سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چشمـــــــــــــــــــــهایت سـبـــــــــــــــــــــــز بـــودند…...

چشمـــــــــــــــــــــهایت سـبـــــــــــــــــــــــز بـــودند…

چکیده :به ماجراي سيگار كشيدن پسرش و نحوه ي برخورد امام با او كه مي رسم ، بچه ام كيف مي كند. مي پرسد اگر روزي شما هم من را در حال سيگار كشيدن ببينيد ، همين برخورد را مي كنيد ؟ يعني شما هم برايم يك بسته سيگار مي خريد ؟ سرم را به نشانه ي مثبت تكان مي دهم . آرامش را در صورتش مي بينم. ادامه مي دهم و باز هم برايش از رفتار امام مي گويم. ماجراي آنتيباي بستني فروش را. بستنی فروشی مسيحی که کنار بستنی فروشی مسلمان دکان داشت و بستنی فروش مسلمان به مردم می گفت از اين نخريد مسيحی است و نجس....


کلمه- آل طاها: تعارف چرا!؟ سياست ايراني ، دين را به كام خيلي ها تلخ كرده است. بدتر از آن اين سياست افسار بريده، صدر و ذيل زندگيمان را آن چنان گرفته است كه خودمان را هم فراموش كرده ايم . شما را كاري ندارم . خودم را مي گويم . يعني بايد سالروز ناپديد شدن امام موسي صدر باشد تا همين چند كلمه را هم به يادش بگويم ؟! شرمم باد .

از دولت فخيمه توقعي نمي رود كه لبخندهايش را با قذافي ديده ايم و دعوت هايش را شنيده ايم . اصلاً بر اين دولت حرجي نيست كه مديون اوست به تبريك مضاعف و مفتون اوست به تشابه بسيار.

باز هم انتظاري نيست كه مراسمي برايش بگيرد و به يادش بياورد كه اين روزها برگزاري مراسماتي از اين دست ، از فرط امنيت !! ناممكن شده است . دولت كريمه ، همان به ، كه براي ايرانيان خارج نشين مراسم بگذارد و سبوهايش را همان جا بشكند و پيمانه هايش را همان جا بريزد و ميلياردهايش را همان جا خرج كند !

از آن گذشته، مگر همين تاريخ نگار دولت (سيد حميد روحاني) نبود كه چهل سال پيش در نجف و در منزل حسن روحاني امام موسي صدر را عامل صهيونيست و مزدور آنان خوانده بود؟ و مگر همين عريضه نويس دولت نيست كه امروز ياران امام را به همين الفاظ و همين كلام جيره خوار صهيونيست مي خواند.

اصلاً اينان را با امام موسي صدر چكار؟ كه حكايت اينان با امام، حكايت سرهنگ و فرهنگ است. اين معمم هاي عبوس و اين مناديان خشونت و اين اسلام سرهنگي كجا و آن روحاني خوش سيما و آن منادي وحدت و آن اسلامي فرهنگي كجا ؟

گله اي اگر هست از كساني است كه دل در گروه امام دارند و به راه امام زنده اند و به انديشه اي امام آزاداند. ميان اين همه دل تنگي و اسير، مبادا اسير غريبمان را را فراموش كنيم كه آزادي ما در بند انديشه ي اوست.

***

چهل و چهار سال پیش، بيروت، مراسم هفتمین روز شهادت کامل مروه روزنامه نگار لبنانی . « مطبوعات محرابی است برای پرستش خدا و خدمت به انسان ها». سخنراني اين گونه آغاز مي شود . سخنران ادامه مي دهد :

“… برادران، مطبوعات از مهم ترین میدان های جهادی و از برجسته ترین عوامل تکوین انسان مدنی است. این جایگاه والا وظایفی در قبال جامعه بر عهده اصحاب مطبوعاتی می گذارد، همان طور که وظایفی در قبال اینان بر عهده جامعه می نهد. وظیفه اینان در قبال جامعه جهت دهی، روشنگری و خیرخواهی مخلصانه و بی شائبه است. حق آنان بر جامعه نیز همان برخورداری از آزادی و پشتیبانی و تامین امکاناتی است که او را از فساد و انحراف مصون بدارد.

برادران، آزادی برترین ساز و کار فعال کردن همه توانایی ها و ظرفیت های انسانی است. هیچ کس نمی تواند در جامعه محروم از آزادی خدمت کند، توانایی هایش را پویا و موهبت های الهی را بالنده سازد. آزادی یعنی به رسمیت شناختن کرامت انسان و خوش گمانی نسبت به انسان حال آنکه نبود آزادی یعنی بدگمانی نسبت به انسان و کاستن از کرامت او. کسی می تواند آزادی را محدود کند که به فطرت انسانی کافر باشد.فطرتی که قرآن می فرماید: «فطرت الله التی فطرالناس علیها»

آزادی حق روزنامه نگار است، که جامعه اش باید به او پیشکش کند. آزادی خدمتی است به روزنامه نگار تا کار خود را به انجام رساند و خدمتی است به جامعه تا همه چیز را بداند. صیانت از آزادی ممکن نیست مگر با آزادی….”

سي و چهار سال پيش، چهل روز از درگذشت دكتر شريعتي گذشته است و كمترين مراسمي براي دكتر برگزار نشده است . از طرفي ساواك و از طرفي ديگر روحانيان مخالف با دكتر ، زير تير تهمت هاي مضاعف ، كسي پيش قدم مي شود و « پشت دكتر چون كوه مي ايستد ». بيروت ميزبان چهلم دكتر است و به اعتبار سخنران و صاحب عزا ، اينجا مراسم باشكوهي برقرار است و سخنران با شكوهتر از همه مي گويد :

” اگر خير شيعه‌ را مي‌خواستند چرا دكتر شريعتي‌ را كشتند؟ اگر خير شيعيان‌ و خدمت‌ علماي‌ دين‌ را مي‌خواستند چرا طالقاني‌ را زنداني‌ كردند؟ چرا علما و متفكران‌ بزرگ‌ مسلمان‌ را در ايران‌ و به‌ دست‌ ساواك‌ زنداني‌ مي‌كنند؟ اطلاعات‌ ايران‌ است‌ كه‌ صفوف‌ شيعه‌ را پاره‌پاره‌ مي‌كند و مردم‌ را به‌ زندان‌ مي‌اندازد و وجود ما را به‌ خطر انداخته‌ است‌. آنها مي‌خواهند براي‌ ما خطي‌ انتخاب‌ كنند كه‌ ما آن‌ را نمي‌پذيريم‌

ما به‌ هيچ‌ وجه‌ اجازه‌ نخواهيم‌ داد كه‌ مردان‌ كوچكي‌ كه‌ جز پول‌ فضيلتي‌ و چيزي‌ در اختيار ندارند وارد خانه‌هاي‌ ما شوند و صفوف‌ مذهبيِ ما را پراكنده‌ كنند و در هر گوشه‌اي‌ رهبري‌ ومحوري‌ بسازند. ما به‌ هيچ‌ وجه‌ اين‌ روش‌ را نمي‌پذيريم‌ و با آن‌ مبارزه‌ خواهيم‌ كرد. آنها كساني‌ هستند كه‌ سعي‌ مي‌كردند علي‌ و حسين‌ را بكشند و آنها را از حقوق‌ خود محروم‌ كنند. آنها نمي‌خواهند ما در اين‌ راه‌ گام‌ زنيم‌ و به‌ اين‌ دليل‌ سعي‌ كردند مردم‌ را گمراه‌ كنند. اگر ما هيچ‌ امتيازي‌ جز ادراك‌ و تشخيص‌ اوضاع‌ روزانة‌ خود، كه‌ به‌ نام‌ اجتهاد در تاريخ‌ معروف‌ است‌، نداشتيم‌، كافي‌ بود تا توطئه‌ و سِحر آنها در ما اثر نكند. بنابراين‌، مزدوران‌ خارجي‌، حتي‌ اگر عمامه‌ بر سر داشته‌ باشند، و حتي‌ اگر امام‌ ناميده‌ شوند، بايد به‌ جهنم‌ بروند؛ به‌ جهنم‌ فساد و به‌ جهنم‌ پول‌ و به‌ جهنم‌ دشمنان‌ علي‌ و حسين‌. اگر آنان‌ به‌ شيعه‌ علاقه‌مند بودند، روحانيان‌ بزرگ‌ و شخصيتهاي‌ مبارز را در زندان‌ نمي‌كشتند، صدها هزار زنداني‌ در زندان‌ نداشتند. ما به‌ هيچ‌ وجه‌ نمي‌توانيم‌ اين‌ روش‌ را بپذيريم‌.ما دراينجا به‌ دكتر شريعتي‌ احترام‌ مي‌گذاريم‌ زيرا دكتر شريعتي‌ يك‌ مبارزِ نمونه‌ و نمايندة‌ يك‌ مبارزة‌ اصيل‌ و عظيم‌ است‌ و به‌ همين‌ علت‌ نيز تسلي‌ مي‌يابيم‌ زيرا فكر دكتر شريعتي‌ در بين‌ ما درخشان‌ است‌ و فكر دكتر شريعتي‌ افكارِ مبارزِ جهان‌ را در هر جا كه‌ باشند به‌ دور يكديگر جمع‌ كرده‌ است‌…”

سي و چند سال پيش. لبنان . کلیسای مارمارون در بوشریه را به آتش کشیدهاند و سرقت کرده اند و بر تخته سیاه مدرسه کلیسا، نوشته اند : ” لا اله الا الله” . اين حادثه منطقه را متشنج كرده و فضای بسیار مسمومی علیه شیعیان و مسلمانان ایجاد شده است . همان روز ، در گوشه اي ديگر از بوشريه قرار است مسجدي ساخته شود . مسلمانان فراواني براي كمك به مسجد جمع شده اند . غوغا ي جمعيت با ديدن سخنران آرام مي شود و سخنران اين گونه آغاز مي كند :

“كليساي مامارون را به آتش كشيده اند . امروز می‌خواهیم پول جمع کنیم، اما هر چه جمع شود برای ساختن این مسجد و کلیسای مارمارون نصف می‌کنیم!”

اين سخنراني ها ، بيشتر از آن است كه در اين مجال بيايند و اين سخنران مشهورتر از آن است كه اينجا معرفي شود . نام اين سخنراني ها را هم هر چه مي خواهيد انتخاب كنيد رواداري ؟ تحمل ؟ وحدت ؟ حقوق بشر ؟ آزادي مطبوعات ؟ پلوراليسم ؟ بهترنيست كه به اعتبار نام سخنران ، به اعتبار امام موسي صدر ، نامش را اسلام رحماني بگذاريم. غير از اين است ؟

***

نهم شهريور هشتاد و نه. ميان مرور خاطرات و نوشته و سخنرانهايش ، پسرم را صدا مي زنم. عكس هايش را يكي يكي نشان مي دهم . نمي شناسدش. حق دارد . شروع مي كنم به گفتن از او. از زندگي اش از خاطراتي كه از او خوانده ام . به ماجراي سيگار كشيدن پسرش و نحوه ي برخورد امام با او كه مي رسم ، بچه ام كيف مي كند. مي پرسد اگر روزي شما هم من را در حال سيگار كشيدن ببينيد ، همين برخورد را مي كنيد ؟ يعني شما هم برايم يك بسته سيگار مي خريد ؟ سرم را به نشانه ي مثبت تكان مي دهم . آرامش را در صورتش مي بينم. ادامه مي دهم و باز هم برايش از رفتار امام مي گويم. ماجراي آنتيباي بستني فروش را.  بستنی فروشی مسيحی که کنار بستنی فروشی مسلمان دکان داشت و بستنی فروش مسلمان به مردم می گفت از اين نخريد مسيحی است و نجس. آنتيبا نزد امام صدر مي رود و مي گويد اين همسايه مسلمان با تبليغ عليه من کار مرا کساد کرده و مردم ديگر از من بستنی نمي خرند و امام روزی بعد از نماز جمعه به همراه چند نفر ديگر به دکان بستنی فروشی مسيحی مي رود و بستنی مي خورد. اينجا كه مي رسم ، با شوق عجيبي مي پرسد : واقعيت داره بابا؟ مشتاقانه جواب مي دهم بلي پسرم. افسانه نيست ، خيلي هم دور نيست.  كنجكاوي مي كند: الان كجاست ؟ امام را مي گويم. برق نگاهش آشناست. تحمل نمي كنم . سرم را پايين مي اندازم . ماجراي ربودن امام را تعريف مي كنم.

« بالاخره زنده است يا نه ؟» پسرم مي پرسد .

« زنده است بابا ، حتماً زنده است». جواب مي دهم . مطمئن و محكم . طوري كه باورش بشود . طوري كه باورم بشود .

باز هم مي پرسد: پس چرا كسي سراغش را نمي گيرد ؟ چرا كاري برايش نمي كنيد ؟… واي اگر برگردد ! راستي با ماست يا با اونا ؟ ممكنه اينجا هم بگيرنش ؟

كم مي آورم . خودم را مي زنم به اون راه . عكسش را بهانه مي كنم : ببين بابا ، چه خوش تيپ و خوش قيافه اس .چشم هاشو نگاه كن بابا . دخترش جايي برايش نوشته نوشته: چشم هايت سبز بودند. آيا هنوز همان قدر سبزند؟


22 پاسخ به “چشمـــــــــــــــــــــهایت سـبـــــــــــــــــــــــز بـــودند…”

  1. مادر سبز گفت:

    اری چشم هایش سبز بود و صد در صد امروز هم سبز است من او را دیده بودم و خوب به خاطر میاورم قد رعنایشان را و چشمهای سبزشان و دعا می کنم و ارزو می کنم که در سلامت باشند و بزودی به جمع دوستدارانشان باز گردند

  2. ناشناس گفت:

    خدا بیامرزدش
    باید از زندگی این بزرگان درس گرفت

  3. سمیه گفت:

    چرا همیشه انمسانهای بزرگی مثل ایشون باید دزدیده بشن یا بهشتی و مطهری و روشنفکران دیگه شهید بشن و طالقانی زود از بین مردم بره ولی جنتی و مصباح و احمد خاتمی عمر نوح داشته باشن ؟

    • محمد امی گفت:

      به نام خدا
      سلام
      در ریاضیات مبحثی است به نام قدر مطلق ! که در ایران به آن کم توجه میشود. قدر مطلق یعنی بزرگی چیزها مثلا |3| برابر با 3 است و |-1| مساوی با 1 است. بدین ترتیب مشخص میشود که اندازه یک چیز چقدر است. بزرگی آن بدون در نظر گرفتن مثبت یا منفی بودن آنها. دلیل اینکه افراد مثبت عمرشان کم است به دلیل عظمت کارهایی است که میکنند. قدر مطلق زندگی آنها بلند است و دلیل اینکه “معمولا” افراد کم اهمیت ، بی اهمیت و یا مضر_ منظورم در کل تاریخ بشری است_ عمر طولانی دارند که فارغ از زیانی که این افراد میزنند قدر مطلق کمی دارند و به نظر من _لطفا این 3 کلمه آخر را دوباره و موکد بخوانید_ این افراد باید فرصتهای بیشتری داشته باشند تا حسابهای سنگینتری نیز پس بدهند و جالبتر اینکه قدر مطلق زندگی اکثریت آنها کم است !

  4. حسين گفت:

    سلام
    خيلي جالب و قشنگ بود .

    خيلي دوست دارم راجع به امام موسي صدر بيشتر بدونم . راستش من هيچي نميدونم از ايشون .

    اگر بشه و راجع به ايشون بيشتر بنويسيد ممنون ميشم .

    • احمدرضا حکمی گفت:

      دوست عزیز سلام! شما برای آشنایی بیشتر با امام موسی صدر، میتونید به وبسایت http://www.imamsadr.ir و یا کتاب های ایشون مراجعه کنید و متوجه تفاوت های ایشون و دیدگاهشون و اسلام واقعی با اسلام فعلی بشید! چقدر یکی از دوستان خوب میگفت: امام موسی صدر به آنچیزی که شریعتی باور داشت، عمل میکرد! شریعتی متفکر بود و امام موسی صدر عامل و متفکر!

  5. علی گفت:

    ای کاش چشمان همه ما مثل او سبز بود.

  6. بسیجی خمینی گفت:

    آ سید بیا تا از زندانهای لیبی یا اسرائیل یا هرجا که هستی ، مستقیم راهی اوین شوی . چون کافی است اعانات جمع شده برای مهدیه را به منظور بازسازی کلیسای فرصت یا عشای ربانی تقسیم کنی یا بگویی که مسیحیان و یهودیان پاک هستند و لزومی به طهارت پس از مس آنها نیست و یا با این جمله که مطبوعات محرابی است برای پرستش خدا و خدمت به انسان ها، به مشکلاتی که برای مطبوعات کشورمان ایجاد شده است ، بپردازی تا کت بسته تو را به گوشه یکی از سلولهای انفرادی اوین بیندازند و امام جمعه همان هفته “آیت الله العظمی” احمد خاتمی خواهد بود … اگر این پیش بینی من درست در آمد سعی کن نه تنها خطابه های آن هفته
    که خطابه های دیگر را به هیچ وجه نشنوی ، چون تهمتهایی را خواهی شنید که آرزوی کنی هیچ گاه از بند دشمن آزاد نمی شدی !

  7. yare sabz گفت:

    خدا نگهدارش باشد
    واقعا امام موسی کجا و این آخوند های عبوس کجا

  8. از کردستان گفت:

    تعارف چرا من هم با متن های آل طاها حال می کنم اساسی
    خوش سلیقه هم هست . شحریان و امام موسی و..
    کاشکی برای این شب های قدر و شهادت امام هم چیری بنویسه .
    امام موسی صدر باید معرفی یشه و از ابهام بیاد بیرون . جوونا بشناسنش . دینی که امام موسی و شجریان معرفی می کنن بیا اگر عرضه بشه بازار سامری ها می شکند . پبشنهاد می کنم شما هم به روش امام صدر عمل کنید . هم در جنبش هم در سایت . در عمل کار سختیه اما کار سازه . از عارفان و بزرگان اهل سنت هم بنویسید . امام غزالی امام فخز رازی علامه مفتی زاده و البته علامه طباطبایی شهید بهشتی و طالقانی هم …

  9. saeid گفت:

    روزه قدس باید چیکار کنیم یک بیانیه یک کلمه از رئیس جمهور میرحسین تا خیابونها رو سبز کنیم.

  10. hosein گفت:

    an sagar karde ke sad ghafele del hamrahe oost
    harkoja hast khodaya be salamat darash

  11. ناشناس گفت:

    ممنون از کلمه که دراین باره نوشت جای او در میان جنبش مابسیار خالیست

  12. راك گفت:

    ما همه با هم هستيم امام تنها نماند.وجود سبزه وجودتون سبز باشه

  13. محمد گفت:

    فرق اسلام رحمت و اسلام طالبانی خشونت در همین است.اری اگر امروز او در ایران بود جایش در اوین بود.

  14. albert گفت:

    agar emam zendast khoda hefzesh kone agar emam inaro midid khodesh miraft khodesho be esrailiha tahvil midad

  15. آرمان گفت:

    امام موسی صدر
    مقدس است .برای دلمان خرجش نکنیم

  16. نوا گفت:

    شیعیان لبنان یاد و یادگاران ابوذرند

    و ابوذر

    یار یاور علی

    اگر چه شلوغ بازاری است امروزه و اگر چه عملکرد نادرست و دفعی خودی ها غیر خودی ها را میدان داده است . اما شیعه ی علی که تبلورش در شیعیان لبنان تاحدودی عینت دارد چند شاخصه دارد:

    1- اهل دفاع است تا ماجراجویی و حمله

    2-شجاعت را در عمل دارد نه در زبان

    3-از خشونت بیزار است

    4- تکثر گراست و همین شاخصه باعث شده که علی رغم تفکرشان مورد قبول اکثزیت جامعه ی لبنان بوده و قهرمانان ملی محسوب شوند(و ما چه زود سپاهیان مومن و شجاع را از مردم گرفتیم یا داریم می گیریم با تحریک ایده /با امکانات مالی و یا با پست و مقام و ایکاش بخودمان بیاییم که مجاهدان دفاع مقدس(جنگ تحمیلی ) اعم از ارتشی . سپاهی و بسیج قهرمانان فراتاریخی هستند)

    5-اهل سیاست اند و صبرند و تحمل شکست های انتخاباتی را دارند

    و اینکه :

    دیر بازی است زتو بی خبریم سید سبز

    خوار باد قذافی

    که چنین چشمه ی جوشان تو از تشنه ی

    این دشت گرفت

    شک نداریم که تو

    همره آن یار سفر کرده ز ره می آیی

    الهم عجل لولیک الفرج

  17. مهران گفت:

    خانواده ایشان از زنده بودن ایشان بسیار مطمئن هستند و بسیار شاکی از حکومت ایران که با قذافی سر سازش دارد و پیگیر آزادی ایشان از بند رژیم قذافی نیست.
    خدایا، ایشان را در پناه خود مصون و محفوظ بدار و امکان رهایی ایشان از قید و بند را مهیا فرما

  18. علی گفت:

    به امید روز سبز

  19. باران گفت:

    عکسش بردیواراتاقم مایه آرامش است. اللهم فک کل اسیر

  20. حمید گفت:

    امام موسی صدر را مصادره به مطلوب نکنید شما و طیف شما ونگاه شما هیچ نسبتی با امام موسی صدر ندارید