سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تقاضای دیدار محمد نوری زاد از رهبری...

تقاضای دیدار محمد نوری زاد از رهبری

چکیده :رهبر عزیز، نورچشم ما٬ ما فتنه‌گران، به همراه سران خویش، از شما تقاضای دیداری دوستانه و صمیمانه داریم. و پیش از آن، برای اعتماد و اطمینان شما، دست روی قرآن می‌گذاریم و سوگند می‌خوریم که ما جملگی از سلاح تهی هستیم و جز برای برون‌رفت از این مخمصه‌ی نامبارک، اندیشه و نگرانی و اهتمامی نداریم. ما، اعلام می‌داریم که نه از اجنبی خط گرفته‌ایم و نه بنای فروپاشی نظام خویش را در سر داشته و داریم. اشتباه ما شاید این بود که از آموزه‌های مکرر حضرت شما آموخته بودیم که در اسلام ناب، مردمان، از آزادی فراوان‌تر و عمیق‌تری نسبت به جوامع غربی...


محمد نوری زاد در نامه ای  که پیش از این در زندان اوین نوشته است از  رهبری برای سخن گفتن خود و همفکرانش در باره کشور و اینده ی آن و نیز عدل و انصاف  تقاضای دیدار کرد.

این نامه که با مقدمه ای از  نوری زاد در وبسایت شخصی وی منتشر شده است به شرح زیر است:

پیش از آغاز سخن :

در زندان که بودم ، تعدادی از نوشته های خود را (پنج مطلب) به دوستی که نمی شناختمش سپردم تا آنها را در بیرون زندان به من برساند . این نوشته ها ، یکی همین تقاضا از رهبرگرامی مان بود ، و چهار نوشته با عنوان کلی ” گلها و سیم خاردارها “.

از زندان که بیرون آمدم ، تلاش من برای دستیابی به آن نوشته ها به جایی نرسید ، تا این که دیروز (۸۹/۵/۲۲) همه ی آن پنج مطلب به دستم رسید . با نگاهی به نوشته ی : تقاضا از رهبر ، دیدم گرچه طعم این نوشته از داخل زندان ، مطلوب ترمی بوده است اما اکنون که بیش ازدوماه از زمان نگارش آن می گذرد ، هنوز ظرافت های بطئی آن خواستنی و در خور اعتناست.

این نوشته ، درراستای نامه های پیشین من به رهبری نیست . بلکه برای خود خاستگاه مستقلی دارد که تقدیم حضرت ایشان می گردد :

به نام خالق حق

رهبر گرامی، سلام.

سپاس خدای خوب را که سالروز کوچ امام عزیز، آن‌گونه که حضرت شما انتظار داشت، با شکوه تمام برگزار گردید و با شایستگی نیز به سرانجام رسید و سپاس دیگر این که فتنه‌گران را فرصت و مجال فتنه‌گری به هیچ افتاد و جملگی از صفحه‌ی روزگار محو و ناپیدا شدند و به یمن زحمت و درایت مردان کاردان ما، مفتضحانه به دوردست‌ها رانده شدند و به تاریخ و خاطره پیوستند.

اگر اجازه فرمایید من تقاضای ساده و دوستانه و انسانی و خیرخواهانه و خداپسندانه‌ی خود را از زاویه‌ای دیگر به پیشگاهتان معروض دارم و همزمان امید این نیز داشته باشم که اگر ثواب و خیری در تقاضای ساده‌ی من مشاهده فرمودید، در اجابت آن دستور به شتاب دهید و در این امر خیر، به سخن هیچ نابکار و مکاری که در لباس دوست بنای دشمنی دارد، اعتنا نفرمایید.

رهبرگرامی،

من در پیش‌فرض تقاضای خویش، فتنه‌گران و سرانشان را در کنار منافقین و سران از خدا بی‌خبر آنان می‌گذارم و در این فرض گستاخانه، شرم و حیا را به آستان بخشایندگی حضرت خدای متعال احاله می‌دهم. پس، فرض من بر این است که فتنه‌گران، همان منافقین‌اند و جناب شما، همان امام خمینی عزیز.

یادتان هست یک روز، پیش از آن که منافقین به ستیز مسلحانه و ترورهای کور و ناجوانمردانه روی برند، از امام خمینی، تقاضای ملاقات و دیدار حضوری کردند؟ می‌دانم که تقاضای آنان را نیک به یاد دارید. و باز می‌دانم که هنوز زنگ پاسخ امام خمینی در گوش مبارکتان هست. آن‌گاه که فرمود: شما (مجاهدین) اسلحه‌های خود را زمین بگذارید، من خمینی، خود به دیدار شما خواهم آمد!

رهبر عزیز، نورچشم ما،

ما فتنه‌گران، به همراه سران خویش، از شما تقاضای دیداری دوستانه و صمیمانه داریم. و پیش از آن، برای اعتماد و اطمینان شما، دست روی قرآن می‌گذاریم و سوگند می‌خوریم که ما جملگی از سلاح تهی هستیم و جز برای برون‌رفت از این مخمصه‌ی نامبارک، اندیشه و نگرانی و اهتمامی نداریم. ما، اعلام می‌داریم که نه از اجنبی خط گرفته‌ایم و نه بنای فروپاشی نظام خویش را در سر داشته و داریم. اشتباه ما شاید این بود که از آموزه‌های مکرر حضرت شما آموخته بودیم که در اسلام ناب، مردمان، از آزادی فراوان‌تر و عمیق‌تری نسبت به جوامع غربی بهره‌مندند. و از خود شما آموخته بودیم که برای نشاط سیاسی و اجتماعی جامعه باید هزینه‌های بدیهی آن را تحمل کرد. بنابراین، فارغ از فتنه‌گری‌هایی که به ما منتسب کرده‌اند، و با دستانی تهی از فتنه، تقاضای دیدار شما را داریم. دوست داریم در این دیدار تاریخی، که حتما در دایره‌ی فهم مطلق خدا، از خیر و خوبی سرشار است، حضرت شما در جایگاه شریف رهبری بنشینید و ما -فتنه‌گران دیروز و بخشی از مردمان انکارناپذیر امروز- با فرزندان و همسران و پدران و مادران خویش، در مقابل شما بنشینیم و با هم سخن از درستی و پاکی و مهر و خدا و پیغمبر و ایران و آینده و عدل و انصاف بگوییم. شما با آن سینه‌ی گشاده‌ی خود، صبوری اختیار کنید و مثل همیشه، سخن چند نفر از حاضرین را بشنوید، و در پایان، همان حاضرین، گوش دل به سخنان شما بسپارند.

محصول نهایی این ملاقات، هرچه که باشد، جز خیر نخواهد بود. چرا که تایید حتمی خدای متعال با هر نشست منتهی به خیر است. بدخواهان ما و شما چه بسا شما را به مجرایی از افق نامطلوب این نشست دراندازند. که: با این ملاقات، فتنه‌گران معدوم شده و به تاریخ پیوسته، حیات و روحیه و فرصت تنفس خواهند یافت. اما فراتر از این افق تیره و نادرست، من می‌گویم: پس از این نشست، چه بسا اعتماد گسسته و انشقاق حتمی مردم، فرصت ترمیم یابد. برکات این دیدار از شماره بیرون است اما من به ”برکت رضای خدای خوب” اشاره می‌کنم و در می‌گذرم. اگر صدای تقاضای ما از اعماق زندان به شما رسید و پاسخی هر چند مختصر در حد یک ”نه” حتی دریافت کردیم، معلوم می‌شود که رهبر فرزانه‌ی ما در جریان چند و چون جامعه‌ی خویش است. وگرنه، به ما، و به همان فتنه‌گرانی که خود را “مردم” می‌دانند، حق بدهید که شما را و دیدار شما را دور از دسترس خویش ببینند و باور کنند. که: مباد آن روز!

با احترام و ادب

فرزند شما: محمد نوری‌زاد-زندان اوین- اندرزگاه هفت

۸۹/۳/۱۴

پانوشت : هم اکنون محمد نوری زاد ، ۴ روز از بازگشت و بازداشت مجدد غیرقانونی اش به زندان اوین می گذرد.


57 پاسخ به “تقاضای دیدار محمد نوری زاد از رهبری”

  1. ناشناس گفت:

    در قرآن کریم آمده است موسای کلیم درخواست دیدار خداوند عظیم کرد!پاسخ آمد:لن ترانی یا موسی

    • محمد گفت:

      با سلام عجب قیاسی کردی اقای ناشناس!

      • سبزاندیش گفت:

        در ایمیل های اخیر نامه طنزی از استعفای حضرت عزرائیل و شیطان به درگاه خداوند و درخواست بازنشستگی و احاله دادن کار قبض روح مردمان و اغوای آدمیان به حاکمیت فعلی رسیده بود که جای تأمل داشت. ظاهراً بر اساس نظر این دوست عزیز ناشناس باید خداوندی خدا را هم به ولی فقیه احاله داد تا نعوذ بالله خدا کمی استراحت کند!!!

  2. kamran گفت:

    این تقاضا نباید داده میشد فردا ببینید کیهان چه مینویسه

  3. مهران BIP گفت:

    اميدوارم اين به سرانجام خوبي ختم شود.

    خسته شدم

  4. محمد امی گفت:

    به نام حق
    سلام
    فرزند شما: محمد نوری‌زاد-زندان اوین- اندرزگاه هفت
    چه طنز تلخی است اگر بدانند.

  5. قلم فرانسه گفت:

    اواخر حکومت پهلوی بود و دوستداران ایشان اظهار می کردند : شاه بی گناه است ! چون جماعتی در دربار ایشان هستند و نمی گذارند جنایت ها و خیانت ها به گوش اعلیحضرت برسد و به ایشان تصویری از یک مملکت گل و بلبل نمایش می دهند . که فرض کنیم ایشان راست می گفتند مگر نه که این از بی لیاقتی اعلیحضرت می بود ؟! حال باور من و شاید جماعتی بر این است که اساسا این نامه ها مخاطب خویش را پیدا نمی کنند ! شما چه فکر می کنید ؟! قلم فرانسه

  6. ناشناس گفت:

    ضمن احترام قلبی به آقای نوری زاد عرض میکنم که رهبر فعلی انقلاب بیش از بیست سال است که در این موقعیت مهم قرار دارند و پیش از آن هم بیش از ده سال رئیس جمهور بوده و یا در ظرفیت های مهم و تاثیر گذار حضور داشته اند. اینکه ملتی ریشه دار و با سابقه تاریخی مثل ملت ایران بعد از این همه سال و بالا و پائین و تلخ و شیرین هنوز رهبر خود را نشناخته باشند تصور درستی نمی تواند باشد. و بر اساس این شناخت عرض میکنم که نشست ولو بسیار صمیمانه جناب عالی و همفکران اصلاح طلب شما با رهبری به هیچ وجه راهگشا و کارساز نخواهد بود. ما اینجا با یک بنای ناراست سر و کار داریم و اساسا ارتفاع مسائل موجود در سطحی نیست که با یک یا ده نشست خیلی صمیمی و رک و راست قابل حل باشند. مشکلات نظام ریشه دار تر از این است که بتوان برای علاج آن از این طرق چاره جوئی کرد. بهترین فرصت برای اصلاح و ترمیم “تدریجی” کاستی ها با ظهور آقای خاتمی در صحنه ملی ظهور پیدا کرد که با کمال تاسف مورد استفاده نظام قرار نگرفت. منظور اصلا این نیست که رهبری باید با روش یا سرعت و مصادیق پیشنهادی آقای خاتمی یا سایر اصلاح طلبان کنار میامدند- ابدا – بلکه منظور این است که مقام رهبری نیاز و احتیاج جامعه به اصلاحات را باید جدی و واقعی و پایدار تلقی میکردند نه چیزی که با رفتن خاتمی از صحنه به خودی خود به فراموشی سپرده میشود. علی رغم این آخرین فرصت و مایلم تاکید کنم که “آخرین فرصت” در انتخابات دهم برای نظام پیش آمد تا بتواند به ترمیم جراحات ناشی از ناکارآمدی و زمین گیر کردن اصلاحات و اعتماد سلب شده از مردم اقدام بکند که متاسفانه همه از نتایج فاجعه بار و معکوس آن نیز آگاهیم. مطمئن هستم که چون پیشنهاد ملاقات با مقام رهبری را مطرح کرده اید حتما این طور فکر نمیکنید ولی در هر حال فکر کردم برایتان بنویسم که اگر روزی با ایشان ملاقات کردید به ایشان بگوئید که بخش قابل ملاحظه ای از جوانان کشور از ایشان به طور کلی مایوس شده اند و از ایشان با نام نیک یاد نمیکنند. به ایشان بگوئید که ما فقر و فساد و فحشاء و ناامنی جاده های کشور و ازدیاد طلاق و ناهنجاریهای روانی و اجتماعی و گسترش خرافات و افول اندیشه دینی را همه و همه از چشم ایشان میبینیم و از اینکه ایشان اطراف خود را از مریدان چاپلوس پر کرده اند و آنان را بر سرنوشت ملت مسلط کرده اند شب و روز به خدا شکایت میبریم و میدانیم که شکایت ما روزی شنیده خواهد شد. تاریخ گواه این است.

  7. محمد گفت:

    گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی من-انجه البته به جایی نرسد فریاد است
    اندکی صبر سحر نزدیک است

  8. مانی افشار گفت:

    حصول نهایی این ملاقات، هرچه که باشد، جز خیر نخواهد بود.
    الله اکبر.
    امیدوارم سرانجام به اون چیزی ختم شود که استاد عزیز محمد نوری زاد فرمودند.
    این نامه اشک من را سرازیر کرد.
    چه کنیم. کاری کردند که ما به فتنه بودن و محارب بودن خود افتخار کنیم.
    واقعا چرا باید در یک حکومت اسلامی ، اینگونه با شهروندان مسلمان شیعه برخوردی زننده شود. واقعا چرا؟؟ جرم ما مرد در چی می باشد؟ واقعا به کدامین گناه؟
    و الان شاهد آن هستیم که این آقایون گفتند باید اون کسانی که راه را اشتباه رفتند ، دوباره به مسیر بازگرداند. باید اون کسانی که از نظام هستند ولی با کارهایی که کردند از این مسیر خارج شدند ، دوباره باید با اینها تعامل کرد. ولی اصول و قوانین وجود دارد؟!!! این حرف ها را آقای آیت الله خامنه ای گفتند. واقعا چه اصول و قوانینی؟؟
    تعامل؟!! زمانی که کشور در بحران سیاسی بود ، نمی خواستند تعامل کنند! چه شد که الان به فکر تعامل افتادند؟؟ البته الان هم وظعیت سیاسی جالبی نداریم.
    افسوس و 1000 بار افسوس.

  9. براستی که دیدار با حاکم حق طبیعی شهروند است واگر اعتقادی به نقطه نظرات بزرگان دین در چنین مباحثی داشته باشیم می بینیم که امیرمومنان به کارگزار خویش فرمان می دهند که :بین خود و مردم تحت امرت حجابی جز چهره ات قرار نده !
    بنده هم (بعنوان شاعر نویسنده تحلیلگر یا اصلا یک شهروند) بارها و بارها نامه نوشتم و درخواست دیدار کردم .پاسخ این همواره این بوده است: ایشان مشغلات بسیار دارند . اما آیا مشغله ای بزرگتر از این که به امور کسانی بپردازیم که سخنگوی مردمند ؟ اگر کسانیکه محصولات زبان و قلمشان را میلیونها نفر رصد می کنند اینقدر مورد لطف نیستند که دقایقی را در خدمت ایشان بگذرانند و دغدغه هایشان را مطرح کنند پس اساسا وقت و مشغله دیگر چه جایگاهی دارد.
    بنده مطمئنم اگر درخواست امثال جناب نوری زاد مورد نظر واقع می شد طی یک یا چند جلسه تاثیراتی خارق العاده را شاهد بودیم .
    نباید فراموش کنیم که اصلاح طلب به صرف اصلاح طلب بودن ثابت کرده است که هرگز ورانداز نیست . پس مدافع اصل نظام است .چرا که اصلاح را در درون همان ساختار و نه ساختاری دیگر پی جویی می کند .اگر آنکه مدافع است و برای دفاعش هزینه می دهد . بد و بیراه می شنود . مورد اتهام است آن هم از هر دو سو و در این میانه محل مثال بیت : یک دست جام باده و یک دست زلف یار / رقصی چنین میانه میدانم آرزوست / شده است خودی نیست ، پس خودی چه کسی است ؟ آیا انکه سنگ تفرقه می اندازد و در شیپور جنگ با کسانی میدمد که تحت هیچ عنوان آنان را دشمن نمی داند ؟
    بنده هم از محضر ایشان تمنا دارم جلسات گفت و شنود بیواسطه با اصلاح طلبان و حاملان گفتمان اصلاح طلبی خصوصا جناب آقای مهندس موسوی ، حضرت حجت الاسلام و المسلمین کروبی ، جناب استاد فرزانه و فیلسوف گرانقدر خاتمی و …. برقرار شود و بدانیم که قدم خیر را خداوند به صراط مستقیم هدایت می کند /مهرداد نصرتی مهرشاعر

  10. علی گفت:

    جسارتا می خواستم عرض کنم که بد نبود دلیل زندانی شدن دوباره نوری زاد رو هم می نوشتید. (نامه قبلیش به آقای خامنه ای) با اینکه بعید می دونم حتی جرات منتشر کردن نظر من رو هم داشته باشید.

    • مانی افشار گفت:

      نه اینکه حالا فکر کنید چون گفتید جرات منتشر کردن نظر من رو ندارید ، به خاطر همین سایت کلمه نظرتون رو منتشر کرد. نه برادر.
      سایت کلمه از تمام دیدگاه های دوستان استقبال می کند. ولی به شرطی که بازدیدکننده در دیدگاه خود از الفاظ رکیک و توهین به شخصیت های سیاسی استفاده نکند. که این حرکت از سوی تمام سایت های سیاسی انجام می شود.

  11. شمس گفت:

    چه دل اميدوار دارند اين آقاي نوري زاد!
    اين سركوب ها از روي نا آگاهي و سوتعبير نيست بلكه كاملا آگاهانه و از روي برنامه ريزي انجام مي شه.

  12. امید گفت:

    دروود بر همه ی آزادمردان راه آزادی …

  13. پروین گفت:

    درود بر حر زمان ما و هنرمند متعهد

  14. somaye گفت:

    esme noizado ke miyarin dagham taze mishe,jone man chera namasho nazashtin?

  15. ناشناس گفت:

    تو رو خدا بيخيال اين همه نامه به رهبر بشيد.
    وقتتون رو صرف آگاهي دادن به مردم بي اطلاع از حقوق خودشون كنيد.

  16. يقين گفت:

    ديدين آقاي حداد چه شعري واسه رهبر سرودند؟!!

  17. ناشناس گفت:

    همه این بلاها که اینا سر ملت میارن بخاطر 2تا اصل از اصول قانون اساسی که سال 68 خامنه ای و هاشمی بعد فوت
    امام اضافه کردن یعنی 176 و 177

  18. ناشناس گفت:

    aya dar on jalseh dar bare koshteshedagan tozahrrate sale ghabl soal mikonid. Aye agha chera hamish mikhihim khodomono gool bezenim.

  19. علیرضا گفت:

    جدا با مطالبی که جدیدا در این سایت نوشته میشه بوی همدستی با حاکمیت به گوش میرسه . آخرین نامه نوریزاد را منتشر نکردید و بجای آن این نامه قدیمی رو منتشر میکنید . از دقتر مهندس موسوی بوی پایمال کردن رای و خون و شرافت ملت به گوش میرسه

    • يکي از جوانه هاي راه سبز اميد گفت:

      سلام هموطن عزيز -عليرضاجان
      در پايان خبر بازگشت نوري زاد به زندان اوين قسمتي از نامه آورده شده بود .همچنين لينک نامه هم قرار داده شده بود. گرچه اميد مي رفت کلمه از مسير تعادل خارج نشود و متن کامل نامه را منتشر ميکرد نه صرفا بخشي از آن را .همراهان گرامي مان در سايت کلمه گاه به آن سو مي افتند از تفريط هايشان وما گاه از اين سو با افراط هايم.

      فرداي روشن نيز بي گمان فرا ميرسد .آنچه که موجب نگراني است .انحراف و تکرار مصيبت هاست.

      همين تذکر ها و احساس خطر هاست که از تکرار اشتباهات جلوگيري ميکند.البته اگر ما نيز دچار افراط نشويم.

      عليرضاجان مرسي که آنچه را که اشتباه مي پنداشتي گفتي.

    • ناشناس گفت:

      موافقم . کلمه با حذف شخصی چون احمد قابل و سانسور نوری زاد بسیار منفعل عمل کرده و جای تاسف داره

    • سبزینه گفت:

      ای بابا نگو برادر من که یه سبزی اما اونقدر ساده ای که این همه طعنه و کنایه رو توی این نامه متوجه نمی شی …دوست من اگه این نامه ها اون جور که شما می گی بود که نوری زاد الان تو زندان نبود!

  20. رضا گفت:

    چرا سایت کلمه نامه ششم آقای نوری زاد را منتشر نکرد ولی این مطلب رو منتشر کرد؟

    • یک هم وطن گفت:

      به نظر من چون کلمه زیاد خوشش نمی آد بگه خدای نکرده بالای چشم رهبر ابرویی هست… البته امیدوارم در اشتباه باشم. وجود همین سایت هم برای ما غنیمته.

    • شرف گفت:

      رضا جان سایت کلمه هم معذورات خودش را دارد و خودی و غیر خودی خودش را. برای همین نیز بسیاری نظرات رد می شود. و البته اگر توهینی باشد حق سایت است . ولی در کشوری که در جاهای امنش که مردم باید در امنیت کامل باشند به آنها آن می کنند که در کهریزک و اوین و هزاران امنگاه دیگر کردند، با او فتح المبین بازی کردند دیگر از این مردم مجروح و تجاوز شده چه جای انتظار ادب!!!

    • علی گفت:

      یعنی تو نمیدونی؟!

    • مانی افشار گفت:

      ایشکال نداره برادر. اون نامه رو که شما مطالعه کردید.حالا چه اصراری بر این موضوع دارید ، خدا خود می داند;-)
      با اینکه بازدیدکننده ثابت سایت پدرم هستم ، ولی هیچ اعتراضی به این موضوع که چرا سایت کلمه نامه آخر استاد عزیز محمد نوری زاد رو منتشر نکرد رو به هیچ عنوان ندارم.
      زنده باد آزادی.

  21. نسيم گفت:

    فكر مي كنم نامه اي كه آقاي نوري زاد گفتن بعد از رفتنشون به زندان منتشر مي شه، هنوز منتشر نشده.

  22. ناشناس گفت:

    be nezere man har kas az seran sabz ke be in molaghat bere az terefe akseriate mardoom be khinat moteham mishe agar che moomkene vaghan intoor nebashe

  23. اميدوار گفت:

    سر آن ندارد امشب كه برآيد آفتابي
    چه خيالها گذر كرد و گذر نكرد خوابي

    نفس خروس بگرفت كه نوبتي بخواند
    همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابي

    برو اي گداي مسكين و دري دگر طلب كن
    كه هزار بار خواندي و نيامدت جوابي

    دل همچو سنگت اي دوست!به آب چشم سعدي
    عجب است اگر نگردد كه بگشت آسيابي

  24. ميرمحمد گفت:

    کلمه عزيز چندگاهي است که در تيغ سانسور گرفتار شده اي تو را چه شده چرا کلمه تبديل به يک سايت صرف خبري شده که اخبار ديگر سايتها رو که بدون فيلتر و مشقات ميشه تهييه کرد بازتاب ميدهد .
    چند مورد تذکر دادم اما حتي نظر بنده رو منتشر نکرديد مهم نيست که اين رو هم منتشر ميکنيد يا نه ولي کارتان درست نيست شما کارتان درست نبود پس حداقل نظر را منتشر کنيد تا بدانيد که مردم ميدانند کارتان اشتباه بوده
    اميدوارم رسانه مستقلي به وجود بياد که از بيان يک نامه به هراس نيفته
    به هر حال نامه آقاي نوري زاد را به رهبر منتشر نکرديد ولي بدونيد اتفاقي نميفته فضاي مجازي اينقدر باز است که اين نامه هزاران هزار بار از جاهاي ديگه خونده ميشه و فقط تنها ناراحتي خوانندگان از شما را در پي دارد که فکر ميکنم کامنتهاي ديگري هم بوده که منتشر نميکنيد وگرنه انتقادات به عدم انتشار اون نامه به شما زياد هست
    به اميد اصلاح سياست سايت

  25. ناشناس گفت:

    میرحسین عزیز
    ما به شما اعتماد داریم شما که پشت به مردم نمی کنید؟

  26. ناشناس گفت:

    نوری زاد عزیز، امیدت به خدا باشه، فقط به خدا، نه به هیچ کس دیگر.

  27. اسلام رحماني گفت:

    من با نظر اون دوستمون كه گفته بودن كار با يك يا چند جلسه درست نميشه موافقم. اگر اين جلسات در هفته اول بعد از انتخابات ميبود و باعث كاهش خشونتها و بازداشتها ميشد، اميدي بود . اما الان. نميدانم!!!به نظر من كه دير شده.
    بنده اساسا به افزايش نرمش و عقلانيت عميق در بدنه حاكميت اطمينان و اعتمادي ندارم. و بحثهاي اخير پيرامون وحدت را ناشي از مشكلات داخلي و خارجي بيش از حد حاكميت ميدانم. و اينگونه صحبتها را در راستاي استفاده ابزاري در زماني مشخص از ملت ميدانم. همان بلايي كه در 22 خرداد به سر ملت اوردند.
    وگرنه به عقيده من، از نظر حكومت ما ، همان خس و خاشاك، بزغاله ، گوساله ، معاند ، محارب و … هستيم كه بوديم و البته عزيزان كروبي، موسوي و خاتمي نيز همان سران فتنه و رشوه گيرندگان از امريكا هستند.

  28. سمیه گفت:

    خدایی حواستون به خون شهدامون باشه.وای به حالتون

  29. محمد گفت:

    چرا نامه آخر نوری زاد بزرگ به رهبری که دلیل دوباره زندان رفتنش بود رو نذاشتید آخه ؟ آیا میر حسین عزیز از این نامه خبر دارند ؟

  30. پژواک گفت:

    از دشمنان برند شکایت به دوستان
    چون دوست دشمن است شکایت به کجا برند

  31. صبور گفت:

    بالاخره خوب است در يك جلسه رو در رو ، صريح و شفاف اما همراه با ادب و احترام دروغ ها، تهمت ها و ظلم ها گفته و با ايشان اتمام حجت شود.

  32. ق-ب گفت:

    درودبراقاي خودم اقاي نوري زادكه همه چيزرامتحمل شده است انشاله كه خداوند متعال بايشان عمر باعزت عنايت فرمايندخداوندياروياوشان باشد باميد پيروزي

  33. بهنام گفت:

    مگر نامه ی قبلی نامه ی آخر نبود خسته نشدی از این همه نامه نگاری در ضمن ار جانب خود قرار بگذار از طرف رهبران سبز

  34. برگ سبز پائيز گفت:

    اي پناهگاه ابدي!

    همچو
    كودك ضعيفي هستم كه دربياباني از غم و تنهايي خود را اسير انديشه و افكارش
    با هزاران سوال بي جواب كرده است و نيازمند روح عظيمي است كه بر كالبد
    …وجودش بدمد و براي يك لحظه هم كه شده به التيام خويش برسد.
    بار الها!…

    حرف ها بسياربراي گفتن دارم اما امروز مي خواهم از كسي با تو سخن بگويم كه اكنون به جرم آرمان ، ايمان و قلمش در سلول تنگ و تاريك زندان اسير است كسي كه مي خواهندفريادش در فضاي اين سرزمين خفقان آور نپيچد.
    او به خاطر آزادي و آسايش من در پشت ميله هاي سرد و غريب زندان است و اكنون خودرا فداي سخت ترين تحقيرها كرده است.
    كسي كه خبر بازگشتش به آن زندان مخوف بسي برايم سنگين بود.
    مي گويند ارزش مندي اش را در همان چند نوشته اش ثابت كرد اما چه كسي است كه نداند كه ارزش قلم اش در صداقت و ايمان اوست .
    مهربانم!
    تنهائي اش را با هم صحبتي فرشتگان رحمتت تقسيم نما و به او آرامشي ده تا در مقابل
    آنان كه مي خواهند حق را به زانو در آورند ، تسليم نشود .
    مي دانم ، مي دانم هم اكنون نيز از نكبت ايام و ستم ظالمان به تو پناه برده است و شب و روز با نجواي دل انگيزش در پيشگاه تو به عبادت فرو شكسته است…..
    دل هاي ما همه همراه او و آزادگان سبزمان است در سايه لطف و رحمتت ياريشان كن…..

  35. Koroush گفت:

    DOOR NIST ROOZI KE KHOONE BI GONAHAN GARIBANE ZALEMAN RA BEGIRAD.

  36. امید گفت:

    اقایان از جلسه و نصیحت مبرا هستنداخه انسانهای اسمانی را چه به نصیحت شنیدن.انشا الله ما زمینی ها دست در دست میدهیم تا مدیرانی زمینی برای خود انتخاب کنیم.

  37. فتنه گفت:

    از دیگراشتباهات حکومت کودتاگر دیکتاتور ماب در مقابل جنبش سبز زدودن معنای نامانوس و منفی برخی کلمات بود مثل فتنه و سران فتنه ، امروز دیگر کلماتی مانند فتنه بار منفی ندارد که هیچ بلکه به خودی خود کلمه مانوس و رمزی برای مردم سبز ایران شده است.
    درود بر فتنه گران و درود بر سران فتنه سبز مخملی!!!!!!!!!!!! (من یک فتنه گرم شما ها چطور؟!!!)

  38. مانی افشار گفت:

    اشتباه نگیرید. من سخنگوی سایت کلمه نیستم. ولی یه صحبت کوتا دارم.
    __
    دوستان عزیز . من هم مانند شما یکی از همراهان این جنبش هستم و سرباز مهندس میر حسین موسوی.
    جانم رو در این راه سبز فدا خواهم کرد.یک جان داریم “اون هم فدای پدر و مادرم” مهندس موسوی و دکتر زهرای رهنورد”
    دوستان عزیز ؛ منطق رو همیشه اصول کار خود قرار دهیم.نه تنها در سیاست، بلکه در تما عرصه ها.
    سایت کلمه طبق یه اصول و قوانینی؛ هر روز توسط عاشقان این جنبش به روز می شود.
    ما واقعا باید از تمام زحمات این دوستان عاشقانه تشکر کنیم.
    بزارید واظح به عرض شما برسانم. سایت جرس و دیگر سایت ها که فعالیتشون خارج از کشور می باشد ، به این دلیل چون آزادی عمل بیشتری در اختیار دارند، مایل به انتشار نامه آقای نوری زاد بودند و منتشر هم کردند و دست همه این دوستان درد نکنه.
    ولی سایت کلمه چون در ایران فعالیت می کند و اصول و قوانینی وجود دارد، به خاطر همین مایل به انتشار چنین نامه ای “جنجالی ” نبود. نمی گویم محدودیتی وجود دارد. ولی این اصول و قوانین ، شامل انتشار نکردن چنین خبری از رسانه خبری تحلیلی کلمه میشد.

    البته سایت کلمه لینک نامه ی آخر را در یکی از پست های سایت”که مربوط به بازگشت نوری زاد به اوین بود رو” نیز منتشر کرد.
    http://nurizad.net/?p=548
    __
    بنابراین این بحث و جدال واقعا هیچ سود و منفعتی برای جنبش سبز ندارد.
    با هم باشیم تا دشمن هم.

    ****
    در زمستان سبز می شویم و در پاییز
    امسال سال سبز بودن است انگاری
    خورشید و ماه و نور و مهتاب ، سبز است و سفید
    عجب سبز یست این سبزی نا به هنگام در این وادی
    گفتند خفه شوید و سبز نگردید دستور این است
    جرم است در این دوران به این رنگ بودن و ماندن
    سبز شدن دست ما نبود و لاجرم
    سر از اوین درآوردیم بی سخن
    سکوت نشانه جرم ما بود در تابستانی که سبز بودن گناه بود
    در روزگاری که سبز شدیم بی اختیار
    پاییزش به زندان هدایت شدیم بالاجبار
    سبز تو بودی که سبز می خواهم
    سبز باد و سبز راه و سبز اسارتگاه
    گر چه شکنجه، حتی تجاوز در کمین بود
    وگر چه اعتراف کردم به جرمم هر بار
    که سبز ماندن جنایت است ومستحق حتی اعدام
    چه می توان گفت و چه می توان کرد وقتی
    باتوم بالای سر باشد و اسحه بر حلقوم
    گاز اشک آور در چشم وگلو و درد در روح
    روزگار روزگار کشتن است و دستگیری
    چه کسی بهتر از توی مظلوم و منِ زخمی

  39. ناشناس گفت:

    مي ترسم روزي اين رگه هاي مظلوميت كار دست نظام بده از خداي رحمان و رحيم مي خواهم كه محبت و صفا را در بين مومنين به انقلاب برقرار فرمايد

  40. بدون رنگ گفت:

    این نوری زاد هفت خطیه که نگو اونایی که متوجه این موضوع نیستن یک بار همه نامه هاشو کاملا بی طرفانه بخونن. عزیزان همه این حضور ها و اعتراضات و جنجال ها و خون های ریخته شده این یک سال اخیر به خاطر اینه که دو رنگی و دروغ از این مملکت رخت ببنده.ولی متاسفانه خیلی از اهالی این جنبش برای رسیدن به اهداف والا و بعضا غیر والاشون دارن همون راهی رو می رن که طرف مقابل داره طی میکنه و سیاست هاشون دقیقا همون سیاست هاست. فقط سمت و سو و هدف فرق داره.

  41. رضا ایرانی گفت:

    با هموطنان عزیزی که شتاب نموده و زود و بدون تفکر قضاوت می کنند، هستم! عزیزانم، دوستان خوبم! لطفا شتاب نداشته و با عمق بیشتری در باره ی نامه های عزیزمان نوری زاد، تفکر کرده و قضاوت درست داشته باشید. آیا عزیزانم فکر می کنند که نوری زاد عزیز نمی داند گوش شنوا هست یا نیست؟ آیا نمی دانید با هر نامه ی نوری زاد، هزاران و هزاران ریزش در جبهه ی ظلم و ظالم ایجاد می کند؟ با هر نامه پتکی بر سر ظالمان و جنایتکاران و تلنگری بر پیکر ساده لوحان متعصب و خرافه پرست فرود آمده و به فکر فرو می روند. عزیزانم! مضافا اینکه این نامه ها در تاریخ سرزمین عزیزمان ایران، که اکنون تاریخ نویسان جیرخ خوار و مزدور، آن را وارونه جلوه می دهند، ماندگار خواهد شد تا گواهی مظلومانه از ستم های رفته بر مردم مظلوم باشد و آیینه ی عبرتی برای عدم تکرار اشتباهات بی شمار گذشته. نوری زاد عزیز! در قلوب مردم ، خوب جا گرفته ای. الحق و والانصاف حر زمان هستی! می بوسمت، عزیز دل زجر دیگان و شنکنجه شدگان حاکمیت ولایت جور و ستم. اما…. ز مهربانی جانان، طمع مبر حافظ که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند! الیس صبح بقریب! اندکی صبر! سحر نزدیک است! خداوند گواه ماست!

  42. ناشناس گفت:

    فقط میشه گفت :
    هیچ کسی در این دنیا ارزش عریان دیدن تو را ندارد جز انکه روح عریان او را دوست داری

  43. ناشناس گفت:

    یادمان نرود که سالهائی که آقای خاتمی رئیس جمهور بودند هفته ای نبود که با رهبر ملاقات چند ساعته نداشته باشد. اگر آن نشست ها نتیجه داد نشست برادرمان نوری زاد هم نتیجه خواهد داد. برای نظاما راه علاج و اصلاحی باقی نمانده است.

  44. رضا گفت:

    البته از قلم نیفته (سهام نیوز ) هم نامه ششم آقای نوری زاد رو منتشر کرد

  45. علی گفت:

    محصول نهایی این ملاقات، هرچه که باشد، جز شرمندگی و خجالت برای میرحسین و اعوان و انصارش و استاد!!! نوری زاد نخواهد بود و قطعا همانطور که شرمنده خدا و پیغمبر هستند در پیشگاه ملت و رهبری هم روسیاه و شرمنده خواهند شد.

  46. احمد از بجنورد گفت:

    واقعا اگر رهبري با سران فتنه (!!!) ديداري داشتند چه انعكاس خوبي در جامعه داشت !
    اي كاش …

  47. سهیل از کابل گفت:

    گوش اگر گوش من و ناله اگر ناله توست — آنچه به جایی نرسد فریاد است . استاد گرامی نوری زاد عزیز تو راهت را پیدا نمودی و به آن ادامه یده خداوند خودش ارحم الراحمین است .