سخنگوی قوه قضاییه: بر اساس راي دادگاه جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين منحل شدهاند
چکیده :كميسيون ماده 10 احزاب پروانه فعاليت او حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را متوقف كرده...
سخنگوي قوءقضائيه از انحلال جبهه مشاركت ايران اسلامي و سازمان مجاهدين انقلاب اسلاميبا حكم دادگاه خبر داد .
به گزارش ايلنا ،حجتالاسلام محسنياژهاي در نشست خبري خود در خصوص صحت خبر انحلال حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با حكم دادگاه گفت: بله، كميسيون ماده 10 احزاب پروانه فعاليت اين دو حزب را متوقف كرده و اعلام كرده كه آنها حق فعاليت سياسي ندارن وبا مستنداتي كه ارائه كرد از دادگاه تقاضاي انحلال دو حزب را داشت كه پرونده آنها به دادگاه رفت، دادگاه نيز مستقلا تصميم گرفت، هر دو حزب را منحل كرد و هماكنون حق فعاليت ندارند.
وي اضافه كرد: در ماده 16 قانون احزاب بندهاي مختلفي در خصوص جرايم احزاب وجود دارد كه طبق ماده 17 همان قانون نيز كميسيون ماده ده احزاب نسبت به توقيف موقت حزبي كه مرتكب آن جرايم شده باشد، تصميم ميگيرد.
دادستان كل كشور همچنين در خصوص رعايت آئين دادرسي و حضور هيات منصفه در مراحل رسيدگي به اتهامات اين احزاب نيز گفت: هيات منصفه براي رسيدگي به جرايم مطبوعاتي در قانون مطبوعات پيشبيني شده است، اما از آنجا كه تاكنون جرايم سياسي در قانون تعريف نشده است، قانوني براي ضرورت رسيدگي با حضور هيات منصفه در اين زمينه را نداريم.














پيشنهاد يک دفعه ملت ايران را هم از نفس کشيدن منحل کنند و در کشور هاي ديگر با ايجاد شعبه پولي و دلاري بدنبال حکومت جهاني باشند
انحلال حزب سیاسی یعنی اینکه این حزب قصد انحراف افکار مردم رو داره
آیا مردم ایران پس از 32 سال حکومت شیعی جعفری(پیرو ی از مکتب فکری حضرت صادق) هنوز افکارشون سست هست !؟
اگر آری ، پس آیا ممکن نیست جناح مقابل هم از این سست اندیشی مردم سوء استفاده کنه!؟
این دو حزب احزاب ملت ایرانند…ببینیم چگونه جلوی یک ملت را میگیرید؟؟!! مگه همه رو “گاز” بگیرید اژه ای.
ای نسیم از وضع ایران خنده می گیرد مرا.
صبح اندر سبزه میدان خنده می گیرد مرا
شب به پهلوی خیابان خنده میگیرد مرا
روز و شب با چشم گریان خنده می گیرد مرا
ما اصلاح طلب و پیرو مهندس میر حسین موسوی هستیم.
مکتب من حسین است، رهبر من سید میر حسین است.
کلا هرچی که مردم دوست دارن رو منحل میکنن..
این آقایون ۳۰ سال است مشغول منحل کردن احزاب و حتی کوچکترین تشکل های صنفی و مدنی که حرفی به جز اصلاح امور نداشته اند ،هستند ، اگر کسی صحبت از صلح میکنه ، هزار و یکجور اتهام بهش میبندند و بگیر و ببند راه میاندازند ، اگر کسی حرف از خورده شدن رایش میکنه ،میگیرندشو و میبرندشو حبسش میکنند و شلاقش میزنند و شکنجه اش میکنند و تجاوز بهش میکنند ، میریزند در خونه اش شعار میدهند و سنگ میاندازند و شیشه میشکنند و بد و بیراه میگویند و بر در و دیوار خانه ی مردم و همسایگانشان هم کلمات رکیک و زشت مینویسند و خلاصه مرگ بر شاه