تأثیر حذف یارانهها بر صنایع
چکیده :در مورد روند افزایشی قیمتها تاکنون 9 مقاله نوشته شده که بعضی از آنها می تواند به صنایع صدمات جبرانناپذیری را...
احمد پورفلاح : رای هدفمند کردن یارانهها تاکنون جداول و گزینههای متعدد و متنوعی مطرح و پیشنهاد شده است که بر مبنای آخرین اطلاعات، 9 گزینه انتخاب و در معرض مطالعه و تصمیمگیری نهایی قرار گرفته است. ما فرض را بر گزینهای میگذاریم که دولت از محل افزایش قیمت حاملهای انرژی برابر جدول زیر که قرار است ظرف 5 سال محقق شود، برای سال 89 درآمدی معادل 20،000،000،000،000 (بیست هزار میلیارد تومان یا بیست میلیارد دلار درآمد کسب نماید و به نسبت 50 درصد آن میان آحاد جامعه، 30 درصد به بخش مولد کشور و 20 درصد برای تأمین نیازهای خود دولت بازتوزیع شود.
برمبنای یکی از گزینههای مربوط به روند تعدیل یا تصحیح قیمتهای حامل انرژی قرار است:
بنزین موتور از هر لیتر 1000 ریال به 4000 ریال افزایش یابد.
نفت سفید از هر لیتر 165 ریال به 3500 ریال افزایش یابد.
نفت کوره از هر لیتر 95 ریال به 2000 ریال افزایش یابد.
گاز مایع از هر مترمکعب 32 ریال به 2000 ریال افزایش یابد.
گاز طبیعی از هر مترمکعب 185 ریال به 1300 ریال افزایش یابد.
برق از هر کیلووات 139 ریال به 1000 ریال افزایش یابد.
با بررسی نتایج حاصل از پیادهسازی گزینه فوق و میزان تقریبی انرژی مصرفی در بخش صنعت و در یکسال، مشخص میشود که سهم صنعت از تأمین بیست هزار میلیاردتومان هدفگذاری شده (توسط مجلس شورای اسلامی در مقابل چهل هزار میلیارد تومان درخواستی دولت) معادل 3780 میلیارد تومان یعنی معادل 18درصد از کل اضافه درآمدها میباشد. با یک بررسی اجمالی میبینیم که 87 درصد بار این افزایش قیمت متوجه صنایع آسیبپذیر (با مصرف بالا) همانند صنعت، آهن و فولاد، سیمان، آهک، گچ، شیشه، تولید فرآوردههای نفتی تصفیه شده، تولید مواد پلاستیکی، تولید کودشیمیایی و ترکیبات ازت، تولید آجر و محصولات آلومینیومی و 13درصد آن متوجه صنایع با مصرف پایین انرژی میباشد. در مجموع حداقل افزایش هزینه ناشی از این لایحه را بطور میانگین 5/22 درصد و حداکثر 82 درصد برآورد مینمایند البته صنایع انرژیبری هستند که تا 150درصد هم قیمت تمام شده آنها افزایش مییابد. میانگین افزایش قیمت در کل اقتصاد 91/60 درصد و میانگین کل بخش صنعت 70/42 درصد تخمین زده میشود. اگر 30درصد بازتوزیع سهم صنایع را بر مأخذ 20 هزار میلیارد تومان درنظر بگیریم معنای آن این است که قرار است حدود 6 هزار میلیارد تومان از درآمد حاصل شده (با سقف 20 هزار میلیارد تومان) به صنایع بازگردانده شود. که با توجه به مبلغ 3780 هزار میلیارد تومان پیش گفته یعنی بار مالی اضافی که قراراست در سال 89 متوجه صنعت شود حدود 63 درصد رقم کل درنظرگرفته شده را تشکیل میدهد بنابراین درصورت محقق شدن این داستان نمیباید بخش صنعت دل نگرانی از افزایش هزینههای تولید خود در شرایط کنونی رکود و بد بودن وضعیت نقدینگی داشته باشد، ولیکن نکته مهم و اساسی این جا است که دولت می خواهد با چه روشی این مازاد دریافتی را به صنایع بازپرداخت نماید.
چگونگی بازتوزیع ناشی از افزایش بهای حاملهای انرژی به صنعت، برابر آخرین تصمیمات با توجه به اینکه وضعیت 7000 بنگاه تولیدی را نمیتوان از نظر مصرف انرژی و میزان تأثیرپذیری به دقت تجزیه و تحلیل و طبقهبندی نمود، رشتههای آسیبپذیر در صنعت در 23 رشته اولویتبندی شده است. در مورد روند افزایشی قیمتها تاکنون 9 مقاله نوشته شده که بعضی از آنها میتواند به صنایع صدمات جبرانناپذیری را بزند ولیکن در سطوح تصمیمگیری به حساسیت موضوع تولید توجه خاصی وجود دارد.
بازتوزیع یارانهها در سرفصل جبرانی و با استفاده از مکانیسمهای تغییر تعرفه، وام، جوایز صادراتی و پرداخت مستقیم دیده شده و در سرفصل بهرهوری به مکانیسمهای بازار، منابع انسانی، انرژی، صادرات و واردات و تأمین مالی توجه شده است.
کمیته 4 نفرهای در وزارت صنایع تشکیل شده است که یکی از آنها نماینده تشکلها میباشد که تا یکی دوهفته دیگر و با دادن پیش آگهی به صنایع، درمورد 23 رشته آسیبپذیر بحث و بررسی و مصوبه نهایی تنظیم میگردد.
در مورد سایر رشتهها (خارج از 23 رشته) قرار است کمیتهای در هریک از استانها تشکیل شود و به موضوع بازتوزیع حقالسهم اینگونه صنایع از محل این 30 درصد بپردازد. البته پیشنهاد به تعویق انداختن شمول این قانون به صنعت را برای مدت 3 سال داده شده است و دلیل آن هم شرایط بد نقدینگی و فروش واحدهای صنعتی در شرایط بحرانی حاضر و لزوم عدم درگیری دولت در جبهههای مختلفی که در نتیجه پیاده نمودن این پروژه در بخش های مختلف و در جامعه ایجاد میگردد، میباشد.
امید است با استفاده از اطلاعات و آمار دقیق و استفاده از نظر کارشناسان بخش خصوصی و صاحبان تجربه و تخصص، عوارض ناشی از پیاده نمودن این قانون که اصل آن کاملاً مورد توافق و تأیید در بخش خصوصی کشور میباشد به کمترین میزان ممکن باشد حتی شاید با بازتوزیع این درآمد به میزان و درصد پیشبینی شده فرصت و فرصتهایی برای ایجاد گشایش بیشتر در زمینه گردش کار بنگاههای تولیدی فراهم گردد.
*نماینده اتاق بازرگانی در کمیته نهضت کاهش قیمت تمام شده














خيلي خوش بينانه بود ولي در واقعيت اينگونه نيست مثلا كارخانه ايران خودور را در نظر بگيريم كه خود سازنده قطعات نيست بلكه بايد قطعه را از جايي ديگر بگيرد كه انها نيز خود منابع را از جاهايي مانند فولادسازي و.. تهيه مي كنند حال اگر قيمت حاملهاي انري بالا برودابتدا محصولات كارخانه خط اول مانند فولاد سازي به شدت افزايش بها پيدا مي كنند در نتيجه كارخانه قطعه سازي محصول اوليه را گرانتر از قبل تهيه مي كند واز طرفي هزينه هاي انرژي خودش هم بالا مي رود پس محصول اين كارخانه هم به صورت مجموع افزايش هزينه هاي كارخانه اول ودوم بالا مي رود ودر كارخانه نهايي اين افزايش چند مرحله اي همراه با افزايش مربوط به خودش قيمت را سرسام اور بالا مي برد