سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

اینها مساله سبز ها نیست

چکیده :انتشار بیانیه ۱۸ و ارائه منشور سبز به همراه آن بازتاب‌های مختلفی داشت، و نظرات و آرای مختلفی درباره آن طرح شد. همان طور که میرحسین موسوی نیز در آن بیانیه اشاره کرده بود، این منشور منشوری پیشنهادی بود، تا شروعی باشد برای بحث‌های بیشتر در این باب، تا با طرح نظرها و تضارب آراء متنی پخته تر و کامل‌تر برای جنبش سبز حاصل شود.در این راستا، «کلمه» نیز از مطالبی که به پخته تر شدن این منشور کمک می‌رسانند و حاوی نکات انتقادی یا تبیینی هستند، استقبال می‌کند و در حد امکان، به انتشار نوشته های مربوط می‌پردازد. همان طور که پیش از این نیز نوشته هایی چند را در این رابطه منتشر کرده است. کلمه» می‌کوشد با بازتاب دادن نظرات و دیدگاه‌های مختلف، عرصه ای برای تضارب آراء و تعاطی افکار به قصد نیل به بهترین نتیجه...


کلمه – داريوش محمدي: سال گذشته ، يكي از احزاب راستگراي سوئيس ، طرح « ممنوعيت ساخت مناره » را به دولت و پارلمان اين كشور ارائه كرد كه با مخالفت اين دو نهاد حكومتي مواجهه شد . با اصرار اين حزب و جمع آوري امضاء سرانجام اين طرح به رفراندم گذاشته شد . در نتيجه ي اين رفراندم ، با راي اكثريت مردم سوئيس- 52 درصد – ساختن مناره در اين كشور ممنوع شد .

اكنون ، براي لحظاتي فرض كنيد كه اين رفراندوم در ايران برگزار شود . چه پيش بيني مي كنيد ؟ من بر اين باورم كه نزديك به 100 درصد مردم ايران با اين طرح مخالفت خواهند كرد و يك نگاه واقع گرا ، اين « نتيجه ي طبيعي » را هيچ گاه انكار نخواهد كرد و براي اثبات اين باورها ، از هيچگونه مراجعه اي به افكار عمومي هراسي ندارم .

براي آنكه به حاشيه مبتلا نشويم ، اجازه دهيد به يك «كشور فرضي » بيانديشيم . در اين كشور فرضي ، با يك قانون اساسي دموكراتيك – فراموش نكنيد كه دموكراتيك بودن همواره نسبي است – طرح « ممنوعيت ساخت مناره و اقامه ي اذان » به رفراندوم گذاشته مي شود . تا زمان برگزاري رفراندوم اشخاص و نهادهاي مختلف درخصوص ماهيت و عواقب اين « طرح » به اظهار نظر و يا ابراز وجود ! مي پردازند . با يك دسته بندي ساده ، مي توان اين اشخاص را در چهار نگرش ِ عمومي جاي داد .

نگرش اول، اعتقاد دارد كه حكومت حق ندارد اين امر ديني را به رفراندوم بگذارد ، زيرا اين امر موجب محروميت گروهي مي شود كه با صداي اذان خو گرفته اند و شنيدن و بهره گيري از آن را براي سعادت دنيا و آخرت خود موثر و مفيد مي دانند و چه بسا با حق آزادي ديني آنان مغاير است . در اين نگرش ، بانيان اين «طرح » ، از آگاهي كافي در خصوص اذان و مناره و ماهيت دين اسلام و سعادت بشري برخوردار نيستند و البته با گسترش آگاهي ها ي « صحيح » ؛ ديگران و حتي طراحان ، به «حقانيت آنان » پي خواهند برد . اين نگرش ، رويكرد حكومت را مخالف با روح دموكراسي مي داند و آن را نوعي از استبداد تعبير مي كند .

نگرش دوم، عليرغم « مخالفت » با مفادِ طرح ، بر اين باور است كه اين رفتار حكومت ، كاملاً دموكراتيك است ، زيرا رفتار حكومت در اين خصوص نشان مي دهد كه « حقِ » ساختن مناره و اذان گفتن را به رسميت شناخته است ، اما براي آن كه اين حق را به يك هنجار عمومي ( يا رسمي ) تبديل كند ؛ آن را به رفراندوم گذاشته است و با مخالفت و يا موافقت اكثريت مردم با اين طرح ، مسئوليت اخلاقي ِ اجراي آن متوجه ي دولت نخواهد بود . اين نگرش به موضوع منازعه احترام مي گذارد و در كنار آن به نتايج قانون اساسي بسان يك ميثاق ملي پاي بند است و البته نسبت به عواقب ديكتاتوري اكثريت هشدار مي دهد .

نگرش سوم، نسبت به مفاد طرح « بي طرف » است و نه تنها از برگزاري رفراندوم و رفتار حكومت دفاع مي كند بلكه اعتقاد دارد ، اساس ِ حكومت دموكراتيك و قانون اساسي پيشرفته ، محصول ايده و روشي است كه بر گزاري اين گونه رفراندوم ها را جايز مي داند . اين نگرش به روش هاي دموكراتيك و نتايج طبيعي آن ، بسان يك ارزش مي نگرد و اساساً سعادت و حقيقت را يك امر دموكراتيك و متكثر مي داند و استبداد اكثريت را شر لازم مي خواند .

نگرش چهارم، اصرار دارد كه حكومت براي پرهيز از ديني شدن ، اين گونه امور ديني را به رفراندوم نگذارد، زيرا دين به عنوان يك امر شخصي نبايد در امور حكومتي و سياسي دخالت داده شود . بر اين اساس ، حكومت براي آن كئه دموكراتيك بماند ، لازم است راساً اقامه ي اذان و ساخت مناره را ممنوع كند و با اين گونه خطاها ، سياست ( رفتار حكومت ) را ديني نكند .به عبارتي ، ديني شدن رفتار حكومت همان و يكي شدن نهاد حكومت و نهادِ دين همان . بانيانِ اين نظر ، اعتقاد دارند كه ديگران در خصوصِ اذان و مناره و ماهيت ِ سعادت گريزِ دين اسلام ، از اطلاعات « كامل » برخوردار نيستند و در صورت گسترش « آگاهي ها ي صحيح » ؛ ديگران و حتي مسلمانان به حقانيت آنان پي خواهند برد . اين نگرش ، اين روش را مقدمه ي استبداد ديني مي خواند .

اكنون، به نگرش اول و چهارم دقت كنيد . اين دونگرش ، با مقدمات كاملا متفاوت ، به نتايجي مشابه ( و چه بسا يكسان در عمل ) رسيده اند . عليرغم آن كه هر كدام از اين دو نگرش ، در «بنياد » ديگري را نفي كرده و رقيب را به انحراف در سعادتِ بشر متهم مي كند ، اما «هر دو با برگزاري رفراندوم مخالف اند » و هر دو بر اين باورند كه با دادن اطلاعات «صحيح » و« آگاه شدن ديگران » و اصلاح انحرافات فكري و ذهني ، مردم با آنها همراه خواهند شد . در حالي كه نگرش اول ، محدود ساختن مناره و اذان را يك توطئه مي داند كه محصول ترس از حقانيت اوست و ايمان دارد كه با اطلاع « ناب » از مرامِ آنها ، اذان و مناره فراگير خواهد شد ، نگرش ديگر ، معتقد است كه چنانچه مردم از ناداني در آيند و از ايدئولوژي هاي كاذب رهايي يابند و اطلاعات آنها «تصحيح » شود ، از اذان و مناره هم روي گردان مي شوند .

الغرض ، نگارنده قصد ورود به نگرش هاي دوم و سوم را ندارد و بر نامگذاري نگرش هاي اول و چهارم هم اصراري نمي ورزد و البته در داوري هم « ناتوان » است ، تنها مي خواهد با طرح دو سوال ، منازعات در خصوص سكولار نبودن و بودن ِ ، منشور سبز را شفاف تر كند .

به نظرِ شما – با علم به اين كه نگرش هاي چهارگانه ، در درون خود از طيف هاي گوناگوني برخوردار اند –

1. راز ، «يكي شدن» ِ ديدگاه اول و چهارم « در عمل » چيست ؟

2. « منشور سبز » به كدام نگرش نزديكتر است ؟ چرا ؟


9 پاسخ به “اینها مساله سبز ها نیست”

  1. نيما گفت:

    اولاً : فرهنگ دموكراتيك ، به معناي ملكه شدن فضيلت «رواداري بر اساس احترام متقابل» است. «رواداري» كه ترجمه toleration است، قبلاً به معناي «تحمل ديگران» در نظر گرفته مي‌شد، ولي از آنجا كه ممكن است «تحمل ديگران» ناشي از «احترام متقابل» نباشد، امروزه كلمه «رواداري» بيشتر مورد توجه قرار مي‌گيرد. اگر اين فضيلت در جامعه گسترش يابد، افراد به اعتقادات يكديگر احترام مي‌گذارند و بجاي آنكه سعي كنند همديگر را در پذيرش اشتباهاتشان «قانع كنند» ، سعي مي‌كنند همديگر را «نقد كنند». خلاصه اينكه، مي‌توان گفت كه اگر فضيلت فوق در جامعه نفي شود، جامعه دموكراتيك نخواهد بود. از همين رو است كه نگرش اول و چهارم به يك نتيجه منتهي مي‌شود. بر همين اساس هم، بنظر من، دموكراسي نسبي نيست. خروج از دايره فضيلت فوق منجر به ديكتاتوري است.

    ثانياً : منشور سبز ، در سطحي ميان نگرش اول و دوم به سر مي‌برد. مهندس موسوي ، با گذاشتن قيد «توحيدي» سعي دارد كه بعضي از مسائل را ماوراي رأي اكثريت معرفي كند. ولي بنظر من بايد به انسانها اعتماد كرد و حتي اشتباهات آنها را نيز روا دانست. تصور اشتباه اكثريت، منجر به ديكتاتوري اقليت خواهد شد.

    ثالثاً : پديده ديكتاتوري اكثريت، ناشي از نبود رسانه‌هاي ازاد در يك جامعه است. بعبارت ديگر ، پيش فرض اصطلاح «ديكتاتوري اكثريت» اين است كه با افرادي نادان در جامعه سر و كار داريم كه جوانب تصميمات خود را به طور دقيق نمي‌دانند. اگر افراد با همه ديدگاه‌ها آشنا شوند، به دموكراسي خواهيم رسيد و نه ديكتاتوري اكثريت.

  2. ناشناس گفت:

    به نظرم خیلی مساله خوب انتخاب نشده. موضوع مناره ساختن و اذان دادن باید به شکل محلی و توسط خود مردم اون منطقه حل بشه. دولت حق نداره وارده یک همچین مساله ای بشه. بیشتر مسولیت شورای شهر به نظرم. اما اگه مساله کلان تر باشه به نظرم نگرش دوم جالبتر . اما فقط هشدار دادن نسبت به دیکتاتوری اکثریت کافی نیست. دولت باید از حقوق اقلیت دفاع کنه و فعالیت دینی در فضای عمومی از این حقوق به نظرم. اینکه در سیاست هم کسانی بخوان تبلیغ ارزشهای دینی بکنن باز هم اشکال نداره به شرط اینکه به چرخش دموکراتیک قدرت وفادار باشن.

    • سارا گفت:

      نيما ي عزير
      1. دقت شما و نويسنده مطلب قابل تحسين است .

      2. دموكراسي نسبي باشد يا نباشد ، « دموكراتيك » بودن قوانين ، جوامع و آدم ها ، لاجرم نسبي است .

      3. رواداري ، همان تكثر پذيري است كه در ايده ي چهارم و اول به رسميت شناخته نشده است من هم موافقم كه يكي شدن اين دو ، ناشي از فقدان رسميت تكثر است . ( من از تكثر به خاطر شباهت با زبان منشور استفاده كرده ام اگرنه تعبير رواداري را مانند شما بيشتر مي پسندم )

      4. منشور سبز ،« لاجرم » ميان ِ نگرش دوم و سوم قرار «خواهد» گرفت . چون بر رواداري و تكثر تاكيد دارد . طبيعي است كه فعلا قيد « توحيدي » بر عقلانيت آن گونه كه شما خوانده ايد ، معنا شود . اما به سبب وجود فضليت هاي انساني جديد! ، اين معنا « ديگر » خواهد شد . واژه ي « توحيد » اين استعداد را دارد . توحيد در فرهنگ اسلامي ، نه تنها به يكي بودن اله ، اشاره مي كند بلكه بر اله نبودن انسان هم تاكيد دارد و اله نبودن انسان ، پيش نياز رواداري است در «عمل» و شايد هم محصول رواداري است در نظر !

      5. نگرش دوم ، از « ديكتاتوري اكثريت » در هراس است ، چون مانند « نگرش سوم» اصالت را به دموكراسي نداده است . نگرش دوم اگر چه واقع گرا تر از نگرش سوم است اما روزگاري به نگرش سوم مي انجامد و البته آن روزگاري است كه « واقعيت و ارزش » بيش از آنچه كه مي بينيم ، به هم نزديك ( يا شبيه ) شوند .

      باز هم ممنون . خواندن نوشته ي شما من را هم بر سر ذوق آورد .

      با احترام . سارا

  3. سعید قاسمی نزاد گفت:

    شما چرا اینقدر سعی می کنید سفسطه کنید، صورت مسئله را بد طرح کنید بعد جواب بدید و ذوق کنید. خود گویی و خود خندی عجب مرد هنرمندی. حکومت سکولار یعنی اینکه حکومت نسبت به دین و ایمان مردم بی طرف است. نه سعی می کند مردم را دیندار کند نه سعی می کند مردم را بیدین. نه مناره ساختن را تشویق می کند، نه مناره ساختن را ممنوع می کند. نه مردم را به زور محجبه می کنید نه مردم را به زور بی حجاب می کند. صورت مسئله این است. شما نمیتونید به این صورت مسئله واضح جواب بدید، چون آبشخور فکریتون اسلام سیاسی هست و قائل بودن به حق ویژه برای طرفداران اسلام سیاسی در سیاست برای همین هی برای ملت روضه می خوانید و سعی می کنید اصل مسئله را لوث کنید.

  4. علي گفت:

    يك مثال جالبتر : در انتخابات سال 2004 آمريكا ، پس از موضع‌گيري جرج بوش بر ضد همجنسگرايي ، عدة زيادي از رهبران مذهبي در آمريكا از بوش حمايت كردند و حتي در رسانه‌هاي عمومي آمريكا ، اين مسأله بعنوان يكي از دلايل پيروزي جرج بوش شناخته شد. در همان آمريكا ، هيچ‌كسي نسبت به غير قانوني بودن اين دخالت مذهبي‌ها در سياست ، اعتراضي نكرد. حال بايد پرسيد كه آيا جوانان و احياناً متفكران كشور ما ، اين اقدام را غير دموكراتيك مي‌دانند؟
    بنظر من، نكته اينجا نيست كه دين نبايد در سياست دخالت كند، بلكه بايد پذيرفت كه دين با ورود به سياست ديگر مقدس نيست، بلكه بعنوان يك ديدگاه در كنار ديگر ديدگاه‌ها بايد حرف خود را مطرح كند. قوانين كشور نيز بايد اين حق را براي همگان به طور يكسان ايجاد نمايد. اگر كلام دين را سخن آخر بدانيم ، ممكن است دچار ديكتاتوري مذهبي شويم و اگر به دين اجازة طرح ديدگاهش را ندهيم ، دچار ديكتاتوري سكولار مي‌شويم. اين دو طيف ديكتاتوري ، همان ديدگاه‌هاي اول و چهارم در نوشتار فوق هستند كه هر دو مبتني بر تماميت‌خواهي هستند.

  5. ناصر گفت:

    یک نکته اساسی را از نظر دور ندارید ، اجرای قانون خوب ، مجری خوب نیز نیاز دارد ، در غیر اینصورت دین نیز که برای نجات بشر آمده به ابزاری برای استثمار او تبدیل می شود .

  6. ناشناس گفت:

    گردانندگان «کلمه» فقط به نشر نوشته هایی می پردازند که در راستای خط فکری شان است. چه مطلب انتقادی در سایت شما به چاپ رسیده است؟ دم از خودانتقادی می زنید ولی در عمل ایدئولوژیک و حذف گرا هستید. در عمل نشان دهید که به عقاید مخالفان تان احترام می گذارید و به بازنشر عقاید آنها در سایت خود بپردازید. تعارف بالای این نوشته گواه اعتقاد شما به تکثرگرایی نیست. نسل جدید را با چنین تعارف هایی نمی توانید گول بزنید. با شفاف سازی، اعتماد سازی کنید و قدر این فرصت تاریخی را بدانید. وگرنه سی سال دیگر هم می نویسید «ما باید اعتراف بکنیم». لطفا از این خطاهای تاریخی درس بگیرید و با مخالفان خود در عمل وارد دیالوگ شوید. در عمل نشان دهید که دموکرات هستید.

  7. Roozbeh گفت:

    سلام،

    من طرفدار این جنبش سبز هستم و قصد تضعیف این جنبش را ندارم. اما من معتقدم که اگر قرار است که این جنبش رهبر داشته باشد و آقای موسوی و کروبی در این رهبری باشند. اول باید در مورد “دوره طلائی” و کشتار دهه شصت موضع خود را مشخص کنند. در غیر این صورت از مبارزه و دموکراسی حرف زدن فقط فریبی بیش نخواهد بود

  8. Roozbeh گفت:

    پس چرا اینگونه نظرات را منعکس نمیکنید