سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » توهم درمانگری در سیاست، از رایش سوم تا دولت دهم...
» استعارات پزشکی، در خدمت توجیه اغراض سیاسی

توهم درمانگری در سیاست، از رایش سوم تا دولت دهم

چکیده :این‌که سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی را از سنخ فعالیت‌های پزشکی برای نجات بیماری بدانیم که فرد، خانواده، یا جامعه نام دارد و فی‌المثل در توجیه طرح بحث‌برانگیز هدفمند کردن یارانه‌ها از «جراحی اقتصادی» نام ببریم که در مقابل آن باید با فتنه‌گران اقتصادی یا همان میکروب‌ها، ویروس‌ها، انگل‌ها، دمل‌های چرکینی که در روند جراحی وقفه وارد می‌کنند برخورد کرد، همه و همه نشان از یک چیز دارد: مشروعیت‌بخشی به طرحی که مشروعیت آن از پیش زیر سؤال...


کلمه – مسعود شریف: وفور استفاده از واژگان پزشکی و استعارات بیولوژیکی در گفتار دولتمردان کنونی معنای روشنی دارد. دولتی که از توجیه منطقی اَعمال و رفتار خود عاجز است دست به دامان شبیه‌سازی می‌شود تا قدرت اِقناع خویش را بالا برد. آخرین نمونه از چنین شبیه‌سازی‌هایی در مورد طرح هدفمندسازی یارانه به چشم می‌خورد.

دستگاه تبلیغاتی دولت در قامت صدا و سیما، ائمه جمعه، کار[نا]شناسان اقتصادی دست به کار می‌شود تا همة توش و توان خود را برای توجیه حذف یارانه‌های حامل انرژی رو کند. خلاصه این تلاش‌ها در یک ترکیب پزشکی ارائه می‌شود: «جراحی اقتصادی». تشبیه یک فعالیت اقتصادی به گونه‌ای «جراحی» در واقع بستر مناسب را برای دولت فراهم می‌کند تا مهر سکوت بر دهان منتقدان خویش زند. وقتی پای بیماری در میان باشد که در آستانة مرگ است چه چاره جز جراحی، و در این‌صورت چه کسی یارای مخالفت با چنین عملی را دارد. البته بکارگیری اصطلاحات پزشکی در میان سیاستمداران ایرانی مسبوق به سابقه است و تنها منحصر به این مورد نمی‌شود. آن‌جا که نمی‌توان به‌سادگی از اِقبال افکار عمومی برخوردار بود، پای چنین استدلال‌هایی به میان می‌آید. برای نمونه سال‌هاست ترجیع‌بند واحد مسئولانِ به‌خصوص فرهنگی دولت، با سابقة بعضاً نظامی، این است که «x سلامت خانواده را به خطر می‌اندازد». حال می‌توان به جای متغیر x هر چیز دیگری گذاشت: ماهواره سلامت خانواده را به خطر می‌اندازد، بالا رفتن سن ازدواج سلامت خانواده را به خطر می‌اندازد، افزایش حضور دختران در دانشگاه سلامت خانواده را … . بدین‌ترتیب هر آن‌چه از دایره اختیار ما خارج است می‌تواند سلامت خانواده را به خطر بیندازد. با این وصف چه کسی حاضر است سلامت یک ارگانیسم زنده به خطر بیفتد؟ این حربه‌ای زبانی-بلاغی است که تنها به‌کارِ بستن دهان مخالفان می‌آید. از این طریق به محض این‌که کسی اعتراض کند و فی‌المثل به نحوة برخورد نیروی انتظامی با ماهواره انتقاد داشته باشد پاسخ می‌شنود که: «مگر نمی‌بینید سلامت خانواده در خطر است».

بدین‌قرار آن‌گاه که دست سیاست‌ورزان از مقبول جلوه‌دادن خط‌مشی‌هایشان کوتاه است، استعارات پزشکی-بهداشتی به میان می‌آید تا محملی باشد برای پوشاندن واقعیت‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، بین‌المللی.

این قبیل استعارات، تداعیِ تاریخی مشخصی دارد. نگاهی به سیاست‌های نژادی صدر‌اعظم رایش سوم، هیتلر، بیشترین کاربرد این واژگان را نشان می‌دهد. پسِ پشت اغلب ادعاهای هیتلر نوعی ذهنیت پزشکی، بهداشتی نهفته است. ذهنیتی که منجر به کشتار نظام‌مند یهودیان در اردوگاه‌های کار اجباری شد. او در نبرد من اشاره می‌کند که «زهر را فقط می‌توان با یک پادزهر از بین برد» و یا از یهودیان با عناوینی همچون «انگل»، «ویروس»، «دمل چرکین» و امثال اینها نام می‌برد تا بتواند راه را برای نسل‌کشی سازمان‌یافته‌ای فراهم کند که به‌هیچ‌وجه نمی‌توان آن را پذیرفت. از این منظر فقط با تشبیه ملت آلمان به یک «بدن» و آسیب‌پذیری آن است که می‌توان راضی به کشتن «میکروب»‌هایی شد که آن را آلوده‌اند.

این‌که سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی را از سنخ فعالیت‌های پزشکی برای نجات بیماری بدانیم که فرد، خانواده، یا جامعه نام دارد و فی‌المثل در توجیه طرح بحث‌برانگیز هدفمند کردن یارانه‌ها از «جراحی اقتصادی» نام ببریم که در مقابل آن باید با فتنه‌گران اقتصادی یا همان میکروب‌ها، ویروس‌ها، انگل‌ها، دمل‌های چرکینی که در روند جراحی وقفه وارد می‌کنند برخورد کرد، همه و همه نشان از یک چیز دارد: مشروعیت‌بخشی به طرحی که مشروعیت آن از پیش زیر سؤال است.


3 پاسخ به “توهم درمانگری در سیاست، از رایش سوم تا دولت دهم”

  1. عمارلویی گفت:

    هدفمند کردن یارانه ها در زمان یکی از خلفای عباسیبه نوعی دیکر اجرا شد که برای یاداوری زعمای قوم و قبیله یارانه ای تکرارش خالی از بازی روز گار ندارد در زمان این خلیفه و با سیاستی که از قبل چیده شده بود به کل مردم بغداد و حومه اعلام نمودند و در بوق و کرنا و با ساز و دهل مردم را به نوعی دیگر تخدیر کردند وبا این ترفند که خزانه خلیفه پر از زر و مسکوک طلا و نقره میباشد وبدین سبب و برای رفاه امت لازم دیدیم و میبینیم برای هر فردی از خانواه یک عدد مسکوک نقره خلیفگانی هبه و… نماییم بنا بر سیاق و رسم روزگار خانواده ها امار خود را بیشتر اعلام نمودند و شاذ و خرم از این بخشش خلیفه روزگار سپری و دعا به جان خلیفه مبذول میداشتند تا اینکه بعد از زمانی نه چندان دور اعلامیه دربار خلیفه بر در و دیوار شهر خود نمایی میکرد مبنی بر این که هر فردی و بنا بر اعلام ودریافت سکه نقره باید و بالاجبار سکه ای طلا به ذربار کمک نماید و حال هر کسی به و بهر دلیلی این باج خلیفه فرموده را ندهد به جزای سلطانی مفتخر خواهد شد و اکنون اش همان اش است وبه نوعی دیگر و با سیاستی دیگر و البته نتیجه اش بیچارگی و ادبار این ملک و ملت این ملک والسلام

  2. یک سبز گفت:

    حاکمیت و دولت غیر مشروع هم سلامت جان و روان جامعه را به خطر می اندازد.

  3. رزمنده گفت:

    بنده بعنوان یک ایرانی مرید سید میر حسین موسوی که ان علاقه نیز از زمان دفاع مقدس نسج گرفته بشدت با سیاستهای دولت نهم دهم و گثافتکاریهای بعد از انتخابات بیزاری می جویم و راه سید بزرگوار که همان هر نفر یک ستاد است را جهت روشن شدن مردم عزیزم می ستایم همانگونه که امام معتقد بود تا مردم به معرفت نرسند هیچ فعلی زخ نمی دهد
    اما سخنی با منافقین و اپوزیسیون مسلح ضد نظام را دارم که ما را با شما کاری نیست اگر روزی بخواهید خیزش اصلاحات را بنام خود مصادره کنید یقین داشته باشید ما همان بسجیان سال 60 هستیم ما هیچوقت اختلاف داخل خانه را به بیرون نمی بریم و وای بر کسانیکه فکر کنند ما از اسلام و دین خود دست شسته ایم این بدترین تحلیل شما می تواند باشد که شما را دوباره در گیر مرصادی دیگر می کند . اصلاحات . موسوس .خاتمی و تمام یاران امام و انقلاب اری
    سیاستهای دولت نهم و دهم نه
    خط قرمز ما با شما حتی فکر کردن برای محاربه نظامی با نظام