سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » دروغ تکراری؛ لباس شخصی ها درد دین دارند...

دروغ تکراری؛ لباس شخصی ها درد دین دارند

چکیده :" اینان افرادی متدین و دارای انگیزه های مذهبی هستند که مرتدان و ناصبی ها را به قتل رسانده اند." این عبارت را روح الله حسینیان در روز 21 دی ماه 1377 در برنامه ی چراغ در دفاع از متهمان قتل های زنجیره ای گفته است . او هم اکنون زنده است و از کسانی است که هنوز هم به قاتل بودن خود افتخار می کند و هر روز هم از « درآوردن چشم فتنه ی سبز » می...


گروه سیاسی- مهستی شیرازی:

یــــــکم :

” مسلمانان شاهد باشید و روز قیامت پیش جدم شهادت بدهید که من در راه دین اول کسی هستم که چشم مشروطه طلبان را بیرون آوردم ” .

این عبارت منسوب به پسر سید نقیب است ، یکی از اوباشی که در سرکوب انقلاب مشروطه فعال بود .

روزنامه ی حبل المتین چاپ دهلی نو ؛ هنگامی که گزارش کشته شدن یک نفر را در روز 25 آذز 1286 در میدان توپخانه نقل می کند ، این عبارت را گزارش کرده است و ادامه داده است ” و بعد با کارد چشم آن جوان را کند …»

اکنون که یک قرن از انقلاب مشروطه گذشته است و تاریخ ، پرده از نقش دربار در تحریک و تامین اوباش برای سرکوب جنبش مشروطه برداشته است ، می توان در خصوص ادعای پسر سید نقیب قضاوت کرد و می توان شهادت داد که « درآوردن چشم مشروطه طلبان » تا چه اندازه در راه دین بوده و تا چه حد به آئین مسلمانی وفادار بوده است ؟

از قضاوت تاریخ باید عبرت گرفت . برای آن که بدانیم تا چه حد از این قضاوت تاریخی عبرت گرفته ایم و از تکرار آن پرهیز کرده ایم ، به این عبارت که نود سال بعد تکرار شده است دقت کنید :

” اینان افرادی متدین و دارای انگیزه های مذهبی هستند که مرتدان و ناصبی ها را به قتل رسانده اند.”

این عبارت را روح الله حسینیان در روز 21 دی ماه 1377 در برنامه ی چراغ در دفاع از متهمان قتل های زنجیره ای گفته است . او هم اکنون زنده است و از کسانی است که هنوز هم به قاتل بودن خود افتخار می کند و هر روز هم از « درآوردن چشم فتنه ی سبز » می گوید.

از خودمان بپرسیم : براستی ، برای قضاوت در تدین و انگیزه های مذهبی « این افراد » باید 90 سال دیگر هم صبر کرد ؟  آیا هنوز هم لازم است به این دروغ تکراری و تاریخی و این نامسلمانی ، نامی از دین و مسلمانی برد و مهم تر از همه آیا از قضاوت تاریخ عبرتی گرفته ایم ؟

دوم :

26مرداد 1378 ، شورایعالی امنیت ملی گزارش مفصلی را در خصوص نقش حوادث کوی دانشگاه تهران منتشر کرد . در این گزارش با درج چند نقطه (… ) به یکی ار اعضای گروههای فشار اشاره شده است که دارای سوابق متعدد بوده و در ماجرای درگیری با دوتن از وزاری دولت اصلاحات هم حضور داشته است.

بر اساس مستندات و شواهد این فرد مسعود ده نمکی است. همراهی مسعود ده نمکی با گروه های فشار در دهه ی هفتاد مشهور خاص و عام است و البته خود ده نمکی هم این همراهی را انکار نمی کند و البته بنا به یک رسم تاریخی ، او هم انگیزه ی خود را همان دین و مسلمانی و دفاع از ارزش ها و چه بسا کار فرهنگی می خواند.

ده نمکی در دهه ی هشتاد انگیزه های خود را در فیلم های میلیارد تومانی اخراجی ها پی گرفت . فیلمی که یکی از بازیگران اصلی و شاید هم بازیگردان اصلی آن ، همان کسی بود که در سال 1374 حرکات موزون او با یک لباس زنانه ، انگیزه ی ده نمکی و یارانش برای حمله به سینما قدس شد و ایفای تکلیف دینی و امر به معروف و نهی از منکر توسط ده نمکی و موتورسوران همراهش ، به سقط جنین یک زن بار دار منجر شد . مسعود ده نمکی تاکنون به نقش خود در هیچ کدام از ماجراهای مشهور اعتراف نکرده است و هم چنان با انگیزه دینی و به نام دین و مسلمانی به فعالیت های شبهه فرهنگی مشغول است.

اگرچه نقطه چین های گزارش شورای عالی امنیت ملی ، شاهدی تاریخی بر شهامت و صداقت مسعود ده نمکی است اما برای آن که به میزان صداقت و شهامت مسعود ده نمکی بهتر پی ببرید ، چند جمله ای را از او در مصاحبه با روزنامه ی « صاحب قلم » یادآوری می کنیم ، به خصوص آنجا که به شباهت منطق شجاعت خود با صدام حسین اشاره می کند:

” من آنقدر شجاعتش را دارم که اگر در حادثه بودم می گفتم. من در دانشگاه نبودم تازه خیلی از کارها را که دیگران از زیر آن فرار می کنند را ما به عهده می گیریم و به شوخی گفتم: اگر ما آن شب بودیم که نمی گذاشتیم سه شبانه روز طول بکشد، همان شب اول غائله را تمام می کردیم …در زمان صدام رفته بودم عراق، یکی از اعضای حزب بعث از من پرسید در ایران چه خبر شده بود، شنیده ام که دانشگاه ها معترض شده اند. من هم برایش شرح دادم. و او گفت اگر این حادثه در عراق انجام می گرفت صدام دستور می داد کل دانشگاه را با هواپیما نابود کنند و ماجرا تمام می شد ! ”

ســـــــــوم :

مرور تاریخی رفتارهای گروههای فشار، حتی اگر موجب عبرت نشود، این حسن را دارد که ماهیت واقعی آنان را افشا کند و نشان دهد جامه ای که از تارو پود دین و مقدسات برای خود بافته اند، توهمی بیش نیست و حقیقت آن است که پادشاه عریان است.


34 پاسخ به “دروغ تکراری؛ لباس شخصی ها درد دین دارند”

  1. سوتک گفت:

    چه جالب ، در سرکوب ملت صدام رو شاهد میارن …

  2. فرزین گفت:

    مقاله واقعا زیبایی بود ولی متاسفانه از ماست که بر ماست.

  3. ناشناس گفت:

    از ماست که بر ماست. خود آقاي موسوي هم يه زماني خط فکري شون با اينا يکي بود.

    • ناشناس گفت:

      احتمالا شاهدش هم خودت هستی اگر سنت قد می داد می دانستی که مهندس موسوی در روزگار خود خار در چشم و استخوان در گلو با همین آدم ها دست و پنجه نرم می کرد .

    • ناشناس تر! گفت:

      مهندس موسوی هیچوقت با کوته فکرانی مثل ده نمکی در یک خط فکری نبوده

  4. ناشناس گفت:

    خیلی خوب بود! ممنون! امید که جاهلان به راه برگردند! البته کاش اینان واقعا اعتقادی داشتند که میشد آن را عوض کرد!
    سخت است فهماندن چیزی به کسی که برای نفهمیدن پول میگیرد!

  5. هر ایرانی یک رسانه سبز گفت:

    در این دنیای بی‏رسانه تنها می‏شود یادی کرد از سعدی (ره): عجب!!!؟ مردمانی هستند که سنگ را بسته و سگ را گشاده‏اند.

  6. هر ایرانی؛ یک رسانه سبز گفت:

    بسیار زیباست. همراهان سبز، لطفا بازتاب خبر فراموش نشود.

  7. صابر گفت:

    مهستي خانم سلام
    اينكه داش روح اله اون سال تو سيماي لاريجاني فرمودن اينا درد دين دارن كاملا درسته البته نوع دين و مشخص نكردن بنده با توجه به نيمچه شناختي كه تو اين سالا از داش روح اله بدست آوردم به يقين ميگم اين دين اسلام نيست ، كي و كجا تو اسلام اومده چارتا آدمي و كه فقط جرمشون اين بوده كه مثل حضرات فكر نميكردن ( اين تعداد بطور رسمي اعلام شده اونائيكه اعلام نشده رو فقط خدا ميدونه و اونائيكه دست به قتل زدن ) توسط يه عده كارد آجين كنن وقتي گندش دراومد و داش سعيدشون دستگير شد ( و خيليا پشت اين دستگيري با حمايت يكي از دنياي از ما بهترون قايم شدن و اسمي بطور رسمي ازشون برده نشد ) و هوس كرد يه خورده … نوش جان كنه!!!!!!!!!!! و بگن كه مرده واسش مجلس ختمي بگيره و شهيد خطابش كنه ، با زنش اون كاري و كردن كه سي دي اونو همه ديدن فقط واسه اينكه اسمي از كسي برده نشه !!!!!!!!!!!!!!!!
    تو كدوم كتاب ما مسلمونا گفتن امثال داش مسعود و دوستان درد دين دارش شبونه بريزن تو كوي دانشگاه و جووناي مردم با اسامي مقدس ائمه از طبقه دو و سه بندازن پايين و با وقاحت بگن از ما بپذير؟
    كجاي تعاليم ديني ما اومده كه تو روز روشن جلوي ساختمون دولتي با موتور هزار و يه تفنگ مخصوص تو شقيقه يكي كه از قضا يه روزايي جزو برادران مسلمون از ديد همون عده بوده شليك كني و نتيجه بشه گل ريزون سر دوماد ( عسكر عزيز ) تو دادگاه!!!!!!!!!!
    اين داش روح اله ، داش مسعود ، داش حسين شريعتمداري و خيلي از عزيزان ديگه ( كه بنده همين جا ازشون بخاطر اينكه اسمشون و نيآوردم عذر ميخوام ) خيلي درد دين دارن منتها به عقل و شعور بنده و شما قد نميده از خدا ميخوام اين توفيق و به ما بده تا اين عزيزان زنده هستن بشناسيمشون و قدر بدونيم تا بعد هجرت اونا از اين سراي فاني حسرت نخوريم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  8. حسين گفت:

    مقاله بسيار زيبايي بود .

    مرگ بر ديكتاتور

  9. کلنگ گفت:

    از کرامات شیخ ما این است
    شیره را خورد و گفت شیرین است

  10. در حکم ظاهر مردمان مردند و ” درد دین ” به دل
    از باطن سینه زن زیر علم چیزی بگو

    یکبار با هم این غزل را بخوانیم /تقدیم به مبارزه بی امان شما با ستمکاری

    چیزی بگو

    من مرده ام باور نکن با مرده ام چیزی بگو
    فرقی ندارد ، هرچه شد ، هرچه … بدِم !چیزی بگو
    دجال گاهیکه شعیب صالح امضاء می کند
    تاریخ را ازغربت اهل حرم چیزی بگو
    این واژگون تاریخ خوان می فرصتاند فتنه را
    اهل قلم ! مدیون ن والقلم ! چیزی بگو
    وقتی که جسم از سایه خود تابعیت می کند
    فتوا نده! خود دشنه را بر گرُده ام چیزی بگو
    بس کن نصیحت خلق را از اجر صبر و انتظار
    با سیل هم از آبگیر، از پیچ و خم چیزی بگو
    در حکم ظاهر مردمان مردند و درد دین به دل
    از باطن سینه زن زیرعلم چیزی بگو
    در قلب مردم زلزله انداخت و آرام خفت
    حدی ست صبر آسمان را ، ارگ بم ! چیزی بگو
    شاعر! پس از این بیت ها … آن کاخ ها … این کوخ ها
    سهم دل ما پس چه شد؟! از عشق هم چیزی بگو
    ناو وغلوّ و فتح اقیانوس، دل را وانکرد
    تنگ غروب شط کارون از بَلم چیزی بگو
    بودن فقط یعنی دو چشم خیس در هم دوخته
    هستن به هست فلسفی را از عدم چیزی بگو
    امشب تمام واژه ها در اختیارت بود و حیف
    آخر نمی گویی چرا!؟ در باره ام چیزی بگو
    ای وامدار بامدادان! حرف آزادی چه شد
    مثل غزل دارم به پایان میرسم چیزی بگو

    مهرداد نصرتی (مهرشاعر)

  11. میرمحمد گفت:

    این افراد هر روز یک اسم دارند و بنا به فراخور اوضاع و مقلات کیهان اسمشان تغییر میکند
    روزی همسایه های آقای کروبی میشوند که به مواضع او اعتراض دارند چند روز بعد افراد خودسر میشوند که میخواهند خود را به سپاه بچسبانند که خدارو شکر تمامی نیروهای مسلح با دادن بیانیه اعلام برائت کردند و روزی هم اراذل میشوند و توسط پلیس دستگیر میشود
    افراد همون افراد هستند اما در 3 روح در یک کالبد پا به عرصه گذاشته اند
    همسایه انقلابی
    خودسر
    اراذل
    به حدی دروغ در این مملکت سکه رایج شده که کسی نمیترسد از واگویه آن
    آقایان فکر میکنند عصر سنگ است که کسی با خبرگزاری منتسب به سپاه مصاحبه کند یا مقاله ای در کیهان بنویسد آنوقت کمتر از دو روز مردم آن را فراموش کنند یا اصلا آن را نبینند و به سرعت تغییر موضع بدهند
    خداوند 1400 سال پیش کتاب را معجزه پیامبرش قرار داد چون میدانست تکامل اجتماعی و فردی انسان به حد مناسبی رسیده
    اما آقایان در مسند قدرت توهم دارند که مردم حداقل چندین عصر عقبتر هستند و زعم آنها بی ش… هستند که چنین رفتار میکنند

  12. ناشناس گفت:

    بيچاره آنكه گرفتار عقل شد ، خوشبخت آنكه ده نمكي آمد و … رفت .قدرت و ثروت در اختيار حماقت.

  13. محمد امی گفت:

    به نام خدا
    سلام
    ایشون رفته بوده زیارت عتبات و یا زیارت مسئولین حزب بعث عراق ؟ باید یک دلیلی داشته باشه که مسئولین بعث عراق بفهمند یک مسئول بلند پایه امنیتی ایران در کشورشان است و کاری به کارش نداشته باشند .

  14. امیر گفت:

    سلام. خسته نباشید. ممنون بابت متن زیبایی که نوشتید. در ضمن ما منتظر بیانه میرحسین در محکوم کردن آتش زدن قرآن کریم هستیم

  15. ناشناس گفت:

    سلام سید اولاد پیغمبر.امیدوارم حالت خوب باشد.راستی منم سیدم.دلم گرفت وقتی یاد اون روزا افتادم که با خواهرم وخانوادم فریاد میزدیم رای من کجاست.گفتم با تو درد دل کنم.من هرگز تا این انتخابات رای نداده بودم .احساس میکردم همه دروغ میگن این ایران من نیست.ایران من با اون تاریخ با شکوه.اما وقتی حرفهایت را شنیدم امیدم زنده شد دست بردم به قلم و رای دادم.یک رای سبز.مثل ندا و سهراب.سید جان من عاشق خدام اما خدای من با خدای اینا فرق داره.خدای من عاشق.از کشتن بیزار از درد و رنج مظلومانش خشمگین میشه.خدای من بوی رفاقت میده دستاش گرم و اغوشش باز.سید :من با عشق خدام و عبادت میکنم اما اینا میگن من و ما کافریم.اگر خدای اونارو قبول نکنیم محکوم به شکنجه و تحقیرو اعدامیم.سید خدا تو هم مثل خدای منه نه؟یه شب که دلم از این حاکمان زور و تزویر گرفته بود دست بردم به قلم و شعر گفتم سید این شعرو به تمام شهیدان راهازادی تقدیم میکنم .سید من امیدمان به خدا و بعد شما هستید.که خدایم میگفت:هیچ حکومتی با ظلم پا بر جا نخواهد ماند.
    به نام خدای عشق و ازادی خدای حقیقی “الله”
    از زمین و از زمان بیزارم امشب به حال خسته ام می نالم امشب چنانم غم زده صحرای دل را که گر دستم دهید میبارم امشب
    گریزانم کنید از خلق هستی به باده ام کشید هر دم به مستی خراباتی شدم از روی اینان ز کعبه باز گشتم من ز ایمان
    غزل را پاره کرم:من:دریدم زهر حرفی هزاران حرف کشیدم که افکارم همه بیراهه رفتن ز دین و مسجد و میخانه رفتن
    گرفتم باده از دستان ساقی شراب عشق و ناب غمگساری. چه حالی دارم امشب ای خدایم چرا از دست نا اهلان بنالم که اینان مومنان بی مثالا
    به عمری هاتف و عارف شنیدم سرود حق بر باطل شنیدم همه نادیده می گفتن خدایم تو ای بخشنده و ای مهربانم
    همه کافر شدن در چشم انان به تیغ دار میبندند جانان فقط ایین انان حرف ناب است حقیقت های بی امثالشان است من افسوسم همین بی خردانند که بی فکرو تامل بر زبانند
    کدامین قصه را باید بخوانم کدامین رفته را باید بیارم به حال ما چه کس مینالد امشب چه کس همپای من بیدارست امشب که شام عاشقان بس تارست امشب.
    که من از خاک و از خون جوششم بود ز اب دیدگانم رویشم بود کجایند ان همه دستان باران کجا رفتست ان قافله سالار به اسمش سر زنند جانان مارا بگیرن و برند یاران ما را. به ما گویند که کفر و نا بجاییم نمیدانند به حق ما: بیشماریم:
    که ما سبزیم ز سبز اندیشه داریم درین خاک وطن. ریشه داریم پر از شور و امیدیم شوق پرواز سکوتی میگزینیم جای فریاد
    :خدامان لای شب بوهای سهراب ندایی میکنیم در وقت محراب: که سجده میزنیم با عشوه و ناز که در :یا هو:نیاریم “هو:دگر باز
    نگاهت میکنیم با بغض و با اه که گر مرد خدایی گوش بسپار
    حسینم رفت که ما دل داده باشیم که گر دین میدهیم ازاده باشیم علی اتمام حجت با دلش کرد پرستش جز خدا را بر دلش بست
    کجا حرف خدایم بوی خون داشت علی در سر به جز فکر جنون داشت کجا مسجد صدای تیر و خون بود که اعدامگاه مردانی چنین بود
    خدا بوی رفاقت میدهد دوست خدا را بندگی کن”بنده از اوست” که گر حکم خدایی دست بندست”خداوندا خدایی دادی از دست”
    سخن دارم ولیکن بی صدایم که بغضی پر ز اه در سینه دارم. بیا با من کمی همپای ما شو که ازاد باشو از اینان جدا شو
    همینان که خدا خدا گویند که خود را جانشین یار گویند همینان که دروغین مینمایند که مخلوق جای خالق میستایند که سجده میزنند غیر خدا را چو کعبه مینگارند دست و پارا دوصد بوسه بر ان افسوس و هیهات خداوندو خدایی بردن از یاد
    تو با اینان مباش جانان ایران خدایت را پرستش کن به ایمان.
    همینانند که اسلام خوار کردند وطن را وا وطن را چوبه ی اعدام کردند.
    گله از که گزینم این سخن را که ما ازاده میمیریم هر جا شما باشید و افکار خدایی!!! گزارید عاشقان را وا گزارید

    تقدیم به تمام شهیدان

  16. رضو گفت:

    اوباش همیشه اوباش هستند هر کسی به دیگری اوباش می گوید ارازل را چکار کنم

  17. چغندر گفت:

    واقعا که خلایق هر چه لایق

  18. ناشناس گفت:

    با این همه زحمتی که برادر ده‌نمکی کشیدند و ماشالا با این همه کتکی که به ما زدند و دستشان هم درد نکنه، که کاری را نتوانستند از پیش ببرند. خطابم به جناب ده نمکی است که: برادر اوضاع که به نفع شما نیست. اگر به نفع شماست و ماها که سبزیم و سوسولیم و عوضی و اهمیتی نداریم، چرا این قدر حرف می زنید؟ چرا بحث می‌کنید؟ چرا رفته‌اید توی کار فیلم پر کردن؟
    گر این جوری مردم را می‌شد به راه آورد که الان ایشان و ارباب‌های بی‌ مغزشان شکایت نمی کردند از این همه بی‌ حجابی و گسست فرهنگی بین مردم و روحانیت و نسل قدیم و جدید. همین اقدامات ایشان هم نقش بسیار زیادی در این اتفاقها داشت. ما قبول نداریم که اسلام به کمک چماق ایشان و بی‌تربیتی و بددهنی هم پالکی‌هایشان توانسته یا خواهد توانست در ایران جا بیفتد. در فیلم سازی هم ظرفیت ایشان همین دو تا زباله‌ای بود که ساخت و حالا لاف می‌زند که مردم میلیونها و میلیاردها دادند که آن را تماشا کنند. زمانه البته فیلم‌های ایشان را روانه سطل آشغالهای تاریخی خواهد کرد. اما ما کتک خورده‌ها و سوسول‌هایی که حاضر نیستیم سر هیچ و پوچ کله‌مان را در مسیر چماق ایشان قرار دهیم، به همین نرمی و راحتی، حکومت‌مان را هم آدم خواهیم کرد انشاالله. اما در حکومت آینده ای عزیز دل برادر، وقتی چماقت را برایت پارک کردیم و قرار شد بدون فحش دادن، فقط حرف مستدل بزنی، ایا خواهی توانست حتی یک کلمه حسابی بگویی؟

  19. داریوش گفت:

    اگر درست یادم باشه ایشان صاحب امتیاز اون هفته نامه یاثارالله بود که روی همه عوامل نظام رو سفید کرده بود. حالا مثل اینکه واقعا توبه کرده و داره در مسیر جدید باد حرکت میکنه !!!!

  20. آزادمرد گفت:

    هر آزاده مسلمانی به کشتن منافقین و مشرکین به خود می بالد ولو کره المجرمین

    • ناشناس گفت:

      آیا نگاه عمروعاص و یزید به مقوله امام حسین(ع) و یارانش، با گفتار شما توجیه‏پذیر نیست؟ معیار را دریابید. کتاب‏الله و عترتی. دروغ، ریا، فریب، قانون‏گریزی و صداقت و نجابت

    • ناشناس گفت:

      اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید. آری. احمدی‏نژاد در تغییر ساعت‏ها، اولین دروغش را آشکارا گفت و جلب توجه کرد و ادامه داد. فتنه، تنها از اوست و حامیانش. اگر نیک بنگرید.

  21. علی... گفت:

    فیلمی که یکی از بازیگران اصلی و شاید هم بازیگردان اصلی آن ، همان کسی بود که در سال ۱۳۷۴ حرکات موزون او با یک لباس زنانه ، انگیزه ی ده نمکی و یارانش برای حمله به سینما قدس شد = محمد رضا شریفی نیا

  22. ناشناس گفت:

    کلمهءعزیزامثال این افراد رابیشتر معرفی کنیدواز سابقهءآنهانیزبیشتربنویسید،چون بعضی ازآنهاهنوز برای مردم ناشناخته اند و سیمای اصولگرا طوری وانمود میکند که گویی آنها قدیس هستند غافل ازاینکه دستشان به خون انسانهای بی گناه آلوده است.

  23. سلام گفت:

    اینهاقطعا به روز قیامت ایمان ندارند فقط آقا برای آنها مهم است و مصالح خودشان که پیشرفتشان در آن است اینها از همان افرادی که نقش فرمانده را در اخراجی ها بازی میکردند کسانی که به هر تقی میگوییند اصل نظام زیر سوال رفت

  24. daneshjoo گفت:

    be ghole rahbare moazzame enghelab dar sohbatashoon ba’d az havadese kooye daneshgahe sale 1378 KHABE BARGASHTANE AMRIKA BE IN MAMLEKAT YEK KHABE PARISHAN VA GHEYRE GHABELE TA’BIR AST
    inke jonbeshe sabz ya harchize digeyi bekhad khoone shohada ro paymal kone khabi bish nis
    HEZBOLLAH BIDAR AST

  25. یکی گفت:

    این واژه لباس شخصی خیلی جالبه خوب مگه مملکت پلیس و قانون نداره یه مشت ادم بخوان تخریب شخصیت یا اموال کنن؟

  26. جعفر خان گفت:

    خانم شيرازي با تشكر از يادآوري شواهد ي از تاريخ معاصرايران از تصيفه حساب صاحبان قدرت با آنهائي كه واقعا درد دين و غيرت ديني داشتند و براي زدودن پيرايه ها از دين خدا با مطلق نگري و استبداد ديني و غير ديني به مبارزه برخواسته بودند و ” چشم فتنه آنها ” بدست امثال پسر سيد نقيب ها ،‌آنهم به بهانه درد دين و غيرت ديني از حدقه در آرده شد !!
    مگر برخي ها با قرآن ناطق نجنگيد ند تا از كاغد نوشته هاي قرآني كه بدستور فرزند هند جگرخوار بر سرنيزه شده بود حفاظت كنند؟ . مگر برخي ها به جنگ فززند زهرا نرفتند و نايب پيامبر را بجرم عدم بيعت با خليفه وقت مسلمين در صحراي سوزان كربلا با لب تشنه سر نبريدند و اهل بيت نبوت را به اسارت نبردند ، تا نظام ديني وقت ” از خارجي ها” پاك شود ؟ مگر سرشكنجه گر مخوف ساواك دستياران خود را توبيخ نميكرد ، ” كه چرا در شكنجه و آزار خرابكاران ( فتنه گران) كوتاهي كرده و ترحم ميكنند ، مگر نمي خواهند كه نان آنها حلال باشد ” .
    بله او هم مانند پسر سيد نقيب فكر ميكرد ، كه هر وسيله اي براي حفظ دولت وقت قابل توجيه است و كوتاهي در آن حرام است ، چون گفته بودند كه شاه ظل الله است و سايه خدا نبايد محو شود . اما اگر يك حقوقدان وقت شوراي نگهبان قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران كشتن زنان خياباني را بدون حكم قاضي بدست سعيد حنائي ” با غيرت توجيه ميكند” يك فاجعه است ،كه همه قانون گريزي ها ي ده هاي اخير را توجيه قانوني و زمينه سازي ميكند . فارق از همه مسائل ، كه آيا بدون تحصيل علم حقوق ميشود عضو حقوقدان شوراي نگهبان شد يا نه بايد گفت ، كه او با اين جملات نشان ميدهد كه نه از قانون خبر دارد و نه درد دين دارد ، نه غيرت ديني را ميشناسد ، بلكه حفظ قدرت در سايه آنارشي ديني ، قانون گريزي و جايگزيني قضاوت مجري خياباني را بجاي اجراي حكم مستدل مجكمه پسند يك قاضي عادل مي پسندد ،كه اين خود فاتحه نظامي است كه ميخواهد احيا گر دين ناب محمدي گردد. واگر يك حقوقدان شوراي نگهبان ، حتي اگر حقوق هم نخوانده است، چنين بيان كند از امثال ده نمكي چه انتظاري داريم؟

  27. بسیجیان سبزاندیش ایران گفت:

    در عاشورای 88 بسیجیان مفلس وخودسر قرآنها رابه آتش زدند وجوانان مظلوم را به شهادت رساندند…

  28. hichkas گفت:

    in agha hatman daneshjooye sahmiyast chon ma ke to daneshga az in jor ashkhas nadarim! daneshjooo azad miandishe va na hezb va gooroohii

  29. ایرانی گفت:

    با تشکر از نوشته ی زیباتون
    نگران نباشید تاریخ در مورد ما و آقای ده نمکی و امثال ایشان قضاوت خواهد کرد
    به الله قسم روز محاکمه ی اینان را در دادگاه شرع و خلق میبینم.

  30. حمید گفت:

    آقای علی مطهری چندی پیش در وصف روحیه روح الله حسینیان گفت: ایشان علاقه ای خاص به اعدام کردن دارد و به همین جهت هم آمار اعدام شدگان در زمانی که ایشان قاضی بود بسیار بالا بود.
    شما قیافه و تیپ ایشان را بدون لباس روحانیت مجسم کنید و یک سبیل هم بر آن بیفزاید . حال راست و حسینی بگوید , چه شغل و حرفه ای متناسب این جناب مشتاق کشتن میباشد!!
    اینکه ایشان و امثالهم اینکارها را میکنند , مصداق ضرب المثل “نیش عقرب نه از ره کین است اقتضای طبیعتش اینست” میباشد و تا حدودی هم حرجی بر این نوع انسانهای بیمار نیست.
    مقصر آن کسی است که دست این جماعت بی ریشه و بن را بر جان و مال مردم باز کرده و باز گذاشته است.
    حمید