مديركل گسترش وزارت علوم : صدور مجوز جديد براي 12 رشته علوم انساني متوقف شد
چکیده :مدير كل دفتر گسترش وزارت علوم، تحقيقات و فناوري اعلام کرد که حتواي برنامههاي آموزشي موجود در 12 رشته با مباني ديني (اسلام) هماهنگي ندارد و پايه و اساس آنها بر پايه مكاتب غربي عموما مادي تنظيم شده و نياز است كه محتوا و متون درسي اين رشتهها با توجه به مباني عقيدتي ديني و بومي بازنگري شود....
مدير كل دفتر گسترش وزارت علوم، تحقيقات و فناوري از توقف صدور مجوز جديد براي 12 رشته علوم انساني در دانشگاهها خبر داد و گفت: توسعه اين 12 رشته پس از بازنگري محتوا و متون درسي و با لحاظ سياستهاي موجود انجام ميگيرد.
به گزارش ایسنا، دكتر حسني با بيان اينكه طبق مصوبات شوراي برنامه ريزي وزارت علوم هر برنامه آموزشي از زمان تصويب تا پنج سال قابليت اجرا دارد، افزود: بايد عنوان و محتواي دروس، منابع و ماخذ برنامههاي آموزشي پس از پنج سال، حداقل تا70 درصد مورد بازنگري قرار گيرد.
به گفته مدير كل دفتر گسترش وزارت علوم از آنجا كه عمر اكثر برنامههاي آموزشي درعلوم انساني از زمان تصويب بيش از پنج سال ميگذرد، بنابراين تصميم وزارت متبوع از يك جهت بر اين اساس اتخاذ شده است.
وي در ادامه گفت: جنبه ديگر اين تصميم كه بسيار مهم و تعيين كننده است براين مبناست كه محتواي برنامههاي آموزشي موجود در 12 رشته با مباني ديني (اسلام) هماهنگي ندارد و پايه و اساس آنها بر پايه مكاتب غربي عموما مادي تنظيم شده و نياز است كه محتوا و متون درسي اين رشتهها با توجه به مباني عقيدتي ديني و بومي بازنگري شود.
حسني تصريح كرد: 12 رشته ذكر شده در حال حاضر در دانشگاهها داير است و دانشجو در اين رشتهها پذيرش ميشوند، اما توسعه آنها در دانشگاههاي متقاضي تا زمان بازنگري در اولويت نميباشد.
مدير كل دفتر گسترش وزارت علوم خاطرنشان كرد: در ضمن توسعه ظرفيت رشتههاي علوم انساني در دانشگاهها بر اساس طرح آمايش سرزمين انجام ميگيرد.














اعتقاد من بر این است که رشته میکروب شناسی در تمام گرایش ها وجود داشته باشد تا دانشجویان متوجه شوند چه کسانی میکروب هستن و چه افرادی دارن با این میکروب مبارزه می کنند.
البته ما که در این راه قدم نهادیم تمام مشکلات و دیگر موارد رو حالا القاب مختلف رو خواهیم پذیرفت.
ما ملت صبور بودن رو از “مهندس موسوی ” یاد گرفتیم.
در مقابل چنین القاب خواهیم ایستاد .
ما ملت اینقدر آگاه شدیم که دانشگاه قسمتی از گسترش این آگاهی می باشد.
و الا مردم ایران خودشون به جستجوی آگاهیی سیاسی خواهند رفت و نیازی به رشته های علوم انسانی و … نیست.
اینکه میگن 12 رشته با مبانی دینی “اسلامی” هماهنگی ندارد، واقعا حرفی خنده دار است.
این افراد اصلن نمی خوان مردم دنبال آگاهی سیاسی بروند و مقداری از وظعیت ننگین جامعه آگاه شوند!
و الا 12 رشته بهانه می باشد.
اگه 12 رشته با مبانی دینی اسلامی هماهنگی ندارد،
خب به خاک خون کشیدن مردم، تجاور به دختر پسران ایرانی، خیانت در حقوق مردم، دزدیدن عقاید مردم، آدم های بی گناه را انداختن در زندان و مورد شکنجه قرار دادن و تحقیر جوانان با دادگاه های نمایشی و ریختن آبروی یه فرد مسلمان در یک رسانه که بزرگترین گناه است، و یاحمله کردن به منزل مردم و ایجاد ترس و وحشت و یا اینکه ترانزیت دختران ایرانی به حاشیه های خلیج فارس، یا انتقال مواد مخدر و حتی تولید مواد مخدر به دست باندهای کودتاچی در جامعه، و یا پرونده سازی و سعی بر لطمه زدن به شخصیت ملت ایران و بانوی سبز “دکتر زهرا رهنورد”
و یا توهین به شعور و شخصیت مردم مانند “خس خاشاک ، گاو گوساله، فتنه، و جدیدا میکروب، و دیگر توهمات،
آیا این گفته های من که در جامعه ی ایران رواج پیدا کرده است اون هم توسط حکومت به ظاهر اسلامی، آیا این اعمال با مبانی دینی و اسلامی هماهنگی دارد!!!!!!
یکی از همین افراد حاظر در دولت بیاد و پاسخ من رو بده.
واقعا دوست دارم پاسخ من رو یکی بده که قانع شوم.
و الا ستاد کودتا میاد میگه شما مسجد آتیش زدید شما سطل آشغا آتیش زدید و دیگر صحبت های مسخره و غیر واقعی.
آخه سطل آشغال آتیش زدن برای اینکه اون گاز اشکاور و فلفل که توسط همین ستاد کودتا به طرف مردم پرت شد، اثری روی چشم ها نداشته باشه.
مسجد رو هم افراد بی دین که معلوم نیست از طرف کدوم باند کودتاچی استخدام شدند صورت گرفت!
همانطور که پاره کردن عکس امام هم توسط باند ستاد کودتا صورت گرفت و الی دروغ های دیگر.
هر چی باشه بهتر از این حرکت وقیحانه کودتا می باشد که از بالای مساجد جوانان رو به گلوله گرفتن!
حکومت ایران دست برادر از این همه توهم و دروغ.
مشكل آقايان انسان بودن است .چرا كه انسان دشواري وظيفه است .ترس از مواجه شدن با
حقيقت و قبول مسووليت انساني براي كساني كه به زندگي ماشيني و حيواني خو كرده اند
آقايان را برآن ميدارد كه جامعه اي غير انساني بسازند.
پناه بردن به فضاي خيالي كه در آن از تكامل انساني خبري نباشد از طريق ناديده گرفتن
رخدادهاي تاريخي و انسانهاي تاريخ ساز و
حذف علوم انساني براي فرار از مواجهه با امر واقعي و قبول تناقضات ساختاري وضع
موجود و تناقضات ايده اولوژيك خودشان است .
كار شيطان جز اين است كه انسان را از وظايف دشواري انسانيش به فضاي خيالي ظاهرا
كامل و بدون تناقض و بدون مسووليت كه در آن امكان وقوع رخدادهاي انساني مثل
رخدادهاي سياسي وهنري و علمي و عاشقانه به صفر ميرسد متمايل كند ؟
سير تحول روابط ميان آدميان امكان رشد و توسعه ي استعدادهاي ذاتي انسانها را فراهم
ميكند و ايده هاي نو را در ذهن آدميان خلق ميكند .رخدادهاي تاريخي خلق امكانهاي نو را
ممكن ميكنند و وفادار بودن به اين رخدادها مثل روشنگري و رنسانس و انقلابهاي صنعتي و
علمي ومشروطه و دوم خرداد و جنبش سبز انسان را در مسير تكامل وبه سمت رهائي و
آگاهي از آزاديش قرار ميدهد.
باري شرط اين تكامل يا رشد و توسعه مواجه با تناقضات ساختاري وضع موجود و رفع
آنهاست .پذيرفتن شكستها و رفع از خود بيگانگيست .علوم انساني مثل علوم اجتماعي و
تاريخي وسياسي و فلسفي برآنند كه از رابطه ي ميان انسانها با هم و با خودشان وبا كارشان
وجهانشان رفع بيگانگي كنند و انسان را به مثابه ي انسان با جهان آشتي دهند و رابطه اي
انساني ميان ذهن و ماده ياايده و واقعيت برقرار كنند .
طبيعيست آنها كه ميخواهند خود را كامل و بي عيب تصور كنند از قبول تركها و شكافهاي
شخصيتشان و وضعيتشان سر باز ميزنند و منتقدين خود را دشمن خود ميدانند
اينان دشمن تاريخند . از آگاهي تاريخي مردم در هراسند . اينها در فضاي خيالي خود
همه را مصرف كننده ميخواهند ونه توليد كننده چرا كه انسان توليد كننده ديگر با خود ش
بيگانه نيست چرا كه با ديگران بيگانه نيست وتوليدش پاسخگوي تقاضاي جامعه است
وبا توليدات خلاقانه اش تقاضاهاي نو كه موجب تحول جامعه و ساختن تاريخ ميشود هم مي
آفريند .آري .اينان دشمن علوم انسانيند چرا كه انسانها را يرده وبنده ي خود ميخواهند
اينان دشمن تاريخندچرا كه سير تكاملي انسان وتاريخ زوال حكومتها را به يادش مي آورد
واو را از ازخودبيگانگي رها ميكند و خواست تغيير وضعيت را در او پديد مي آورد
اينان دشمن علوم اجتماعي هستند چرا كه روش برقراري و سازماندهي روابط سالم انساني
را به آدميان مي آموزدو آنها را در برابر نظامهاي سلطه گر همدل ومتحد ميكند
اينان دشمن علوم سياسيند چرا كه به انسان ميگويند كه او حيواني سياسيست
و بايد نسبت به مناسبات سياسي جامعه اش حساس باشد و منفعل نباشد
و ساختار قدرت را نقد كند و روي قدرت دولت حد بگذارد
اينان دشمن ادبياتند چرا كه هويت آدميان را به يادشان مي آورد وبا شعر دشمنند چرا كه
ساختار دستور زبان وفرم زبان و فرهنگ را دگرگون ميكند و حاصل آن تغيير جامعه است
بله اينان ميخواهند تا ابد حكومت كنند و از هر تغييري هراسانند
اينان دشمن هنرند چرا كه با خلاقيت و پديد آمدن امكانهاي نو مشكل دارند
با زيبائي دشمنند چرا كه خود زشتند و زيبائي باعث ميشود كه انسانها
به زشتي تن ندهند .به بردگي و رياكاري و چاپلوسي تن ندهند
اينان ازترس مواجه شدن با تهي درونشان جامعه اي بي معنا ميخواهند
كه بي معنائيشان در مقايسه با ديگران به چشم نيايد
اما .اما همه ي اين دشمنيها و منع مردم از علوم انساني ميل مردم را به اين علوم شدت
ميبخشند