز خویش در آغوش جان گیرم
شعر از صدرا
به به آدم لذت میبره میبینه آقای سارکوزی انقدر طرفدار داره
درود بر سینه چاکان سارکوزی بزرگ
کسایی هم که خیلی راحت به من تهمت زدند می بخشمشون
این دنیای سایبره دیگه هیچ کس از شخصیت واقعی کسی اطلاع کامل نداره و خیلی راحت به خودش اجازه میده هر تهمتی که می تونه بزنه
باز هم خیلی خوشحالم که کلمه تصمیم گرفت در کنار به به چه چه ها و زنده باد و درودها نظرات مخالف هم بزاره
تا لا اقل بعضی ها فکر نکنن که خودشون و اطرافیانشون مردم مطلق ایران هستند
و در بین مردم افراد زیادی هم هستند که با نظر آنها مخالفند
ولی چون طرز فکر مقابل هیچ آداب گفتگو را نمیدونه و به محظ اینکه نظر مخالفی با خودشون میبینند بجای بحث منطقی شروع به فحاشی و تهمت زدن می کنند از خیر گذاشتن نظرشون می گذرند
و واقعا لذت بردم که افراد منطقی ای هم هستند که در مورد نظر من واکنش نشون دادند
تشکر
اقای سلمان عزیز !میگی طرف مقابلت فرهنگ گفتگو نداره و هر وقت نظر مخالف و …میخواستم خدمتتون عرض کنم اگر فقط نظر مخالف داشتی ما هم در کمال ادب جوابت رو میدادیم ولی شما با اهانت و توهین شروع کردی و اون وقت از فرهنگ گفتگو دم میزنی ؟ چرا اصرار دارید مردم کشورتون رو نوکر غرب نشون بدید؟ اربابانتون یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟هر کس نظر مخالف شما داشت منافق و غرب زده است ؟تا دیدگاه خودتون رو عوض نکنید و افکار و پیشداوری هاتون همینی باشه که دیگران رو فریب خورده فرض کنید و با توهین شروع کنی هیچ گفتگویی درست انجام نمیشه .اونقدر همفکران شما تو این یک سال به ما بد و بیراه گفتن و اهانت کردن که واقعا نمیدونیم بهشون چی بگیم تا قبول کنن ما هم ایرانی هستیم کشورمون رو دوست داریم اجازه دخالت هیچ بیگانه ای رو در ایرانمون نمیدیم و حاضریم برای این کشور جون بدیم ؟
مردم ايران حق ندارند چون اين جا فرانسه نيست! بالاخره مهد دموکراسي اي گفتند! خاورميانه اي گفتند! دهه! چه معني داره!
فرانسه وقتي شکل ايران مي شه که مردم معترض صورتهاشون رو بپوشونند و از حکومت و پليس عين چي بترسند!عکس اونهايي هم که نپوشوندند رو دم در کليسا !بچسبونند به تابلو و با ادبياتي خشن زيرش خواستار شناسايي عاملين استکبار و محاربين بشن! هر چي نيروي اجق وجق نظامي هم دارند بريزند توي خيابون تا کسي جرات نکنه جيک اش دربياد.يه کهريزکي کوي دانشگاهي اويني دادگاههاي نمايشي اي چيزي هم الم کنند تا شجاع ترين ها رو هم سر جاشون بنشونه.هر چي رسانه داخلي و خارجي رو هم خفه کنند و کلي روزنامه نگار رو هم بريزند زندون.هر کس هم با موبايل و وبلاگ اش خواست کار روزنامه نگارها رو بکنه به جرم جنگ با خدا حکم مرگ يا زندان هاي طولاني براش ببرند! و….خلاصه اين که النصر بالرعب!
خوشبختانه تا الان کار فرانسه به همچين جاهايي کشيده نشده.به هر حال حتي اگر رييس جمهور بي عرضه اي مثل سارکوزي هم داشته باشند آنقدر سازوکار و نهاد و سازمان دارند که بر روند دموکراسي و آزادي بيان و اعتراض نظارت داشته باشند تا کارشون به اين جور جاها نکشه. خلاصه که قضيه قضيه ي “ميان ماه من تا ماه گردونه”. اين صداسيمان ما رو همواره درازگوش فرض کرده!
در ضمن مگر خبر نداريد که اصلن در ايران ژنتيکي مردم معترض نمي شن؟! از اون طرف اين قدر حکومتيان گل اند که نگو.اعتراض براي چي؟! اگر هم هزار تا در ميون روم به ديوار معترض به چيزي شدند با تله پاتي به سمع و نظر مسوولان مي رسونند !اين اعتراضات سوسولي ديگه چيه؟مگر شما غرب زده ايد؟ ما خودمان اشخاصي مثل آغامحمد خان و رضا خان قلدر داشتيم.سلوک اين عزيزان با مردم معترض رو ول کنيم بريم بچسبيم به روش چشم آبي ها؟!!
لشگر شکوهمند سانديس خورها رو ببينيد که کاملن بوميه و هيچ جا همچين چيزي ندارند!لباس شخصي هاي دوست داشتني هم فقط مربوط به سرزمين خودمونه و يادگار به جا مونده از شعبان بي مخ عزيز!!
همين صداسيمان امروزي شده اون پاچه خواران دربارهاي شاهان قديم ايرانه.
خلاصه که ما خودمون فرهنگ و تمدن داريم و کم الکي نيستيم!
بعد هم اين که مگر خبر نداريد؟ کلن غرب در حال سقوطه! اوضاع شان قمر در عقربه و عنقريبه که از غرب چيزي باقي نمونه! ول کنيد اين صداسيماني ها رو بگذاريد به کارشون برسند.(دست گل شون درد نکنه!) چرا هي پارازيت مي اندازيد حواس شون رو پرت مي کنيد؟! مي گم بلد الملک با جسم سخت اش بيادها!
بابا از صدا و سیمای … ضرغامی باید تشکر هم کرد . کی میتونست به این روشنی ذات کثیف و دروغ گوی اینارو اینجوری افشا کنه
حضرت علی در جنگ صفین به یارانشان فرمودند به دشمن ناسزا نگویید.همین یک سیره را مقایسه کنید با بعضی ها که مردم کشور خود را میکروب و ویروس میخواند.
در.فرانسه.اگرهم.میکشندمثل.بعضیا.به.اسم.اسلام.و.خدا.پیغمبرنمیکشند
مرگ بر دیکتاتور
با سلام خدمت همه کسانی که مطلب بالارو نوشتن وکسانی که نظرشونو گفتن چه موافق چه مخالف الان موقعیت ما مثل زمان امام حسین میمونه باید الان تشخیص بدیم که کدام طرف حقیقتو میگه بعداز 1400سال دیگه فایده نداره که بگن میرحسین وطرفداراشون مظلومانه شهید شدند.
بر خود میبالم که ایرانیم و بر دلم غوغا بپا میشود وقتی میبینم اینهمه نگاههای روشنفکرانه و حساس بودن به سرنوشت وطن .خداوندا رهایمان کن از ظلم و جور این زمان.
من پیشنهاد می کنم علی جان و آقاسلمان عزیز به اتفاق برادر بسیجی گلمون تشریف ببرن قم زیارت ، آخه صواب عبادت به جماعتشه …بده معصیت می کنید فیلترشکن باز می کنید.
برادر ارجمند وقتي اون برخورداي زشت و زننده رو با خانواده ي فرمانهاي بزرگ جنگ كردن … جاي منو بقيه اونايي كه دنبال رايشون هستن به كنار … آقايان به همسر شهيد بزرگوار باكري و همت رحم نكردن … ميخوان به ندا آقا سلطان ها رحم كنن… عيبي نداره … مرگ بر موسوي بگيد… اما با ما چي مي خواهيد بكنيد كه ده ها ميليون موسوي توي اين مملكت داره نفس مي كشه… عيبي نداره … يه روز به ما گفتن خس و خاشاك … الان دارن ميگن ميكروب … اما منتظره اون روزي باشيد كه همون خس و خاشاك ها طوفاني بشن كه چشم همه ي شمارو در بيارن …
ما پيروزيم چون حق باماست . چون خدا با ماست
يادم نرفته اينم بگم كه صبر و استقامت توشه ي راه ماست.