حاشيههايي كه ميرود به صف چالشهاي جدي صنعت بیمه بپيوندد
چکیده :در حال حاضر 43 درصد پرتفوي اين صنعت مربوط به شخص ثالث و 17 درصد مربوط به بيمه بدنه اتومبيل و حوادث سرنشين است. در كل 60 درصد پرتفوي صنعت بيمه مربوط به خودرو است كه 43 درصد آن اجباري است....
صنعت بيمه اين بار خود را به حاشيهها سپرده است، حاشيههايي كه ميرود به صف چالشهاي جدي اين صنعت بپيوندد.
به گزارش ايلنا، پس از چالشهاي جدي كه گويا تمامي هم ندارد اينبار حاشيههاي صنعت بيمه مانند خوره به جان اين صنعت افتادهاند. هنوز صنعت بيمه درگير بحثهاي جدي است. بحثهايي كه تاكنون راهحلي براي آنها ارائه نشده است. بيمه ايران شركت نامآشناي صنعت بيمه قرار است دولتي بماند و 47 درصد بازار را نیز در اختيار دارد؛ نقشي كه خصوصيها از آن با عنوان انحصارگري بيمه ايران نام ميبرند و آن را مانع اصلي ايجاد رقابت در بازار ميدانند؛ چرا كه اين شركت با ذخاير قابل توجهي كه در اختيار دارد ميتواند تعرفههاي كمتري به بيمهگذاران پيشنهاد كند. تعرفهاي كه هيچيك از شركتهاي بيمه توان پيشنهاد آن را ندارند.
از اينكه بگذريم، چالش دیگر انگشت اتهامي است كه شركتهای بیمه به سوي هم نشانه ميروند. خصوصيها بيمه ايران را متهم به نرخشكني ميكنند و بيمه ايران نيز شركتهاي خصوصي را علاوه بر نرخشكني به ناكارآمدي متهم ميكند. در اين بين فرشباف رئيس كل بيمه مركزي نيز معتقد است نرخي در بازار وجود ندارد تا شركتهاي بيمه نرخشكني كنند؛ پدیدهای که در بازار هست دامپينگ است و نه نرخشكني.
از اين هم ميگذريم، آزادسازي تعرفهها و سكون ضريب نفوذ بيمه نيز از ديگر مباحث جدي قابل طرح در صنعت بيمه هستند.
به غير از اينها صنعت بيمه از تركيب نامناسب پرتفوي رنج ميبرد. در حال حاضر 43 درصد پرتفوي اين صنعت مربوط به شخص ثالث و 17 درصد مربوط به بيمه بدنه اتومبيل و حوادث سرنشين است. در كل 60 درصد پرتفوي صنعت بيمه مربوط به خودرو است كه 43 درصد آن اجباري است.
بيمه شخص ثالث نيز صنعت بيمه را كم نيازرده است. رشتهاي كه به دليل ثابت نگه داشتن تعرفهها توسط دولت و افزايش تعرفهها باز هم توسط دولت براي چندين سال پياپي، زيانده نام گرفته است. بيمهگران دو سال است دل به آييننامهاي خوش كردهاند كه در هيات دولت در انتظار بررسي است و هنوز نوبت آن نرسيده است. شايد كه اين آييننامه گرهگشاي زيان شخص ثالث باشد.
بيمه عمر و زندگي نيز از دیگر چالشهای صنعت بیمه است. این رشته از رشتههاي پر طرفدار صنعت بيمه در خارج از كشور است، به طوري كه بيش از 60 درصد پرتفوي صنعت بيمه در كشورهاي پيشرفته را تشكيل ميدهد، اما بیمه عمر و زندگی در ايران به شدت مهجور مانده است. آخرين آمار حكايت از اين دارد كه سهم بيمه عمر و زندگي در ايران حدود 7 درصد است. برخي 50 درصد اتكايي را كه بيمه مركزي از حق بیمهها دريافت ميكند علت عدم رشد اين صنعت ميداند و برخي از عدم بازاريابي مناسب براي اين رشته با عنوان دليلي براي عدم رشد نام ميبرند. در اين گير و دار برخي نيز هر دو دليل و حتی دلایل بیشتری را مطرح میکنند.
از تمامي اين چالشها كه بگذريم عدم استقلال بيمه مركزي به عنوان نهاد ناظر و سياستگذار در اين زمينه پای ثابت تمامی محافل خبری و غیرخبری است. گفته میشود كه بیمه مرکزی توان نظارت كافي و برخورد با شركتهاي بيمه خاطي به ويژه در امر نرخشكني را ندارد.
به جز اينها محدوديتهاي ايجاد شده در حوزه بينالملل برای ایران اگرچه صنعت بيمه را به زانو در نياورده، اما اثرات منفي نيز براي اين صنعت داشته است كه مسوولان بايد براي خنثي كردن اثرات آن به دنبال راه چاره به ويژه در بخش های باربري و مهندسي باشند.
رفع تمامي اين چالشها جز با همكاري دولت، بيمه مركزي، شوراي عالي بيمه و تمامي شركتها و كارشناسان ممكن نخواهد بود. اما گويا اخيرا يكي از شرکتهای بیمه ساز ناكوكي را مينوازد تا بتواند از روش دیگری به رفع چالشهای موجود کمک کند.
يك ماه پيش بود كه به پيشنهاد مديرعامل يكي از شركتهاي بيمه خصوصي و حمايت پژوهشكده بيمه انجمني با عنوان انجمن خبرنگاران حرفهاي صنعت بيمه تشكيل شد. مرامنامهاي نيز در اين بين به امضا رسيد.
حتی اين شركت بيمه يك خبرگزاري را نيز با عنوان آیین، اولین خبرگزاری تحلیلی و تفسیری اخبار صنعت بیمه به نشاني www.aiin.ir راهاندازي كرد و از اين طريق خبرهاي خود را با ارسال پيامك به اطلاع خبرنگاران ميرساند. حتي از برخي خبرنگاران خواسته ميشد كه خبر اين خبرگزاري را مجددا در خبرگزاري محل فعاليت خود منتشر كنند.
ظاهرا هدف اين شركت پرداختن به چالشهاي صنعت بيمه بود كه مسوولان اين صنعت مدتهاست يا آنها را كتمان ميكنند يا در برابر آنها سكوت پیشه میکنند. اين در حالي است كه مديرعامل اين شركت تاكنون تن به انجام هيچ مصاحبهاي نداده و در سكوت خبري به سر ميبرد. شاید اگر وی به جای سکوت خبری در گفتوگو با رسانهها چالشهای صنعت بیمه را مطرح میکرد تاکنون برخی از این چالشها حل شده بودند یا دست کم تمامی بیمهگران به اجماع عمومی برای حل چالشها رسیده بودند.
پرسش اصلي اينجاست كه آيا اين شيوه ميتواند راهكار مناسبي براي حل چالشهای موجود باشد؟ همچنين بايد پرسيد آيا راهاندازي خبرگزاري و تاسيس انجمن براي خبرنگاران با دلسوزي انجام گرفته يا هدفي خاص در پس آن نهفته است؟ مطمئنا چنين رخدادي از سر دلسوزي نبوده است، زيرا همچنان خبرنگاران با مشكلات اقتصادي و ناملايمات كاري دست و پنجه نرم ميكنند و گویا قرار است این رویه همچنان ادامه داشته باشد.
بهتر است بپرسيم چرا خود حاشيهنشينان به ميدان نميآيند و اگر انتقادي دارند چرا خود به طور شفاف و صريح آن را مطرح نميكنند و از خبرنگاران به عنوان بلندگوي خود استفاده ميكنند؟
در اين بين برخي خبرنگاران به دليل شفاف نبودن مواضع و اهداف موسسان از حضور در جلسات انجمن و همکاری با خبرگزاری مزبور خودداري كردهاند و برخي نيز به دنبال پس گرفتن امضاي خود از پاي مرامنامهاي هستند كه در بدو امر از هدف اصلي خود منحرف شد.
پس بهتر است بيمه مركزي و مسوولان صنعت بيمه در فضايي آرام و كارشناسانه به رفع چالشها بپردازند، بيآنكه تن به حاشيهها دهند و خبرنگاران را وسیله رسیدن به اهداف خود تلقی کنند.














به عنوان كسي كه خود چندين سال در شركت سهامي بيمه ايران فعاليت كرده مواردي را متذكر مي شوم
1 – درست است كه بيمه ايران از ذخاير بسيار بسيار قدرتمندي برخوردار است ولي در چند سال اخير قطعا اين شركتهاي خصوصي بودند كه نرخ شكني و تعرفه هاي پايين تر از مصوبه بيمه مركزي را اعمال مي كردند . اين روشها در بسياري موارد براي ما تعجب آور بود كه با چه منطق و پشتوانه ايي دست به چنين رفتارهايي مي زنند. در عين حال بيمه ايران هرگز وارد اين نرخ شكنيها نشد و بازار را به هم نريخت.
2- اكنون مغزهاي مثفكر شركتهاي خصوصي به اين نتيجه رسيدند كه اين روش جذب مشتري و افزايش پرتفوي نيست هرچند كه چندتايي از اين شركتها در عين ورشكستگي كامل هنوز مشغول فعاليت هستند.