از مدیریت مشترک جهان تا اختلاف افکنی در خانه ها
چکیده :احمدي نژاد در زمان حضور در نيويورك پيشنهاد كرد 2011 سال "مديريت مشترك جهان" نامگذاري شود. در اين فكرم كسي كه در مديريت داخلي سمبل تکروی، تفرقه، بی اعتنایی به خرد جمعی و حاکمیت قانون و افشاندن بذر اختلافات نه در سطح جامعه که در درون چاردیواری خانه هاست و ماحصل 5 سال مدیریت روابط خارجی از دست دادن همه دوستان و متحد کردن همه کشورهای جهان علیه ایران است چگونه از مديريت مشترك جهان سخن مي...
کلمه- جاويد قربان اوغلي: آقای احمدی نژاد برای ششمین سال متوالی در اجلاس سالانه سازمان ملل متحد حضور یافت تا بار دیگر به جنجالی ترین چهره مهمترین نشست بین المللی تبدیل گردد. او از سال ۱۳۸۴ که ریاست دولت را در دست گرفته تا کنون بدون هیچ وقفه ای در اجلاسهای سالانه مجمع عمومی حضور یافته است. حضوری که هرسال جنجالی تر از سال قبل بود و ظاهرا او و اتاق فکر ش در مقر پاستور اصرار بر این دارند که حواشی حضور او آنچنان بر متن و اهداف اصلی سفر غلبه نماید که همه تحقیر های ناشی از سخنرانی برای صندلی های خالی سالن، مصاحبه های کسل کننده با خبرنگاران و ملاقات و عکس یادگاری با افراد درجه سه و چهار حاضر در نیویورک تحت الشعاع چهره جنجالی ای و تبدیل شدن به سوژه اصلی رسانه های بین المللی و البته رسانه ملی قرار گیرد.
علاوه بر حضور ششگانه در اجلاسهای سازمان ملل، آقای احمدی نژاد با حضور در سه اجلاس بین المللی برگزارشده از سوی سازمانهای وابسته به سازمان ملل شامل اجلاس جهانی غذا (فائو) در ایتالیا (سال 1387) کنفرانس مبارزه با نژاد پرستی موسوم به دربان 2 در ژنو(1388) و کنفرانس بازنگری پیمان عدم اشاعه هسته ای در نیویورک ( سال 1389) رکوردی –احتمالا غیر قابل تکرار– از حضور یک دولتمرد جمهوری اسلامی ایران در اجلاسهای سازمان ملل طی31 سال گذشته را به نام خود ثبت کرده است .رکوردی که احتمالا تا سالیان متمادی همچنان در اختیار خود خواهد داشت.
طی 26 سال( از اول انقلاب تا پایان دوره 8 ساله آقای خاتمی) شهید محمد علی رجایی(نخست وزیر) و سه رییس جمهور (آقایان خامنه ای – رفسنجانی و خاتمی ) 5 بار در مجمع عمومی سازمان ملل شرکت کرده اند در حالیکه آقای احمدی نژاد طی 5 سال ریاست خود بر دولت به تنهایی 6 بار میهمان این نشستها بوده و چنانچه ذکر شد سه بار نیز در نشستهای گوناگون برگزار شده از سوی سازمان ملل حضور یافته که یکبار ازاین سه نیز (اجلاس مبارزه با نژاد پرستی) با حضور وزرای خارجه اکثریت کشورهای عضو سازمان ملل در نیویورک برگزار شد و آقای احمدی نژاد تنها رییس کشور حاضر در این اجلاس بود.
حضور روسای جمهور( و شهید رجایی نخست وزیر) در این اجلاس بصورتی کاملا گزینشی و هدفمند و در مقاطعی حساس صورت گرفته که بالضروره مسائل و مشکلات کشور با نظام جهانی را مطرح و طرحها و ایده هایی را برای برون رفت از آن ارائه نموده اند.
محمد علی رجایی اولین مسول عالیرتبه پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود که در زمان ریاست بنی صدر در سال 1359 در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخن گفت. هدف از این حضور در اولین سالهای پس ازسرنگونی رژیم سلطنتی و روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی کاملا مشخص بود کمااینکه نطق افشاگرانه رجایی در بیان گوشه هایی از مظالم مظام استبدادی و تبیین اهداف ملت ایران در سرنگون کردن حکومت خودکامه محمد رضا پهلوی را به نمایش گذاشت تا جو سلطه رسانه ای غرب در سیاه نمایی شرایط ایران پس از انقلاب را در افکار عمومی جهان بشکند.
آیت الله خامنه ای در سال 1366 و در بحبوبه جنگ تجاوزکارانه رژیم عراق و حمایت قدرتهای مسلط جهان از رژیم صدام به نیویورک رفت تا فریاد مظلومیت و عدالت خواهی یک ملت و انقلاب برزگ اسلامی را در بزرگترین همایش جهانی به نمایش بگذارد.
آقای هاشمی رفسنجانی طی 8 سال ریاست خود بر دولت در هیچیک از اجلاسهای سازمان ملل شرگت نکرد و همه ساله علی اکبر ولایتی وزیر خارجه –وقت- را به نیویورک اعزام کرد تا از منافع کشور دفاع نماید.
آقای خاتمی در سال 1378 با اولین حضور خود در نیویورک ایده”گفتگوی بین تمدنها” را پیشنهاد کرد تا خود به چهره ای ماندگار در سیاست جهان و ابتکارش به عنوان گفتمان غالب دهه گذشته تبدیل گردد. سازمان ملل متحد در اقدامی که برای همیشه موجب فخر ملت بزرگ ایران خواهد بود سال 2001 را به عنوان سال گفتگوی بین تمدنها نام گذاشت تا بدین ترتیب ملت بزرگ ایران منادی صلح در جهان باشد. دو سال بعد در سال 1380 باردیگر در سازمان ملل حضور یافت تا پس از حادثه 11 سپتامبر از ایده خود به عنوان راهی برای برقراری صلح در جهان در مقابل جنگ افروزی قدرتهای جنگ افروز مسلط دفاع نماید.
وجه مشترک حضور این افراد در اجلاس نیویورک حفظ شئونات کشوری بزرگ و ملتی سرفراز و با سابقه ای درخشان در تاریخ و تمدن بشری بود. از نظر شخصیتی نیز وزانت، وقار، متانت رجایی، خامنه ای و خاتمی نمایشی از عظمت، اقتدار و ادب ملت بزرگی بود که لاجرم همه را به تکریم و احترام آنان وادار می کرد. اما اکنون ششمین سال متوالی است که “احمدی نژاد”بیش از آنکه در این مجمع بزرگ جهانی ملت بزرگی را نمایندگی کند، ایران و رییس جمهور جنجالی آن به سوژه ای تبلیغاتی تبدیل شده است تا کشوری تاریخ ساز و تاثیر گذار بر تاریخ وتمدن چهره ای خشن، جنگ طلب در منظر و مرآی جهانی قرار داده شود و اهداف بزرگ اين ملت كه حرفهاي فراواني براي گفتن و ايده هاي بزرگي براي ارائه به جهان دارد در هياهوي حضور بي هدف اما جنجالي احمدي نژاد در مجامع بين المللي در محاق رفته و به جاي عشق و محبت و انسانيت شخم نفرت و كينه و عداوت در دلهاي مردم جهان نسبت به ايران،ملت و انقلاب بزرگش مي كارد.
احمدي نژاد در زمان حضور در نيويورك پيشنهاد كرد 2011 سال “مديريت مشترك جهان” نامگذاري شود. در اين فكرم كسي كه در مديريت داخلي سمبل تکروی، تفرقه، بی اعتنایی به خرد جمعی و حاکمیت قانون و افشاندن بذر اختلافات نه در سطح جامعه که در درون چاردیواری خانه هاست و ماحصل 5 سال مدیریت روابط خارجی از دست دادن همه دوستان و متحد کردن همه کشورهای جهان علیه ایران است چگونه از مديريت مشترك جهان سخن مي گويد. علاء الدین بروجردی رییس کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که از حامیان و همفکران ایشان است چندی قبل گفت “محبوبیت ایران در اندونزی قبل از انتخابات ۸۰ در صد بود که بعد از انتخابات به ۲۷ درصد کاهش یافته است(خبر آنلاین 11 تیر 1389). این تنها نمونه ای از دهها شاهکار مدیریتی کشور است که ۵ سال است آقای احمدی نژاد زمام امور اجرایی و مدیریت روابط خارجی آن را در دست گرفته و بی اعتنا به همه نهادهای قانونی فعال مایشاء در همه کارهاست.
شش سال متوالی است که احمدی نژاد به نمایندگی از ملت ایران به سازمان ملل متحد می رود تا حرفهایی را تکرار کند که حتی برای مردم کوچه و بازار که زیر فشار هزینه های زندگی کمرشان خم شده نیز تکراری و ملال آور شده است، چه آنان نیز بخوبی می دانند که اگر نه همه ولی بخش مهمی از این همه مشکلات زندگی روز مره آنان ناشی از سیاستهای غلط و توهمات رییس دولت در مناسبات خارجی است که امروز حتی کشوری مانند ترکیه و لبنان نیز به تبعیت از قطعنامه های شورای امنیت به جمع تحریم کنندگان کشورمان می پیوندند و روسیه که حتی همه یا بخشی از پول موشکهای اس 300 را نیز پیشاپیش از جیب ملت ایران دریافت کرده اعلام می کند که”بدلیل تحریم های بین المللی روسیه موشکها را به ایران تحویل نخواهد داد”.
در سخنرانی هاي آقای احمدی نژاد در مجمع عمومي طي دو –سه سال اخير هیاتهای فراوانی در اعتراض به لحن و ادبیات رییس جمهور ایران سالن اجلاس را ترک کردند كه صندلیهای خالی سالن اجلاس نمايانگر وضعيت ما در صحنه بين المللي است. در حالي كه حتي در بحبوحه جنگ تحميلي و زماني كه صدام فرياد دروغين صلح طلبي سر داده و ايران متهم به ادامه جنگ بود رييس جمهور وقت كشور(آيت الله خامنه اي) در مجمع عمومي سازمان ملل شركت كرد، با صلابت از حقوق ايران دفاع كرد و حرفهايي به مراتبط انقلابي تر از سخنان احمدي نژاد را در سخنراني خود به گوش عالميان فرياد كرد ولي نمايندگان همه كشورها در سرجاهاي خود نشستند و آن سخنراني را تا انتها گوش كردند.
آقای خاتمی در جلسه افتتاحیه مجمع عمومی سازمان ملل(1378) که بیل کلینتون نیز در آن سخنرانی میکرد،شرکت نکرد اما همتای آمریکایی آقای خاتمی در زمان سخنرانی رئیس جمهوری ایران در مجمع عمومی سازمان ملل حاضر بود، پس از سخنرانی آقای خاتمی هم تلاشهایی از سوی هیات آمریکایی برای دیدار دو رئیسجمهوری ایران و آمریکا انجام شد که با امتناع هیات ایرانی به نتیجه نرسید.
و از طرف ديگر، آقاي احمدي نژاد در همين سفر اخير خود در مصاحبه با يك خبرنگار كه در باره روابط ايران و امريكا سوال كرده مي گويد:” این من بودم که از اوباما برای گفتوگو دعوت کردم حتی برای وی نامه نوشتم و پاسخی دریافت نکردم و حتی اعلام آمادگی کردم که حتی برای صحبت با وی در حضور دیگران در سازمان ملل اعلام آمادگي كردم و در آخرين اقدام نيز سارا شورد آزاد شد اما پاسخ چنداني دريافت نشد”.
بر اساس آموزه هاي ديني ما “دروغ” گناهي بزرگ و سرچشمه همه گناهان و پلشتيهاست و اگر از يك فرد عادي قابل اغماض باشد براي يك دولتمرد”ذنب لا يغفر” است. اگر چنين است چرا بايد رييس يك كشور در مقابل ديدگان حيرت زده ميليونها انسان كه از حكم سنگسار يك زن خاطي در ايران آگاهند و بعد از مصاحبه آقاي احمدي نژاد نيز در رسانه هاي مجازي متن حكم را ديدند اين حكم را نفي علي الاطلاق كرده و بكلي منكر آن گردد و بگويد”هرگز به سنگسار محكوم نشده و…من كه نماينده حكومت ايران هستم از آنچه شما مي گوييد اطلاعي ندارم” و بدينسان باعث مضحكه خود و كشور گردد. آنهمه دروغ و آمارهاي كذب در داخل كافي نيست؟ تا جغرافياي دروغ تا نيويورك هم امتداد يابد. اگر در همان سال ۱۳۸۴ كه ايشان آن ادعاي مضحك “هاله نور” ي كه او را در بر گرفته بود و حضار برای شنیدن سخنرانی اش پلک نمی زدند را مطرح كرد با آن برخورد قاطع مي شد امروز شاهد ريشخند دنيا در باره تكذيب قاطع حكم شرعي سنگسار آن زن از زبان رييس دولت نبوديم.
بطور اصولي زياد سخن گفتن زيبنده سياستمداران نيست و بفرموده مولاي متقيان تا سخن در دهان است بنده انسان است و آنگاه كه بر زبان جاري شد انسان بنده آن است. آقای احمدي نژاد زياد سخن مي گويد. در يك هفته حضورش در نيويورك تنها دو برنامه رسمي داشت، نشست هزاره سازمان ملل و سخنراني در مجمع عمومي. بقيه حواشي بود كه بر متن غلبه كرد. كافي است نگاهي به سايت رسمي ايشان نگاهي بيندازيد. مصاحبه هاي متعدد با رسانه هايي كه در حالت عادي و در تبليغات رسانه ملي و كيهاني بلندگوهاي صهيونيستي هستند. عكس يادگاري با كساني كه اگر سيد محمد خاتمي و يا حتي وزير خارجه خودش با آنان مي گرفت كفن پوشان در اعتراض به اين اقدام ضد اسلامي، خيابانهاي تهران و ديگر كلان شهر ها را به تسخير خود در مي آوردند و حكم خلع لباس صادر مي كردند. آيا اين است وقت ارزشمند بالاترين مقام اجرايي كشور؟
فكر مي كنم كه زمان آن فرارسيده كه عقلاي كشور فكري به حال عزت و اعتبار كشور كرده و تا عظمت يك ملت و انقلابي بزرگ بيش از اين قرباني خودخواهي ،فزون طلبي و خود بزرگ بيني يك فرد،يك گروه( اگر نگوييم باند) نشده ،در مقابل او ايستاده و مملكت را از سقوط در قعر چاهي كه به سرعت در آن فرو مي رود نجات دهند.
نكند مثل ما مصداق شعر آن شاعر بلند آوازه گردد كه سرود:
مگر از كومه بر آيد دودي
گيرد و آتش ژرفي گردد
ور نه چشمم نخورد آب زمن يا من ها
كابمان سرد،نانمان گرم
حرفمان اما از آتش و خون است مدام














man az khondane maghalaton lezat bordam
vaghan harfe hame ma ro zadid
ishon shode maye khande donya
….راحتش بزارین تا کاملا تخلیه شه.آبروی ایران و عزت اسلام سیخی چند؟
دولت کذاب ایران جهانی شد.
درود بر جاوید قربان اوغلی مرد بزرگ
دیگه ما هرچی میخواستیم بگیم شما گفتید.
با سلام
تحلیل زیبا و قابل تاملی بود – ان شاالله موفق باشید
… بقول شاعر “از کوزه همان تراود که دراوست”.
ایا این ما مردم نیستیم که به او اجازه این مضخرفات را میدهیم و مسخره جهانیان میشویم. این بزرگانی که در بالا امده بود کجا هستند اینها که مدافع این بیمار هستند و از او دفاع میکنند.؟
کار از اول خراب بود, وای بحال این مردم و سرزمینشان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ممنون از تحلیل خوبتون.
ولی انتظار کمی پختگی بیشتر در مطالب میره.اول اینکه مهمترین دروغه این مردک حکم سنگسار نبود.او متخصص گفتن دروغهای بزرگه.
دوم آیا شما شک دارین که این بابا سعی داره تا بهانه ای درست کنه برای دیگران که بتونن هدف بعدیشونو تو انظار جهانی توجیه کنن.من خارج از کشور زندگی میکنم و میبینم چطور رسانه ها دارن رو مردم کار میکنن تا هدف بعدی حسابی آماده بشه و تنها مانورشون رو این باباست.پس خیلی ساده به مسیله نگاه نکنیم .اومدن این آقا دلیل داشته و تمام اونچه تو این مدت اتفاق افتاده توسط ایشون بخشی از این آماده سازیه. یه نیم نگاهی به صهیونیستها هم داشته باشین و اینکه این آقا خیلی اتفاقی روبروی سفارت اسراییل سکنا گزید…خیلی اتفاقی.
او می خواهد باشرکت در جلسات مجمع عمومی سازمان ملل رکورد دارباشد ونامش در کتاب کینس ثبت شود
عقلا دیگه چه کار کنن؟ ؟! ! 190 نفرشان بیانیه دادن ایشونو تحسین کردن.زود تر از اینا هم توکلی جنبید،سخنان ایشان را توحیدی! و بر اساس عزت و حکمت و مصلحت اعلام کرد.
ey baba in mamlekat ozash kharab tar az in harfas dg doros besho nist.aghaye ahmadi nejad adame rast goyie onmoghe goft hich faghiri to iran nemimone ras migof hamashon kam kam daran mimiran :)) khoda khodesh komakemon kone
از دولت فعلی به دلیل بی اطلاعی خود شفتگی .اعتماد بنفس ابکی هر روز شاهد چنین گل فشانها خواهیم بود زیاد جدی نگیرد
اين تحليل خوب را در خبرنامه بعدي كلمه كار كنيد
ياحسين ميرحسين
جالبه ظاهرا سبز ها هم گفته های آقای احمدی نژاد رو در مورد یازده سپتامبر قبول دارند. کلا توی ایران حرفهای دایی جان ناپلئونی خیلی طرفدار داره.
اگر در میان مدعیان اصول گرایی عاقلی هست که هست ، حتماً زمان آن فرارسیده که فکری به حال عزت و اعتبار کشور کرده و جلو این … را بگیرند .
ایشان نذر کرده در بدگویی شهره شود.ننگ انتصاب او در تاریخ بر پیشانی رهبر خواهد نشست.اندکی صبر سحر نزدیک است.
دو اشکال رفتار این آدم از فرضهای غلطی که دارد ریشه میگیرد.
1- ایشان فکر میکند که دنیا مدیری دارد به نام آمریکا، یا آمریکا و اروپا، یا آمریکا و اروپا و چین یا … که دارد آن را مدیریت میکند. این فرض کاملاً غلطه! اگر دنیا مدیریت میشد که این حال و روزگارش نبود. به عنوان یک مثال توجه کنید طرف از آمریکا پاشده آمده عراق و افعانسان و حکومتهای آنها را عوض کرده و حالا مانده که چه کار کند. در واقع توش گیر کرده، این چه مدیریه که باید دیگران او را از گل بیرون بکشند. آمریکاییها عادت دارند که برای هر چیزی یک قصه درست کنند که نشان بدهد طرح داشتهاند، از اول میدانستهاند، از اول خودشان خط دادهاند و از این جور حرفها. همیشه این اتفاق بعد از این که کاری کردند رخ میدهد تا توجیه کنند. این همه دستگاه تبلیغاتی هم برای همین منظور است. کوروش زمان این تبلیغات و حرفها را به شدت باور کرده است چون دارد میگوید «آمریکا دارد دنیا را بد اداره میکند، مدیریت دنیا بده»
2- اما دوست هالهدارمان فرض غلط دومی دارد که این از اولی هم مسخرهتره! ایشان به هر زبانی دارد میگوید، «آقا ما را هم در باشگاه مدیریت جهان شرکت بدهید تا به شما مدیریت یاد بدهیم! و خلاصه ما هم بازی!» اصولاً این آدم و همفکرانش بر خلاف ادعاهای هر روزشان دوست ندارند در کنار مستضعفان بمانند و شورش فقرا و گرسنگان و محرومان را رهبری کنند. آنها اصرار عجیبی دارند که بروند داخل باشگاه ستمگران و با آنها نشست و برخواست کنند و دل بدهند و قلوه بگیرند و به اصطلاح با آنها بپرند. حالا اگر توی ایران درست کار کرده بودند باز دنیای بیچاره حق داشت که فکر کند نکند دارد افکار یک عده نابغه را از دست میدهد! اما حالا در واقع دنیا به زبان بیزبانی دارد میگوید «باباجان، شما توی کشور خودتان چه گلی به سر ملتتان زدهاید که میخواهید هنرتان را در سطح جهانی نشان بدهید.» یک رای گیری را که نتوانستید درست اداره کنید. تقلب کردید، تازه تقلب کردن هم بلد نبودید چون حتی خواجه حاقظ شیرازی هم میداند که تقلب کردید! این که بانکداریتان است، آن که وضعیت اقتصادی ایران در زمان شماست، آن هم که وضعیت دین و مذهب مردم و اقتصاد و ارتزاقشان است. ایران را صد سال عقب بردهاید حالا میخواهید با دنیا چکار کنید» خلاصه عزیزم، کوروش جان! ارزشی جان! عزیزم بگذار به زبان خودت و به کمک امثال و حکم پیامی برایت بگذارم: «خیلی خوش پروپایی که دم خزینه هم مینشینی؟»
همه اينها بخشي از بازي بزرگيست كه ما سالها بدون آنكه خود بدانيم بازيگر آن هستيم . اينقدر نگوييد تئوري توطئه . اين نمايش از نيمه گذشته وبا شتاب به سوي سانس آخر ميرود . مردم هم ديگر فريب نميخورند . بزرگترين فريب همان بود كه دادند . حالا سالها گذشته و طفل حرامي نيرنگ به بلوغ كامل رسيده . از اين فرزند چه توقعي ميرود جز شباهت به پدر .بهتر است خاموش بنشينيد و در حسرت
انچه رفت بمانيد .
دست مریزاد
رادیو فردا خیلی یواشتر از شما حرکت می کنه
در تایید فرمایش هاله جان باید بگویم امریکا که یه لشگر سناتور تحصیلکرده ویک کیلومتر مکعب صلا ومیلیار میلیار پول و برنامه ریز داره تو حساب کتاباش از این اشتباهای گنده میکنه وای به حال احمدی جون ما که معاون خودشم قبول نداره وپول وپله درست حسابی هم که قربونش برم هیچی قیافه وسرووضع درستی هم نداره اینچطوری میخواهد مدیریت جهان رو بکنه الله والم
تحلیل منطقی بود..ولی متاسفانه عاقلان در حال حاضر قدرت رو به دست ندارن.. همه رهبران دنیا در سازمان ملل از منافع ملتشان صحبت میکنن .. ولی ما شاهدیم چگونه یک عده بی اطلاع تیشه به ریشه یک ملت میزنن..
خدایا به تو پناه می بریم از دست این پدیده
مگر آبرویی هم مانده؟ اصلاً وقتی آبرویی وجود ندارد چگونه می توان حفظش کرد!!؟
خدایا پناه به تو میبر یم به تو از دست این پدیده پدیده بهترین اسمی بود که رهبر عزیزم مهندس موسوی براش گذاشت تو عشق مایی مهندس
خدایا از دست این پدیده یک یا حسین تا میر حسین
میر عزیز کمکمون کن آبروی ایران داره میره