آیتالله جوادی آملی: اخلاق در این دنیا باعث میشود بیراهه نرویم و راه کسی را نبندیم
چکیده :اخلاق در چهار بخش براي ما کاربرد دارد که بخش اول آن مربوط به دنياست و سعادت و زندگي مرفه و آرام ما را که نه بيراهه برويم و نه راه کسي را ببنديم در دنيا تامين ميکند. سه بخش ديگر اخلاق به مساله برزخ و قيامت و بهشت برميگردد که شامل طب، معماري و هنر هستند. اخلاق به طب بر ميگردد براي اينکه حيات معنوي ما را تامين ميکند، به معماري بر ميگردد به اين جهت که براي ما بدني ميسازد که با فشار مرگ از بين نميرود و نميپوسد و همچنين به زيبايي و هنر بر ميگردد براي اينکه همه ما علاقهمنديم بعد از مرگ زيبا محشور...
آيتالله جوادي آملي گفت: در قيامت برخي افراد به صورت سيه روي و برخي ديگر سفيدروي محشور ميشوند و رنگين پوست بودن در دنيا نشانه کمال و نقص انسان نيست.
به گزارش ايسنا، آيتالله جوادي آملي در جلسه اخلاق که با حضور جمع کثيري از طلاب و دانشجويان دانشگاههاي مختلف برگزار شد، ضمن تبريک ايام پربرکت دهه کرامت به همه علاقهمندان قرآن و عترت، به تشريح فن اخلاق با استفاده از بيانات نوراني اميرالمومنين عليه السلام در نهجالبلاغه پرداخت و اظهار كرد: اخلاق در چهار بخش براي ما کاربرد دارد که بخش اول آن مربوط به دنياست و سعادت و زندگي مرفه و آرام ما را که نه بيراهه برويم و نه راه کسي را ببنديم در دنيا تامين ميکند.
وي ادامه داد: سه بخش ديگر اخلاق به مساله برزخ و قيامت و بهشت برميگردد که شامل طب، معماري و هنر هستند.
جوادي آملي با تشريح اين سه بخش گفت: اخلاق به طب بر ميگردد براي اينکه حيات معنوي ما را تامين ميکند، به معماري بر ميگردد به اين جهت که براي ما بدني ميسازد که با فشار مرگ از بين نميرود و نميپوسد و همچنين به زيبايي و هنر بر ميگردد براي اينکه همه ما علاقهمنديم بعد از مرگ زيبا محشور شويم.
جوادي آملي با يادآوري اينکه « در دنيا رنگين پوست بودن نه علامت کمال است و نه علامت نقص» اظهار كرد: کساني که در مناطق مختلف جغرافيايي زندگي ميکنند ممکن است رنگ پوست آنها با ديگران فرق کند؛ اينها نشانه کمال و سعادت انسان نيست.
اين مفسر قرآن ادامه داد: رنگي که انسان در قيامت با آن محشور ميشود مهم است، براي اينکه در قيامت برخي افراد به صورت سيه روي و برخي ديگر سفيدروي محشور ميشوند.
وي در بخش ديگري از سخنان خود به جريان سالم بودن پيکر مرحوم ابن بابويه پس از 800 سال اشاره کرد و گفت: مرحوم آقا علي حکيم که يکي از علماي بزرگ اسلام بودند و 200 سال قبل با عظمت و جمال ساليان متمادي در حوزه تهران تدريس ميکردند، در رساله خود که در باب معاد نوشتند، به اين موضوع اشاره کردند و در اوايل رساله نوشتند که وقتي در نزديکي شاه عبدالعظيم حسني – ابن بابويه فعلي – باران فراواني باريد، در اثر آب گرفتگي قبرستان برخي از قبور فرو ريخت.
جوادي آملي ادامه داد: وقتي مردم آن منطقه به زيارت اهل قبور رفتند مشاهده کردند که قبري شکاف برداشت ولي کفن و بدن آن شخص سالم بود و وقتي بررسي کردند، فهميدند که اين شخص محمدبن علي بن بابويه است که 800 سال قبل رحلت کرده بودند.
استاد برجسته حوزه علميه يادآور شد: مردم تهران با شنيدن اين جريان پشت سر هم، شب و روز به زيارت آن قبر ميرفتند و آقا علي حکيم در کتابش مرقوم فرمود که وقتي اوضاع آرام شد به سمت اين قبر حرکت کردند و ديدند که بدن و کفن ابن بابويه سالم است.
وي با اشاره به برخي ويژگيهاي ابن بابويه، تاکيد کرد: پدر ابن بابويه با امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ارتباط داشت و خود ابن بابويه نه امام بود و نه امامزاده، ولي توانست بدني بسازد که هزاران سال سالم باشد.
جوادي آملي اظهار كرد: مرحوم محقق داماد در کتاب شريف خود از برخي بزرگان نقل ميکند که عقل به قدري روشن است که اگر به کثرت حس درآيد و جرم و ماده شود، آفتاب پيش او تاريک است.
وي تصريح کرد: جهل و جهالت اگر به صورتي درآيد، تاريکي پيش او روشن است، يعني جهالت از تاريکي تاريکتر است و عقل اگر به صورت جسم درآيد از آفتاب روشنتر است.
اين مفسر قرآن کريم با تاکيد بر پرداختن به مسائل اخلاق در حوزه و دانشگاه، اظهار كرد: حوزه و دانشگاه کارهاي علمي انجام ميدهند ولي اخلاق بخش عملي است. اينکه ميبينيم برخيها علم دارند و عمل نميکنند براي اين است که علم آنها منشا عمل نيست.
جوادي آملي با بيان اينکه « در محدوده بدن و جان چهار بخش وجود دارد» تصريح کرد: ما چشم و گوش داريم که مجاري ادراکي ماست و دست و پا داريم که با آنها کار انجام ميدهيم. ادارک ما به چشم و گوش و تحريک ما به دست و پا است.
وي ادامه داد: در محدوده تن انسان چهار گروه وجود دارند، گروه اول کساني هستند که هم خوب ميبينند و ميفهمند و هم خوب حرکت ميکنند. دست و پاي اين گروه سالم است و بنا بر ديدشان حرکت ميکنند. اين گروه از افراد از نظر اداراک و تحريک سالم هستند.
جوادي آملي خاطرنشان کرد: گروه دوم افرادي هستند که از نظر ادراک سالم هستند ولي از نظر تحريک مشکل دارند. اين افراد به عنوان مثال مار و عقرب را ميبينند ولي دست و پايشان فلج است و نميتوانند بدوند.
جوادي آملي با بيان اينکه «گروه سوم کساني هستند که دست و پاي قوي دارند ولي چشمشان نميبيند» اظهار كرد: گروه چهارم نيز افرادي هستند که نه چشم و گوش خوبي دارند که بفهمند و ببينند و نه دست و پايي که بدوند.
وي تاکيد کرد: همين چهار گروه در جان ما هم وجود دارد، يعني برخيها خوب ميفهمند و آنجايي که به جزم و انديشه و راي برميگردد موفقاند و هم در بحث عقل عملي خوب ميفهمند.
استاد برجسته حوزه با يادآوري اينکه «جريان عقل عملي که عهدهدار عزم است کاملا جدا از نشئه علم است» تاکيد کرد: ما در درونمان نيرويي داريم که جزم را رهبري ميکند و همچنين نيرويي داريم که اراده و تصميم را رهبري ميکند. اگر هر دو خوب باشند عالم با عمل ميشود.
وي گفت: گروه دوم در بخش جان، کساني هستند که خوب ميفهند و در دانشگاه و حوزه تحصيل ميکنند و خوب ميفهمند اما آنجا که بايد تصميم بگيرد عقل عملي فلج است.
جوادي آملي تصريح کرد: در جريان جهاد دروني گاهي عقل شکست ميخورد و شهوت و غضب پيروز ميشود و دست و پاي عقل را ميبندد لذا انسان با اينکه ميداند رشوه و زيرميزي حرام است، ولي باز هم ميگيرد.
وي اظهار کرد: اين عقل عملي محور تصميم است. اخلاق عملي براي اين است که دست و پاي عقل عملي بسته نشود و اگر بسته شد آن را باز کند.
جواديآملي گفت: گروه سوم کساني هستند که محور عزم آنها خيلي قوي است اما مدار جذب آنها ضعيف است و همانند مقدسان کم درک هستند اما گروه چهارم افرادي هستند که همانند جاهلان نه ميفهمند و نه عمل ميکنند.
اين استاد حوزه با اشاره به برخي روايات از ائمه معصوم عليهم السلام تصريح کرد: به ما گفتند که اگر شما چند روز با اخلاص باشيد چشمههاي حکمت از شما ميجوشد. معلوم ميشود که تمام تلاش و کوشش ما بايد اين باشد که نگذاريم دست و پاي دلمان بسته شود.
وي در بخش دوم فرمايشات خود، به تشريح کلام 235 اميرالمومنين عليه السلام در نهجالبلاغه پرداختند و اظهار داشت: امام علي عليه السلام وقتي ميخواستند بدن پيامبر صلوات الله عليه را غسل دهد و ايشان را براي دفن مهيا کند فرمود (بابي انت و امي يا رسول الله لقد انقطع بموتک مالم ينقطع بموت غيرک) پدر و مادرم فداي تو، اي پيامبر خدا با رحلت شما حادثهاي پيش آمد که با مرگ هيچ کسي آن حادثه پيش نيامد.
وي در ادامه اين کلام اميرالمومنين عليه السلام گفت: اميرالمومنين عليه السلام در ادامه فرمودند (من النبوه والانباء و اخبار السماء خصصت حتي صرت مسليا عمن سواک، و عممت حتي صار الناس فيک سواء و لولا انک امرت بالصبر و نهيت عن الجزع، لانفدنا عليک ماء الشؤون و لکان الداء مماطلا والکمد محالفا، و قلا لک ولکنه ما لا يملک رده، و لا يستطاع دفعه بابي انت و امي اذکرنا عند ربک، واجعلنا من بالک).
جوادي آملي در تشريح اين فرمايشات اميرالمومنين عليه السلام اظهار داشت: انبيا و اولياي الهي وقتي رحلت فرمودند وحي نبوت قطع نشد اما بعد از رحلت شما نبوت و اخبار و آگاهي از آسمان قطع شد، بنابراين حادثه رحلت شما جبران ناپذير است.
وي گفت: امرالمومنين عليه السلام فرمودند که يا رسول الله رحلت شما يک ويژگي و يک گستردگي دارد. مصيبت رحلت شما آنقدر سنگين است که ما حوادث تلخ گذشته را فراموش کرديم و عموميت اين حادثه آن است که نه تنها فرزندان و دوستان و نزديکان شما از اين حادثه گريه ميکنند، بلکه همه کساني که از وضعيت شما باخبر بودند ميگريند. همه عموم در برابر شما خاضع بودند، بنابراين خودشان را داغدار ميدانند.
وي تاکيد کرد: وجود مبارک اميرالمومنين عليه السلام عرض کرده بودند که اگر دستور شما از صبر و نهي از جزع نبود تمام اشک چشمانمان ميريخت و اين غصه و درد براي هميشه هم قسم ما بود، چون مصيبت رحلت شما خيلي سنگين است. لکن نه ميشود جلوي مرگ را گرفت و نه ميشود مرده را برگرداند، بنابراين غصه و درد و رنج اثري ندارد.
وي گفت: اميرالمومنين عليه السلام فرمودند، اکنون که به ملاقات پروردگار ميرويد ما را به خاطر بسپار و براي ما هم طلب مغفرت کنيد.














با درود به دانشمند بر جسته حضرت ایت الله جوادی املی . خداوند کمک کند تا بتوانم درس هایش را بهتر بفهمم.