سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بعد از رحلت امام، خبرگان زیر ساطور شورای نگهبان قرار گرفت...
» گفتگویی با مهدی کروبی، درباره نامه وی به هاشمی رفسنجانی

بعد از رحلت امام، خبرگان زیر ساطور شورای نگهبان قرار گرفت

چکیده :در مورد حوادث خبرگان فعلا مصلحت نیست من وارد بحث تفصیلی شوم. همین قدر بگویم که در سال ۶۹ و پس از رحلت امام در ماههای آخر عمر دوره اول مجلس خبرگان، یک دو فوریتی تشکیل دادند تا هرچه سریعتر و با شتاب بیشتری جلسه را تشکیل دهند؛ مصوب کردند که اختیارات را از حوزه‌های علمیه گرفته و به شورای نگهبان واگذار کنند؛ سرنوشت خبرگان را زیر ساطور شورای نگهبان و برخوردهای سلیقه‌ای آنان قرار...


چندی پیش مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی با ارسال نامه ای به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان، خواهان اعمال نظارت بر نهادهای زیر مجموعه ی رهبری انقلاب شد. در این نامه که یک روز قبل از تشکیل مجلس خبرگان به تاریخ ٢٢ شهریور ماه ۸۹ نوشته شد، آقای کروبی از عدم استقلال قوه قضائیه، فرمایشی بودن احکام دادگاه های سیاسی و مطبوعاتی و دخالت سپاه در مسائل سیاسی و اقتصادی انتقاد کرد. اما چیزی از انتشار این نامه نگذشت که رسانه های مدعی اصولگرایی با فحاشی و توهین به استقبال نامه مهدی کروبی رفتند.

سایت تغییر در گفت‌وگویی با مهدی کروبی، به ارزیابی این واکنش‌های تند و توهین‌آمیز و علت آن پرداخته است. آقای کروبی در این گفت‌وگو تاکید می‌کند که چنین واکنش هایی صرفا در جوامع استبدادی به وجود می آید، و می‌پرسد: آیا مسئولیت بدون پرسش معنا دارد؟

وی همچنین تصریح می‌کند: مجلس خبرگان برای تعیین، نظارت و همچنین عزل رهبری شکل گرفته است. اما اینها می گویند صراحت قانون اساسی را بیان نکنید، حتی تلفظ هم نکن! در حالی که امام به فقهای مجلس خبرگان فرمود: ”مسئولیت تان در راس همه مسئولیت ها است. زیرا بالاترین انحراف که منجر به انحراف تمام ارگان ها می شود، انحراف رهبری است.”

متن کامل اظهارات کروبی در گفت‌وگو با سایت تغییر را در ادامه می‌خوانید:

پس از ارسال و انتشار نامه حضرتعالی به رئیس محترم مجلس خبرگان، آیت الله هاشمی رفسنجانی، واکنش های متعدد و بعضا افراطی در موافقت و مخالفت با جنابعالی صورت گرفت. و این واکنش ها در برخی از جراید اصول گرا حتی با توهین و ناسزاگویی همراه بود. به نظر جنابعالی چرا چنین واکنش هایی له یا علیه شما به دلیل نگارش نامه شما شکل گرفته است؟

معتقدم سوال بسیار خوب و به جایی نمودید اما توضیحاتی در حد مصلحت و مقدوراتی که وجود دارد، بیان می نمایم.

نامه ای مستند به قانون اساسی و بر طبق سیره نظام جمهوری اسلامی برای رئیس یک نهاد مردمی و نظارتی نوشته شده است که در آن خواستار عمل نمودن به وظایف قانونی مجلس خبرگان گردیدم .

نامه ای طبیعی که متوجه نظارت بر نهادهای زیرمجموعه ی رهبری است. از جمله ارتکاب اعمال خلاف قانون و برخورد غیرقانونی و غیر شرعی با مردم مظلوم و یا دخالت سپاه پاسداران در سیاست و اقتصاد کشور.

آیا نباید چنین مواردی، مورد سوال و تحقیق و تفحص و نظارت قرار گیرند.

اما همانطور که شما نیز اشاره کردید، شاهد واکنش های افراطی متعدد و متضاد بودیم.

اینکه چرا اینچنین واکنش هایی نسبت به یک نامه ی کاملا قانونی و طبیعی، شکل می گیرد را باید در وضعیت آشفته ی حال حاضر کشور ریشه یابی نمود. اگر کشور از ثبات لازم برخوردار بود، هر کسی به فراخور تخصص و تعهد در جای حقیقی خود قرار داشته و به مسوولیت خود عمل می نمود، این همه فشارهای گزاف سیاسی و اقتصادی بر مردم تحمیل نمی گردید، حاشیه سازی ها بر واقعیت ها پیشی نمی گرفت، بحران سازی در عرصه ی بین المللی جایگزین روابط حرفه ای دیپلماتیک نمی شد و دهها دلیل دیگر که جامعه ی ما را غیرعادی نموده است، نبود، آنوقت این همه واکنش های شتاب زده و بعضا افراطی و متضاد نسبت به یک نامه ی طبیعی که کاملا در چارچوب قانون نوشته شده است، شکل نمی گرفت.

می خواهم بگویم اینچنین واکنش هایی در جوامع غیرعادی، استبدادی و در فضای خفقان و خودسانسوری و انحصارطلبی بوجود می آید نه در یک جامعه ی پایدار و باثبات.

جمهوری اسلامی دارای نهادهای مختلفی همچون مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان، قوه اجرایی و مجلس خبرگان و دیگر نهادهای نظام که با رای مستقیم یا غیر مستقیم مردم شکل می گیرند، می باشد.

سوال اینجاست که آیا اصلا می توان این نهادها را مورد پرسش قرار داد؟!

آیا مسوولیت بدون پرسش و پاسخگویی معنا و مفهوم دارد؟!

مجلسی که به تشکیل کابینه ی دولت رای اعتماد داده است، آیا حق سوال از دولت و وزرا را دارد؟!

آیا می تواند (به هر دلیلی) از وزراء سوال یا آنان را استیضاح کند؟!

آیا مجلس که منتخب ملت است و نقش قانون گذاری و نظارتی دارد، می تواند عدم کفایت سیاسی رئیس جمهوری را مطرح سازد؟!

همه ی این موارد در نص صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی وجود دارد. ولی متاسفانه کار را به جایی رسانده اند که اگر نماینده ای سوالی بکند با بدترین هجمه های سیاسی مواجه می شود که چرا سوال کردی!

اگر مجلس در مساله ای مستقل وارد شود و بخواهد کند و کاوی کند چنان پتکی بر سر مجلس می کوبند که اصلا مجلس در راس امور نیست و امام هم در زمان خود یک حرفی زده !!

در باب مجلس خبرگان هم که شما پرسیدید، اوضاع همین است.

ببینید!

مجلس خبرگان برای تعیین رهبری و نظارت بر عملکرد وی شکل گرفته است. در قانون صراحتا آمده است که مجلس خبرگان در مواردی حق عزل رهبری را دارد. مثلا اگر رهبری فاقد شرایط لازم باشد، یا به دلیل عارضه ی کهولت سنی، مثل دچار شدن به فراموشی، شرایط رهبری را از دست بدهد، و یا فقهای شورای خبرگان متوجه بشوند که از ابتدا انتخابشان اشتباه بوده است، در چنین مواردی، فقهای خبرگان حق برکناری و عزل رهبری را دارند. تمام این مواردی که عرض کردم نص صریح قانون اساسی است.

اما اینها می گویند اصلا صراحت قانون اساسی را بیان نکن، اشاره نکن! حتی تلفظ هم نکن!

اگر اینچنین است! پس اصلا چرا قانون اساسی نوشته شده است؟!!

نکته ی مهم اینستکه این قوانین زمانی تهیه و تدوین شده اند که انقلاب به پیروزی رسیده و عالی ترین و بارزترین چهره های جمهوری اسلامی اعم از روحانی و غیر روحانی در مجلس خبرگان رهبری (نیمه اول سال ۵۸) حضور داشتند و با وجود اینکه بنیانگذار نظام در قید حیات و در سلامت کامل هستند، قوانین را تهیه و تدوین و مصوب می کنند.

دقت کنید!

حال همین فقهای شاخص و برجسته، می خواهند برای آینده کشور، رهبری تعیین کنند و بر عملکرد وی نظارت دائمی داشته باشند. فقهایی که در سطح مرجعیت بودند از جمله آیات عظام موسوی اردبیلی، صانعی، فاضل لنکرانی، طباطبایی، شیخ جلال طاهری گلپایگانی، خادمی، آذری، میانه جی، روحانی، مشکینی، خاتمی، نجفی خوانساری، راستی، مومن، امینی، شیخ عباس ایزدی و بسیاری دیگر که از چهره های برجسته و بارز روحانیت بودند.

این اشخاص می خواهند در زمان امام که خود حی و حاضر و زنده است، بنیانگذار انقلاب است، دوست و دشمن بر رهبری و مدیریت قوی وی، اذعان دارند، مرجع تقلید است و در جهان به عنوان یک کاریزمای سیاسی، مذهبی مطرح است، مجلس خبرگان تشکیل دهند.

به قدری ایشان جایگاه مقدسی داشتند و از نفوذ رهبری معنوی و سیاسی برخوردار بودند که برخی حتی حاضر نبودند مجلس خبرگان شکل بگیرد چرا که آنرا بی حرمتی نسبت به امام می دانستند و اصلا زیر بار شکل گیری خبرگان رهبری نمی رفتند.

حال شما شخصیت والای امام را بنگرید. امام به محض متوجه شدن از این موضوع، شخصا وارد عمل شده و می فرمایند: ” الان یک دسته … دور افتاده اند که این مجلس خبرگان نباید باشد. برای اینکه تضعیف رهبری است. مجلس خبرگان تقویت رهبری است… این یک تکلیف است … مجلسی که برای ادامه نظام جمهوری اسلامی و مشروعیت بخشیدن به آن نقش اساسی دارد، مجلسی که علاقه مندان به اسلام وجمهوری اسلامی دل بدان بسته و مخالفان و دشمنان چشم به آن دوخته اند “

پس از تاکید و اصرار امام، حجت السلام والمسلمین ناطق نوری که آن زمان وزیر کشور بودند طی نامه ای به امام برای اجرای قانون انتخابات مجلس خبرکان کسب تکلیف می کنند و امام در جواب می گوید:”موافقت می شود. ان شاء الله مبارک باشد“

بالاخره با پیگیری و حمایت و تاکید حضرت امام مبنی بر ضرورت تشکیل خبرگان، انتخابات باشکوهی برای خبرگان برگزار و بیش از ۷۵درصد مردم در این انتخابات شرکت نموده و بدین ترتیب مجلس خبرگان تشکیل شد که از جمله اسامی فوق ذکر شده همه عضو خبرگان بودند. اما حتی بعد از انتخابات نیز بیش از ۸ماه طول کشید تا مجلس خبرگان تشکیل جلسه بدهد، یعنی در سال ۶۱ انتخابات خبرگان انجام شد اما اولین جلسه ی این مجلس در مردادماه سال ۶۲ تشکیل گردید. (مساله ای که به هیچ وجه در سایر انتخابات مسبوق به سابقه نبود و تمام انتخابات ها به فاصله حداکثر یکماه تا ۴۰ روز تشکیل جلسه می دادند)

ولی در نهایت با اصرار و تاکید و پیکیری امام، خبرگان افتتاح گردید و امام جهت تقویت و حمایت بیش از پیش از خبرگان، پیامی را برای این مجلس صادر نمودند، اما در بخشی از این پیام فرمودند: “اکنون شما ای فقهای شورای خبرگان و ای برگزیدگان ملت ستمدیده در طول تاریخ شاهنشاهی و ستمشاهی، مسئولیتی را قبول فرمودید که در راس همه مسئولیتها است … بالاترین انحراف که منجر به انحراف تمام ارگانها می شود انحراف رهبری است،که امروز شما نقش اول آن را دارید.”

در نگاه و اندیشه امام، خبرگان رهبری نقش مهم تعیین رهبری و مسوولیت سنگین مراقبت بر حفظ شرایط رهبری را دارد. امام چنان عمل نمود که خبرگانی با جرات و آزادی عمل تشکیل گردد. چنانچه اشخاص برجسته مجلس خبرگان بر نظارت همه جانبه و دقیق بر عملکرد رهبری نطق می کنند و تاکید می ورزند.

آیت الله مشکینی در ضرورت تصویب قانون قوی نظارت بر رهبری در اجرای اصل ۱۱۱ فرمودند: “اگر می خواهید قانون وضع کنید شهامت دارید قانونی وضع کنید که همیشه بدرد می خورد و با هر رهبری و هر خبرگانی بسازد و اگر واقعا دوستان، این شهامت را ندارند چیزی وضع نکنند بگذارید برای آینده بماند که خبرگان دیگر وضع کنند.”

آیت الله خامنه ای که آن زمان عضو خبرگان رهبری بودند می فرمایند : ” آن امری که تشخیص آن را اصل۱۱۱بعهده خبرگان گذاشته امری نیست که بدون مراقبت و نظارت و تحقیق فهمیده بشود… این قابل قبول نیست که خبرگان امت که با آن همه رأی انتخاب شده اند بنشینند منتظر، در افواه مردم یک چیزی شایع بشود بعد این ها بروند تحقیق بکنند ببینند راست است یا دورغ! این را کسی از شما قبول نمی کند؛ خودتان باید نظارت کنید…”

آیت الله جوادی آملی نیز در این همین باب، فرمود: “خبرگان باید همیشه ناظر بر شئون کشور که در تحت رهبری، رهبر اداره می شود باشد…”

می بینید که امام با آینده نگری، پیگیری و حمایت، فضایی را بوجود آوردند که مشارکت حداکثری و بی نظیری در مجلس اول خبرگان رقم می خورد و در چنین فضایی است که آزادی اندیشه و عمل برای فقهای خبرگان و دیگر اشخاص و نهاد ها فراهم آمد.

آقای کروبی! پس چرا اکنون ما شاهد مجلس خبرگانی که شما آنرا توصیف می کنید، نیستیم؟ چه اتفاقاتی رخ داده که امروز شاهد تضعیف این نهاد مهم و اساسی هستیم؟

بله. متاسفانه همینطور است که می گویید.

ببینید! متاسفانه در تمام بخش ها چنین فضایی پیش آمده است. البته در خبرگان رهبری این مساله بسیار شدیدتر است.

متاسفانه گویا مفاهیم و ارزشها تغییر کرده اند.

جرم شده شجاعت؛ شجاعت شده جرم !

صداقت شده دروغگویی؛ دروغگویی شده صداقت!

امروز عملا کار به جایی رسیده است که دیگر انتخابات واقعی نداریم. بلکه شبهه انتخابات داریم که در فرصتی مغتنم به این مقوله مهم خواهم پرداخت.

البته در مورد حوادث خبرگان فعلا مصلحت نیست من وارد بحث تفصیلی شوم. همین قدر بگویم که در سال ۶۹ و پس از رحلت امام در ماه های آخر عمر دوره اول مجلس خبرگان ، یک دو فوریتی تشکیل دادند تا هر چه سریع تر و با شتاب بیشتری جلسه را تشکیل دهند. اینکه در چه فصلی از سال و در چه مکانی این جلسه تشکیل شد و چه مباحثی شکل گرفت و چه اشخاصی از رفتن به جلسه خودداری کردند، مورد بحث جدی است که بنده توضیح و تفضیل آنرا در صورت نیاز بازگو خواهم نمود.

طبق اصل ۱۰۸ قانون اساسی، شورای نگهبان موظف بود با همکاری وزارت کشور، فقط و فقط برای اولین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری همکاری نموده تا انتخابات برگزار و مجلس تشکیل گردد. اشخاص کاندیدا هم باید برای ورود به انتخابات خبرگان، از حوزه های علمیه قم، گواهی اجتهاد آورده و یا از سوی مدرسین نسبتا معروف گواهی قریب الاجتهادی می آوردند.

اما در همین ایام (سال ۶۹)، در حالی که طبق قانون، شورای نگهبان ماهیت اجرایی و نظارتی خود را بر نهاد خبرگان از دست داده بود و لذا حتی برگزاری و چگونگی برگزاری و کم و کیف آن به عهده ی خود خبرگان بود، اولین انحراف در همین جا رقم خورد. پس از تشکیل دوفوریتی جلسه در ماه های انتهایی عمر خبرگان که امام نیز در قید حیات نیستند، مصوب کردند که اختیارات را از حوزه های علمیه گرفته و به شورای نگهبان واگذار کنند، مساله ای که کاملا خلاف قانون بود و اولین انحراف را رقم زد!

اینچنین بود که سرنوشت خبرگان را زیر ساطور شورای نگهبان و برخوردهای سلیقه ای آنان قرار دادند. مساله ای که همان زمان نیز مورد نزاع و درگیری قرار گرفت.

شورای نگهبان نیز با گذاشتن شرط امتحان دادن برای احراز اجتهاد اشخاص، توانست بصورت سلیقه ای بسیاری را حذف و بر مجلس خبرگان مسلط شود.

به نحوی که بسیاری از آیات و فقهای برجسته از جمله احسان بخش، سیدمحمد علی و سید علی اصغر دستغیب و جمی که عضو منتخب مردم در خبرگان اول بودند، حذف شدند و برخی از فقها و آیات عظام با توجه به اینکه متوجه اتفاقات بودند، به این روند اعتراض نموده و آنرا در شان فقها ندانستند و کنار کشیدند و برخی نیز برای اثبات این رویه ی غلط، اعضای شورای نگهبان را به دادن امتحان مشترک در حوزه علمیه قم فراخواندند تا سطح معلومات اشخاص مشخص گردد.

بدین ترتیب و با ساطور شورای نگهبان خبرگان دوم شکل گرفت.

فلذا ما شاهدیم که سبک ترین و مبتذلترین انتخابات انجام شد به طوری که حضور مردم نیز بسیار کم رنگ بود ولی مدافعان این انتخابات مدعی بودند: “انتخابات مجلس خبرگان به دلیل عدم تاثیرگذاری مستقیم در امور جاری و روزمره مردم، با استقبال زیادی مواجه نشده است”

در حیات بنیانگذار جمهوری اسلامی با اصرار و تاکید ایشان، مجلس خبرگان قدرتمند و آزادانه ای تشکیل گردید چنانچه در نحوه اجرای اصل ۱۱۱ که یک اصل حساس و نظارتی است در اوج آزادی اندیشه و عمل، بررسی و تصویب نمودند. یکی از مواد آن این بود که در کمیته های نظارتی مجلس خبرگان بر رهبری دو گروه نمی توانند عضویت داشته باشند یکی بستگان اعم از نسبی و سببی رهبری و دوم، کسانی که از ناحیه رهبری حکم، سمت و مسولیت دارند.

اما در ادامه همان انحرافی که عرض کردم، همین ماده در سال ۷۱ یعنی در اولین سال دوره دوم خبرگان رهبری که بعد از رحلت امام با آن کم و کیفی که توضیح دادم تشکیل گردید و شرط نداشتن سمت و مسئولیت از جانب رهبری که اساسی ترین و موثرترین شرط نظارتی است، حذف گردید! و مابقی شروط باقی ماند.

لذا، متاسفانه نتیجه اش همین می شود که امروز می بینیم. تشکیل جلسه می دهند و نطق های بی خاصیت انجام می دهند. اگر در این میان کسی هم باشد تا حرفی بزند، فوری وی را بایکوت و تخطئه می کنند و حتی می گویند هر کسی که حرفی بزند، اخراجش می کنیم!! جمعیتهای فرمایشی راه می اندازند تا به جان یک عده عالم محترم و موجه در مناطق خویش، بیافتند و البته همزمان توپخانه های تهمت و افترا از طریق جراید اصول گرا برای جریان سازی علیه کسی که بخواهد نقدی بکند یا سوالی بپرسد، براه می افتد تا او را حذف و یا از صحنه خارج کنند!

تاکید همیشه بنده به قانون در همین موضوع نهفته است. به گفته امیرالمومنین(ع)، زمانیکه لشکر معاویه قرآن ها را بر سرنیزه ها کردند، فرمودند : “قرآن کاغذ است و مرکب، قرآن ناطق منم” لذا قانون در حد کاغذ و مرکب تا به مرحله ی اجرایی و عملی نرسد که اهمیت نمی یابد.

نتیجه ی چنین سیاستهایی همین می شود که یک نامه مستدل، حقوقی و مبتنی بر سیره انقلاب و قانون اساسی که از سر دلسوزی و نگرانی برای انقلاب و آینده کشور نوشته شده است، با این همه هجمه های مختلف سیاسی مواجه می گردد. بطوری که بعضی از جراید در پناه بی قانونی فحاشی می کنند و برخی از آقایان هم می گویند، اتاق جنایتکار لندن فلانی را هدایت کرده تا نامه بنویسد.


40 پاسخ به “بعد از رحلت امام، خبرگان زیر ساطور شورای نگهبان قرار گرفت”

  1. رامين حكمت آرا گفت:

    تا آخر راه با تو هستيم شيخ.بايد با روشنگري ذهن مردم را باز كرد و اماده براي تغييرات دموكراتيك

    • ناشناس گفت:

      دوستان عزیز سبز ، ما هم در روشنگری جامعه ، مسئولیم ، بیایید به تکلیف خود عمل کنیم .

  2. رشيد گفت:

    اميدهاي جنبش سبر 3 نفرند .كروبي شجاع .موسوي با هوش .رهنورد آزاده

  3. safa گفت:

    خدا ظالمین را دوست ندارد.vvvvvvvvvvvvvvvvvvvv

  4. ایران سبز گفت:

    دروود بر کروبی عزیز. خیلی مردی

    بی نظیر بود. کلی از وقایعی که نمی دونستم مطلع شدم. فقط دوست دارم اینو بفهمم که تو ماههای آخر دورۀ اول، تو اون جلسه کیا حاضر بودن و اون قانون رو تصویب کردن. البته می شه حدس زد کیا بودن!! من مطمئنم هاشمی توشون نبوده. شک ندارم.

    یا حسیـــــــــــــــــــــــــــــــــــن، میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر حسیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
    امیدوارم از میر عزیز هم خبری بشنویم. چندوقته صحبت نکردن، دلمون تنگ شده

    یا علی

  5. مهدی گفت:

    با شکل جدید سایت کلمه با فیلتر شکن دیگه به راحتی گذشته نمیتوان کامنت گذاشت

  6. همیشه سبز گفت:

    درود بر کروبی سلام بر موسوی

  7. علی گفت:

    نه که شما نمیدونستید تقلب نشده. دیکتاتور اون کسیه که میگه چرا مردم به من رای ندادن. دست و پا های آخر جنبش سبز چقدر ناشیانه زده میشه!

    • الماس گفت:

      از اینکه دستتون داره رو میشه خیلی ناراحتین نه؟ باشه جونم شما هم دست و پای خودتونو بزنید. فکر کردین اون موقع هرکار دلتون خواست کردین الانم همرو کوبیدین دیگه کسی جرأت نمیکنه لوتون بده. ولی دیدین که چندنفر جرأتشو دارن. خدا موسوی و کروبی رو حفظ کنه که ناگفته های اون سالها رو برای ما نسل سومیها بگن بلکه بفهمیم کسانی که الان دارن حکومت میکنن چه جوری به قدرت مطلقه رسیدن!

  8. محمد گفت:

    ما که هیچ واکنشی ندیدیم.

  9. ناشناس گفت:

    برو بابا! دستت بهش نمیرسه به کلی نفی میکنی دیگه یا للعجب !!!!!

  10. محمد مصدق گفت:

    حتی شکست بهتر از دست دادن اخلاق است
    سبز می مانیم و با اخلاق
    این دوستانمان را نیز خداوند نور هدایت به دلشان بتاباند

    السلام من اتبع الهدی

  11. حسن گفت:

    نمی دونم.یه قسمت هاییش قابل تامله.باید فکر کنم

  12. ناشناس گفت:

    شیخ در میان مردم محبوبتر می شوند درود بر دلاوران ایران اسلامی

  13. ناشناس گفت:

    میشه لطفا از این به بعد هی توی مصاحبه هاتون نگید حالا من نمی گم،حالا من نمی گم؟!
    خب من بیچاره که همون69 به دنیا اومدم و از وقایع اون موقع خبر ندارم از کجا متوجه بشم که اون موقع ها چه اتفاقی افتاده؟!خواهشا روشنگری کنید!!!

  14. سلام سبز گفت:

    سبز يعني ملتي بيدار شد.

    يکي از پلاکاردهاي بعد از انتصابات :
    برادرم را کشتند چون پرسيد راي من کو ؟ به همين راحتي

    به همين راحتي
    الهم عجل لوليک الفرج

    • آنتی سبز گفت:

      به همین راحتی! به همین راحتی….

      به همین راحتی میگن تقلب شده بدون اینکه اثباتش کنن. به همین راحتی!

      تا حماسه 9 دی، 89 روز دیگر…………………

      • داوودی...! گفت:

        سلام.
        9 دی واقعا هیچ حماسه ای در کار نبود… میدونی چرا ؟ چون همه چی از پایه دروغ بود…اربابانتان وقتی دیدند از پاره کردن عکس امام خمینی نتونستند مردم زیادی رو به راهپیمایی بکشونند و از اون بهره برداری خودشون رو بکنند این بار از مضلومیت امام حسین استفاده کردند و اونو بهانه قرار دادند و از هیچ عملی هم کوتاهی نکردند تا دروغ بستن به جنبس سبز و هتک حرمت امام حسین توسط جنبش سبز و یک هفته تبلیغ تو تلوزیون و رسانه ها از صبح تا شب برای یک هتک حرمتی که خودشون ترتیبش رو داده بودند…
        تا اینجا هم دروغ به جنبش سبز بستید هم هتک حرمت کردید و هم از منافع ملی برای تبلیغ یک دروغ استفاده کردید و هم مردم از هم جدا کردید .. اینها همش هیچ…
        چرا بعد از راهپیمایی همه راهپیمایی رو به نام ولایت فقیه گذاشتید ؟ چرا اونو به رهبری نسبت دادید ؟
        چرا گفتید بیعت مردم با رهبری ؟مگر هدف اعتراض به هتک حرمت امام حسین نبود؟
        چرا عکس های رهبری رو دستتون گرفتید ؟ شما همه کار کردید جز محکوم کردن اهانتی که خودتون به امام حسین کردید…
        شما از امام حسین هم استفاده ابزاری کردید… اسمش رو هم میذارید حماسه !

        چرا برای راهپیمایی از همه جای ایران آدم جمع میکنید ؟ اتوبوس قطار میکنید ؟ ساندیس و غذا میدید ؟ چرا کارمندان دولت باید کارشون رو تعطیل کنند و یه حقوق اضافی بگیرند و حتی تهدید بشوند که حتما تو این راهپیمایی حضور داشته باشند؟

        برادر من این شد حماسه ؟
        یا حضور مردم در 25 خرداد با قطعی موبایل و قطعی تلفن از 12 شب به بعد و بدون اس ام اس و با اون وضع اینترنت و خلاصه بدون حتی یک روزنه اطلاع رسانی ؟ و حتی با علم به این که مردم میدونستد که رفتنشون با احتمال برنگشتن همراهه…

        کدوم حماسه هست ؟ 9 دی ؟ یا 25 خرداد ؟
        من به شما علاقه مندم… یه کم منصف باش… 9 دی یا 25 خرداد ؟

        تقلب رو هم … والا دیگه چه جوری باید ثابت بشه ؟ شما اگه میخواستید یه کم به حرف مخالفتون گوش بدید و یه کم منطقی باشید الان متوجه شده بودید تقلب شده یا نه …

  15. فرشاد گفت:

    تو رو خدا مصلحت اندیشی رو کنار بزار ای شیخ شجاع الان مهمترین مصلحت دفاع از خونهای به ناحق ریخته شده است
    ما بیشماریم…………………………………………………..

  16. saeid گفت:

    کروبی! از صمیم قلب دوستت دارم. درود بر موسوی، سلام بر کروبی

  17. amin گفت:

    درود بر كروبي ،خاتمي و موسوي

  18. دامغاني گفت:

    اي کاش اين حرفها را همان موقع ميزديد ولي بازم دستتون درد نکنه که شجاعانه به جبهه دشمن تازيده ايد

  19. ع.ر.ق گفت:

    خدای شکر ، این ملت هنوز زنده است
    زنده باد کروبی
    پاینده باد موسوی
    دوستت داریم خاتمی
    زنده و پاینده باد ایران سر فراز و سبز اندیشان

  20. ناشناس گفت:

    انقلابی سخت سبز در راه است! همراه شو رفیق! همــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــراه!! شو! رفیق!!

  21. ناشناس گفت:

    mosavi zood bash ta IRAN viran nashodeh

  22. سبز گفت:

    درودبر حاميان و ياران امام(كروبي موسوي خاتمي هاشمي)

  23. شاهين گفت:

    خدايا با اين نامردا چه بايد كرد؟ به اسم دين و خدا دست به هر كار غير انساني مي زنن و افتخار هم مي كنن.
    زنده باد موسوي

  24. حمید گفت:

    خدا لعنتتون کنه دورغگوهای مزور. البته تقصیری ندارین همتون کوته فکرید

  25. shad گفت:

    این با ر اجاره نه‌ باید داد،——- امیرکبیر نا‌ بود شود مشروطه دوزدیده شود

    مصدق ازورده شود بهمن آلوده شود

    بهمت همه یا ران اینبار ایران را از منا سبا ت جهان سوم آزاد می‌کنیم .

  26. محمد گفت:

    با سلام
    خدا رحمت کند امام بزرگوارمان خمینی کبیر را که اگر زنده بود خودش با ساطور مورد اشاره آقای کروبی شورای نگهبان را دوشقه میکرد.
    یاحسین میرحسین
    محمد.ت

  27. ح ر گفت:

    درود بر دلاور شجاع شيخ مهدي كروبي .ميدانيم كه باند مخوف حاكم اجازه نميدهد تلاشهاي شما به جايي برسد اما اين دلاوري هاي شما براي ثبت در تاريخ مبارزات آزاديخواهانه ملت حتما فراموش نميشود.

  28. سبز سبز گفت:

    شیخ بزرگوار ما که میدانیم حضرتعالی مستندات (فیلم و یا …) خیلی از این خاطرات را چه در مجلس شورا وچه در دولت دارید لطفا جهت شفاف سازی وتنویر افکار جوانان ارائه نمائید تا بیش اپیش دست دغلبازان غاصب رو شود

  29. هادی گفت:

    به یاری خدا جنبش سبز پیروزاست.

  30. هادی گفت:

    به یاری خدا جنبش سبز پیروز است.

  31. سبزینه گفت:

    کاش این حرفا قبلا هم زده می شد

  32. مخالف رادیکالیسم گفت:

    از آقایان کروبی و موسوی سپاسگزارم که خواسته های بنیانگزار جمهوری اسلامی را برای نسل بعد از ایشان بیان می کنند.

  33. آنتی سبز گفت:

    جانشين نمايندگي ولي‌فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي خاطرنشان كرد:

    سران فتنه اكنون در زنداني به وسعت كشور قرار دارند و زندانبان آنها مردم هستند و هر كسي كه از اين زندان بيرون آيد، توسط مردم تنبيه مي‌شود

    • alireza گفت:

      ایران کنونی(نه زمان امام) تبدیل شده به یک زندان به طول 60 میلیون نفر و به عرض 30 سال و هیچ کس از این زندان بیرون نمیاید تا زمان ظهور حضرتش

  34. داوود گفت:

    همین که با یک نامه اینقدر همه به جون هم میفتن می‌شه فهمید عمق و نفوذ جنبش سبز تا کجاست..