«رضا یک بسیجی تمام عیار است»
چکیده :زماني براي همكاري به عنوان مشاور حقوقي به يكي از نهاد هاي نه چندان خوش نام دولتي رفته بود، به قول خودش از سر اضطرار ناچار به همكاري با آنان شده بود، به او گفتم آنجا دوام نمي تواني دوام بياوري، درست كارتر از آن هستي كه بتواني تاب آن محيط را داشته باشي. اتفاقا" مسؤولين آنجا هم همين نظر را داشتند. بعد از چندي آقا رضا را كه پايبند به حلال و حرام بود و موي دماغ اداره شده بود، با احترام اخراج...
صالح نقره کار عضو کمیته حقوقی ستاد میرحسین موسوی و خواهر زاده زهرا رهنورد که مدتی پس از انتخابات را در زندان به سر برده است مطلبی برای محمدرضا رزاقی عضو دیگر کمیته حقوقی موسوی که در روز های گذشته خود را برای اجرای حکم به زندان معرفی کرد نوشته و آورده است:
من رضا را يك «بسيجي» تمام عيار مي دانم – بگذريم از اين كه در محله شان هم عضو بسيج بود- اما با شاخصه هاي اصيلي كه از بسيجي سراغ دارم. او علقه عميقي نسبت به ميهنش دارد و هم بسيار مردم دوست است وايثارگرانه منافع عمومي را بر منفعت سوداگرانه شخصي ترجيح مي دهد.
به گزارش کلمه متن یادداشت صالح نقره کار به شرح زیر است:
آدم با صفايي است. روابط اجتماعي فوق العاده، مطالعه جدي و بر اساس دغدغه، مهرورزي و رأفت مثال زدني، دل سوزي براي اطرافيان و رواداري و مدارا با مخالفان، عدالت خواهي، طرفداري از مستضعفين و اخلاق مداري از بارزترين ويژگي هاي محمد رضا رزاقي است. دوستاني كه او را مي شناسند تاييد مي كنند كه گرمي و صفا و صميميت از كلام و رفتار او موج مي زند.
جرقه هاي رفاقت با آقا رضا، در راهروهاي دانشكده حقوق و مباحث طلبگي در باب مسائل كلامي و سياسي و فلسفي بود. درست ده سال پيش بود كه باب گفتگو باز شد. من و شمار ديگري از دوستان دانشكده حقوق دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركز، گروه رفاقتي-معرفتي تشكيل داديم و با وجود تفاوت در سليقه ها و نگرش ها، درخت تنومند دوستي مان غرس شد و به بار نشست.
پاتوق ما فقط دانشكده حقوق نبود؛ حوزه دانشجويي شهيد بهشتي و حلقه پژوهشي بررسي آثار استاد مطهري و چاشني گپ و گفت پيرامون مسائل سياسي روز و كلاس هاي پربار حوزه از جريان شناسي سياسي، فقه پژوهي و كلام جديد، تبارشناسي اجتهاد شيعه، فلسفه غرب تا تلمذ در محضراساتيد فاضلي چون حجت الاسلام و المسلمين شاكرين، ارتباط ما و ديگر دوستان را صد چندان كرد. با هم قرار گذاشتيم يا عالم باشيم يا متعلم و اين ميثاق را تا امروز محفوظ داشتيم، طوري كه ديگراني كه پيشينه ما را نمي دانند تعجب مي كنند كه چطور از گرد راه نرسيده، گپ طلبگي و چالشي را شروع مي كنيم. به قول شيخ اجل سعدي شيرازي:
او در من و من در اوفتاده جمعي پي ما دوان و خندان
انگشت تعجب جهاني از گفت و شنيد ما به دندان
علاوه بر همه اين ها، آقا رضا خيلي با اخلاص كار مي كند، در مقاطعي كه با هم همكاريي داشتيم، نشان داد پركاري و فداكاري را با هم دارد. زماني براي همكاري به عنوان مشاور حقوقي به يكي از نهاد هاي نه چندان خوش نام دولتي رفته بود، به قول خودش از سر اضطرار ناچار به همكاري با آنان شده بود، به او گفتم آنجا دوام نمي تواني دوام بياوري، درست كارتر از آن هستي كه بتواني تاب آن محيط را داشته باشي. اتفاقا” مسؤولين آنجا هم همين نظر را داشتند. بعد از چندي آقا رضا را كه پايبند به حلال و حرام بود و موي دماغ اداره شده بود، با احترام اخراج كردند.
در روزهاي انتخابات، يك روز پيش من آمد و گفت براي هر كاري آماده است. با وجود اين كه از نظر جسماني دچار مشكل شده بود، قرارشد بيايد و مسؤوليت كميته حقوقي را به عهده بگيرد؛ اتفاقا” خيلي موثر بود و روحيه الفت گرا و صميمي او باعث پيشبرد كارها مي شد. در سخت ترين روزهاي پس از انتخابات از كمك و مشاوره حقوقي به نيازمندان دريغ نداشت و ايمان و اخلاص او كار دستش داد.
من رضا را يك «بسيجي» تمام عيار مي دانم – بگذريم از اين كه در محله شان هم عضو بسيج بود- اما با شاخصه هاي اصيلي كه از بسيجي سراغ دارم. او علقه عميقي نسبت به ميهنش دارد و هم بسيار مردم دوست است وايثارگرانه منافع عمومي را بر منفعت سوداگرانه شخصي ترجيح مي دهد.
از محبوس شدن او بسيار محزونيم و ان شاءالله خداي متعال ازابرعنايت، باران عاطفتي جاري كند وهرچه زودتربه دامان خانواده باز گرداند و قصه هجران و غم فراق را به پايان رساند كه پدر با صفا و مادر مومنه او سخت در رنجند و جبين جانشان شايق بر ديدار يار.














ان شا الله.
خیلی زیبا و خواندنی بود.
به امید آزادی رضا و بقیه زندانیان سیاسی
“بازگشت هر چه زودتر به دامان خانواده ” رضا و علی و حسن و حسین و مریم و فاطمه و ….. ها به ما وابسته است که چه کنیم : ” بنشینیم و ببینیم یا کاری کنیم و نتیجه بگیریم “!! .
خـوشـــا خمینـــی (ره) را چـنیــــــن فـــرزنـــدانــی…………..