سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سیاستهای ویرانگر کنونی را به رفراندوم بگذارید...
» میرحسین موسوی در گفت و گو با کلمه:

سیاستهای ویرانگر کنونی را به رفراندوم بگذارید

چکیده :فرض کنید ما همه دشمن و یا فریب خورده دشمن باشیم شما بدون توجه به ما میثاق بین خود و مردم را که رعایت حقوق مردم و حفظ آزادی ها واجرای بدون تنازل قانون اساسی و حق حاکمیت مردم بر سر نوشت خودشان است، رعایت کنید. شما با بازگشت به سمت مردم و قانون و دوری از استبداد خودتان پرچم سبز را بلند کنید. چه کسی به شما اختیار داده است که با ماجراجوئی واستبداد رای کشور را در مقابل همه جهان قرار دهید واین شرایط وخیم را در وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کنید. خودتان برای خودتان هورا نکشید! رفراندوم برگزار کنید ببینید آیا مردم این سیاستهای ویرانگر را قبول می کنند یا...


فرض کنید ما فریب خورده ایم شما به خاطر کشور به مردم بازگردید

کلمه: میرحسین موسوی، آخرین نخست وزیر ایران و یکی از همراهان جنبش سبز در گفت و گویی با کلمه، به تشریح ویژگی های جنبش سبز پرداخته و این جنبش را ما حصل مطالبات معطل مانده یکصد ساله اخیر  و  جنبشی سر زنده، آزادی خواه و رهائی بخش و معاصر با نگاه به سنت و گذشته توصیف کرده است که روز به روز ریشه های آن عمیق تر می شود.

موسوی در این مصاحبه که به تازگی انجام شده، خطاب به اقتدارگرایان گفته است که «فرض کنید ما همه دشمن و یا فریب خورده دشمن باشیم، شما با بازگشت به سمت مردم و قانون و دوری از استبداد خودتان پرچم سبز را بلند کنید.»

میرحسین در همین مصاحبه از دولتمداران پرسیده است که «چه کسی به شما اختیار داده است که با ماجراجوئی واستبداد رای کشور را در مقابل همه جهان قرار دهید واین شرایط وخیم را در وضع اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کنید؟ و در ادامه به آنها گفته که خودتان برای خودتان هورا نکشید! رفراندوم برگزار کنید تا ببینید آیا مردم این سیاستهای ویرانگر را قبول می کنند یا نه؟»

موسوی آبروی امروز نظام را در گرو عمل به قولها و قانون در مورد پرونده هایی چون فجایع کهریزک و یا جنایات حمله به کوی دانشگاه و پیگیری نامه های زندانی های مظلوم سیاسی از جمله عبدالله مومنی و حمزه کرمی و آریا آرام نژاد و فعالین مازندرانی  دانسته است.

نخست وزیر دوران جنگ در این گفت و گو به مشکلات اقتصادی کشور نیز پرداخته و گفته است که گذشته از خطرات  امنیتی و اقتصادی بیرونی که کشور در معرض آن قرار دارد، یک مشکل اساسی امروز«کوتاه شدن دست کشور در استفاده ازنیروهای کارآمد برای مدیریت بحران در سطح سیاسی و اقتصادی و احتماعی است.نیروهای کارآمدی که به عوض انکه مشغول حل مشکلات و از بین بردن اثرات خرابکاریهای اقایان باشند یا در زندانها هستند و یا در انزوا.»

مشروح مصاحبه کلمه با میرحسین موسوی را در ادامه می خوانید.

یکی از بحثهای حساس در فضای ملی وضعیت جنبش سبز در شرایظ کنونی است . تحلیل شما از وضعیت کنونی جنبش چیست و آینده انرا چگونه پیش بینی می کنید؟

جنبش سبز سر زنده است و روز به روز ریشه های آن عمیق تر می شود. جنبش سبز کلمه سبزی است که از دل پرمهر ملت ما جوشیده و ماحصل مطالبات بر زمین مانده یکصد سال اخیر بویژه مطالبات بر آمده از انقلاب اسلامی است . ازهمه مهمتر یک جنبش مدرن و متناسب با شرایط و ضروریات جهان امروزی است. اگر دقت کنید شعار ها و مطالبات در جنبش به گونه ای بیان شده است که مخالفت علنی با آن را برای اقتدار طلبان  مشکل می کند.

دقیقتر بفرمایید که چه  شعار و مطالبه ای  است که مخالفت علنی با آن را  برای جناح اقتدارگرا دشوار  می کند ؟

چه کسی می تواند آشکارا با آزادیخواهی و عدالت طلبی و یا انتخابات غیر گزینشی آزاد و رقابتی مخالفت کند. یا چه کسی می تواندتکیه بر ارزشهای فرهنگهای متنوع قومی را رد کند و یا به به راحتی و باصدای بلند بگوید که کرامت ذاتی انساتها را قبول ندارد و یا نمی خواهد مردم حاکم بر سرنوشت خود باشند و یا بگوید باز تولید استبداد آن هم به قول مرحوم علامه نائینی بد ترین نوع استبداد امر مطلوبی است؟

ما می دانیم درضمیر و باطن انسانی هیچ کس حتی در میان نیروهای امنیتی، نظامی و بسیجیان سیاهپوش امروزی راضی به کشتن و سرکوب ومحبوس کردن فرهیختگان، معلمان، کارگران و زنان و مردان نیست، مگر یک عده بیمار و یا وابستگان به قدرت و سودبرندگان از غارت منابع ملی. به همین دلیل وقتی مخالفان جنبش نمی توانند با خواسته های جنبش  مقابله کنند دشمن تراشی می کنند. دشمن تراشی هایی از جنس آنچه در نوار  سردار مشفق بود. از این نظر نوار سردار مشفق به عنوان یک سند تاریخی دارای اهمیت  هم هست.

برای چندمین بار است که شما به اهمیت نوار سخنان سردار سردار مشفق اشاره می کنید، همان سخنانی که موجب شکایت هفت اصلاح طلب علیه کودتای انتخاباتی نیز شد، اولا اهمیت آن سخنان در چیست ؟ ثانیا به نظر شما دلیل عصبانیت اقتدارگرایان از شکایتی که بر پایه سخنان سردار مشفق استوار بود، چیست؟

سخنان سردار مشفق علاوه برآنکه سندی برای اثبات تقلب و کودتای انتخاباتی است برای نشان دادن انحطاط فکری دشمنان مردم بسیار مهم است. دلیل عصبانیت اقتدار طلبان از شکایت بر پایه سخنرانی  کذائی همین است.

اما ما در مقابل این عصبانیت می توانیم بگوییم که فرض کنید ما همه دشمن و یا فریب خورده دشمن باشیم شما بدون توجه به ما میثاق بین خود و مردم را که رعایت حقوق مردم و حفظ آزادی ها واجرای بدون تنازل قانون اساسی و حق حاکمیت مردم بر سر نوشت خودشان است، رعایت کنید.

شما با بازگشت به سمت مردم و قانون و دوری از استبداد خودتان پرچم سبز را بلند کنید. چه کسی به شما اختیار داده است که با ماجراجوئی واستبداد رای کشور را در مقابل همه جهان قرار دهید واین شرایط وخیم را در وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کنید. خودتان برای خودتان هورا نکشید! رفراندوم برگزار کنید ببینید آیا مردم این سیاستهای ویرانگر را قبول می کنند یا نه؟

مهم ترین ویژگی های جنیش سبز را در شرایط فعلی چگونه بیان می کنید؟

در خلاصه ترین حالت باید بگویم جنبش سبز یک جنبش آزادی خواه و رهائی بخش کاملا معاصر است و نگاه به سنت و گذشته درآن به شیوه ای است که دست و پای آنرا نبسته و امید به آینده هم به نوعی نیست که آنرا دچار خیالپردازی کرده باشد. سیاستهای ویرانگر دولتمداران هم البته نقش اساسی در توجه دادن مردم به شعارها جنبش داشته است و بتدریج انرا بصورت تنها بدیل برای وضعیت موجود در آورده است

می شنویم که آقایان در تبلیغات رسمی خود می گویند که جنبش سبز را جمع کرده اند البته برخی اوقات خیلی راحت هم از لفظ «سرکوب» استفاده می کنند؟ نظر شما در باره این ادعا چیست؟

امتحان این ادعاخیلی ساده است. بگذارند بدون پر کردن خیابانها از نیروهای سیاهپوش و مسلح در مراسمی مثل شانزده آذر و یا بیست پنچ خرداد مردم  نظر خود را با استفاده از حقوقشان که در اصل بیست و هفت قانون اساسی آمده است، نشان بدهند.

با دلخوشی به تجمعاتی که با حاضر غایب کردن در ادارات و یا تشویق و ترساندن و با هدایت احزاب و تشکلهای پادگانی ترتیب داده می شود، مشکل حل نمی شود. همین تکبیرهای خودجوش روز دوشنبه آخر شهریور به تنهائی پاسخ آن همه تجمعات مهندسی شده را داد.

بنده به اختصار در پاسخ این ادعا بگویم که اثراتی که جنبش سبز تاکنون داشته جمع کردنی نیست. شما به ترک هائی که در بدنه آلوده به فساد و ظلم ایجاد شده نگاه کنید. این ترکها در جاهایی به شکافهای غیر قابل ترمیم تبدیل شده است. آنها برای پوشاندن این شکافها بطور مرتب به دروغگوئی وادار می شوند.

آبروی نظام امروز در گرو عمل به قولها و قانون در مورد پرونده هائی چون فجایع کهریزک و یا نامه های زندانی های مظلوم سیاسی و یا جنایات حمله به کوی دانشگاه درآمده است و کاملا مشهود است که دولتمداران راه حلی را در این زمینه ندارند و برای همین دروغ ها هر روز درحال افزایش است و هر روز بیشتر از روز پیش مشت اینان در مقابل مردم ایران و جهانیان باز می شود.

به نظر من تبدیل دروغ بعنوان روش اداره کشور هم نشان خوف است و هم نشان زوال. اینها نه تنها از تجمع ها و راهپیمایی های خیابان که  حتی از مچ بند سبز هنرمندان و ورزشکاران و جوانان نیز می ترسند.

باید به یاد داشته باشیم که در نبود جنبش این فساد و ظلم ساختاری و خودرایی ممکن بود برای مدت طولانی پنهان بماند ودر آینده کشور را در معرض خطرهای علاج ناپذیر قرار دهد.

خلاصه بگویم اینکه ما در مقابل میلیاردها انسان در مقر سازمان ملل بگوییم در ایران زندانی سیاسی وجود ندارد و اینهائی که زندانی هستند می خواسته اند پلیسها را بکشند و یا ترس خود را از مچ بند سبز ورزشکاران و هنرمندان نتوانیم پنهان کنیم نشان می دهد که جنبش در همه حال و همه جای ایران و جهان حضور دارد و اینان را راحت نمی گذارد و عرصه را آن چنان برای ظالمان تنگ کرده است که تصدیق بدیهیات از سوی اینان مساوی رها کردن قدرت خواهد بود وبه همین دلیل بسط آگاهی ها برای آینده کشور و جنبش نقش حیاتی دارد. نیروهای مسلحی که درآستانه روز قدس  برای ترساندن مردم به خیابانها آورده شدند نشان می دهد که اقتدار گرایان از سرزندگی جنبش اطلاع کامل دارند. حالا اگر یک وزیر بی اختیاری  تعادل خودرا در مقابل مچ بند سبز سینماگرها از دست می دهد نباید آنرا جدی گرفت.

به مساله ی اقتصادی بپردازیم. در کشور علاوه بر بحران سیاسی نشانه های آشکاری از بحران اقتصادی دیده می شود. نرخ ارز و طلا و توقف گشایش اعتبارها و کم شدن فروش نفت و اعتصاب ها در چند ماه اخیر در بازارهای کشور اتفاق افتاده است وبیکاری، تورم ومشکلات روز افزون معیشتی نیز کاملا برای مردم ملموس است. اما در مقابل گفته می شود این تحریم ها به نفع کشور است و ما تحریم ها را دور می زنیم و از این قبیل بحثها. نظر شما به عنوان کسی که در هشت سال از بحرانی ترین دوران کشور دولت را اداره کردید در باره بحران های فعلی اقتصادی و ادعاهای دولت چیست؟

بنده بلافاصله بعد از قطعنامه 1929 در یاداشتی گفتم که این قطعنامه و قطعنامه های قبلی قابل اجتناب بودند و گزافه گوئی  هاو ماجراجوئی ها در سیاست خارجی برای استفاده داخلی منجر به صدور این قطعنامه و پیامدهای آن شد و متاسفانه هنوز هم رویه سابق ادامه دارد.

می شود سخنرانی هاو مواضع اخیر در نیو یورک را از زاویه تامین منافع ملی بین استادان و صاحبنظران و حتی کارشناسان زبده وزارت خارجه به بحث و گفتگو گذاشت تا معلوم شوداین مواضع چقدر به نفع مصالح ملی ما بوده است. البته ممکن است در قهوه خانه های بعضی از کشور های عربی به به و چه چه هم بشنویم. ولی اثرات واقعی این مواضع درسفره های محرومان و مستضعفان جامعه و بازار و اقتصاد ملی روز بروز بیشتر حس خواهد شد.

گذشته از خطرات  امنیتی و اقتصادی بیرونی در داخل هم ما مشکل اساسی تری داریم که ممکن است در نگاه اول به نظر نیاید و آن کوتاه شدن دست کشور در استفاده از نیروهای کارآمد برای مدیریت بحران در سطح سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است.

نطام امروز دچار توهمات خطرناکی است و مشغول خراب کردن همه پلهای کوچک و بزرگ پشت سر است و گرنه در داخل این معرکه بزرگ به فکر حذف روز گفتگوی تمدنها از تقویم های کشور نمی افتادند.همین اقدام به ظاهر کوچک به خوبی نگاه کوتاه نگرانه و جناحی را که کشور دچار آن شده است، بخوبی نشان می دهد.

حضرات فکر می کنند عرصه سیاست داخلی و خارجی مثل سر گذرهای کوچک محلات قدیمی است که با اشتلم و فحش و دعوا حریف را از میدان بدر می کردند. مشکل در این است که مقیاسها اشتباه گرفته شده است و بین منافع بزرگ ملی و منافع حقیرانه شخصی  و صحنه پیچیده بین المللی و جدالهای کوچک  سرمحله ای خلط شده است وگرنه با احتیاط و تدبیر بیشتر عمل می شد.

در این بین فریاد شعارهای ارزشی و دینی بیش از همیشه بلند است و من میگویم اگر واقعا اسلام و ایران برای ما اهمیت داشت این همه نیروهای نخبه را از نظام نمی رماندیم آیا امروز جای امین زاده باید در زندان باشد یا وزارت خارجه ؟ و آیا امروز صفائی فراهانی در زندان و بیمارستان باید باشد و یا در وزارت اقتصاد و دارایی؟

اقتدارگرایان خواه خوششان بیاید و یا بدشان بیایداکثریت نیروها و مدیرانی که امروز می توانستند در این بحران نقش آفرین باشند درحزب مشارکت و مجاهدین انقلاب و کارگزاران  واعتماد ملی و سایر تشکلهای مشابه هستند و در این بین مساله عمده دادستان کشور و سخنگوی قوه قضائیه و در حقیقت سخنگوی کل نظام اعلام غیر قانونی بودن  این تشکیلات ها و دستگیری اعضای آنهاست.

بنده متاثر می شوم وقتی می بینم مدیران برجسته کشور عوض آنکه مشغول حل مشکلات و از بین بردن اثرات خرابکاریهای آقایان باشند یا در زندانها هستند و یا در انزوا. همه ما شاهد آن بوده ایم که بعضی از این مدیران در سطح اجرا چه معجزاتی آفریده اند. امروزهمه زنان و مردانی که گمنام و یا مشهور تحت تعقیب و یا در زندان هستند می توانستند گره های بسیار ازمشکلات کشور باز کنند.

بنده از روی دلسوزی توصیه میکنم که این روزهای سخت که سختتر هم خواهدشد تاجائی که میتوان آن هزاران مدیر و نیروی کار امدی که از همه دستگاهها تصفیه شدند مورد توجه قرار گیرند و از تجربیات آن ها استفاده شود. گرچه می دانم که نباید انتظار داشته باشم که میخ‌ آهنین رود در سنگ.

در مورد ادعاهای رسمی در مورد حل مشکلات کشور که زیاد این روزها از رسانه های رسمی شنیده می شود ،چه نظری دارید؟

در این باره باید بگویم شفافیت و اذعان بوجود بحران بخشی جدائی ناپذیر از راه حل است. با پوشاندن مسائل و رجزخوانی نفتی نخواهیم داشت که آنرا بر سر سفره های مردم ببریم و یا امنیت ایران عزیز را تامین کنیم.

دروغ و وارونه سازی حقایق باید متوقف شود تا ما همه مردم را پشت نظام داشته باشیم. باید بدانیم در دراز مدت  برای مردم مهم تر از اسم حکومت تامین حقوق حقه آنان و احترام به کرامت ذاتی آنهاست. اگر می خواهید اسلام را حفظ کنید بطور عملی باید نشان بدهید که اسلام از تامین حقوق مردم و حق حاکمیت انان بر سرنوشت خود وحل مشکلات کشور عاجز نیست ومخالف ظلم وفساد و زورگوئی وفامیل بازی و اختناق است.

هیچ دولت و نظام سیاسی نمی تواتد جز با ایجاد وحدت بین ملت خود در خطرات جدی از خود دفاع کند. راه حل جذب مردم در این است که به آنها اطمینان داده شود که رای آنها دزدیده نخواهدشد و آنها خواهند بود که باید تصمیم بگیرند نماینده اشان در سازمان ملل چگونه سخن بگوید و با کدام کشور دوست باشد و با کدام دشمن. ونمایندگان آنها خواهند بود که تصمیم بگیرند  چه زمانی ازدولتمداران حمایت کنند و  چه زمانی استیضاح. وگرنه با دادن دو اطلاعیه متناقض دریک روز در  مدح و ذم دولت مردم از جنبش سبز جدا نخواهند شد.

به تازگی یکی از سخنگویان  موتلفه گفته است که باید بدنه مردم را از موسوی و خاتمی و کروبی جدا کنیم تا مشکل فتنه حل شود. به نظر می رسد این استراتژی تازه آقایان باشد. ارزیابی شما از استراتژی تازه شان چیست؟

به نظر من استراتژی عاقلانه ای است ولی مردم جذب تشکلهایی می شوند که مردم را بخاطر منافع خودشان با دگر سازیهای بی مورد خودی و ناخودی نکنند واز حقوق مردم دفاع کنند.

چه اشکالی دارد موتلفه هم از رسیدگی به نامه های حمزه کرمی و عبدالله مومنی و به  دفاعیه آریا آرام نژاد و فعالین مازندرانی توجه و رسیدگی کند  و هم مخالفت صریح خود را با شکنجه و اعتراف گیری و تواب سازی اعلام کند. و یا بعنوان یک حزب قدیمی به دستگیری غیر قانونی اغضای نهضت آزادی که آن هم یک تشکل و حزب قدیمی است اعتراض کند؟ مشکل موقعی حل می شود که ما چشممان را به تمایزهائی که خودی و ناخودی کردن ایجاد می کند ببندیم و از حق دفاع کنیم، حتی اگر به ضرر خودمان باشد. من یقین دارم اگر شهید بزرگوار عراقی امروز زنده بود از حق وعدالت دفاع می کرد حتی اگر به ضررخود ویا دوستانش بود.

با تشکر از فرصتی که در اختیار کلمه قرار دادید.


479 پاسخ به “سیاستهای ویرانگر کنونی را به رفراندوم بگذارید”

  1. محمود گفت:

    برید گمشید دلقک های آمریکا فکر اون دنیا هم باشید باید جوابگو باشید!!!!!!!

  2. ناشناس گفت:

    تنها راه رهایی از شری که دامان همتان را خواهد گرفت رفراندوم است! همین!
    اگر چه موسوی رفراندوم را شل گفته است اما کم کم سفت خواهد شد.
    رفراندوم تنها راه برون رفت است. اگر پاسخ آری بود خب شما رهبران کشتار رای مردم بازهم بمانید!
    اما درخت سبز ایران با سرعت رعد و برق بسوی میدان آزادی در حرکت است تا به میدان دموکراسی برسد!
    زنده باد شهروند، مرگ بر بردگی

  3. علی--مشهد گفت:

    رواق چشم من آشیانه توست کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست به خدا نمی توانم جلوی اشکم را بگیرم درود بر مهندس میرحسین موسوی تک تک عبارات ایشان واقعیت محض است. درود برجنبش آزادیبخش سبز ایران. درود بر تمامی رهروان راه حقیقت راستی و آزادگی. ما تا آخرین نفس ایستاده ایم.ما بیشماریم.VVVVVVVV

  4. امير گفت:

    روزنامه منسب به رهبري بصورت درشت و با قيافه حق به جانب تيتر زد كه :
    پيش بيني كيهان درباره 1929 و مهره نشان شده سيا درست بود
    و حالا نظر من :
    از سال 86 تا قبل ار انتخابات سال 88 ، چندين نامه و ايميل دلسوزانه در مورد وضعيت رو به وخامت كشور و مديريت غلط رئيس جمهور به دفتر رهبري و سايت ايشان و روزنامه كيهان ارسال كردم ، اما دريغ از كوچكترين تأثيري در نحوه مديريت داخلي و خارجي كشور …

    با خودم مي گفتم حتما نامه من به دست معظم له نرسيده است .
    اما حالا كه مي بينم همان حرفهاي مرا نخست وزير دوران امام و رئيس جمهور منتخب مردم در انتخابات 88 و ساير دلسوزان نظام و انقلاب، با بياني بسيار زيباتر و تخصصي تر بيان مي كنند كه “” اظهر من الشمس “” است و مثل روز روشن در مقابل تاريكي و ظلمت ، حقانيت خود را نشان مي دهد.
    جاي بسي تعجب و شگفتي دارد كه روزنامه كيهان ميخواهد با قانون اثبات شده خدا و طبيعت ستيز كند و آن : جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا … حق آمد و باطل نابود شد و به درستيكه باطل نابود شدني است …
    ملا كيهان ، حق معلوم است و باطل هم كه مصداق بارزش دروغگويي است ، معلوم است . با چه ميخواهي بجنگي ملاحسين ؟

  5. محمد گفت:

    زنده باد میرحسین تا خون در رگ ماست موسوی سرور ماست

  6. حسین سبز گفت:

    شهریاران بود و خاک مهربانان این دیار
    مهربانی کی سرآمد شهریاران را چه شد

  7. sabz vafadar گفت:

    درود خدا بر میر بزرگ
    در جواب اون دوست آنتی با جمله شریعتی پاسخ می دهم
    (یاد گرفتم هیچگاه با احمق بحث نکنم)
    زنده باد روشنفکران سبز اندیش

  8. سايه گفت:

    چه منطق و استدلال محكمي
    درود بر تو اي آزادمرد

  9. علی گفت:

    درد من تنهایی نیست
    بلکه مرگ ملتی است که
    گدایی را قناعت
    بی عرضگی را صبر
    با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامنند

  10. نحت تعقیب گفت:

    ایول داره میر عزیز ما. با سخنانت حال میکنم میبینم مثل سابق هنوز سر زنده و محکم هستی . به این … درس خوبی دادی
    یا حسین میر حسین

  11. شاطر عباس گفت:

    وای اگر از پس امروز بود فردائی

  12. kamran گفت:

    DOROD BAR MIRHOSEIN HARFE HAGH JAVAB NADAREH!
    refrandom refrandom refrandom

  13. گلادیاتور گفت:

    سلام به همه سبزک ها ! اولا ، میگید شماها بی شمارید ؟ به قول داداش حسین ، غلط کردید بی شمارید ! دوما ، میگید رفراندوم میخواهید ؟ غلط کردید گفتید ! بیاید به زور حکومت رو پس بگیرید دیگه بی شمارها :-) البته فکر نکنم اجازه انتشار به این نوع کامنت ها داده بشه ! ولی میگم تا خواننده بدونه و بسوزه که ما بیداریم :-)

    • فردا ، سبز است . میدانم گفت:

      شما چرا وقتی از خودتون دفاع هم می کنید عین این میمونه که دارید خودتون رو ضایع می کنید؟ نه واقعا چرا؟؟

    • مانی افشار گفت:

      سلام برادر خوبی؟
      چه خبر چیکار میکنی؟؟ میدونستی خدایی هم هست؟ میدونستی یکی از اصول اسلامی این است که همیشه حرمت ها رو حفظ کنیم!
      خداییش میدونستی؟؟ میدونستی که آخرت فروشی کردن یعنی عمر به فنا رفتن؟؟ نه خداییش میدونستی؟
      گفتی به قول حسین !!! همون حسین بازجو دیگه!!
      به هر حال الگوی شما باید این افراد باشند.
      گفتید :البته فکر نکنم اجازه انتشار به این نوع کامنت ها داده بشه!
      خدا رو شکر که خودت میدونستی اینطور کامنت های اصلا معنی و مفهوم ندارند و خودت هم می دانستی که کامنت خیلی مسخره ای سند کردی. به خاطر همین انتظار نداشتی که چنین کامنت هایی تایید شوند ;)
      دوست عزیز، مراقب باش کسی از دین و مذهبت سو استفاده نکنه.
      موفق باشید.

    • سبز گفت:

      ادب از که اموختی از حسین شریعتمداری.
      ما پیروزیم چون سلاح ما قلم است

  14. زنده باد سبز گفت:

    درود بر میرحسین عزیز،الهی که همیشه سربلند باشی‌،چقدر سخنان شما انرژی بخشه،حق نگهدارتون،یا حسین میرحسین

  15. علی-خوزستان گفت:

    درود بر برادرم میر حسین.
    به قول شاعر:
    میر من خوش میروی کاندر سروپا میرمت…

  16. حمید گفت:

    جنبش سبز ؛ ازادی است ؛ عدالت است ؛ حقوق بشر است . این ها ضرورت دوران است و تحقق ان اجتناب نا پذیر .

    از اقایان حاکم می خواهیم به این موج بر حق بپیوندند .

  17. حمید گفت:

    جنبش سبز ازادی است , عدالت است ؛ حقوق بشر است . این ها ضورورت دوران است . از شما مخالفان نیز می خواهیم به ان بپیوندید

  18. محمد ابراهیم فرزند میرحسین گفت:

    آقای بزرگوار ما ، صبح نزدیک است …………… نکنه یه وقت دلتنگ باشید سید بزرگوار ما ، من به بازار بزرگ رفتم و احوال شما را از پدر شهید سید علی موسوی پرسیدم ، زنده باشی سید یا علی مدد

  19. ناشناس گفت:

    مدارس تعطیل ، ادارات تعطیل ، همه به صف : احمدی نژاد اومده ( استقبال خودجوش مردمی ! از ا.ن در گرگان ، 13 مهر 89 )
    اکتبر ۴, ۲۰۱۰
    همه ادارات به اجبار کارمندان خود را به استقبال احمدی نژاد بردند . اتاق به اتاق سرکشی میکردند تا مبادا یک نفر جا مانده باشد . میهمان مهمی آمده : احمدی نژاد !!! چه کسی میتواند بگوید من نمیایم . لیست حضور و غیاب تهیه کرده اند . حراست داریم ، گزینش داریم . به راحتی نانت را آجر میکنند . اگر همین آب باریکه اداره را از ما بگیرند برای زن و بچه چه جوابی داریم ؟ مردم گرگان از دیشب اس ام اس باران شده اند: سومین سفر رئیس جمهور و هیات دولت ، استقبال 9 صبح چهار راه امامزاده عبدالله . از دو روز پیش مدیر کل همه کارمندان را در سالن جمع کرد و از همه خواست به استقبال بیایند . به معاونین خودش توصیه اکید کرد همه کارمندانتان را باید بیاورید . مدیر کل را عمیق میشناسم . ته دلش اصلاح طلب است و بعضی وقتها در جمعهای خصوصی افاضات احمدی نژاد را به سخره هم میگیرد . با خودم میگویم این چه معجزه ایست ؟! دعوت کننده به حرف خودش اعتقادی ندارد . مدعو هم تمایلی به شرکت در این دعوت ندارد . اما باز هم همه مجبوریم برویم ! این چیزی است که درکش برای کسانی که در جوامع دموکراتیک زندگی میکنند خیلی سخت است و تمام جامعه شناسان و روان شناسان دنیا باید روی این قضیه کار کنند : چطور میتوان ترس مردم را از دیکتاتورها ریخت ، چطور مردمی که هیچ علاقه ای به دیکتاتور ندارند خودشان به سرباز پیاده دیکتاتور تبدیل می شوند. بگذریم ، ساعت 8 و نیم که به زور از اداره بیرون آمدیم یک هیات 70-80 نفره بودیم که همه زیر لب غرغر میکردند . مغازه دارها متلک می اندختند . بنرهای چند متری سرتاسر خیابانها را پوشانده . همه جا پلیس بود . استفاده از پلهای عابر پیاده ممنوع شده بود . هر اداره ای چند بنر بزرگ در خیر مقدم به رئیس جمهور و چند تا هم برای خیرمقدم به وزیر مربوطه خودشان ( سال اصلاح الگوی مصرف !! ) . وسط راه همراه چند نفر دیگر مسیر را جدا کردم و به طرف خانه برگشتم . راننده تاکسی غرغر میکرد : همه راهها را مسدود کردند از صبح نتونستم درست کار کنم . صف بچه مدرسه ایها که به استقبال برده میشدند توجه مرا جلب کرد . یک عکس گرفتم
    از خودم میپرسم چرا استقبال را در چهار راه امامزاده برنامه ریزی کرده اند ! مگر میدان شهرداری چه عیبی داشت . فورا جواب را می یابم : فضای کوچک و محدود چهارراه جمعیت را چند برابر جلوه میدهد . آخر اتفاق مهمی در شرف وقوع است . مردمی ترین رئیس جمهور دنیا در راه است

  20. مصدق گفت:

    درود بر مرد بزرگ سرزمینم رییس جمهور محبوبم میر حسین موسوی
    اینجا شیراز قلب تاریخ سرزمین متمدن ایران از کنار تخت جمشید و پاسارگاد در کنار اساطیر شعر ایران حافظ و سعدی به تو و راه سبز امید درود بی پایان می فرستیم.
    سبز می مانیم برای صلح و آزادی

  21. ناشناس گفت:

    مدارس تعطیل ، ادارات تعطیل ، همه به صف : احمدی نژاد اومده ( استقبال خودجوش مردمی ! در گرگان ، 13 مهر 89 )
    اکتبر ۴, ۲۰۱۰
    همه ادارات به اجبار کارمندان خود را به استقبال احمدی نژاد بردند . اتاق به اتاق سرکشی میکردند تا مبادا یک نفر جا مانده باشد . میهمان مهمی آمده : احمدی نژاد !!! چه کسی میتواند بگوید من نمیایم . لیست حضور و غیاب تهیه کرده اند . حراست داریم ، گزینش داریم . به راحتی نانت را آجر میکنند . اگر همین آب باریکه اداره را از ما بگیرند برای زن و بچه چه جوابی داریم ؟ مردم گرگان از دیشب اس ام اس باران شده اند: سومین سفر رئیس جمهور و هیات دولت ، استقبال 9 صبح چهار راه امامزاده عبدالله .

  22. ایران زنده گفت:

    سلام بردوستان سبز چرا همه ای شما دوستان عزیز فقط تهران را میبینید شهر های دیگه هم جزئی از این کشور هستند اینکه چند میلیون در تهران به خیابان بیان که ملاک نیست امام فرمود میزان رای ملت است نه میزان رای تهران شاید شهر های دیگه اقای موسوی را قبول نداشته باشن پس به رای همه احترام بذارید ممنون

  23. farid_esfahan گفت:

    ma hastim ma hastim rahe doroogho bastim be omide irane azad…..

  24. نکته بین گفت:

    رفراندوم برای کی بزارید؟ بازهم مردم را پای صندوقهای رای بکشید و نتیجه چیز دیگری از آب بیرون بیاد. آزموده را دوباره آزمودن خطاست!

  25. علی گفت:

    به امید پیروزی ایران و ایرانی .

  26. ناشناس گفت:

    خدایا در چه بدتنگه ای آفتاب غروب کرد/دیگر برای من دنیامگو خرابهء شام بگو…(حیدر بابا— شهریار)خدایا چه کسی بایدزمامدار ایران میشد و چه کسی را(باحقکشی) بجایش نشادند؟میان میر ما تا…تفاوت از زمین تا آسمان است. ضمنا هموطنان آذری توجه داشته باشن میر ما فقط مال اونها نیست، وقتی میرحرف میزنه من حس میکنم داره بالهجهء لری صحبت میکنه(چون من لرهستم)ومطمئنا دیگر هموطنانمان مثل کرد و بلوچ و مازنی وگیلک و… همین حس رو دارن.پس بهتره بجای یاشاسین آذربایجان بگین یاشاسین ایران
    منتظر سبز

  27. فردا ، سبز است . میدانم گفت:

    ( ایران زنده 1- شما را به خواندن پست بالای سرتان ارجاع میدهم 2- چون اهل مشهدم ، خیالتان از مشهد راحت که سبزند ” سرکوب در مشهد مثال زدنی است” 3- اصفهان ، قم ، شیراز،نجف آباد ، اراک ،رشت ،” گرگان وتجمعاتش : دلیلش اخبار دوستانم از همان گرگان بازهم اگر دوستان استان گلستان اینجا هستند رد یا تایید کنند” )
    بابا ماشالا الله به این همه کامنت و همراه . جالب اینجاست که کلمه فیلتره . واقعا چقدر این فیلتر کردنشون تاثیر داره!!!
    شاید جای این حرف اینجا نباشه اما خواهشا و خاضعا میخواهم که این تلویزیون رسا را جدا دردسترس قرار بدهید ، اول از هم
    هاتبرد و یوتل ست را راه بندازید و دوما برنامه سازی کنید ، باور کنید هرروز که تعلل می کنید بسار ضرر می بینیم
    ..فردا ، سبز است . میدانم

  28. مرادی گفت:

    چه نوع رفرداندوم؟ آقای موسوی که سبک خودشان را دارند… یا موسوی یا تقلب شده… ایشان اول توضیح بدهند ببینیم می دانند در مورد چه حرف می زنند بعد ادعا کنند. .. بهتر است تصیمیات در مورد اداره کشور به افراد بالغ و عاقل سپرده شود.

    • رضا گفت:

      دوست عزیز!
      ما دیگر راجع به انتخابات و تقلب حرفی نمی زنیم. هر چه بود گفتیم و هر چه داشتند شنیدیم. مطالبات جنبش سبز اکنون فراتر از انتخابات گذشته است، فعلاً هم حضور فیزیکی را کنار گذاشته ایم و حاکمیت را نظاره می کنیم، چرا که خودشان بهتر از میرحسین موسوی و جنبش سبز دارند ریشه ی خودشان را می زنند. اگر کمی دیگر صبر کنید نتایج تقلب در انتخابات و سرکوب و … که به مدیریت جهانی معجزه ی هزاره سوم منجر و نهایتاً باعث تغییرات وسیعی در ایران امروز ( وحتی منطقه) خواهد شد را می بینید.

  29. sadegh گفت:

    از آقای موسوی انتظار داریم که شیخ شجاع کروبی عزیز را تنها نگذارد …و از مواضع ایشان دفاع و پشتیبانی‌ کند…

  30. ناشناس گفت:

    آقای موسوی عزیز تا کی می خواهید به این روش ادامه دهید؟ صرفا مصاحبه و بیانیه که چیزی را درست نمی کند. افراطیون با سرعت هر چه تمام کشور را به سمت نابودی پیش می برند. وقت زیادی باقی نمانده. اگر وضعیت از یک سری خطوط قرمز عبور کند، بروز جنگ داخلی ، نامنی شدید، تجزیه کشور حتمی خواهد بود. از نطر اقتصادی و اجتماعی نیز شاهد وضعیتی همچون پاکستان سیلزده و نابسامان خواهیم بود. مهندس موسوی عجله کن که نظام اجتماعی مملکت در حال فروپاشی است.
    برای زدن آخرین ضربه وقت زیادی باقی نیست. آخرین ضربهرا محکمتر بزن

  31. علی گفت:

    آقای مهندس اگر این طایفه اهل رفرواندوم و این مقوله ها بودند که با یک کودتای انتخاباتی مملکت را به این بحرانی که شما هم بر آن تأکید و به آن استناد می کنید نمی کشاندند .

  32. روح سبز گفت:

    درود بر میر حسین

  33. خسروي از قم گفت:

    درود بيكران بر نخست وزير دوران جنگ مهنندس ميرحسين موسوي ما تا آخ در كنارت ايستاده ايم و حمايتت ميكنيم اي آزاد مرد دوران

  34. حسین گفت:

    یاحسین میرحسین

  35. پسرخاله گفت:

    خدایا سید مارو از شر یزیدان زمان حفظ بفرما. یاحسین میرحسین

  36. آزادی گفت:

    احمدی نژاد کوروش زمان است————وای برما که این قدر ذلیل شده ایم که به راحتی این .. را با کوروش بزرگ مقایسه میکنند—میر عزیز برس به دادمون—-تو تنها دلگرمی ما هستی……

  37. كويتي. سبزززززززز گفت:

    درود بر موسوي. وسبزها. وحتى ما عجمهاي كويت سبز شديم و از حكومه نجاد خسته شديم وضرر به ما هم رسونده يادش بخير دوران خاتمي تازه علاقات خوب شده بود وايرانيها احترام ميكردن وبدون فيزا ميامديم ايران عزيزمون اما الان عربها از خراب شدن نيروگاه بوشهر ترسي زيادي دارن ورفتارشون كاملا عوض شد. سلام بر منتظري. وفادار شما. كويتي عجم 

    • ونوس گفت:

      ایول شما عجمهای باحال کویت کجای کویتین که دیده نمیشید. خود ایرانیاش که زمان انتخابات گند زدن خوبه حداقل عجماش آبروداری میکنن. به هرحال دمت گرم

  38. ناشناس گفت:

    درود فراوان به همه سبز ها از سايت کلمه خواهش مي کنم مصاحبه با آقاي موسوي را به صورت تصويري يا لااقل صوتي در سايت قرار دهند ٬ هم به جهت انتشار بهتر و هم ديدن روي ماه سيد سبز پيروز و کامياب باشيد

  39. محمد گفت:

    خدا میر حسین را برای ایران نگهدارد
    درود بر شرف و وجدان بیدارش……..
    محمد -پ

  40. سکولار گفت:

    آقای موسوی شما به این دلیل مردم را دعوت به اعتصابات گسترده نمیکنید که میدانید با این امر نظام سرنگون خواهد شد ، و شما سرنگونی نظام را نمیخواهید .

    ولی باید بدانید که این نظام سراسر جور و فساد ، چه شما بخواهید و چه نخواهید نفس های ننگین آخرش را میکشد . پس چه بهتر که به دست مردم ایران سرنگون شود قبل از اینکه مورد حمله آمریکا و کشورهای متحدش قرار بگیریم .

    • میم گفت:

      از کلمه بعید بود چنین کامنتی را منتشر کنه. سکولاز که هست خواستار سرنگونی هم که هست

      • يکي از جوانه هاي راه سبز اميد گفت:

        هموطن عزیز، سلام

        گمانم بر اين است سکولار بودن يک طرز فکر و عقيده است .چرا چون با عقيده ما سازگار نيست آن را حذف کنيم.چرا از کلمه انتظار چنين کاري را داريد .کلمه که مي خواهد رسانه يکي از همراهان گرانقدر جنبش و صداي جنبش باشد چرا بايد برخلاف روحيه و مشي جنبش حرکت کند..
        آن هموطن کمي تند مي رود و برداشت خود را دارد .اما اگر حاکمان اصلاح نشوند و به مردم بازنگردند اين يک نظام خداوندي است…الملک يبقي مع الکفر ولايبقي مع الظلم..

        يک هفته پيش بود که يکي از جوانه هاي ديگر بعد از آخرين مصاحبه خانم رهنورد چنين گفت:
        “خواهش می کنم از سایت های ضد اسلام و ضد جنبشی مثل خودنویس چیزی ننویسید،به خانم رهنورد توصیه می شود خویشتن دار باشد.”
        در پاسخ او نظري نوشتم که اگرچه منتشر نشدولي از آنجا که بي ارتباط نبود. اينجا بار ديگر آن را مي گذارم .و در ادامه توجه شما را به پاسخ اين حقير به آن دوست دعوت مي کنم..:

        به کجا می رویم ؟ نوشته ای که سبزی و دیدم آنچه که گفتید در دیار سبزها غریبه است.

        در این یکسال از اهمیت تکثر و رنگارنگی جنبش سخنها به میان آمده است. از همراهان بزرگوارمان موسوی ، کروبی و … گرفته تا یاران دیگری که دل در گروی آینده این ملک دارند و سبز اند. همچنین این عزیزان با عملکردشان نشان دادند این سخنان در حد تعارف و ظاهرسازی نیست… چاره ای نیست جز این. ایران ما این چنین است و داشتن فردایی پیشرفته و سبز برای آن تنها از این رهگذرمی گذرد وگرنه فردایی که بی شک در راه است عاقبتی بدتر از امروز دارد…ما می خواهیم فردا همه درکنار هم باشیم. نمی خواهیم به هر کسی بازدن برچسب موجب واگرایی جنبش شویم…..جنبش سبز اکنون تبلور آن روز است.
        از نوشته تان بر می آمد که ما نه تنها برادر ملی یکدیگریم. که ان شا الله برادر ایمانی یکدیگر هم هستیم.برخود واجب دانستم آنچه به نظرم می رسد را با شما در میان گذارم.با خود گفتم اگر با افراد و گروه هایی ضد آیین مان برخورد کنیم چه باید کنیم ؟ آیا درست است در پی حذف آنها بر آییم. … به یاد آیاتی از قرآن در تقبیح یکسان سازی انسان ها افتادم .
        “تصور و تلاش براي يكدست كردن مردم، با تاريخ بشري همراه بوده است . از آنجائيكه انسانها اغلب خود بين و محدودنگر هستند و خود را عقل كل تصور مي كنند! ، به گمان اين كه همگان بر اشتباهند و حقيقت به تمامه نزد آنان است ، تلاش مي كنند مردم را زير چتر واحد باورهاي سياسي ، مذهبي ، علمي و فرهنگي خود بياورند و جامعه يكدست بنا كنند ! فلسفه هاي: نازيسم ، فاشيسم ، كمونيسم ، امپرياليسم ، و در اين اواخر ” نظم نوين جهاني” مگر غير از اين است؟
        چرا راه دور برويم ؟ در وطن خودمان نيز سياست هاي : دولت يكدست ، مجلس يكدست ، حزب واحد( حزب فقط حزب اله ….) و امثالهم مگر قابل انكار است ؟ … مي گويند : يك خدا ، يك كتاب ، يك پيامبر، يك دين ، يك رهبر و يك سياست !!… البته اگر آدم ها هم مثل توليدات صنعتي يكسان بودند! اين امر به سادگي عملي مي شد ، اما اشكال اينجاست كه اختيار و اراده خداداد اين همشكلي را بر نمي تابد! ونتيجه اش هم اين همه اختلاف و عناد و خشم و خون و خرابي و خسارت در تاريخ بشري است.
        بي خود نبود كه فرشتگان نيز از خليفه شدن خلق جديد ، كه در زمين فساد مي كند و خون مي ريزد! خدا را ازفلسفه اين آفرينش بي سابقه مورد استفهام انكاري خود قرار مي دهند و او نيز پاسخشان مي دهد كه من چيزي مي دانم كه شما نمي دانيد (مضمون آيات ۳۰ تا ۳۴ سوره بقره)
        اگر فرشتگان از راز و رمز آزادي و ” اختيارِ” انتخاب ، كه كليد آشنائي بر “اسماء” و رشد و كمال آدمي است، آگاه نبودند، چه انتظاري داريد كه آدميان خاك نشين و خود بين ، ارزش آزادي را عميقاً فهميده باشند؟
        تنها قصّه گزينش آدم و موهبت اختيار، كه امانت عظيم آدمي است ، مغفول واقع نشده است ، آيات ذيل كه موكداً مخالفت پروردگار را با يكسان سازي اُمّت ها بيان ميكند ، در طول تاريخ ناديده انگاشته شده است:
        هـــود ۱۱۸ ( در ارتباط با كافران) وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُم…. اگر پروردگارت مي خواست ، همه مردم را امتي واحد ( موحد) قرار مي داد واين همه اختلاف نمي كردند، مگرآنكه پرودگارت رحمتي كند، و براي همين هم آنها را آفريده است …
        نحل ۹۳ ( در ارتباط با اختلافات دروني جامعه اسلامي ) وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلكِن يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَعْمَلُون
        اگر خدا مي خواست ، حتما شما را يك امت قرار مي داد ، اما ( آزادي انتخاب داد تا درنظام واكنشي اعمال) كساني به گمراهي و يا به هدايت برسند ، و مسلما همه شما مسئول و پاسخگوي اعمال خود خواهيد بود.
        شورا ۶ تا ۸ ( در ارتباط با مشركين) وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَولِيَاء اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ
        كسانيكه به غير از خدا اوليائي گرفته اند، خدا مراقب آنهاست و تو وكيل آنها نيستي ……… اگر خدا مي‌خواست ، همه آنها را امتي واحد( موحد) قرار مي داد ، ولي ( بنا به پديده اختيار ) كساني را به رحمت خويش در مي آورد ، اما ظالمان ؛ سرپرست و ياوري نخواهند داشت .
        مائده ۴۸ ( در ارتباط با يهوديان و مسيحيان)…. لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ
        ….. براي هر يك از شما ( مسلمانان ، يهوديان و مسيحيان) آئين و راه روشني قرار داديم ، و اگر خدا مي خواست ، شما را امتي واحد قرار مي داد ، ولي مي خواهد در آنچه ( اختيار ) به شما داده است، شما را بيازمايد. ازاين روي در نيكي ها بر يكديگر سبقت بگيريد . مقصد ( اين مسابقه) به سوي خداست و او در باره اختلافات شما ( در آن روز ) حكم خواهد كرد ( امروز اختلافات را رها كنيد و بر محور مشتركات همكاري نماييد).”*
        امروز اگر صدایی حتی در بخش اندکی از جامعه است.باید شنیده شود.اینکه بخواهیم تمایلات خود را تنها منعکس کنیم.آغازی است که پایانی خوش تر از امروز ندارد.اگر هر گروه و سلیقه به خاطر وجود اختلافی حذف شود. روزی رسد که چیزی دگر باقی نیست. امروز هر کدام از ما باید با درک این مسائل اگر صدایی را می یابیم که خفته است و یا غریبی می کند را به صحنه بیاوریم… امروز تمرینی برای فردا است …تا از آزادی که در راه است به خوبی حفاظت کنیم. در چنین فضایی است که روح جامعه رشد می کند و قدر این نعمت را می داند.در این راه بی شک اشتباهاتی نیز پیش می آید. اما در نهایت با رشد جامعه آینده ای روشن در راه است.
        فردی پیداشده که به برخی از بخش ها و سخنان همراهانی از جنبش انتقاد داشته.چرا صدایش شنیده نشود؟ چرا پاسخ او داده نشود؟
        مگر قرآن و رفتار پیامبر نمی تواند راهنمای ما باشد.پیامبر برای مردم آنقدر شخصیت قائل بود و آنقدر به رابطه برقرار کردن با آنها از طریق مکالمه دو طرفه و گوش دادن صبورانه به حرف هایشان اهمیت می داد که منافقین موذیانه او را «اذن»(گوش) می نامیدند! در جواب این زخم زبان خداوند می فرماید :
        به آنها بگو گوش (بودن ) بخیر و مصلحت شماست.(توبه 61)
        بدیهی است برای مکتبی که اکراه و اجبار را مردود می شمارد و اعلام می کند: « لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی » برای نشان دادن راه رشد از بیراهه و گمراهی بهترین وسیله گفتار است و به همین دلیل است که در جای جای قرآن در برابر موج تکذیب ، تمسخر ، تکفیر و تهدید جبهه داخلی (منافقین) و جبهه خارجی (کفار،مشرکین،اهل کتاب) قرآن با نقل قول آنها (قالوا) بجای دستور سرکوب و ایجاد خفقان مرتبا به رسول خود فرمان «قول» می دهد.
        نکته مهم این است که رابطه شفاهی دوطرفه میان پیامبر و مردم به همان صورتی که در دوران مکه وجود داشته در دوران مدینه ، یعنی در شرایط تشکیل نظام حکومتی نیز ادامه داشته است.یعنی بدست آوردن قدرت سیاسی و حاکم شدن بر جامعه تاثیری در شیوه برخورد رسول اکرم با مردم نداشته است.و موضع او با منکرین ومخالفین حتی در اوج قدرت همواره بحث و بیان و ارائه منطق و دلیل بوده است.
        برادر سبز باید صدای هر رنگ و فکری را شنید… این آغازی است تا به اندیشه ها و باور های گوناگون احترام بگذاریم.چه بسا در این راه، خطای ما آشکار شود … این روش نه تنها باید در برابر کسانی باشد که به شرایط امروزمعترض اند ( خود را سبز می نامند)که باید دربرابر آنها که ما را دشمنان خود و محارب می خوانند، هم باید شکل گیرد. به قول همراه عزیزمان میرحیسن موسوی آن روز روزی است که همه در کنار یکدیگر سبز می شویم….
        ما هنوز در ابتدای راهیم و ممکن است جوانه ی جنبش در این میان نیز اشتباهاتی کند. اما همان اشتباهات روشنگر فردای ماست. در نهایت نیز اقبال و رای مردم تعیین کننده نظر نهایی است.
        ببخشید اگه طولانی شد .خوشحال می شم اگر اشکالی در برادرتان می بینید با او در میان بگذارید.
        سبز باشید.
        *متن داخل گيومه مربوط به يکي از پژوهش هاي قرآني آقاي عبدالعلي بازرگان درباره بدخداشناسي است.

  41. سکولار گفت:

    اینهم کامنت بسیار جالب توجه یکی از اعضای سایت بالاترین :

    نقل قول :
    “جناب موسوی مثل اینکه فراموش کردند که دولت کودتا سال گذشته بی شرمانه با دستکاری ۲۰ میلیونی در نتایج انتخابات تقلب کرد.
    حال گیریم که اینان با رفراندوم موافقت کردند.
    وزارت کشور کودتا به کمک و پشتیبانی شورای نگهبان نتیجه را کاملا برعکس جلوه خواهد داد دقیقا مثل انتخابات! پارسال.
    مشکل دیگر رفراندوم نیست. مشکل مشروعیت نظامی است که با کودتای نظامی به قدرت رسیده. “

  42. ناشناس گفت:

    زنده باد مهندس موسوی عزیز- نور چشم ملت ایران.

  43. رزمنده سابق جبهه،اطریش گفت:

    حاکمیت کنونی کشور را بسیار خطرناک در سراشیبی سقوط جهانی قرار داده است.کشوری مثل ایران در دنیای امروز نباید درگیر یک جنگ دیگر شود.جنگ ،باید یه حرکت تدافعی و به حق باشد،تاریخ از متجاوز و شانتاژگر خوشش نمیاید.اگر قرار باشد جنگی در گیرد، باید همه ملت پشتیبان دولت باشند،نه اینکه مثل امروز دو سوم جامعه از دولت کنونی گریزان.تاریخ ثابت کرده است که حاکمیتهای مردو دار و دمکرات همیشه پایدارند،وقدرت مقاومت در مقابل مصایب را دارند.همان تاریخ،نمایانگر سقوط حکومتهای دیکتاتوری است،و متاسفانه سقوط مردم و کشورشان از هر نظر برای سالها.جامعه ما ایرانیان ،دیگر طاقت رنج و گرسنگی و بیکاری را ندارد.ما یکی از ثروتمند ترین کشورهای دنیا هستیم.در کشور ما نباید فقر و گرسنه و بیکار باشد.ارزش ما بالاتر از این حرفها است که دنیا از ما به عنوان یک کشور غیر قابل کنترل بترسد.ارزش ما ایرانیان بالاتر از این است که کودکان کوچک برای سیر کردن شکم خانوادشان در خیابانها به گدایی بپردازند.بس کنید این رویای خوفناک را!بگذارید ایرانی نفس بکشد.بگذارید ایرانی به کشورش برگردد.بس است پناهنده و مهاجر تولید کردن.بس است ژستهای دهان گشاد و شعارهای تو خالی جهانی،در حالیکه مردم بدبخت،بخصوص جوانان عزیز ایرانی امیدی به ایینده ندارند،و کم نیست تعداد معتادان به مواد مخدر،که اکثرشان حتی سیبیل هم پش لبشان نیست.اینان فرزندان تربیت شده در سیستم شما هستند،حد اقل به انان رحم کنید.کشور به خاطر حاکمیت ابتدایی و غلط و ناپخته شما در حال سقوط است، شما کوچکترین شانسی در مقابل همه دنیا ندارید،اسلحه های شما در مقابل دنیا ،حتی ترقه هم نیستند.ایرانی بلد نیست مهاجم باشد!از جنگ 8 ساله درس بگیرید!یادتان رفت که جنگ را برای ترس از اینکه با امریکا مستقیما در بیفتید،دستپاچه متوقف کردید،درحالی که سالها پیش ار ان امکان پایان بردن شرافتمندانه اش را داشتید ؟ ایرانی فقط دفاع بلد است،شما اما دارید به دنیا حمله میکنید.این حمله شما تمامیت ارضی کشور را اینبار جدا به خطر خواهد انداخت.ایا ضد هوای شما قادر به دفاع واقعی هست؟ایا در مقابل بمبارانهای فرشی و وحشتناک دشمن دستپاچه ،که از ترسش هر هدف را 4 بار مورد حمله قرار خواهد داد میتوانید مقاومت کنید؟بس کنید! ما ایرانیان یک جنگ دیگر را نمیخواهیم!توانش را نداریم !حاکمیت را به دست نمایندگان واقعی و منتخب مردم برگردانید تا زمانی باقی است!در زندانها را باز کنید!به نفرت پایان دهید!شما حتی کاریکاتور هیتلر و استالین هم نیستید!حتی یک سوم قدرت ،نفوذ،و تکنولوژی انان را هم ندارید!از سرنوشت انان درس بگیرید.به خود بیاید! به جای هذیان گفتن،به دقت به حرفهای موسوی گوش دهید،شکا با حمله بچگانه و هر روز خود به جنبش سبز اصلاح طلب،دراصل در حال تبر زدن به تنه خودتان هستید!دشمن بین سبز و سیاه تفاوتی قایل نخواهد شد.حدااقل به این فکر کنید که در زمان شکست،میخواهید به کجا پناهنده گردید؟به کجا میخواهید عقب نشینی کنید؟ضربه ای که شما به دین اسلام زدید،در تاریخ ایران بی سابقه بود!بعضی از زندانیان سیاسی امروز،بسیجیان جبهه های دیروز هستند!مخالفین امروز شما،اکثرا نسل زمان جنگ هستند!شما موفق شدید که چندین نسل متفاوت را با یکدیگر بر علیه خود متحد کنید.بس کنید!بس کنید زمان در حال گذشتن است،و شما بازنده قطعی ان خواهید بود،و اگر به خاطر شماها خطری متوجه کشور من شود، تاریخ ایران شما را نخواهد بخشید!این کابوس غیر انسانی را به پایان ببرید تا زمان دارید.

  44. خس و خاشاک گفت:

    درود بر میر حسین و تمامه ازادیخواهانه سبز . چشم و دلمان روشن شد جانمان تازه . ما یک دل و یک صدا هستیم تا روز ازادی

  45. آزاده گفت:

    دورود بر میرحسین. دقیقا حرف دل ما برزبانش جاری می شود. خدایا حافظش باش.

  46. رضا گفت:

    از آنجا كه هرگونه رفراندوم و راهپيمايي حقيقت را آشكار و دروغگوها را رسوا ميكند با مخالفت مستبدان روبرو ميشود

  47. سبزحسینی گفت:

    دوستانی که درخارج ازایران زندگی می کنند لطفاًاطلاع رسانی کنند درپیامهایشان .چون ماکه درایران زندگی می کنیم معنی بعضی مطالبشان را متوجه نمی شویم مثل زنده بودن جنبش ،خواب کودتاگران را ربودن ،ریشه داربودن وعمیق بودن جنبش،ماتاآخر هستیم و… اگر واقعیت را می خواهید ازداخل ایران خبر بگیرید . درعین حال سوالی هم ازمهندس دارم آیاواقعاًالله اکبر دوشنبه آخر شهریور (!!!!!!)به تنهایی اثر تمام مراسم های دولتی راازبین برد ؟؟؟؟؟کدامیک از طرفداران واقعی جنبش(اعم ازایرانی چه ساکن ایران وچه غیر ساکن ایران وغیر ایرانی اعم ازمسلطین به زبان فارسی !!!!وغیر آن )این حرف راباور میکند ؟.فکر می کنم برای شناخت اوضاع واحوال باید ارزیابی دوباره ای ازاوضاع واحوال ،درخواست های مردم (نه اطرافیان )،وضعیت واقعی هواداران (نه مطالب القایی دوست نمایان )نحوه تلقی کشورهای مسلمان ازجنبش ،ونگاه جهانی واقعی به جنبش داشته باشیم .موفق باشید.

  48. امیر گفت:

    درود بر تو منتخب مردم ایران
    امید را زنده کردی و اشک را به چشمانمان آوردی، آن روز که در صف های صندوق های انتخابات سبز بودیم، اما چه سود، دیوان و ددان و حاکمان ، نور امید مردم را خشکاندند، …، اما راستی، میر عزیز ،تو بعد از آن چه کردی؟ مگر قول ندادی که تا ستاندن حق مردم در کنار آنها باشی؟ مگر شعار “موسوی، موسوی، رای مرا پس بگیر ملت را نشنیدی؟” راستی چه کردی؟ اینکه از مردم بخواهی که به یکدیگر آگاهی بدهند کافی است؟ مردم آگاهند، به دلیل حضور در پای همان صندوقها مردم آگاهند، به دلیل حضور در راهپیمایی های بعد از آن ، مردم آگاهند، و مستند به خون شهیدان سبز می گویم، که به خدا مردم آگاهند، مردم به چیزی بیشتر نیاز دارند، به حرکتی کوبنده و برق آسا، چه کسی به مردم قول این حرکت را داد، آیا نمی خواهی به عهد بین خود و مردم احترام بگذاری؟
    میر عزیز، امروز کشور با شیبی نزدیک به سقوط آزاد به دره نابودی در حرکت است، یک حرکت، یک اعتصاب همگانی و یک راهپیمایی دیگر، کمر حرامیان را خواهد شکست، مردم گوش به فرمان هستند، فرمان بده فرمانده…
    یک منتظر

  49. zenith گفت:

    درود درود درود بر این مرد بزرگ تاریخ

    یاحسین میر حسین

  50. هوشنگ گفت:

    خداوندا..! به حق محمد و آل طاهرينش، اين سرباز امام و امت و اين يادگار نوراني و محبوب شهداي انقلاب و دفاع مقدس را تا ظهور امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشريف سلامت بدار و بدخواهان او را به راه حق و حقيقت بازگردان.
    خدايا..! وقتي دلمان براي امام و شهدا تنگ مي شود به چهره ميرحسين عزيز مي نگريم. عشق به اسلام و امام و شهدا را با سربلندي اين مرد شريف، در دل ما زنده بدار و ما را در راه سربازي اسلام و ايران بميران. آمين.