سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آیا نامه ها به مقصـــــــــــــــــد می رسند؟...
» از آن سوی دیوارهای زندان

آیا نامه ها به مقصـــــــــــــــــد می رسند؟

چکیده :شاید زندانی هایی که نامه هایی را خطاب به مسوولان کشور نوشتند، از ابتدا قصد چنین نامه نگاری هایی را نداشتند. آنها حرف هایشان را ابتدا به مسوولان زندان، بازپرس ها و قاضی های پرونده شان گفته بودند. آنهایی که در موقع بازجویی کنارشان نبودند. آنهایی که فکر می کردند به دردل شان گوش می دهند. زندانی ها گاهی از این افراد می شنیدند که این حرفها را نزنید چرا که برای نظام هزینه دارد وبرخی هم با بی توجهی از حرفهای آنها می گذشتند و می گفتند معلوم است که هنوز عبرت نگرفته اید! اما این زندانی ها اغلب در گوشه زندان به این نتیجه رسیدند که چاره ای جز گفتن حقیقت ندارند. آنها باید می گفتند که چه بر سرشان آمده است...


کلمه: بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته صدها فعال اجتماعی و مدنی بازداشت و روانه زندان شدند. در آن روزهای شلوغ و پر هیاهو کسی نمی دانست بر سر این زندانیان چه آمده و در پشت آن دیوارهای بلند بر آنها چه گذشته است. ماه ها پس ازآن روزهای پر التهاب اما زندانیان به این فکر افتادند که آنچه را بر آنها رفته بود ، به گوش مردم و مقامات ارشد نظام برسانند. آنها به تنها راهی که برای شان مانده بود اندیشدند. آنها نامه نوشتند. نامه هایی که اغلب شرح دردها و رنج هایی بود که بر آنها رفته بود. آنها نامه هایشان را خطاب به رهبری، رییس قوه قضاییه، مردم و به هر کسی که فکر می کردند ممکن است حرفشان را بشنود و دادشان را بستاند،نوشتند. نامه هایی که برخی شان منتشر شدند و برخی هم تا امروز منتشر نشده اند. خیلی ها آنها را خواندند و فهمیدند پشت دیوارهای بلند بر زندانیان سیاسی چه گذشته است؟ اما این نامه ها آیا هرگز به مقصد اصلی شان رسیدند و گیرندگان اصلی نامه ها از جمله رهبری و رییس قوه قضاییه فهمیدند که بر زندانیان در این یک سال چه گذشته است ؟ و آیا هرگز زندانیان پاسخی از سوی مسوولان دریافت کردند؟

مسوولان قضایی از جمله دادستان بارها مصاحبه کردند و گفتند که نوشتن این نامه ها جرم بوده است اما هیچ کدام حرفی از محتوای نامه ها نزدند، همچنان که نگفتند اصلا کسی قرار است به نامه های شکایت آمیز زندانیان رسیدگی کند یا نه؟ می گویند برخی از زندانیان هنوز از دریافت پاسخی برای نامه هایشان ناامید نشده اند و هنوز منتظرند شاید روزی در سلول هایشان به صدا دربیاید و کسی به آنها بگوید رهبری نامه های شما را خوانده است و یک هیئت بی طرف را مامور سیدگی به آن کرده است ؟ ايا اصلا اين نامه ها به مقصد می رسند؟ آيا می توان به بررسی اين مظالم اميد داشت؟

نامه هایی از آن سوی دیوارها

شاید زندانی هایی که نامه هایی را خطاب به مسوولان کشور نوشتند، از ابتدا قصد چنین نامه نگاری هایی را نداشتند. آنها حرف هایشان را ابتدا به مسوولان زندان، بازپرس ها و قاضی های پرونده شان گفته بودند. آنهایی که در موقع بازجویی کنارشان نبودند. آنهایی که فکر می کردند به دردل شان گوش می دهند. زندانی ها گاهی از این افراد می شنیدند که این حرفها را نزنید چرا که برای نظام هزینه دارد وبرخی هم با بی توجهی از حرفهای آنها می گذشتند و می گفتند معلوم است که هنوز عبرت نگرفته اید! اما این زندانی ها اغلب در گوشه زندان به این نتیجه رسیدند که چاره ای جز گفتن حقیقت ندارند. آنها باید می گفتند که چه بر سرشان آمده است .

برخی ها هم نامه نوشتند و زندانی شدند.مثل محمد نوری زاد ، روزنامه نگار از جمله این افراد بود که وقتی نامه هایی به رهبری نوشت و از وضعیت موجود انتقاد کرد، روانه زندان شد . او تاکنون بیش از پنج نامه انتقادی اما با لحنی کاملا محترمانه نسبت به رهبری نوشته است.

عبدااله مومنی ،سخنگوی ادوار تحکیم وحدت از زندانیانی بود که پس از تحمل ماه ها حبس نامه ای را خطاب به رهبر انقلاب نوشت او در این نامه از شرح آنچه در هنگام بازجویی بر او رفته بود سخن گفت. او همچنین نوشت که برای رضایت بازجوها و فرار از شکنجه تن به اعتراف هایی خلاف واقع داده است.این فعال سیاسی به پنج سال حبس مجکوم شده است و اکنون در زندان اوین به سر می برد.

اعتراف های اجباری چگونه خلق شدند

مومنی در چهارصدمین روز بازداشت خود خطاب به مقام رهبری نوشت: هتاكي و فحاشي، ضرب و شتم و رفتارهاي غير قانوني از همان لحظه اول بازداشت من آغاز شد. در جريان دستگيري درحاليكه گاز اشك آور كه تا پيش از آن در خيابانها استفاده مي شد در فضاي بسته مرا به حالت خفگي انداخته و امكان هرگونه تحركي را از من سلب كرده بود ماموران دست بردار نبوده و با كينه و دشمني چنان مرا به زير مشت و لگد گرفتند كه با بيني، دهان و دندانهايي خونين و دستان و پاهايي زنجيرشده به مسئولان شان در زندان اوين تحويل شدم؛ و جالب آنكه وقتي به ماموران كه حدود بيست نفر بودند در برابر فحاشي و ضرب و شتم مي گفتم كه از شما به قاضي شكايت مي كنم، با فحش هاي ركيك آنها و الفاظ وقيحانه به خودم و قاضي مواجه مي شدم.

مومنی که برادر یکی از شهدای جنگ هشت ساله ایران است خطاب به رهبر انقلاب توضیح داده است : بازجويان در تمام طول بازجويي بارها مادرم مرحومه‌ام را كه زني مومنه و مادر شهيد است، با بدترين وجه ممكن ، مورد فحش و ناسزا و الفاظ ركيك قرار مي‌دادند، همسر فداكارم، بارها برغم آنكه زني مسلمان و مومنه و همسر شهيد است (و با آنكه مي‌دانستند من با همسر برادر شهيدم ازدواج کرده‌ام) به عنوان….. مي‌ناميدند و خواهران و نواميس مرا به فجيع‌ترين وجه ممكن با لقب …. مورد دشنام و توهين قرار مي‌دادند. اين ابراز مكرر الفاظ ناشايست از مدافعين نظام اسلامي شامل حال برادر شهيدم نيز مي‌شد و هديه‌ي خانواده ما به مهين را منافق مي‌خواندند.

عبدالله خطاب به  رهبری از شرح شکنجه هایی نوشت که برای اعتراف به آنچه بازجویان می خواستند بر او اعمال شده است . او گفت وقتی که برای تن ندادن به این خواسته ها مقاومت می کرده بازجویان با او چه می کرده اند :« البته نتيجه مقاومت کردنم فرو كردن سر من در چاه توالت بود، آن چنان كه كثافت هاي درون توالت به دهان و حلق من وارد و به مرحله خفگي رسيدم.»

این فعال دانشجویی نوشته است : در ادامه چنين فشارهايي و پس از۸۶ روز انفرادي و بعد از ۵۰ روز بي خبري مطلق، عدم دسترسي به تلفن و عدم ملاقات با خانواده و پس ازانجام تمرين زير نظر بازجويان براي اعتراف عليه خود روانه دادگاه شدم.

حمزه کرمی دیگر زندانی حوادث پس از انتخابات هم نامه ای خطاب به دادستان کل کشور نوشت و از آنچه بر او گذشته بود سخن گفت . حمزه کرمی، یکی از مدیران دانشگاه آزاد ومسئول وب‌ سایت جمهوریت به یازده سال حبس محکوم شده است .

او به دادستان کل کشور نوشته است که بازجویی‌ها از همان ابتدا با کتک و سیلی و مشت و لگد آغاز شد و او پانزده بار در حین بازجویی یا پس از آن بیهوش شده است ».

حمزه کرمی همچنین فرو کردن سرش در چاه توالت و آزار جنسی و روحی را از موارد دیگر شکنجه خود در زندان اوین برشمرده است.

داوود سليماني قائم مقام ستاد میرحسین موسوي در زمان انتخابات ریاست جمهوری از دیگر زندانیانی بود که در خرداد ماه ۱۳۸۹ و یک سال پس از بازداشتش به مقام رهبری نامه ای نوشت او هم در نامه اش به رهبر انقلاب تاکید کرد که «در بازجویی‌ها تحت فشار شدید روحی و روانی، ضرب، شتم، فحاشی،اهانت و … قرار گرفته است . او حتی در نامه اش گفت که نام برخی از بازجویانش را می‌داند اما به دلیل اینکه عملاً در بازجویی ها جز خدا شاهدی نداشته ‌اشت . بنابر این هیچگونه ادعایی هم ندارد .»

آریا آرام نژاد ، هنرمند جوان مازندرانی و خواننده ترانه ی” علی برخیز ” که پس ازخواندن این ترانه در شهر بابل دستگیر شد. نیز از شرح شکنجه هایی که در طول بازداشت بر او روا شده ،نوشت . او خطاب به همه مردم نوشت که هنگام بازجویی شکنجه شده است.

زندانیان دیگری هم در این مدت به مسولان کشور نامه نوشتند . تا از این طریق بتوانند تنها قسمت کوچکی از آنچه بر آنها رفته است رابازگو کنند و به گوش همه برسانند. اما ایا این نامه ها را هرگز گیرندگان اصلی شان دریافت کرده و به آن پاسخی داده اند ؟ چه زمان فرستندگان این نامه ها پاسخ خود را دریافت خواهند کرد ؟

منبع: روزنامه کلمه


8 پاسخ به “آیا نامه ها به مقصـــــــــــــــــد می رسند؟”

  1. بامدادسبز گفت:

    سلام، ایا کامنت های ما به مقصد می رسد و یا خوانده می شود؟ فقط یک مساله : اگر کامنت ها را منتشر نکنید و یا بسیار دیر منتشر کنید، خوانندگان دیگر رغبتی به کامنت گذاشتن پیدا نمی کنند. موفق باشید.
    ==
    کلمه: همه کامنت ها خوانده می شود اما در دو روز اخیر به دلیل مشکلات فنی سایت پیام های هموطنان عزیز با تاخیر منتشر می شود.

  2. sabzineh گفت:

    adam yadesh be jomleye emam miofte ke migoft: shah ya midanad ke che zolmhayee be mardom mishavad ke sharik jorm ast va ya namidanad pas bedarde shahi nemikhorad

  3. یار سبز گفت:

    ما این آقایان را به خدائی که اصلا به وجودش اعتقادی ندارند می سپاریم و از او تقاضای انتقام ایشان را در سریعترین زمان ممکن مسئلت می کنیم.
    والله مع الصابرین

  4. گلي گفت:

    خدا در كمين ستمگران است.

    و اينان نيرنگ و خدعه كردند و خدا نيز در برابر اينان خدعه و نيرنگ مي كند كه خدا بهترين نيرنگ كنندگان است.

    ظالمان و جنايتكاران از چهرهايشان شناخته مي شوند.

    آيا نمي داني كه صبح نزديك است.

    قسم به قلم

    ما چيزي و كسي جز خدا نداريم و خدا قلم و كلمه را آفريد

  5. ناشناس گفت:

    وقتی کسی که خطاب نامه هاست ایمان دارد که خودش حق و همه مخالفین ناحق ، ضد دین و یا حد اقل فریب خورده اند، این نامه ها هم برایش جز یک مشت کاغذ پاره و نگارندگان جز یک مشت مغرض که با هدف ضربه زدن به دین دست به قلم برده اند نیستند. این یعنی خانه از پای بست ویران است و رهبران عزیز جنبش سبز می بایست خط قرمز شان کرامت انسانی و خدا باشد نه چیز دیگری.

  6. ياد يوسف بيامبر گفت:

    كاش نامه هاي نوشته شده به خدا بود تا بنده او از نتيجه جنايات خوشحال وبر ان اسرار نكند ياد

  7. نامبرده گفت:

    صم بکم عمی فهم لایعقلون

  8. mahdi گفت:

    hakeman edea mikonand in name ha ja’list. farzan chenin bashad chera be matn anha tavajoh nemikonand in namehaye be estelah ja’li roswaei haye shomara bar mala misazad va be mardom in iman ra ghavi misazad ke ma barhaghim va zalemane hakem batel. ANALBATEL KANA ZAHOOGHA>