نقدی دیگر به منشور سبز؛ منشور به ابعاد اقتصادی کمتر توجه کرده
چکیده :عدم وابستگی اقتصادی دولت به مردمش بسادگی طی چند سال به عدم دلبستگی دولتمردان به ملت منجر می شود. حاکمانی که فکرشان مشغول چگونگی مصرف کردن بودجه است و خیالی برای چگونگی بدست آوردن آن ندارند به خودکامگی کشیده خواهند...
کلمه: انتشار بیانیه 18 و ارائه منشور سبز به همراه آن بازتابهای مختلفی داشت، و نظرات و آرای مختلفی درباره آن طرح شد. همان طور که میرحسین موسوی نیز در آن بیانیه اشاره کرده بود، این منشور منشوری پیشنهادی بود، تا شروعی باشد برای بحثهای بیشتر در این باب، تا با طرح نظرها و تضارب آراء متنی پخته تر و کاملتر برای جنبش سبز حاصل شود.
در این راستا، «کلمه» نیز از مطالبی که به پخته تر شدن این منشور کمک میرسانند و حاوی نکات انتقادی یا تبیینی هستند، استقبال میکند و در حد امکان، به انتشار نوشته های مربوط میپردازد. همان طور که پیش از این نیز نوشته هایی چند را در این رابطه منتشر کرده است. متنی که در ادامه میخوانید یکی دیگر از نظرات وارده است که به نظر نگارنده به ضعف منشور سبز در پرداختن به مضامین اقتصادی (در اینجا، نقش نفت در بازتولید استبداد) بررسی میکند.
پیدا است که مطالب وارده چه در این مقاله چه سایر مقالات تحلیلی دیگر که به کلمه ارسال و منتشر می شود لزوما دیدگاه «کلمه» نیست، و «کلمه» تنها میکوشد با بازتاب دادن نظرات و دیدگاههای مختلف، عرصه ای برای تضارب آراء و تعاطی افکار به قصد نیل به بهترین نتیجه باشد.
بهروز محمدی: پس از انتشار منشور پیشنهادی مهندس موسوی به جنبش سبز بسیاری از منتقدین در بین صدها جمله ی این منشور تنها موضوع استمرار حضور دین رحمانی در جامعه را جستند و البته بدون اینکه به این پرسش پاسخ دهند که آیا آنها با حضور دین رحمانی در جامعه مخالفند یا برخلاف اکثریت آشکار جامعه ایران با خداپرستی وتوحید می خواهند مبارزه کنند، سیل اتهامات و انتقادات را روانه ی مهندس موسوی کردند اما درمیان اینهمه سیاستمدار خارج نشین یکی نپرسید که نگاه جنبش سبز به اقتصاد آینده ی مملکت چیست؟
آقای مهندس موسوی بعنوان شخصیتی که هشت سال نخست وزیر ومدیر اقتصاد کشور آن هم در زمانه ی جنگ ومحبوبیت اقتصاد دولتی بوده اند بخوبی ازین مهم آگاهند که شاید آنطورکه مارکس می گوید اقتصاد زیربنای فرهنگ وسیاست نباشد اما یکی از اثرگذارترین عناصر بر فرهنگ وساختار سیاسی حاکم بر یک کشور بدون تردید سیستم اقتصادی و روابط مالی حاکم بر جامعه است.
توضیح این مسئله در این مجال نمی گنجد اما مطمئنا آقای موسوی بهتر از نگارنده ازین امر آگاهند، حال این پرسش پیش می آید که چرا موضوع سیستم اقتصادی مطلوب ایران امروز در منشور سبز بهیچ وجهی مطرح نشده است؟ آیا مبارزات سیاسی، مدنی، اجتماعی، فرهنگی یک سال اخیر باعث شده اقتصاد بکلی فراموش شود یا اینکه مهندس موسوی معتقدند سیر تغییر سیستم اقتصادی با تغییرات سیاسی شروع می شود و نه برعکس یا همراه با یکدیگر؟ آیا همین موضوع دلیل بی توجهی به حربه ی اقتصادی اعتصاب نیست؟
اگر تاریخ معاصر ایران را مطالعه کنیم می بینیم استبداد و خودکامگی پس از انفلاب مشروطه آرام آرام کنار گذاشته شد و حتی رضاشاه هم نه یک مستبد بلکه دیکتاتوری بود که در سیر مدرنیته، بصورت خودبخودی جامعه او را طلبید تا زمانی که مناسبات نفتی منجر به کودتای 28 مرداد شد و نفوذ پول نفت به کلیت حکومت وقت، استبداد و خودکامگی محمدرضا شاه در دهه های چهل و پنجاه را پدید آورد. حتی تاسیس ساواک بعنوان اولين قدم براي برقراري قدرت مطقه ي شاه نیز بطور کامل ناشی از در دست داشتن رانت نفت بوده است. بحث چگونگی منتج شدن رانت نقت به خودکامگی نیز جایش اینجا نیست لیکن خوب است اشاره شود که در تحليل چرايي بوجود آمدن جنبش سبز یعنی تصحیح انحراف انقلاب 57 ، علت العللش را می بایست در سیستم اقتصادی کشور جست وجو کرد.
ملت ایران در سال 57 در برابر استبداد و استعمار بپا خاست و با انقلاب سیاسی و سپس انقلاب فرهنگی و اجتماعی کل مناسبات فردی و اجتماعی ایرانیان را از بیخ و بن دگرگون کرد اما چه چیزی باعث شد سی سال بعد فرزندان همان ملت دقیقا برای همان اهداف و آرمان ها قیام کنند؟ مگر تمام مناسبات دگرگون نشده بود، پس چه چیزی دوباره کپی برابر اصل همان استبداد پیشین را بازتولید کرد؟
تنها جایی که پس از 22 بهمن 57 همچنان دست نخورده باقی ماند اتکای دولت به پول حاصل از نفت است که این دست نخوردگی ظرف 30 سال تمام تغییرات انقلاب را دوباره سر جای اول بازگرداند و دستاوردهاي ملت را برباد داد. شوربختانه انقلابيون تمام مشكلات را در شاه جست وجو مي كردند و كسي نگفت چه چيزي جرئت تشکیل حزب رستاخیز و جشن های 2500 ساله و استبداد مطلقه را به شاه داد.
عدم وابستگی اقتصادی دولت به مردمش بسادگی طی چند سال به عدم دلبستگی دولتمردان به ملت منجر می شود. حاکمانی که فکرشان مشغول چگونگی مصرف کردن بودجه است و خیالی برای چگونگی بدست آوردن آن ندارند به خودکامگی کشیده خواهند شد.
حال پس از این توضیحات باید پرسید آیا جنبش سبز هم قرار است روبنا را تغییر دهد و 30 سال بعد فرزندان ما با یک استبداد جدید مبارزه کنند یا اینکه قصد ریشه یابی استبداد با شناخت اقتصاد نفت خوار را دارد؟ پاسخ به این پرسش نیاز به شفافيت نظر رهبری جنبش دارد و بنابر این نیاز است مهندس موسوی بعنوان یکی از برجسته ترین مدیران این کشور به همراهانشان در جنبش سبز یاری رسانند تا نگاه جنبش به اقتصاد مطلوب جامعه ی آزاد آینده ی ایران روشن شود تا شاید ما هم جوابی برای این سوالاتمان بیابیم.














آقای موسوی قبل از انتخابات صحبت از جامعه ارزشی مبتنی بر آموزههای اسلام ناب محمدی (ص) و متكی بر اندیشههای حضرت امام خمینی میکرد و حالا از دین رحمانی سخن میگوید. آقای خاتمی صحبت از مردمسالاری دینی میکرد.
ما نمیدانیم که دیدگاه آقای موسوی و آقای خاتمی بر سکولاریسم چیست؟ سکولاریسم دین ستیز است یا وفادار دین (دین دوست)؟
نهاد هر کشوری از جامعه و حاکمیت سیاسی تشکیل میشود.
یک جامعه دینی وجود دارد ولی حاکمیت سیاسی یا مردمسالار است یا نیست و از این دو حال جدا نیست.
مردمسالاری را نیز میتوان به مردمسالاری پارلمانی و پادشاهی و پرزیدیال تقسیم نمود ولی مردمسالاری دینی وجود ندارد زیرا مردمسالاری آنچنان که قید شد وضعیت حاکمیت سیاسی یک جامعه را تعیین میکند.
بعنوان یک فرد مقیم در اروپا میتوانم بجرعت ادعا کنم که مردمسالاری پارلمانی تحت تشکلات حزبی و ائتلافات حزبی میتواند یک الگوی مناسب باشد.
بدیهی است که جامعه ایران دینی است ولی حاکمیت سیاسی ایرای طبق قانون مدون آن مردمسالار نیست و پیرو ولایت مطلقه فقیه است.
سکولاریسم بر این باور است که دين و مذهب در حوزه سياست میبایست حضور فعال غیر اجرایی داشته باشد یا به بیانی دیگر مانند هر شهروند ناظر سیاست باشد زیرا تضمين حقوق شهروندی تنها در صورت بی طرفی و عدم دخالت اجرایی كامل دولت در حوزه اعتقادات دینی و مذهبی ميسر میگردد.
آیا واقعاً شعار جناب آقای مهندس موسوی بر اجرای اسلام ناب محمدی (ص) و دین رحمانی طرز بیان دیگری است برای مردمسالاری دینی؟
جداً آقای مهندس موسوی متمایل به آزمودن مجدد مردم سالاری دینی می باشد حال آنکه آزموده به شکست انجامیده را دوباره آزمودن هم جفاست و هم خطاست.
آیا زمان آن نرسیده که از خود بپرسیم که آیا قانون اساسی ایران اصلاحات را ممکن پذیر میگرداند!
http://www.rahesabz.net/story/17636/
اين يادداشت در تاريخ 27/3/89 در جرس منتشر شده است.لطفا در صورت صلاحديد منتشر کنيد.ممنون
Nokteye besyar mohemmi ast. Pardakhtan be masaele eghtesadi va mobareze alayhe faghr az arkane asliye mobareze baraye edalate echtemaee ast.
Bayad dar in mored bishtar tabadole nazar kard.
Zende bad Jonbeshe Sabz
kheili khob bod