علیرضا افتخاری:«ربنا»ی شجریان در کائنات منتشر شده و در بند پخش از رسانهها نیست
چکیده :در رهگذر همین تحویل سال مطمئن شدم که خواندن «ربنا» نیازمند تسلط بر آیات الهی است، به عبارتی باید قاری قرآن بود تا «ربنا» را آنچنان که شایسته است، خواند. از همین رو است که بارها گفتهام اگر اشعار فارسی با معنا و مضمون «ربنا» گفته شود با جان و دل برای هموطنان و همه مردم جهان می خوانم. اما چرا در کاری که نمی دانم و بلد نیستم باید دخالتی داشته...
علیرضا افتخاری در یادداشتی که در خبرآنلاین منتشر شده به دفاع از استاد محمدرضا شجریان پرداخت و نوشت:هنگامه تحویل سال دعای «یا مقلب القلوب و الابصار…» را خواندم، حال آنکه خواندن قرآن و ادعیه دینی، مهارت خاصی را میطلبد و تخصص منحصر به خود را میخواهد. در آن قطعه، همچنین غزلی از حافظ با مطلع «ساقیا آمدن عید مبارک بادت وآن مواعید که کردی مرود از یادت » را با زبان شیرین فارسی خواندم.
در رهگذر همین تحویل سال مطمئن شدم که خواندن «ربنا» نیازمند تسلط بر آیات الهی است، به عبارتی باید قاری قرآن بود تا «ربنا» را آنچنان که شایسته است، خواند. از همین رو است که بارها گفتهام اگر اشعار فارسی با معنا و مضمون «ربنا» گفته شود با جان و دل برای هموطنان و همه مردم جهان می خوانم. اما چرا در کاری که نمی دانم و بلد نیستم باید دخالتی داشته باشم؟
بسیاری میگویند چرا «ربنا» را نمیخوانی که در پاسخ آنها می گویم که من زبان فارسی را می خوانم که اگر آوای خوشی دارد از لطف حضرت پروردگار است با این همه اگر میتوانستم که «ربنا» را بخوانم باز هم این کار را نمیکردم! آقای شجریان از آنجا که خود قاری قرآن بودهاند، «ربنا» را آنچنان خوب خواندهاند و حق مطلب را ادا کردهاند که دیگر نیازی به نسخه دوم نیست،با این حال چرا باید دنبال دیگرانی باشیم تا این قطعه دلنشین را بازخوانی کنند؟ چرا از داشته هایمان بهره نمیبریم؟
اگر آقای شجریان راضی به پخش این قطعه از صداوسیما نیست ـ که هست ـ می توانیم به شکلی دیگر روزهای رمضانی خود را با این نوای ماندگار افطار کنیم؛ امروز دیگر لوح فشرده «ربنا» در خانه همه مردم پیدا میشود و گوشیهای تلفن همراه نیز این قطعه شنیدنی را میزبانی میکند…
اگرچه باید گفت آیاتی که آقای شجریان خواندهاند سالهاست در تاروپود زندگی مردم ریشه دوانده و صداوسیما نیز بهتر است به جای جایگزینی، «اولین نسخه و نسخه اول» را پخش کند.
فکر و اندیشه هنرمند در اثر او جاری است و این نوای «ربنا» از عمق اعتقادات شجریان بر جان و دل مردم مسلمان مینشیند فارغ از رای و نظر سیاسی امروز او…
به قطعیت میتوان گفت «ربنا» دیگر در کائنات منتشر شده است و به هیچوجه در بند پخش از رسانه ها نیست اما چه بهتر که شائبهها را برطرف کنیم و دامن هنر را به سیاست آغشته نکنیم…














من بتازگي ميخواستم همه آثار آقاي افتخاري را که دارم جمع کنم و در پاسخ درفشاني اخيرش نزد رئيس کودتا نابود کنم. و هر از گاهي هم در خيابان اثري از او را بخرم و در پيش چشم مردم زير پا بگيرم. اما با اين موضع وي بايد کمي در اين تصميم خود تعلل کنم
يا حسين ميرحسين
حرفهايش بوي غرور و افتخار مي دهد و شايسته است كه افتخاري را براي ادبش به باد ناسزا نگيريم او نشان داد كه با ادب است ولي متملق درباري نيست و ادبش براي همه است ولو اينكه آن كس رعايت ادب را فراموش كرده باشد .(منظورم همان كسي است كه عكسي را در دست گرفت و بگم بگم راه انداخت تا اخلاق را تا قربانگاه بدرقه كرده باشد.) اگر او كرد ما بي ادبي نمي كنم خدا قوت استاد افتخاري
شجریان بهتره بره برای همون خس و خاشاکایی که باد زده بردشون امریکا بخونه تا با صدای ربناش روزه خوری کنند. صدا وسیما هم باید دم افطار چیزی مناسب حال مردم پخش کند، نه صدای خائنی مثل شجریان را تا مجبور نشویم تلویزیون را خاموش کنیم.
به قطعیت میتوان گفت «ربنا» دیگر در کائنات منتشر شده است و به هیچوجه در بند پخش از رسانه ها نیست اما چه بهتر که شائبهها را برطرف کنیم و دامن هنر را به سیاست آغشته نکنیم…
از اینکه استاد خلق وخوی خود را یافته و از مردمان تصمیم گیری های لحظه ای و قضاوت های صفر و صدی دلخور نشده و به دفاع از استاد شجریان پرداختهاند هم خوشحالیم و هم ممنون .
در جای جای کلام این مرد صفا و وفا صداقت و سلامت می بارد ما باید و بایستی به سرمایه های ملی به دیده ی احترام نگریسته و بگذاریم در خلوت خیال و آسودگی و آسایش از خرائن وجدشان دستاوردهای ماندنی برای ماها به ارمغان بیاورند
امید است سیمای ضرغامی دست از لجاجت برداشته و صوت جلیل و الهی ربنا را که بدون شک هدیه الهی است گرما بخش سفره ی الهی افطار مردمان مسلمان و روزه دار باشد
مردمان عشق را باید ستود
کینه را باید به یمن ربنا از دل زدود
وای از بیرهمی مردان کام
برحذر باشیم که برف است این خرام
به قطعیت میتوان گفت «ربنا» دیگر در کائنات منتشر شده است و به هیچوجه در بند پخش از رسانه ها نیست اما چه بهتر که شائبهها را برطرف کنیم و دامن هنر را به سیاست آغشته نکنیم…
از اینکه استاد خلق وخوی خود را یافته و از مردمان تصمیم گیری های لحظه ای و قضاوت های صفر و صدی دلخور نشده و به دفاع از استاد شجریان پرداخته اند هم خوشحالیم و هم ممنون .
در جای جای کلام این مرد صفا و وفا صداقت و سلامت می بارد ما باید و بایستی به سرمایه های ملی به دیده ی احترام نگریسته و بگذاریم در خلوت خیال و آسودگی و آسایش از خزائن وجودشان دستاوردهای ماندنی برای ماها به ارمغان بیاورند
امید است سیمای ضرغامی دست از لجاجت برداشته و صوت جلیل و الهی ربنا را که بدون شک هدیه الهی است گرما بخش سفره ی الهی افطار مردمان مسلمان و روزه دارشود
مردمان عشق را باید ستود
کینه را باید به یمن ربنا از دل زدود
وای از بیرحمی مردان کام
برحذر باشیم که برف است این خرام
آقای افتخاری شما را همین افتخار بس خواننده دربار باشید ! مرحمت فرموده به همان اظهار نظر هائی که در مورد رئیس دولت بیان کرده اید اکتفا نموده و برای کائینات و زمین وزمان نظر ندهید که در حد شما نیست . و اما در مورد خواندن ربنا صد البته که در توان شما نیست ! خاطر دارم استاد شجریان در مورد ربنا چنین گفته بود : ماه رمضان نزدیک بود قطب زاده ( مدیر عامل وقت صدا و سیما ) گفت رمضان نزدیک است و ذبیحی در زندان برای ربنا ی افطار چاره ای بیندیشید . هر روز تعداد فراوانی داوطلب ( امثال شما این امثال شما نظر شخصی من است ) آمدند و تا یک خط خواندند گفتم کافیست ( استاد شجریان میگوید ) قطب زاده آمد و گفت فردا ماه مبارک رمضان است و هنوز هیچکس را برای خواندن ربنا نپسندیدی ؟! گفتم خودم می خوانم و خواندم . و چه جاودانه خواندی ضیافت خدا را تکمیل کردی و یقینا این آوای آسمانی صدها رمضان را همراه خواهد بود. قلم فرانسه
اول اينكه: چرا بعضي از نظرات رو سانسور مي كنيد؟
دوم: آقاي شجريان نيازي به دفاع بعضي ها ندارند چون به اندازه كافي بين مردم اعتبار و احترام دارند.
اينا رو گفتي كه ما اون كاراتو فراموش كنيم؟
بازم خوش به هوشمندی وانصافت آقای افتخاری.
من از اولشم با این سیاسی کردن داستان شمامخالف بودم.
چه خوب گفتي ( دامن هنر رابه سياست آلوده نكنيم ) اما چه بد عمل كردي ….. ( ذر آغوش گرفتن و بوسيذن كسي كه مردم را خس و خاشاك ناميد )
دامن هنر به سیاست آغشته شده!
هنر وقتی درد مردم را مطرح می کند(که اصلا بخشی از رسالتش همین است) آنجاست که سیاسی هم می شود.همین جاست که به آن سیاسی نگاه می کنند چرا که برای سیاستمداران اقتدار گرا بیان درد مردم از طرف هنرمند،درد آور است و برای مردم آگاه کننده است.
و حمایت یک هنرمند از این آقایان هم ذوق مرگشان می کند و مردم را از آن هنرمند،دلزده می کند و متنفر!
تلویزیون جمهوری اسلامی ارزش پخش صدای استاد را ندارد. این آقای افتخاری که حامی دولت کودتا و حکومت نا مشروع است هم صرفاً جهت خود شیرینی این حرف ها را زده، همه ما خوب می دانیم ربنا از کودکیمان هر سال 30 دفعه در گوشمان زمزمه می شد و هم اکنون هم می شود، خاطرات و روزهای قشنگی را در این ماه مبارک یاد آورمان می کند.
پس بهتر است کسی که آنقدر بی شرمانه کسی را در آغوش می گیرد که باعث نابود شدن تار پود این مرز و بوم است حرفی از استاد شجریان به زبان نیاورد.