سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تبعید مجید به زندان ایذه برای خانواده دردناک و غیر قابل تحمل است...
» مادر مجید دری دانشجوی دربند در گفت و گو با کلمه

تبعید مجید به زندان ایذه برای خانواده دردناک و غیر قابل تحمل است

چکیده :به خدا دیگر نمیدانم چه بگویم.فقط از آنها می خواهم که یک لحظه خودشان را جای ما بگذارند.ما همه ایرانی هستیم .هموطنیم.دشمن که نیستیم .روا نیست این همه سختی بکشیم.فرزند من غیر از فعالیت دانشجویی کاری نکرده که این گونه با او رفتار می کنند من تقاضا دارم که حکم تبعید مجید را لغو کنند و بیش از این فشار روحی و روانی به ما تحمیل نکنند...


کلمه : مجید دری دانشجوی محروم از تحصیل یک سال و نیم است که در زندان اوین به سر می برد . او به شش سال حبس تعزیری محکوم شده است .حبسی که باید بیشترین مدت آن را طبق حکمش در زندان ایذه بگذراند . حکمی که برای مجید و خانواده اش غیر قابل تحمل و باور است چرا که آنها می پرسند به کدامین گناه یک دانشجوی دربند را که خانواده اش ساکن استان تهران هستند به شهری چنین دور افتاده تبعید می کنید ؟خانم منور هاشمی ، مادر مجید از آخرین وضعیت فرزند دربندش سخن می گوید او بارها و بارها در طول مصاحبه گریه می کند و تاکید می کند که بیش از این تحمل زجر و دوری از فرزندش را ندارد او همچنین از همه مسولان قضایی می خواهد که از تبعید فرزندش به زندان ایذه خودداری کنند . ضیا نبوی هم بندی مجید و دیگر دانشجوی محروم از تحصیل پنج شنبه گذشته به زندان اهواز تبعید شد ا.ین موضوع بر نگرانی های خانواده مجید دری افزوده است

خبرنگار کلمه، مصاحبه مشروحی با مادر مجید دری انجام داده است :

خانم هاشمی فرزند شما بیش از یکسال است که در زندان است ، به ما بگویید دلیل بازداشت شان چه بوده است ؟

پسرم از دانشجویان محروم از تحصیلی است که بعد از انتخابات دستگیر شد.مدتها از او بی خبر بودیم،اما بعد از 3-2 ماه بیخبری وقتی او را در اوین یافتیم،فهمیدیم اتهام او تاسیس شورای دفاع از حق تحصیل با دوستان محروم از تحصیلش بوده است آنجا به پسرم گفته بودند این شورا با حمایت منافقین تاسیس شده است ،گفته بودند شما ها که به عقلتان نمی رسید چنین شوراهایی تاسیس کنید .چنین ایده هایی به ذهن شما دانشجویان نمی رسد ،پس حتما منافقین به شما ایده داده اند .این هم شد دلیل ؟چرا آنها فکر می کنند بچه های ما در داخل ایده ندارند و منافقین باید به آنها ایده بدهند .چرا با این حرفها منافقین را تا این حد بزرگ می کنند ؟علاوه بر آن با اتهام شرکت در تجمع های غیر قانونی و اقدام علیه امنیت ملی نیز روبرو بود.البته در جلسه دادگاهی که به ریاست قاضی پیرعباسی در شعبه 26 برگزار شد،آقای قاضی اجازه ندادند که مجید و وکلایش از اتهام محاربه او دفاع کنند و گفتند چون دلایل کافی در پرونده وجود ندارد لازم به دفاع نیست.اما بعد 11سال حکم زندان به او دادند .که 5 سالش را به اتهام محاربه باید در ایذه بگذراند .البته بعد از 5 ماه بلاتکلیفی و نگرانی،دادگاه تجدید نظر حکم را به 6 سال کاهش داد که بدبختانه باز هم 5 سال آن باید در ایذه باشد.


زندانی بودن مجید چه مشکلات و مسائلی برای خانواده به وجود آورده است؟

الان 14 ماه و 22 روز است که پسرم در زندان است .حقیقتش زندگی ما سراسر مشکل شده است.یعنی از همان موقع که حق تحصیلش را از او گرفتند مشکلات ما شروع شد،اما از وقتی که بازداشتش کرده اند،حتی یک روز هم آرامش و آسایش نداشته ایم.هر روز در استرس و ناراحتی و رفت وآمد بوده ایم.کاری هم از دستمان بر نمی آید.هیچکدام از مسئولین هم جوابی درستی به ما نمی دهند.من و پدر پیرش روز به روز شکسته تر و نگرانتر می شویم .

به نظر شما مجید تا چند وقت دیگر در زندان خواهند ماند؟ایا امکان استفاده از آزادی مشروط برای او وجود دارد؟

حکم او 6 سال حبس تعزیری است.میگویند باید نیمی از حبسش را بگذراند تا آزادی مشروط شامل حالش شود. تا الان یک روز مرخصی نداشته است،6 ماه است که ملاقات حضوری نداشتیم،از شب نیمه شعبان تلفنهایشان را قطع کرده اند، با این شرایط چطور ممکن است که آزادی مشروط بدهند؟تازه می خواهند بچه ام را به تبعید هم ببرند که این واقعا برایمان غیر قابل تحمل است .

زندگی خانواده یک زندانی سیاسی چه ویژگی هایی دارد؟ می دانم که بیشتر پر از سختی و مشقت است اما آیا لحظات خوب هم دارد ؟

زندگی ویژه ای است چون علاوه بر مشکلات زندگی روزمره،مشکلات و نگرانیهای زندانی بودن عزیزت نیز به زندگی اضافه می شود.رفت و آمدها ،پیگیریها،نگرانی از وضیت عزیزت و سرنوشت زندانی،….یعنی بطور کلی تمام زندگی را تحت تاثیر قرار می گیرد و آرامش از همه اعضای خانواده گرفته می شود.شیرینیش هم که فقط همان روزهای ملاقات با زندانی است.یعنی تمام هفته به امید همان یک روز دوشنبه می گذرد که عزیزت را می توانی از پشت شیشه ببینی .

خود مجید چطور است ؟شرایط روحی و جسمی مناسبی دارد ؟

ما بسیار نگران وضعیت جسمی او هستیم .چون میگرن و کم خونی شدید دارد.مخصوصا بعد از اعتصاب غذا بسیار ضعیفتر هم شده است.به علاوه دائم نگران تبعید او به زندان ایذه هستیم.حتی روزهای دوشنبه که برای ملاقاتش میرویم دل توی دلمان نیست که نکند او را منتقل کرده باشند.شرایط او در همین اوین هم بسیار خطرناک و ناراحت کننده است،چه برسد به زندانی در شهری محروم و دور افتاده. اما خداروشکر روحیه اش بسیار بسیار خوب است ، عینکش هم در زندان شکسته اما او را به بهداری نمی برند تا نسخه اش را به ما بدهد که عینک تازه برایش بگیریم.


وضعیت بند 350 زندان اوین که مجید در آن زندانی است چگونه است ؟

در بندشان غدا بسیار بد است و خودشان مجبورند غذا بپزند.از نظر بهداشتی و دارویی هم در مضیقه هستند و رسیدگی خاصی وجود ندارد . محدودیتهایی هم که در موردشان اعمال شده اوضاع را بدتر کرده است .تلفنهایشان قطع شده و غیر از هفته ای یکبار که ملاقات کابینی دارند،از خانواده بی خبرند و ما هم از آنها بی اطلاعیم.

در حال حاضر مهم ترین مشکل مجید در زندان چیست؟

به غیر از فشارهای جسمی و سردرد و ضعف شدید و فشار روحی که در زندان به او وارد می شود به خاطر اتهام ناروایی که به او زده اند بیش از هر چیز ناراحت است .با اینکه بارها هم خودش و هم وکلایش گفته اند که از گروهک منافقین انزجار دارد ،بازهم یکی از اتهامات او همین بوده است و به این خاطر بسیار ناراحت است .ما نمی فهمیم آقایان چه اصراری دارند فرزندان ما را که از منافقین متنفرند به آنها وصل کنند.

مجید به پنج سال حبس درزندان ایذه محکوم شده است. اگر این نقل و انتقال انجام شود و به زندان ایذه منتقل شود ،شما با چه مشکلاتی روبرو خواهید شد؟آیا امکان رفت و آمد به ایذه را دارید؟

الان ما در کرج هستیم و مجید در زندان اوین.همین الان باید ساعت 7 صبح از خانه بیرون بیاییم وساعت 4-5 بعد از ظهر بعد از ملاقات به خانه برسیم.حالا شما تصور کنید که او را به ایذه ببرند یا این طور که الان می گویند نزدیکترین زندان به ایذه.من و پدر پیرش چگونه میتوانیم او را ببینیم؟حق من است که هفته ای یکبار بچه ام را ببینم.چطور می توانم این مسافت را هفته ای یکبار طی کنم !تازه فقط من و پدرش با هزار زحمت برویم و او را ببینیم،خواهرش چه؟!خواهرزاده کوچکش که مجید عاشق اوست چه؟!برادرانش چه؟!همه از دیدن او محروم می شوند .همه امید ما همین دیدن هفته ای یک بار اوست که آن را هم می خواهند از ما بگیرند .چرا با تبعید مجید خانواده اش را مجازات می کنند؟

ایا تاکنون برای فرزندتان درخواست مرخصی کرده اید؟

از ماه اردیبهشت بارها هم خودمان و هم خودش درخواست مرخصی کرده ایم.حتی پیش خود آقای دولت آبادی هم رفته ام و درخواست مرخصی مجید را به ایشان داده ام.ایشان قول مرخصی دادند،اما ترتیب اثری داده نشد.مراجعه مکرر برای مرخصی و ملاقات حضوری هم بیهوده بوده است .اول گفتند نامه اش گم شده،اما بعد که نامه پیدا شد هم اقدامی نکردند.هر بار می گویند با شما تماس می گیریم اما هیچ خبری نیست.

شنیده ایم آخرین ملاقات حضوری شما با مجید مربوط به پنج و ماه نیم پیش است .این درحالی است که طبق مقررات ،ملاقات حضوری از حقوق اولیه یک زندانی است ؟چرا در این مدت به شما اجازه ملاقات حضوری نداده اند؟

به نظرم آقای دادستان در این باره باید پاسخگو باشند چون ملاقاتها ی حضوری به دستور شخص آقای دادستان است .البته آن هم تنها به یک نفر،یا پدر یا مادر.بقیه اعضای خانواده هم که از ملاقات حضوری محرومند .

وکلای مجید در باره حقوق قانونی ایشان از جمله استفاده از مرخصی چه پیگیری هایی کرده اند ؟

به آنها هم پاسخی نداده اند.تمام پیگیریها بی نتیجه بوده است.هیچ کس پاسخی نمی دهد که هیچ،هر روز هم این ترس هست که وضع از این هم بدتر شود و بچه ام را تبعید کنند .

چه تقاضایی از مسوولان قضایی کشور دارید؟

به خدا دیگر نمیدانم چه بگویم.فقط از آنها می خواهم که یک لحظه خودشان را جای ما بگذارند.ما همه ایرانی هستیم .هموطنیم.دشمن که نیستیم .روا نیست این همه سختی بکشیم.فرزند من غیر از فعالیت دانشجویی کاری نکرده که این گونه با او رفتار می کنند من تقاضا دارم که حکم تبعید مجید را لغو کنند و بیش از این فشار روحی و روانی به ما تحمیل نکنند .


8 پاسخ به “تبعید مجید به زندان ایذه برای خانواده دردناک و غیر قابل تحمل است”

  1. سونیا گفت:

    من واقعا متاسف می شم وقتی این چیزارو می شنوم.
    از خدا می خوام که هرچه زودتر باعث و بانی این همه بدبختی به مجازاتشون برسن و آه این همه مادر دلسوز اونارو بگیره

    • elham گفت:

      آره راست گفتی. باعث و بانیش کسایی هستن که شایعه دروغ و تغلب رو تو ذهن همه پر کردن و برای رسیدن به خواسته های خودشون از جوونهای مردم برای خودشون پل درست کردن. کسایی که جز آمریکا و اسراییل و منافقین که دشمن خونی و
      جونی ما هستن ازشون حمایت نکردن همون دشمنها برای تیشه زدن به ریشه مملکت ما آتیش بیار این معرکه شدن و از آب گل آلود ماهی گرفتن
      بالاخره آه اینهمه مادر دلسوخته دامن اونهارو چه بخوان چه نخوان می گیره.هر کسی آب تو آسیاب دشمن بریزه عاقبتش معلومه

  2. عبید سن خوزانی توکلی گفت:

    مجید جان ما همه مجیذ هستیم. گیرم اینها ترا به ایذه تبعید کردند، با دهها هزارنفربا صدها هزارنفربا میلونها نفری که درمقابل آنان ایستاده و میگویند مرگ بر دیکتاتور وما شما را نمی خواهیم چه کارخواهند کرد؟ اینها آنقدر دروغگو وبی عارهستند که رهبرشان میگویند سبزها مقدار بسیارکمی بودند وازبین رفتند ودرفردای همان روز، میلیونها نفر به پشت بامها میروند وفریاد میزنند مرگ بر دیکتاتور البته من نمیدانم این دیکتاتور کیست احمدی نژ اد، موسوی، کروبی یا خامنه ای
    خود را به خواب خرگوشی زدن و سر دربرف فروکردن تاکی؟ مجید جگان ماهمه مجید توکلی هستیم درود برتو

    عبید جان سن خوزانی توکلی

  3. امید گفت:

    خدایا اسیران سبز را مورد لطف وعنایت خودت قرار بده .

  4. ناشناس گفت:

    ‫آزادگان را همه به بند میکشن، بعد میایند کرسی “آزاد اندیشی” میزنن! چقدر شبیه رفتار عباسیون است که ائمه معصوم رو در بند نگه میداشتن، بعد برای زندیقها و اهل کتاب مناظره برگزار میکردن! اسمش را هم گذاشتن تمدن اسلامی! آ آ آ آ آ آ آ آ ی ملت! به خدا این اسلام امامان ما نبود!!!

  5. ماه سبز گفت:

    لعنت بر این نامردم ها. من برام این سوال هست که ایا دنیایی غیر از این هم هست و اینا این همه ظلم در حق ملت میکنن؟

  6. kosha گفت:

    اميد دارم روزي بتوانم همه اين عزيزان را در ايراني دموکراتيک ببينم
    آن روز دير نيست ظلم پايدار نيست حتي به بدترين شکل آن
    به اميد پيروزي

  7. سبا گفت:

    این مادر عزیز بهتر بود اون موقع که آقا پسرشون دسته گل به آب می دادن و خراب کاری می کردن مواظبش می بودن تا کار به این جا نرسه و الان انقدر ننه من غریبم و مظلوم نمایی نکنن. همه همین طورن. وقتی که پاشون به تله می افته خودشونو بی گناه نشون میدن. مملکت اینهمه دانشجو داره. خیلی هاشونم مخالف و چپی هستن. اما خدا وکیلی آیا همه شونو گرفتن و تو زندانن؟
    چرا ما عادت داریم کار بد خودمونو با هوچوگری گردن دیگران بندازیم و خودمونو بی گناه نشون بدیم؟
    در ضمن مثل اینکه این خانم زندان رو با هتل و خونه خاله عوضی گرفتن. توروخدا رودرواسی نکن می خوای گوشی موبایل هم بهش بدن؟ جمعه ها پارک هم ببرن؟ سینما چی؟سلف سرویس رستوران هانی چی؟
    خوشم میاد که هنوزم پررویین