آیا چیزی از سپاه پاسداران بجای مانده است؟
چکیده :کجایند همت های ما ؟ کجایند باکری ها و بروجردی ها و کریمی ها ی ما ؟ آهای سرداران اسکناس آلود سپاه ، شما را بخدا کاری به گذشته ی سپاه ما نداشته باشید . شما را بخیر و مارا بسلامت . شما باشید و مناقصه های پراز فریب و ارعاب ، و میلیارد میلیارد پول بی زبان مردمی که توان اعتراض ندارند . شما را بخدا راه خود را از همت ها و باکری های ما جدا سازید . نان خود را بخورید و کاری به کار پاسداران بی نشان ما نداشته باشید . بگذارید این تنها خاطره های نیک دیروز ما ، همچنان دست نخورده و نیالوده باقی بمانند . شما باشید و قراردادهای صوری و بی مناقصه ی عسلویه...
محمد نوری زاد: سپاه پاسداران ، امروز به راهی در افتاده است که بازگشت او به هویت اولیه اش ناممکن به نظر می رسد. راستی چرا سپاه که این روزها ، سه مقوله ی سیاست و اقتصاد و امنیت را هویتی همدوش و موافق طبع خود یافته است ، درهمین سه وادی مالوف فرو نمی شود و سراز پنهان کاری ها و مردم فریبی ها به در نمی برد و آشکارا بر طبل ” این منم” نمی کوبد ؟ چرا سپاه همچنان به واگویی شعارهایی اصرار دارد که فصل پرده برداری از آنها ، سالهاست که سپری شده ؟
آوازه ی هرز روی سپاه از شاکله ی شایسته اش ، همان حکایت شترسواری خمیده را به ذهن ما متبادر می سازد . که این خود ، سپاه را به وادی مضحکه ی خاص وعام ، چه در داخل و چه خارج ، درافکنده است . ای کاش قوه ی عاقله ای بود و دست کودکان امروز سپاه را می گرفت و به آنان می گفت : بچه ها ، اگر مشتاق لغلغه اید ، بفرمایید : این شما و این اسلام و انقلاب نیم بند و از نفس افتاده ای که امروزه لغلغه ی زبان شما شده است. شما را بخدا بیایید و کاری با تاریخ و جنگ و شهید و شهادت و انسان و انسانیّت نداشته باشید . شما را به خیر و مارا به سلامت .
شما اگر به اسکله های رسمی وغیر رسمی قاچاق کالا علاقه مندید ، بفرمایید ، همه ی اسکله های سواحل شمال و جنوب کشوراز آن شما . خود را با همین دل مشغولی ها سرگرم کنید وکاری به الفاظ فلک زده ای چون انقلاب و امام و قانون وحق مردم و خدا و قرآن واسلام و پیامبر وعلی و اولاد علی نداشته باشید.
ورود سراسیمه و همه جانبه ی سپاه به عرصه های سیاسی و امنیتی و اقتصادی ، و چنگ اندازی او به عرض و طول مناسبات همگانی کشور، و عقب راندن غضبناک رقبای بی اسلحه ، آنچنان به صورت گذشته ی غرورآفرین این نهاد مردمی و انقلابی تیغ انداخته است که ناگزیر هرمخاطب گمگشته ای را به یاد قلندران و سینه چاکان ادوار دور می اندازد. قلندرانی که دهان مردمان را به زورمی گشودند و دو قطره آب و یک دانه نخود دراو می انداختند تا هیچکس از اوضاع بندگی اش ، و این که این اوضاع بندگی به کجا بند است ، غفلت نورزد.
سایه ای که سپاه از سالها پیش برسر وزارت اطلاعات انداخته ، از جنس همان سایه ای است که سپاه برسر مواضع پولی کشور انداخته است . و همان سایه ای است که سیاست را به کف کفش های برّاق سرداران خود می کشد تا توصیه های اساسنامه ای سپاه را در ناکجای خود دفن کند . امروز سپاه ، به موازات خروج از هویت ساختاری اش ، چنگ به همه ی مناسبات کشور برده است تا به زعم خود انقلاب را برای آینده ای که عاقبتش معلوم نیست حفظ کند .
ورود سپاه به عرصه های بیمار اما میلیاردی اقتصاد کشور ، همان پتانسیلی است که بیکاری را ، و کارها و مشاغل کاذب را ، و اعتیاد را ، و تن فروشی دختران را ، و مفاسد اجتماعی و اداری را ، و میلیارد خواری خواص را ، و حریص شدن پابرهنگان اسلحه به دست را ، در سراسر کشور باب کرده است .
اگر سپاه ، همان سپاه پیشین ما بود ، بی تفاوت از کنارهرزگی های اقتصادی آدم های ریز و درشت عبور نمی کرد. اگر سپاه ، همان سپاه پیشین ما بود ، با هربار تن فروشی دخترکان باکره ، خون می گریست . اگر سپاه ، همان سپاه پیشین ما بود ، سینه در برابر اعتیاد این همه جوان و مرد و زن سپر می کرد و گریبان می درید . اگرسپاه ، همان سپاه پیشین ما بود ، درکنار مردم قرار می گرفت و خود را خادم مردم می دانست ، نه آن که در برابر مردم بایستد . هم برسرشان بکوبد و به حبس شان دراندازد ، وهم جیبشان را خالی کند .
سرداران امروز سپاه ، آنانی که سخت برمواضع آلوده ی خود پای می فشرند ، بدانند و آگاه باشند که مردمان ما ، درهمین فردای روزگار ، راه را بر عبور آنان خواهند گرفت و از آنان خواهند پرسید : چه شد آن همه سینه چاکی شما برای امام و راه امام ؟ راه امام آیا همین است که شما سر به مناسبات پولی کشور فرو برید و خبر از فرود و فروپاشی یک به یک خیمه های انقلاب نداشته باشید ؟
آهای ، ای همه ی سرداران سپاه ، ما ، هرکه هستیم ، تقاص سپاه پاک و بی آلایش دیروز خود را از شما خواهیم ستاند . سپاهی که برای مردمش آب می شد ، و در ناکجای تشکیلاتش نیز روزی را نمی دید که یک روز در هیبت شرکت های اقتصادی ، اسلحه به دست ، برسرمیز مناقصه بنشیند و روان اقتصادی جامعه را بخراشد .
آهای ، ای همه ی سرداران سپاه ، بدانید و آگاه باشید که راز این همه اعتیاد و دریوزگی اقتصادی ، در این است که شما به مشغله های دیگری روی برده اید . هروقت درهرکجا ، از مناقصه ای پیروز باز گشتید ، به صورت پسران ودختران از دست رفته ما بنگرید و رد پای خود را در وانهادن آنان در مخمصه های خانمان سوزی که به دست شما بجان آنان افتاده ، رصد کنید .
کجایند همت های ما ؟ کجایند باکری ها و بروجردی ها و کریمی ها ی ما ؟ آهای سرداران اسکناس آلود سپاه ، شما را بخدا کاری به گذشته ی سپاه ما نداشته باشید . شما را بخیر و مارا بسلامت . شما باشید و مناقصه های پراز فریب و ارعاب ، و میلیارد میلیارد پول بی زبان مردمی که توان اعتراض ندارند . شما را بخدا راه خود را از همت ها و باکری های ما جدا سازید . نان خود را بخورید و کاری به کار پاسداران بی نشان ما نداشته باشید . بگذارید این تنها خاطره های نیک دیروز ما ، همچنان دست نخورده و نیالوده باقی بمانند . شما باشید و قراردادهای صوری و بی مناقصه ی عسلویه . شما را چه به تریلی تریلی انواع مواد افیونی که در امنیت کامل وارد کشور می شوند و درامنیت کامل نیز همگان جوانان ما را می بلعند . شما باشید و قدرت مخوفی که در سایه پرورانده اید . شما را چه به نگرانی از مردمی که از دست رفته اند و عمده ی علائق خود را از اسلام و انقلاب و امام و آینده به دور انداخته اند.
درست از روزی که شما از “همت” ها و ” باکری ” های ناب ما فاصله گرفتید ، و با اقتداری که از سلامت و درستی و پاکی و پاک مردی آنان یافته بودید ، سراسیمه به دل مواضع پولی کشور زدید ، و یا درسواحل و مرزها و اسکله های رسمی وغیررسمی کشور ، معرکه پرداز بلا منازع قاچاق کالا شدید ، و یا درسایه های اختفا به کارهای امنیتی و دور از رسالت اولیه ی خویش پرداختید ، ویا به پرونده سازی های فرساینده امنیتی و اطلاعاتی روی بردید ، ویا به تزریق سرداران خود در بدنه ی مجلس ودولت اصرار ورزیدید ، درست از همان روزها بود که بی کاری و اعتیاد و مصرف و تن فروشی و قاچاق و زد وبند و رشوه و ریاکاری وفروپاشی اقتصاد و اضمحلال تولید در کشور بالا گرفت . چرا ؟ به این دلیل که برق پول ناشی از قراردادهای کلان ، و جاذبه ی ورود به حوزه های اطلاعاتی و امنیتی ، حساسیت شما را در قبال دردهای اینچنینی جامعه به صفر و زیر صفر تنزل داد .
شمایی که یک روز باید درکمین کثافات انقلاب ، راه را بر پرواری انگل های بی ریشه می بستید ، خود به بالا زدن آستین های روبندگی روی بردید و بخود گفتید : چه کسی بخورد بهتر از خود ما ؟ نتیجه این شد که سرداران یک لاقبایی چون صادق محصولی ، با بهره مندی از پشتوانه هایی چون پادگان و اسلحه ، یک شبه میلیاردر شدند و به این نیز اکتفا نکردند و در قامت وزیر- هرچند نالایق – بنا بر حق بجانبی خود گذاردند . که یعنی : برده ایم که برده ایم ، خورده ایم که خورده ایم . تا کور شود هرآنکه نتواند دید ! دیروز میلیارد میلیارد بالا کشیده ایم و امروز هم به کوری چشم شما وزیر و نماینده ی مجلس و استاندار و فرماندار و صاحب منصبیم . هر که اعتراض دارد جلوبیاید !
بله ، شمایی که باید امنیت همه جانبه ای برای مردم خود فراهم می کردید ، خود به جان امنیت روانی جامعه افتادید و با ورود به حریم حق مردمی که خود شما باید پناهشان می بودید ، به دریدن پوست از تن گذشته ی غمناک اما غرور آفرین سپاه پرداختید .
آهای ای همه ی سرداران سپاه ، ای آنانی که از همت ها و باکری های ما فاصله گرفته اید و این فاصله را با دلارهای بی زبان پرکرده اید ، این شما و این هرآن چه که به آن روی برده اید ، از این پس ، شما را به خدا ، اگر که به خدا ایمان دارید ، کاری به مردم و امام ، و به آرمان های به خاک افتاده ی آنان ، و کاری به سپاه دیروز ما نداشته باشید . بگذارید ما باشیم وخاطره های شورانگیز فرزندانی که به اسم پاسدار ، فدایی مردمشان بودند ، وعاشقانه ، غبار چهره ی مردمشان را می روفتند ، و به مردمی بودنشان غرور می ورزیدند .
اگر همت بود ، اگر باکری بود ، یا با شما نبود ، یا اگر بود در برابر شما ایستاده بود . و ما ، بهتر از هر کس به سرنوشت کسی که در برابر شما بایستد واقفیم . مثل نویسنده ی این سطور . ببینیم فردای انتشار این مطلب ، با او که خواستار اعتبار از دست رفته ی سپاه دیروز خویش است ، چه می کنید !
محمد نوری زاد ۱۸ مرداد / ۱۳۸۹
منبع: سایت شخصی محمد نوری زاد














به نام خدا
سلام
….. کلام حق دم شمشیر میشود گاهی
دیدیم آنکس را که _اگر هزار حکمت و شاید داشت_ با نشاندن خود بر جای امیرمومنان به راهی درافتاد که پایانش به اندازه پایان تمام خاسرین جهان آشکار است. آنان میشتابند پس عجله مکنید مرگ از آن همه ماست.
والسلام عل من اتبع الهدی
ای تــاریـــخ بشکنـــد قلمـــت ، اگـــر ننــویســـی بـر خمینــی و یــارانــش چــــه گــذشــت ………..
فقط باید گریست.
بیش باد
درود به شرفت نوری زاد عزیز
dorood bar ghalamat…behtar ast aghayan ghope neshan yek negahi be aksaye aavizane Mussolini bendazand ke na az ghahre khodavand beharasand ke iman nadarand, shayad ke betrasand az ghazabe sahebaneshan yani mardom!
خدا خود نگاهدار اين كشور ،اين مردم و شما رادمرداني باشد كه اينچنين دريادلانه و تنها با اسلحه صراحت قلم به سنگرهاي امن كوردلان يورش مي بريد .
وامصيبتا
پاینده سرفراز باشی تو اینها را بهتر از ما می شناسی پس رسوا کن
باسلام خدمت دلیر مرد شجاع باشهامت کلامت حق است و دلنشین ونوید دهندهء فردائی روشن.خدا حفظت کند.
بخدا اشک شوق از چشمانم جاری شده است و با هق هق گریه به این نوشته زیبا و فداکاری بکریها و همت ها و کریمی ها دقایقی زیبا را سپری کردم..
درود بر شرف و شجاعتت
خدا همراهت باشد مرد
چه زیبا و بدون ترس مینویسی ای مرد پر استقامت. شرم بر انانی که هنوز با این شیادان همکاری میکنند
درود بر تو که افتخار اهل قلمی . تو ماندگاری و هرگز نخواهی مرد حتی اکر خاکسترت را به باد دهند.
سخن کز دل برايد ، لاجرم بر دل نشيند …
شهادت ميدهم که کلام اين راد مرد حق است واين همان تباهي است که امروز بر سپاه عزيز ميرود …
خداوند ايران و اسلام را از اين آفت برهاند که ريشه همه نيکيها را ميخشکاند …
سپاهيان اصيل و پاک نهادهمچنان خودرا فدايي ملت ميدانند و از آنچه امروز طالبان متاع حقير دنيا به نام آنها ، در لباس مقدس پاسداري و تحت لواي نامهاي مقدس بر اين ملک و آيين روا ميدارند بيزارند و در کمين اين دغلکاران نشسته اند تا زمانيکه دست انتقام الهي از آستين آنان بار ديگر بيرون آيد و سزاي اين سرداران تباهي و فساد که شرف سربازي را به رسوايي بورس بازي و مال اندوزي و جنايت بر ضد ملت فروخته اند به سخت ترين وجه بدهند … ان ربک لبالمرصاد ….
لعنت ا… علي القوم الظالمين
وسيعلمون الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون …
واقعا بی نظیر بود!!!!!!! تا به حال نویسنده ای خوش قلم تر از این عزیز بزرگوار ندیده ام!!! و نخواهم دید!!!احسنت.اجرکم عندالله!!!!
Dear Mr Noorizad
I have read your letter and it made think hard about where the SEPAH and BASSIJ have gone in the last couple of years
I am so sorry that they have decided to sell Iran for money
I am also very sorry for what they have been doing to the innocent Iranian people
Shame on them and shame on this regime
و اینگونه بود که نام نوریزاد در تاریخ ایران جاودانه خواهد ماند!!
درود خدا بر این همه آزادگی ، یاحسین میرحسین
سپاه پاسداران را نمی دانم ولی از آزادی یک میدان به جای مانده که پیرامونش جماعتی آب زرشک می فروشند ! چندی پیش که در همان مسیر شلنگ تخته می انداختم با خود اندیشیدم راستی چه نسبتی است بین آزادی و زرشک !؟ قلم فرانسه
سنگ گران در دست ایام مغلوب آب نرم می گردد سرانجام ……
زندگی و اداره دنیا خرج داره داداش
افرین بر شما من چند سال است که دارم خطر سپاه رو به همه گوشزد میکنم . اما کو گوش شنوا
سپاه داره واسه بعد از رهبری ایت ا… خامنه ای هم برنامه ریزی میکنه که کشور رو به دست بگیرد .
آفرین به این شجاعت
ترس ازکودتای ارتشیان داشتیم سپاهیان کودتا کردند!!!!!
درود بر شما بنده سرهنگ بازنشسته پاسدار و از رزمندگان لشگر اقا مهدی باکری هستم و حرفهای کهربار شما را تایید میکنم
عدم پذیرش ارتش به عنوان یک نیروی بیطرف منجر به تشکیل سپاه و کمیته شد که البته یک حزب نظامی است، کسانی که آنروز این خشت کج را پایه گذاری کردند امروز اکثرا گرفتار این غول بی شاخ و دم شده اند.
خشت اول چون نهد معمار کج — تا ثریا می رود دیوار کج
وا مصیبتا.اندکی صبح سحر نزدیک است.
فكر ميكنم جنبش سبز كه پيروز بشه و ديگه با مردم كاري نداشته باشيد دوباره همه اون بازي ها رو سرشون در بياريد!
شما اول بذار این جنبش به یه جایی برسه از الان نمیخواد برای بعدش پیش بینی کنی. این اولا. دوما ما مردم ایران خودمون دلمون به حال خودمون نمیسوزه. سپاه الان رو هم که میبینی از بین همین مردم افرادش رو جمع کردن. پس ایرانین و همین هموطنان خودمون هستن که خیلی راحت خون بیگناه رو به زمین میریزن و غارت میکنن و… حالا ببینم اگر این جنبش پیروز بشه و نهاد های دیگه ای سرکار بیان مثلا خیلی میخوان برای مردم دل بسوزونن؟ یعنی دیگه اون موقع ایران میشه بهشت؟؟ هر کس به قدرت برسه فقط فکر خودش و اطرافیانش رو میکنه. همین آدمهای عادی هیچ کاره هم اگر به جایی برسن هیچ وقت به فکر مردم نخواهند بود. پس فعلا بهتره ما ایرانیا به جای این حرفا خودمونو درست کنیم.
Kamelan drost migoid ta ma iraniha khodeman ra drost nakhonin hichvaght be azadi nekhahim resid
آقا باور كنيد اشكم درامد …
اگر كشور ما ده نفر مرد مانند شما داشت وضعيت ما اين نبود…
سرفراز باشيد مرد بزرگ
سلام درود بر شما مرد آزاده . دعا کنیم برای ظهور امام زمان
این قصه ی مردیست که غرورش ، قول و قرارش را با خود و خدا ، فراموش نکرده است . . .
بنام او كه هر چه است از اوست و هيچ چيز بدون او نيست
خداوند حافظ تو و تمام رادمرداني همچون تو باشد
آري ميدانم چه بر سر سپاه گذشت ، ميدانيد آن سرداران لايق ديروز كجايند
1-يا به آرزوي دل رسيدند و به ديدار معبودشان شتافتند كه متاسفانه افسوس بنده امروز خيلي عميق تر از ديروز است كه چرا من لايق نبودم ، باكري ها و بابائي ها و همت ها را خداوند خيلي دوست داشت كه لبيك آنها را پذيرفت و رفتند كه اين روزها را نبينند
بنده شهيد بابائي را بسيار خوب مي شناختم هم خودش و هم خانواده محترمش و با توجه به روحياتي كه از او سراغ داشتم
مطمئن هستم او الان اوين نبود ، او يا اعدام شده بود و يا شهيدش كرده بودند ، چون حتي او اهل منزوي شدن هم نبود و حتي اگر لبانش را هم مي دوختند ، با تمام اعضاي وجودش حرفش را مي زد و يك حق طلب واقعي بود
2- يا شهيدشان كردند (هواپيما و هليكوضتر سقوط كرد و …….) كه بيشتر از اين توضيح نمي دهم ، ملت خودشان بهتر ميدانند
3-يا بازنشسته اجباري شدند و كماكان دلشان براي اين مردم و هموطنانشان مي تپد و روز و شب خون گريه ميكنند
4-عده قليلي هم پناهنده كشورهاي خارجي شدند كه البته من خودم خيلي موافق اين قضيه نيستم ولي پناهنده شدن آنها خيلي بهتر از چپاول وغارت كشورشان است
اين را مطمئن هستم آن سرداران و بسيجيان لايق ديروز هيچ وقت به روي ملت بي پناهش اسلحه نمي كشد
در اين رابطه يك خاطره اي را براي شما عزيزان ميخواهم تعريف كنم فقط اسم نميتوانم ببرم
در عملياتي پس از حدود 48 ساعت بيداري عده اي بعثي را اسير گرفتيم ، بسيار خسته بوديم و تعداد زيادي از دوستانمان هم شهيد شده بودند ، همينطور كه اين اسيرها را داشتيم مي برديم ، بنده از زور فشار و ناراحتي اسلحه ام را به پشت بدن يك اسير فشار ميدادم (البته نه خيلي با شدت )
فرمانده نزديك بود و داشت اين صحنه را ميديد ، مرا صدا كرد گفت فلاني ميداني تو دينمون حكم رفتار با اسير چيست ؟
گفتم بله ، گفت او الان بي سلاح است و مثل ما هم خسته هست تازه او اسير هم است و ترس شديد تري هم دارد
تو وقتي اين اسلحه را به پشت او فشار ميدي ، ترسش چند برابر ميشود و مشكلش را چند برابر ميكني و اين يعني ظلم به اسير ، بعد آمد با آْن اسير صحبت كرد و بهش آرامش داد ،
وقتي اين صحنه ها را ديدم ، تا مدتها شب و روز توبه ميكردم و حال و روز درستي نداشتم
حال آيا شما فكر ميكنيد اين سرداران ديروز ، به روي ملت خودشان كه دشمن هم نيستند اسلحه ميكشند؟!!!!
بيشتر از اين وقتتان را نميگيرم خواستم درد دلي بكنم شايد كمي اين زخمهاي عميق و چركي ام التيام بخشد
پيروزي حق ماست چون اين وعده خداست
آنكه میانديشد
به ناچار دم فرو میبندد
اما آنگاه كه زمانه
زخم خورده و معصوم
به شهادتش طلبد
به هزار زبان سخن خواهد گفت.
درود بر محمد نوري زاد
درود
مرحوم هویدا در برابر تمام سئولاتی که از اون بیچاره پیش از اعدام کردند گفت “سیستم” اینطور بود. اگر سپاه پاسداران از آن عظمت و سلحشوری دوران جنگ به این روز فعلی افتاده است و در روز روشن بروی مردم ایران – تاکید میکنم روی مردم ایران درست مانند همان کاری که صدام کرد – اسلحه میکشد و با باتوم و قمه زن و دختر و پیر و جوان او را لت و پار میکند و فرهیختگان ملت را به حبس و شکنجه میکشد و با رقابت نابرابر اقتصادی موجبات ورشکستگی هر چه بیشتر بخش خصوصی را فراهم میاورد همه در یک کلام به خاطر این است که “سیستم” خراب است. هیچ سیستم خرابی هرگز با پند و اندرز و برانگیختن احساسات و عواطف کنش گرهای آن درست نشده و نمیشود. تنها راه اصلاح سیستم از طریق صندوق آراء و انتخابات واقعی و رقابتی و حزبی است که متاسفانه منافع یا گره های روحی حقیر عده ای جلو آنرا تا به حال گرفته است. همه این را میدانند و میدانند که راه درست شدن و اصلاح امور چیست و موانع کدامند. آقای نوری زاد عزیز این ملت به وجدان های پاکی مانند شما که راه اخلاقی را در این شب تاریک به او نشان بدهد “احتیاج” مبرم دارند. راهزنان چنان داشته های این قافله را در غفلت تاریخی ساربان به تاراج برده اند که از هیچ مرجع اخلاقی و ایمانی دیگر اثری نمانده است. لطفا به خاطر ملت مظلوم ایران هم که شده خودتان را در معرض انتقام گیری طالبان از خدا بیخبر وطنی قرار ندهید که وجود افرادی مثل شما مانند هوای پاک مانند آب زلال مانند آفتاب ظهر برای ملت ما ضروری است.
zemestan migozarad o roo siahi mimanad be doshmanan e mellat. andaki sabr sahar nazdik ast
امروز با توجه به وجود سپاه است که نفس می کشید البته برای شما فرق نمی کند چون برای شما در آغوش نشستن آمریکا و اسرائیل و مخالفین اسلام افتخار است
همیشه از خودم می پرسیدم که چقدر داستان حر شهید می تواند صحت داشته باشد تا با چرخش نوریزاد به وجود این گونه افراد ایمان آوردم. این کار را همه ما باید انجام بدهیم؛ واضح و صریح. خدا سعادتی و شجاعتی نصیبمان کند. انشاالله.
کاش همه مردانگی و جرات شما بزرگمرد را داشتند و خون گریه می کردند از مصیبتی که به این مردم میرود
درود بر شرافت مردان بي ادعاي ديروز و سلام بر قلمهاي پاکي که حاضر نشدند حقيقت را فداي منصب و پول ومقام کنند.
آينده از آن همه آناني است که امروز به هر نوعي با مافياي اقتصادي و سياسي چنگ انداخته بر کشور مبارزه مي کنند و دير نيست که رهبران مافيايي در برابر قربانيان امروزشان (ملت بزرگ ايران) عرق شرم بريزند و فرياد براورند ربّ ارجعوني لعلّي اعمل صالحاً فيما ترکت “خدايا مرا به آن دوران بازگردان تا اعمال شايسته اي را که ترک کرده بودم به جاي آورم ” اما پاسخي جز “کلا” نخواهندشنيد ، راستي سپاهيان و بسيجيان غارتگر امروز چه زيبا مصداق و من ورائهم برزخ الي يوم يبعثون هستند.
مرگ بر موسوي
اول زبانت را دور دهانت دور بده- يك بار ديگه متن را بخوان – يك ليوان آب سرد- آفرين ساكت باش
لطفا پيغام “مرگ بر ظالم” ما را در سايت هاي فيلترشده خودتان بگذاريد
يا حسين ميرحسين
به تو پول و یه کامپیوتر و کلی ساندیس دادن تا بیای اینجا زیر هر خبر با ربط و بی ربط، بنویسی مرگ بر موسوی ؟الان خالی شدی؟نوشته نوری زاد چه ربطی به موسوی داره ؟ در ضمن به قول ریس دولت کودتای شما کودتا چیا، یه ضرب المثل هست ما ایرانی ها داریم که میگه به حرف گربه سیاه بارون نمیاد .
موسوی عزیز ما زنده میمونه تا به همراه تمام عزیزان سبز ی که الان یا تو زندانها هستن یا بیرون ولی باز هم در زندانن، ایران و اسلام و ابروی هر چی که شماها به باد فنا دادید( از اخلاق تا سیاست اخلاقی تا اعتقادات و عزت ایران و ایرانی ) رو برگردونه .
فکر کنم نوار ظبط شده ات دچار مشکل شده چون کلام بي ربط نسبت به عنوان نوشته را درهمه جا يکسان تکرار مي کند. حتما نوارت را چک کن اصلا فکر هم نکن چون فکر و روحت کلا به دستور اربابانت عمل مي کند.
آن يار كزو گشت سر دار بلند
جرمش اين بود كه اسرار هويدا مي كرد.
حرف دل شهدا و خانواده هاي آنان و مردم ايران است
فوق العاده فوق العاده بود…. توی وبلاگ خود نوری زاد عزیز هم از این شیرمرد تقدیر کردم
لقب شیر مرد برازنده ی توست نوری زاد عزیز
سرافراز و پاینده باشی
خیلی مردی نوریزاد عزیز
مردم همه میدانند سپاه امروز چیزی جز …جامعه نیست
درود بر نوری زاد عزیز
چرا به لغلغله افتادید واز هر راهی حتی دروغ و تزویر به دنبال تخریب سپاه هستید همان سازمانی که امام خمینی (ره) همیشه میگفت(( ای کاش من هم یک سپاهی بودم ))…
چرا از هر راهی حتی دروغ و تزویر به دنبال تخریب سپاه هستید همان سازمانی که امام خمینی (ره) همیشه میگفت(( ای کاش من هم یک سپاهی بودم ))…
oخواهش مي كنم كسي پاسخ اين افراد نادان يا نا آگاهي كه مرگ نثار موسوي مي كنند ندهند. اينها هم مثل ما روزي خواهند فهميد و از اين قطاري كه مملكت را به جهنم مي برد پياده خواهند شد. با اينها هم مهربان باشد. اذا مروا بالغو مروا كراماً
من به قلم شیوایت غبطه می خورم که این قلم چه به جا به کار می بری
درود بر شرافت شما و دل پر درد و پاکتان
محمد گرامی . هماره و در همه جا گفته ام کسانی که چنین دریادلانه به طوفان می زنند و در پی حقیقت گرده به تازیانه کبود و حنجره بر دشنه علم می کنند نماد پاکی و اعتقادند و آنان که سلاح در دست برابر ملت می ایستند مزدورانند . آگاهی از حقیقت در این شرایط دشوار نیست پس شرافتت ، جوانمردیت و پاکیت را به عنوان فردی که مرزبندی مزدوری و اعتقاد را پرنگ ساختی ستودنیست . برقرار باشی و استوار . پاینده ایران و ایرانی .