بخش دوم؛ آب را گل نکنیم
چکیده :این مقاله، مندرجات بیانیه ی شماره ۱۸ ، را به سه بخش ( ریشه در آب ، آب را گل نکنیم ، بي سرو پا همچو آب ) تقسیم می کند . در ابتدای هر بخش ، خلاصه ای از محتویات بیانیه را در ساختاری قابل ارجاع می آورد و میزان وفاداری به متن و نگرش نگارنده را نیز نمایان می سازد .در گام دیگر ، مهمات ِ بیانیه ، را تحلیل می کند و نکات مبهم و یا متناقض آن را برجسته می سازد . گام سوم ، با رویکردی تحلیلی – انتقادی و البته بنیادی تر ، به مندرجات قبلی می پردازد . در پایان هر بخش ملاحظات و پیشنهادات صاحب مقاله می آیند...
کلمه: داریوش محمدی در بخش اول باز خوانی انتقادی و تحلیلی منشور سبز به تشریح و توضیح ماهیت، اهداف و راهکارهای پیشنهادی جنبش پرداخت . قسمت دوم تحلیل چنانکه وعده داده شده بود پیش روی شماست. کلمه از ادامه گفت و گو و تحلیل متن جنبش از سوی صاحبنظران استقبال می کند.
بخش دوم : آب را گل نكنيم
جدول شماره ( 5 ) : مولفه هاي اصليِ «هويت سبز »
| رديف | عنوان مولفه | رويكرد نظري جنبش سبز | رويكرد عملي جنبش سبز |
| 1 | استمرار حضور دین رحمانی با پذیرش تکثر درون جنبش | تحکیم وجه اخلاقی و رحمانی دین مبین اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران | ایجاد پیوند میان میراث ایرانی- اسلامی و شوق به توسعه و پیشرفت در جامعه |
| پرهیز از اکراه مردم به تقید به مرام، مسلک و رویه خاص | |||
| مبارزه با استفاده ابزاری از دین | |||
| حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت | |||
| 2 | همزیستی و همگرایی ارزش های دینی و ملی براي بقای تمدن ایرانی- اسلامی | حفظ و تقویت ارزش های والای فرهنگ ایرانی و سرمایه های غنی انباشته شده در رسوم و مناسبتهای ملی | تقدسزدایی از تعصبات نابجا |
| آگاهیبخشی درباره ویژگی های هویت آفرین آیین های ملی و مذهبی | |||
| 3 | خودباوری و اتحاد بر سر اصولبراي كسب آزادي و استقلال | تکیه بر خرد جمعی و نفی هرگونه خودمداری و خودخواهی | اتکا به عقلانیتی که حاصل جمعخردهای مختلف ومبتنی بر نظام عقلانیت توحیدی است . |
| دستیابی به اجماع آگاهانه بر خصیصه های هویت آفرین و کنار گذاشتن عناصر تشتت زا | |||
| 4 | حق حاکمیت مردم | برگزاري انتخابات آزاد و رقابتي | تلاش براي صيانت از راي مردم |
| اعمال هر گونه صلاحیت خودسرانه و گزینشی مغایر با قانون اساسی، حق تعیین سرنوشت وحقوق بنیادین مردم است | مبارزه تا حذف نظارت استصوابي | ||
| توجه به منافع ملی و حفظ استقلال | مبارزه با هرگونه اقدام عليه منافع ملي و نقض استقلال ايران |
تحليل سطح 1 :
1. ستون اول در جدول شماره (5) نشان مي دهد : هرفردي كه به ميراث ايراني – ديني ايران وفادار نباشد ، به بقاي تمدن ايراني – اسلامي نيانديشد ، به مرز خود باوري و اتحاد بر سر اصول نرسيده باشد و حق حاكميت مردم را به رسميت نشناسد ، از هويتِ سبز برخوردار نيست .
2. ستون دوم در جدول شماره (5) بيان گر آن است : هر رويكردي كه به وجه اخلاقي و رحماني دين نظر نداشته باشد و با اتكا بر اين وجه ، به رابطه ي ميان دين و نظام نيانديشد و در حفظ و تقويت مناسبت هاي ملي نكوشد و به جاي اتكا به خرد جمعي ، بر خود مداري و خودخواهي اصرار بورزد و تسليم ِ برگزاري انتخابات آزاد و رقابتي نگردد و به مغايرت قانون اساسي يا صلاحيت خودسرانه و گزينشي اعتقاد نداشته باشد و به منافع ملي و حفظ استقلال ايران بي توجه باشد ، رويكردي است كه فاقد جايگاه در جنبش سبز است .
3. ستون سوم در جدول شماره (5) ، رويكرد هاي عملي براي بروز هويت سبز را نشان مي دهد . بر اين اساس : هر رفتار فردي ، سياست سازماني و يا رويكردي كه به جاي توسعه به بنيادگرايي منجر شود يا مردم را به آئين و مرامي خاص مقيد سازد يا درصدد استفاده ي ابزاري از دين باشد و يا به وابستگي نهادهاي ديني و روحاني به حكومت بيانجامد ، فاقد هويت سبز است . هم چنين ، هر كس كه براي صيانت از آراء مردم تلاش نورزد ، با نظارت استصوابي مبارزه نكند و يا اقدامي در خلاف منافع ملي و حفظ استلال كشور انجام دهد ، سبزنخواهد بود . ستون سوم تاكيد دارد كه براي تامين و تثبيت هويت سبز ، بايد بر گونه اي از عقلانيت تكيه كرد ، كه حاصل جمع خردهاي مختلف است و مبتني بر « نظام عقلانيت توحيدي است » ، لذا اصرار بر خرد فردي و عقلانيتِ غير ، نمي تواند در چارچوب هويت سبز قرار گيرد .
4. تعبير « نظام عقلانيت توحيدي » در ستون و رديف سوم جدول شماره (5) ، اگر چه در ابتدا مبهم مي نمايد ، اما به ياري واژگان همان بند مي تواند تا حدي وضوح يابد . به اين ترتيب كه : نفي خود مداري و خود خواهي به خود باوري مي انجامد و تنها با كنار گذاشتن عناصر تشتت زا و اجماع آگاهانه بر عناصر هويت ساز ، مي توان به اتحاد بر سر اصول رسيد و البته «اين دو »، با تكيه بر خرد جمعي حاصل مي شوند . با اين وصف ، نظام عقلانيت توحيدي نظامي است عقلاني ، كه فاقد عناصر خود مدار و خودخواه و تشت زاست .
5. رديف 2 در جدول شماره (5) ، حامل دغدغه هاي ملي و ارزش هاي سنتي و مذهبي است و البته رويكرد نظري و عملي جنبش با تقدس زدايي و آگاهي بخشي ، درصدد است تا اين عناصر را از جايگاه خرافه پرور و هويت ستيزِ پايين كشد و به جايگاهي فرهنگي و هويت ساز ارتقا دهد .
6. در يك بندِ كامل از بيانيه ، ذيل هويت سبز ، آمده است :
- جنبش سبز جنبشی ایرانی- اسلامی است که در جستجوی دستیابی به ایرانی آباد، آزاد و پیشرفته است. بر این اساس، هر فرد ایرانی که توسل به خرد جمعی توحیدی را به عنوان مبنای تلاش برای ایجاد فردای بهتر برای میهن خویش بپذیرد در زمره فعالان جنبش سبز به شمار می آید. جنبش “ایران را متعلق به همه ایرانیان می داند”.
در اين بند ، تعبير « ايراني آباد و آزاد و پيشرفته » اگر چه مي تواند مولفه اي قلمداد شود كه جنبش سبز به آن پاي بند است ، اما از جملات و عبارات بعدي آن رويكردي نظري و عملي استخراج نمي شود و يا نگارنده در تشخيص آن ناتوان مانده و نتوانست آن را بر سياق جدول شماره ( 5 ) درج كند .
تحليل سطح دو :
1. از لحاظ نظري ، دين اخلاقي در مقابل دين فقهي قرار مي گيرد . به اين اعتبار كه دين فقهي منبعي براي وضع رفتار فرد و تنظيم روابط در جامعه است ، اما دين اخلاقي به فرد و حالات روحي و اعتقادات شخصي او بر مي گردد . در اين حال ، تنافر و تناقضي كه ممكن است ميان نهادهاي دموكراتيك با نهاد دين اتفاق بيافتد ، اگر به پيوند نيانجامد ، به ستيز منجر نمي شود . رديف 1 در جدول شماره (5) ، بيانگر آن است كه جنبش سبز به لحاظ نظري ، با تاكيد بر وجه اخلاقي دين ، امكان برقراري دموكراسي را در نظام جمهوري اسلامي ممكن مي داند ، اما راهكار اصلي و عملي جنبش براي « حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت » اگر چه بسيار روشن است ، اما سازو كار آن مشخص نيست . رجوع به قانون اساسي و حدود اختيارا ت فقها در نظام جمهوري اسلامي ، نشان مي دهد كه استقلال نهادهاي ديني و روحاني از حكومت ، اگرچه مطلوب است ، اما عملاً ممكن نيست .
2. « نظام عقلانيت توحيدي » لازم است نسبت خود را با گونه هاي ديگر عقلانيت مشخص كند و هم چنين لازم است « سازو كار » تاسيس و تشخيص اين نظام تشريح شود . « توحيدي» بودن يك نظام اگر در مقابل «شرك آلود » بودن آن قرار گيرد ، در زبان ديني ، تعبيري تاويل بردار و تفسير طلب محسوب مي شود . البته ممكن است در اين تركيب تنها از پشتوانه ي فرهنگي و تعابير ديني براي تاكيد بر ساختار و يا گونه اي خالص ! از عقلانيت استفاده شده باشد كه در اين صورت بيشتر مشكل آفرين خواهد بود .به عبارتي ديگر : حتي اگر تاسيس چنين نظامي ممكن باشد و يا شكل گيري آن در يك جامعه ي ديني با زيست مسلماني ، « طبيعي » باشد ، تشخيص ِتوحيدي بودن يك ساختار ، البته خود محتاج عقلانيت است و معركه ي آرا . در حقيقت اين دور ، هيچگاه به پايان نخواهد رسيد و چه بسا مشكلات و معايبِ آن بر مزايا و نعماتش غلبه كنند .
3. تعبيرِ « خرد جمعي توحيدي » ، اگر چه ممكن است بياني ديگر از « نظام عقلانيت توحيدي » باشد اما ظاهراً از ابهام و غربت بيشتري برخوردار است و براي آن كه از اين ابهام خارج شود لازم است به سوالاتي از اين دست پاسخ دهد : آيا اين « خرد » ، نوعي از «خرد جمعي» است يا نوعي از « خرد توحيدي » ؟ اگر نوعي از خرد توحيدي است ، آن گاه خرد توحيدي به چه معناست و اگر نوعي از خرد جمعي است ، معيار تشخيص آن چيست ؟ چه نوعي از خردِ جمعي ، توحيدي نيست ؟ مرجع تشخيص اين گونه خرد جمعي ، چه فرد يا نهادي است ؟ آين عبارت چه نسبتي با « خرد جمعي غير توحيدي » يا « خرد فردي توحيدي » و يا « بي خردي جمعي توحيدي ! » دارد ؟
4. جمله ي « هر فرد ایرانی که توسل به خرد جمعی توحیدی را به عنوان مبنای تلاش برای ایجاد فردای بهتر برای میهن خویش بپذیرد در زمره فعالان جنبش سبز به شمار می آید » . ابتدا بايد نسبت و جايگاه خود را با ساير مولفه هاي هويت سبز مشخص كند ! و توضيح دهد كه چرا يك فرد غير ايراني نمي تواند در زمره فعالان جنبش سبز باشد ؟ هم چنين بايد پاسخ دهد كه چه كسي را مي توان يافت كه ادعاي تلاش براي فرداي بهتر ميهن را نداشته باشد ؟ و مهم تر از همه بايد پاسخ دهد كه چه «مولفه ي جديدي » را به هويت سبز افزوده است ؟ قرارگرفتن عبارت « جنبش ايران را متعلق به همه ي ايرانيان مي داند » در پايان اين بند ، اندكي عجيب مي نمايد و در مجموع به نظر مي رسد اين بند از انسجام موجود در ساير بندهاي بيانيه برخوردار نيست .
5. تعابير آشناي « ايران براي همه ي ايرانيان » ، « ايراني آباد و آزاد و پيشرفته » و « فرداي بهتر » اگرچه تعابير كلي و رسا به نظر مي رسند و مي توانند همبستگي و مشاركت و مجاهدت عامه را تقويت كند ، اما هيچ مولفه ي جديدي را به هويت سبز اضافه نمي كند و چه بسا اين تعابير ، گمان حضور خواسته ها و شعاير نهادي و حزبي را در منشور دامن زند ، بخصوص كه مصاديق احتمالي آنها در قالب ساير مولفه ها قابل كشف است .
پيشنهادات و ملاحظات
1. لازم است در منشور سبز ، نسبت دينِ اخلاقي با اخلاق ديني مشخص شود . ( آيا اخلاق ديني همان دين فقهي است يا غير از آن است ؟ )
2. اگر نارضايتي هاي اقتصادي و امنيتي را در ظهور و بروز جنبش سبز موثر بدانيم ، جايگاه هنجارهاي اقتصادي و امنيتي ، در ميان هنجارهاي مورد نظر جنبش سبز خالي است . ( مثلا : جنبش سبز تا تامين حريم خصوصي و يا استقلال ِقوه ي قضاييه ، از آزادي هاي فردي و حقوق فردي دفاع مي كند و يا تا ملي شدن بهره برداري از منابع گازي و نفتي ! در خصوص نحوه ي بهره برداري و مصرف در آمدهاي ناشي از آن ، روشنگري مي كند )
3. هويت سبز ، براي آن كه موثر واقع شود و شفاف تر باشد ، نه تنها بايد سبز ها را مشخص كند ، بلكه بايد آنها را به « اقرار » وادارد . تعلق به هويت سبز ، لازم است به عنوان يك سند افتخارِ كنشگران و فعالان آن محسوب شود نه يك ژست و يا فرصت براي بهره برداري سياسي و يا جلب افكار عمومي . هر چه اين هويت آشكار تر باشد ، امكان بسيج منابع را بيشتر و تشتت آراءو اختلاف ميان سبزها را كمتر مي كند . هم چنين زمينه را براي سوء استفاده ي هويت هاي ِمخالف ، از بين مي برد . ( نمونه هايي از رفتارهاي اپوزيسيون تند رو ، اصلاح طلبان و اقتدارگريان بر اين مهم گواه اند)
4. پيشنهاد مي شود بندي كه حاوي تعبير « خرد جمعي توحيدي » است ، شفاف ، اصلاح و يا حذف! شود .
5. از آنجا كه جنبش سبز يك جنبش فراگير است و با همراهي و همدلي و كنشگري عدالت طلبان و آزادي خواهانِ جهان مواجهه شده است ، بهتر است به ارزش هاي جهاني ، بخصوص ارزش هاي نوين جهاني در هويت خويش تاكيد ورزد . اين ارزش ها مي تواند مولفه اي عام تر و جهاني براي « تشخيص سبز ها» فراهم سازد و آنها را از هويت هاي ناسازگار و دشمن ساز ،در عرصه ي بين المللي جدا كند و جايگاه آنان را نيز تقويت كند . ( يك سبز در عرصه ي جهاني ، چگونه شناخته مي شود ؟ آيا جنبش سبز به تعاملات بين المللي نظر ندارد ؟ )
6. گمان مي كنم ، نگرش سياسي در هويت سبز ، بر نگرش اجتماعي و فرهنگي آن بيش از حد ، غلبه كرده است . اين نگرش مي تواند جنبش اجتماعي سبز را به جنبش نخبگان سبز و يا جنبشِ سياسي اصلاحات ، تقليل دهد ( آنچه كه اندكي ملموس است ) و به تبع دامنه ي فعاليت و كنشگري در جنبش را به فعاليت هاي سياسي و ژست هاي روشنفكري تقليل دهد .
پايان بخش دوم














تحلیلتان بسیار جامع و راهگشا و وحدت آفرین است ،یادم می آید در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی ایران ،هیاتی از کشور کمونیستی کوبا برای تبریک گویی به تهران آمده بودند و با مرحوم ایت ا.. طالقانی دیدار کرده بودند ،مرحوم طالقانی جمله ای با این مضمون “هر کجا انقلابی بر ضد استبداد و استثمار و استعمار صورت پذیرد ،ما آن را انقلابی اسلامی میدانیم “به ان هیات گفته بودند .نمی توان جنبشی را که بر پایه های انسان محوری استوار گشته و محکم گردیده به هرم خرد جمعی مسلکی و مذهبی مزین شود به ویژه پس از تجارب ناموفق و از طرفی دگر رشد وصف ناپذیر دانش و آگاهی روز افزون بخش بزرگی از ملت ایران که نمونه های ان را چه در مرحله انتخابات و به ویژه در اعتراضات ممتد ان دیدیم و می بینیم .اگر دایره جمع محدود به معتقدان به خرد جمعی “توحیدی “باشد و از ورود سایر “سبز اندیشان “جلوگیری شود ،بیشترین ظلم به همان “توحید “می شود کافی است به آمار های منتشر شده نگاه کنیم ،خوشبختانه در طی یکسال گذشته بخش بزرگی از ملت ایران با احترام به افکار و سلایق یکدیگر حول محور کرامت انسانی متحد شدند و این خرد جمعی را به نمایش گذاشتند که هر بیننده موحد را به وجد آورد و اشک شوق از چشم ها سرازیر شد ،از تجارب سایر ملل باید استفاده کرد ،به عنوان مثال کشور ترکیه طبق آمار معتبر بین المللی امروزه در امر رعایت حقوق بشر و تولید علم سرامد تمامی کشور های اسلامی است و این پیشرفت خیره کننده مرهون ان است که رهبران ترکیه به ویژه حزب حاکم ان که حزبی است مذهبی ،خرد جمعی جامعه مداری و انسان محوری را بر خرد جمعی حزبی و مذهبی ترجیح دادند و شگفتا آنکه طبق آمار منتشره باور های مذهبی و احترام به شعونات ان همواره در حال رشد است …
دوستان كلمه، من قسمت اول را داخل سايت شما پيدا نكردم. اگر امكانش هست لينك قسمت اول را هم بگذاريد در انتهاي همين خبر
بسیار نقد خوبی بود به خصوص بند 4 ازبخش پیشنهادات و ملاحظات این نقده و تحلیل ها باعث پویایی جنبش ورهبران ان است برای فردایی بهتر.ر یاحسین میرحسین
٫ گمان می کنم ، نگرش سیاسی در هویت سبز ، بر نگرش اجتماعی و فرهنگی آن بیش از حد ، غلبه کرده است .
… , و همینطور برای نگرش اقتصادی (یعنی تلاش برای ایجاد یک اقتصاد آزاد و مردمی که همه منابع و ثروت در دست دولت نباشد ) هم جا برای بیشتر پرداختن داشته باشد
———————-
در کل منشور سبز ، بسیار عالی است
—————————
دوستان کلمه لینک بیانیه 18 کار نمیکنه ! درستش کنید لطفا
بله کار نمی کند .لطفا درستش کنید.بخش اولان هم هنوز در کنا رش نیست.
به امید یه روزی که این رویا ها تحقق پیدا کنه
پرسيديد چرا يك غير ايراني نمي تواند در زمره ي فعالا ن جنبش سبز باشد؟ به نظر من چون يك غيرايراني خط قرمزهاي اخلاقي و فرهنگي مردم ايران را درك نمي كند و در نتيجه كاري مي كند كه بجاي كمك به اين جنبش تيشه به ريشه ي آن مي زند.
جنبش سبز بايد به دست كساني رهبري شود كه ضمن اعتقاد به تكثر عقايد، به هنجار ها و اصول اخلاقي همه ي مردم ايران احترام مي گذارند.
باور كنيد كه اكثريت مردم حتي مخالف ترين آنها، دوست ندارند به دوران محمدرضاشاه پهلوي برگرديم.
جدول بسيار گوياست . بخصوص كه از عين عبارات بيانيه شماره 18 استفاده كرده .
جديدا يك دعوايي در خصوص نقش اصلاح طلبان و ساير سبزها با نوشته ي ابطحي و سو استفاده ي مخالفان سبز ها شروع شده به نظرم با استفاده از اين جدول و با اتكا به منشور به راحتي مي توان اين دعواها را حل كرد .
به اين پيشنهاد دقت كنيد :
3 . هویت سبز ، برای آن که موثر واقع شود و شفاف تر باشد ، نه تنها باید سبز ها را مشخص کند ، بلکه باید آنها را به « اقرار » وادارد . تعلق به هویت سبز ، لازم است به عنوان یک سند افتخارِ کنشگران و فعالان آن محسوب شود نه یک ژست و یا فرصت برای بهره برداری سیاسی و یا جلب افکار عمومی . هر چه این هویت آشکار تر باشد ، امکان بسیج منابع را بیشتر و تشتت آراءو اختلاف میان سبزها را کمتر می کند . هم چنین زمینه را برای سوء استفاده ی هویت های ِمخالف ، از بین می برد . ( نمونه هایی از رفتارهای اپوزیسیون تند رو ، اصلاح طلبان و اقتدارگریان بر این مهم گواه اند)
———————-
اما نظرات شخصي در اين خصوص :
عبارت :
” حتی اگر تاسیس چنین نظامی ممکن باشد و یا شکل گیری آن در یک جامعه ی دینی با زیست مسلمانی ، « طبیعی » باشد ، تشخیص ِتوحیدی بودن یک ساختار ، البته خود محتاج عقلانیت است و معرکه ی آرا . ”
اين نكته بسيار فني و دقيقي است كه در خصوص دموكراسي ديني و جمهوري اسلامي هم رخ داده است . جمهوري اسلامي و دموكراسي ديني و نظام عقلانيت توحيدي ممكن است به شكل ” طبيعي ” ايجاد شوند اما قبل از ايجاد نبايد بر آنها اصرار داشت و يا داعيه اي در خصوص آنها مطرح شود .
به نظر من نظام عقلانيت توحيدي و دموكراسي ديني ، از جنش فرهنگ اند نه از جنس سياست . يك استراتژي فرهنگي در اداره ي حكومت و هم انديشي به حساب مي ايند نه يك استراتژي يا روش سياسي .
اگر بتوانيم با همين دقت و همين وضوح ، بدون آن كه از اشتباهاتمان بهراسيم با هم صحبت كنيم ، در اوهام و ابهام نخواهيم ماند .
باور بفرمائيد يك متن قابل نقد و واضح حتي اگر ابطال شود و از بين برود خدمت بيشتري به بشريت كرده است تا يك متن مبهم و كلي جتي اگر اثبات!!! شود و بردوام بماند .
اميدوارم كلمه بر اين شفافيت اصرار داشته باشد .
———–
لطفا : لينك قسمت هاي ديگر را هم بگذاريد .
چند سوال از جدول خوبتان :
1. اگر كسي به هويت سبز خود اقرار نكند ، آيا سبز است ؟
2. حقوق زنان و قوميت ها ( زبان مادري ) هم جايش خالي نيست ؟
3.آيا يك بهايي هم مي تواند سبز باشد ؟
4. ايا يك برنده ي خارجي جايزه ي نوبل كه به خاطر جنبش سبز اعتبار خود را هزينه مي كند و بيانيه مي دهد سبز نيست ؟
5.تلاش براي صيانت از راي مردم و مبارزه با نظارت استصوابي ، به چه معناست ؟ موضع گيري يا حمايت از كنش هاي جنبش ؟
6.اگر كسي از دين استفاده ي ابزاري كند ، سبز نيست آيا اين استفاده ي ابزاري به شخصيت هاي ديني و روحاني هم شامل مي شود ؟
7. كساني كه از امكانات خارجي ها مثل راديو فردا و بي بي سي استفاده مي كنند براي پيام سبز آيا مشمول بند 4 جدول نمي شوند ؟
و…
اين سوال ها روي دلم مانده بود و در خصوص خرد جمعي توحيدي هم كه خودتان اساره كرده ايد . از اين كه كارم را با اين جدول راحت كرديد ممنونم .
زنده باد سبز زنده باد مير حسين .. يا حسين
پيام ها خيلي فشرده منتشر مي شوند من پيام علي را نتوانستم بخوانم . فاصله ي خط ها كم است
عالی بود
من هم با جان و دل این منشور را می پذیرم.
به نظر من به غير أر بخش حق حاكميت مردم، بقيه اش بسيار گنگ بود ، بسيارى أر تناقضات حال حاضر را در خود جا داده و دوباره تاريخ تكرار مى شود. يعنى مى خواهيم يكسرى حرف گنگ در ظاهر زيبا را سنگ بناي شكل دادن به يك جامعه قرار دهيم و يكبار ديديم كه چه شد
اين نقد مايه اميدواري است. نميخواهم هيچ بخشي از آن را پر رنگ كنم، فقط بگويم كه هيچ حركتي در ايران امروز فراگير نخواهد شد، مگر آنكه نسبت خود را كاملاً آشكارا با دين اسلام مشخص كند. اتخاذ قرائت رحماني از دين از سوي موسوي ، بسيار هوشمندانه بوده است و در اين نقد نيز به آن اشاره شده است. “گذشت” بجاي “انتقام”، “آزادي انسانها” بجاي “مهار انسانها” و هزاران مثال ديگر ، نحوة رفتار ما سبزها را مشخص ميكند. از اين منظر هويت سبزها مبتني بر قرائت رحماني از دين است.
خود انتقادی در جنبش سبز زمینه ها توانمندیهای آن را فراهم میکند .به امید سرفرازی