اثبات سلامت انتخابات بر عهده دولتیان است
چکیده :ین مغالطهی سادهلوحانه را باید بر ملا کرد و با صدای بلند افشا کرد که دائماً دولتیان تکرار میکنند که مدعیان عدم سلامت انتخابات باید دلیل بیاورند. مدعی میشوند که بر اساس اصل برائت از اتهامات مبرا هستند مگر خلافش را مخالفان و معترضان اثبات کنند و اعلام میکنند نیازی به اثبات درستی انتخابات نیست چون خلافش را هم کسی اثبات نکرده. این مغالطه است. اکنون کودتاییان انتخاباتی می خواهند با تمسک به ابزار جنگ روانی افکار عمومی را از مسأله ی کودتا به تقلب عددی و مکانیکی منحرف کنند. همراهان جنبش سبز باید هوشیارانه این گریزگاه را بر آنها...
کلمه – ناصر نعیمی: آنچه با صحنه آرایی انتخاباتی سال گذشته اتفاق افتاد بسی فراتر از دستکاری مکانیکی انتخابات در مراحل رأی گیری و شمارش آرا بود. دستکاری مکانیکی شمارش آرا یکی و تنها یکی از نشانه های بی اعتباری یک انتخابات است. اما آن چه روی داد دو گام نوری فراتر از این بود و وسعت واکنشی که میان مردم و نخبگان سیاسی و مدنی کشور در قبال آن صحنه آرایی انتخاباتی شکل گرفت هم نشأت گرفته از تشخیص عمق آن رویداد بود. آنچه اتفاق افتاد، گذشته از دستکاری مکانیکی انتخابات در مرحله ی شمارش آرا، هم مهندسی سیستماتیک روند انتخابات بود، و هم از آن خطرناکتر و ریشه ای تر، تعلیق نهاد انتخابات و کودتا علیه جمهوریت نظام بود.
دستکاری مکانیکی انتخابات
شواهد بسیار بر دستکاری مکانیکی انتخابات در مرحله ی رأی گیری و شمارش آرا اقامه شد. در هر کشوری که انتخابات صرفاً مراسمی تشریفاتی نباشد، برای ابطال کل یک انتخابات هر یک از این شواهد به تنهایی می توانست کافی باشد. مثلاً، شمارش دوربینی برگه های رأی که در صدا و سیما به نمایش در آمد؛ یکسانی دستخط برگه های رأی و تا نخورده بودن بسته های رأی به تنهایی می توانست برای اثبات عدم سلامت انتخابات کافی باشد. دقت کنید که برای ابطال یک انتخابات لازم نیست که دخالت مکانیکی در مرحله ی شمارش آرا به تغییر نتیجه ی انتخابات انجامیده باشد. همین که گزینش تصادفی صندوق ها ما را با انبوهی برگه های رأی فاقد اعتبار رو به رو می کند، کافی است که وسعت تقلب به اثبات برسد و این برای بی اعتباری اصل انتخابات کافی است.
مهندسی سیستماتیک روند انتخابات
اما ماجرا عمیق تر از این بود. مداخله ی سیستماتیک بخشی از نهادهای امنیتی و نظامی و قضائی در روند برگزاری انتخابات ماه ها پیش از روز رأی گیری آغاز شد. تنها به عنوان یادآوری شاهد و نمونه ای که اخیرآً مطرح شده، فایل صوتی سخنرانی شخصی موسوم به سردار مشفق را در نظر بگیرید. سخنانی که معاون سیاسی سپاه هم صحت انتساب آن را تأیید و بر محتوای آن هم تأکید کرد. این سخنان و ارجاعاتی که در آن به مقامات عالی نظام داده می شود نشان از آن دارد که برنامه ای سیستماتیک و وسیع و با هماهنگی میان ارکان سیاسی،امنیتی، قضائی و رسانه ای برای مهندسی روند انتخابات و رقم زدن نتایج آن وجود داشته است. شکایت اخیر هفت تن از فعالان سیاسی کشور در واقع بر همین مهندسی سیستماتیک روند انتخابات ناظر است، و راه را برای رسیدگی به کودتا علیه جمهوریت نظام هم باز می کند.
کودتای انتخاباتی و تغییر نظام سیاسی کشور
اما بُعد دیگری در این ماجرا هست که هنوز به قدر کافی مورد توجه قرار نگرفته است. آن چه با آن صحنه آرائی انتخاباتی روی داد در واقع ریشه کنی نهال نوپای انتخابات و نهاد های انتخابی در کشور بود، یعنی تعلیق رکن جمهوری نظام، یعنی تغییر ماهیت نظام. این همان وجه به غایت کریه و وحشتناک آن رویداد بود، همان که مردم و نخبگان سیاسی کشور از آن به عنوان کودتای انتخاباتی تعبیر کردند. کودتای انتخاباتی یعنی بخشی از نظام سیاسی کشور متکی به امکانات نظامی و اطلاعاتی و با اقدامات تأمینی و امنیتی به نحوی برنامه ریزی شده نظام جمهوری اسلامی را به نظامی دیگر تبدیل کرده اند و در این راه نهادها و روندهای قانونی را معلق کردند. این نظام جایگزین را برخی از همراهان و رهبران امروزی این جریان کودتایی از سالها پیش «حکومت اسلامی» خوانده بودند و بر لزوم دگردیسی نظام سیاسی کشور که مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی است به حکومت اسلامی آشکارا سخن گفته بودند.
این صحنه گردانی انتخاباتی اگر فقط در حد دستکاری انتخابات در مرحله ی رأی گیری یا شمارش آرا یا حتی دستکاری سیستماتیک روند انتخابات بود به سختی می شد از آن به کودتای انتخاباتی تعبیر کرد. اما این وجه سوم یعنی تعلیق جمهوریت نظام بود که این ماجرا را شایسته ی نام کودتای انتخاباتی کرد.
تعلیق جمهوریت نظام سیاسی
تعلیق جمهوریت نظام سیاسی لزوماً به معنای برچیدن نهادهای انتخاباتی نیست؛ به معنای تعطیل انتخابات هم نیست. بلکه به این معنا ست که
۱. انتخابات صرفاً مجرایی شود برای دادن مشروعیت ظاهری و مقبولیت مردمی به تصمیماتی که از پیش بر اساس صلاحدید و نظر نهادهای امنیتی-نظامی و با هماهنگی و نظر مبادی عالی نظام اتخاذ شده است. نظامهای اقتدارگرای انتخاباتی در مطالعات اخیر دموکراسی به عنوان گونه ای جدید و جهش یافته از نظامهای سیاسی اقتدارگرا معرفی و مطالعه می شوند.
۲. تعلیق جمهوریت نظام یعنی این که نهادهای انتخابی بی اثر می شوند و اثر گذاری آنها تابعی می شود از اراده ی نهادهای انتصابی نظام.
۳. تعلیق جمهوریت یعنی این که بی اعتمادی عمومی کودتاگران به مردم و نخبگان سیاسی رقیب معنایی امنیتی-اطلاعاتی و حتی عملیاتی-نظامی پیدا می کند. و به همین خاطر بازی سیاست در کشور با ادبیات جنگی صورت بندی می شود و از دوست و دشمن سخن می رود و همه ی مکالمات و مراودات تحت شنود و تعقیب و مراقبت قرار می گیرد.
۴. تعلیق جمهوریت یعنی دیگر قوه ی قضائی مستقلی که همه در برابرش مساوی باشند و با اشراف قضائی بتواند تخلفات حاکمان از قوانین را پیگیری و عقوبت کند و به دادخواهی شهروندان علیه حاکمان رسیدگی کند وجود ندارد. یعنی رئیس قوه صریحا نهاد های انتصابی را فوق دادرسی اعلام میکند. یعنی بازجویان اطلاعاتی-امنیتی و نظامی احکام دادگاههای متهمان سیاسی را تعیین میکنند. یعنی آیین دادرسی به کناری گذاشته می شود. یعنی شکنجه و اعتراف علیه خویشتن و تهمتهای رسانه ای جای آیین دادرسی و هیأت منصفه و قوانین را میگیرند.
۵. تعلیق جمهوریت یعنی مجلس نه میتواند بر دولت نظارت کند، نه از رقم و محتوای برخی قراردادهای خارجی برای حراج منابع ملی اجازه می یابد مطلع شود و نه از پیگیری برخی موارد که از آنها مطلع میشود به نتیجه ای می رسد (مثلا، اینکه دولت گاز را از کشور ترکمنستان ۳۵۰ دلار در هر هزار متر مکعب میخرد و به ترکیه ۲۰۰ دلار میفروشد – روزنامه سرمایه ۱۴/۱۰/۸۷) و نه از پیگیری تخلف دولت از برنامه ها و مصوبات و قوانین طرفی می بندد و نه اجازه ی طرح و سؤال از رئیس جمهور را می یابد و بالاخره علاوه بر اینکه نه قوانین مصوب آن از سوی رئیس جمهور ابلاغ می شود و نه وقتی ابلاغ شد اجرا می شود، تازه از سوی گروهی که دولتیان در برابر مجلس جمعشان کرده اند تهدید میشود که به توپ هم بسته میشود.
آغاز و استمرار جنبش سبز: از اعتراضی علیه تقلب تا ایستادگی دربرابر کودتا علیه جمهوریت نظام
کودتای انتخاباتی سالهای نوری فراتر از دستکاری مکانیکی در مراحل اخذ رأی و شمارش آرا یا مهندسی سیستماتیک روند انتخابات است. جنش سبز دربرابر تقلب انتخاباتی شکل گرفت ولی با هوشیاری دربرابر کودتای انتخاباتی استمرار یافت. این جنبش امروز از روح سبز جمهوریت نظام جان و مایه میگیرد. وقتی مسأله ای به این عظمت و در حد تغییر کودتایی ماهیت نظام سیاسی کشور روی داده است، سخن از کم و کیف تقلب سخنی جانبی است و تا مسأله ی کودتای انتخاباتی و دستکاری سیستماتیک انتخابات رسیدگی نشود نوبت به آن نمی رسد، اگر اساساً رسیدگی به آن در چنین شرایطی ممکن باشد. مسأله چنان که بارها رهبران جنبش سبز تأکید کرده اند این نبود و نیست که چه کسی رئیس جمهور شد. مسأله این بود که برای این که آن فرد را بر آن منصب بگمارند، دو کار دیگر هم کردند.
۱. از یک سو مهندسی سیستماتیک انتخابات را پایه گذاردند که با آن دیگر هیچ انتخاباتی امن نخواهد بود و با اعمال آن دیگر حتی دلیلی برای دستکاری مکانیکی آرا هم وجود نخواهد داشت، و وقتی دستکاری هم بکنند، هیچ کس نخواهد توانست به اسناد و شواهد آن دست یابد (نابودی اسناد و پاک کردن سوابق قابل استناد، لازمه و بخشی از سیستماتیک بودن تقلب است).
۲. از سوی دیگر جمهوریت نظام را به شرحی که گذشت ملغی کردند و این روزها هر روز خبر جدیدی از تعلیق و ریزش و ملغی شدن بخشی دیگر از بنای جمهوریت نظام می رسد.
برملا شدن مغالطه ی برائت نظام سیاسی و رفع سوء تفاهم خوش بینی به نظام سیاسی
مردم ونخبگان سیاسی ما با رویداد کودتایی سال پیش دست کم نسبت به سوءتفاهم خوش بینی به سیاست و سیاسیون هشیار شدند. فهمیدند که چرا دموکراسی بر اساس بدبینی به تجمع قدرت شکل میگیرد. بدبینی یعنی این که نمیشود به صرف رأی دادن و گزینش حاکمان و تأسیس نهادههای سیاسی احساس امنیت کرد که باقی امور خود به خود و به دست مسؤولان حل و فصل خواهد شد. معلوم شد که چرا نظارت مطبوعاتی و رسانهای – به معنای عام – رکن چهارم دموکراسی است و فقط یک سرگرمی برای طبقه ی متوسط یا امری تزئینی نیست. نظارت و کنترل دائمی روندهای سیاسی، مراکز تجمع قدرت و ثروت و کانونهای تصمیم گیری جزء مقوم و حیاتی دموکراسی است.
برای همین است که این مغالطهی سادهلوحانه را باید بر ملا کرد و با صدای بلند افشا کرد که دائماً دولتیان تکرار میکنند که مدعیان عدم سلامت انتخابات باید دلیل بیاورند. مدعی میشوند که بر اساس اصل برائت از اتهامات مبرا هستند مگر خلافش را مخالفان و معترضان اثبات کنند و اعلام میکنند نیازی به اثبات درستی انتخابات نیست چون خلافش را هم کسی اثبات نکرده. این مغالطه است. در یک نظام دموکراتیک، دستگاههای برگزار کننده ی انتخابات علی الأصول در موضع برائت نیستند. مورد سوء ظن هستند. بدبینی به کانونهای قدرت یک اصل جدایی ناپذیر است که در این زمینه به این شکل اعمال می شود که آن ها موظف اند سلامت انتخابات را هم تضمین کنند و هم اثبات کنند. راهش هم این است که باید به انواع نظارتهای مدنی و سیاسی تن در دهند و به هر شبههای پاسخ گویند و در این مسیر آزادی چرخه ی اطلاعات اولین نشانه ی سلامت گردش امور است. اگر هم روزی فاش شد – چنان که با اعترافات این آقای معروف به مشفق الآن دیگر اثبات هم شده – که مداخله ی سیستماتیکی در انتخابات بوده، باید متخلفان در برابر دادگاه حاضر شوند و به محکومیت در برابر قانون تن در دهند. چه رسد به این کودتای انتخاباتی که خود به تنهایی یک جنایت بود، و با صدها مورد جنایت قساوت آمیز دیگر هم همراه شد.
اکنون کودتاییان انتخاباتی می خواهند با تمسک به ابزار جنگ روانی افکار عمومی را از مسأله ی کودتا به تقلب عددی و مکانیکی منحرف کنند. همراهان جنبش سبز باید هوشیارانه این گریزگاه را بر آنها ببندند.














با سلام.
حرفهای جناب آقای نعیمی کاملاً در ست و متین است. اما حقیر سراپا تقصیر به عنوان فرد کوچکی از اجتماع که احساس می کنم در انتخابات فریب خورده و به بازی گرفته شدم، والله و بالله به اثبات سلامت عددی انتخابات هم راضی هستم.
در این یکسال گذشته بنده چیز زیادی از دولت و ستاد انتخابات و شورای نگهبان نخواستم. در این مدت فقط و فقط یک خواسته داشتم از اینها و آنهم همین بود که برای اثبات سلامت انتخابات، آمار تفکیکی و تجمیعی انتخابات را به صورت جزء به جزء همپوشانی و تطابق بدهند. اگر این تطابق حاصل شد، بنده مخلص آنها هم هستم و اگر حاصل نشد، حداقل اعتراض ما را به حق بدانند.
دوستان عزیز یکسال است التماس می کنم به طرفداران دولت و حکومت که اگر واقعاً ادعا می کنید راست می گویید و ریگی به کفش ندارید همین یک شبهه انتخاباتی حقیر را پاسخ بگویید. اما دریغ از یک پاسخ.
بدیهی است نتایج انتخابات همانند نظریات فلسفی یا مقالات علوم انسانی نیست که هرکس برداشت خود را بیان کند و دیگران در رد یا قبول آن مختار باشند و از طرفی هم وحی منزل از قادر متعال نیست که صرف تعبد در پذیرش نتیجه بدون تعقل در کیفیت احراز نتیجه قابل قبول نماید. نتایج حاصل از شمارش آرای ریاست جمهوری اعدادی کاملاً مشخص با منبع مشخص و پیدا هستند و مشتی اعداد ریاضی صرف و انتزاعی نیستند که اثبات صحت آن در فضای واقعی دشوار باشد. در راستی آزمایی صحت این آمار، الزاماً تمامی راه حل های منتج به نتایج نهایی اعلام شده، باید به عدد یکسان و مشابه منتهی شود، چرا که قواعد ریاضی فارغ از نحوه و جایگاه کاربردی شان، نتایج یکسانی را بدست می دهند. از این رو منطقی است به این سؤال مهم پاسخ داده شود چرا در حالی که وزارت کشور و شورای نگهبان نسبت به تمامی صندوق های اخذ رأی اشراف کامل و بر سرنوشت آنها اختیار تام و تمام داشته اند، آمار چندگانه نهایی که الزاماً تنها باید از صندوق های اخذ رأی استخراج می گردید، در جزئیات اعلامی (بجز عدد نهایی آنهم با اغماض) عدم تطابق تام با یکدیگر دارند؟
چرا تعداد صندوق های دارای رأی باطله در شمارش تجمیعی آرا در روز 23 خرداد و شمارش به تفکیک صندوق های اخذ رأی که با چند روز تأخیر منتشر شد، با اندک اغماضی دقیقاً بر عکس است؟ آیا تعجب آور نیست که آماری که بر اساس آن، رهبری انقلاب بدون طی مدت انتظار تا اعلام رسمی صحت انتخابات و درستی آمار منتشره از سوی شورای نگهبان و با پشتگرمی سلامت و ایمان مجریان و ناظران برگزاری انتخابات، اصل انتخابات را تأیید نمودند، این چنین اختلاف فاحشی با اصل خود که همانا رأی تک تک صندوق هاست، داشته باشد؟ بر اساس چه توجیهی در حالی که بر اساس آمار مورد تأیید شورای نگهبان و وزارت کشور (آمار تجمیعی روز 23 خرداد)، که آرای باطله در کمتر از 6000 صندوق قابل مشاهده است، آمار منتشره از صندوق های اخذ رأی (آمار تفکیکی)، صندوق های حاوی رأی باطله را حدود 40.000 صندوق نشان می دهد؟
مگر نه این است که آمارهای اعلامی مورد تأیید وزارت کشور که به تأیید شورای نگهبان نیز رسیده است، از حاصل جمع آرای مستخرجه از تک تک صندوق های رأی بدست آمده است؟ آیا می توانید تطبیق کامل میان آرای هریک از مراحل 12 گانه شمارش آرا را با صندوق هایی که بر اساس همان آمار، تعدادشان اعلام شده است برقرار نمایید، بگونه ای که با ثبت و بیان شماره تک تک صندوق هایی که در هر مرحله از شمارش آرا، مجموع آرایشان اعلام شد، سهم هریک از نامزدها و نیز سهم آرای باطله هر مرحله را دقیقاً مطابق آمار تجمیعی هر مرحله استخراج و به همگان نشان دهید؟
بنده حقیر راضی بودم که پاسخ منطقی همین سؤالات کوچک را بگیرم تا به امانتداری آقایان ایمان بیاورم، اما دریغ و درد.
در پایان این نکته هم باید تأکید شود که اگرچه مسئله انتخابات 88 فراتر از تقلب و دستکاری عددی بود است، اما به گمانم ضمن تأکید بر سایر جنبه های ماجرا و رفتارهای غیرقانونی انجام شده، نباید از این مسئله که اصلی ترین و ملموس ترین مسئله انتخابات است، غافل شد، چرا که رقیب، پرداختن ما به سایر مسائل را ناشی از ضعف در اثبات تقلب عددی می داند.
سلام
چند رو از 22 خرداد نگذشته بود
كمتر از يك هفته ، قبل جلسه نماينده ها با رهبري
ايميل مفصلي را به واسطه ي كسي براي آقاي …. فرستادم
گفته بودم و ثابت كرده بودم : معترضين نبايد در خصوص تقلب بگويند
بگويند نتيجه را براي ما ثابت كنيد تا قانع شويم اين وظيفه ي آنها ست
كاري نكنيد كه آنها از اصل برائت سوء استفاده كنند و مغلطه كنند
نمي دانم ايميلم رسيد
خواندش ؟ جدي گرفت ؟ جدي نگرفت ؟
گذشت … امروز با خواندن اين متن ياد آن افتادم . .نويسنده راست مي گويد …
با سلام
من یک ایرانی مقیم کانادا هستم ، از دستگاه های مجری انتخابات تقاصا دارم که آرا داده شده به هر ۴ نفر کاندیدای انتخابات ۱۳۸۸ را در حوزه های خارج از کشور در مجموع اعلام کنند تا مشخص شود که آیا به تعداد همین ۱۲۰۰ نفری هم که درهمایش ایرانیان خارج از کشور شرکت کرده بودند به … رای داده اند یا نه
برادرم روزی نرسد که در محضر خدا از عدم تعقل و اعتماد به بنده حتی خوب خدا که خود با دریافت اطلاعات غلت می تواند اشتباه کند سرافکنده باشی این را به خود نیز متذکرم
رهبر فرمودند تقلب نشده.حتما نشده دیگه چرا اینقدر عناد می ورزید ؟.توبه کنید و به راه خدا که همان راه ولی امر ماست برگردید.
جانم فدای رهبر.
اتفاقا یکی از مشکلات همینه که رهبر قبل از تایید انتخابات پیام داد و تبریک گفت.مشکل همینه که از یک سال قبل میگن شما برای پنج سال برنامه ریزی کن.
آقا ایشون که پیغیمبر نیستند و علم غیب که ندارند. وجود رهبر هم که دلیل بر دور انداختن عقل نمی شود. شما فکر می کنید اگه ایشون یک اشتباهی کرد که ایشون هم انسانند و حتما اشتباهاتی داشته اند و می کنند با چه وسیله ای می شود به اون اشتباه پی برد ؟ بله عقل.
دوست گرامي شما مقام رهبري را با مقام ربوبيت، و وحي را با منويات اشتباه گرفتيد.
دوست خوب زمانی نرسد که در محضر باری تعالی از اعتماد به یک بنده خدا و بی توجهی به عقل سر افکنده شوی ،که استدلال شما را با اطمینان بگویم که خدای آفریننده عقل قبول نخواهد کرد
به نام پروردگار پايدار
ماه رمضان است و ماه خدا
شما را از افتادن در دام شرک و طاغوت سازي و طاغوت پرستي برحذر مي دارم
شما را به بندگي خدا دعوت مي کنم و متذکر مي شوم که آن خداست و فقط خدا که وقتي چيزي را بگويد حتما درست است و لاغير
مهدي کروبي با همت جمعي از دوستان جنبش سبز (گروه مبارزان راه آزادي ) و آقاي دکتر خزعلي در مسنجر حضور يافتند. متن پرسشهاي صريح کاربران و پاسخهاي ايشان را بخوانيد.
ای بابا اون رضایی که گفت رای مردم … هم گفت من طبق گزارش ناظرین سر صندوقها 7 میلیون رای داشتم (تو نامه به وزارت کشور ) فقط کودتا رو ببینید که چه میکنه.
با سلام
در این مورد که ابر و باد مه و خورشید و فلک در دستگاه حاکمیت فعلی دست اندر کار بودند تا نتیجه انتخابات دهم را بر مبنای پیش فرض ابلاغی امر شده وفق دهند جز پابوسان و سالوسان دستگاه به شک و تردید نمی نگرند آنانکه از نزدیک در شهرها و محلات در گیر موضوع بودند میدیدند که چگونه از مدتها پیش بسیج محلات و ادارات و نیز هیئات تحت امر با نسخه کذائی امر و فرمان ولائی و پشتیبانی مراکز قدرت اعم از نظامی و انتظامی و قضائی و اقتصادی و غذائی دست اندر کار شدند تا خواست اقلیتی را بنام مصلجت دین و دولت و صلاح شریعت و ملت بر خواسته اکثریتی بی سلاح و بدور از صلاح تحمیل نمایند اگر صداقتی وجود میداشت برای یک روز هم شده با زبان بدون سلاح با مردم مواجهه نمایند تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد …
آقا مهدی
آمار همه صندوق ها در سایت وزارت کشور اعلام شد تا شبهه شما برطرف شود اما مسئله این نبود که بزرگان شما شبهه ای داشته باشند بلکه پذیرفتن رای مردم برایشان مشکل بود و هست و خواهد بود
تمام سازوکار انتخابات همان بود که در دوره های قبل بوده (درست یا غلط) اما اگر کسی در دوران اصلاحات علیه دولت حرفی می زد او را به خاطر نفهمیدن رای بیست میلیونی مردم هو می کردند اما اکنون که رای مردم با آنها نیست انتخابات را زیر سوال می برند
شما بگو استکبار و خودرایی یعنی چه؟ آیا اگر کسی به صحنه انتخابات بیاید ولی اگر مردم به او رای ندهند مملکت را به هم بریزد و انتخابات را زیر سوال ببرد مستکبر نیست؟ آیا فقط در صورتی که به آقای موسوی یا کروبی رای می دادند انتخابات درست بود؟ واقعا چه کسی دیکتاتور است؟
فکر کنم انتخابات 88تا 100سال بعد مسئلع روز باشه!!!!بسه ديگه
خسته شديم
سلام
اگر راست میگویید شماره 10 صندوق را ارائه دهید که ارا واقعی ان با ارا اعلام شده توسط وزارت کشور متناقض باشد
شما کلا مقاله رو خوندید و نظر می دید یا فقط عنوانش رو خوندید و یه حرفی نوشتید؟ کل مقاله در مورد تفاوت تقلب عددی و غیر عددی است اون وقت شما تازه اومدی می گی لیلی زن بود یا مرد!
با سلام
شما نظرات منطقی مخالفان را سانسور میکنید .اگر راست میگویید شماره ده صندوق را ارائه دهید که ارا واقعی ان که توسط ناظرتان گزارش شده با ارا وزرارت کشور متناقض باشد
اگر فقط یک دلیل بر نادرست بودن انتخابات باشد ،آن دلیل پیروزی احمدی نژاد در آن است. اصولا این آدم رجل سیاسی نیست که بتواند در انتخابات شرکت کند.
aga ma natije entekhabtoo hata agar tagalob ham kardan gabol darim ….bekhatere hamin 9 dey 22 bahman ….omadimbiron rezayate khodemono elam kardim …shoma ha ra nemikhahim zore ????????????????
سخنان اقای مشفق بحث تعداد رای را منتفی می کند. معلوم می شود سپاه انتخابات را کاملا مدیریت کرده. اگر مشفق را محامکه کردند که چرا این دروغ ها را به سپاه و نظام نسبت داده ای آنوقت نوبت می رسد به بحث اراء.
اما اگر پشت گوشتان رادیدید محاکمه مشفق را هم خواهید دید!
فرا تر از تقلب، فراتر از دروغ و فراتر از هرآنچه تصورش هم نمیرفت!
جنبش سبز بی گمان پیروز میشود ولی هزینه ای که این کودتا روی دست ملت ما گذارد و میگذارد از هجوم ویرانگر قبایل وحشی در قرون وسطی به میهن ما بسی بیشتر است.
من توجه همه خوانندگان این سایت را و رهبران و فرهیختگان جنبش سبز را به گزارش مندرج در سایت «ایلنا» را جع به سازمان تأمین اجتماعی و تغیر اساسنامه آن جلب میکتم.
در پاراگراف آخر این گزارش آمده است: سازمان 8 هزار میلیون تومان دارائی و یکصد هزار میلیون تومان (سیزده برابر بیشتر) بدهی دارد. سازمانی که هر ماه از جیب میلیونها کار گر و کارمند زحمتکش میلیارد ها تومان به صندوق آن سرازیر میشود. این کسر صندوق و ورشکستگی این مؤسسه بزرگ نمودی از آنچه است که کودتاگران انتخابات بر سر میهن ما آورده اند و بدتر از آنهم می آورند.
اما متأسفانه اینرا میدانم که بسیاری از همین ها هم برای روز مبادا یک شنل سبز برای خودشان دوخته اند!
azadmard harfe jalebi too comentesh zade ke mitoone sare nakhe khoobi behemoon bede oon ham masaleye 20 milion raye khatamie ,man mikhaam in soalo beporsam ke chetori emkaan dare raye 20 milion adam dar arze 4 saal inghadr taghir kone oon ham yek hamchin taghiri yani az khatami be ahmadi nejaad .aslan mage inha vajhe moshtaraki daran ke beshe tasavor kard 20 milion khatami be yek bare be ahmadi nejad mayel beshan in sare nakhe khoobi baraye taghalob be hesaab miyaad zende baad mokhalefe man
اونایی که می گن تقلب نشده یا این نظردهنده آخری که میگه ما شما رو نمی خوایم یه کم تعقل هم چیز بدی نیست
اگر چه تقلب شد اما خدا را شکر که ماهستیم تا متقلبان دروغگو را رسوا کنیم
انتخابات تمام شد و رفت کریش هم نمی توان کرد.بیاییم به بقیه دوستان یاد بدهیم که بر عقل خود فکر کنند نه اینکه هر چی همون گفت درسته و بقیه که مخالف او می گویند دشمنان خدا و …. هستند
تحلیل و نوشتار فوق العاده ای بود.انشاالله با پیروزی حق علیه باطل و رسوایی کودتا گران
از تقلب عددی همین بس که ما ساعت 1120 شب انتخابات،از رقم 24و نیم میلیون رای با خبر شدیم
از تقلب عددی همین بس که ما ساعت 1120 شب انتخابات،از رقم 24و نیم میلیون رای با خبر شدیم!
بت پرستی شرک است
خوب اگر شما هم راست ميگفتيد دليل مي اورديد هر عقل سليمي اگر قضاوت كند صد در صد غير از اين قضاوت نمي كند
تصور بفرمایید که شما مقام معظم رهبری هستید و به یقین رسیده اید که ریاست جمهوری فرد خاصی برای کشور و بلکه اسلام مفید است. اکنون چه می کنید؟ آیا اختیار را به دست جمعی مردم عوام می دهید یا از اختیارات ولایت مطلقه فقیه استفاده می کنید و آن فرد را رییس جمهور معرفی می کنید؟ بدیهی است که شما به عنوان مقام اول کشور و به عنوان فردی که ولایت مطلقه دارید، مکلفید که کشور را در مسیر درست هدایت کنید و تمهیدات لازم برای این هدایت درست را فراهم آورید….
میشه در مورد اظهارات آقای تاجزاده هم نظر بدید!!؟؟