سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چرا حاکمان از تاریخ عبرت نمی‌گیرند؟...
» یادداشت علی مزروعی درباره حادثه 15 خرداد 1354 قم و شرایط امروز

چرا حاکمان از تاریخ عبرت نمی‌گیرند؟

چکیده :نمی دانم از خیل طلابی که در واقعه خرداد سال 1354 حضور داشتند و طعم باتوم و شکنجه و زندان و... را چشیدند، چند نفرشان امروز در مسند و مناصب حکومتی‌اند و از عملکرد حاکمیت و برخورد سرکوبگرانه با معترضان و منتقدان دفاع می‌کنند، معترضان و منتقدانی که همانند آن طلاب در پی براندازی نظام و انجام انقلاب هم نیستند و فقط مطالبه رای‌شان و انتخاب سالم و آزاد در همین نظام را...


علی مزروعی

نسل من به یاد می آورد ، و برای یادآوری نسل هایی که پس از انقلاب زاده شده اند ،آخرین شاه ایران در سال 54 در سایه افزایش افسانه ای درآمد نفت ، وابستگی و دلگرمی به قدرت های غربی، برگزاری موفقیت آمیز جشن 2500 ساله شاهنشاهی با حضور سران 55 کشور و تغییر تاریخ از شمسی به شاهنشاهی ، سرکوب و مهار منتقدان و مخالفان حکومت با اعدام و به بند کشیدن بسیاری از چریک های عضو گروه های سیاسی و مسلح ، تشکیل یک ارتش مدرن و مجهز به آخرین سلاح های روز، و انحلال دو حزب فرمایشی غلامان خانه زاد و چاکران جان نثار در یک حزب نمایشی رستاخیز خود را در اوج قدرت می دید و از زبان شاه و تبلیغات رسمی ایران در حال رسیدن به دوازه های تمدن بزرگ تصویر می شد . بیان اینکه ایران پنجمین قدرت نظامی دنیا و قدرت برتر و ژاندارم خلیج فارس و منطقه خاورمیانه است سرخط اخبار بود، و خلاصه بنا به یادداشت های علم شاه سرسختانه باور داشت که هیچ ایرادی به شیوه هایی فرمانروایی او نیست و اگر کسانی به مخالفت با او برمی خیزند، صرفا به علت نادانی و بی خبری از دست آوردهای اوست . او چنان خود را مسلط بر اوضاع و آگاه از تحولات کشور می پنداشت که طی گفتگویی باجیمزکالاهان وزیر امور خارجه وقت انگلستان مدعی می شود :” من فکرم همیشه متوجه سی سال آینده است .”

اما در خردادماه همین سال در قم به مناسبت سالگرد قیام 15 خرداد یک اتفاق می افتد که آن را به نقل از کتاب « سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام (1384-1344) » به کوشش جمعی از پژوهشگران انتشار یافته توسط موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی جلد دوم ص 105 الی 111 می آورم :

“عصر روز 15/3/54 جمع کثیری از طلاب و روحانیون برای بزرگداشت قیام 15 خرداد سال 1342 مطابق برنامه هرساله ، مجلس یادبودی در مدرسه فیضیه برگزار کردند . پس از نماز مغرب و عشا گروهی از طلاب با تبعیت از پیام امام خمینی از داخل مدرسه با شعارهایی چون :« درود بر سعیدی ها ، سلام بر خمینی ، مرگ بر شاه مزدور» تظاهراتی به سمت میدان آستانه ، به راه انداختند . مامورین با استفاده از ماشین آب پاش ، کوشیدند حرکت تظاهرکنندگان را سد نمایند ؛ ولی موفق نشدند؛ سپس گاز اشک آور شلیک کردند .در نتیجه طلاب به داخل مدرسه عقب نشینی کرده ، درب مدرسه را بستند و تظاهرات خود را ادامه دادند . در ساعت 10 شب بعضی از طلاب که قصد خروج داشتند تا به منزل یا خوابگاههای خود بروند ، توسط نیروهای محاصرکننده بازداشت می شوند که ساواک در گزارش خود نام 23 تن از آنان را با ذکر مختصری از بازجویی های آنان آورده است .آن شب محاصره شدگان هر از گاهی تا صبح شعارهایی چون « طلبه ها بیدارند ، بله » ، « از پهلوی بیزارند ، بله » را سر دادند . بامداد روز 16 خرداد مجددا طلاب دست به تظاهرات زده و تعدادی از آنان نیز با پوشاندن صورت خود بر روی بام های مدارس آمده ، شعار گویان با سنگ و آجر به نبرد با ماموران محاصره کننده برخاستند . عصر همان روز ، طلاب با اجتماع در مدرسه فیضیه ، مجددا دست به تظاهرات زدند و پس از برگزاری نماز مغرب و عشا با سر دادن شعارهایی به تظاهرات ادامه دادند…

گروهی از انان به هنگام شعار دادن ، با پرتاب سنگ و آجر قصد شکستن محاصره و خروج از مدرسه را داشتند که با عکس العمل مامورین مواجه شده ، توسط ماشین آب پاش و شلیک گاز اشک آور مجبور شدند به داخل مدرسه باز گردند . در این اثنا مامورین پنج تن از طلاب را که نقش بیشتری داشتند بازداشت و به شهربانی بردند .

طلبه ها در مرتفع ترین گنبد مدرسه پرچم سرخی را به نشانه پیروی جنبش خود از قیام امام حسین(ع) برافراشتند و در گوشه و کنار مدرسه نیز پلاکاردهایی را نصب کردند که شعارهایی چون : « به یاد آریم آن ماه محرم ، نیمه خرداد ، خروش خشم انسان های آزاد » یا « خمینی و خمینی ها ، سعیدی و سعیدی ها » بر آنها نوشته بود .

ماموران حاضر که از حجم گسترده جمعیت و شدت مقاومت روحانیون قادر به سرکوبی آنان نشدند، از مرکز تقاضای کمک کردند و برای شناسایی بیشتر جو داخلی مدرسه از روز دوم از طریق گلدسته های مشرف به مدرسه و با به پرواز درآوردن بالگرد از تظاهرکنندگان عکس برداری نمودند . طلاب در طی این سه روز از نان و خرما و بعضا پنیری که از بیرون و به شکل مخفیانه به داخل فرستاده می شد ، تغذیه می کردند. در ایام محاصره ، آب و برق مدرسه نیز توسط ساواک قطع شده بود .

در طول سه روز درگیری و محاصره در گرمای طاقت فرسای خردادماه قم ، بسیاری از روحانیون برای همراهی با محاصره شدگان – دربیرون مدرسه – به فعالیت مشغول بودند . بیش از 500 تن آنان به منزل آیت الله گلپایگانی رفته ، از ایشان تقاضای چاره اندیشی نمودند و عده ای دیگر به منزل سایر مراجع رفتند . گروهی هم در اطراف میدان آستانه و نزدیک درب اصلی مدرسه گرد آمده بودند تا اگر طلاب بیرون آمدند آنان را در میان گرفته ،از تعرض ماموران رژیم جلوگیری کنند .

پیش از هجوم وحشیانه ماموران ، مراجع ثلاث قم در منزل ایت الله حاج شیخ مرتضی حائری تشکیل جلسه داده ، برای رهایی طلاب رایزنی نمودند . چون هجوم و حمله به مدارس پیش بینی می شد طلاب نیز دائما با دفاتر مراجع تهران ، قم و سایر بلاد، تماس تلفنی داشتند؛ ولی هیچ یک از این تلاش ها نتیجه نداد و فیضیه و دارالشفاء، در عصر روز هفدهم خرداد تبدیل به میدان نبردی نابرابر شدند و حماسه خونین و قهرمانانه جنبش سه روزه 15 تا 17 خرداد 1354 سرکوب شد .

در ساعت 4:30 بعد از ظهر روز هفدهم بالگردهای اعزامی مجددا بر آسمان ظاهر شدند و قدرت نمایی کردند و هم زمان نظامیان ورزیده ای که گفته می شد نیروهای ویژه گارد جاویدان شاهنشاهی هستند ، از پشت بام های اطراف مدرسه به داخل حیاط هجوم آوردند و به ضرب و شتم طلاب پرداختند . آنان با تشکیل دالانی انسانی از نیروهای باتوم به دست ، دستگیرشدگان را از این معبر همراه با ضرب و شتم شدید عبور می دادند. پس از انتقال مضروبین و مجروحین به زندان ، نیروهای رژیم مدرسه را اشغال و پس از آنکه با جستجوی حجره به حجره تمامی کسانی را که در آنجا پناه گرفته بودند؛ مضروب و بازداشت کردند و همه درها و پنجره ها را شکستند و اثاثیه آنها را داخل حیاط ریختند ، مدرسه را تعطیل نمودند …

ساواک علت شکل گیری این جنبش را علاوه بر بزرگداشت قیام 15 خرداد 1342 صدور اعلامیه امام خمینی در مخالفت با حزب رستاخیز و تخطئه برنامه اصلاحی شاه گزارش کرده و ملا احمد کروبی را که از چند روز قبل در مدرسه مستقر شده بود و عصرها که مدرسه مملو از جمعیت بود ، سخنرانی می نمود ، از عوامل مشخص تحریک طلاب دانسته است …

چند صد تن از دستگیرشدگان ، در زندان «نسوان » شهربانی قم ، که حداکثر ظرفیت آن 100 نفر بود ، جای داده می شوند . سپس بازجویی همراه با شکنجه از افراد آغاز شد…

در این حرکت خود جوش حدود 500 تن از طلاب و روحانیون که جز تنی چند ، قریب به اتفاق آنان جوان بودند ، بازداشت شدند . بر اساس آمار سال 1354 در مدارس طلبگی قم 6414 تن طلبه مشغول به تحصیل بودند که بر این اساس رقم افراد بازداشتی نشانگر میزان بالای مشارکت آنان دراین واقعه است …

در انعکاس اخبار و تحلیل حوادث 15-17 خرداد 1354 قم ، مطبوعات رژیم شاه بدان گونه که انتظار می رفت با تشبث به دروغ و تحریف عمل کردند . با تیترهایی چون « اطلاعات تازه ای از نقابداران شورشی قم »، عکس هایی از تظاهرات طلاب و روحانیون در لباس غیر روحانی را که برای جلوگیری از شناسایی شدن توسط ساواک ، نقاب برچهره خود زده بودند ، منتشر ساختند و بی آنکه از مناسبت 15 خرداد نامی ببرند ، مدعی شدند که در این تظاهرات «شعارهای کمونیستی » داده شده است ، و عوامل ارتجاع سیاه و سرخ در لباس روحانیت آشوبگری کرده اند . این تبلیغات به گونه ای بود که مراجع قم ناچار از صدور بیانیه و تکذیب آن شدند. بطور نمونه آیت الله گلپایگانی در اطلاعیه خود نوشت : تهمت های ناروایی که در مطبوعات نسبت به روحانیت درج شده ، تکذیب می شود ؛ و ساحت مقدس روحانیت شیعه ، از تایید مرام کمونیسم منزه و مبراست. ”

آنچه آمد به نقل از کتابی است که از سوی موسسه ای وابسته به نهادهای اطلاعاتی کشور انتشار یافته است . حال به طرح ادعاهایی که هر از گاهی در دولت احمدی نژاد و تریبون های رسمی مطرح می شود از قبیل اینکه ایران یکی از ابرقدرت های دنیاست ، قدرت برتر منطقه است ، در باشگاه اتمی جای گرفته است ، باید مدیریت جهان را به دست گیرد ، قدرت نظامی اول خاورمیانه است ، هیچ کشوری نمی تواند نگاه چپ به ایران می کند و اگر بکند همه دنیا را به هم می ریزیم و به آتش می کشیم ، اینکه دولت وامدار هیچ حزبی نیست و همه احزاب و گروهها باید در حزب ولایت حل شوند، و… آن هم درست در شرایط مشابه سال 54 برای درآمد نفت ، و ایضا نحوه مواجهه حاکمیت با تظاهرات اعتراضی مردم پس از انتخابات 22 خرداد 1388 و حضور میلیونی آنها در 25 خرداد را با آنچه رژیم شاه با معترضان انجام داد . ظاهرا در کشور ما دائما تاریخ برخلاف تکرار ناپذیر بودن در حال تکرار است ، و به ویژه حاکمان ما حاضر نیستند در « آئینه تاریخ » بنگرند و عبرت گیرند . و ای کاش حاکمان ما فرصت می کردند همین کتابهایی را که با بودجه بیت المال و توسط نهادهای حاکمیتی انتشار می یابد یک بار می خواندند تا دریابند: تلک الایام نداولها بین الناس ، و رفتار حاکمیت با شهروندان اگر به هر دلیلی و تحت هر نام و عنوانی اگر از مسیر عدالت خارج شد سرانجامی جز سقوط ندارد . فاصله 15 خرداد 54 تا 22 بهمن 57 چقدر بود؟

تاریخ ما ایرانیان انبان تلخ و درد و غم بار ناشی از استبداد مطلقه جاری بر این سرزمین است ، و تلاش ها و تکاپوهای عالمان و مجاهدان و نخبگان قرن معاصر نیز نتوانسته است براین استبداد ریشه دار فائق آید . و به جای آنکه این نیروی عظیم فکری و توانمند در خدمت سازندگی و رشد ایران زمین به کار گرفته شود یک جریان دائمی نخبه کشی برتاریخ ما غالب گشته و بهترین استعدادها را بلعیده است . انقلاب اسلامی با الغای نظام پادشاهی و سلطنت 2500 ساله و تاسیس جمهوری اسلامی گام بزرگی در راه استبدادزدایی از دامن این سرزمین بود اما صد افسوس که در سایه غفلت ها و بی توجهی ها و خوش بینی ها و… حاملین راستین انقلاب به تدریج دیو استبداد بار دیگر از بطری به در آمده و این بار در لباسی به مراتب بدتر به تعبیر علامه نایینی یعنی استبداد دینی ظهور و بروز یافته است . راز اینکه چرا ما به رغم تمدن و فرهنگ کهن و غنی و ویژگی های ممتازی که ایران و ایرانی دارد هنوز در دام عقب ماندگی و فقر و فساد و… گرفتار مانده ایم جز از این بیماری دیرپای استبداد نیست .

آخر اینکه نمی دانم از خیل طلابی که در واقعه خرداد سال 1354 حضور داشتند و طعم باتوم و شکنجه و زندان و… را چشیدند چند نفرشان امروز در مسند و مناصب حکومتی اند و از عملکرد حاکمیت و برخورد سرکوبگرانه با معترضان و منتقدان دفاع می کنند ، معترضان و منتقدانی که همانند آن طلاب در پی براندازی نظام و انجام انقلاب هم نیستند و فقط مطالبه رای‌شان و انتخاب سالم و آزاد در همین نظام را دارند ، و عقل و تدبیر حکم می کند که صدای اعتراض و انتقاد آنها از سوی حاکمیت به درستی شنیده و پاسخ داده شود و نه اینکه با روشی همچون رژیم سلطنتی استبدادی با آنها برخورد شود. شاید این هم از طنز تلخ تاریخ ماست که دوباره یکی از رهبران معترضان به حاکمیت کروبی نام دارد ، آن روز پدر، و امروز پسر! آیا این خود نمی تواند علامتی عبرت آموز برای حاکمیت باشد؟ آن رژیم با آن همه ادعا و ید و بیضا بیش از سه سال دوام نیاورد و… اشتباه آن رژیم این بود که حساب خیلی چیزها را داشت اما حساب ظلم و ستم و بیدادگری و استبدادورزی و… را نمی کرد که سرانجام دیگ ملت را به جوش آورد ، و به نظر می رسد امروز هم حاکمیت این چنین دارند حساب و عمل می کنند و قطعا باید در انتظار سنت جاری در تاریخ و این کلام هشدار دهنده آخرین پیام آور الهی باشند که ملک با کفر باقی می ماند اما با ظلم نه. و از اینروست که ما همچون پیامبران الهی حاکمیت را دعوت به اصلاح می کنیم و بقای این جمهوری اسلامی را در اصلاحات ، گریز از ظلم و استبداد و بازگشت به آرمانهای اولیه انقلاب و در راس آنها عدالت ورزی در همه ابعاد می دانیم و جنبش سبز ریشه در این خاک و باور دارد و هنوز امیدواریم که این دعوت به اصلاح شنیده شود .

منبع: نوروز


17 پاسخ به “چرا حاکمان از تاریخ عبرت نمی‌گیرند؟”

  1. رشيد گفت:

    اتفاقا عبرت ميگيرند . شيوه هاي سركوب جنبشهاي مردمي را مي آموزند و راهبردها و راهكارهاي حكومتهاي مستبد پيش از خود را
    آسيب شناسائي ميكنند .ديگر از امكانهاي وقوع شورشها و……….آگاهند و نطفه ي هر امكاني را كور ميكنند و همه ي راههاي رهائي وميدانهاي گفتگوي مردم را باهم مسدود و مصادره ميكنند .سعي ميكنند اشتباهات شاهان را در كنترل و سركوب رعايا تكرار نكنند .البته كه با همه ي اينها شما درست ميگوئيد آنچه كه عبرت نميگيرند اين است كه ايده اولوژي محكوم به شكست است چرا كه
    مناسبات حاكم بر روابط اجتماعي و اقتصادي نميتواند بي تناسب با تكامل و رشد استعدادهاي مردم باشد و در برابرشان بائيستد
    و در صورت منعطف نبودن ومقاومت در برابر خواست مردم متلاشي خواهد شد

  2. محمد گفت:

    به جا و عالی بود.

  3. ناشناس گفت:

    عالی بود

  4. ناشناس گفت:

    به قول استاد مردمی اواز ایران اقای محمد رضا شجریان خطرناکتر از این وجود ندارد که یک حکومت و ملت حرف همدیگر را نفهمند و در نهایت این ملت است که حرف خود را به کرسی می نشانند

  5. حبیب تبریزیان گفت:

    نه! جناب مزرویی اگر حاکمان از تاریخ درس میگرفتند دنیای ما،امروز بهشت بود.
    در آغاز انقلاب، شعار صدور انقلاب ، هزینه ی کمی روی دست ما نگذاشت و دولت مدعی مدیریت جهان ما ، تاریخ و درسهای آن دوره را یا نخوانده و یا ندیده است.
    نشریه الشرق الاوسط دیروز و امروز دو گزارش خبری دارد یکی راجع به ناکام ماندن تلاش نوری المالکی برای جلب دیگران برای تشکیل دولت ائتلافی منهای جریان العراقیه (که مورد بغض دولت ماست. چون سکولار، ناسیونالیست ومخالف فرقه بازیهای دینی و قومی در عرصه دولتمداری و سیاست است)، و اخبار درز کرده به این نشریه راجع به رایزنی های احزاب عراقی حاکی از منها شدن و کنار گذارده شدن خود نوری المالکی بعنون پروکسی یا نماینده ایران از روند تشکیل دولت است. این بمعنای یک شکست استراتژیک خورد کننده برای دولت ماست که سعی دارد بجای مردم عراق راجع به سرنوشت آنان تصمیم بگیرد.
    دومین خبر راجع به لبنان است که حزب الله با سازمان ملل دارد درمی افتد و دلیل آنهم پرونده قضائی دادگاه بین المللی راجع به ترور رفیق حریری است که این جریان در آن دست داشته است. و علاوه براین «بانکی مون» رئیس شورای امنیت خواسته است که حزب الله در اجرای قطعنامه شورای امنیت مثل بقیه جریانهای سیاسی لبنان کاملاً خلع سلاح شود. این هم بالقوه یک شکست خرد کننده دیگر است . صورت حساب های سنگین حیثیتی، سیاسی و مالی این دو شکست، دیر یا زود آشکار خواهد شد.

  6. علي گفت:

    جناب مزروعي ! بر خلاف نظر جنابعالي تاريخ همواره در حال تكرار شدن است. لطفا كتاب سير نابخردي از تروا تا ويتنام نوشته خانم باربارا تاكمن را حتما مطالعه بفرماييد.

  7. احمد گفت:

    رژيم شاه بعد دستگيري شروع به تبليغ و دروغ پردارزي كرد اما اينا قبل از اين كه اتفاقي بيوفته پيش بيني همه جا رو مي كنند و از قبل با دروغ و فريب زمينه رو اماده مي كنند. رژيم شاه تنها از عوامل نظامي استفاده مي كرد و ديگه لباس شخصي نداشت.
    رژيم شاه اول از اب پاش استفاده كرد(در اين حادثه) بعد از گاز اشك اور اما اينا همون اول از اسلحه گرم
    !

  8. سعید گفت:

    تشکر جناب آقای مزروعی

  9. آزاد گفت:

    بر اساس آمار سال ۱۳۵۴ در مدارس طلبگی قم ۶۴۱۴ تن طلبه مشغول به تحصیل بودند ……. باید بگویم اگر این آمار سال ۱۳۵۴ میباشد، پس در حال حاضر میباید پس از ۳۴ سال هزاران برابر شده باشد، جناب مزروعی چه تعداد از این افراد در آنزمان در ارکان حکومتی بوده و طعم قدرت و ثروت های باد آورده را چشیده بودند، حال در خوشبینانه ترین حالت اگر نه همه اما بخش قدرتمند این روحانیان به هیچ عنوان دست از این منابع سرشار بر نمیدارند. نیازی هم به سرکوب دیگر روحانیون جوان وجود ندارد، شما که بسیار از آمار آگاهی دارید، در حال حاضر چه تعداد از این طلاب از مناطق محروم کشور میباشند. پس از آمدن به حوزه قم به خاطر این محرومیت در کنار قدرتمندان قرار میگیرند . قصدم به احترامی نیست به کسانی که از روی آگاهی در این راه قدم میگذراند، شما خود بهتر میدانید.
    تا زمانی که پول سرشار نفت در این فضا در جریان میباشد ، حوزه مستقلی وجود نخوهد داشت که به مانند سال ۵۴ عمل کند.

  10. دادار گفت:

    درسالهای اول انقلاب درمجلس اول دراعتراضهای بنظام درمورد تجاوز بازادیها ونقض حقوق انسانی شهروندان اشخاصی مثل مرحوم مهندس بازرگان اعتراض میکردندو خواستار فضای بازسیاسی بودند .اقای هاشمی رفسنجانی بصراحت پاسخ دادند ماهرگز اشتباه شاه رانخواهیم کرد چون این فکر غالب بود که نظام شاهنشاهی بدلیل باز کردن فضای سیاسی ناگزیر بسقوط شده بدون توجه باین تجربه تاریخ که هر نظامی خود وسایل سقوط خودرافراهم میکند ایکاش مسئولین نظام جمهوری اسلامی دران زمان براه اشتباه شاه نمی رفتند وامروزملت ما دچار این همه خسارت نمیشدند ونظام نیز دربن بست نمی افتاد چون بهرحال جمهوری اسلامی حاصل انقلاب مردم است با هدفهای ازادی استقلال وعدالت اجتماعی ورشد امروز هم بقول اقای مزروعی دیر نیست اگر حاکمیت بمردم بازگردانده شود.

  11. mahyarfcb@gmail.com گفت:

    تاریخ ثابت کرده انسان از تاریخ عبرت نمیگیره
    در زمان پهلوی هم خیلی کارها برای سرکوب مردم صورت گرفت که در زمان حکومتهای قبل ان برای سرکوب مردم صورت نگرفته بود ولی باز هم سرنگون شد چون رآی مردم در راس حکومت قرار نداشت و ندارد.

  12. ناشناس گفت:

    ضمن تشکر از اقای مزروعی بنظر من تا زمانی که فرهنگ سیاسی این مردم پیشرفت نکند وهمواره این مردم از قهرمانها توقع فکر کردن بجای انها را داشته باشند صاحبان قدرت همواره این چنین میکنند.تا زمانی که منابع سر شار خدادادی وکم شعوری این مردم پابرجاست همواره چنین است.زمانی امثال امام پیدا میشود وتکلیف خود را ادا میکند ولی دلیل ندارد نگران بقیه باشدوبه همین خاطر ارام از این دنیا میرود ولی بقیه مدعیان از ایشان قهرمان میسازند وبجای اینکه تکلیف خود را ادا کنند همانند طوطی تقلید سخنان ایشان را میکنند وبفکر گذراندن دو روز عمر خود در ویلاهای شمال واستفاده از رانتهای سیاسی وسفرهای خارج از کشور وخلاصه
    از ادای تکلیف فقط خوشگذرانیها را میدانند.خیلی هم سخت شود به دستور شرع به کشورهای اروپایی هجرت میکنند

    • ایرانی گفت:

      آیا خود شما از امامتان یک قهرمان نساخته اید ؟ همه حرفهایی که زدید درست بود ولی مردان حکومت باید بیایند و بروند نه یکجا ثابت نشوند .تا وقتی که فرهنگ دگرگون نشود و مردم نتوانند تبادل افکار داشته باشند همیشه برای اینگه خود را سر پا نگهدارند باید مثل پیجک به یک قوی تر از خود تکیه کنند . برای همین ایرانی ها همیشه دیکتاتور ساز هستند چون قوی نیستند.

  13. حسین گفت:

    سالهاست که نه فقط ما بلکه تقریبا تمامی کشورهای منطقه در یک سیکل معیوب گرفتار شده ایم که از طرفی مدیون اکثریت نادان و اقلیت خائن است و از دیگر سو مدیون خزانهء پر و پیمان انرژی که هیچ کشوری نمی تواند از ان بگذرد.

  14. عیسی گفت:

    به نظر من حکومت خوب میداند سر انجامی جز سقوط ندارد وبه تاریخ آشنا است، ولی هم اکنون این موقیعت را ازدست نمی دهد تا میتواند ثروت کشور می مکد

  15. محسن گفت:

    این نیز بگذرد

  16. رشيد گفت:

    حق دارند عبرت نگيرند .چرا كه تاريخ نشان داده است كه هيچ حكومتي ابدي نبوده .شهوت قدرت است كه نميخواهد زوال و فناپذيري خود را بپذيرد