محکوم واقعی کجاست ؟چه کسی به جای او به دار آویحته می شود؟
چکیده :با اینکه حوادث پیش آمده در بازداشتگاه کهریزک در سال گذشته از تلخ ترین حوادثی است که در سالهای اخیر در ایران رخ داده اما دادگاهی که به تازگی برای متهمان آن برگزار و منجر به صدور حکم اعدام برای دو تن از آنان شد. به هیچ وجه نتوانسته افکار عمومی را اقناع کند . مردمی که در یک سال اخیر و حتی در تجمع های اعتراضی شان بارها از مسولان قضایی خواسته بودند آمران اصلی جنایات رخ داده در کهریزک را معرفی کنند .آنها بارها از مسولان پرسیدند چرا تعدادی ازدستگیر شدگان بر اثر شکنجه در این بازداشتگاه کشته شده اند ؟چه کسانی دستور چنین جنایاتی را صادر کرده اند...
کلمه -گروه سیاسی :یک سال از حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم می گذرد. اما هنوز چشم های زیادی به اتفاقات یک سال گذشته دوخته شده است .
ماجرای بازداشتگاه کهریزک یکی از این حوادث است که کمتر کسی می تواند آن را از یاد ببرد . بازداشتگاهی که برخی از متهمان اعتراض های مردمی به نتیجه انتخابات به ویژه در هجدهم تیر ماه پس از دستگیری به آنجا برده شدند. اما پس از چندی خبرهای ناگواری از آن به گوش رسید. خبرهایی چون شکنجه و کشته شدن دستگیر شدگان .
طبق آمارهای رسمی سه جوان به دلیل شکنجه و ضرب و جرح در این بازداشتگاه جان سپردند .حوادثی ناگوار که در نهایت منجر به تعطیلی این بازداشتگاه غیر قانونی شد .
با اینکه حوادث پیش آمده در این بازداشتگاه در سال گذشته از تلخ ترین حوادثی است که در سالهای اخیر در ایران رخ داده اما دادگاهی که به تازگی برای متهمان آن برگزار و منجر به صدور حکم اعدام برای دو تن از آنان شد به هیچ وجه نتوانسته افکار عمومی را اقناع کند . مردمی که در یک سال اخیر و حتی در تجمع های اعتراضی شان بارها از مسولان قضایی خواسته بودند آمران اصلی جنایات رخ داده در کهریزک را معرفی کنند. آنها بارها از مسولان پرسیدند چرا تعدادی ازدستگیر شدگان بر اثر شکنجه در این بازداشتگاه کشته شده اند ؟چه کسانی دستور چنین جنایاتی را صادر کرده اند ؟
موضوع تجاوز و آزارهای جنسی که از سوی برخی چهره های نظام مطرح شده چرا مسکوت گذاشته شده است و چرا پس از گذشت یک سال این دادگاه مهم به صورت غیر علنی و بدون حضور آمران اصلی برگزار می شود ؟
اما پشت درهای بسته این دادگاه به هیچ یک از این سوالها پاسخی داده نشد .شاید همین اما و اگرها بود که واکنش های جهانی را نیزنسبت به برگزاری این دادگاه برانگیخت . عفو بین الملل در بیانیه ای خواستار افشای “کلیه حقایق” پرونده کهریزک شد . سازمان عفو بین الملل همچنین از ایران خواسته است هر چه زودتر “کلیه حقایق” پرونده زندان کهریزک و دو نفری که محکوم به مرگ شده اند را منتشر کند.
در ماجرای کهریزک طبق آمارهای رسمی امیر جوادی فر، محسن روح الامینی و محمد کامرانی کشته شدند . سه جوانی که در جریان تجمع های اعتراضی مردم به نتیجه اتنخابات دستگیر شده بودند. هر چند آمارهای غیر رسمی و مشاهده شاهدان عینی تعداد کشته شدگان را بیش از این تعداد معرفی می کند. آمار رسمی اما کشته شدن این سه جوان را بر اثر ضرب و جرح در این بازداشتگاه تایید می کند .
در پی محاکمه دوازده متهم پرونده کهریزک که چند روز تحت عنوان دادگاه نظامی برگزار شد ، دو تن از متهمان به اتهام ضرب و جرح عمدی منجر به قتل، به “قصاص نفس” محکوم شدند .همچنین ۹ متهم دیگر پرونده هم به اتهامات مختلف به تحمل مجازات هایی چون تحمل حبس، پرداخت دیه و جزای نقدی، انفصال موقت از خدمت و تحمل شلاق محکوم شده اند. دوازده نفری که هویت شان اعلام نشده است .اما گفته می شود از رده ها و قسمت های مختلف نیروی انتظامی و افراد مرتبط بوده اند.
اما در ماجرای کهریزک آمران اصلی در کجا قرار گرفته اند؟ کسانی مانند سعید مرتضوی و احمد رضا رادان که در روزهای پس از انتخابات و تعطیلی کهریزک بارها نام آنها را شنیده ایم . کسانی که غیبت شان در این دادگاه چنان عجیب بوده که موجب اعتراض گروه های مختلف شده است و ذهن خیلی ها را این موضوع پر کرده چه کسانی قرار است به جای آمران اصلی این ماجرا به چوبه دار آویخته شوند؟
این موضوع چنان عجیب بوده که احمد توکلی ، نماینده مجلس نیز در نطق تازه خود در مجلس شورای اسلامی به آن اشاره کرده و می پرسد :« در رسيدگي به جنايت بازداشتگاه كهريزك چرا آمر به انتقال بازداشتشدگان به كهريزك كه سببساز اول بود در ميان متهمان نبود؟ چرا هيچ اسمي از مقام قضايي كه آن جوانان را بهرغم اطلاع و اشرافي كه به وضعيت بازداشتگاه داشت به آنجا گسيل كرد و در گزارش رسمي هيئت بررسيكننده مجلس، مسبب اصلي اعلام شد برده نميشود؟ »
اکنون پس از گذشت نزدیک به یک سال از این ماجرا مروری کامل بر حوادث پیش آمده و چگونگی افشای فجایع این بازداشتگاه مخوف خواهیم داشت .
افشاگران واقعی کهریزک چه کسانی بودند ؟
چه کسانی برای نخستین بار از این بازداشتگاه غیر قانونی سخن راندند و آن را به همه معرفی کردند ؟ به نظر می رسد اولین افرادی که پس از انتخابات از فجایع این بازداشتگاه سخن گفتند همان جوانان گمنامی بودند که در این بازداشتگاه شکنجه و توهین را تجربه کرده بودند و بعد وقتی بیرون آمدند با وجود همه تهدیدها باز هم از آنچه بر آنها گذشته بود سخن گفتند. آنها از بازدشتگاه گفتند وشرایط غیر انسانی اش و از شکنجه و حتی تجاوز جنسی.
آنها تعریف کردندکه بازداشتگاه کهریزک سوله ای است در شهر سنگ از توابع شهرری استان تهران .جایی که فاقد هر گونه امکانات رفاهی ،بهداشتی است. آنها از ضرب و جرح و شکنجه و بد دهنی ماموران گفتند آنها حتی از تجاوز در این زندان سخن راندند . گفتند که آنها را مجبور کردند بر دوش یکدیگر سوار شوند یا صدای حیوانات از خودشان دربیاورند .تا تحقیر شوند . این بازداشت شدگان تعریف می کردند که مقامات رده بالا برای تحقیر آنها از هیچ آزاری فرو گذار نمی کردند . آنها سخنانی بر زبان می راندند و کارهایی می کردند که تصورش برای یک نظام اسلامی دشوار است .
برخی که آن روزها این سخنان را می شنیدند یا می خواندند.نام کهریزک چیزهایی را به یادشان می آورد.یادشان می آمد که قبلا نیز این نام را شنیده اند.
ده سال پیش نیروی انتظامی با هدف پاکسازی منطقه خاک سفید موسوم به “جزیره” در شرق تهران ازاین بازداشتگاه استفاده کرد. اما تا مدتها این مکان بلااستفاده بود.اما بعد از اجرای طرح امنیت اجتماعی که احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی آن را دنبال می کرد. کهریزک به محل بازداشت”اراذل و اوباش” تبدیل شد.
در طرح امنیت اجتماعی که در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد اجرا شد . وقتی سخن از جمع آوری اراذل و اوباش به میان آمد روزنامه های اصلاح طلب که آن زمان هنوز می توانستند سخن بگویند و انتقاد کنند،بارها در گزارش ها و مقاله های شان تاکید کردند کسانی که به عنوان اراذل و اوباش دستگیر می شوند به مکانی غیر قانونی و غیر استاندارد در خارج ازشهر تهران برده می شوند . این مکان همان کهریزک بود . آن موقع مقاله ها و گزارشهایی زیادی منتشر می شد که به مسوولان هشدار می داد نگهداری متهمان حتی با عنوان اراذل و اوباش در چنین مکانی خطرناک است و در آینده حوادث تلخی به بار خواهد آورد .
کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز بارها نسبت به وجود چنین بازداشتگاه مخوفی اشاره کرده و خواهان رسیدگی به جرایمی که در آن رخ می داد شده بود .
روزنامه نگارهای اصلاح طلب در آن زمان از کرامت انسانی و احترام به حقوق همه شهروندان گفتند و به آفتابه دور گردن انداختن کسانی که اراذل و اوباش نامیده می شدند و سوله های کهریزکی اعتراض کردند .اما پاسخ شنیدند که شما از اراذل و اوباش دفاع می کنید ! احمد رضا رادان رییس پلیس وقت این دفاع ها و شرح ماوقع بازداشتگاه کهریزک را در آن زمان “آروغ های روشنفکر ی “توصیف کرد و از وجود کهریزک دفاع کرد. تا آنکه درپنجم مردادماه 88 و پس از کشته شدن چند جوان این بازداشتگاه غیر قانونی به دستور رهبری تعطیل شد. دلیل تعطیلی این بازداشتگاه «نداشتن استانداردهای لازم برای نگهداری زندانیان» اعلام شد .
کروبی و نامه جنجالی به هاشمی رفسنجانی
در روزهای پر تب و تاب پس از انتخابات سال گذشته تنها ماجرای کهریزک نبود که نظر کاندیداهای معترض به نتیجه انتخابات را به خود جلب کرده بود. هر روز اسمی جدید از کسانی که در خیابان های شهر تهران به دلیل شرکت در تجمع های اعتراضی جان باخته بودند نیز منتشر می شد . تعداد بازداشت شدگان نیز هر روز بیشتر از روز قبل می شد . همه اینها منجر به تشکیل” کمیته آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات” شد. کمیته ای که به همت موسوی و کروبی دو کاندیدای معترض به نتیجه انتخابات شکل گرفته بود .هر چند این کمیته هم تنها چند ماه پس از فعالیت جمع آوری و اطلاعات مربوط به آسیب دیدگان نیز توسط نیروهای امنیتی ضبط و اعضای آن نیز دستگیر شدند.
محمد داوری ، علیرضا بهشتی ، مرتضی الویری و محمد رضا مقیسه از جمله کسانی بودند که به دلیل پی گیری وضعیت آسیب دیدگان دستگیر و زندانی شدند .محمد داوری دبیر سایت سحام نیوز از کسانی بود که از بخشی از ماجراهای هولناک این بازداشتگاه پرده برداشت . او تاکنون نیز در زندان اوین به سر می برد و تحت شدیدترین فشارها برای مصاحبه تلویزیونی و اعتراف های غیرواقعی قرار رگفته است.
آن روزها تعدادی از کسانی که در این بازداشتگاه مورد تجاوز و شکنجه قرار گرفته بودند نیز به نمایندگان کاندیداهای معترض و گاهی خود آنها مراجعه می کردند و شرح ماوقع می گفتند . آنها از دردها و رنج هایشان می گفتند و امید داشتند که این گفته ها جان عده دیگری را که هنوز دربند بود ند نجات دهد .ابراهیم مهتری پسر جوانی که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بود به این کمیته مراجعه کرد . او از آزار جنسی زندانیان سخن راند.
مهدی کروبی که این گزارشها را شنیده بود و حتی با برخی از کسانی که خود مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بودند یا شاهد صحنه های هولناکی بودند گفتگو کرده بود ، در آن روزها نامه ای به هاشمی رفسنجانی رییس مجلس خبرگان نوشت . نامه ای جنجالی که بازتابهای جهانی وسیع داشت و واکنش دولتمردان داخلی را نیز برانگیخت تا جایی که نمایندگان مجلس نیز با تشکیل کمیته ای ویژه اعلام کردند که صحت و سقم گفته های کروبی و همچنین شرح دقیق اتفاقاتی را که در کهریزک رخ داده ، بررسی خواهند کرد .
کروبی در بخشهایی از نامه اش به هاشمی رفسنجانی نوشته بود :«موضوعی را شنیدهام که هنوز از آن بر خود میلرزم. در دو روز اخیر که این خبر را شنیدهام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو که خود را برای خواب آماده میکردم. به بسترم رفتم ولی خدا شاهد است که بدون ذرهای مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت ۴ بامداد که مجددا بلند شدم کمی قرآن خواندم، ، حتی نماز صبح را نیز خواندم و تا نزدیکیهای طلوع آفتاب خوابم نبرد.»
او اشاره کرده بود :«عدهای از افراد بازداشتشده در کهریزک مطرح کرده اند که برخی افراد به دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نمودهاند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کردهاند به طوریکه برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی شده و در کنج خانههای خود خزیدهاند.»
او همان موقع تاکید کرده بود :«با توجه به اهمیت مساله انتظار است این اقدام توسط هیاتی بیغرض و شفاف از طرف رئیس مجلس خبرگان رهبری مورد بررسی و پیگیری تا حصول نتیجه قرار گیرد. تا درسی برای آیندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشی از این دست ندهد تا آبروی نظام و امام و جمهوریاسلامی را بر باد دهند و خدمات هزار ساله روحانیت را مخدوش نمایند. »
این نامه توسط هاشمی رفسنجانی برای پی گیری های بیشتر به رییس قوه قضاییه وقت ،شاهرودی ارجاع شد .
مرتضوی مقصر شناخته شد!
با اینکه طبق گزارش کمیته ویژه پی گیری مجلس که در بیستم دی ماه سال گذشته منتشر شد سعید مرتضوی دادستان وقت تهران در حوادث کهریزک مقصر شناخته شد. اما اکنون در دادگاه رسیدگی به متهمان بازداشتگاه کهریزک نامی از او دیده نمی شود .موضوعی که باعث خشم و حیرت عده زیادی شده است و این تصور رابه ذهن آورده که آیا باز به جای مقصران و آمران اصلی افراد دیگرو حتی دست چندم در این ماجرا به پای میز محاکمه کشیده شده اند ؟
تا انجا که پدر امیر جوادی فر یکی از کشته شدگان کهریزک گفته است در دادگاه مأموران نیروی انتظامی از گروهبان تا سرتیپ که هر کدام به نوعی در بازداشتگاه مسئولیت داشته اند و یکی رئیس بازداشتگاه بوده و یکی افسر نگهبان حضورداشتند .
به گفته وی یکی از زندانیان غیر سیاسی کهریزک که به عنوان “اراذل و اوباش” در بازداشت به سر می برده و به عنوان “وکیل بند” انتخاب شده بود هم در میان متهمان حضور داشته است.
در این دادگاه که دادگاهی نظامی بوده هیچ یک از افراد غیر نظامی که از مقصران اصلی این پرونده شناخته شده اند حضور نداشتند و محاکمه نشدند .در این دادگاه همچنین از سعید مرتضوی که حالا رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز است هیچ خبری نبود.
عبدالحسین روح الامینی پدر محسن روح الامینی یکی دیگر از شهدای ماجرای کهریزک هم در یکی از مصاحبه های خود گفته است :« ما امیدواریم با عوامل اصلی و پشت صحنه پرونده برخورد شود و فقط به مجازات این چند نفر عناصر سطح پائین و محلی جنایت بسنده نشود، عدالت واقعی زمانی اجرا می شود که آمران و مجوز دهندگان انجام این جنایت که در پست های بالای کشوری، قضایی و دانشگاهی قرار دارند، مجازات شوند.»
بازداشتگاه فروشندگان کلان مواد مخدر قربانی می گیرد
طبق گزارش کمیتهی ویژهی مجلس مسئولیت انتقال بازداشتشدگان به کهریزک بر عهدهی سعید مرتضوی، دادستان وقت قرار گرفت اما هر گونه آزار جنسی در این گزارش تکذیب شد .
در این گزارش تأکید شده که انتقال بازداشتشدگان ۱۸ تیر به کهریزک به دستور و اصرار دادستان وقت تهران، سعید مرتضوی، انجام گرفته و دستگاه قضایی باید پاسخگوی وقایع به وجود آمده باشد.
مرتضوی همچنین در پاسخ به این کمیته درباره علت کشته شدن محسن روحالامینی، محمد کامرانی و امیر جوادیفر دلیل مرگ را ، مننژیت عنوان کرد . او همچنین گفت که چون بازداشتگاه اوین جا نداشته دستگیر شدگان را به کهریزک انتقال داده است . اما کذب سخنان وی خیلی زود مشخص شد چرا که پس از مدت کوتاهی دلیل مرگ این سه جوان حتی از سوی نهادهای رسمی کشور ضرب و جرح اعلام شد و با تحقیق های صورت گرفته ها اعلام شد که ظرفیت نداشتن زندان اوین نیز در آن روزها دروغ محض بوده است .
کمیتهی پیگیری مجلس در گزارشش اعلام می کند:«کهریزک به منظور نگهداری اراذل و اوباش و فروشندگان کلان مواد مخدر ایجاد شده بود که به مرور زمان سایر زندانیان نیز به آن راه یافتهاند.»
علت مرگ سه جوان بی گناه در کهریزک
طبق گزارش کمیته ویژه مجلس دلیل مرگ امیر جوادیفر، محسن روحالامینی و محمد کامرانی نیز ضرب و شتم، نبود یا نقصان در رسیدگی پزشکی و وضعیت بسیار نامناسب عنوان شده است .دلایلی که سخنان مرتضوی و دیگر کسانی را که مدعی شده بودند زندانیان به دلیل مننژیت فوت شده اند را نقض می کرد .
اما مرگ محسن روح الامینی در میان کشته شدگان ماجرایی دیگر داشت و حتی عده ای مرگ این جوان را دلیلی بر تعطیلی کهریزک عنوان می کنند .
محسن روح الامینی فرزند عبدالحسین روح الامینی، دبیرکل حزب عدالت و توسعه ایران اسلامی و از حامیان محسن رضایی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران بود که در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد نیز پستی را در وزارت بهداشت بر عهده داشت . اظهارات او درباره مرگ پسرش وجود شکنجه در کهریزک را در آن زمان تا حدودی مشخص کرد .
روح الامینی در مسیر انتقال از کهریزک به اوین به دلیل وضعیت وخیمی که داشت کشته شد .همراهان او می گویند در طی مسیر از کهریزک به سوی اوین آنها بارها به مأموران محافظ در این باره تذکر دادند . اما آنها توجهی نکردند . در اوین نیز در ساعت پنج بعد از ظهر به بیمارستان مننتقل شد اما آنقدر این انتقال دیر هنگام بود که موجب شد او برای همیشه این دنیا را ترک کند .
مرگ مشکوک پزشک زندان کهریزک
چند ماه پس از افشای اتفاقات و جنایات رخ داده در بازداشتگاه کهریزک باردیگر در آبان ماه سال گذشته موضوعی دیگر چشم همه را دوباره به سوی این بازداشتگاه و اتفاقاتش جلب کرد .مرگ پزشک این بازداشتگاه رامین پور اندرجانی .
جسد این پزشک که به عنوان سر باز وظیفه طرحش را در این بازداشتگاه می گذراند در آبان ماه در خوابگاه محل خدمتش پیدا شد. مرگ مشکوک این پزشک 26 ساله حرف و حدیثهای زیادی را به دنبال داشت .
او که از اردیبهشت سال ۱۳۸۸ ماموریت یافته بود تا به طور هفتگی به بازداشتگاه کهریزک اعزام شود و زندانیان بیمار را معاینه و معالجه کند در جریان حوادث پس از انتخابات نیز چهار بار به سوله کهریزک اعزام شده بود .
گفته می شود او در آن زمان روح الامینی را هم ویزیت کرده و از خیلی از اتفاقاتی که در کهریزک رخ داده با اطلاع بوده است . او همچنین بارها تلاش کرده تا نمایندگان مجلس را ملاقات کند و پازلی دیگر از قطعات گمشده این فجایع را بازگو کند.
وی در یکی از این دیدارها به نمایندگان مجلس گفته بود : «محسن را با وضعيت اسفباری بعد از شکنجههای جسمی شديد دو روز قبل از مرگش نزد من آورده بودند. حال جسمی او بسيار وخيم بود و امکانات پزشکی من هم بسيار محدود، ولی آنچه توانستم برای نجات وی کردم. در همان زمان بود که از سوی مسوولان کهريزک تهديد شدم که در صورت توضيح علت جراحتهای وارده بر مجروحان کهريزک از ادامه زندگی باز خواهم ماند.”
فرمانده کل نیروی انتظامی بعد از مرگ مشکوک او در مصاحبه با رسانه ها می گوید : «پوراندرجانی احتمالا خودکشی کرده است، چرا که برای ارائه توضیحات در مورد وقایع کهریزک به دادسرای نظامی احضار شده بود .»
هر چند خانواده این پزشک هرگز خودکشی فرزندشان را که از نخبگان کشور محسوب می شود نپذیرفتند و حرفهای فرمانده نیروی انتظامی را تکذیب کردند
چه کسی به عنوان محکوم اصلی به چوبه دار سپرده خواهد شد ؟
برخی سایتهای اصولگرا این روزها با برگزاری دادگاه متهمان بازداشتگاه کهریزک این موضوع را تمام شده قلمداد می کنند حتی سایت روزنامه ایران در گزارشی کوتاه نوشته است :« قضیه کهریزک که فرعی بود تمام شد،بروید سراغ محاکمه سران فتنه.”
اما نگاهی کوتاه به رسانه های مستقل یا علاقه مند به جنبش سبز و بررسی نظرات کاربران اینترنتی نگاهی کاملا متفاوت را نشان می دهد . طرفداران جنبش سبز و بسیاری از مردم از برگزاری این دادگاه نظامی بدون اینکه حتی اسم متهمان آن مشخص شده یا آمران اصلی مجازات شوند ناخرسندند .آنها از مسولان کشور می پرسند چطور دادگاه کسانی را که با تایید خودتان در بازداشتگاه ها زندانیان را شکنجه و مورد ضرب و شتم قرار داده و حتی کشته اند یک سال بعد از این فجایع برگزار می کنید اما صدها روزنامه نگار و فعال سیاسی و اجتماعی بی گناه را در همان روزهای نخست پس از انتخابات با اتهامات واهی دستگیر و به زندان های طولانی مدت محکوم می کنید . آنها اکنون در زندان اند و جنایتکاران کهریزک آزاد در پستهای مختلف کشور روزگار می گذرانند ؟
چرا این دادگاه مهم را که برای بسیاری مهم است به صوت غیر علنی برگزار می کنید .چرا نام محکومان را اعلام نمی کنید؟ از کجا معلوم که فردا چه کسی به عنوان محکوم اصلی به چوبه دار سپرده خواهد شد ؟
منتقدان در سایتهایی که این روزها تنها جایی است که می توانند در آن نظرات شان را بازگو کنند تاکید می کنند آمران اصلی ماجرای کهریزک را معرفی کنید .














با سلام
من خودم را سبز نمیدانم.
تا آنجا که توان و حوصله داشته ام از شما و آراءتان خوانده ام.
گمانم این است که پیش از هر مجادله ای با شما باید به شما گوش داد و سعی کرد رای شما برای ذهن روشن شود.
گمانم این است که سخنانتان ارزش مطالعه و اندیشه را دارد.
من با مرور روزانه ای که در تارنماهای معتقد به جنبش انتقادی شما دارم معمولا سئوالات گوناگونی برایم پیش می آید.
نمیدانم چاره این سئوالات دقیقا چیست اما میدانم وجودشان برکت است و عقلای شما از آنها استقبال میکنند.
نمیخواهم یک مجموعه سئوال طرح کنم چون به واقع سئوالاتم را بصورت منظم و مجموعه ای ندارم.
اما یک سئوال هست که بعضا مثل زیرنویس از برابر مانیتور اندیشه ام عبور میکند!
بی شوخی و مزاح قصد دارم آنها را با شما مطرح کنم.
میدانم که نفس این پرسیدن برایم و برایتان واجد خیر خواهد بود.
دوستداران جنبش سبز!
«چرا تارنمای کلمه و تارنماهای سبز دیگر کمتر به پیشرفت های کشور اشاره میکنند؟»
یک پاسخ این است که چندان پیشرفتی در کار نیست، پس چندان اشاره ای هم لازم نیست.
اگر پاسخ این است من سئوالی ندارم و پاسخ با فرض صحت مدعای درون آن کامل است.
یک پاسخ این است که رویکرد این تارنما طرح نقدهاست.
اگر پاسخ این است من سئوالی ندارم و با فرض پذیرش تارنمایی با تک رویکرد (تحسینی یا انتقادی) پاسخ کامل است.
یک پاسخ این است که پیشرفت ها به قدر کافی در رسانه ملی بازتاب داده میشوند و ضرورتی ندارد همه آنها را ذکر کنند.
اگر پاسخ این است من سئوالی ندارم و با فرض مکفی دانستن میزان طرح پیشرفت ها و لازم ندانستن انعکاس پیشرفت ها بعنوان بخشی از واقعیت پاسخ کامل است.
یک پاسخ را هم پیش از انتخابات به دقت از مهندس موسوی شنیده ام: چون تعریف کردن ما از دولت در مواردی به سوء استفاده آنها انجامیده است ما حتی اگر نقطه مثبتی هم ببینیم طرح نخواهیم کرد تا اسباب توجیه توجیه کنندگان را فراهم نکرده باشیم.
اگر پاسخ این است من وجدانا این را نمیپذیرم. خوبی را باید ذکر کرد ولو در دشمن باشد. و این که دشمن ممکن است سوء استفاده کند امکانی است که همیشه وجود دارد و نباید بتواند ما را از انصاف دادن محروم کند.
از همراهی چند دقیقه ای تان ممنونم.
من بیشتر برایم جالب و حائز اهمیت است که از شما و در شما انصاف ببینم. انصاف اکسیر نفوذ است. میدانم که شما این را خوب میدانید. شاید هم عمل میکنید و من کم اطلاعم….. به هرحال امیدوارم در این چند خط نوشته من بی انصافی نبوده باشد.
ممنونم از توجه شما.
وای برما، این اولین باری نبودیم که از این مسائل مردم ما رنج می بردن .سال 82 در دادگاه ارشاد در خیابان بخارست شاهد همچین تجاوزهایی بودم. و امثال آن مثل وزرا معروف به لانه زنبور
مجرم اصلی استاد دانشگاه میشود.مجرم اصلی معاون وزیر میشود .نه خود وزیر میشود .مجرم اصلی رئیس جمهور میشود.ووووو
هر بارحتی با بازخوانی این جنایات نیز متأثر میشویم (و وای به حال خانواده این شهدا که با این خاطرات هر روز زندگی میکنند.)ولی مطمئن باشید که برای جلوگیری دوباره این ماجرا ها احتیاج به اعدام یا حبس چند مسول دست دو نیست بلکه کافی بود متهمین اصلی که همه میدانند کیستند در منظر عموم از خانواده این شهدا و مردم رنج دیده عذر خواهی میکردند و از کار خود کاملا کناره میگرفتند ،شاید این مرهم زخم بهتری بود .والی حال نه تنها اینچنین نشد بلکه درست مثل جریان خس و خاشاک بر عکس عمل شد تا نمک بیشتری بر زخم این ملت پاشیده شود و آمرین و عاملین اصلی به مقام های جدید رسیدند تا مردم مطمئن شوند این آقایان درست شدنی نیستند..تا کی به دشمنی و دهن کجی با ملت خود ادامه خواهند داد خدا داند و آیا موفق بوده اند ؟با این کارها که ما را مصمم تر کرده اند تا ببینیم دیگران را چه ؟
یا حسین -میر حسین
مسببسن اصلس اسن پرونده مانند فبل یا بورسیه دکترا گرفتند یا تشویق و یا مدال ضارب اقای حجاریان چه شد؟ با اینکه رسما اعتراف به قتل چند نفر در گذشته کرده بود و نیز طبق نص صریح قانون اقدام به ترور و حمله ی مسلحانه محاربه شناخته شده و مجازات ان اعدام میباشد تنها به یک دوره کوتاه زندان بسنده شد که ان هم بعد از یک سال ازاد شد و در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل! در صورتی که افرادی با سوء پیشینه ی ضرب و جرح از تحصیل در دانشگاه منع شده اند
جالب انکه روزگاری افرادی با حالت تمسخر رژیم شاهنشاهی را به پرورش ارازل برای مقابله با مردم متهم میکردند اکنون خود پیشگام این روش هستند در روز روشن دروغ میگویند بوده را نبوده می انگارند و شده را نشده کرده را نکرده حرف از عدالت میزنند و در عمل ظلم حرف از برابری میزنند و در عمل تنها خود را برتر میدانند حرف از مشورت با اهل فن را میززند و در عمل دیکتاتوری میکنند اهل فن را به دلیل همراه نبودن با افکارخود در هر سمتی حتی رفتگر ساده هم که باشد اخراج میکنند و کوته فکرانی را که تنها برای منافع شخصی خود حتی به مدت کوتاه بر سر مقام میگذارند همه را گفتم چون بخشی از درد و دل خود نیز در ان بوددردی که به خاطرش از وطن عزیزم جدا شدم وطنی را که روزی به همراه هزاران هزار عاشقش در کنار پدر و برادرم در دفاع از ان عاشقانه جنگیدم با وجود سن کم اما با افتخار و با عشق پدرم و برادرم هر دو از جانبازان هستند ام تا الان حتی یک ریال بابت درمان نیز از دولت درخواستی نکردند وقتی از پدرم میپرسم که اگر برکمیگشتی به گذشته باز هم به جبهه میرفتی با اشک میگوید حتی یک لحظه هم شک نمیکردم و باز هم میرفتم و الان هم اگر کسی بخواهد به کشورم تعرض کند با همین حال هم عاشقانه برای وطنم جان میدهم من به دانشگاه رفتم اما ولله نه با سهمیه رزمندگان و یا ایثارگران چون اعتقادم این بود که وظیفه ام دفاع از وطنم بوده و هست اما روزی که در کسوت یک معلم دانشگاه با کسی که ادعای مشورت میکرد و حرف از عدالت درد دلی ساده کردم در جواب گفت همینه که هست اگر دوست نداری گورت را گم کن به هر کجا که میخواهی برو وقتی به وزیر علوم وقت جناب زاهدی گفتم که رئیس جمهور به من این را گفت ا هم فلان پسرش را حواله من و خاندانم کرد و اینگونه من از خاکم که همه چیزم بود جدا شدم و در غربت به امید ان روز نشسته ام که خورشید تابان از پس ابرهای تیره براید و رو سیاه سوند این سیه کاران
به امید سربلندی کشورم ایران و مردم همیشه عاشقش که در این دنیا جز خدای یکتا یاوری ندارند
محکوم اصلی کهریزک میرحسین موسوی است و ایشان باید محاکمه و در ملاء عام اعدام شوند.
مسائل قضا به شما ارتباطی نداره وظیفه شما سرکوب فتنه( مردم) بود که الحق به محکم ترین شیوه انجام شد.
آقای ناشناس. اعدام یا قصاص نفس مال کسی هست که دستور یا اجرای کشتن کس دیگه ای رو انجام داده باشه. آقای موسوی کجا اینکار رو کردن؟ در ضمن اگه تو ممالک دارای دموکراسی واقعی اگه کسی نسبت به یه مساله ملی شک داشته باشه و بخواد که اون روشن بشه باید کشتش. خواهش میکنم مثل کیهان حرف نزنید. منطق داشته باشید لطفا.
به این میگن واقع بینی !! معلومه که باید اعدام بشه !!!
چون اقای موسوی دستور شکنجه رو صادر کردن ! ایشون جوونا رو تا حد مرگ شکنجه دادن ! ایشون دستور انتقال بازداشت شدگان به کهریزک رو صادر کردن ! و هیچ انتقادی هم نسبت به کهریزک نکردن !!!
کاملا مشخص هست که اقای موسوی مقصر اصلی هستند . البته شاید سربازای امریکا و اسراییل هم توی کهریزک بهشون کمک میکردن .
خوب بید ؟
حالا اقای شریعتمداری اگه میخوای منو هم استخدام کنی بیام اینجا نظر بدم ایمیلم رو برات بزارم واسه تماس ؟!
ان شاءالله با مرادت محشور شوي
چرا اسمتو گذاشتی ناشناس ؟ با این استدلالت بگو از طرف: حسین شریعتمداری
کی می خواستید اعدام بشه؟یک بدبخت بی چاره احتمالا هی چکاره
اقایان رادان و مرتضوی به خاطر خدمات بی شائبه شان ترفیع گرفتند؟!
حکومت نیازمند افرادی از قماش متهمان کهریزک است. در واقع حکومت شیوه دیگری برای روبرو شدن با معترضان نمی داند. در صورتی که این متهمان به دست عدالت سپرده شوند چاقوی حکومت در مقابله با معترضین کند خواهد شد و دیگر امثال متهمان کهریزک حاضر به همراهی با حکومت و مقابله با مردم نخواهند بود . در بسیاری از قتلهای بعد از انتخابات از جمله قتل خواهرزاده مهندس موسوی که با حضور شاهدان زیادی به وقوع پیوست نام و نشان قاتلین کاملا روشن است اما در صورت دستگیری این افراد حاکمیت احساس تنهایی می کند و در خوشبینانه ترین حالت حکومت محاکمه این افراد را مشروط به سکوت معترضین در مقابل عدم مشروعیت انتخابات می داند.
bebeinid bezarid baraye shoma akhare in parvande ro tarsim konam
hameye ahkame edam naghz mishe va tabdil be habse chand sale ke pas az nimi z an bakhshide mishavand va be aghoshe khanevadeshan bar migardand!asamy va semathayee ke dar an zaman dar ekhtyar dashtand be hich vajh elam nemishavad
va aghaye mortazavi motahame shomare yek ham dar baykote khabary mizarand ta abha az asyab byoftad
na kasi edam mishavad va na asamy elam mishvad
inha hame bazi ast
ای آقا … این که سوال نداره . معلومه دیگه هم سلولی های آقایان متوفی .
تو رو خدا نگید که انتظار محاکمه مرتضوی و رادان و … رو دارید . نظام تحت حاکمیت دکتر و قرتی بازی دموکراسی ؟!
دقیقا همینطوره. واگذارش کردیم به امام زمان. به نظر من گردن همچین افرادی شمشیر امام زمان رو لازم داره.
اگر این اتفاقات در یکی از کشور های به اصطلاح آقایان کم اطلاع بلاد کفر افتاده بود اول مقامات رسمی رده بالا رسما استعفا میدادند .شرم بر این حکومت .ننگ بر این حکومت به امیدی آزادی