نان به نرخ روز خوردید ای دریغ !
چکیده :به اعتقاد شریعتی موسیقی وقتی وارد دربار خلفا شد و رسالت اصلی خویش را که ایجاد روحیه جهادی و حماسی بود به فراموشی سپرد، از جانب ائمه (ع) تحریم گردید. بنابراین اگر موسیقی بتواند در خدمت مبارزه محرومین علیه زور مندان و طبقات بورژوا در آید، چنین موسیقی نه تنها مذمت نشده که از جانب بزرگان دین مورد تشویق واقع شده...
حسین زمان در وب سایت خود نوشت: به اعتقاد شریعتی موسیقی وقتی وارد دربار خلفا شد و رسالت اصلی خویش را که ایجاد روحیه جهادی و حماسی بود به فراموشی سپرد، از جانب ائمه (ع) تحریم گردید. بنابراین اگر موسیقی بتواند در خدمت مبارزه محرومین علیه زور مندان و طبقات بورژوا در آید، چنین موسیقی نه تنها مذمت نشده که از جانب بزرگان دین مورد تشویق واقع شده است.





منبع: وب سایت شخصی حسین زمان














… دورد بر استاد شجریان، شهرام ناظری و حسین زمان
منتظرم ببینم بچه های من 20 سال دیگه شجریان رو می شناسند یا علیرضا افتخاری رو ؟!
مرغ سحر شجریان و ربناش رو از تلویزیون برای نسل های بعد پخش می کنند یا یکی از این میلیون ها آهنگ های هفتگی کاست های افتخاری رو ؟!
منتظر باشیم ببینیم مردم چه کسی رو انتخاب خواهند کرد
بیچاره اونها که نمی تونند تو این انتخاب مردم کودتا کنند و روزی سانسور ربنا با خودشون خواهد رفت
اجازه بفرمائید قسمتی از گزارش ویژه جرس عینا خدمت خوانندگان گرام تقدیم گردد . قضاوت با خودشان .
“” بیت الدین” قلعه ای است تاریخی از شاهکارهای معماری عرب درقرن نوزدهم میلادی که در استان “جبل” و در چهل کیلومتری بیروت قرار دارد.هر سال جشنواره بین المللی موسیقی با حضور چهره های سرشناس موسیقی جهان در آن برگزار می شود که امسال استاد محمد رضا شجریان و گروه “شهناز” به سرپرستی مجید درخشانی، میهمان ویژه بیست و پنجمین دوره این جشنواره بودند. برگزار کنندگان جشنواره، به علت محبوبیت شجریان در کشورهای مشرق زمین، به خصوص خاورمیانه، شب آخر جشنواره را به او اختصاص داده بودند تا همراه گروه “شهناز” به روی صحنه برود.
محل اجرای کنسرت در محوطه قلعه “بیت الدین” حدود هزار صندلی برای نشستن میهمانان داشت که همه بلیت های آن از چندین روز پیش به فروش رفته بود. مطبوعات لبنان با عنوانهائی از جمله ” سلطان آواز ایران” و “دستان سرای بزرگ مشرق زمین” به استقبال برنامه رفته بودند تا مشتاقان موسیقی از کشورهای دور و نزدیک در آن حضور داشته باشند. اکثر بلیتها را لبنانیها و ساکنین کشورهای عربی همسایه خریده بودند. اروپائیان و بویژه فرانسویها تعداد زیادی از صندلیها را در اختیار داشتند و ایرانیان مشتاق در آن میان اندک بودند که آنان نیز یا دانشجویان و روزنامه نگاران مقیم لبنان بودند، یا هموطنان ساکن در کشورهای عربی، بویژه امارات متحده عربی که خود را به “بیت الدین” رسانده بودند. ….. هیجان هنگامی به اوج رسید که در پایان برنامه، صدها شنونده حاضر در قلعه که از ساز و آواز اصیل ایرانی به وجد آمده بودند، همراه ایرانیها دم گرفتند: “مرغ سحر…مرغ سحر” و او باز هم به این خواست مشتاقان آزادی پاسخ مثبت داد و از زبان “ملک الشعرا بهار”خواند:
ظلم ظالم جور صیاد آشیانم داده بر باد
ای خدا ای فلک ای طبیعت
شام خونین ما را سحر کن .
و درست همین جاست که آن ضرب المثل ایرانی یادمان می آید و تفاوت از زمین تا آسمان . قلم فرانسه
واقعا بدا به حال هنر مندان این مملکت که ادعای مردمی بودن دارند اما ….
نان به نرخ روز خوردید ای دریغ !
چقدر شما تنگ نظرید،استاد افتخاری برای خدا می خونه،گفت اگه احمدی رو محکم بغل کرده خواسته ادبشو برسونه،گفت مهم نیس آثار اینو اونو کش می ره،مهم اینه که برای خدا می خونه.
از آقاي افتخاري بيش از اين انتظار نمي رفت/
آقاي عصار چرا؟!
اين بود راه و روش مسلك علي(ع) ؟!
افتخاري چهره شناخته شده اي بود، اما وقتي تصميم گرفت چشم هاشو بر خونهاي به ناحق ريخته شده و حقوق به جفا سلب شده و …
… آبروي به نامردي برده شده مردم سرزمينش ببنده و شرط ادبي!!! كه لزومي نداشت رو حتما بجا بياره، داستان شكل ديگه اي بخودش مي گيره.
درود بر شرافت و مردانگیت هنرمند سبز
…
آرزوي طرفداران جنبش سبز باز شدن چشمها و گوشهاي بسته و بيداري وجدانهاي خفته بر واقعيت است . همين!
آنجا که هنرمند از هنرمند بودنش منزجر می گردد
مرد مومن!
گيرم كه رفتي! قربون صدقه ات ديگه چي بود؟
اگه صدام هم بهت مي گفت دوست داره تو هم بهش مي گفتي دوست دارم؟!!
در روزهاي آتي شاهد مهرورزي هر چه بيشتر كودتاچيان نسبت اين هنرمند وارسته! خواهيد بود.
مژده به آقاي افتخاري:
به زودي به سمت رياست مركز آواز و نغمه هاي صدا و سيما ! يا رييس فرهنگستان آواز هاي برجسته و مجاز! و يا چيزهاي مشابه خواهيد شد!
از وب سايت افتخاري:
“جناب افتخاري!
اين حق مسلم شماست كه هر جايي كه دوست داريد بريد و هر كسي رو دوست داريد در آغوش بگيرد!
حق مسلم ما هم هست كه هنرمندي رو كه در بدترين شرايط زماني به مردمش پشت مي كنه رو دوست نداشته باشيم! “
دلم گرفت از اینکه دوستانی چند این چنین برطبل تند روی می کوبند
انسان مومن انسان خداپرست هیچوقت قضاوت های قبیله ای نمی کند بحث بعد از انتخابات بحث اصلاح بود و بهینه سازی راه و روش که اگر درست تعریف وتبین شود با همه نشیب و فرازش راه اصلح را خواهد یافت قدیم تر ها مثلا شعری سروده بودم که بخشی از آن اینچنین بود :
لحظه ها می گذرند
حادثه می میرند
آنچه می ماند در خاطر ما خاطره هاست .
منطق مردم مسلمان و خدا خواه منطق صفر و صدی نیست
منطق مردم مسلمان و خدا خواه منطق یا با من یا بر من نیست
افتخار ما مسلمان به توبه است و به آن دلگرمیم که راه بازگشت را برما نمی بندد چرا که معلوم نیست من خودم را می گویم حتما حقگو هستم و حق شناس
ما باید تحمل کردن همدیگر را بیاموزیم
ما باید با رفتار انسانی مان درس آموز دیگران باشیم
فرق آدم های حق گو و حق طلب و اهل عدالت در گفتارهاشان نیست اگر چه پیش شرط است
ادم ها را با اعمال و برون داد رفتاری شان باید شناخت
امروزه خیلی ها به انقلاب می تازند خیلی ها هر چیز و همه چیز را به زیر سئوال می برند در صورتکه وقتی از آنان بپرسی یک الگو و نمونه بیار تا سر و جان در ره او بدهیم در حرف و شعار شاید اما در عمل در هیچ کجای این دنیا نام و نشانی ازآننمی توانند به ما نشان دهند
نه اینکه صد در صدر بد باشند بلکه در بعضی ابعاد کمیتشان لنگ است
اگر امروزه ما بر .. خرده می گیریم نه این است که آنان بدترینند بلکه با عیار بهترین که حق ما پیروان علی ع است کم دارند و باید اصلاح شوند
اما اصلاح زوری نیست گو اینکه بعد از یک سال و اندی از انتخابات نظام نتوانسته با زور و زورگویی کاری از پیش ببرد تازه بین ماها فاصله افتاده است
پس اگر واقعا طرفدار موسوی هستیم یعنی فکر موسوی و نگاه او به مسائل برایمان اصلح تر است که براندازانه و ویرانگر نیست باید بگفته او بیندیشیم که فرمود ما خوبی ها را تعریف می کنیم و بد ها را نقد
من اولین کسی بودم که عدم پخش صدای ملکوتی ربنای شجریان مرا بشدت عصبانی کرد و دلتنگ و درباره اش نوشتم و ممنونم از کسانی که فایا صوتی اش را در دسترس ما قرار داده اند اتفاقا جایتان خالی امروز قبل از افطار با نوای روحانی او زنگار های درد و…را از دل برون کردم
لذا از دوستان می خواهم که بر بزرگ مرد مومن آقای افتخاری خرده نگیرند او مرد ی است ساده و بی ریا و دور از شاید سیاست
اما از سرمایه های موسیقی قرار نیست ما همانند معدودی نه همه آنانی که در خارج هستند بجز خود که چندان مالی هم نیستیم دیگران را تکفیر کنیم
انتظار می رود آقای موسوی از این هنرمند عزیز دلجویی کند
اعمال مسلمان در رابطه با رفت و آمد و نشست و برخواستش به خودش مربوط است و از حقوق اولیه و خدا دادی
خدا نکند که ما هم همانند دیگران در گرداب کینه و . افتاده و با طرد خشن همدیگر همانند طالبان یا فاشیست ها آدمی را از هر چیز و همه چیز بیزار کنیم
با تفكر شما كاملا موافقم، اگر همه ما بتوانيم چنين سبز فكر كنيم ديگر جايي براي حضور افكار افرادي چون احمدي نژاد باقي نخواهد ماند.
حرمت قلم و دریوزگی قدرتمندان
گاهی انسان درمی ماند که مگر ارزش قلم یک نویسنده و شاعر چیست که خالق تمام هستی برای تاکید بر گفته و فرمان خویش به آن سوگند یاد می کند و صدالبته چنین است در مورد سایر هنرمندان و ابزاری که برای تولید اثر هنری خود بکار می گیرند.
چرا شاعران را وارثان انبیا نامیدند و چرا نویسندگان در طی قرون و اعصار همواره در معرض سختی های حاصل از نابینایی چشم دل حکام بوده اند؟
به اینها که نظری از روی فراست می اندازی قدر خود و قلمت را بیشتر و بهتر می دانی . درمی یابی که قرار نیست احترام قلمی را بشکنی که موضع سوگند پروردگار جهانیان است.
اما براستی لحظاتی پیش می آید که اهل قلم از عنوان خویش بیزار می گردد و هنرمند از اینکه وی را با برخی در یک جرگه فهرست کنند اکراه دارد.
بیاد کلام عمیق شاملو می افتم و فریادش که هنوز می پیچد : غم نان اگر بگذارد!
اما مگر نویسنده و شاعر بی همت تر از آن است که نانش را از راه های متداول درآورد و به قیمتی بخس قلمش را و هنرش را حراج نکند!
وقتی اهل قلم به ماسلف من سلف خویش می نگرد و می بیند چگونه همتی داشتند پیشینیان که چوبه دار را بر فروختن قلم و قلم به مزدی و هنر به مزدی ترجیح دادند آیا شرمش نمی آید که خود را خوار و ذلیل اصحاب قدرت نکند و دلقک محفل اهل فسق نگرداند؟
بیاد آخرین جلسه دادگاه مرحوم گلسرخی میافتم و بی آنکه ایدئولوژی وی را تائید یا تکذیب کنم جمله بزرگش را می ستایم وقتی که قاضی از وی می پرسد :” تو در مورد خودت حرف بزن ! در مورد خودت چه می خواهی ؟ ” و او با کمال متانت و بزرگواریی که از اهل قلم انتظار می رود پاسخ می گوید : ” همه حرف من و درد من مردم است و من برای خودم هیچ نمی خواهم ” . چند روز بعد صاحب این سخنان به مرگ محکوم شده و به جوخه اعدام سپرده شد اما نگاه شرافتمندانه اش به جهان باقی ماند و نام گلسرخی را ابدی کرد.
از اینسو وقتی می بینیم که هنرمند ، شاعر یا نویسنده ای با کمال ذلت و خواری اهل دست بوسی و چاپلوسی می گردد حالت دگرگون می شود و می خواهی سر برتن هیچ هنرمند و نویسنده و شاعری نماند اگر از اینگونه زندگی می کنند.
اگر اهل هنر و قلم می دانند که تنها سرمایه آنها اعتباری است که مردم به آنها داده و احترامی که مردم برای آنان قائل می شوند چگونه می تواند این تنها سرمایه خود را به بهای بخس بفروشد و دست گدایی پیش اصحاب قدرت دراز کند؟!
شما مخاطب فرهیخته ! خود شما انصافا چند بیت شعر در مدح شاهان و قدرتمندان را از بری ؟ چند بیت شعر در مذمت و نصیحت اهل قدرت به درک گردش روزگار و بازی دهر ؟
ابیات ذیل از سناعی غزنوی است حال آنکه نزدیک به ده قرن از زمان زندگی وی بر روی کره خاک می گذرد .بخوان و ببین چقدر تازه است . گویی حضور شاعر را هنوز بخوبی احساس می کنی :
گرچه آدم صورتان سگ صفت مستولی اند
هم کنون باشد که از میدان دل عیّار وار
جوهر آدم برون تازد برآرد ناگهان
زین سگان آدمی کیمُخت و خَر مردم دِمار
گر مخالف خواهی ای مهدی ! درای از آسمان
ور موافق خواهی ای دجّال ! یک ره سر برآر
یک طپانچه مرگ و زین مردارخواران یک جهان
یک صدای صور و زین فرعون طبعان , صدهزار
باش تا از صدمت صور سرافیلی شود
صورت خوب ات نهان و سیرت زشت آشکار
ای بدا بحال آن اهل قلمی که مردمش را رها کرد و به دریوزگی اهل قدرت رفت.
مهرداد نصرتی مهرشاعر
اقای افتخاری که قبلا هیچکس تو کنسرتاش شرکت نمیکرد حالا فقط باید برا صدا و سیما میلی بخونن
دورد بر استاد شجریان، شهرام ناظری و حسین زمان
حالا منبعد شاهد کنسرت های خالی و سی دی های مانده روی دست آقای عصار خواهیم بود.
عکس چهارم خیلی جالبه! چه نگاه عاشقانه ای.
افتخاري براي صداو سيماي ميلي ميخونه ،همونطور كه رضازاده براي آقا وزنه ميزنه و همونطور كه شريفي نيا براي محمود نقش بازي مي كنه و…وامامردم با شجريان ،ساعي،معتمد آريا و …زندگي ميكنن پس اين زندگي رو عشقه بي خيال بقيش.
آقای افتخاری مملکت مال شماهاست نه ماها….
از اصول دین رحمانی و حق دمکراسی انسانی احترام به آرا و نظرات هم میباشد و اگر قرار باشد مخالفین خود را مورد اتهام قرار دهیم چطور میتوان خود را مومن یا طرفدار دمکراسی نامید؟ محمد رسول الله با مهرورزی قلبها را تسخیر کرد.
از اصول دین رحمانی و حق دمکراسی انسانی احترام به آرا و نظرات هم میباشد و اگر قرار باشد مخالفین خود را مورد اتهام قرار دهیم چطور میتوان خود را مومن یا طرفدار دمکراسی نامید؟ محمد رسول الله با مهرورزی قلبها را تسخیر کرد.
درود بر استاد آواز ايران استاد افتخاريان
پیشنهاد می کنم این نظرات را برای آقای افتخاری ارسال کنید ، شاید متنبه شود و …ا
من هنوز نسبت به عصار در شک هستم
کافیه یک نگاه به این نوشته خود “کلمه” بندازید
“حاشیه های همایش ایرانیان خارج از کشور”
https://www.kaleme.com/1389/05/24/klm-28999
باید دید عصار دوباره هم چنین اشتباهی میکند؟!
ربنای شجریان را سی دی کرده و قبل از اذان در ماشینم با صدای بلند گوش میکنم
آقای افتخاری چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هنر مند ماندگار کسی است که در بطن و متن و برای مردم باشد.روزگار پاسخ این دلشکنی ها را خواهد داد.
افتخاري چشمش رو بر عذابي كه بر هموطنانش رفت ، بست، تا جايگاه خودشو محكم كنه.
اشكالي نداره. آزاده. ولي ديگه تو قلب هموطنانش جايي نداره.