سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تا کی باید قدرت‌مداران از موضع فرعونی به خانواده زندانیان سیاسی چنگ و دندان نشان د...
» عریضه شانزدهم فخرالسادات محتشمی پور به دادستان تهران

تا کی باید قدرت‌مداران از موضع فرعونی به خانواده زندانیان سیاسی چنگ و دندان نشان دهند؟

چکیده :کاش اجازه می دادید خانواده ها از پشت این دیوارهای بلند به داخل زندان بروند و محل زندگی عزیزانشان را ببینند. کاش می گذاشتید لااقل خانواده های زندانیان سیاسی که متأسفانه بر اثر موارد کذبی که شنیده اند به کلی اعتمادشان را نسبت به دستگاه قضا و بویژه سازمان زندان ها در کشور اسلامی شان از دست داده اند، از نزدیک نحوه نگهداری عزیزانشان را می دیدند تا قضاوت هایشان به قضاوت های شما و همکارانتان نزدیک شود و طرفین یکدیگر را به دروغگویی محکوم...


فخرالسادات محتشمی پور، همسر مصطفی تاج زاده، در شانزدهمین نامه خود خطاب به دادستان تهران، از وی پرسید: چرا و تحت کدام فشار سخت، پدر عزیز خانواده ما را به جای بند عمومی به جایی نامعلوم برده اید. بگویید چرا و تحت چه فشار بزرگی اجازه ندارید امکان تماس تلفنی روزانه و ملاقات حضوری برایش فراهم کنید. به فرزندانتان پاسخ دهید که چرا جگرگوشگان ما مانند آنان و همه بچه های دیگر نمی توانند از نعمت حضور پدردر این ماه مبارک و در این شب و روزهای عزیز، برخوردار باشند.

وی همچنین نوشت: زندانی سیاسی که بحمدالله نداریم!!! از حقوق زندانی بگویید همین اسرایی که به جرم نقد و دیدگاه مخالف و ابراز این دیدگاه های مخالف حبس می شکند، ستم می کشند و دادشان به بیداد نمی رسد. از حقوق زندانی برای ما بگویید و از حقوق خانواده زنذانی که سخت مشتاقیم. ما سخت مشتاق دانستنیم آقای دادستان. به ما بگویید زندانی، که حق نفس کشیدن را به جای پروردگارش به او هبه کرده اید و خودش و خانواده اش باید از این رو سپاسگزار شما باشند، دیگر چه حقوقی دارد؟ ما دوست داریم این حقوق را بدانیم.

به گزارش کلمه، متن نامه محتشمی‌پور به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم افتح لی ابواب الجنان و اغلق عنّی فیه ابواب النّیران و وفّقنی فیه لتلاوة القرآن. یا منزل السّکینة فی قلوب المؤمنین.

عریضه شانزدهم در بیستم رمضان المبارک

از : همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت نامه از کودتاگران نظامی

به : دادستان تهران

سلام آقای دادستان

امروز به استقبال دومین قدر امسالمان می رویم. همه رمضان یک طرف و این شب و روزها یک طرف. همه مناجات ها و دعاهای یک ماه و بلکه یک سال یک طرف و مناجات های این شب و روزها یک طرف. انگار خدا همه فرشتگانش را مأمور رساندن دعاهای بندگان خاطی و گناهکارش به بارگاه اعلی نموده. اما نه این جا در این ضیافت نور و رحمت و کرم و غفران هیچ پرده ای نیست. هیچ واسطه ای نیست. تنها اوست و زلالی دل های شکسته. تنها اوست و ناله های محزون. تنها اوست و بغض هایی که می ترکد و اشک هایی که جاری می شود. تنها اوست و بنده اش و باران. بارانی که سخت می بارد. ما همه به این ضیافت دعوت داریم. بارعام است و کسی برای بنده های خدا جایی تعیین نمی کند. بالا و پایین ندارد این مجلس بلکه قرار است گناهکاران توّاب مرتبتشان بالاتر باشد. گناهکارانی که با فرصتی خداداده و با هدایت خود او عاقبت راه را تشخیص داده و با اختیار بدان گام نهاده اند. گناهکارانی که کبر و غرور راه بندگی را بر آنان نبسته و فطرت خداجویشان آنان را به صراط مستقیم رهنمون شده است. بارالها ما را در این شب قدر در کنار دیگر دل شکستگان ببین و رحمت و مغفرتت را شامل حال ما و عزیزانمان بگردان. آمین

آقای دادستان

شما در این شب قدر. در این شب عزیز و در این شب عزا و ماتم که یادآور جفای یک انسان به خود و خدای خود و جامعه خود است. شب شهادت مظهر عدالت امیرمؤمنان علی(ع) به زندان سری نمی زنید؟ حالی از زندانیان عادی که خطایشان مستوجب جزایشان کرده نمی پرسید؟ به سراغ زندانیان سیاسی چطور؟ نمی روید؟ احوالات این بندیان ستم را نمی پرسید؟ از آب و نان که هیچ، از درد جانشان پرسش نمی کنید؟ بر سر سفره شان که سفره عشق است و وفا نمی نشینید؟ با آنان افطار نمی کنید؟ با آنان دعای افتتاح و ابوحمزه ثمالی نمی خوانید؟ دل به دل دریایی آنان نمی دهید؟ نه ؟ این چیزها در زندان اسلامی ما رسم نیست؟ باب نیست؟ عرف نیست؟ مکروه است؟ گناه است؟ چرا آقای دادستان؟ چرا؟ اگر شما دوست ندارید از این فرصت طلایی بهره ببرید، در عوض بسیار مردمان هستند که این آرزو را دارند. راستی چرا نمی شود حالا که دیگ رحمتی برای استخلاص زندانیان سیاسی که به جرم ناکرده در حبسند نمی جوشد تا این عزیز مردمان به خانه و کاشانه مهرشان در این ماه رحمت برکت بازگردند، چه اشکالی دارد خانواده هایشان بتوانند هنگام افطار این شب حزن و بی قراری در کنار عزیزانشان باشند. و لقمه هایشان را باز هم به اشتراک بردارند و از بهترین هم نشینی ها محظوظ شوند؟

شنیده ام آنان که زندان رژیم گذشته را تجربه کرده اند، در ذهن خود قفس را برای همیشه شکسته اند و زندان بان را به مسئولتی دیگر گماشته اند و شکنجه گر را به دست جوخه های اعدام سپرده اند. شنیده ام بعضی از آنان که در اثر گردش ایام مسئولیتی در همین حوزه ها یافته اند و باور کرده اند که هیچ قدرتی مخالفانش را بر نمی تابد تلاش کرده اند زندان را برای زندانی مجرم به صورت یک اندرزگاه واقعی دربیاورند و برای زندانیان سیاسی احتمالی، گذرگاهی قابل زندگی غیرحیوانی و کوشیده اند آن را با نگاه یک زندانی مرمّت کنند. از کهریزک که گویی برای آدمیان ساخته نشده بود و عزیزانی را قربانی گرفت به جور، و اینک افشاگر آن دارد تاوان خدمتش را در رجائی شهر می دهد، بگذریم. امروز احوال زندان های کشور اسلامیمان چطور است؟ اصلا از احوالات زندانیان سیاسی هم بگذریم. وضعیت زندانیان عادی چطور است؟ آنان که خیلی بیش از ظرفیت مظروف دارند رشد صعودی می کنند. آنان که هر روز دستبند به دست وارد زندان می شوند و ماها، خانواده های سرگشته زندانیان سیاسی را با حیرت می نگرند. آن ها که در محیطی جرم زا زندگی می کنند و بخش عمده ای از خطاهایشان متوجه مسئولین غافل است. مسئولینی که سرشان جای دیگری گرم است و در مورد فجایع زیرپوست شهر، خود را به تغافل می زنند.حال زندان های ما را چه کسی باید بپرسد آقای دادستان؟ نمایندگان مجلس؟ نمایندگان شورای شهر؟ خبرنگاران دولتی؟ خبرنگاران مستقل؟ نمایندگان سازمان ملل؟ انجمن های مدافع حقوق بشر؟نمایندگان خانواده های زندانی چطور؟ آن ها اگر بپرسند جرم نیست؟ مجازات و عقوبت ندارد؟ کاش اجازه می دادید خانواده ها از پشت این دیوارهای بلند به داخل زندان بروند و محل زندگی عزیزانشان را ببینند. کاش می گذاشتید لااقل خانواده های زندانیان سیاسی که متأسفانه بر اثر موارد کذبی که شنیده اند به کلی اعتمادشان را نسبت به دستگاه قضا و بویژه سازمان زندان ها در کشور اسلامی شان از دست داده اند، از نزدیک نحوه نگهداری عزیزانشان را می دیدند تا قضاوت هایشان به قضاوت های شما و همکارانتان نزدیک شود و طرفین یکدیگر را به دروغگویی محکوم نکنند.

آقای دادستان

حالا در آستانه دومین قدر امسالمان برویم به سراغ زندانی عزیزی که او را همراه عزیزی دیگر در محبس تنگی قرنطینه کرده اید. احوال او را خدا می داند اما من دوست دارم برایم از قوانین و مقررات حقوقی بگویید. از حقوق زندانی. زندانی سیاسی که بحمدالله نداریم!!! از حقوق زندانی بگویید همین اسرایی که به جرم نقد و دیدگاه مخالف و ابراز این دیدگاه های مخالف حبس می شکند، ستم می کشند و دادشان به بیداد نمی رسد. از حقوق زندانی برای ما بگویید و از حقوق خانواده زنذانی که سخت مشتاقیم. ما سخت مشتاق دانستنیم آقای دادستان. به ما بگویید زندانی، که حق نفس کشیدن را به جای پروردگارش به او هبه کرده اید و خودش و خانواده اش باید از این رو سپاسگزار شما باشند، دیگر چه حقوقی دارد؟ ما دوست داریم این حقوق را بدانیم. حقوق زندان بان را هم برایمان تشریح کنید و وظیفه اش را و مجازات تخطی از وظیفه اش را. آقای دادستان فرزندان ما از ما می پرسند در این نظامی که برای اسقرارش خون دادید و خون دل خوردید و بسیار از حقوق ما را که فرزندانتان باشیم به بهانه خدمت به خلق نپرداختید و ما نیز به احترام آرمان های مقدستان از آن چشم پوشی کردیم، چیزی به نام«حق و حقوق» وجود دارد؟ اگر دارد برایمان شرح دهید. ما آنان را به قانون اساسی ارجاع می دهیم و آنان لبخند می زنند و می پرسند: آزادی؟ کو؟ کجاست؟ و می پرسند تذکر قانون اساسی را کسی که خود از آن تخطی کرده باید بدهد؟ اشکال از ما نیست آقای دادستان. بچه های این دوره زیاد می فهمند. درست عین خود ما که طاغوت نتوانست سرمان را به امور حاشیه ای گرم کند و دانستیم آن چه باید می دانستیم. بچه های ما به قدر ما سرشان بوی قورمه سبزی نمی دهد اما فهمشان بالاست و فریب نمی خورند. آقای دادستان ما کم می آوریم در بحث با فرزندانمان. شما چطور؟ کم نمی آورید در مقابل پرسش های جگرگوشگانتان که جلوی شما قد کشیده اند و شاخ شمشاد شده اند و حالا یک دنیا سؤال دارند؟ آقای دادستان شما اجازه پرسش به فرزندانتان می دهید؟ آن ها از شما نمی پرسند این همسر تاجزاده حرف حسابش چیست که هر روز عریضه ای تازه می نویسد و وقت گرانبهای شما را می گیرد؟ آقای دادستان شما عادت دارید با خوش رویی پاسخ فرزندانتان را بدهید؟ اگر پاسخ دادید ممنون می شوم ما را هم در جریان بگذارید. به فرزندانتان بگویید که چرا و تحت کدام فشار سخت، پدر عزیز خانواده ما را به جای بند عمومی به جایی نامعلوم برده اید. بگویید چرا و تحت چه فشار بزرگی اجازه ندارید امکان تماس تلفنی روزانه و ملاقات حضوری برایش فراهم کنید. به فرزندانتان پاسخ دهید که چرا جگرگوشگان ما مانند آنان و همه بچه های دیگر نمی توانند از نعمت حضور پدردر این ماه مبارک و در این شب و روزهای عزیز، برخوردار باشند. به آنان بگویید پیدا کردن جواب سؤال سخت نیست اگر اهل مطالعه اند به ارگان کودتا سری بزنند و چهره بدون نقاب و کریه گروه فشار را ببینند و بعد برای باطل نشدن روزه شان براثر خواندن موارد کذب و دروغ و افترا استغفار کنند.

آقای دادستان

ما جواب سؤال هایمان را می دانیم. شما پاسخ فرزندانتان و فرزندان این ملت را بدهید: تا کی باید قدرتمداران هواپرست برای قوه مستقل قضائیه تعیین تکلیف کنند و از موضع فرعونی به خانواده های مظلوم زندانیان سیاسی چنگ و دندان نشان دهند؟

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا


3 پاسخ به “تا کی باید قدرت‌مداران از موضع فرعونی به خانواده زندانیان سیاسی چنگ و دندان نشان دهند؟”

  1. مریم گفت:

    درود بر شما و خستگی ناپذیری شما به فرزندانتان و فرزندانمان بگوییم که ما هنوز در راهیم راهی طولانی و پرخطر که با اگاهی و صبر خطرات ان کمتر می شود

  2. زنده باد سبز گفت:

    درود بر بانوی سبز ،بانوی عزیز ما هم در شب‌های قدر با تمام وجود برای زندانیان بیگناهمان دعا کرده ایم و خواهیم کرد،به امید بیداری خواب الودگان،درود بر شما که شجاعانه و بی‌ باکانه می‌نویسید

  3. محمد گفت:

    تازمانی که فرعونیان را رود نیل در بر گیرد.زود باشد که طغیان رود نیل مردم انها راغرق کند.اندکیصبر سحرنزدیک است.